|
دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه
|
|
۱۸:۰۳, ۱۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۷:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بعد از این که در این تاپیک در مورد جانشینی جناب ابوبکر بحث شد و طرف بحث انصراف داد . خواهر محترم دیگری تقاضای بحث در تاپیک جدید را داشت تاپیک قبلی به احترام عزیزان اهل سنت . این تاپیک ایجاد شد . دوستا مثل همیشه فقط یک نفر بحث میکند و بقیه در پیام خصوصی کمک کنند احترام طرفین و مقدسات یکدیگر کاملا رعایت شود . اگر کسی توهینی انجام داد بی تعارف یک هفته محروم میشود سوال اول بنده چه دلایلی دارید که خلافت ابوبکر بعد از پیامبر را توجیه کند . یا به عبارتی ایشان بر اساس چه دلایلی از قران و سنت به جانشینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و اینکه چه شد که ایشان خلیفه شد ایا پیامبر جانشیت تایین کردند ؟ چرا؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۱۳, ۲۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۲ ۰:۱۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
با تشکر از شما .
اگر ۲ بحث رد شورا و ایات قران مورد ذکر شما همزمان پیگیری شود زیاد جالب نیست بعد جناب عایشه شما به ایات دیگری که بنده میخواستم اقامه کنم (البته از قول اهل سنت) میگویید تفسیر ساختگی! انوقت خودتان... اما ایاتی که میگید در مورد مهاجرین و انصار است . نکته مهم اینکه در صورتی که همه مهاجرین و انصار را مورد توجه قرار داده . خوب یک تحسین دسته جمعی است و فضیلت خاصی برای کسی نیست . که بخواهد پایه و یا دلیل خلافت باشد . در مورد انها سخن میگوییم . در مورد تفسیر هایی که از بعضی ایات در مورد جناب ابوبکر گفتید . خوب همانطور که شاید بدانید در بحث باید روی مشترکات و یا مطالب مورد قبول طرفتان دلیل بیاورید . برای همین ارزشی برای بحث ندارد . اینکه این ایات را برای ایشان جعل کرده باشند با توجه به اینکه قدرت ۱۰۰۰ سال دست ایشان بوده و تاریخ را هم فاتحان مینویسند . در ضمن خواهر گرامی شما باید هر چیزی را با مستنداتش نقل بفرمایید . تا سندیت و صحتش را بتوان بررسی کرد! حالا من برایتان از صحیح ترین کتب اهل سنت حقیقت را بیان میکنم به اعتراف خود عایشه هیچ آیه ای در قرآن در شأن او و پدرش ابوبکر و خاندان آنها نازل نشده است جز آیه ی عذر عایشه یا همان آیه ی افک. این مطلب در کتاب صحیح بخاری - چاپ المطبعة الامیریة - جلد ۶ - کتاب التفسیر - باب تفسیر سوره احقاف - صفحه ۱۳۳ موجود می باشد. تصویر زیر جلد ۶ و صفحه ۱۳۳ کتاب صحیح بخاری می باشد. ترجمه حدیث : از یوسف بن ماهك نقل شده است كه معاویه بن أبى سفیان، مروان را به حكومت حجاز منصوب كرده بود، مروان خطبه خواند و در آن از یزید بن معاویه نام برد تا براى حكومت بعد از پدرش از مردم بیعت بگیرد. عبد الرّحمن بن أبى بكر چیزى گفت، مروان گفت: او را بگیرید. عبد الرّحمن وارد خانه ی عایشه شد و آنها نتوانستند او را دستگیر كنند. مروان گفت: او كسى است كه خداوند این آیه را درباره او