|
غرب زدگی و غرب گرایی در ایران اسلامی (پروژه ی جامع)
|
|
۲۲:۲۹, ۱۸/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اعوذ باالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین ولَهُ الحَمد اللهمّ انّی اعوذ بک من نفسٍ لاتشبعُ و من قلبٍ لایخشَعُ و من علمٍ لاینفع . خدایا من به تو پناه میبرم از نفسی که سیرابی ندارد، قلبی که خشوع و خضوع نمییابد و علمی که سودی نمیبخشد و باعث گمراهی میشود با عرض سلام به همه ی خوانندگان تاپیک مبحثی که مشخص شده ترکیبی از چند موضوع هست از جمله westernization (غربی سازی) و globalization (جهانی سازی) و... که وجه اشتراک همه ی اینها اینه که همه از طرف غرب داره دنبال میشه برای ضربه زدن به جامعه ای نظیر ایران شیعه به نفع خودشون. محور موضوع ما غربی شدن و تهاجم فرهنگی هست که غرب به ما کرده و در واقع این پروژه رو از اون طرف داره دنبال میکنه با این هدف که ما غربی بشیم ، در واقع هدف و غایت مورد نظر ما بشه غرب شدن. و ما «غرب» یا حتی چیزی پست تر از آن بشیم! این چیزی هست که غرب داره دنبال میکنه و در واقع میخواد این هدف رو جایگزین آرمانها و ارزشهای ما بکنه که قطعا به دور از اخلاق و به دور از اسلام هست چنین اهدافی. امام خامنه ای در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۸۶/۰۲/۲۵ : نقل قول:امروز در چشم بسيارى از نخبگان ما، بسيارى از كارگزاران ما، مدل پيشرفت صرفاً مدلهاى غربى است؛ توسعه و پيشرفت را بايد از روى مدل هايى كه غربىها براى ما درست كردهاند، دنبال و تعقيب كنيم. امروز در چشم كارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناكى است؛ چيز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناك است. =-=-=-= این پروژه با همکاری این عزیزان کامل شده:خانمها : السا ، پرنیان ، رضوانه ، nina آقایان : عبدالرحیم و بنده هم به عنوان مدیر پروژه در خدمت دوستان بودم. بنده انواع اقسام تلاشها و توطئه ها (!) رو چیدم تا تعداد آقایون بیشتر بشه ولی متاسفانه به دلایل مختلف دوستانی که تخصص و وقت کافی هم دارن همکاری نکردند (شاید مهمترین دلیلش تنبلی باشه)کسی تمایل به همکاری در پروژه های بعدی داشت از طریق پیغام خصوصی بگه. . سعی شده مطالب به زبان گفتار و محاوره و خیلی ساده باشه ، البته برای دوستانی که بیشتر میخوان مطالعه کنن در بعضی بخشها داخل نقل قولها مطالبی اوردیم که برای مطالعه ی بیشتر هستش.=-=-= (۳/فروردین/۹۳ ۲۳:۲۱)السا نوشته است: |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۱, ۲۲/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۲ ۲۳:۳۱ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
سکولاریسم:
از آن جا که اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده میشود، معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. دیدگاه سکولاریسم بر این پایه بنا شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزشها پسندیدهاست و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر میتوان توضیح داد.به عبارت بهتر هر کسی دین خود را فقط در خانه خود نگه داشته باشد و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند . یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی میدانند. شهید مطهری که همچون سایر علمای اسلام قائل به دین حداکثری است در این رابط بیان میدارد: «همهجانبگى از جمله امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر است، و به تعبیر درستتر از جمله ویژگیهاى صورت كامل و جامع دین خدا نسبت به صورتهاى ابتدایى، جامعیت و همهجانبگى است. منابع چهارگانه اسلامى كافى است كه علماى امت نظر اسلام را درباره هر موضوعى كشف نمایند. علماى اسلام هیچ موضوعى را به عنوان اینكه بلاتكلیف است تلقى نمىكنند». (مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ج2، ص242) اومانیسم: انسانگرایی (اومانیسم) (به انگلیسی: Humanism) رویکرد تمرکز بر تواناییها و دغدغههای انسان؛ در آزمایشهای تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهشهای فلسفی و خلق آثار هنری است. واژهٔ Humanism (با H بزرگ) نهضت فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجستهٔ یونانی و رومی پدید آمدهاست. این واژه از واژهٔ لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شدهاست. یوتیلیتاریانیسم: فایدهگرایی یا یوتیلیتاریانیسم (به انگلیسی: Utilitarianism) که به سودگرایی، منفعتگرایی و اصالت نفع نیز ترجمه شدهاست، نظریهای در فلسفه اخلاق است که بر اصالت فایده استوار است. مهمترین متفکران این مکتب جرمی بنتهام و جان استوارت میل میباشند. فایدهگرایان تنها معیار نهایی درباره صواب، خطا و الزام را سود میدانند و معتقدند غایت اخلاقی که باید در تمام اعمالمان به دنبال آن باشیم، بیشترین غلبه ممکن خیر بر شر (یا کمترین غلبه ممکن شر بر خیر) در کل جهان است. آنها اشاره دارند به اینکه خوب و بد را می شود به روش کمی اندازهگیری کرد. دئیسم: دادارباوری یا خداانگاری (به انگلیسی: Deism) این باور است که خدا وجود دارد و به عنوان یک آفریننده و دادار، گیتی فیزیکی را خلق کردهاست؛ اما در عملکرد آن مداخله نمیکند. دادارباوری مرتبط با فلسفه دینی و جنبشی است که وجود خدا را از عقل استنتاج میکند. دادارباوری درباره این که خدا در خارج از گیتی چه انجام میدهد، هیچگونه موضعگیری نمیکند. این برخلاف اصل اعتمادگرایی در دینهای اسلام، مسیحیت، زرتشتی و یهودیت است که بر وحی در کتابهای مقدس تکیه میکنند. خداانگاران بیشتر وقایع فراطبیعی را مانند معجزه و پیشگویی رد میکند و معتقد هستند که خدا در زندگی انسانها و قوانین طبیعی گیتی مداخله نمیکند. آنچه که آئینهای سازماندهیشده وحی و کتاب آسمانی مینامند خداانگاران تفسیرهای افراد دیگر میدانند. به باور خداانگاران بزرگترین هدیهای که خدا به انسان دادهاست دین نیست بلکه قدرت استنتاج است. اگوسنتریسم: خودمحوری، خودمیان بینی، یا اگوسنتریسم در روانشناسی رشد بهصورت زیر تعریف میشود: تمایز ناکافی بین خود و جهان (شامل دیگران) گرایش به درک، فهم و تفسیر جهان برمبنای خود ماکیاولیزم : (Machiavelism ): مکتب سیاسی منسوب به نیکولو ماکیاولی سیاستمدار ومتفکر ایتالیایی (1469-1527).بنیاد ماکیاولیزم بحث روش وهدف در سیاست است .ماکیاولی درکتاب"شهریار"به کاربردن هر وسیله رادرسیاست برای رسیدن به هدف مجاز می شمارد .وبدین گونه سیاست رابه کل ازاخلاق جدا میشماردوازاین جهت ماکیاولیزم به معنای به کاربردن روش های غیر اخلاقی برای رسیدن به هدف است .ماکیاولی معتقد است که"زمامدار"اگربخواهد باقی بماندوموفق باشدنبایدازشرارت بهراسد وازآن احترازکند.زیرا بدون شرارت حفظ دولت ممکن نیست ...هیچ طرازومقیاسی برای قضاوت زمامدار دردست نیست مگرموفقیت سیاسی وازدیاد قدرت .زمامدار برای نیل به قدرت وازدیاد وحفظ آن مجاز است به هرعملی از زور وحیله وغدروخیانت وتقلب ونقض قول دست زند. |
|||
|
|
۲:۱۹, ۲۳/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۲ ۲:۱۹ توسط السا.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
جنبش علم گراییدر ابتدای بحث به علم گرایی در اسلام و مقداری هم در غرب اشاره کردیم. قبل از مطالعه ی ادامه ی بحث خوبه یه مروری روی صفحه ی اول داشته باشید.. اما مطالب تکمیلی و اضافه تر از این بحث باقی مونده که لازمه اینجا بهش بپردازیم. همونطور که اشاره کردیم در غرب ، مسیحیت کلیسایی که افسار اروپا رو در دست گرفته بود به شدت ضد علم بود و هیچ گزاره ی علمی جدیدی که توسط دانشمندان تبیین میشد رو نمیپذیرفت. دانشمندان زیادی اومدن پا در میونی کردن برای این قضیه! از جمله فیلسوف معروف امانوئل کانت! که خودش ادم مذهبی بود و اومد این نظر رو مطرح کرد که اصولا راه علم و راه دین از هم جداست ، این ها دو مقوله ی جدا از هم هستند و کاری هم به همدیگه ندارند. با این نظر هم به مسیحیت به عقیده ی خودش خدمت کرد و هم باب علم گرایی رو گشود ولی غافل از اینکه شکافی که بین علم و دین گذاشت روز به روز بزرگتر شد تا جایی که همون علم ، دین رو از نظر علمی رد کرد!!!!!!!!!! و گفت دین اصلا علمی نیست ، اون خدا و ملائک و غیب و... که مذهبی ها میگن طبق اصول ما (اصول پوزیتیویستی و اصول آزمایش گرایانه) باید حتما بیاد توی لوله ی آزمایش ما تا ما بتونیم بپذیریمش!
