|
ده افسانه دربارۀ خداناباوری
|
|
۲۰:۵۳, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- خدا ناباوران معتقدند زندگی بیمعنا است
خیر، «خدا ناباوران» بر این باورند که زندگی بسیار هم پرمعناست. آنها بر خلاف آموزههای مذهبی، ادامۀ زندگی را در جهانی دیگر نمیجویند بلکه با در پیش گرفتن یک زندگی کامل و مفید، از آن لذت میبرند. خدا ناباوران تصور زندگی بیمعنا را بیمعنی میدانند. 2- خدا ناباوری در بزرگترین جنایات بشری نقش داشته است اهل ایمان همواره اشاره میکنند که جنایات هیتلر، استالین، پُلپوت و مائو، نتیجه مستقیم آموزههای خداناباورانه است. اما مشکلِ کمونیزم و فاشیزم این نیست که آنها خشنتر از مذاهبِ دیگر هستند، بلکه این است که آنها بسیار شبیه مذاهب توحیدی هستند! چنین رژیمهایی از هستۀ فکری دُگمی برخوردارند، هویتی همچون فرقههای مذهبی به خود میگیرند. آشویتس، گولاگ و کشتزارهای مرگ، مثالهایی از عدم باورِ مذهبی نیستند بلکه نشانههایی از تعصبات سیاسی، ملی و قومی هستند که افسار گسیختهاند. هیچ جامعهای در تاریخ بشریت یافت نمی شود که از خِردگرایی آسیب دیده باشد. 3- خدا ناباوران متعصبند یهودیان، مسیحیان و مسلمانان ادعا میکنند کتب آسمانی آنها چنان پاسخگوی مشکلات مردم هستند که باید بر قلمِ صُنع پروردگاری دانا و توانا ساخته شده باشند. یک خداناباور کسی است که بر اساسِ این ادعا، کتب مذاهب توحیدی را مطالعه کرده و این ادعا را بیهوده یافته است. دلیلی ندارد برای زیر سوال بردن آموزههای مذهبی، متعصب یا بیایمان بود. استفن هنری رابرتز میگوید: «من و تو هر دو آتئیست هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. هرگاه فهمیدی چرا موجودیت خدایان دیگر را نمیپذیری، خواهی دانست چرا من خدای تو را نمیپذیرم.» 4- خداناباوران تصور میکنند همهچیز در جهان اتفاقی درست شده است هیچکس نمیداند جهان چگونه آغاز شده است. حتی در واقع نمیدانیم باید از واژۀ شروع استفاده کنیم یا آفرینش. این واژهها خود وابسته به کمیتِ زمان هستند؛ در حالیکه این بحث خود به منشاء فضا-زمان میپردازد. این برداشت از باور به وقوعِ اتفاقیِ جهان توسط خداناباوران، به تئوریِ تکامل داروین باز میگردد. همچنانکه ریچارد داوکینز در کتاب «پندارِ خدا» میگوید، حاصلِ برداشتی سراسر اشتباه از تئوری تکامل است. تکامل، ترکیبی است از انتخاب طبیعی و جهش اتفاقی. خداناباوران اعتقاد دارند هستی، به تنهایی از انتخابات اتفاقی بوجود نیامده است. 5- خداناباوری ارتباطی با دانش ندارد میشود دانشمند بود و به خدا اعتقاد داشت. این بدیهی است که تفکر علمی، بیشتر میتواند منجر به خداناباوری شود تا صرفِ داشتنِ ایمان. مثلا در آمریکا حدود 90% جمعیت به خدایی شخصی اعتقاد دارند اما هنوز 93% از دانشمندان آکادمی ملی علوم، خداناباور هستند. 6- خداناباوران مغرور و پر افادهاند زمانی که دانشمندان چیزی را نمیدانند – مثلا اینکه جهان چگونه آغاز شد یا نخستین ملکولهای حیات چگونه شکل گرفتند – به آن اذعان میدارند. تظاهر به دانستن چیزی که نمیدانیم، در جهانِ دانش گناهی نابخشودنی است، چیزی که در ایمانِ مذهبی از پایههای تفکر محسوب میشود. یک نکتۀ جالب در مومنان مذهبی این است که با فروتنیِ کامل به دعا و نماز میپردازند در حالیکه ادعا می کنند مذهب ایشان به حقیقت همۀ چیزهایی دست یافته که دانشمندان در حقیقت ان