نازل كرده است: و آن كس كه به پدر و مادر خود گوید:اف بر شما، آیا به من وعده مىدهید كه زنده خواهم شد تا اخر ایه. عایشه از پشت پرده گفت: هیچ چیزى از قرآن را خداوند درباره ی ما خاندان نازل نکرده است؛ مگر این كه خداوند،عذر مرا نازل كرده است. ( اشاره به آیه ی افک ) منابع بیشتر : ۱ ـ در المنثور ، جلد ۷ ، صفحه ۴۴۴ ، ناشر : دار الفکر - بیروت لبنان ۲ ـ فتح الباری شرح صحیح البخاری ، جلد ۸ ، صفحه ۵۷۷ ، ناشر : دار المعرفه - بیروت نتیجه : ۱ ـ با این اعتراف عایشه ثابت شد که هیچ آیه ای در شأن او و خاندان آنها در قرآن موجود نیست. 2 ـ به اعتراف خود عایشه خداوند آیه عذر او ( افک ) را در قرآن نازل کرده است که به ماریه ی قبطیه یکی از همسران پیامبر تهمت زنا زده بود. ۴ ـ آیا با این اعتراف ، جماعت اهل تسنن باز هم می گویند در قرآن در شأن ابوبکر و عایشه و خاندانش آیه وجود دارد؟ البته بحث روی این ایات را جدا گانه بررسی میکنیم مهمترین ایه . ایه غار است قبلا در این لینک در مورد ان بحث شده پست ۸ همون تاپیک هم خواندنیست . دیگه تکرار مکررات نمیکنیم . اگر اشکالی بود هم همونجا مطرح کنید بهتره . از بحث طولانی و به درازا کشیده شدن مطلب جلوگیری میکنیم اولاً: آيه غار در باره ابوبكر نازل نشده است و او به همراه رسول خدا صلي الله عليه وآله در غار نبوده است؛ ثانثاً: آمدن او با اجازه رسول خدا صلي الله عليه وآله نبوده است؛ ثالثاًٌ: بر فرض قبول اين مطلب كه آن شخص همراه رسول خدا ، ابوبكر بوده، اين آيه، جز اين كه ثابت مىكند ابوبكر در اين سفر دائم الحزن بوده و با بىتابي، اندوه ، گريه و نالههاى پي در پي ، بر زحمت پيامبر مىافزود، فضيلتي را براى او به ارمغان نمىآورد. در همان تاپیک در مورد اینها توضیح داده شده . ادامه دارد ... به امید خدا [[/url] |
|||
|
|
۱۹:۵۰, ۲۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۲ ۲۰:۳۲ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم در خصوص شورا: [/font][font=Times New Roman] 1- بیعت سقیفه ناگهانی و بیمقدمه انجام گرفت و چنانکه سیدنا عمربارها فرمودند: «بيعة أبي بکر کانت فلتة وقی الله شرها»: بیعت باابوبکر عجولانه انجام شد و خداوند [ما را] از عواقب بد [این شتاب] حفظ فرمود». علت این کار نیز چند چیز بود: الف – مدت بیماری رسول الله طولانی نبود و شاید کمتر از یک هفته طول کشید و در این مدت نیز چند بارعلائم بهبودی در وجود مقدس آن حضرت دیده شد به طوری که گمان جدی نمیرفت که باآن مرض دنیا را وداع گوید، از این رو مجالی برای تفکر و تدبر اصحاب و مشورتهای وسیع دست نداد. ب – وفات رسولخدا زمانی رخ داد که متنبیانی چون «مسیلمهی» کذاب و «اسود عنسی» در اطراف و اکناف مدینه کوس نبوت میزدند و اگر در تعیین زمامدار و سرپرست جامعه کوتاهی میشداحتمال میرفت ریشهی فساد روز به روز محکمتر شده و مدینه از طرف این مدعیان دروغین که دشمن اسلام بودند و پیروانی گرد آورده بودند، محاصره و تصرف شود. ج – پیغمبر خدادر سالهای واپسین عمر مبارکش نامههایی به پادشاهان بزرگ آن روز دنیا چون هرقل قیصر