|
عصمت انبیا و اهل بیت
|
|
۲۳:۳۵, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام باتوجه به بحثی که در از سوی خانم عایشه بر موضوع (۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۲۸)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم مطرح شد ، تصمیم گرفتیم که در موضوع عصمت بیشتر صحبت کنیم در این سلسله مباحث سعی شد که از عصمت انبیا تا عصمت خاندان ال طاها مورد برسی قرار بگیره و اثبات کنیم که هم انبیا معظم و هم اهل بیت خاندان رسالت دارای عصمت میباشند و هم اینکه بحث عصمت هم همانند امامت ، موهبی است از سوی خدای متعال. پیش از اغاز به بحث لازم میدونم که جواب خانم عایشه رو بدم تا شبهه و موضوعی باقی نمونه که ایشون هرچی زودتر به پاسخ های خودشون برسن. بسم الله الرحمن الرحیم خانم عایشه سلام علیکم در پاسخ به شما لازم هست اول چند نکته رو خدمت شما عرض کنم بعد به پاسخ بپردازم. در ادرس دادن لطف کنید ادرس رو طبق خطبه و کدام نگارنده بفرمایید نه اینکه نهج البلاغه صفحه ... . این دیگه از ابتداییات هستش. بعد خدمت شما عرض کنم که ، متن رو لطف کنید حداقل متن اصلی به همراه متن ترجمه قرار بدید تا ببینیم که ایا ترجمه صورت گرفته معادل خود متن هست یا اینکه ترجمه ذوقی ( چون قبلا مشاهده شده بود که نقل میکردند بعد با مراجعه به متن هم میدیدم که اصلا متن ترجمه شده هم اونی نبود که نقل شده بود) بعد از کمی مقدمه میرسیم به جواب شما اصل كلام اميرمؤمنان عليه السلام اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مىفرمايد: فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. پس، از گفتن حق، از مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم، مگر آن كه خداوند( كسيكه به من از خودم مالك تر است) مرا حفظ فرمايد. نهج البلاغه عبده، ج2، ص201، خطبه216؛ الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي، ج8، ص356، تحقيق و تصحيح وتعليق علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الإسلامية - طهران، الطبعةالرابعة،1362 هـ.ش. در واقع معناي كلام امام عليه السلام اين مي شود: روشن است كه اميرمؤمنان عليه السلام و نيز تمامى انبياء همانند انسانهاى ديگر داراى دو قوه عقل و شهوت هستند. آنها نيز همانند ما قادر هستند كه اشتباه كنند و يا مرتكب گناه شوند؛ اما تفاوتى كه آنها با بقيه مردم عادى دارند، در اين است كه لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است، پس امام عليه السلام در اين خطبه، نه تنها خود را معصوم مىداند؛ بلكه سر منشأ اين عصمت را نيز لطف خداوند مىداند. اين گفته اميرمؤمنان عليه السلام دقيقا بر طبق همان تعريفى است كه شيعه از عصمت دارد؛ يعنى آنها قدرت بر انجام گناه را دارند؛ اما لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است و آنها را از گناه و خطا باز مىدارد. شيخ مفيد رضوان در این باره اين چنين می گوید: العصمة لطف يفعله الله تعالى بالمكلف بحيث يمتنع منه وقوع المعصية وترك الطاعة مع قدرته عليهما. عصمت، لطفى از جانب خداوند است كه شامل حال مكلف مىشود و او را از وقوع در معصيت و ترك اطاعت باز مىدارد؛ با اين كه آن شخص قادر به انجام آن دو است. الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، النكت الإعتقادية و رسائل اخري، ص37، تحقيق: رضا مختاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1414 هـ - 1993 م. توضيحات: چاپ كنگره هزارمين سالگرد رحلت شيخ مفيد. سخن امام عليه السلام با تعريفى كه شيخ مفيد از عصمت دارد، دقيقا عين هم هستند و تفاوتى با يكديگر ندارند. درست است كه آن حضرت در صدر كلام خود فرموده است: لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي. خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم. اما در ذيل كلام خود بلافاصله براى دفع توهم نفى عصمت، امكان خطا از خويش را با جمله استثنائيه نفى نموده و فرمودهاند: إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. مگر اينكه خداوند مرا در برابر خويشتن خويشم كفايت كند كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك ميباشد. به عبارت ديگر امام عليه السلام با اين تعبير يكى از زيباترين مظاهر توحيد افعالى را رقم زده و صريحا بيان فرمودهاند كه: «اگر لطف خدا شامل حال بندهاش نگردد هيچكس نميتواند فى نفسه و با استقلال خود را از خطا و لغزش مصونيت بخشد.» اگر كسى فقط نگاهش به صدر كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد و به ذيل آن توجهينكند، مثل اين است که صدر آيه شريفه 110 سوره کهف را بخواند كه مى فرمايد: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ و ذيل آيه را کنار بگذارد: يُوحَى إِلَيَّ آيا اين نظر، نظر ظلم و جفا نگرى نيست؟! در سوره ابراهيم، آيه 11 مىفرمايد: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ پسوند آيه هم اين است: وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. همچنين تعبيرى که حضرت يوسف (عليه السلام) دارد: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي. يوسف/53. در نتيجه، استفاده عدم عصمت از گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، گفتارى است نسنجيده و غير قابل قبول. این از پاسخ به موضوع شما که تاجایی که نیاز بود جواب داده شد. اما دوستان گرامی ان شالله بحث عصمت از انبیا تا اهل بیت رو در مجال بعد پیش میگیریم. هدف از این بحث روشن شدن بحث عصمت هست که باید فرستاده خدا ان رو داشته باشه و این داشتن هم لطف خدا هست به فستاده او. ان شا لله بحث کلی و مکفی رو در اینده دنبال خواهیم کرد. چون بحث سلسله ای هست دوستان لطف کنن و تاجایی که ممکن هست صبر و شکیبایی کنند تا بحث تکمیل بشه. اگه سوال و شبهه و مطلبی بود لطف کنین پیام خصوصی بدید تا اگه لازم بود در پست صحبت بشه و یا شاید در سیر کلی مبحث باشه ولی دیر زود بشه مطالب. با تشکر از همه دوستان مخصوصا خانم عایشه که موجبات ارایه مطالب با کیفیت بیشتر را فراهم میکنند.
