|
چگونگی معرفت به خدا در کلام امام حسین علیه السلام
|
|
۱۹:۲۲, ۳۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۲ ۱۷:۳۲ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر کاربران محترم و بزرگوار ..... با توجه به فرارسیدن ایام اربعین سید و سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین بن علی علیهما السلام خطبه ای مستند با سندی محکم ( علل الشرائع صدوق ، طبق نقل المیزان، ج 18، ص ۴۲۳ . بحار الانوار ) خدمت شما دوستان عزیز عرضه می شود و انتظار می رود اندکی اندیشه کرده تا حقیقت را بیابید و فردای حشر از شیعیان واقعی ان بزرگوار قرار بگیرید . با سیری که سید الشهدا علیه السلام در مراتب کسب معرفت و کمال مطرح فرمودند مراد الهی از ایه کریمه : و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون روشن می شود . قال الحسین بن علی علیهما السلام : ایهاالناس ان الله ما خلق العباد الا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه و اذا عبدوه استغیثوا بعبادته عن عباده من سواه فقال له رجل بابی انت و امی یابن رسول الله ما معرفه الله ؟ قال : معرفه اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته ؛ ای مردم ، خداوند بندگان خود را جز به منظور معرفت نیافرید و اگر خدای خود را بشناسند و عظمت و جلال او را درک کنند قطعا سر به عبادت او خواهند گذاشت و چون او را عبادت عارفانه کنند، با عبادت او از خواهش به سوی دیگران بی نیاز می گردند . مردی در آن حال از امام پرسید : ای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم به فدایت ، مقصود از معرفت خداوند چیست ؟ فرمودند : مقصود آن است که مردم هر زمان امام واجب الطاعه خود را اطاعت کند ( سیره اش را بشناسد ) |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۵۰, ۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
چرا ناراحت میشید!!!؟
من سوال کردم بله لکم دینکم ولی الدین! |
|||
|
|
۵:۲۷, ۵/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۳۶ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم کلیه مطالب و پست های شما عالم مقدس ملکوت را خواندم حتی نظرات که تو وبلاگتون داده بودند و بودید من طلبه ی درس خارج خون حوزه علمیه قم هستم تخصصی کلام آیت الله سبحانی و تخصصی وهابیت را هم گذراندم یعنی کلاس در مورد تمام فرق و ادیان هم رفتم و... مسجد عشاق را تو گوگل سرچ کنی همه چی راست و حسینی برات میاره سوال دیگه هم داشتی شمارم هم هست. اما تفکرتون به شیعیان وهابی می خوره چون از موضع تهمت اجتناب نکرده اید این ظن را به ذهن دوستان رسونده که شایدم وهابی نفوذی باشید. تفکر شما با اخویان طلبه محصل قم مشهد و اصفهان و ... واساتید حوزه علمیه شیعه و تفکرشون متفاوت است ناراحت نشید دراویش صوفیه نعمت الله هم چنین التقاطی دارند که نعمت الله در مذهب جامعش همه را جمع می کنه و روافض و معتزله منکرین خلفا را نفی بالاخره مثال معروف عرش را ثابت کن سپس ... را شنیدید فال شما را نمی گیرم برای نوشتن این متن اول تمام مطالبتون را خوندم، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول ندارید به خلفا غاصب ارادت دارید و از کار هاشون دفاع می کنید غافل از این که اگر شیعه یعنی قبول کننده خلافت بلافصل مولی علی و جانشین بعد از نبی بودن باید مولی علی و جانشینی از طرف خدا را قبول داشته باشید ، فقط نباید به محبین امیر المومنین علی علیه السلام گیر می دادید لا اقل برای رد گم کنی هم که شده بود از اولی و دومی و سومی و ... این قدر طرافداری نمی کردید شما توسل که اهل سنت و شیعه حقیقی تان قبول دارند را مخالف توسل عموم شیعیان می دانید آنها را شیعه صوفی می خوانید اما تفکر شما و اساتید شما در کدام یک از کتب فرق و مذاهب آمده آدرس بدید نمی شود تفکری بر حق باشد و هیچ یک از فرق موجود بعد از نبی از سنی و شیعه به آن نرسیده باشند ما تو حوزه علمیه شیعه از شما و اساتید شما کسی را نمی شناسیم با اینکه در قم همه اساتید دارای کرسی برای تدریس هستند و در اجتهاد آزادی که در بین علمای ما موجود است طلاب سطوح عالی آزادانه اساتید را انتخاب می کنند و با شاگردی طلاب بیشمار ، اساتید مطرح و اساتید مسلم شناخته شده اند روشی که در آن اساتید متبحر آزادانه به رای طلاب شناخته می شوند. چرا مطلبی را عنوان می دارید که منجر به شک کردن به تحصیل شما در حوزه علمیه می شود کدام حوزه ؟؟؟ کدام استاد ؟؟؟کدام سطح عالی که این مطالب را ندیده اید. سوال بجایی است از حوزه علمیه و اساتیدتان می پرسند. مثال آن فرد شده اید که ادعای عشق کرده بود گفتند عاشق کی هستی گفت هرکه تو بگی !!نام استاد من آیت الله العظمی سبحانی است علامه جوادی آملی است و... کوری چشم دشمنان اهل بیت مفتخرم ساعاتی شاگرد آیت الله قزوینی موسس موسسه تحقیقاتی ولی عصر عجل الله تعالی هم بوده ام در مورد بحث پیچیده و تخصصی صفات خداوند هم دوستان مواظب باشند در این تاپینگ برادرانی با رویکرد مکتب تفکیک که از حوزه هست مخالفین عرفان که در حوزه هست بیان متکلمان و فلاسفه و عرفا که ضد هم هست و همه در حوزه هست آزادانه به تدریس و اندیشه می پردازند، وارد و درگیر در بحث پیچیده صفات شده اند رفقا مواظب تفرقه باشند نشه از اختلاف اقوال کلامی یک وهابی حرفی که می خواد بزنه من از دامن زدن به بحث های که به درد عموم مردم نمی خوره تا بشه مبنام دوری کردنه ولی من یکی از رافضی های عوام مشرکی که شما می گید هستم چون شیعه هستم شما را قبول ندارم فهمیدم اینطوریه ! اسم اساتیدتون را بگید مرجع سرخود هم که باشید نمی شود شما به حقی رسیده باشید که 1400 و چند ساله هیچ یک از فرق موجود نرسیده باشند پس از کتب فرق و مذاهب آدرس وصف فرقه تون یا مذهب و دینتون را بدید. من در آوردم حق را پس من حق هستم سوال پیش میاره که بقیه فرق پس این 1400 سال چی بودند؟؟نکنه اهل تصویب هستید ؟ برهان لطف خدا چی می شه؟ که شما فقط حق شدی! و توهم ما بیشماریم هم که زدتتون و ...