روم و خسرو پرویز شاهنشاه ایران و مقوقس فرعون مصر نوشته و آنان را به دیناسلام دعوت فرموده بود و این پادشاهان و رؤساء با قدرت جدیدی مواجه شده بودند و ازاینکه از طرف قوای اسلام غافلگیر شوند، آسوده خاطر نبودند، مسلمین نیز میبایست نسبت به دشمنی و دستاندازی و تجاوز آنان به مرزهای اسلام هشیار باشند. اوضاع درزمان رحلت پیامبر ناآرام و آبستن حوادث بود و اگر دشمن مطلع میشد که پیغمبراسلام از دنیا رفته است و در امر تعیین زمامدار دو دستگی و اختلافاتی هست، چه بسا برای حمله به مسلمین درنگ نمیکرد. لذا برای قطع طمع دشمنان و جلوگیری از چنین پیشامدی باید در تعیین خلیفه عجله میشد. د – هنگام بیماری رسول خدا لشکری تحت لوای «اسامه بن زید» از جانب رسول خدا تجهیز شده بود که به طرف «یرموک» برود، لیکن وفات رسول اکرم آنان را بلاتکلیف و سرگردان کرد و تعیین تکلیف آنان با تعیین زمامدار معلوم میشد و این تکلیف میبایست هر چه زودترتعیین شود. هـ - تعیین امام و سرپرست امت و رئیس قوهی مجریهی اسلام واحکام آن از مهمترین واجبات است و درنگ و سستی در آن شرعاً جایز نیست خصوصاً با آن اوضاع آشفته که ذکر شد و با توجه به وضعیت روحی و روانی مردم که با فقدان پیامبر مواجه شده و روحیهی نامساعدی داشتند (طبق تاریخ ابن اثیروسیره ابن هشام) و تأخیر در این مسأله به هیچ وجه صلاح نبود. سیدنا علی رضی الله عنه خود نیز در نامهای که برای معاویه فرستاد به تسریع و عدم تأخیر در تعیین امام و پیشوا تصریح فرموده و نوشته است که: «والواجب في حکم الله وحکم الإسلام على المسلمين بعد ما يموت إمامهم أو يقتل ضالاً کان أو مهتدياً مظلوماً کان أو ظالماًحلال الدم أو حرام الدم أن لا يعملوا عملاً ولا يحدثوا حدثاً ولا يقدموا يداً أورجلاً ولايبدو بشيء قبل أن يختاروا لأنفسهم (وفي بحار الأنوار لجميع أمرهم)إماماً» .... به حکم خداوند و به حکم اسلام بر مسلمانان واجب است پس ازمرگ امام و پیشوایشان و یا کشته شدنش، خواه گمراه باشد یا راه یافته، مظلوم باشدیا ستمگر، خونش حلال باشد یا حرام [در هر صورت واجب است که مسلمین] هیچ کاری انجام ندهند و کاری نکنند و دست به پیش نبرند و پای فرا پیش ننهند و کاری را آغاز نکنندمگر آنکه پیش از هر کاری برای خویش امامی برگزینند (بحارالانوار-ج18-ص513)... پس تعیین امام از جانب مردم از أوجب واجبات است. و - بین مهاجر و انصار در یکی از غزوات اختلافی افتاد که معلوم شد ریشهی تعصبات قبیلهای در میان عامهی مردم هنوز کاملاً نخشکیده و ازهر گونه خصلتی بر ایشان حاکمتر و قویتر بوده و ممکن است روزی مصیبتی بار آورد وهمچنین بین «اوس» و «خزرج» که گاه مشکلاتی بروز میکرد، از این رو واجب مینمودکه مسلمانان هر چه سریعتر امام و زمامدار خود را تعیین کرده و اوامر و احکام شریعتأبدیة إلهیة راکه به هیچ وجه تعطیل بردار نیست به جریان اندازند. همچنین آن دسته از مهاجران که از حدیث «الأئمة من قريش»مطلع بوده و یا اکثریتی از ایشان که وصایای مشفقانهی پیامبر اکرم در مورد انصاررا شنیده بودند، به یاد داشتند که آن حضرت میفرمود: «خداوند، انصار را