کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: سن درست ازدواج از نظر شما؟
16-20
20-24
24-30
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سن درست ازدواج
۰:۳۱, ۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامHeart
بعد از اینکه این تایپیک رو زدم :
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32374-page-3.html
یه ماجرای جالبی برای من پیش اومد!*
بعد از اینکه این ماجرای جالب برای من پیش اومد،بعدش یه سوالی واسم مطرح شد،بعدش اومدم که این تایپیک رو بزنم!
(فهمیدید الان؟؟!Huh|)

خلاصه!
سوال من اینه که : « از نظر شما سن درست ازدواج کدومه؟ »

ذیل این پرسش فقط اشاره میکنم به ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
حالا آیا اینها برای ما الگو و نمونه هستند یا اینکه نه،ما باید پیرو عرف جامعه باشیم؟


* ماجرا مربوط میشه به یکی از دوستان من،که توی 18 سالگی ازدواج کردن و حالا یه ماجراهایی پیش اومد!(بگذریمBig Grin)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، شهیدطیبه واعظی ، help me ، انتصـار ، أین المنتظر ، وافی ، یاســین ، Aryha ، fafa* ، sarallah ، لبخند خدا ، مجنون العباس ، السا ، حضرت عشق ، ضحی ، صبا ، 59-11(یامهدی) ، mahdy30na ، فانوس *7* ، ترنم ، آسمان ابری ، Mohammad Trust ، قلب ، فدايي ولايت ، nasimesaba

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۳۷, ۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #51

بسم الله الرحمن الرحیم


پستها رو خوندم بنظرم برای به نتیجه رسیدن بحث باید به این سوال جواب بدید:
برای ازدواج فقط بلوغ جنسی کافیه یا از نظر تفکر هم مواردی لازمه؟


بیشتر توضیح میدم: مثالی که جناب عباسی زدن که خیلی ها تو ذهنشون هست علامه حلی (رحمة الله علیه) و هزاران نفر دیگه که توی نسل پدربزرگها و مادربزرگهای ما فراوون بودن و توی سن پایین ازدواج میکردن و زندگی خوبی داشتن.
ولی زمانه عوض شده اخلاقها و تربیتها عوض شده (هم دختر ها و هم پسر ها)
یه چیزی این وسط لازمه که هر دو طرف از اون فضای بچه گانه اومده باشن بیرون و زندگی رو جدی بگیرن نه بازی و شوخی ، یه فرقی بین همسر و عروسکشون قائل باشن که وقتی سیر شدن نمیتونن بندازنش دور ، صحبت یه عمر زندگیه!


این وسط چندتا دیدگاه وجود داره که نمیشه ساده از کنارش گذشت و ردشون کرد.
اولا دیدگاهی هست که خیلی از بزرگان گفته اند که دختر و پسر تا یه سنی (زیر بیست و هفت هشت سال) شخصیتشون هنوز کامل بسته نشده و میتونن به همدیگه عادت کنن مانند خمیر هستند که به شکل قالب در میان پس هرچه ازدواج زودتر باشه از این لحاظ بهتره.
یه دیدگاه دیگه هم هست که میگه پسر الان توی دوران راهنمایی تحصیلی (که دیگه شده ششم هفتم و اینا) به بلوغ جنسی میرسه حالا این نیاز جنسیش رو اسلام چه راهی براش قرار داده؟ اگه گناه کنه کی جوابگو هستش؟ کسانی که این دیدگاه رو دارن میگن اینجا پدر و مادر باید بیان کمک برای خرج اینها...


پ.ن: پستهای بعضی دوستان رو که میخوندم به این نتیجه رسیدم که همه ی ما یک عبدالرحمن درون داریم Big GrinBig GrinBig Grin منتها بعضی وقتها این میزنه بیرون بروز میده خودشو
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، حضرت عشق ، Ali#59 ، fafa*
۲:۳۸, ۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۱۴:۰۴ توسط 59-11(یامهدی).)
شماره ارسال: #52
آواتار
به نظر من شبهات رایجی که در مقابل موضوع ازدواج در سنین بعد از بلوغ مطرح هست چند تا هستند که من اینطوری جواب میدم > (شما چطور Huh)



(۲۹/بهمن/۹۰ ۱:۰۴)AllahoAkbar نوشته است:  زود عروسی کن تا با این مشکل روبه رو نشی، بعد اونی کی به تمسخر میگه آره زود ازدواج کن تا با بچت همبازی شی.


همونطور که نویسنده گفتن : اینجور آدم ها یا قصد تمسخر دارن یا حسودی شون میشه

(۲۹/بهمن/۹۰ ۱:۰۴)AllahoAkbar نوشته است:  بعد اون یکی میگه زود عروسی کردن باعث از بین رفتن خیلی فسادها میشه، بعد اون یکی تو جوابش میگه همین کارارو کردید که آمار طلاق بالا رفته دیگه، بعد اون یکی میگه..................

وگرنه متاهل ناموفق و مجرد موفق تو این زمینه زیاد داریمBig Grin (شوخی کردم)



کدوم تحقیق و بررسی هست که میگه آمار طلاق در ازدواج ها در سن پایین مربوط به افراد مذهبی و کسایی هست که به دور از هوس و زیر نظر پدر و مادر های فهمیده انجام شده .