|
|||
|
|
۱۶:۵۷, ۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۵/دی/۹۲ ۵:۲۷)مسجد عشاق نوشته است: [/font] لطفا به جای شعار و اظهارفضل از علمی که نزد بزرگان کسب کرده اید برای ما بازگویید و پاسخ اشتباهات ما رابدهید بلکه ما را هدایت کرده باشید ! این که عقیده من به کدام مذهب میخوره اصلامهم نیست چون مهم پیروی از اعتقادات صحیح است حال این اعتقادات میخواهد در شیعهباشد یا اهل السنت ! اولا در مورد شهادت توضیحی دادم به جناب ابوتراب که میتوانیدبه ان کامنت مراجعه کنید ولی شهادت به معنای کشته شدن را برای حضرت صدیقه کبریسلام الله علیها ثابت نمیبینم ! و این قضیه چیزی را از ارادت من به ان بانوی یگانهجهانیان که درود اولین و اخرین به روان پاکش باد کم نکرده است بلکه ارادت به انبانو را در پیروی از ایشان و معارف ان عزیزان میدانم .... مسائل تاریخی که امروزه شماعزیزان همه دین و دنیای خود را صرف ان کرده اید گره ای را در قیامت از کار شما بازنمیکند ... در میان شیعه هم کسانی بودند چون علامه کبیر سید محمد حسین فضل الله رحمهالله علیه که اعتقاد به کشته شدن ان حضرت نداشتند ... درست است که اختلافاتی بینان حضرت و ابوبکر رخ داد ولی این که عامل شهادت ان حضرت ابوبکر و عمر باشند برایبنده و هر انسانی که تعصب را کنار گذاشته ثابت نیست بلکه در کتاب روضه الواعظیناست که ان حضرت به بیماری که از چندی پیش از وفات رسول خدا گرفته بودند دنیا راترک کردند ... همچنین شیخ عباس قمی هم کلمه وفات را برای ان حضرت در مفاتیح و کتاببیت الاحزان اورده است ... علی کل حال خداوند به جزئیات گذشتگان اگاه تر هست و ما ازخدا میخواهیم اگر کسی ان حضرت را عامل درشهادت بود لعنت کند و اگر نبود ما را رحمت کند که گمان بیجا کردیم درمورد خلفا هم بنده ارادتی از خود نشان ندادم ! و هرگزایشان را به وصایت بر حق رسول خدا قبول ندارم و نخواهم داشت ... ولی اعتقاد کلیبنده در مورد ان ها اعتدال و انصاف است که ان ها کسانی بودند که نقاط مثبت فراوانیدر زندگی داشتند که حتی شامل ایات بیعت رضوان و رضای الهی میشوند و در عین حالنقاط تیره ای هم داشتند .. لذا نه ان ها را تقدیس میکنم و نه ان ها را لعن میکنم... بلکه امورشان را به الله تعالی میسپارم که اوست عالم الغیب و الشهاده جنابعالی عرض کردید که کامنت ها را خوانده اید !! پس اگرخوانده بودید میدانستید که من با اصل توسل صحیح شرعی مشکل ندارم بلکه به شکلاشتباه ان معترض هستم ... توسل یک عمل شرعی و صحیح است ولی به همان گونه که به مادستور داده شده نه به شکل های شرک امیز و غلط لزومی نداره که از میان کرور کرور طلبه شما مرا بشناسید ونیازی هم به اظهار صریح عقاید بنده در فضای بسته و متعصب حوزه نبوده و نیست ...شما به جای درگیری و شعار از علمی که ادعا دارید کسب کرده اید وارد به بحث شوید وکارهای خودتان را توجیه بفرمایید ... موفق باشید [font=Times New Roman] |
|||
|
۲۳:۳۸, ۵/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۳۷ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
در مورد ادعای شما که گفتید طلبه هستید بنده با توجه به عقاید شما گفتم در حوزه چنین تفکری نمی بینم از لحاظ کتب فرق و مذاهب اسم برای تفکر تان خواستم چون نمی شود حق باشد ونامی تاکنون بر آن مذهب حق نگذاشته باشند اگر محیط حوزه علمیه تشیع برای شما بسته هست علت آن عقاید منحرف شماست سوال این بود شما که ادعا طلبه بودن دارید نام اساتید دارای تفکرتان را نام ببرید لازم به ذکر است در حوزه علمیه تشیع یک تفکر بر اساس کتاب و سنت و اجماع و عقل ارایه شده شما نمی توانید ادعای شیعه بودن کنید بعد از علما و کتب آنها شاهد مثال نیاورید در مسایل جدید و مستحدثه در شیعه اجتهاد آزاد است مثلا حکم لقا مصنوعی و نماز خواندن در کره ماه و ... اما کسی می تواند اجتهاد کند که از مشایخ خود اجازه داشته باشد وگرنه هر مستر هنفری