وفرزندانشان و فرزندان فرزندان آنها را رحمت فرما» و یا «همچنان که انصار مرا یاری کرده و از من دفاع کردند از آنان حمایت و مراقبت کنید»، از این رو همچون سیدنا علی؛ معتقد بودند (طبق خطبه 67 نهج البلاغه) که معنای ضمنی این وصایا آن است که از نظر پیامبر اگر سرپرستی و رهبری امت در مهاجرین باشد، به پسند آن حضرت نزدیکتراست، از این رو شتاب انصار در انتخاب خلیفه آنان را ناگزیر کرد که برای ممانعت ازنصب خلیفه توسط انصار و برای از دست نرفتن فرصت، در تعیین خلیفه با عجله اقدام کنند تا زمام اختیار از دستشان نرود. علاوه بر اینکه سیدنا علی مشغول تجهیز پیکر پیامبر بود، لذا خود را در معرض انتخاب مردم نگذاشت و عملا در این باب اقدامی نفرمود وچه بسا مردم با توجه به جوانی آن حضرت، عدم حضور حضرتش را بر عدم رغبت آن بزرگواربدین کار تعبیر کرده و لذا متعرض حضرتش نشدند.( فی المثل آن حضرت میتوانست کسی را مأمور کند که در سقیفه حاضر شود و از جانب وی سخن بگوید و آن حضرت را نیز به عنوان نامزد خلافت مطرح نماید و مردم را از شتاب در انتخاب خلیفه باز دارد، تا این که آن حضرت از تجهیزپیکر رسول خدا فراغت یافته و خود را به سقیفه برساند.) 2- این همه اخبار فضائل و مناقبی که امروزه در کتابها دربارهی سیدنا علی و بدگویی از دیگر اصحاب پیامبر جمع شده و توجیه و تأویلی که در این باب به آیات قرآن تحمیل کردهاند! و شخصیت مافوق بشری و اسطورهای که برای آن حضرت ساختهاند و فاصلهی دست نیافتنی و عظیمی که امروز میان آن حضرت و دیگران به نظر میرسد، در آن زمان وجود نداشت و هیچ یک از اصحاب، آن حضرت را «عین الله الناظرة وید الله الباسطة» نمیدانست. لذا از نظر صحابهی پیامبر، امتیاز و فضل آن حضرت اگر چه آشکار و مشهود بود اما به حدی نبود که کاملا و تماما مانع از عرض اندام سایرین وتوجه اصحاب به غیر آن جناب شود و چنان دیگران را تحت الشعاع قرار دهد که به چشم نیایند. لذا مقید نبودند که قطعا و حتما آن حضرت زمامدار شود و بسا که به گمان خودپیران تجربه یافته را بر جوانان فاضل و مجاهد ترجیح میدادند و بدین جهت به دیگری پرداختند، مع ذلک در میان صحابهی رسول چند تن معدود یافت میشدند که فقط سیدنا علی را شایستهی امامت و زمامداری أمت میدانستند و این نه به جهت منصوصیت آن حضرت ازجانب خدا و رسول بود بلکه از آن جهت که سیدنا علی را از هر جهت برای امامت لایقتر میدیدند و حتی خطبهی دروغین شقشقیه نیز که بسیار مورد توجه و علاقهی طرفداران «ولایت منصوصه» است، جزاین معنی و مقصود را نمیسازد که خود را اولی از دیگران میداند و میفرماید: الف)«لقد تقصمها فلان وإنه ليعلم أن محليمنها، محل القطب من الرحی ينحدر عني السيل ولا يرقی إلى الطير»:فلان پیراهن خلافت پوشید در حالی که میداند جایگاه من از خلافت همچون جایگاه قطب(مرکز) آسیاب است، زیرا سیل علم و حکمت از دامن کوه وجودم سرازیر است و پرندهی وهم به قلهی دانش من نمیرسد»!! حاشا که سیدنا علی که در نامهی 28نهج البلاغه میفرماید: «نهی الله عن تزکیة المرء نفسه»: «خداوند از خودستایی نهی فرموده» این چنین از خود تمجید