اون چیزی که من در این موارد دیدیم کاملا بر عکسه و اکثرا پدر و مادر هایی که قادر به ایستادگی در مقابل درخواست فرزندان عاشقشون رو ندارن با چنین ازدواح هایی موافقت میکنند.

نباید نتایح برخی از معضلات اجتماعی مانند بی سوادی و خامی والدین رو در شرایط ایده آل مورد بحث ما وارد کرد

نقل قول:من زیاد دیدم که برخی ها میگن بدون کار و خونه مگه میشه زن و زندگی رو چرخوند

در جواب : مگه غیر از اینه که در فرهنگ غنی گذشته ما زوج های تازه در منزل پدر و مادر سکونت می کردند

ثانیا حالا اگه این دو نفر ازدواج نمی کردن خرجشون رو تا 25 سالگی کی میداد, خب بعد از این هم باید تا چند سال همون پدر و مار دلسوز و حامی کمک کنن

تازه معلومه که با این تجملات و توقعات هیشکی تا 100 سال دیگه هم تمکن مالی پیدا نمیکنه , اگه حرف ما اسلامه خوب از نمونه های اسلامی شهدا که زندگی شون رو ساده شروع میکردن درس بگیریم

باور کنید وقتی آدم این خاطره ها رو میخونه میره تو کما :

"شروع زندگی مان ساده بود و در عین حال با صفا.

نمی شد گفت خانه ! دو تا اتاق اجاره کرده بودیم که نه آشپزخانه داشت نه حمام.
کنار در یکی از اتاق ها, یک تورفتگی بود که حسن برایش دوش گذاشته بود و شده بود حمام. زیر پله هم یک سکوی آجری بود که چراغ سه فیتیله خوراک پزیمان را گذاشته بودیم رویش, شد آشپز خانه .

به نظر من خیلی قشنگ بود, خیلی هم ساده"
همسر شهید حسن آبشناسان / مجموعه نیمه پنهان ماه


خب بخونید اینها رو . الحمدلله وضع ما ها که کم و بیش بهتره

(۱/فروردین/۹۳ ۰:۳۶)Havbb 110 نوشته است:  سنی که هر دو طرف به بلوغ عقلی و اجتماعی و جنسی رسیده باشن و به قول معروف پختگی اخلاقی لازم رو کسب کرده باشن. تاپیکهای خوبی در این زمینه داریم قبلا نظرات داده شده و بحث ها شده


شما که میخوای بپزی خب حالا دو تایی بپزین , چی میشه Smile
یا اگه فکر می کنی مشکلات هستن که آدم رو می پزن خوب بزار همسرت تو رو بپزه اینطوری با آشپز , نه غذا وا میره و نه میسوزه

پی نوشت : از باب مزاح مثال زدم وگرنه منظورم اینه که پختگی اخلاقی با ازدواج یا بدون اون در نتیجه شرایط حاصل میشه , چه بهتر که یک نفر هم بر اخلاق شما نظارت داشته باشه و ایراد هاتون رو گوش زد کنه.




(۳/فروردین/۹۳ ۲:۲۸)Hadith نوشته است:  چه بحثی شده...Smile
این سؤال یک سؤال کاملاً شخصی ه که هرکسی بنابه تصمیماتی که برای زندگیش گرفته،بهش پاسخ میده.


بهتر نیست اینجا فقط نظر شخصیمون اعلام بشه و نظر دادن درمورد درست بودن یا درست نبودن نظرات افراد دیگه رو به کارشناسان این حوزه یا روانشناسان و مشاوران بسپریم؟Smile
با کمال احترام،شاید بد نیست این نکته رو یادآوری کنیم که یکی از قدمهائی که میشه برای اصلاح فرهنگمون برداریم،اینه که در حوزه ای که مربوط به تخصّص ما نیست، اظهارنظر نکنیم..Smile

تا جایی که من مسلمان شدم حوزه ای که دین در موردش حرف میزنه یعنی نباید شخصی و دل بخواهی عمل کرد

همچنین تو هر بحثی اول نظر عقل و منطق ارجحیت داره بعد بقیه (چون دین بر مبنای عقل هست)

نظر متخصصین رو هم ما تا جایی که میتونیم میذاریم . شما هم که مدیر و ناظر هستید برای پختگی بحث لطفا همراه با دعوت به آرامش نظر دو تا کارشناس دیگه رو بذارین Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۰۴, ۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #53

نقل قول:شما که میخوای بپزی خب حالا دو تایی بپزین , چی میشه
یا اگه فکر می کنی مشکلات هستن که آدم رو می پزن خوب بزار همسرت تو رو بپزه اینطوری با آشپز , نه غذا وا میره و نه میسوزه
متوجه نشدم!
بحث آشپزیه مگه. منظور از پختگی اخلاقی رو گفتم در پست همین صفحه
دیده شده گاهی پس از گذشت چند سال و پخته تر شدن تازه فهمیدن به درد هم نمیخورن و اون موقع اشتباه کرده اند...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، حضرت عشق ، fafa*
۳:۱۳, ۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۳:۲۷ توسط 59-11(یامهدی).)
شماره ارسال: #54
آواتار
(۳/فروردین/۹۳ ۳:۰۴)Havbb 110 نوشته است:  متوجه نشدم!
بحث آشپزیه مگه. منظور از پختگی اخلاقی رو گفتم در پست همین صفحه
دیده شده گاهی پس از گذشت چند سال و پخته تر شدن تازه فهمیدن به درد هم نمیخورن و اون موقع اشتباه کرده اند...