اسلام شناس می شود و ...پس این که کرور کرور اساتید و طلاب کسی را نمی توانید نام ببرید ظن دوستان را تقویت می کند که شما وهابی شیعه نما هستید اتقوا مواضع التهمه نام همفکری از هم لباسهای ما که بعقیده شما هست یک مثال یک استاد حوزه علمیه قم مشهد و ... برای نقض حرف من که گفتم در شیعه از تفکر شما نمی بینم کافیست نبود بله صوفیه نعمت الله چنین تفکری دارند که با اولی و دومی و سومی کنار می آیند و فرقه صالحیه و ابتریه ولی این ها شیعه دوازده امامی مورد تایید مراجع شیعه که نیستند در مورد جریان در و دیوار آتش در روایات اهل سنت هم این مطلب آمده برای شما از کتب اهل سنت سند های آن را بیاورم یا در سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر آیت الله قزوینی خود سند ها را جستجو می کنید اینکه کسی لفظ رحلت را در مورد شهادت حضرت رسول صل الله علیه و آله و حضرت فاطمه سلام الله علیها بکار برده باشد دلیل بر قبول نداشتن جریان در و دیوار و آتش از جانب او نیست سند از علمای که گفتید ارایه دهید که آنها همچون وهابیان کنونی این قضیه را قبول نداشته اند؟ کدام کتاب؟ حال فرض را گذاشتم بر اینکه این بزرگواران همیشه رحلت بکار می برده اند جناب عالم مقدس ملکوت شهیدی به عالم بالاتر از ملکوت رحلت کرد جمله ی غلطی است یا در اثر ضربه و صدمات در جنگ جانبازی به سوی دوستان شهیدش کوچ کرد و پر گشود دلالت دارد نویسنده به شهادت این جانباز معتقد نبوده است یا آن بحث دیگری است ؟کدام یک از کرور کرور شیعیان و محبین در توسل شرک بخرج داده اند شما که نگران روز قیامت دیگران هستید از نیت شیعیان و محبین چگونه مطلع شدید ؟چگونه پی به شرک آنها برده اید؟ همه شیعیان مرتضی علی و محبین حضرت فاطمه علیهم السلام می دانند که اهل بیت علیهم السلام وسیله هستند رابطه آنها با خدا از لحاظ قبول مبحث سلسله علل در طول هم هست نه عرض هم . کسی جدای از خدا، برای اهل بیت قدرتی قایل نیست که شما آنها را مشرک خطاب می کنید و خود مجهول العقایدتان را مستبصر و موحد کدام شیعه و محبینی از همکیشان ما آنها را علتی در عرض علت العلل دانستند من اگر بگویم با دستانم می نویسم و الان دارم تایپ می کنم مشرکم آیا شما همچون اهل سنت قایل به جبر هستید یا همچون شیعه به مذهب اختیارمعتقدید ؟من مختارم به اختیار خدا وند تبارک و تعالی پس به اذن الله و حول و قوته می نویسم و می بینم یضل به کثیرا و یهد به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین در پایان از شما متشکرم که اسباب مستبصر شدن بیشتر روافض را فراهم می کنید الهم العن الجبت و الطاغوت |
|||
|
|
۱۲:۳۹, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۳۹ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
رفتار مطلوب در برابر حقايق تاريخىپس از مدتهاى طولانى كه از آن تاريخ گذشته است، وقتى شرح حال امام حسين(علیه السلام) و كسانى كه همراه باطل شدند و گروهى كه از نظر عاطفى با حق بودند؛ ولى در رفتار، طرف باطل را گرفتند، مىشنويم، زمانى كه با آنها روبهرو مىشويم، بايد در درون خود از نظر روانى با آنها مقابله كنيم؛ بنابراين بايد كسانى را كه به باطل پايبند بودند، رد كنيم و كسانى را كه حق را شناختند و با آن حركت كردند با آغوش باز بپذيريم.هنگامى كه با چنين حالت روحى در برابر تاريخ قرار بگيريم، برما لازم است تا ديدگاه خويش را در قبال نمونههاى موجود، مشخص كنيم. آيا ما از كسانى هستيم كه در كنار حق ماندند و در برابر تهديدات ايستادند؟ و يا از كسانى مىباشيم كه وارد ميدان مبارزه نشدند و با اينكه ميدان مبارزهى حق و باطل پر از دشوارىها و مشكلات شده بود، بر تپهى سلامت نشستند و نظارهگر شدند؟و يا از كسانى هستيم كه مىگويند اگر منفعتى براى ما وجود نداشته باشد براى ما فرقى نمىكند كه كدام گروه پيروز شود و بدين ترتيب ميان حق و باطل بىطرف مىمانيم و موضع مشخصى را اتخاذ نمىكنيم؟ برخى از مردمان عصر امام حسين(علیه السلام) اين گونه مىانديشيدند و برخى از مردم زمان امام على(علیه السلام) نيز چنين فكر مىكردند. چنين موضعى مردود است؛ زيرا بىطرف ماندن در اين وضع، به معنى ماندن در كنار باطل است. برخى مردم مىگويند: ما نه با اين گروه هستيم و نه با آن گروه، نه با اين فرد هستيم و نه با آن فرد؛ در حالى كه اگر هر دو طرف باطل بودند، درست اين است كه ما هر دو را رد كنيم. اين همان نكتهاى است كه حضرت على(علیه السلام) بدان اشاره فرمود: «كن في الفتنة كابن اللبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»(نهج البلاغه، (شرح ابن ابى الحديد)، ج 9، باب 151، ص 146) ؛ «در فتنهها مانند بچه شتر باش، كه نه پشتى دارد كه بتوان سوار آن شد و نه پستانى كه بتوان آنرا دوشيد». فتنه چيزىست كه در آن، حق و باطل شناخته نشود. در زمانهاى فتنه نبايد اجازه دهيم ديگران سوارمان شوند و يا از ما را سوء استفاده كنند. در فتنهها بايد مانند بچه شتر بود؛ اما وقتى مسئله، رويارويى حق و باطل است، بايد همراه حق و عليه باطل بود.