درماندهاند. هنگامی که در مورد جهان و جایگاه ما در آن پرسشی مطرح میشود، خداناباوران از دانش مدد میگیرند، بیآنکه از مفروضاتِ نامعلوم و مبهم نامی به میان آورند. و این تکبر نیست، عین درستکاری است. 7- خداناباوران از تجربیات روحانی بینصیبند هیچ چیز نمیتواند خداناباور را از عشق و شور و مستی و لذت و ترس بازدارد. آنچه یک آتئیست از آن احتراز میکند، ربط دادن این امور به ماوراء الطبیعه است. وی این احساسات را چون واقعیتی طبیعی میپذیرد. تجربیات روحانی بسیاری از مذهبیون به بهبود زندگی آنها کمک کرده است زیرا اصولا القاءِ حس مثبت، بر روان و مغز انسانها تاثیر میگذارد. آیا نماز و ادعیه مسیحیان میتواند مسیح را تنها راهِ نجات بشریت معرفی کند؟… خیر، زیرا میلیونها هندو، بودایی و مسلمان نیز از این تجربیات روحانی استفاده میکنند و عقیدهای مشابه دارند و منجیانی مشابه. اما حقایق تاریخی و صحتِ افسانههای مذهبی، چیزهایی هستند که تجربیات روحانی نمیتوانند آنها را اثبات کنند. 8- خداناباوران معتقدند زندگانی و عقاید انسان پوچ و بیهوده است خداناباوران مرزهای ادراک انسانی را محدود میدانند، چیزی که مذاهب توحیدی آنرا قبول ندارند. این واضح است که ما کاملا جهان را نشناختهایم، اما این هم واضح است که انجیل یا قرآن در شناخت بهتر جهان کمکی به ما نکردهاند. ما نمیدانیم آیا حیات هوشمند در مکانی دیگر نیز وجود دارد یا خیر؛ اگر چنین باشد، شاید آنها به درک و دانشی فراتر از دانش فعلی ما دست یافته باشند. یک خداناباور چنین احتمالی را رد نمیکند. اگر چنین موجودات خارق العادهای در جهان وجود داشته باشند، محتویات کتبِ مذهبی اسمانی، برای آنها بسیار پیش پا افتادهتر خواهد بود تا برای ما! 9- خداناباوران انکار می کنند که مذاهب حاوی منفعتهای زیادی برای جوامعند آنها که بر نقش مفید مذاهب بر جوامع انسانی تاکید میورزند، در نظر نمیگیرند که این اثرات نمیتوانند حقانیتِ اصول مذهبی را اثبات کنند. تفاوت عمیقی میان پندارهای آرامشبخش و حقیقتِ عریان وجود دارد. در حقیقت، در مورد اثرات مثبت مذاهب جای اختلاف نظر وجود دارد. در اکثر موارد به نظر میرسد مذاهب توحیدی برای ترویجِ رفتارهای پسندیده، از استدلالهایی زیانبار استفاده میکنند؛ در حالیکه استدلالهای خوبی وجود دارند. از خود سوال کنید کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟ 10- خداناباوران به اصول اخلاقی پایبند نیستند اگر یک انسان به این درک نرسیده باشد که ظلم و شقاوت بد است، با مطالعۀ کتبِ آسمانی هم به این نتیجه نخواهد رسید، زیرا این کتب مذهبی، خود سرشارند از شقاوت و خشونت زمینی یا آسمانی! ما خداناباوران اصول اخلاقی خود را از کتب آسمانی استخراج نمیکنیم. ما با اتکاء به فراست و فهم ذاتی خود، اصول اخلاقی خود را بنا میکنیم. اصولی که مبنای آن، هزاران سال تحقیق و تفکر و تفحص دربارۀ علل و امکان وقایع است. بشر در طول تاریخ، اصول اخلاقی شایان توجهی را بنا نهاده و اینکار تنها به کمکِ کتب آسمانی صورت نپذیرفته است. کتبِ مذهبی درون خود بردهداری را ترویج میکنند، اما هر انسان آزاده و اخلاقمداری به زشتی این عمل اذعان دارد. هر آنچه از اخلاق در کتب آسمانی ذکر شده ، میتواند تنها بر اساس ارزش اخلاقی عمومی آنها مورد تایید قرار گیرد؛ بدون آنکه به این معتقد باشیم دستی نامرئی آنرا از آسمان برایمان به ارمغان اورده باشد.