باور کنید دین ما همه چیز رو پیش بینی کرده (میدونم باور دارید, همینطوری کلیشه ای گفتم Smile)

خوب من که نگفتم یه راس برن بشینن با هم عروسک بازی کنن

صیغه و عقد و ازدواج دو مرحله س . که امروزه شده نامزدی و عقد و ازدواج (یعنی با یک مرحله جهش ازدواج بصورت تجمل دراومده )

در دوران صیغه فرصت و محرمیتی بوجود میاد که دختر و پسر با نظارت پدر و مادر و در دعوت های خانگی همدیگر رو بیشتر بشناسن (که امروزه از اون به وعده های کاری, مثلا شام کاری یاد میشهSmile)

اگر فرهنگ خانواده ها بهم نزدیک باشه با ازدواج در سنین قبل از پختگی اخلاقی این دو فرد بعد ها اخلاق مشابه هم رو خواهند ساخت نه اینکه کشف کنن اخلاق شون چی بوده,

باید توجه کرد تفاوت اخلاقی سازنده و تضاد اخلاقی ویرانگره , یعنی اگه هیچ تفاوتی نباشه کدوم خلقیات رو از طرف مقابل قراره یاد بگیریم و چه چیز هایی رو باید تحمل کنیم تا صبر کردن رو یاد بگیریم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
۴:۲۹, ۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۴:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #55

عزیز من ، میگم سلیقه ها تغییر میکنه
دختر یا پسری که سن مثلا هفده سالگی یا پایینتر ازدواج کردن سه چهارسال بعد سلیقشون تغییر کرده (عموما).
چرا؟ قضیه همون عروسک و دنیای کودکی هستش شما بچه رو نگاه کنید اسباب بازی براش دو روز جالبه بعدش یا خودش فاتحشو میخونه یا کلا میندازه دور. شما کدوم بچه ای رو دیدید که مثلا از وقتی به دنیا میاد چندتا اسباب بازی براش بخرن و ده سال باهاشون بازی کنه؟ اصلا ده سال هم نه ، دو سال! اصلا یک سال!


وقتی تکلیفشون مشخص نباشه وقتی معیارهاشون هنوز مشخص نباشه نمیتونن انتخاب صحیح بکنن. یه آدم توی سن مثلا بیست و پنج سالگی قشنگ مشخصه که میخواد مذهبی باشه میخواد کافر باشه میخواد هرزه باشه میخواد چیکاره باشه ، عقایدش مشخصه سلیقش مشخصه و متغیر نیست. البته موارد استثنا وجود داره


در کل منم موافق ازدواج در سن پایین هستم ولی باید اینها رو هم در نظر گرفت و فکری براش کرد. بنظر من سنی که دختر و پسر تازه وارد دانشگاه شدن سن مناسبیه برای ازدواج یعنی سال اول یا دوم دانشگاه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 59-11(یامهدی) ، Eve ، حضرت عشق ، مجید املشی ، help me ، یاســین
۵:۱۰, ۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۶:۳۹ توسط 59-11(یامهدی).)
شماره ارسال: #56
آواتار
(۳/فروردین/۹۳ ۴:۲۹)Havbb 110 نوشته است:  در کل منم موافق ازدواج در سن پایین هستم ولی باید اینها رو هم در نظر گرفت و فکری براش کرد. بنظر من سنی که دختر و پسر تازه وارد دانشگاه شدن سن مناسبیه برای ازدواج یعنی سال اول یا دوم دانشگاه


بله کاملا درست میفرمایید . نهایتا سال اول یا دوم دانشگاه . من هم با ازدواج زیر 17 سال برای پسرا مخالفم

(۳/فروردین/۹۳ ۴:۲۹)Havbb 110 نوشته است:  وقتی تکلیفشون مشخص نباشه وقتی معیارهاشون هنوز مشخص نباشه نمیتونن انتخاب صحیح بکنن. یه آدم توی سن مثلا بیست و پنج سالگی قشنگ مشخصه که میخواد مذهبی باشه میخواد کافر باشه میخواد هرزه باشه میخواد چیکاره باشه ، عقایدش مشخصه سلیقش مشخصه و متغیر نیست. البته موارد استثنا وجود داره


شاید چیزی که باعث اختلاف نظر میشه اینه که من الان که هنوز به طور ویژه درباره ازدواج تصمیم به فکر کردن نگرفتم با این حال 90 % معیار هام مشخصه ولی مثلا شما دیرتر شروع به مشخص کردن معیار هاتون کردین

این مشکل از بلوغ عقلی نیست مشکل اینه که بعضی ها چون هدف هاشون از زندگی مشخص نیست با توهم سازی از مشکلات ازدواج وظیفه سرو سامان دادن به خودشون رو جدی نمیگیرن

بعد از 10 سال درس خوندن و بیکاری و خوش گذرانی به این نتیجه میرسن که حالا یه زن هم بگیریم. اصلا معلوم نیست چیکار میخوان بکنن

واقعا جز این نیست که هرچی من تو زندگی شخصی خودم هدف قرار دادم و براش برنامه ریزی کردم معیار های ازدواج من هم به نوعی مشتق از همون هاست دقیقا مثل اینکه : " اسم + پسوند --> صفت "