|
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۶:۵۲, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۶:۵۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۶:۳۱)Atosa نوشته است: خودتون نوشتین: وحی ک ب او نازل میشه فقط ایه قران بر پیامبر نازل میشده؟ خبر غیب و چیز دیگه نازل نمیشه؟ خو حرفی که با زن و بچه میزدند شامل حرفهای بی محتوا و نستجیر بالله چیز دیگم میشه؟ ایا فقط وحی به معنای نزول ایه هست؟ وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً نحل: 68. اینجا هم خدا بر زنبور ایه نازل کرد؟ برای یافتن نقطه مشترک این رو مطالعه بفرمایین بعد جواب بدین [ویرایش] ۱. وحی به معنای الهام روحانی به ملائکه: «إِذْ یُوحِی رَبُّكَ إِلَی الْمَلائِكَهِ أَنِّی مَعَكُمْ» [ انفال/سوره۸، آیه ۱۲.۴] «هنگامی كه پروردگارت به فرشتگان وحی میكرد كه من با شما هستم.» ۲. الهام روحانی به انسان: «وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ» [ قصص/ سوره۲۸، آیه ۷. ] «به مادر موسی وحی كردیم كه او را شیر ده.» ۳. الهام روحانی به جمادات: «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحی لَها» [ زلزله/سوره۹۹، آیه ۴و ۵] «آن روز است كه (زمین) خبرهای خود را باز گوید (همانگونه) كه پروردگارت بدان وحی كرده است. ۴. وسوسه شیطانی: «وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوكُمْ» [ انعام/سوره۶، آیه ۱۱۲. ] «و در حقیقت شیطانها به دوستان خود وسوسه میكنند تا با شما ستیزه نمایند.» ۵. اشاره: «فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ مِنَ الِْمحْرابِ فَأَوْحی إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَهً وَ عَشِیًّا» [مریم/سوره۱۹، آیه ۱۱.] «پس از محراب بر قوم خویش درآمد و ایشان را آگاه گردانید (اشاره كرد) كه روز و شب به نیایش بپردازید. ۶. غریزه: «وَ أَوْحی رَبُّكَ إِلَی النَّحْلِ» [نحل/ سوره۱۶، آیه ۶۸.] «پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) كرد. ۷. وحی نبوی: این نوع وحی مخصوص انبیاء است تفاوت انبیاء با دیگر افراد در وحی پذیری رسولان الهی است.«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحی إِلَیَّ» [کهف/سوره۸، آیه ۱۱۰. ] «من هم مثل شما بشری هستم جز این كه به من وحی میشود.» حالا بفرمایید که وحی فقط یعنی ایه نازله. البته الهامات و اخبار غیبیکه بر پیامبر اکرم نازل میشدن رو که نمیشه ایه بحساب اورد پس تعریف شما کمی ایراد داره. ایا عقل میپذیره که پیامبر خلاف خواست خدا و کاری غیر صحیح در اعمال خودش با همسر و فرزندان خودش انجام بده؟ این مخالف با شان نبوت او نمیشه؟ نمیدونم گرفتین چی میگم؟ منظورم اینه کاری غیر صحیح و خارج از شان رسول خدا سر زده که بگیم خلاف بوده؟ اگه این رو بگیم یعنی خلاف مسیر سیر هدایتی. چون رسول خدا سرمشق هست برای جامعه و اگه کاری ناشایست و انجام بدن دیگه چه در زمان غیر عصمت ( همون که شما میگی ) دیگه هیچ عقل سلیمی میپذیره که این نبی در رسوندن وحی هم کوتاهی و اشتباه نکنه؟ (۱۱/آذر/۹۲ ۶:۴۱)Atosa نوشته است: مرسی راست میگین ان شالله مطالب تموم بشن مطالب رو بصورت فایل اجرایی تقدیم دوستان میکنم هم بعدا استفاده کنن و هم برای دیگران قابل استفاده باشه. عربیش با معنیه پس فقط میتونین متن فارسی بخونین ولی چون بجز شما دوستان دیگر هم هساتن باید متن اصلی قرار بدم تا تو معنی خلاف معنی نشه. |
|||
|
|
۶:۵۹, ۱۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۷:۰۰ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۶:۵۲)mahdy30na نوشته است: حالا بفرمایید که وحی فقط یعنی ایه نازله. نگا کنین ایه هایی ک اوردین شباهت نداره ب پیامبر!!!!!!!! مثلا کلی ایه داریم ک کلمه خلافت توشه هیچکدوم هم ربطی ب جانشینی پیامبرنداره حالا بیاییم اونا ربط بدیم ب جانشینی پیامبر؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلا یکی میگه مستضعفین وارث و جانشین در زمین قرار دادیم!!!!!!!!!!! حالا شما میگی وحی ب شیطان!!!!!!! خو ای وحی کجا وحی آیه کجا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ************************************ ما نمیگیم پیامبر کاری غیر از شان پیامبری کرده!!!!!!!! میگیم ممکنه اشتباهی کرده باشه اما ربطی ب مقام ایشون نداره!!!!!!!!! ما میگیم ایشون در گرفتن و ابلاغ وحی معصوم هست!!!!!!!!!! پس درش اشتباه نمیکنه! دلیل نداره اگه اشتباهی در امور دنیوی بکنه ب وحیش شک کنیم چون هنگام ابلاغ وحی معصوم هست و خدا مواظبشه!!!!! |