|
|||
|
|
۲:۳۶, ۲۳/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۲ ۴:۱۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
علی 110 نوشته است:در رنسانس، بشر بی اعتنا به تعالیم وحی و تعالیم و قوانین خالق خویش، عقلانیت خودبنیادِ (در خدمت امیال نفسانیِ خود) را ملاک قرار داد و برای تعیین چگونه زیستن و و اینکه مطلوبش چه چيزي باشد، دستگاه فلسفی را طراحي نمود و تعریف خود را از انسان و نوع ارتباطش با جهان پیرامونش، کمال و غایت سعادتش را معین نمود و ترسیمي از مدینه ی فاضله خود ارائه کرد و سعی نمود آن بهشت موعود ذهني خود را درعالم خارج محقق سازد. به همين خاطر برای تحقق آن شروع کرد به تولید و تدوين علوم جديد و تکنولوژی و ابزار مورد نيازش. لذتجویی و رفاه طلبيِ حداكثري در خوي بشر منعقد گشت و به مسأله اول زندگي انسان تبدیل شد، بطوري كه همّ و غمّ انسان مدرن نه تقرب به خدا و نه عمل براي كشت مزرعه آخرت، بلكه محور فعالیتهایش پروار نمودن حداکثری نفس لذت طلب خود در این عالم خاكي گشته. بشر بجاي آنكه خود را مهيا براي آخرت و مسافر آن بيابد، توهم سُكني در عالم نمود و اراده خود را معطوف در اين جهان فاني و لذات زودگذر آن نمود.و علی 110 نوشته است:گذشته از اينها آنچه مهم است اينكه اتصال آدمي با مبدأ و منشأ هستي در مسير زندگي نبايستي قطع شود.. انسانی که بر اساس علم و عقل خودبنیاد منفک از وحی خود نظر میدهد آن هم در راستای لذت حداکثر از حیات مادّی خود، رهاورد این امر بدون توجه به رهنمونهای وحی بنا به فرمايش امیرالمؤمنین عليه السلام گمراهی و ضلالت و لغزش است: |
|||
|
|
۴:۰۵, ۲۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
بنابر این بشری که تصور کرد بدون حضور ولی معصوم در راس حکومت ، بدون نیاز به آیات قرآن و دستورات خدا ، و با تکیه بر عقل و تفکر میتونه ایدئولوژی هایی برای اداره ی جامعه طراحی کنه باید شکست میخورد ، و شکست هم خورده است!
ایدئولوژی مارکسیسم که سالها پیش با فروپاشی شوروی شکست خورد ، آقای فرانسیس فوکویاما استراتژیست اومد نظریه ی پایان دنیا رو مطرح کرد به این معنی که لیبرالیسم آمریکایی ، تمام ایدئولوژی های رقیبش رو شکست داده اعم از فاشیم و نازیسم و مارکسیسم و... همه شکست خوردند و فقط همین لیبرالیسم مونده! بنابر این دنیا بالیبرالیسم آمریکایی تمام خواهد شد و فقط همین یه ایدئولوژی میتونه جامعه رو اداره کنه. ولی همین آقای فوکویاما نیومد کتاب بنویسه زمانی که چند روز دولت آمریکا تعطیل شد! زمانی که علیه اساس نظام لیبرالیسم و سرمایه گرایی تظاهرات در آمریکا برگزار شد ، زمانی که آمریکا چند برابر بودجه ی سالانه اش بدهی دارد... سیستم کار خدا هم این بوده که به بشریت فرصت داده که خودش به این نتیجه برسه. وقتی بشر گفت با عقل خودم ایدئولوژی میسازم خدا هم گفت که بسیار خب! بساز تا خسته بشی. بشر مشرک غربی که کتاب مینویسه با عنوان اینکه «ذهن خدا است» از همون اول معلومه که عاقبتش چی میشه. ولی خدا به بشریت کاملا فرصت داد که به سراغ تمام ایدئولوژی هایی که به ذهنش میرسه بره و همه رو آزمون خطا بکنه. خدا گفت من عمر و صبرم زیاده! این شماها هستید که عاقب میبینید جزو زیان کننده ها بودید! از مقدمات ظهور هم این هست که باید بشر به صراحت بگه غلط کردم ، نمیتونم با عقل خودم دنیا رو اداره کنم ، با چیزی که خودم اونو درست کردم گند زدم به تمام خشکی ها و دریاها!! خدایا من کسی رو میخوام که واسطه ی رحمت و برکت هست روی زمین و دستوراتش دقیقا دستورات خود توست! به چیز غلطی دستور نمیده و آزمون و خطا در کارش نیست! خدایا خسته شدم از این همه آزمون و خطایی که در آخر همه ش شکست بوده! |
|||
|
|