داشتم فکر میکردم به خلقت خدا, دیدم واقعا بلوغ عقلی با فاصله 2,3 سال از بلوغ جنسی (نه 5,6 ساله) حکمت هایی داره :

احتمالا مواردی که این زیر نوشتم طبیعت تکامله (اگر شما هم تجربه کردید یا باید میکردید لطفا بگید)

1. ما وقتی به بلوغ جنسی میرسیم از همه جا بی خبر میگیم خدایا یعنی من چمه ؟
2. بعد اینکه فهمیدیم چمونه به نزدیکترین افرادی که می شناسیم دلبسته میشیم , البته فقط برای یه چهره , خیال پردازی میکنیم
3. بعدا میبینیم نه خیلی ها معیار زیبایی رو دارن اگه کمی باهوش باشیم میگیم پس انتخاب درست چیه ؟
4. تو این 2,3 سال که درباره هدف خودمون از زندگی فکر می کنیم اگه راهنمایان درستی اطراف ما باشن و به پوچی نرسیم برای آینده هدف گذاری و تصمیم گیری می کنیم و این همون معیار هاست!؟ که برای پیدا کردنشون سردرگم هستیم


================================================
متاسفانه امشب تا دیر وقت بیدار بودم ولی با صدای اذان صبح ناخودآگاه یاد شهید ابراهیم هادی و خاطره عجیبشون افتادم

" سال 59 بود . برنامه بسیج تا نیمه شب ادامه پیدا کرد
0.0
دو ساعت مانده به اذان صبح کار بچه ها تموم شد
0.0
ولی ابراهیم بچه ها رو جمع کرد و تا اذان صبح از خاطرات جالب و خنده دار کردستان براشون تعریف کرد
0.0
بچه ها بعد از نماز جماعت صبح به خانه هایشان رفتند
0.0
ابراهیم به مسئول بسیج گفت : اگر این بچه ها همان ساعت می رفتند معلوم نبود برای نماز بیدار میشدند یا نه
0.0
شما یا کار بسیج را زود تمام کنید یا بچه ها را تا اذان صبح نگه دارید . که نمازشان قضا نشود "
0.0
از دوستان شـــــهـیـد مفقود الاثر ابراهیم هادی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، انتصـار ، حضرت عشق ، help me ، یاســین
۲۳:۳۶, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #57
آواتار
[تصویر: do.php?imgf=1396810811811.jpg]






ازدواج در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ازدواج در ایران
دارای رسوم و قواعدی است که برخی از آن‌ها منحصر به فرهنگ ایرانی است. این رسوم در طول تاریخ به دفعات تغییر کرده‌اند و در میان اقوام، ادیان و مذاهب، و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به فراخور متفاوت هستند.


محتویات


دختران و پسرانی که هرگز ازدواج نمی‌کنند
نوشتار اصلی: تجرد قطعی
باتوجه به اینکه کشور ایران یک کشور جوان است، مشاهده می‌شود با افزایش میانگین سن ازدواج و کاهش نرخ ازدواج دست به گریبان است. می‌توان عواملی را که در به وجود آمدن این بحران دخیل هستند، در این دسته بندیها ارائه نماییم.

عوامل جمعیت شناسی سن ازدواج شاخصی است که از شرایط اجتماعی ـ اقتصادی جامعه تأثیر می‌پذیرد. بعد از انقلاب اسلامی، به دلیل شرایط خاص آن دوران میانگین سن ازدواج تا حدودی کاهش یافت. لیکن مجدداً تحت تأثیر عوامل مختلفی در حال افزیش است. میانگین سن ازدواج زنان در مقایسه با مردان افزایش بیشتری داشته است. باتوجه به آمارهای جمعیت شناسی، تعداد پسران در سن ازدواج، کمتر از تعداد دختران دارای این شرایط است. و در عرف مردم ایران، پسر باید با گروه سنی پایین‌تر از خود ازدواج کند.

بنابراین فرصتهای ازدواج بسیاری از دختران در این شرایط کاهش می‌یابد. مهاجرت افراد به شهرها خود عاملی است برای به تأخیر افتادن سن ازدواج و مجرد ماندن. افرادی که به شهرها مهاجرت می‌کنند تحت تأثیر رفتارها و تفکر شهری قرارمی‌گیرند. از سوی دیگر با تغییر فرهنگی و تجددگرایی، انگیزه پسران مهاجر برای انتخاب همسری از میان دختران شهری افزایش می‌یابد. پسرانی که به علت کار و تحصیل به شهرها مهاجرت کرده‌اند، در این شهرها ازدواج می‌کنند. بنابراین توازن تعداد دختران و پسران در روستاها از بین می‌رود و بسیاری از دختران در روستاها مجرد باقی می‌مانند. مهاجرت به سایر کشورها نیز که توسط پسران بیشتر صورت می‌گیرد عدم تجانس تعداد پسران به دختران را افزایش می‌دهد.