|||
|
|
۷:۰۵, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۶:۵۹)Atosa نوشته است: نگا کنین بزارین یه مثال بزنم. مدیر مدرسه اشتباه میکنه و سر صف بجای شما دوست شما رو صدا میزنه و جایزه میده.بعدا میگه من اشتباه کردم. جایزه رو میگیره و میده به شما. ایا در نگاه شما ایا جایگاه و صداقت اون مدیر پیش شما همینجر که قبلا بود بازم خواهد بود؟ اینجا نگین که بحث رو میخوام بیربط بگم. شما تو ابلاغ میگین دارای عصمت هست. خو اگه همینجا در زمان نزول ایه بگه فلان و فلان و فلان و فلان دارای این ویژگی هستن بازم دارای عصمت هست یا اینکه نه عصمت نداره؟ نمونش ایه تطهیر. |
|||
|
۷:۱۲, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
نداره دیگه
داره نظر خودش میگه!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۷:۳۴, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
(۱۱/آذر/۹۲ ۷:۱۲)Atosa نوشته است: نداره دیگه یک مدیر دیگه اون مقام و منزلت رو دیگه مثل قبل نداره ولی چطور نبی میتونه داشته باشه؟ داره نظر خودش رو به کی میگه؟ به خدا؟ و خدا هم تایید میکنه نظر رو؟ این یعنی چی؟= درخواست از خدا و اجابت اون؟ خوب اخه فخر رازی میگه که : در ایه 80 نسا مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً. قوله: «مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» من أقوى الدلائل على أنه معصوم في جميع الأوامر والنواهي وفي كل ما يبلغه عن الله، لأنه لو أخطأ في شيء منها لم تكن طاعته طاعة الله وأيضا وجب أن يكون معصوما في جميع أفعاله، لأنه تعالى أمر بمتابعته في قوله: «فَاتَّبَعُوهُ» ( الأنعام: 153 155 ) والمتابعة عبارة عن الاتيان بمثل فعل الغير لأجل أنه فعل ذلك الغير، فكان الآتي بمثل ذلك الفعل مطيعاً لله في قوله: «فَاتَّبَعُوهُ» فثبت أن الانقياد له في جميع أقواله وفي جميع أفعاله، إلا ما خصه الدليل، طاعة لله وانقياد لحكم الله. اين گفته خداوند «من يطع الرسول...» از قوىترين دلايل بر عصمت پيامبر خدا است در تمام اوامر و نواهى و همه چيزهايى كه از جانب خداوند ابلاغ مىكند؛ چرا كه اگر او در يكى از اينها اشتباه كند، اطاعت از او، اطاعت از خداوند نخواهد بود. همچنين طبق اين آيه، واجب است كه در تمام كارهايش نيز معصوم باشد؛ چرا كه خداوند در جمله «فاتبعوه» دستور به پيروى از او را داده است و پيروى عبارت است از انجام كارها همانند كارهاى پيامبر خدا انجام داده؛ پس كسى كه كردارش همانند پيامبر باشد، در حقيقت از خداوند در جمله «فاتبعوه» اطاعت كرده است؛ در نتيجه پيروى مطلق از رسول خدا در گفتار و رفتار؛ مگر در چيزهايى كه با دليل از اين عموم خارج شود، اطاعت از خداوند و گردن نهادن بر فرمان خداوند است. التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج10، ص154، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م. خو اینجا فخر رازیم میگه که رسول خدا در تمام کارها دارای عصمت هست. و ابوهريره از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: تمام امت من وارد بهشت مىشوند؛ مگر كسى كه سرباز زند، گفتند: اى پيامبر خدا ! چه كسانى سرباز زنند؟ فرمود: هر كس از من اطاعت كند، وارد بهشت مىشود و هر كس از فرمان من سرپيچى كند، سرباز زدهاند. صحيح البخاري، ج6، ص2655، ح6851 در کنار اینها حدیث ثقلین دیگه مشخص و غیر قابل انکار هست. قبلا بحثش شده و تکرار نمیکنم. |
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
بسم الله