۱۵:۲۴, ۲۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
تاریخچه ی غرب زدگی! یکی از مهمترین غرب زدگی های تاریخ بلا شک در بین مردم بنی اسرائیل اتفاق افتاد! البته اونا مصر زده شدند وقتی که بعد از وزارت حضرت یوسف (علیه السلام) قوم بنی اسرائیل از کنعان به تمدن بزرگی به نام مصر رفتن ، مبهوت عظمت و زیبایی و پیشرفتهای تکنولوژیک مصر شدند ، ولی در عین حال نتونستن تشخیص بدن که بت پرستی مصری ها ربطی به این پیشرفتها نداره! مانند روشنفکران امروزی که فکر میکنن لازمه ی پیشرفت کنار گذاشتن اسلامه ، باید بهشون بگم که کار جدیدی نکردند ، این تفکرشون چند هزار سال هست که رواج داره و روشنفکرهای قوم بنی اسرائیل که سردسته شون سامری بود اومدن و مهمترین بت در مصر باستان (یعنی گوساله ی طلایی) رو پرستیدند ، با اینکه معجزات حضرت موسی (علیه السلام) رو به چشم دیده بودند و با خدا عهد بسته بودند. بعد از اون مهمترین غربزدگی که به ما مربوط میشه جریان فراماسونری هست که در ایران روشنفکران جامعه رو از طریق لژ ها جذب میکردن و به اونها قدرت و پست و مقام میدادن. اینه که شما میبینید بین اینها سر امتیاز دادن به انگلیس رقابت بوده! |
|||
|
|
۹:۴۸, ۲۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
امر به معروف و نهی از منکر یا کمپین های حمایت از طبیعتاین در تاپیک عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر بهش اشاره شد ، حتما مطالعه بفرمایید. اما چون به مسئله ی غرب زدگی هم مربوط میشه باید اینجا هم بهش اشاره کنیم. Havbb 110 نوشته است:در غرب مسئله ای برای زدودن امر به معروف و نهی از منکر مرسوم شده است که بیشترین حساسیت روی اشیاء و کمترین حساسیت در مورد انسانها وجود دارد (برعکس است!) |
|||
|
|
۱۹:۰۹, ۲۴/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اسفند/۹۲ ۱۹:۰۹ توسط السا.)
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
کوچک بودن کفار در نظر مومنین ، بزرگ بودن غرب در نگاه غرب زدگان!نکته ی ریز و ظریف ولی در عین حال جالب و مهمی که در انتهای بحث میخوایم بهش اشاره کنیم ، اینه که خداوند در قرآن بارها به این نکته اشاره میکنه که در رویارویی مسلمانان با دشمنانشان (یعنی کفار) ، در دل مسلمانان نوعی آرامش و اطمینان قلبی میندازه و دشمن رو در نظرشون خوار و خفیف میکنه ولی در دل کفار ، خوف از مسلمانان رو میندازه ومسلمانان رو قوی و بزرگ جلوه میده جوری که از هیبت مسلمانان میترسن... و این بنابر اشاره ی قرآن ، از آثار ایمان قوی به خداست. برای مطالعه ی بیشتر اینجا رو بخونید: http://www.ghadeer.org/qoran/jahad-q/778_cntx15.htm ارتباط این قضیه به غرب زدگی این هست که انسان غرب زده دقیقا حالتی برعکس این حالت براش ایجاد شده! یعنی غرب در نظرش بزرگ و قدرتمند و خوب جلوه کرده و خودش و داشته ها و توانایی ها و ظرفیتهای خودش رو در مقابل غرب بسیار خوار و خفیف و ناچیز تصور میکنه! که این مسئله احتمالا از ضعف ایمان اینجور افراد آب میخوره (بنابر اشاره ی قرآن) گاهی غرب در یک زمینه واقعا از ما قوی تر کار کرده که اون رو همه میپذیریم و شکی در اون نیست. ولی مسئله ی غربزدگی اصولا یعنی جاهایی که ما هیچ دست کمی از غرب نداریم و حتی در بعضی جاها از غرب جلوتر هستیم و یا در حالاتی ، اصولا راه ما از غرب جداست! ولی در این حالت ها هم عده ای معتقدند که باید دقیقا کارایی که غرب انجام داده رو ما هم انجام بدیم چون اصولا ما ناتوان هستیم و غرب خوب و تواناست و... این یعنی غرب زدگی! بنابر این ما با حوزه هایی که غرب واقعا پیشرفت کرده است مخالف نیستیم و نادیده نمیگیریم ، و اتفاقا معتقدیم باید از اونها استفاده کنیم.