عوامل اجتماعی نرخ آسیب‌های اجتماعی و آمار جرائم و مسائل اجتماعی چون طلاق، موجب گردیده که برخی از جوانان اعم از دختر و پسر جزو قربانیان چنین آسیب‌هایی بوده و بر اثر این آسیب‌ها، انگیزه‌ای برای ازدواج نداشته باشندو دیدگاه بدبینانه‌ای نسبت به ازدواج پیدا کنند. از آنجا که مبنای زندگی برپایه اعتماد متقابل طرفین به یکدیگر می‌باشد، با فروریختن دیوارهای اعتماد، افراد به سختی می‌توانند شریک زندگی خود را انتخاب کنند. تغییرات سریع اجتماعی و دگرگونی الگوهای فرهنگی و برخورد و تضاد میان هنجارها و نقش‌های اجتماعی، موجب از هم پاشیدگی روابط متقابل اجتماعی و انسانی گردیده است. تغییرات اجتماعی، منجر به تغییر نگرشها، نیازها و روابط انسانی می‌شود. تقاضای تأمین زندگی بهتر برای جوانان و کاهش حمایتهای خانواده از جوانان، نرخ ازدواج را کاهش داده است. درواقع توسعه یافتگی جوامع، باعث بالارفتن سن ازدواج گردیده است.

عوامل فرهنگی با روند تغییر ارزشها به سمت ارزشهای مادی، ظاهرسازی به یک عنصر فرهنگی پایدار تبدیل گردیده و افراد به جنبه‌های خیرکننده زندگی مادی، و تجمع سرمایه‌های مالی گرایش یافته‌اند. وقتی ثروت و دارایی ملاک قضاوت و ارزشیابی است، افراد سعی در نمایاندن ظواهر فریبنده زندگی مادی خواهند داشت. بطوری که ملاکهای افراد برای انتخاب همسر حول محور مادیات متمرکز می‌شوند. در جامعه‌ای که ثروت ارزش محسوب می‌شود و پسران اولین انتخاب کننده می‌باشند، دارایی دختر، جزو اصلی‌ترین ملاکهای ازدواج بوده و شیوه همسرگزینی در جهت تکمیل ورفع نیازهای مادی توسط داراییهای همسر (زن) می‌باشد. تحصیلات نیز ازدواج را با مشکل مواجه می‌کند، زیرا همزمان با ادامه تحصیل، امکان یافتن شغل مناسب وجود ندارد و دانشجو، جهت تأمین هزینه زندگی خویش نیز با مشکل مواجه است.

بنابراین ازدواج، اشتغال و تحصیل در کنار یکدیگر فشار مضاعفی را بر فرد وارد می‌کند. با افزایش سطح تحصیلات، نگرش فرد نسبت به زندگی و انتخاب همسر تغییر کرده و سطح توقعات آنان نیز افزایش می‌یابد. عدم امکان ازدواج پسران در طول تحصیل، منجر به کاهش نرخ ازدواج دانشجویان دختر می‌گردد. زیرا دختران دانشجو انتظار دارند که فرد مقابل آنها دارای تحصیلات عالی باشد، ولی از آنجا که اولاً تعداد دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر رو به کاهش است و ثانیاً اغلب پسران دانشجو نیز امکان ازدواج در زمان دانشجویی را ندارند، این وضعیت فرصتهای ازدواج دختران را کاهش می‌دهد.

برخی از مردان از انتخاب همسری که دارای تحصیلات عالیه باشد، پرهیز می‌کنند و معتقدند که اشتغال و تحصیل برخی از زنان، منجر به احساس برتری آنها نسبت به همسرشان می‌شود، این طرز تفکر می‌تواند منجر به کاهش فرصتهای ازدواج دختران دانشجو شود. تا زمانی قبل، تأخیر در ازدواج و تجرد پسران و دختران تا سنین بالا، نوعی نابهنجاری اجتماعی تلقی می‌گردید. امروزه به دلیل وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و افزایش آمار مجردین، این امر از سوی جامعه موجه جلوه کرده است.

مسکن بحران مسکن یکی از عوامل مهم در به تأخیر افتادن سن ازدواج می‌باشد، باتوجه به روند شکل گیری خانواده هسته‌ای نیاز به مسکن یکی از ضرورتهای مهم ازدواج می‌باشد. لذا جوانان ترجیح می‌دهند که جهت تشکیل زندگی جدید، مستقل از والدین زندگی کنند. این امر باتوجه به حجم عظیم جمعیت و نرخهای بالای تهیه مسکن قابل تأمل است.

مشکلات ناشی از به تأخیر افتادن سن ازدواج الف) سطح فردی: مسأله ازدواج یکی از مسائلی است که از نظر بهداشت روانی حائز اهمیت است. افراد ازدواج نکرده، معمولاً از ثمرات یک زندگی رضایتبخش، ایمن و سرگرمکننده برخوردار نبوده. و همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی می‌کنند و در صورت عدم پایبندیهای مذهبی، اکثراً با لذت طلبی‌ها و کامجویی‌های بدلی به دنبال تکیه گاههای غیرحقیقی می‌باشند تا از فشارهای روحی آسوده شوند.

از دیگر اثرات روحی ـ روانی تأخیر در ازدواج؛ کم حوصلگی و بی رغبتی فرد در انجام امور، احساس فقدان حمایتهای عاطفی، احساس عدم درک از سوی دیگران، می‌باشد. بطور کلی ازدواج به میزان قابل ملاحظه‌ای زنان را در برابر ابتلا به بیماریهای روانی حفاظت می‌کند. شکست در ازدواج بهنگام و مناسب و نیز ناکامی در ارضای غرایز جنسی بطور مشروع، می‌تواند به پرخاشگری و عدم سازگاری فرد منتهی شود.