نماید!!! اما درهمین خطبه نیز حضرتش خود را کوه علم و حکمت و قلهی بلند فضل و دانش میداند، لذاخود را به امامت أمت لایقتر میداند و سخنی از نص نمیآورد. ب)ایضادر نهج البلاغه (نامهی 62) میفرماید «فلما مضى تنازع المسلمون الأمر من بعده فوالله ما کان يلقىفي روعي ولا يخطر ببالي أن العرب تزعج هذا الأمر من بعده من أهل بيته»: «چون رسول خدا از دنیا رفت مسلمانان در امر حکومت و زمامداری پس از آن حضرت به منازعه ورقابت پرداختند و به خدا سوگند در دل من این اندیشه نمیگذشت که عرب این امر رابعد از آن جناب از اهل بیت او بیرون کشند». در این فقره تعجب میکند که چگونه عرب امر خلافت را از دست اهل بیت رسول الله گرفتند بدون آنکه به نص استناد کند یا آن را حق الهی و منصوص خودشمارد. پس معلوم میشود نص در این باره نبوده، چه در غدیر و چه در غیر غدیر!
ادامه دارد ان شاءالله |
|||
|
|
۲۲:۱۴, ۲۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۲ ۲۲:۳۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
شما به مطالب قرانی من میگید انشا .
پس این چیه نوشتید؟!!! میخواستم روی ایات استنادیتون بحث کنیم . خصوصا ایاتی که به جناب ابوبکر نسبت دادین !! نقل قول:و تأخیر در این مسأله به هیچ وجه صلاح نبود. درسته مهمترین مسءله همین تایین جانشین بود . مسءله اینه که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دستور خدا تکلیف ان امر رو روشن کرده بود . نقل قول: (بحارالانوار-ج18-ص513) بله لزوم تعیین رهبر بر هیچکسی در جهان و هیچ مکتبی پوشیده نیست . نقل قول:از این رو همچون سیدنا علی؛ معتقد بودند (طبق خطبه 67 نهج البلاغه) که معنای ضمنی این وصایا آن است که از نظر پیامبر اگر سرپرستی و رهبری امت در مهاجرین باشد، به پسند آن حضرت نزدیکتراست، از این رو شتاب انصار در انتخاب خلیفه آنان را ناگزیر کرد که برای ممانعت ازنصب خلیفه توسط انصار و برای از دست نرفتن فرصت، در تعیین خلیفه با عجله اقدام کنند تا زمام اختیار از دستشان نرود. و اتفاقا به نکته ای عالی اشاره کردید وقتی شما میگویید و امرهم شورا بینهم . بعد اشاره میکنید که انصار و مهاجرین با هم خالف بودند و اشاره میکنید مولا علی (علیه السلام) به عنوان بزرگترین یار پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز حضور نداشت برای مشورت . این چه شورایی است . شما کار بنده را راحت کردید . در انتخاب ابوبکر توافق همگانی در کار نبود . که البته موضوع را باز تر میکنیم ان شاالله . شاید با دانستن ماجرای سقیفه چیزی را که به دروغ در ذهن بندگان خدا کرده اید روشن شود بعضی علمای اه سنت میگویند فقط عمر بود که با او بیعت کرد ولی تنها دلیل اقامه شده(اجماع مسلمین ) که ان را هم رد کردیم(عدم مشروعیت شورا) در مورد ایشان وجود نداشته است . خطبه را هم اگر قشنگ مطالعه کنید میبینید امام علی (علیه السلام) در رد استدلال انان این را ایراد فرمودند . نقل قول:علاوه بر اینکه سیدنا علی مشغول تجهیز پیکر پیامبر بود، لذا خود را در معرض انتخاب مردم نگذاشت شاید هم میخواستند تا امام علی (علیه