مشکلی که اینجا بوجود آمده بخاطر پاسخ هایی است که به پرسش های مطرح نشده داده می شود. به نظر بنده نیز کمی از بحث اصلی و سوال اصلی دور شده ایم. موضوع اصلی این بود که کاربر "عایشه" دلیل آوردند که حضرت امیر (علیه السلام) اشتباه می کردند (منبع از نهج البلاغه) و این دلیل بر عدم عصمت ایشان بوده است. البته ایشان و کابر "atosa" عصمت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در کارهای روزمره نیز زیر سوال برده و گفتند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فقط هنگام ابلاغ وحی عصمت داشته اند. اگر نیاز و قرار بود رهبری امت اسلامی بر عهده کسی باشد که فقط هنگام ابلاغ وحی عصمت داشته باشد، پس اصلا چرا خداوند پیامبران را مبعوث می نمود، خب از همان اول یک کتاب از آسمان نازل می کرد. پس نیاز است که کسی باشد تا وحی را ابلاغ و خود بطور کامل به آن عمل کند و قطعا قبول دارید که اگر کسی بصورت کامل به دستورات قرآن عمل کند، حتما عصمت خواهد داشت. در اینجا ما باید تفاوتی بین "عصمت از گناه و اشتباه" و همچنین "نتایج دنیوی وابسطه به اعمال دیگران" قائل شویم. همیشه که قرار نبود ایشان از علم غیب استفاده کنند، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز بر اساس شواهد و اطلاعات موجود تصمیم گیری می کردند که ممکن بود نتیجه غیر قابل انتظار دهد. برای مثال در داستان جنگ احد، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می خواستند در داخل شهر مدینه جنگ کنند ولی طبق نظر برخی از جوانان مدینه جنگ را به خارج از شهر بردند. پس آیا باید بگوییم که پیامبر در این کار اشتباه کرده اند پس عصمت ندارند!؟ در مورد امام علی (علیه السلام) نیز این موضوع صادق است. |
|||
|
|
۱۴:۱۷, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
اگر دوستان صبر و تحمل داشته باشند ارام ارام بحث رو جلو میبریم .
این مباحث ارتباط نزدیکی با منطق دارد . یعنی مراجعه به عقل سلیم و قواءد پدیرفته شده . اول باید عصمت تعریف شود بعد عصمت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد اثبات برگزیدگی خلفای پیامبر از طرف خدا . بعد ... یا حق |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۱۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
سلام ...
به تمامی کاربران اهل تسنن و تشیع تبریک میگم که تونستید به لطف خدا با هم تعامل کنید و وارید مباحث عقیده ای مذهبتون بشین و اختلافات رو برای همدیگه تبیین کنین و انشالله برطرف بشه.. ولی یادتون نره به 2 دلیل نباید این اختلافات سببی برای کینه یا نفرت نسبت به دین یا افراد خاصی بشه..: 1- این که همه ما مسلمانیم و در اصول و عقاید اصلی پایبند به قرآن و وحی و کلام پیامبر هستیم 2- همه ما هم وطن هستیم و به یک زبان سخن میگوییم(البته دلیلی بر برطری ما نسبت به سایر اقوام و ملتها نیست!) یادتون نره تمامی پیامبر عزیزترین برای ماست و همه بدان محبت داریم... ثانیا هر گروهی با هر مذهبی به دونبال این باشه که این اختلافات اهل تسنن و تشیع کارشون به دشمنی بکشه .. در حقیق دشمن دین خدا و دشمن خداست... |
|||
|
|
۰:۴۱, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
قبل از ادامه مباحث لازم هست چند نکته بیان بشه
از جمله کسانیکه قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شدهاند سلفیها میباشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت د اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر ( منهاج السنه النبويه ، ج 7 ص 85) و میگوید: «فإنه لا معصوم بعد الرسول و لاتجب طاعه أحد بعده فى كل شيء»[ كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيميه ج 19 ] بدرستی که هیچ معصومی بعد از رسول نیست و طاعت هیچ کسی بعد از پیغمبر در هیچ چیزی واجب نیست. او میگوید: امت پیغمبر جمعاً معصوم هستند و چون امت معصومند دیگر نیازی به عصمت امام نیست. وی در منهاج مینویسد: أحدها أن يقال لا نسلم أن الحاجه داعيه إلى نصب إمام معصوم وذلك لأن عصمه الأمه مغنيه عن عصمته[ منهاج السنه النبويه،ج 6 ص 466 ] حال اینکه در بعضی از کتب و مستندات نکاتی یافت میشود که نشان میدهد حتی پا فراتر نهاده و از نظر علمای اهل