ب) سطح خانوادگی: تأخیر سن ازدواج در خانواده نیز مشکلاتی را به بار می‌آورد، از جمله کاهش حمایتهای مختلف خانواده (از نظر مالی، عاطفی، فکری...) از وقوع ازدواج فرد، زیرا گاه به دلیل تأخیر و بهنگام نبودن ازدواج فرد، هیچگونه رغبت، اشتیاق و همکاری بین اعضای خانواده در این امر وجود ندارد. گاه فرد مجرد از سوی خانواده به عنوان فردی مزاحم و سربار معرفی می‌شود که توانایی تشکیل و اداره زندگی را ندارد. از سوی دیگر، احساس نگرانی والدین از آینده مبهم و سردرگم فرد مجرد (علی الخصوص دختر) و احساس ترس از آینده او، در صورت فوت والدین و عدم حمایت یا حتی آزار سایر اعضای خانواده نسبت به فرد مجرد.

ج) سطح اجتماعی: از آنجا که جامعه متشکل از واحدهای کوچکی به نام خانواده می‌باشد، لذا تأخیر در ازدواج و در بدترین حالت، عدم ازدواج برخی از مجردین، بنیانهای خانواده را با خطر اضمحلال مواجه کرده و موجب اختلال در کارکردهای خانواده و کم بها شدن خانواده و ارزشهای آن می‌شود. محققان در مطالعه علل آسیبهای اجتماعی، به رابطه بین عدم ازدواج و تجرد به وقوع برخی از مفاسد و جرائم اخلاقی پی برده‌اند. از دیگر صدمات اجتماعی، کاهش سلامت جامعه و احساس سرخوردگی بسیاری از جوانان مجرد است که مخالف فطرت خود عمل می‌کنند.

قرن‌ها بعد و در دوره ساسانیان، نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده می‌شد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود.[sup][۱][/sup] همچنین گونه‌ای ازدواج موقت برای زنان وجود داشت که «چَگَر» نامیده می‌شد و آن هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می‌داد تا فرزند آورد. چگر را به صورت چَکَر هم نوشته‌اند.[sup][۱][/sup] در این گونه از ازدواج رضایت زن شرط نبوده‌است و فرزندان حاصل به شوهر اول می‌رسیده‌اند.[sup][۲][/sup] نوع دیگری از ازدواج‌های ساسانی که باعث بحث و جدل‌های زیادی میان امروزیان شده‌است خویدوده بود که ازدواج با محارم است.[sup][۳][/sup]


ازدواج سنتی و مدرن

ازدواج سنتی ایرانی فرایندی است که دارای مراحل مختلفی است. این مراحل در برخی از نقاط ایران از ابتدا اندکی تفاوت داشته و در برخی از نقاط دیگر، به تدریج تغییراتی در آن راه یافته‌است. ولی آنچه در مراحل ازدواج سنتی ایرانی تقریباً در اکثر نقاط کشور (بخصوص شهر تهران) مرسوم و معمول بوده‌است، بطور رسمی شامل این مراحل است:[sup][۴][/sup]
در این میان در گذشته رسومی نیز وجود داشته که از میان رفته‌اند (مانند نشان دادن عروس به قابله پیش از عقد) و رسومی نیز وجود دارند که هنوز پابرجا هستند، ولی به شکل سنتی قدیم اجرا نمی‌شوند (مانند خرید عروسی).[sup][۵][/sup] در مقابل ازدواج‌های سنتی، ازدواج‌های مدرن قرار دارند که کمتر تابع رسوم بوده و فقط به جنبه کارکردی ازدواج(عقد نکاح) و آغاز زندگی مشترک پرداخته می‌شود.

از سوی دیگر نقش خانواده در آشنایی زوجین، متغیر دیگری است که نوع ازدواج را (سنتی یا مدرن) تعیین می‌کند.[sup][۶][/sup] در ازدواج‌های سنتی غالباً خانواده طرفین نقش تعیین کننده تری داشته و حتی در برخی از ازدواج‌های سنتی تا چند سال پیش، زوجین حق دیدن یا صحبت کردن با یکدیگر را نداشته‌اند.(به عنوان نمونه ازدواج روح‌الله خمینی و بانو خدیجه ثقفی از این نوع بود)[sup][۷][/sup] در حالی که در ازدواج‌های مدرن، شناخت پیش از ازدواج توسط خود زوجین صورت می‌گیرد و خانواده طرفین نقش زیادی در آن ندارند. بدیهی است که در این میان، چه از نظر رسوم ازدواج و چه از نظر شناخت و آگاهی، انواع بینابینی زیادی وجود دارد.[sup][۶][/sup]

از دیگر تفاوت‌های ازدواج سنتی و مدرن، تفاوت سنی زوجین است. در ازدواج سنتی بطور معمول زوج (داماد) چندین سال از زوجه (عروس) مسن تر است. در حالی که در ازدواج‌های مدرن زوجین اختلاف سنی معنی داری نداشته و در مواردی نسبت معکوس برقرار است.[sup][۶][/sup]
یک تحقیق آماری نشان می‌دهد که جوانان تهرانی، به ازدواج سنتی بیش از ازدواج مدرن راغب هستند.[sup][۸][/sup] آمار نشان داده‌اند که ازدواج‌های سنتی از استحکام بیشتری نسبت به ازدواج‌های مدرن برخوردارند. در استان تهران که نسبت ازدواج‌های مدرن از دیگر استانها بیشتر است، حدود ۳۰ درصداز ازدواج‌ها به جدایی و طلاق منجر می‌شوند.[sup][۹][/sup][sup][۱۰][/sup]