السلام) مشغول به امر واجب کفن و دفن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است و نیامده کار را یکسره کنند ؟!! بعد هم مگر شما استدلال نمیکنید چرا مولا (علیه السلام) به غدیر استناد نکرد؟! اینجا که میگویید اصلا ایشان حضور نداشته که استنادی کند !! نقل قول:لذا از نظر صحابهی پیامبر، امتیاز و فضل آن حضرت اگر چه آشکار و مشهود بود اما به حدی نبود که کاملا و تماما مانع از عرض اندام سایرین وتوجه اصحاب به غیر آن جناب شود و چنان دیگران را تحت الشعاع قرار دهد که به چشم نیایند. بحث سر این است که اصلا مردم حق ندارند طبق ایات قران امام انتخاب کنند و این فقط دست خداست . ولی در مورد فضایل . انچه متواتر است را یعنی مورد توافق فریقین بنده میاورم . انگاه قضاوت میکنیم . نقل قول:حاشا که سیدنا علی که در نامهی 28نهج البلاغه میفرماید: «نهی الله عن تزکیة المرء نفسه»: «خداوند از خودستایی نهی فرموده» این چنین از خود تمجید نماید!!!واقعا این دلیل بطلان خطبه است ؟ یعنی شما واقعا این استدلالتان است ؟!! پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و امام منصوب باید مقام خود را که فضل الهی است بیان کنند . نمونه اش در مورد پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاقا این سوال را از خود حضرت هم میپرستد . میفرماید که اینها از خود تعریف نیست و بیان نعمت های الهی است . نقل قول: در این فقره تعجب میکند که چگونه عرب امر خلافت را از دست اهل بیت رسول الله گرفتند بدون آنکه به نص استناد کند یا آن را حق الهی و منصوص خودشمارد.
بله تعجب میکنند که با این همه تاکید پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چرا به گفته ایشان عمل نشد در نهایت این انشای فاقد ارزش علمی و دلیل و برهان به درد تدریس سر کلاس اهل سنت در مقطع دبستان میخورد . بدون دلیل بدون سند . شما مطلبتان را تمام کنید تا بنده در مورد ایات مورد اشاره و ماجرای سقیفه مطالبی را تقدیم کنم. تنها دلیل اهل سنت این است که چون شد پس باید قبول کرد . جبر گرایی که تمام خلفای بعد از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تا انقراضشان حکومتشان را بر پایه ان توجیح میکنند یا حق نقل قول:پس معلوم میشود نص در این باره نبوده، چه در غدیر و چه در غیر غدیر! عجب!! میگن به ملا گفتن اسبت رو به ما قرض بده . گفت اسب من سیاهه . گفتن خوب چه ربطی داره گفت بهانه بود که اوردم! |
|||
|
|
۰:۴۲, ۲۵/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۲ ۰:۴۵ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل ازاتمام پست قبلم به پست شما پاسخ بدهم که نوشتید: "بعد هم مگر شما استدلالنمیکنید چرا مولا (علیه السلام) به غدیر استناد نکرد؟ اینجا که میگویید اصلا ایشان حضور نداشته که استنادی کند!! وقتی ما میگوییم ایشان در هیچ سندمعتبری به منصوصیت خود استناد نکرده منظور این است که بعد از روز سقیفه هم چنین سخنی نگفته! یعنی یک سند معتبر وجود ندارد که بعدها سیدنا علی خود را طبق نص وجریان غدیر جانشین پیامبر بداند! از آن گذشته ایشان حضور نداشتند.