امام كاظم(علیه السلام) مىفرمايد: «أبلغ خيراً و قل خيراً و لا تكن أمعة. قلت: و ماالأمعة؟ قال: لا تقل أنا مع الناس، و أنا كواحد من الناس» (بحار الانوار، ج 75، ص 325، روايت 3، باب 25) ؛ «خير را برسان و خير را بگو و تابع و مصلحت بين مباش، گفتم: مصلحت بين كيست؟ فرمود: نگو من از مردمم و من مانند يكى از مردم مىباشم».اما نمونهى سوم كسانى هسستند كه از نظر عاطفى با حق هستند؛ مانند كسانى كه نيكوكاران را دوست دارند؛ اما آمادگى پايبندى به مسؤوليت نيكى را ندارند؛ اهل عدالت را دوست دارند؛ اما آمادگى التزام به خط عدل را ندارند؛ اهل حق را دوست دارند؛ اما آمادگى پذيرش مسؤوليت با حق بودن را ندارند؛ بلكه همهى كارهاى آنها بر اساس حسابهاى خاص و منافع مادى و دنيوى است؛ آنان مىبينند كه مصلحت مادى در چيست؛ سپس در صدد انجام دادن آن بر مىآيند.اين جا كسانى ديگر نيز وجود دارند؛ آنها كسانى هستند كه به حق پايبند هستند و در راه آن گام بر مىدارند. وقتى تاريخ را مطالعه مىكنيم و از آن اثر مىپذيريم، بايد ديدگاهمان را مشخص كنيم كه: ما كيستيم؟ آيا ما از جملهى بىطرفها مىباشيم؟ آيا ما از كسانى هستيم كه منافعشان بر اصول عقيدتى آنها غلبه مىكند؟ آيا ما از كسانى هستيم كه به باطل ايمان دارند؟ يا از كسانى مىباشيم كه به حق ايمان دارند؟ما كيستيم؟ بر اساس پاسخگويى به اين پرسش است كه شخصيت ما مشخص مىگردد و وابستگىمان معلوم مىشود. آيا ما از كسانى هستيم كه در جهت اصلاح امت بر مبناى روش رسول خدا حركت مىكنند يا بدان كار اهتمام نداريم؟ اين خط كدام است؟ خط و روش، همان «امر به معروف و نهى از منكر» مىباشد. حسين(علیه السلام) فرمود: مىخواهم وضع موجود امت اسلامى را با تمام مسايل مثبت و منفىاش بررسى كنم، مسايل منفىاش كدامند؟ نكات منفى رفتارىست كه در جهت خشم خداوند حركت نمايند چيزى انجام دهند كه او بر مردم حرام كرده است. نكات مثبت كدامند؟ نكات مثبت رفتارىست در جهت خشنودى خداوند، با انجام دادن وظايفى كه او از ما خواسته است.حسين(علیه السلام) كه حركت و انقلاب او ضربهى بزرگى بر وضع فساد آلود آن روز جامعهى اسلامى بود، مىخواست كسانى اين راه را برگزينند كه دين را با همهى مفاهيم آن در انديشه، عواطف و گامهاى عملىشان در زندگى قبول دارند. اگر حسينى هستند بايد در خط اسلام آمر به معروف و ناهى از منكر باشند و همهى آنچه را اسلام دشمن مىدارد، نپذيرند.برخى از مردم مىگويند: آيا از ما مىخواهيد با همهى مردم دشمنى كنيم؟ در پاسخ ما مىگوييم: ما مسلمانيم، و خط ماركسيستى، سوسياليستى و برخى انديشههايى را كه ريشههاى قومى دارند، نمىپذيريم و ليبراليسم و مانند آن را رد مىكنيم. آنها مىگويند: آيا از ما مىخواهيد با همهى مردم دشمنى كنيم؛ در حالى كه برخى از فرزندانمان به اين خط و برخى ديگر به آن خط وابسته هستند؟ چرا اسلام را اين قدر تنگ مىكنيد؟ برخى از مردم اين چنين مىانديشند و يا مىخواهند مسئله را اين گونه مطرح سازند. به اين صورت گمان مىكنند آنچه ما مىگوييم افراطى و تندروانه است و ما را در محدودهى افراطگران قرار مىدهند.حسين(علیه السلام) مسلمان بود و چيزى افزون بر اسلام نداشت. شخصيت او در جايگاه اسلامىاش رشد كرده بود. زمانى كه پيامبر فرمود: «حسين منى و أنا من حسين»(بحار الانوار، ج 43، ص 261، روايت 1، باب 22). چه ارتباطى ميان حسين(علیه السلام) و پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وجود دارد؟ آيا اين ارتباط، نسبى و خويشاوندى است؟ حسين(علیه السلام) مىتواند از پيامبر باشد چون پيامبر جد اوست؛ ولى چگونه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مىتواند از حسين باشد؛ در حالى كه حسين فرزند دختر اوست؟ اين ارتباط به علت تجسم اسلام در هر دوى آنهاست؛ از اين رو وجود هر كدام آنان، از آنِ ديگرى مىباشد؛ چون وجود هر دو در خدمت اسلام مىباشند.همه بايد بر اين نكته متفق شويم كه عاشوراى اسلامى از ماست و بايد خطوط عقيدتى، جايگاه، روشها و سياستمان را در زندگى بر پايهى آن تثبيت كنيم. با اين سخن نمىگوييم بايد در را بر ديگران ببنديم؛ بلكه مىگوييم ما مسلمانيم و آمادهى زندگى و همكارى با غير مسلمانان، بر اساس خطوط مشتركى هستيم كه طبيعت زندگى اقتضا مىكند؛ بنابراين ما با حسين(علیه السلام) هستيم تا از جمع او و پيروان او به شمار آييم.