|
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۲۴/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اسفند/۹۲ ۷:۵۶ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
بنابر این انسان مومن هیچگاه ظرفیتهای خودش رو نادیده نمیگیره ، هیچ وقت خودش رو دست کم و ناتوان نمیدونه (جز در مقابل خدا) انسان مومن معتقده که با ایمان و تلاش و توکل به خدا به همه جا میتونه برسه و در یک کلام ، انسان مومن «غرب زده» نبوده و نیست و نخواهد شد! علی 110 نوشته است: |
|||
|
|
۱:۰۸, ۲۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
پیامدهایی که غرب زدگی به طور کلی داشته (مخصوصا غرب زدگی در جنبش ها و تقلید از آنها) این بوده که به ولایت فقیه و روحانیت به بهانه ی واتیکانیزاسیون و به تقلید از جنبش های ضد کلیسایی حمله میکنن.
به جامعه ی فرهنگی و مذهبی به بهانه ی اینکه حقوق زن پایمال شده (در اصل به تقلید از جنبش های فمینیستی) حمله میکنند. به اسلام حمله میکنند به تقلید از جنبش پروتستانتیسم اروپا و... و اینها همه توسط جریان روشنفکری دنبال میشه در داخل که بهش اشاره کردیم. اما اینهایی که گفتم هرکدوم مفصل جای بحث و بررسی داره که ان شاء الله شاید در پروژه های آینده به اونها پرداختیم ولی ظرفیت این پروژه برای پرداختن به اینها کافی نبود. |
|||
|
|
۰:۳۹, ۲۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی (1) دوستان بنده تاپیک رو فعلا قفل میکنم اگر سوال یا نظری داشتید پیغام خصوصی کنید تا من همینجا با نقل قول جواب بدم اگر لازم بود. خیلی خوشحال شدیم که خداوند توفیق داد یک کاری با این حجم رو انجام بدیم از این بابت شکر گزاریم. ان شاء الله که بازم توفیق دست بده چنین پروژه هایی رو با کیفیت بهتر با موضوعات مهمتر و با همکاران بیشتر انجام بدیم. پروژه باز هم در دستور کار داریم. سعیمون بر این هست که هر ماه یک پروژه رو انجام بدیم ، بهر حال اگر چنین کاری تونستیم انجام بدیم این اولین موضوع از سلسله موضوعات ما میشه که خوندید. (2) همینجا از دوستانی که در این زمینه ها علاقه و توانایی همکاری دارن دعوت میکنم که اعلام آمادگی بفرمایند (از طریق پیغام خصوصی) ما فعلا برای تبدیل شیوه ی ارائه به غیر از متن (مثلا مستند و کلیپ و دیگر شیوه های ارائه ی مطلب) کاری از دستمون بر نمیاد. همین متنو هم من اصرار کردم که تا جایی که ممکنه به زبان گفتار و محاوره و ساده باشه ، از فونتهای درشت ، پستهای کوتاه و عکسهای مرتبط و رنگهای متنوع هم برای جذابتر شدن و تاثیر گذارتر شدن مطلب تا حد ممکن استفاده کردیم. اگر دوستانی میتونن در این زمینه کمک کنن (تبدیل متن به دیگر شیوه های ارائه ی مطلب) اعلام آمادگی بفرمایند. در پایان لازمه از تمامی دوستانی که این پروژه و ما رو حمایت کردن و اسمشون رو در پست اول نیاوردم هم تشکر کنم مخصوصا تیم مدیریت تالار که پستها رو دنبال و با تشکرهاشون حمایت میکردن. جناب بیداری اندیشه که علی رغم فرصت کمشون بارها و بارها به تاپیک سر زدن و خصوصی و عمومی حمایتشون رو اعلام کردند و ما رو از مشاوره هایشان بی نصیب نگذاشتند. خانم فاطمه معاون محترمه تالار که از دیرباز ! یکی از مشوق ها و حامیان