اختلاف سنی

موضوع اختلاف سنی میان عروس و داماد، در ازدواج ایرانی موضوعی مناقشه برانگیز است. امروزه در برخی از ازدواج‌های مدرن ایرانی، اختلاف‌های سنی معنی دار مشاهده می‌شود. کارشناسان دلیل چنین انتخاب‌هایی را مسائل مالی و کاهش نقش نظارتی خانواده در ازدواج می‌دانند. برخی آسیب شناسان اجتماعی، وضعیت کنونی جامعه ایران را در این خصوص بحرانی و در حد هشدار می‌دانند. علاوه بر آسیب شناسان، کارشناسان مسائل حقوقی نیز نسبت به افزایش اختلاف سنی واکنش نشان داده‌اند.[sup][۱۱][/sup][sup][۱۲][/sup]
[تصویر: do.php?imgf=13968109501.jpg]
آداب و رسوم ازدواج در ايران
ازدواج[/font]
ازدواج و تشكیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است كه در انجام وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یكی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است كه ریشه در فطرت و آفرینش ویژه ی آدمی دارد

و تأمین كننده و تعدیل كننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی

، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد كه در اسلام بسیار مورد تأكید قرار گرفته

است.
اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی كه همه ی

جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأكید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یك پدیده ی فرهنگی هست كه نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است

.

در كشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های اصیل و ساده ی اسلامی برای ازدواج

، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط و ضد

ارزش ها گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبرگرامی و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف جهت

داده و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در میهن

اسلامی ما بیش از آن كه بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و

فكری دارد كه تار و پود آن به صورت دامی از ملاك ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و

توقعات بیجا و بعضاً خرافی است كه غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ،

تقلیدهای كوركورانه ، مسخ هویت و كرامت انسانی است.
برخی از مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی:
1) ازدواج تحمیلی
با این كه خوشبختانه با افزایش دانش و بینش جوانان و خانواده ها ، از شدت این

مسئله كه برخلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و احكام اسلامی است ، كاسته شده ، اما هنوزهم در برخی مناطق ، پدر و مادر و نزدیكان داماد ، هر دختری را كه پسندیدند و

پیشنهاد نمودند بدون نظر خواهی معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص می

كنند و بعضی پسرها هم بدون توجه به مشكلات بعدی به راحتی می گویند هر كه را شمابخواهید و هرچه شما بگویید! در این خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور كردن آنها

به ازدواج های تحمیلی ، بسیار وخیم تر است.
2) شیربها در بعضی شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است كه قبل از

عروسی برای تهیه مقداری از جهیزیه ، از داماد مبلغی پول نقد به عنوان شیربها ميگیرند كه خود مانع و مشكل بزرگی برای خانواده هاست و یكی از آسیب های كوچك آن این

است كه خانواده ی داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند كه جهیزیه مفصلی باز گردانده

شود. كاش این افراد لحظه ای می اندیشیدند كه شیر مادر چیزی نیست كه قابل خرید و

فروش باشد.
مهریه
مهریه یك سنت حسنه ی اسلامی است كه از زمان پیامبر اكرم (ص ) وجود داشته و تعیین آن مورد تأكید است . با این كه عده ای میگویند مهریه را چه كسی داد و چه كسی گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ی داماد

است ؛ یعنی هرگاه زن طلب مهریه كرد شوهر باید آن را پرداخت كند . در قدیم مهریه

عموماً ساده و براساس دستورات اسلامی ، به روال مِهرالسُنه ی حضرت فاطمه زهرا ( س)

بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ، این سنت پسندیده را مطابق با

تمایلات خود جهت داده اند و مهریه را به عنوان ارزش یك دختر تلقی می كنند و به

اشتباه مهریه سنگین را پشتوانه ای محكم و تداوم بخش در زندگی زناشویی می پندارند.

چرا باید بعضی دختران به بالا بودن نامعقول مهریه خود افتخارنمایند؟
این دسته از والدین را باید آگاه كرد كه دختر ، و زندگی او كالای مورد معامله

نیست تا بر سر مبلغ مهریه اش بحث كنند و باید بدانند كه طلب كردن مهریه ی سنگین ، نشانه عدم اعتماد و اطمینان كمتر است و بهانه ای برای ایجاد انتظار نامعقول و

جهیزیه ی خارج از توان ، كه همه ی اینها از آفت های ازدواج و آسیب های فرهنگی و

اجتماعی آن محسوب می شوند.
3)

جهیزیه
جهیزیه باید سبك ، ساده و در حد ضروریات اولیه ی شروع

زندگی جدید باشد همان گونه كه جهیزیه حضرت فاطمه زهرا( س) به روایتی هفده قلم بوده

است كه در آن زمان به 63 درهم خریداری شده است و این هم از سنت های حسنه ی اسلامی

است كه به تدریج از هدف اصلی دورشده و متأسفانه در زمان ما یكی از مشكلات ازدواج

شده است ، بدان گونه كه برخی خانواده ها به جهیزیه عروسشان با وسواس توجه می كنند واگر آن را نپسندیدند مایه ی سرشكستگی خود و خانواده خود تصور می كنند و ارزش عروس