سنت هم فراتر میروند: چند نمونه از این موارد شیخ الاسلام ابن تیمیه میگه که : ان النبي يجوز عليه الخطأ و النسيان ، ولا ينكر اصابة الشيطان للأنبياء بما لا يقدح في النبوة جايز است پيامبر هم خطا كند و هم كارهايي را فراموش كند و هيچ اشكالي ندارد كه شيطان بتواند بر انبياء مسلط شود!!!!! مجموعه المؤلفات – محمد بن عبد الوهاب – ج5 – ص253 منهاج السنة – ابن تيميه – ج2 – ص434_ 435 وعامة الجمهور الذين يجوزون عليهم الصغائر يقولون إنهم معصومون من الإقرار عليها فلا يصدر عنهم ما يضرّهم؛ كما جاء في الأثر كان داود بعد التوبة خيراً منه قبل الخطيئة «والله يحب التوابين ويحب المتطهرين البقرة / 222 وإن العبد ليفعل السيئة فيدخل بها الجنة اين مسأله را به عموم اهل سنت نسبت ميدهد كه : آنها گناهان كبيره را بر پيامبران نسبت ميدهد و آنها را از عصمت مبرا ميدانند حضرت داود بعد از توبه خيلي بهتر بود تا قبل از توبه . چه بسا يك عبدي ، يك كار بدي ميكند ؛ ولي به سبب همان كار بد وارد بهشت ميشود. این حرف رو خودتون دیگه تفسیر و تاویل کنین. [/b] غفاری: قد يكون مبدأ العصمة ورثته الشيعة عن المذهب المجوسي اگر شيعه نسبت به عصمت انبياء و يا ائمه نظر دارند ، اين نظريه را از مجوسيها گرفته است . اصول مذهب الشيعة – القفاري – ج2 – ص972 حال ببینیم که اهل سنت ( پیروان امامان چهارگانه ) درباره عصمت چی میگن: احمدحنبل عن عبد الله ابن عمرو ، قال : كنت أكتب كل شئ أسمعه من رسول الله صلى الله عليه وسلم أريد حفظه ، فنهتني قريش ، وقالوا : أتكتب كل شئ تسمعه ورسول الله صلى الله عليه وسلم بشر يتكلم في الغضب والرضا ، فأمسكت عن الكتاب ، فذكرت ذلك لرسول الله صلى الله عليه وسلم ، فأومأ بأصبعه إلى فيه ، فقال : ( اكتب فوالذي نفسي بيده ما يخرج منه إلا حق ) . عبد الله بن عمرو عاص كه سخنان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را مينوشت ، قريش نهي كردند و گفتند : " تو چرا همۀ سخنان پيامبر را مينويسي ؟ پيغمبر بشري است همانند ديگران ، غضبناك و عصباني مي شود ، از حال عادي بيرون ميرود و سخناني كه بيان ميكند ، قطعاً سخنان نادرستي است" عبد الله بن عمرو عاص ميگويد : " من ننوشتم تا خدمت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم رسيدم و قضايا را براي حضرت نقل كردم . حضرت به دو لبهاي خودش اشاره كردند و فرمودند" : قسم به خدايي كه جان من پيغمبر در قبضۀ قدرت او است ، از اين دو لب من جز حق صادر نميشود . مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 2 - ص 192 و سنن أبي داود - ابن الأشعث السجستاني - ج 2 - ص 176 و سنن الدارمي - عبد الله بن بهرام الدارمي - ج 1 - ص 125 و المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 1 - ص 104 و تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 7 - ص 357 و تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 4 - ص 264 و وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 1 - ص مقدمة التحقيق 7 و تذكرة الفقهاء (ط.ج) - العلامة الحلي - ج 1 - ص مقدمة التحقيق 14 حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث ميگويد : هذا حديث صحيح الاسناد أصل في نسخ الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وآله ولم يخرجاه . ذهبي نيز در حاشيه مستدرك اين حديث را صحيح دانسته است . الباني اين روايت را در سلسلة الأحاديث الصيحيحة ، ج4 ، نقل کرد و ميگويد كه روايت صحيح است . روايت ديگر كه مشابه روایت بالا است: عن جده عبد الله بن عمرو بن العاصي قال قلت يا رسول الله انى أسمع منك أشياء أفأكتبها قال نعم قلت في الغضب والرضا قال نعم فانى لا أقول فيهما الا حقا . حضرت صراحتاً ميفرمايند: من در غضب ، در عصبانيت ، در حال عادي و ... جز حق سخن نميگويم . مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 2 - ص 215 المعجم الأوسط - الطبراني - ج 2 - ص 153 الحد الفاصل - الرامهرمزي - ص 364 ابن حجر عسقلاني در فتح الباري همین را آورده است : لأنه معصوم في صحته ومرضه لقوله تعالى وما ينطق عن الهوى