ده افسانه و حقیقت دربارۀ آتئیزم به قلم سم هریس ترجمه لاادری
|
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۵۷, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۴ توسط III I III.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۶)bidel نوشته است: تعجب می کنم. سه بار اصول مباحثه تو این موضوع رو گفتم و برخی گوش نکردند: اولاً آیات و روایات براهین است شما به چشم سخنان بنده بخوان نه آیات دوماً سوال بنده این است: باید از خود بپرسد انسان که با اینکه احتمال به وجود آمدن کل هستی با روابط منظمش بدون خالقی دارای علم و قدرت و ... نزدیک به صفر است چرا ما دوست داریم بچسبیم به آن ا حتمال نزدیک به صفر؟
علاوه بر این که این اظهارات رو جالب میدانم: ایشان معتقد است که خللی در حکم عقلانی و اثبات پذیر عدم وجود خدا وارد نیست: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: و در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158494.html#pid158494 این چنین بیان داشته اند: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است:این جانب عرض کنم که من معتقدم جهان مخلوق خداست بدون شرح... یک جا می فرمایند که صد در صد نمی توان اثبات کرد که خدا نیست : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-159113.html#pid159113 (۱۸/آبان/۹۱ ۱۹:۴۹)namekarbary نوشته است:(۱۸/آبان/۹۱ ۱۵:۳۲)Reza71 نوشته است: طبق این نظر نه خدا هست نه خدا نیست.... یک می گویند کاملاً می شود با عقل اثبات کرد که خدا نیست : (۳۱/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۵)namekarbary نوشته است: و نتیجه بدیهی این که اگر فرشتگان به سوی انسان فرستاده بشن، مردگان به سخن در بیان و هر چيزى دسته دسته در برابر انسان گرد آورده بشه، خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره. یک جا در مورد عقل می گویند: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28337-post-267576.html#pid267576 (۲۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۳)namekarbary نوشته است: تنها چیزی که قابلیت تشخیص صحیح و ناصحیح رو داره عقل هست. بعد اینجا می فرمایند خیلی با عقل کار نداریم : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158541.html#pid158541 (۱۶/آبان/۹۱ ۱:۳۵)namekarbary نوشته است: |
|||
|
۱۱:۰۱, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۵۶)سید ابراهیم نوشته است: دوستان گرامی حالا که بحث به این جا رسید بد نیست این تاپیک هم ببینید، میتواند به روشن تر شدن بحث کمک کند: |
|||
|
۱۱:۰۴, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
سوال بنده این است:
چرا با اینکه احتمال به وجود آمدن کل هستی با روابط منظمش بدون خالقی دارای علم و قدرت و ... نزدیک به صفر است چرا برخی دوست دارند بچسبند به آن احتمال نزدیک به صفر؟ |
|||
|
۱۱:۱۳, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
نقل قول:اولا ما کلی حرف زدیم نوشتیم و گعتیم که احتمال بوجود آمدن جهانی اینچنین منظم توسط یک خالق توانا و هوشمند نزدیک به صفره. نه اینکه احتمال به وجود اومدنش بدون خالق نزدیک به صفر باشه. شما برعکس برداشت کردید. توحید یه احتمال نزدیک به صفره( از نظر داروینیسم ) و شما هستید که به اون احتمال تقریبا صفر چسبیدید. حالا فکر کنم دارید به حرف من در دو ارسال قبلی می رسید که عقل توانایی اثبات توحید رو نداره. در اصل باید مهندسی معکوس برید. یعنی باز از عقل کمک بگیرید و بگید یه جامعه بدون توحید و معاد به کجا می رسه. به نفع کی می شه؟ به ضرر کی می شه؟ چه اتفاقاتی و چه چالش هایی تو اون جامعه و افرادش رخ می ده. امیدوارم حرفی نمونده باشه چون باید به این نتیجه رسیده باشیم که عقل توانایی اثبات مستقیم توحید رو نداره. پس این موضوع نیازی به ادامه نداره |
|||
|
۱۱:۱۴, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۱۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
کاربر عزیزIII I IIIضمن خوش آمد.
چرا نزدیک به صفر.؟؟ خود صفر است. به وجود امدن هرچیزی حتی در اوج بی نظمی بدون علت اولیه خود صفر و تناقض است. بارها و بارها در همین تالار این حقیقت ثابت شده است ولی خوب نفس اجازه نمی دهد متاسفانه ![]() در ضمن bidel گرامی، اگر قراره خودتون بیان بفرمایید و خودتون هم نتیجه بگیرید، خب بفرمایید من قابلیتی در این تاپیک بگذارم تا دوستان نتوانند پاسخی بدهند و تنها از شما بهره مند بشویم. بنده حقیر بارها در اینجا به این مسئله پرداختم. ولی نمیدونم چرا....
|
|||
|
۱۱:۲۲, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
بردار عزیز. سید ابراهیم!