خود را با وجود فضائل اخلا قی فراوان به جهیزیه اش می شناسند! و توقع دارند كه به

اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد همراه خود بیاورد ! تا جایی كه دیده شده است پدری

یكی از كلیه های خود را برای تهیه جهیزیه دختر خود فروخته است و یا دختری به علت

فقر و عدم توانایی تهیه ی جهیزیه ، از ازدواج صرف نظر كرده است . به علاوه بسیار مشاهده می شود كه بعضی از وسایلی كه به عنوان جهیزیه با هزینه های كمرشكن تهیه شده

است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمایش درآمده است

.
4)

تجمل
تجمل و تشریفات دست و پاگیر باید نهضتی برضد ازدواج های پر خرج

و تشریفاتی به وجود آورد كه هزینه های زیادی را می بلعد و نابود می كند و انگیزه ای

جز چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ندارد. باید با الهام از دستورات عالی اسلام با

هرگونه تجمل پرستی و خرج تراشی های بی دلیل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. باید در فرهنگ عمومی این باور ایجاد شود كه خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف

ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحكیم پیوند زناشویی است . ریشه

ی بسیاری از كدورت ها ، اختلافات خانوادگی و جدایی ها را باید در همین آداب و رسوم

غلط ، در همان شب های جشن و سرور پرخرج ، تقید به مشتی آداب و رسوم غلط و توقعات بیجا و توجه افراطی به ظواهر مادی به هنگام خواستگاری جستجو كرد.
اما در پیوندی كه دختر و پسر از روی شناخت ، با یكدیگر صمیمیت و تفاهم داشته و والدین آنها بدون سختگیری های بیجا و پس از مشاوره و بررسی آن را تصویب میكنند و در یك محفل شاد و دوستانه و صمیمانه برگزار می شود، نیازی به تشریفات كمرشكن ، تجملات و مخارج رویایی و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است كه

در چنین ازدواجی ، كه بهتر است آن را ازدواج اسلامی و طبیعی بنامیم ، نه از مهریه

های كمرشكن و جهیزیه های ریز و درشت خبری هست ، نه از شیربها و طلا و جواهرات زیاد

و گران قیمت و هدایای سرسام آور و آینه شمعدان های غیر ضروری ، خریدهای آن چنانی قبل از عقد برای عروس و خانواده ی او ، تقدیم و ارسال هدایا در اعیاد و روزهای خاص

و بالاخره تشریفات و اسراف های مراسم عقد و عروسی با هزینه های سنگین و...
نكته عجیب و قابل تأمل و تحقیق این است كه گروه عمده ای از خانواده ها كه از این

پیرایه ها و تشریفات زاید و كمر شكن شكایت دارند، ناله می كنند و درمقام بحث با این

گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گیر مخالفت می ورزند ، در عین حال غالباً به آنها

پای بندند و زمانی كه خود به عنوان والدین پسر یا دختر در موقعیت قرار می گیرند

صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهای عنكبوتی افتاده و به مصیبت و خطا گرفتار

می شوند . شاید بتوان گفت كه یكی از دلایل این تضاد عقیده و عمل ، عدم شهامت كافی و

ضعف اراده و تفكر و ایمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط

است.
فرانسیس بیكن فیلسوف انگلیسی قرن 17 میلادی ، خطا های مبتلا به ذهن آدمیان را كه

در تحصیل علم و آگاهی و كشف حقیقت ، مایه گمراهی انسان می شوند بت نامیده و از

آنها به عنوان بت های طایفه ای ، شخصی ، بازاری و نمایشی نام برده است. این گونه

آداب و رسوم و سنت های ناپسند و انحراف از فطرت خداوندی و اسلامی را نیز از جمله

بت های فرهنگی و فكری امروز میهن اسلامی می توان نامید كه نیاز به بت شكن و قهرمان

های فرهنگی و فكری دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصیل اسلامی است.[font=B Zar]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۲, ۱۷/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۳ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #58
آواتار
خدایا باز یه تاپیک دیگه در مورد ازدواج .باز هم از زن .
تاپیک داریم که :
سن درست ازدواج
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32391.html
سال جدید با همسر یا بی همسر
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32374.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، Hadith ، هادی...
۲۳:۵۷, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #59
آواتار
ازدواج سنته پیامبر اولا ..

دوما: مشکل اساسی امروز غفلت از چگونگی انجام این سنته... بله..Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۲۳:۵۹, ۱۷/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۰:۰۳ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #60
آواتار
تاپیک های مختلف زدن نشاندهنده ی اهمیت دادن به موضوع نیست.
موضوع تکراری هست . دو لینک دادم که هنوز جوهر نوشته هاش خشک نشده .

یبار دیگه الویت های ازدواجم رو بنویسم .
یبار دیگه از احساس زرشک پلویی که حتما در این تاپیک تشدید میشه بنویسم .
یبار دیگه کلی حرف و شکنجه گاه روحی
تکرار مکررات

.

(۱۷/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۲)SkyGirl نوشته است:  سن درست ازدواج
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32391.html
سال جدید با همسر یا بی همسر
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-32374.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی...
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سوال از متاهل ها(انگیزه و هدف درست ازدواج) boghz 43 27,344 ۳/بهمن/۹۱ ۱:۱۳
آخرین ارسال: parisan

پرش در بین بخشها:


بالا