آیا حتی یک نفر در جمع مهاجر و انصار نبود که آن واقعه را یادآوری کند؟! آیا حرف پیامبر را به سادگی کنار گذاشتند و هیچ یادآوری نکردند؟! چگونه صدهزار نفر یا بیشتر در مجمعی (غدیرخم) امری بدان اهمیت یعنی بیعت را که نزد مسلمین مخصوصا قوم عرب آن چنان اهمیت دارد که هیچ امری با آن مقایسه نشود را دیدند و درظرف حداکثر هشتاد و سه روز چنان فراموش نموده یا پشت پا زدند که در تمام عمر آن رابه یاد نیاوردند یا از آن سخنی نگفتند؟!! باید گفت اگر این طور باشد داستانی عجیب است که از سحر ومعجزه گذشته و از محالات حوادث بشری است که هرگز در تاریخ عالم مانند آن رخ نداده است، زیرا اگر در سفری دو نفر در بین راه با هم یک استکان چای خورده یا چند کلمه سخن گفته باشند، ممکن نیست پس از سپری شدن کمتر از نود روز آن را به کلی فراموش کنند! حتی کسانی که درغدیر خم پس از شنیدن خطبهی پیامبر راه خود را از مردم مدینه جدا کرده و رهسپارموطن خویش شدند و طبعا فاقد انگیزههای مهاجران مقیم مدینه بودند، پس از اطلاع ازخلافت ابوبکر، کمترین اعتراض یا تعجبی ابراز نکردند که چگونه ابوبکر خلیفه شد، بااینکه پیامبر علی را به خلافت منصوب فرموده بود؟!! چرا در تاریخ نشانی از چنین واکنشی دیده نمیشود؟ اتفاقی چنین، در هیچ ملتی رخ نداده است، و عجیبتر آنکه حتی همان چند نفر مورد ادعا که از بیعت ابوبکر تخلف ورزیدند هیچ گاه از منصوصیت ومنصوبیت سیدنا علی از جانب خدا و رسول سخنی نگفته و حجتی از این باب، اقامه نکردند، جز آنکه سیدنا علی را برای این مقام، أحق و أولی میشناختند و حتی آن چندنفریکه بنابر ادعای کتاب «احتجاج» در مقام مخالفت با ابوبکر بر آمده و به خلافت اواعتراض کردند، از غدیر خم حجتی به میان نیاوردند. اتفاقی چنین به کتمان، و اتحادی چنان به نسیان که در أمت اسلام بعد از رسول خدا ادعا شده به راستی با عقل سلیم سازگار نیست! همین مساله که حتی خود سیدنا علی نیز سخنی از این باب به میان نیاورده و بدان احتجاج نکرده، و همین ثابت میکند که در غدیر خم نصی بر خلافت نبوده است. اگر چنین تواترعظیمی (بلکه بالاتر از تواتر) بر باطل و کتمان حق ممکن باشد، بیشبهه باید گفت ارزش تواتر بر باد رفته است و شک و تردید مقاومت ناپذیری نسبت به کل دین و تعالیم اسلام ایجاد میشود، زیرا دیگر هیچ اعتمادی بر امور متواتر نیست و به راحتی میتوان ادعا کرد که چه بسیار احکام و معارفی که اصحاب با تبانی یکدیگر کتمان و پنهان و ياتحریف کردهاند، همچنانکه با مسألهی خلافت کردند؟! در این صورت آیا امر قابل اعتمادی در اسلام برای ما باقی میماند؟زیرا آنچه از اسلام در دست ماست به واسطهی همین اصحاب که با چنین اتحاد و اتفاق محیر العقول و بینظیری که در بیاعتنایی به واقعهی غدیر خم رفتار کردهاند، به ما رسیده است!!
|
|||
|
|
۱:۰۷, ۲۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
در مورد غدیر و استناد مولا به ان و مباحث اثبات امامت در خدمتتون هستیم . همچنین اعتراض مولا (علیه السلام) حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و دیگران .