اینجور پروژه ها بوده اند و بیش از یک سال است که بنده از راهنمایی ها و مشاوره های ایشون استفاده میکنم بعنوان مثال ایده ی اینکه هرکدام از اعضای پروژه یک پست کوتاه بگذارند پیشنهاد ایشون بود. (3) از شمایی که از ابتدا تا انتها پستها رو دنبال کردید هم تشکر ویژه دارم و امیدوارم براتون مفید و مورد قبول بوده باشه ان شاء الله. از برادر عزیزم وحید110 ، دکتر املشی ، masoudmoosavy ، عبدالرحمن و سید ابراهیم هم بابت مشاوره هایشان متشکرم. و در پایان از خانواده ی رجبی هم تشکر میکنم (این خانواده رو نمیشناسم ، دیدم آخر همه فیلمها اینو مینویسه منم نوشتم :دی) پستها و کارهای خروجی در گروه رو هم بصورت مساوی گذاشتیم ، چون اصولا معنی کار تیمی اینه که مانند یک سیستم به موازات هم ولی در نسبت با هم کارهایی انجام میشه که در راستای رسیدن به یک هدفه. بنابر این رسیدن به هدف مهمه و وقتی به هدف رسیدیم ، تیم به هدف رسیده و وقتی باختیم تیم شکست خورده. شاید در شکست باید بصورت خصوصی نقاط ضعف شناسایی و برطرف شود ولی در صورت رسیدن به هدف خیلی نیاز نیست! ، البته در گروه ما هم میزان مطالبی که دوستان ارائه دادن و میزان زحمت کشیده شده کم و زیاد بوده ولی اینکه بگوییم کدام عضو بیشتر یا کمتر زحمت کشیده معنی ندارد. بنده هم تا حد امکان نذاشتم کسی به جز خودم توانایی مقایسه ی حجم مطلب ارائه شده از سوی هر عضو رو داشته باشه. از خود اعضا هم سوال کنید همه شون میگن ما کمترین زحمت رو کشیدیم که نشان از تواضع دوستان داره. یکی از موانع کار پژوهشی در این تالار رو جا داره بهش اشاره کنم. یک سخنران در چند سخنرانی حرفهایی عجیب و غریب رو میزنه ، بالاخره بعد از چند ماه وقتی یه دانشجو فرصت میکنه ازش بپرسه که این حرفی که میزنی از کجا اوردی و سندش چیه ، یه تعدادیشو میگه بحث امنیتی وجود داره به هرکسی نمیتونم سندش رو بدم یه تعدادیشم معلوم میشه به روش استقرایی به این نتایج رسیده (که خیلی هم دلیل محکمی نیست روش استقرا) کسی هم حرفی بهش نمیزنه. ولی اینجا شما حرفی که مینویسی حتی اگه آیه قرآن باشه باید سند اینکه این آیه رو جبرئیل بر پیامبر نازل فرموده رو ارائه بدی برای بعضی ها!! اینی یکی از موانع کار پژوهشی هست و دقیقا نقطه ی مقابل آزاد اندیشی قرار داره. اینو شخصا بارها و بارها تجربه کردم که دارم میگم (حتی در همین پروژه!) با این روش یقین دارم بعضی از پروژه ها و پایان نامه های دانشگاهی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری رو هم بیاریم توی بیداری اندیشه بذاریم بعضی دوستان از همون مقدمه ردش میکنن و ایراد میگیرن تا آخر! در حالی که این پایان نامه ها دفاع شده و مورد پذیرش واقع شده! پاورقی ها: نقل قول:(1) قابل توجه دوستانی که میگفتن پس کی تموم میشه این!! تموم شد : )) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






این پروژه با همکاری این عزیزان کامل شده:
)، حاصل تحقیق و تحلیل دوستانیه ک اسامیشون توی پست اول اومده![[تصویر: download.png]](http://s2.picofile.com/file/7782372903/download.png)


![[تصویر: 18862866210971669049.gif]](http://upload7.ir/imgs/2014-02/18862866210971669049.gif)