نقل از : سایت علامه سید محمد حسین فضل الله مسجد عشاق : جالب اینجاست که این علامه که شما از اسم ایشان برای عقیده باطل خود استفاده کرده اید بی تفاوتی در مقابل مسایل تاریخی را قبول ندارند در حالی که شما عالم مقدس ملکوت وقایع بین امیر المومنین و غاصبین حق آن حضرت را وقایع تاریخی می پندارید منکر شهادت شده اید این سایت علامه هست تو اون کتاب ها وآنچه مربوط به علامه محمد حسین فضل الله می باشد هم هست آدرس ادعاتون را از این سایت بدید اما دقت کنید ایشان از معاصرین هستند چگونه به کار بردن کلمه رحلت( بر فرض وجود ) را دلیل بر بطلان عقیده شیعه در مورد قضیه در و دیوار می دانید و از این کلمه اثبات اعتقاد او مبنی بر قبول نداشتن شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها المظلومه، المغصوبه حقها می کنید از علمای شیعه برای ادعاتون که شیعیان مشرکن و قضیه آتش زدن در و فضایل ابوبکر و عمر و ... چی دارید ؟ بنده می خواهید فضایل آن سه تن و مولا علی را از کتب اهل سنت بیان کنم شما از کتب شیعه فضایل این سه تن غاصب خلافت را بگویید
؟؟ منتظر فضایل آن سه تن از کتب شیعه هستیم شهادت مادرم زهرا سلام الله علیها افسانه نیست کلیک کنید |
|||
|
|
۱۹:۴۴, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۲ ۱۹:۴۶ توسط عالم مقدس ملکوت.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
جناب مسجد عشاق ! شما در حد و مقامی نیستید که این اجازه را به خود دهید عقاید دیگری را باطل و عقاید خود را حق بخوانید ! تنها خداوند یکتاست که از عقاید سالم افراد اگاه است و هموست که در یوم الحساب داوری خواهد کرد . الیس الله باحکم الحاکمین ؟؟؟؟؟ بنده قبلا هم عرض کردم که من در فقه تابع شیعه هستم دلیل ان هم این است که ائمه اهل البیت علیهم السلام را برتر از ائمه اربعه در استنباط اقوال رسول الله صلی الله علیه و اله میدانم .... و اما در عقاید فقط اصل مذهب شیعه مبنی بر اعتقاد به وصایت علی و اولاد علی علیهم السلام را قبول دارم ولی سایر عقاید دیگرم یا برگرفته از شیعه هست یا اهل السنت ! در عقاید تقلید و ماندن در یک چهارچوب بسته فکری راه ندارد و تقلید فقط در احکام شرعیه فرعیه جایز میباشد ... در مورد مسائل تاریخی که امروزه همه نون و اب شما عزیزان شده است باید عرض کنم الله تعالی میفرماید :
تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُواْ یَعْمَلُون گذشتگان جماعتی بودند که درگذشتند ، آنچه کسب کردند مختصّ آنان است و آنچه کسب کرده اید مختصّ شماست، و شما از آنچه آنان می کردند بازخواست نخواهید شد[/b] سوره بقره – آیه ١٤١ لذا وقتی جنگ و جدال در مورد گذشتگان گره ای از من در قیامت و دادگاه الهی باز نمیکند برای چه عمر خود صرف ان کنم ؟؟؟؟ فرضا که عمر بن خطاب انسان بدکاری یا نیکوکاری بود ... ایا به من که ۱۴۰۰ سال بعد هستم دخلی دارد ؟؟؟؟ او چه خوب چه بد به جزای اعمالش میرسد و من هم به جزای اعمال خودم .... امیدوارم مستبصر شوید ! |
|||
|
۲۰:۰۸, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۶/دی/۹۲ ۱۹:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است: لذا وقتی جنگ و جدال در مورد گذشتگان گره ای از من در قیامت و دادگاه الهی باز نمیکند برای چه عمر خود صرف ان کنم ؟؟؟؟ فرضا که عمر بن خطاب انسان بدکاری یا نیکوکاری بود ... ایا به من که ۱۴۰۰ سال بعد هستم دخلی دارد ؟؟؟؟ او چه خوب چه بد به جزای اعمالش میرسد و من هم به جزای اعمال خودم .... اللهم العن جبت والطاغوت پاسخ به فرضیات شما بزودی ان شاءالله در همین ارسال
|
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۶/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۱۹:۳۹ توسط مسجد عشاق.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۶/دی/۹۲ ۱۹:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است: جناب مسجد عشاق ! شما در حد و مقامی نیستید که این اجازه را به خود دهید عقاید دیگری را باطل و عقاید خود را حق بخوانید ! تنها خداوند یکتاست که از عقاید سالم افراد اگاه است و هموست که در یوم الحساب داوری خواهد کرد . الیس الله باحکم الحاکمین ؟؟؟؟؟ بنده قبلا هم عرض کردم که من در فقه تابع شیعه هستم دلیل ان هم این است که ائمه اهل البیت علیهم السلام را برتر از ائمه اربعه در استنباط اقوال رسول الله صلی الله علیه و اله میدانم .... و اما در عقاید فقط اصل مذهب شیعه مبنی بر اعتقاد به وصایت علی و اولاد علی علیهم السلام را قبول دارم ولی سایر عقاید دیگرم یا برگرفته از شیعه هست یا اهل السنت ! در عقاید تقلید و ماندن در یک چهارچوب بسته فکری راه ندارد و تقلید فقط در احکام شرعیه فرعیه جایز میباشد ... در مورد مسائل تاریخی که امروزه همه نون و اب شما عزیزان شده است باید عرض کنم الله تعالی میفرماید : من از همون اول می دونستم که شما عالم مقدس ملکوت از روحانیون و طلاب حوزه علمیه تشیع نیستید منتهی می خواستم از زبون خودتون بشنوم اقرار العقلا علی انفسهم جایز من در مناطق سنی نشین زیاد تبلیغ رفتم از برادران اهل سنت رفقا و دشمنان زیادی هم دارم انسان مامور به عمل به فهم خویش است اینکه الله تعالی بین بندگانش در آخرت چه حکم می کند یک مسئله هست مسئله تشخیص طریق حق و باطل مسئله دیگری ما شیعیان با توجه به کتاب و سنت و عقل و اجماع علمای شیعه(دقت کنید) مسئله را حق یا باطل تشخیص می دهیم. الله تعالی هم در روز قیامت قضاوت خواهد کرد اگر حجت بر ما تمام شده بود و از حق تبعیت نکردیم محکومیم ولی یک عالم سنی یا یک عالم شیعه اگر به حقیقتی رسید مامور به عمل به عقل خویش است بر فرض تفحص اگر مطابق با واقع و حکم الله تعالی بود دو ثواب دارد اگر نبود و به وظیفه خود عمل کرده بود یک ثواب را دارد سنی باشد یا شیعه یا مسیحی یا ... مامور به عمل به فهم خویش است اگر از طلاب سطح عالی حوزه علمیه شیعیان بودید با مراجعه به مبحث القطع حجه این را می یافتید این طریق الی الواقع همان مصلحت سلوکیه است که شیخ انصاری اعلی الله مقامهم بر آن در کتب خود تاکید کرده اند و گفته اند که اهل سنت در این مقوله قایل به تصویب هستند یعنی خداوند معاذ الله نشسته که مفتی حکمی کند و الله تبارک و تعالی به آن حقیقت بخشد اما شما ادعا کرده بودید که ساکن تهران و طلبه سطح عالی هستید دوستان هم پی به تناقض گویی شما و عدم مطابقت حرف های شما با حرف علمای شیعه و حوزه علمیه تشیع برده بودند که الحمد لله خود نیز به آن اقرار فرمودید وباز هم خواهید نمود
از اینکه با یک برادری از اهل سنت بحث کنیم و قواعد بحث را رعایت کرده به وظیفه خود که همان تحقیق و رفتن دنبال حق بوده عمل کنیم ابایی نداریم شما که فقه شیعه را برتر می دانید خوب از یک سنی که به فقه مذاهب اربعه عمل می کند از نظر من پیش هستید ولی چون به شیعیان و محبین کینه می ورزید و آنها را مشرک خطاب می کنید از یک سنی شافعی که محبت اهل بیت را واجب و با شیعیان مشکل اینچنینی ندارد و حتی از دیگر فرق فقهی اربعه مالکی و حنبلی و حنفی و فرق کلامی دیگر که الی الله هدی پایین ترید چون به شیعیان محبین مانند وهابیت تهمت شرک می زنید حتما در موردشان قایل به دیگر احکام وهابیت هم کم کم می شوید!! در مورد اینکه می گویید گذشتگان به ما ربط ندارد یا از این آیه چنین برداشت نموده اید که یعنی از تاریخ و اثر آن در آینده خداوند جل جلاله و عظم شانه معاذ الله خواسته تبری بجوید حرف اشتباهی است اگر سقیفه نبود همان تحدید به سوزاندن در که شما گفتید و من ازمنابع اهل سنت در ارسال قبل بیشتر از آن را هم آوردم اتفاق نمی افتاد اگر جمل نبود صفین نبود کربلا به وجود نمی آمد که مولایمان حسین با تمام اهل و عیالش شهید شود تا اسلام حقیقی بماند و یزیدیان رسوا شوند دقت کنید اینکه بنده گفتم نمی شود حقی باشد و در کتب فرق ومذاهب بر آن مرام و عقیده حق اسمی ننهاده باشند دلیل آن برهان لطف است قبح عقاب بلابیان است . یعنی 1400 سال مسلمانان اهل تسنن در فقه وشیعه در گرایش به مقولات تاریخی به گفته شما(همان معقولات تاریخی به اعتقاد من) راه باطل را پیموده اند وشما حق هستید و مورد تایید الله تعالی!!! همین مخالفت شما با اجماع کلیه فرق و مذاهب اعم از شیعه و سنی دلیلی است بر بطلان عقیده شماست چون بر اساس برهان لطف خداوند، حق بین این فرق بوده ویکی از آنها مرام مورد تایید الله تعالی در روز قیامت می باشد غیر این باشد به چه حجتی خداوند افراد قبل از شما را عقاب کند در حالی که بیان نبوده؟ نبودن حق در بین فرق موجود در این 1400 سال به قاعده قبح عقاب بلا بیان خلل وارد می کند یا معتقدید در این 1400 سال عقاب خداوند تعطیل بوده و حال که شما و آن جماعت مستبصر که توهم زده اید بی شمارند آمده اید بر غیر شما تهمت شرک رواست و شما حق و بر آنها عقاب الهی احداث شده است و یا معتقدید از حکیم عقاب بلابیان هم صادر می شود که این نظریه خود نظریه ای خود شکن است چون با حکمت و علم الله تعالی منافات پیدا می کند لطفا به ملزومات عقلی اعتقاد خود تعقل کنید و بیندیشید که العاقل یکفی بالاشاره.