ولقوله صلى الله عليه وسلم إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا . فتح الباري - ابن حجر - ج 8 - ص 101 اين مطلب را ابن حجر عسقلاني به عنوان حديث مسلّم و قطعي نقل ميكند . روایت دیگر: عن أبي هريرة عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال إني لا أقول الا حقا قال بعض أصحابه فإنك تداعبنا يا رسول الله فقال إني لا أقول الا حقا . ابوهريره ميگويد كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم فرمود " من چيزي جز حق نميگويم " بعضي از اصحاب سؤال كردند : تو با ما شوخي و مزاح هم ميكني ، آيا در مزاح كردن هم حق ميگويي ؟ حضرت فرمود : حتي در هنگام مزاح كردن هم چيزي جز حق نميگويم . مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 2 - ص 340 و سبل السلام - محمد بن اسماعيل الكحلاني - ج 4 - ص 196 و سنن الترمذي - الترمذي - ج 3 - ص 241 و السنن الكبرى - البيهقي - ج 10 - ص 248 و مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 17 و فتح الباري - ابن حجر - ج 10 - ص 436 و عمدة القاري - العيني - ج 22 - ص 169 و تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 6 - ص 108 و الأدب المفرد - البخاري - ص 66 و الشمائل المحمدية - الترمذي - ص 130 و المعجم الأوسط - الطبراني - ج 8 - ص 305 و معرفة السنن والآثار - البيهقي - ج 7 - ص 447 و الأذكار النووية - يحيى بن شرف النووي - ص 326 و تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 4 - ص 265 و الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 6 - ص 122 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 4 - ص 35 – 36 و البداية والنهاية - ابن كثير - ج 6 - ص 54 و إمتاع الأسماع - المقريزي - ج 2 - ص 253 و ... . يعني حتي مزاح و شوخيهاي نبي مكرم هم بايد الگو براي همه باشد . در مسائل شوخي و مزاح هم از آن روش نبي مكرم تجاوز نكنند . ترمزي وقتي اين حديث را نقل ميكند ، ميگويد :هذا حديث حسن . هيثمي هم در مجمع الزوائد روايت را نقل ميكند و ميگويد :اسناده حسن . روایتی دیگر: روى أن النبي صلى الله عليه وسلم ابتاع من أعرابي فرسا فجحده ، فقال النبي صلى الله عليه وسلم : من يشهد لي ؟ فقال خزيمة بن ثابت الأنصاري أنا أشهد لك ، قال لم تشهد ولم تحضر فقال نصدقك على أخبار السماء ولا نصدقك على أخبار الأرض ، فسماه النبي صلى الله عليه وسلم ذا الشهادتين . پيامبر اسلام اسبي را از يك عربي خريده بودند كه آن عرب انكار كرد . حضرت فرمود : " چه كسي براي من شهادت ميدهد ؟ " خزيمة بن ثابت گفت : من شهادت ميدهم . پيامبر فرمود : " تو كه شاهد نبودي ، چگونه شهادت ميدهي ؟ " خزيمة گفت : تو وقتي از آسمانها سخن ميگويي ، ما تصديق ميكنيم و بر صداقتت گواهي ميدهيم ، وقتي از اخبار زميني سخن ميگويي ، ما تو را تصديق نكنيم ؟ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم خزيمه را ذوشهادتين لقب داد . يعني يك شهادت خزيمه به جاي دو شهادت پذيرفته شد . اين قضيه از مسائل ضروري و قطعي تاريخ اسلام است . الخلاف - الشيخ الطوسي - ج 6 - ص 250 و المجموع - محيى الدين النووي - ج 20 - ص 223 و المغني - عبد الله بن قدامه - ج 4 - ص 311 و الشرح الكبير - عبد الرحمن بن قدامه - ج 4 - ص 47 و المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 2 - ص 18 و تفسير القرطبي - القرطبي - ج 15 - ص 191 و إمتاع الأسماع - المقريزي - ج 7 - ص 196 و ... . هيثمي در مجمع الزوائد وقتي اين حديث را نقل ميكند ، ميگويد :رواه الطبراني ورجاله كلهم ثقات . مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 320 روایتی دیگر: عن عبد الله بن مسعود قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما منكم من أحد الا وقد وكل به قرينه من الجن قالوا وإياك يا رسول الله قال وإياي الا ان الله أعانني عليه فأسلم فلا يأمرني الا بخير . اين روايت را در صحيح مسلم آمده كه پيامبري فرمود : " هيچ انساني نيست ؛ مگر اين كه شيطاني بر او موكل است " عرض كردند : يا رسول الله ! حتي بر شما هم يك شيطاني گمارده شده است ؟ فرمود : بلي ، مگر اين كه خداي عالم مرا بر شيطان من پيروز گردانيد و شيطان من به دست من مسلمان شد و مرا جز به خير دستور نميدهد . وقتي شيطان بر پيامبر راهي ندارد ، پس پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نه خطا ميكند ، نه فراموشي به او دست ميدهد و نه گناه ميكند . صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 8 - ص 139 روایتی دیگر: صحيح بخاري آورده است : إن عيني تنامان ولا ينام قلبي . چشمان من به خواب ميروند ؛ ولي قلب من به هيچ وجهي خواب نميرود . صحيح البخاري - البخاري - ج 2 - ص 48 و ج 2 - ص 253 و ج 4 - ص 168 و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 2 - ص 166 إنا معشر الأنبياء تنام أعيننا ولا تنام قلوبنا . ما پيامبران ، چشمان مان ميخوابد ؛ اما قلبمان بيدار است . ابن سعد، الطبقات الكبرى ج1: ص82، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ـ لبنان. جناب الباني اين روايت را در سلسلۀ روايات صحيحه آورده است . الألباني، سلسلة الأحاديث الصحيحة ج4: ص281، ح1705ـ مكتبة المعارف ـ الرياض قسطلاني شارح صحيح بخاري ميگويد : وقد استدل بعض الأئمة علي عصمتهم من الصغائر في المسير الي امتثال افعالهم واتباع آثارهم مطلقا و جمهور الفقهاء علي ذلك من اصحاب مالك والشافعي وأبي حنيفة من غير التزام قرينة بل مطلقا عند بعضهم . المواهب اللدنية ، ج9 ، ص4_ 8 صراحت دارد كه تمام علماي ما از مالكيها ، شافعي ، حنفيها اتفاق نظر دارند كه پيامبر اكرم و پيامبران از هر گونه لغزش كاملاً مصون هستند . در جايي ديگر مي گوید : أنه معصوم من الذنوب كبيرها و صغيرها وعمدها وسهوها وكذالك الأنبياء پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم از تمامي گناهان ؛ چه كبيره ، چه صغيره ، چه عمدي و چه سهوي معصوم هستند . همچنين بقيه انبياء المواهب اللدنيةج7 ، ص327 علامه زرقاني ميگويد : انه معصوم من الذنوب بعد النبوة وقبلها صغيرها وكبيرها ، عمدها وسهوها علي الأصح في ظاهره وباطنه . پيغمبر اكرم معصوم است از هر گونه گناه ؛ چه قبل از نبوت ، چه بعد از آن ، چه گناه عمدي ، چه سهوي ، چه در ظاهر و چه در باطن . بعد نقل ميكند : وقال السبكي اجمعت الأمة علي عصمة الأنبياء في ما يتعلق بالتبليغ و غيره من الكبائر والصغائر الخطة والمداومة علي الصغائر ففي صغائر لا تحط من رتبتهم خلاف . المواهب اللدنيةج7 ، ص327 انبياء از هر گونه لغزش معصوم هستند ؛ چه در مسائل تبلغي ، چه در غير آن ، چه صغيره ، چه كبيره ، چه صغيرهاي كه قابل استمداد باشد يا نباشد . در كتاب الشرح الميسر علي الفقهين در ص39 صراحت دارد كه: نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم از هر گونه گناه و لغزش در امان بوده و عصمت داشته است . مقريزي در كتاب امتاع الأسماع همين مطلب را دارد . قاضي عياض در كتاب الشفاء في تعريف حقوق المصطفي ج2 ، ص193 چاپ دار الأرقم بيروت ، همين تعبير را دارد . قرطبي در كتاب تفسيرش ، ج1 ، ص 349 ميگويد : وقال جمهور من الفقهاء من أصحاب مالك وأبي حنيفة والشافعي : إنهم معصومون من الصغائر كلها كعصمتهم من الكبائر أجمعها ، لأنا أمرنا باتباعهم في أفعالهم وآثارهم وسيرهم أمرا مطلقا من غير التزام قرينة ، فلو جوزنا عليهم الصغائر لم يمكن الاقتداء بهم . تفسير القرطبي ، القرطبي ، ج 1 ، ص 308 . تمام فقهاي مالكي ، حنفي و شافعي متفق القول هستند كه انبياء از هر گونه گناه ، چه از صغائير و چه از غير صغائر ، معصوم هستند ؛ چون خداي عالم به ما دستور داده است از اينها تبعيت كنيم ؛ هم در افعالشان و هم در گفتارشان و هم در سيره وبرخوردشان به صورت امر مطلق . اگر انجام صغائر براي آنها جايز باشد ، اقتدا كردن به آنها ممكن نيست ... . بزرگان اهل سنت همگي از اين روايت استفاده كردهاند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در بالاترين درجۀ عصمت و طهارت قرار دارد و هر گونه نسيان و سهو و غفلت به اعتبار اين روايت از نبي مكرم كاملا برداشته شده است . در نتيجه پيامبر اسلام و تمامي پيامبران و ائمه عليهم السلام معصوم مطلق هستند . امید وارم درباه تفاوت فاحشی که بین اهل سنت و وهابیت در باره عصمت نبی اکرم وجود داره رو پی برده باشین. این توضیحات نیاز بود که یکبار دیگه تکرار و موضع اهل سنت و وهابیت مشخص بشه. شیخ الاسلام میگه جایزه و میشه گناه و ... علمای اهل سنت میگن چی؟ نبی اکر دارای عصمت پیش و پس از مقام نبوت هست. |
