|
اثبات وجود ازدواج موقت در اسلام
|
|
۱۵:۲۲, ۱۹/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۱ ۲۲:۵۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
نقل قول:قوانین را کلی و جهان شمول اثبات کنید نه بر اساس اعتقادات من! منظور شما از جهان شمول اثبات کردن شفاف نیست ، لطفا توضیح بدید که منظورتون چیه. یعنی باید اسلام رو با علم اثبات گرا اثبات کنیم؟ همه جا وقتی چیزی رو میخوان اثبات کنن باید یک مبنا داشته باشه یعنی شما چیزایی براتون قبلا اثبات شده باشه تا بر اساس اونها مسائل جدید رو به شما اثبات کنند. مثلا بدون اثبات خدا نمیشه رفت سراغ مسائل داخلی اسلام و... بنابر این ، این روش اثباتی که مد نظر شما هست نه فقط در مورد اسلام بلکه در مورد هیچ تفکر دیگه ای قابل اثبات و استفاده نیست. |
|||
|
|
۱۶:۱۷, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خب منظور شما اینه که از اثبات وجود خدا و وحدانیت خدا و... برای شما شروع کنیم؟
این کار قبلا انجام شده و موجود هست ، لطفا مطالعه بفرمایید وقتی تموم شد بیاید ادامه میدیم. |
|||
|
|
۱۶:۲۵, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۱۹/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۱ ۱۶:۴۰ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۹/دی/۹۱ ۱۶:۲۵)ایرانی نوشته است: خیر. گفتم که مبنا را بر قبول داشتن توحید، نبوت و قرآن گذاشتم. چشم. مرحله به مرحله! 1- قبول دارید خدا هرچی گفت باید انجام بشه؟ 2- قبول دارید پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سایر معصومین هم در راستای ولایت الله و به خاطر عصمتشون هرچی بگن صحیحه و حرف خداست یا اینکه عصمت رو هم اثبات کنیم براتون؟ پاسخ بفرمایید تا جلو بریم. |
|||
|
|
۱۷:۰۲, ۱۹/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۱۱:۵۸ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول: 1- قبول دارید خدا هرچی گفت باید انجام بشه؟ اگر عین جمله قرآن باشد بله اما تفاسیر خیر. چون تفاسیر متعلق به انسانهای غیرمعصوم است و مورد تردید من است. نقل قول: 2- قبول دارید پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سایر معصومین هم در راستای ولایت الله و به خاطر عصمتشون هرچی بگن صحیحه و حرف خداست یا اینکه عصمت رو هم اثبات کنیم براتون؟ بله حرف معصومان را قبول دارم. به شرطی که بتوان اثبات کرد آن سخنان بدون شک به معصومان تعلق دارد. با توجه به احادیث و روایات فراوان جعلی متاسفانه این مسئله به شدت مورد تردید است. |
|||
|
۱۷:۵۰, ۱۹/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۱ ۲۳:۱۵ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول:اگر عین جمله قرآن باشد بله اما تفاسیر خیر. چون تفاسیر متعلق به انسانهای غیرمعصوم است و مورد تردید من است. یه نمونه از این تفسیر هایی که میگید قبول ندارید رو بیارید. ببینید ، خارج کردن احکام الهی از دل اسلام اینطوری نیست که هر فقیهی در تخیلات خودش بشینه و هرچی به ذهن خودش رسید رو بنویسه (چیزی که شما تصور میکنید) اگر اینطور بود ، هر فقیهی در باره ی احکام به نظرات متفاوت میرسید ولی میبینید که هرکس که رساله ی علمیه مینویسه اختلافش با دیگر مجتهدین بسیار بسیار جزئی هست ، این نشون میده که این احکام زاییده ی فکر مجتهدین یا به قول شما تفسیر شخصی اونها نیست. مثلا شما آیه ی ولایت حضرت علی (علیه السلام) که هم مفسران شیعه و هم اهل سنت میگن این آیه اشاره به حضرت امیرالمومنین داره رو مثلا بدون تفسیر چطوری میخواید استفاده کنید؟ مگه نباید مصداق این آیه رو پیدا کرد؟ خب شما بیا مصداق رو پیدا کن ببین هرچی میگی من میگم تفسیر کردی! مفسر اصلی قرآن ، خود معصومین هستند و بسیاری از تفسیر های کلیدی که از قرآن میشه مبتنی بر احادیث هست. و باز هم تکرار میکنم ، اگر تفسیر شخصی در کار بود باید در احکام فقهی شیعه هزاران اختلاف عظیم میدیدیم در حالی که چنین نیست. علتش اینه که احکام حاصل تخیلات مفسر نیست و این برداشت شما غلط هست. در ضمن همونطور که گفتم بدون تفسیر خیلی از آیات و روایات قابل استفاده نیست. =-=-=-=-=-= حالا شما بفرمایید که وقتی ما از روایات اسلامی مسئله ی متعه رو برای شما بیاریم طبق گفته ی خودتون باید بپذیرید دیگه؟ شایدم میخواید این اشکال رو بگیرید که این حدیث هزار و چهارصد سال پیش نقل شده و از کجا معلوم مال معصوم باشه. که اینجا ما به علم رجال معتقد هستیم یعنی مثل حضرت عبدالعظیم حسنی اگر حدیثی رو نقل کرده باشن برای شیعه معتبر هست. اگر تا اینجا رو قبول دارید روایات مربوط به متعه رو میذاریم ، که طبق گفته ی خودتون چون مال معصومه باید قبول کنید. |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۲۰/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۰:۰۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
در کافي به سند خود از ابي بصير روايت کرده که گفت: من از امام ابي جعفر(علیه السلام)از مساله متعه پرسيدم، فرمود: بله در قرآن اين مساله نازل شده، و فرموده:"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة و لا جناح عليکم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة" (1).و در همان کتاب به سند خود از ابن ابي عمير از شخصي که نامش فراموش شده، و يا از نسخه افتاده از امام صادق(علیه السلام)روايت کرده که فرمود: آيه اينطور نازل شده بود:" فما استمتعتم به منهن الي اجل مسمي، فاتوهن اجورهن"(از زنان آن کساني که شما از آنان براي مدتي معين تمتع مي بريد واجب است اجرتشان را بدهيد" (2).