بله اعتقاد و عدم اعتقاد به عمر به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد اینکه اگر در جنگ صفین بودید یا جمل کدام طرف را بر می گزیدید به اعتقاد شما در 1400 سال بعد ربط دارد آیه هم طبق برداشت شما و ترجمه های که خود کردید (بر فرض صحت) الله تعالی جل جلاله نفرمود عمل شما اگر جای آنها بودید در اعتقاد و برگزیدن و پیروی از مذهب حق اثری ندارد و دقت کنید مذاهب و وقایع از همین انتخاب ها و عدم آنها شکل گرفته اند ادل الدلیل علی الشی وقوعه (بهترین دلیل برای مطلبی وقوعش است). ان شا الله مستبصر شوید بازهم از اینکه قصد کردید به چراغی فوت کنید که خدا آن را روشن کرده متشکرم و این را سبب کامل تر شدن حق می دانم والله متم نوره ولو کره الکافرون کافرون کسانی هستند که در حق امیر المومنین کسانی را داخل کردند که ناحق و غاصب بودند وبه نعمت الهی که همان ولایت و وصایت علی بن ابی طالب علیه آلاف التحیه و السلام بود کفران ورزیدن و به جمع بین اضداد پرداخته اند که از لحاظ عقلا مردود است وشارع مقدس رئیس عقلا بلکه معطی آنها است و همان که گفته شده بود از این نعمت عقل و نور و رسول و اهل بیت روز قیامت سوال می شود اگر در حوزه علمیه شیعه درس خوانده باشید معقول هم خوانده اید و حوزه های غیر شیعه به حدیث و منقول فقط چسبیده و متاسفانه تعقل در معقول ندارند در فرق کلامی اهل سنت معتزله بودند ولی حالا تعقل توشون جای آن را به حدیث خوانی بی تعقل داده است .اما شما مواظب باشید مصداق آن مطلب نشوید که چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن کس پف کند ریشه اش بسوزد یک سوال را لا اقل توانستید جواب بدهید اگر در جنگ جمل یا صفین بودید کدام طرف را بر می گزیدید ؟؟![]() |
|||
|
|
۰:۳۵, ۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۶/دی/۹۲ ۲۰:۴۸)مسجد عشاق نوشته است:جناب مسجد عشاق ! حوصله جنجال های بی مورد و بی نتیجه را با افرادی همچون شما ندارم ! جالب است افرادی که در این تالار حضور دارند و دو هفته ای است با ما بحث میکنند هنوز نشده که بخوان بگن شما شیعه نیستی و یا تهمت بزنن ... ولی حضرتعالی با این عمامه قشنگ خیلی راحت میگید افکارت باطله ! طلبه نیستی ! لزومی نداره به شما ثابت کنم که من طلبه هستم یا نه ! چون هر کسی دیگر جای من بود چنین نمیکرد تا متحجرینی چون حضرتعالی او را اذیت کنند .... مصلحت سلوکیه ای که شیخ اعظم رحمه الله علیه در اصول بنا نهاد مسئله تازه و خاصی نبود و متقدمین از اهل السنت چنین نظری داشتند و اکنون نیز پاره ای از ان ها بر این نظر هستند و میگویند در جنگ علی و عایشه هر دو اجتهاد کردند علی دو ثواب میبرد و عایشه یک ثواب ! اجتهاد و کوشش در بدست اوردن مسائل فقهی خیلی عالی هست ولی شما مغلطه زیرکانه ای کردید و ان را به کند و کاو در امور گذشتگان نسبت دادید ! تاریخ اسلام امروزه برای همه جهان روشن است و ما به اندازه نیاز خود از تاریخ بهره میبریم و انان که امت بر ستم و نفاق ان ها اجماع کردند برائت میجوییم و انان که در موردشان اختلاف است حق تقوای الهی این است که امورشان را به خدا واگذار کنیم مگر کسانی که دشمنی و کفر ان ها کاملا مشخص است مانند معاویه علیه الهاویه ! بنده سقیفه را تایید نکردم و اشتباهی که صحابه مرتکب شدند را مذموم میدانم زیرا طبق احادیث همه مذاهب اسلامی فضیلت علی بن ابی طالب علیه السلام بر همگان برتر است برای همین سقیفه مورد تایید نیست و از اشتباهات و نقاط تیره شیخین بوده است .... عقیده من راجع به شیخین عقیده ساکتی است و نه ان ها را تقدیس کرده و نه هرگز لعن میکنم و امورشان به خدا واگذار کرده ام و گمان ندارم چنین عقیده ای به شیعه بودن من لطمه ای وارد کند .... این که جنابعالی دائما در صدد این هستید که مذهب من چیست و چرا در یک چهار چوب بسته قرار نگرفتم کاملا از اساس باطل است زیرا لزومی ندارد که حتما زیر لوای یک مذهب خاصی باشم بلکه عرض شد عقاید هر شخص تحقیقی است و میتواند به تعداد انسان های موجود در دنیا عقیده و مذهب وجود داشته باشد و این مرز بندی ها یک اساس بی اعتبار بین مسلمین است و الا امت اسلام واحد است و در ان مرزبندی نیست : إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ . همانا این امتِ شما است امتی یگانه و منم پروردگار شما، پس مرا پرستش