ادامه دهید لطفا داریم استفاده میکنیم . خصوصا با این نثر زیبا که من تاحالا ندیده بودم کسی در بحث استفاده کنه ... بدون مدرک و سند و ... |
|||
|
|
۶:۵۷, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
جناب عایشه قصد ادامه و تکمیل مقاله را ندارید؟
اگر نه که بنده عرایضم رو ادامه بدم تشکر |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۲۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۲ ۱۴:۳۱ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
منتظرم دلایل شما در تاپیک امام علی ببینم تا بعد این تاپیک را ادامه دهم. چون ظاهرا شما فقط به این تاپیک علاقه دارید و در آن تاپیک سه صفحه را به بحث بی ربط گذرانده و تلف کردید و به هیچیک از پرسشهای بنده پاسخ ندادید . شما پاسخ به پرسشهای مرا در این تاپیک به آن تاپیک ارجاع دادید. در آن تاپیک نیز به آینده نامعلوم. بالاخره کی شما قصد پاسخ دادن دارید؟ |
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۲۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۲ ۱۴:۳۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
خانم عایشه لطف احترام دیگران را نگر دارید .
کاربران بی نزاکتتان یعنی چی؟!! شما در هر پستی به کنایه و سریح دارید توهین میکنید . این روند اصلا قابل تحمل نیست . بحث عادی بدور از حاشیه بهتر میتواند کمک کند . تا یک جایی بنده هی میگم هر چی میخوان بگن بزار به بهانه این صحبت ها بحث رو رها نکنند . اما شما دیگه دارید شورش رو در میارید . |
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
خانم عایشه
بعضی کاربرا ای تالار بد هستن .... ولی آقا وحید خوبن دعباشون نکنین بعدشم شما کاری ب کاربرا نداشته باشین کلی ب من هم اذیت کردن خو زودتر جوابا بدین بریم دیگه از ای تالار! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۴:۱۵, ۲۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
[b]خو بفرمایین که نبی اکرم خلیفه انتخاب کرد برای بعد خودش یا نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک کلمه هستشا خانم عایشه و فرمیسک .بلی - خیر[/b] [b]این که دیگه اعصاب خوردی نداره یا انتخاب کردن = خلیفه رسول خدا یا نکرد دیگه = که دیگه لفظ خلیفه رسول خدا به اون اطلاق نمیشه اگه نکرد پس چرا میگین خلیفه رسول خدا . اگه کردن، کی و کجا و چطور و سندش کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این دیگه اینقد حرص خوردن ... نداره. این سول رو که دیگه میشه جواب داد. خانم عایشه و فرمیسک ،لطف کنید جواب بدید - مستند و بدور از تعصب و خشونت. خانم اتوسا شما منتظر جواب از سوی هم کیشان خودنباشید.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! | علی 110 | 17 | 12,773 |
۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| تفاوت حکومت ابوبکر با جمهوری اسلامی ایران | aaaaa | 12 | 4,512 |
۲۳/بهمن/۹۳ ۱:۱۶ آخرین ارسال: aaaaa |
|
| دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل | وحید110 | 5 | 3,535 |
۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱ آخرین ارسال: jemill hasanov |
|
| میزان کدورت فاطمه سلام الله علیها از شیخین چه اندازه بود؟ | عالم مقدس لاهوت | 5 | 2,915 |
۱۹/تیر/۹۳ ۱:۳۲ آخرین ارسال: عالم مقدس لاهوت |
|
| شاهکارهای علمی ابوبکر | ذوالفقار | 0 | 1,120 |
۲۸/فروردین/۹۳ ۱۶:۰۴ آخرین ارسال: ذوالفقار |
|
| اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟مباحثه | عالم مقدس ملکوت | 38 | 16,120 |
۲۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۹ آخرین ارسال: al-shia |
|
| آیا عمر،ابوبکر را اغفال کرد؟ | صبح صادق | 20 | 7,290 |
۱۴/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۶ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|









![[تصویر: ---.jpg]](http://dc445.4shared.com/img/nMMSNyy5/s3/0.0000000000000000/---.jpg)