مؤلف قدس سره: اين قرائت را عياشي نيز از ابي جعفر(علیه السلام)نقل کرده، جمهور - يعني علماي اهل سنت - نيز آن را به چند طريق از ابي بن کعب و عبد الله بن عباس روايت کرده اند، که انشاء الله رواياتش خواهد آمد، و شايد[b] منظور از امثال اين روايات اين باشد که بفهمانند مراد آيه اين است، نه اينکه بخواهند بفهمانند آيه اينطور نازل شده بوده، و آن چند کلمه از آيه افتاده است. و در همان کتاب به سند خود از زراره روايت کرده که گفت: عبد الله بن عمير ليثي به حضور امام ابي جعفر باقر(علیه السلام)آمد، و عرضه داشت: در باره متعه زنان چه مي گوئي؟. امام فرمود، خداوند هم در کتابش آن را حلال کرده، و هم بر زبان پيغمبرش، پس متعه تا روز قيامت حلال است، عبد الله عرضه داشت: اي ابي جعفر آيا مثل تو کسي چنين فتوا مي دهد، با اينکه عمر آن را حرام کرد و از آن نهي نمود؟. حضرت فرمود: هر چند که عمر تحريم کرده باشد، عرضه داشت: من تو را به خدا پناه مي دهم از اينکه حلال کني چيزي را که عمر آن را حرام کرده. زراره مي گويد: امام باقر(علیه السلام)در جوابش فرمود: خيلي خوب، تو بر عقيده صاحبت باش، من هم به عقيده رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)باقي مي مانم حال بيا تا با تو بر سر اين مساله ملاعنه و مباهله کنم(يعني بر اين که قول رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)حق، و قول صاحب تو عمر باطل است) عبد الله عمير رو به آن حضرت کرد و گفت آيا دوست مي داري زنان و دختران و خواهران و دختر عمه هاي تو متعه شوند؟حضرت وقتي شنيد که او نام زنان و دختر عموهاي آن جناب را برد روي از او برگردانيد (3). و در همان کتاب به سند خود از عبد الرحمان بن ابي عبد الله روايت کرده که گفت: من از ابو حنيفه شنيدم که داشت از امام صادق(علیه السلام)از مساله متعه سؤال مي کرد، حضرت پرسيد.از کدام متعه مي پرسي - از متعه زنان، و يا متعه حج - عرضه داشت منظورم متعه حج بود، ولي فعلا مرا خبر ده از مساله متعه زنان، آيا اين عمل حق است؟حضرت فرمود: سبحان الله مگر کتاب خدا را نخواندي که مي فرمايد: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة" عرضه داشت: به خدا سوگند مثل اينکه اين آيه اي است که تاکنون آنرا نخوانده ام (4). و در تفسير عياشي از محمد بن مسلم از امام باقر(علیه السلام)روايت کرده که فرمود:جابر بن عبد الله از سيره رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)سخن مي گفت: از آن جمله گفت: من و يارانم با رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)به جنگ مي رفتيم، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عمل متعه را برايمان حلال کرد، و تا زنده بود حرامش نکرد، و علي(علیه السلام)بارها مي فرمود: اگر پسر خطاب يعني عمر قبل از من خلافت را به دست نمي گرفت، و از دست من نمي ربود، احدي جز شقي مرتکب زنا نمي شد(در نسخه اي ديگر به جاي شقي کلمه اشقي - يعني شقي ترين مردم - آمده)، و ابن عباس در تفسير آيه: "فما استمتعتم به منهن الي اجل مسمي فاتوهن اجورهن فريضة"مي گفت: اين مردم يعني دستگاه خلافت - به اين آيه کفر ورزيدند، ولي رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)آن را حلال کرد، و تا زنده بود تحريمش نفرمود (5). و در همان کتاب است که ابي بصير از امام باقر(علیه السلام)نقل کرد که در باب متعه و در معناي آيه شريفه: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة و لا جناح عليکم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة"فرمود: يعني اگر مدت متعه سر آمد، مي تواني تو پيشنهاد تمديد مدت دهي، و او نيز مي تواند