کنید: سوره الانبیا ایه ۹۲ بنده یک بار عرض کردم و برای اخرین بار تکرار میکنم که بنده اصل مذهب شیعه مبنی بر اعتقاد به وصایت ائمه اثنی عشر علیهم السلام را قبول کردم و در ما بقی محل تامل است .... من انسانی زاده شده در سال ۳۶ هجری نبودم که بدانم تاثیرات زمانه چگونه بوده و جو به چه حالتی بوده که در کدام طرف از جمل بوده باشم و هر کس که الان چنین ادعایی کند و بگوید صراحتا اگر انسان ان زمانه بود در کدام طرف بود بی شک دروغ گفته است ... ولی اگر این انسان قرن ۱۴ باشم خب بی شک طبق اصل عقیده ام جانب امیر المومنین صلوات الله علیه بودم و در عین حال از بی حرمتی به ام المومنین بر حذر بودم .... |
|||
|
۰:۴۳, ۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول: من قبلا این مورد رو به بیان دیگه گفتم شیعه تعریف داره کسی که شیعه میشه یک سری چیزا رو قبول میکنه میشه من بگم شیعه هستم ولی عقاید شیعه رو نپذیرم؟ شما میتونید بگید مسلمان نیستید ما از بحث های ریشه ای تر صحبت کنیم |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! | علی 110 | 39 | 27,310 |
۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۱ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| آیا امام حسین (علیه السلام) مظلوم است؟؟ | لبخند خدا | 27 | 11,879 |
۱۵/آبان/۹۴ ۱۴:۳۳ آخرین ارسال: مصباح |
|
| هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت | ghoran | 7 | 3,233 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه | وحید110 | 112 | 47,920 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۵۷ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) | ghoran | 4 | 2,625 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| 《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 | آوا | 0 | 1,246 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: آوا |
|
| روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) | aboutorab | 3 | 2,431 |
۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|





![[تصویر: b780be827557.png]](http://scua.comxa.com/up/b780be827557.png)




اسلام شناس می شود و ...پس این که کرور کرور اساتید و طلاب کسی را نمی توانید نام ببرید ظن دوستان را تقویت می کند که شما وهابی شیعه نما هستید اتقوا مواضع التهمه نام همفکری از هم لباسهای ما که بعقیده شما هست یک مثال یک استاد حوزه علمیه قم مشهد و ... برای نقض حرف من که گفتم در شیعه از تفکر شما نمی بینم کافیست نبود
بله صوفیه نعمت الله چنین تفکری دارند که با اولی و دومی و سومی کنار می آیند و فرقه صالحیه و ابتریه ولی این ها شیعه دوازده امامی مورد تایید مراجع شیعه که نیستند در مورد جریان در و دیوار آتش در روایات اهل سنت هم این مطلب آمده برای شما از کتب اهل سنت سند های آن را بیاورم یا در سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر آیت الله قزوینی خود سند ها را جستجو می کنید اینکه کسی لفظ رحلت را در مورد شهادت حضرت رسول صل الله علیه و آله و حضرت فاطمه سلام الله علیها بکار برده باشد دلیل بر قبول نداشتن جریان در و دیوار و آتش از جانب او نیست سند از علمای که گفتید ارایه دهید که آنها همچون وهابیان کنونی این قضیه را قبول نداشته اند؟ کدام کتاب؟ حال فرض را گذاشتم بر اینکه این بزرگواران همیشه رحلت بکار می برده اند جناب عالم مقدس ملکوت شهیدی به عالم بالاتر از ملکوت رحلت کرد جمله ی غلطی است یا در اثر ضربه و صدمات در جنگ جانبازی به سوی دوستان شهیدش کوچ کرد و پر گشود دلالت دارد نویسنده به شهادت این جانباز معتقد نبوده است یا آن بحث دیگری است ؟کدام یک از کرور کرور شیعیان و محبین در توسل شرک بخرج داده اند شما که نگران روز قیامت دیگران هستید از نیت شیعیان و محبین چگونه مطلع شدید ؟چگونه پی به شرک آنها برده اید؟ همه شیعیان مرتضی علی و محبین حضرت فاطمه علیهم السلام می دانند که اهل بیت علیهم السلام وسیله هستند رابطه آنها با خدا از لحاظ قبول مبحث سلسله علل در طول هم هست نه عرض هم . کسی جدای از خدا، برای اهل بیت قدرتی قایل نیست که شما آنها را مشرک خطاب می کنید و خود مجهول العقایدتان را مستبصر و موحد کدام شیعه و محبینی از همکیشان ما آنها را علتی در عرض علت العلل دانستند ![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)