چرا این کارو می کنید. من دارم می گم نظم کنونی جهان وجود داره. همه امون این رو قبول داریم که جهان منظمه. اما مشکل من سر پیدایش اون هست. گل لگد نکردیم که! کلی حرف زدیم آخرش این نتیجه رو گرفتیم:1- نظم فعلی به صورت تصادفی و به کمک اصل انتخاب طبیعی ایجاد شده است. 2 - نظم فعلی توسط یک خالق و آگاهانه ایجاد شده است. کل حرف زدم و گفتم که احتما اولی نزدیک به صده و احتمال دومی نزدیک به صفره. چند بار بگم که من ( )می گم احتمال توحید در داروینیسم که کاملا تابع عقلانیته، صفره، صفره، صفره! ![]()
|
|||
|
۱۱:۲۲, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۴ توسط III I III.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
با توجه به منطق مورد پذیرش جناب namekarbary پیشنهادمان به جناب bidel این است که سعی کنند که یک نوزاد رو بگذارند در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشند که بعد از چند لحظه الی هزار یا چند میلیون یا چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال امیدوارد باشند تا تاپیک مورد نظرش تایپ شده و ارسال شود. البته می توانند بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خودشان حتی نوزاد هم نگذارند فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی که ارائه می دهند بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظرشان سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد. خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است. دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان ![]() پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود... سوال بنده این است: چرا با اینکه احتمال به وجود آمدن کل هستی با روابط منظمش بدون خالقی دارای علم و قدرت و ... نزدیک به صفر است چرا برخی دوست دارند بچسبند به آن احتمال نزدیک به صفر؟ علاوه بر این که این اظهارات رو جالب میدانم: ایشان معتقد است که خللی در حکم عقلانی و اثبات پذیر عدم وجود خدا وارد نیست: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: و در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158494.html#pid158494 این چنین بیان داشته اند: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است:این جانب عرض کنم که من معتقدم جهان مخلوق خداست بدون شرح... یک جا می فرمایند که صد در صد نمی توان اثبات کرد که خدا نیست : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-159113.html#pid159113 (۱۸/آبان/۹۱ ۱۹:۴۹)namekarbary نوشته است:(۱۸/آبان/۹۱ ۱۵:۳۲)Reza71 نوشته است: طبق این نظر نه خدا هست نه خدا نیست.... یک می گویند کاملاً می شود با عقل اثبات کرد که خدا نیست : (۳۱/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۵)namekarbary نوشته است: و نتیجه بدیهی این که اگر فرشتگان به سوی انسان فرستاده بشن، مردگان به سخن در بیان و هر چيزى دسته دسته در برابر انسان گرد آورده بشه، خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره. یک جا در مورد عقل می گویند: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28337-post-267576.html#pid267576 (۲۸/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۳)namekarbary نوشته است: تنها چیزی که قابلیت تشخیص صحیح و ناصحیح رو داره عقل هست. بعد اینجا می فرمایند خیلی با عقل کار نداریم : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158541.html#pid158541 (۱۶/آبان/۹۱ ۱:۳۵)namekarbary نوشته است: |
|||
|
۱۱:۲۸, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۲)bidel نوشته است: بردار عزیز. سید ابراهیم! اخوی من اصلا اجازه نمیدم که تو این مباحث کسی بخواهد عصبانی بشه ها پس این شکلک های عصبانی را بردارید..چون سنخیتی با بحثهای منطقی ندارد.ما اصلا به داروینیسم و.. کاری نداریم. شما در ارسال قبلی تان فرمودید که پس نتیجه میگیریم که با عقل نمیتوان توحید را اثبات کرد، من به این جمله شما خرده گرفتم. |
|||
|
|
۱۱:۳۰, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۴۶ توسط III I III.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
(۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۲)bidel نوشته است: 1- نظم فعلی به صورت تصادفی و به کمک اصل انتخاب طبیعی ایجاد شده است. دوستان به عبارت انتخاب طبیعی توجه ویژه مبذول دارند اولاً نمی دانیم که این دنیا از عدم به وجود آمده یا از ازل چیزی بوده فرض از ازل چیزی بوده که البته فرض 3نقطه ای است از مشتی موجود بی شئور، به طور کاملاً شئورمند به صورت هوشمندانه با قواعد منطقی فرایند انتخاب شکل گرفته و حاصل شده نظم به وجود آمده در این عالم آنهم از مشتی موجود فاقد شئور و حیات و ... با توجه به منطق مورد پذیرش جناب namekarbary پیشنهادمان به جناب bidel این است که سعی کنند که یک نوزاد رو بگذارند در مقابل کیث وکیبورد و امیدوار باشند که بعد از چند لحظه الی هزار یا چند میلیون یا چند میلیارد سال بر اساس علم احتمال امیدوارد باشند تا تاپیک مورد نظرش تایپ شده و ارسال شود. البته می توانند بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی و غیر احساسی خودشان حتی نوزاد هم نگذارند فقط کامپیوتر را روشن کرده مقابلش بنشینید و امیدوار باشد بر اساس مبانی کاملاً علمی و عقلی که ارائه می دهند بعد از نهایتاً چند ملیارد سال تاپیک مورد نظرشان سر از قسمت ارسالهای جدید تالار بیداری اندیشه دربیاورد. خواهش می کنم به من هم نخندید چون کاملاً منطقی دارم بحث می کنم و عقلانی و نه احساسی بر اساس یافته های بزرگترین خداناباوران کل این عالم هستی منظم بدون نیاز به ناظم و خود به خود به وجود آمده است. دیگر به وچود آمدن خود به خود یک تاپیک که چیزی نیست دوستان ![]() پ.ن: خواب را می شود بیداری کرد، کسی که خود را به خواب بزند با لگد هم نمی شود... سوال بنده این است: چرا با اینکه احتمال به وجود آمدن کل هستی با روابط منظمش بدون خالقی دارای علم و قدرت و ... نزدیک به صفر است چرا برخی دوست دارند بچسبند به آن احتمال نزدیک به صفر؟ دوستان خیلی جالب اظهاراتی مشابه پرده اول: در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16003-post-158494.html#pid158494 این جناب namekarbary چنین بیان داشته اند: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است:این جانب عرض کنم که من معتقدم جهان مخلوق خداست بعد مرقوم فرمودند: ایشان معتقد است که خللی در حکم عقلانی و اثبات پذیر عدم وجود خدا وارد نیست: (۱۵/آبان/۹۱ ۱:۲۷)namekarbary نوشته است: خللی به این حکم عقلانی و اثبات پذیر وارد نمی شه که خدا وجود نداره. [/font] [font=Times New Roman]خوب من سوالم از جناب bidel به عنوان یک مسلمان این است که شما چگونه برای خود اثبات کردید که خدا هست؟ تا بعد از شما بپرسیم به عنوان یک مسلمان چگونه برای خود اثبات کردید که معاد هست و نبوت هم هست. (۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۶)bidel نوشته است: درسته که من یک مسلمان هستم. منت بگذارید و ما رو راهنمایی بفرماید ای مسلمان گرامی
|
|||
|
۱۱:۴۶, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
قرار نیست یک نظم توسط موجودی با شور به وجود بیاد.
چشمه های کوهستان رو تصور کنید. این یک چرخه ی کامله. که یه قسمتی اش همون چشمه هایی هستن که از قله به دامنه میان. آیا کسی بوده که مسیر این چشمه رو تایین کنه؟ کار خدا بوده؟ من می گم نه. چون: 1- آب به خاطر جاذبه ی زمین متمایله که پایین بیاد پس به سمت دامنه میره. تا اینجاش که قانون جاذبه بود نه خدا 2 - آبی که پایین میاد به سنگ و درخت و مانع می رسه. پس از کنارش دور می زنه و رد می شه این هم قانون جاذبه و اسطکاک بود و خبری از خدا نیست. 3 - آخر سر یک مسیری به وجود می یاد که در اصل کوتاهترین( و کم مانع ترین ) مسیر به دامنه است. دیدید که خبری از خدا نبود. همه انتخاب طبیعی بود. خدا نیومد به آب امر و نهی کنه از اینجا برو و از اونجا برو. اما چشمه کوتاه ترین مسیر رو داره. در حالی که این مسیر هوشمندانه نبوده. می خوام بگم برای تولید نظم نیازی به هوشمندی نیست. همین جوری هم تولید می شه. در ضمن آقای سید ابراهیم من گفتم که با روش های فعلی نمیشه توحید رو اثبات کرد. یعنی با روش مستقیم توحید اثبات شدنی نیست بلکه باید به روش های غیر مستقیم متوسل شد. یعنی بگیم عدم وجود توحید چه مشکلاتی داره |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,784 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|










![[تصویر: part5.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/046/part5.png)
![[تصویر: part6.png]](http://namekarbary.persiangig.com/bandishe/046/part6.png)


کلی حرف زدیم آخرش این نتیجه رو گرفتیم:
)می گم احتمال توحید در داروینیسم که کاملا تابع عقلانیته، صفره، صفره، صفره! ![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)
پس این شکلک های عصبانی را بردارید..چون سنخیتی با بحثهای منطقی ندارد.