مدت را بيشتر کند، در صورتي که زن راضي باشد، مرد مي گويد: "استحللتک باجل آخر - يعني ترا حلال مي کنم براي مدتي ديگر"که در اين صورت اين زن براي غير تو حلال نيست، تا آنکه عده اش سر آيد، و عده زن متعه دو حيض است (6). و از شيباني روايت کرده که گفت امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)در تفسير جمله: "و لا جناح عليکم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة"، فرموده اند: تراضي به اين است که مرد اجرت زن را زياد کند و زن مدت عقد را (7). مؤلف قدس سره: روايات در باره مطالب گذشته به طور تواتر و حداقل به طور استفاضه از ائمه اهل بيت(عليهم السلام)رسيده، و آنچه ما نقل کرديم نمونه اي از آنها بود، و اگر کسي بخواهد به همه آنها آگاه شود، بايد به جوامع حديث - از قبيل: کافي و من لا يحضره الفقيه و استبصار و تهذيب و امثال آن - مراجعه نمايد. |
|||
|
|
۱۲:۰۲, ۲۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۱ ۱۴:۰۸ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول: حالا شما بفرمایید که وقتی ما از روایات اسلامی مسئله ی متعه رو برای شما بیاریم طبق گفته ی خودتون باید بپذیرید دیگه؟ [size=medium]با سلام خیر بنده روایات و احادیث را به دلیل عدم اطمینان به صحت آنها نمی توانم بپذیرم و چون ظاهرا (تا جایی که من استنباط کردم) اثبات این مسئله بدون احادیث برای شما امکان ندارد فکر می کنم ادامه بحث بی فایده است و بهتر است ادامه ندهیم. |
|||
|
۱۵:۵۷, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بله در پست قبلی پیش بینی چنین ترفند فرار از حق رو پیش بینی کرده بودم و نوشتم:
(۱۹/دی/۹۱ ۱۷:۵۰)Havbb 110 نوشته است: شایدم میخواید این اشکال رو بگیرید که این حدیث هزار و چهارصد سال پیش نقل شده و از کجا معلوم مال معصوم باشه. دقیقا همونی که فکر میکردم رو گفتید. به هر حال با توجه به این پست آخر شما به این نتیجه رسیدم که کسی که خواب باشه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده باشه رو هرگز... =-=-=-=-=-=-=-= دوستانی که پیغام خصوصی دادن و استقبال کردن از وجود متعه در روایات ، به دلیل حجم بسیار بسیار زیاد مقاله نمیشه اینجا گذاشتش. شما لطف کنید برای مطالعه ی بیشتر به این آدرسها مراجعه کنید: ازدواج موقت در روایات (بخش اول) ادواج موقت در روایات (بخش دوم) [/b] قرآن و ازدواج موقت (بخش اول) قرآن و ازدواج موقت (بخش دوم) |
|||
|
|
۱۷:۰۷, ۲۱/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۱ ۲۳:۳۰ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با شما موافقم این خانوم اینطور که گفته بود علم الحدیث رو قبول نداره که شیعه و سنی قبول دارن بعد میاد میگه من امامان رو قبول دارم کلا سر کار بودیم
ایشون تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته هر چی روحانیت بگه رو نفی میکنه یه حکمی رو ملعبه میکنه تا شبهه ایجاد کنه آخرشم اینجوری جواب میده |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا ازدواج با کودکان در اسلام جایز است؟ | سعدی | 50 | 17,059 |
۲۹/مرداد/۹۵ ۱۲:۲۸ آخرین ارسال: سعدی |
|
| آیا صحیح است؟(این روشی که برای ازدواج موقت به کار میگیرند) | mahpare | 11 | 6,780 |
۲۸/مهر/۹۳ ۹:۰۲ آخرین ارسال: زینب خانوم |
|
| بررسی دلایل رشد ازدواج موقت در کشور | soheyl68 | 213 | 72,083 |
۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۰۱ آخرین ارسال: ترنم |
|
| نظر شما راجع به ترویج ازدواج موقت چیست؟(نظر سنجی) | ahmad1300 | 17 | 11,131 |
۱۰/دی/۹۱ ۱:۲۷ آخرین ارسال: رنجستان |
|