|||
|
|
۲:۲۳, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۳:۰۴ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
(۱۲/آذر/۹۲ ۰:۴۱)mahdy30na نوشته است: صراحت دارد كه تمام علماي ما از مالكيها ، شافعي ، حنفيها اتفاق نظر دارند كه پيامبر اكرم و پيامبران از هر گونه لغزش كاملاً مصون هستند .ببخشین! حالا من نمیدونم اینا تو کتابای ما هست یا نیس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی اگه باشه نظر مفسرا هست تو تفسیرشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نه نظر مذاهب اربعه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ک حالا ترجمش معلوم نیس عین همین باشه ک نوشتین! تازه اصلا هم منظور مفسرا این چیزی نیس ک شما برداشت کردین!!!!!!!!!!!!!!!!! ای طور ک شما نوشتین ک بین شیعه و سنی در عصمت هیچ فرقی نیس!! میخواین بگین وهابی ها ب عدم عصمت معتقدن نه سنیها !!!!!!!!! ![]() ![]() نکنه شما بهتر از ما میدونی ب چی معتقدیم ب چی نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط ی عده کمی از اهل تسنن هستن ک ای اعتقاد بالا ک شما نوشتین دارن نه همشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! متوجه شدین؟ ی عده خیلی کم بقیه فرقه ها در این باره همشون معتقدن ک پیامبر معصوم نیس! حالا ی جزئیاتی با هم اختلاف دارن ولی هیچکدوم معتقد ب عصمت مطلق مثل شیعه نیستن!!!!!!!!! اونم اینطور ک اسم سه تا فرقه اوردی گفتی همه معتقدند!!!!! حالا دیدین تو ویکی پدیا نوشته فقط حنبلی ها عصمت قبول ندارن فک کردین بقیه عصمت قبول دارن ![]() ![]() ![]() نه! تنها کسایی ک تو اسلام ب عصمت مطلق اعتقاد دارن شیعه ها هستن دیگه نخواید بگید وهابی ها ای اعتقاد دارن ن سنی ها ک اصلا درس نیس! در ضمن شما ای جوری میخوای عصمت ثابت کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پست اقای محمد معاون رو بخون!!!!!! تو کتاب خودتون گفته ک هم علی مرتضی اشتباه میکرده هم پیامبر !!!!!!!!!! پس چطوری معصومن! (ای صد بار) حالا برین هی از اینجا اونجا کپی کنین ب سنی ها بگین وهابی!!!!!!!!!!!!!!! (۱۲/آذر/۹۲ ۰:۴۱)mahdy30na نوشته است: وقال جمهور من الفقهاء من أصحاب مالك وأبي حنيفة والشافعي : إنهم معصومون من الصغائر كلها كعصمتهم من الكبائر أجمعها ، لأنا أمرنا باتباعهم في أفعالهم وآثارهم وسيرهم أمرا مطلقا من غير التزام قرينة ، فلو جوزنا عليهم الصغائر لم يمكن الاقتداء بهم .ای تفسیر میگه معصومون!!!!!!!!!!! نمیگه حضرت محمد!!!!!!!!!!!!!!!!! کجا بزرگان اهل سنت همچین اعتقادی دارن ک شما با مشکی نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیارین دقیق بامدرک و سند من ببینم!!!!!!!!!!!!!!!! برا خودتون تفسیر می کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد هم نوشتین وهابی ها اعتقاد ب عدم عصمت دارن!!!!!!!!!!!!!!!!! نه سنی ها! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شیعه به عصمت ملایکه معتقد است | مسجد عشاق | 0 | 980 |
۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲ آخرین ارسال: مسجد عشاق |
|
| دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) | zarati313 | 2 | 3,960 |
۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹ آخرین ارسال: مخلوق |
|
| عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی | مهدی عباس زاده | 9 | 4,729 |
۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳ آخرین ارسال: مهدی عباس زاده |
|
| آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ | علی 110 | 0 | 1,610 |
۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|













