|
جنگ نرم ، تاکتیک ها و استراتژی ها
|
|
۹:۵۹, ۶/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۲:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1)برچسب زدن:
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند 2)تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم. 3)انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود. 4)تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 5) شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. 6)كلي گويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته ميشوند. 7)دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار ميگيرد. . . ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۴۶, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در راس این مراتب سیاست مداران بعد اندیشه ورزان بعد سناریوسازان بعد کارگزاران بعد اصحاب رسانه بعدبازیگران پشت پرده بعدبازیگران روی صحنه مرحله اخر بازی خوردگان.حال چگونه فعالیت میکنند
1:تاثیرگذاری غیرمستقیم برنخبگان ومدیران حکومتی جمهوری اسلامی با ارائه نتایج نطرسنجی های جهت داروکنترل شده 2:ایجاد ائتلاف بین گروه های مختلف مخالف جمهوری اسلامی ایران اعم از سلطنت طلبان جمهوری خواهان تجزیه طلبان قومی ومذهبی بخشی از اصلاح طلبان و... 3:تلاش برای جلب همکاری دانشگاهیان وموسسات اموزشی ومراکز راهبردی امریکا واروپابه موضوع ایران 4:جذب بخشی از نخبگان وروشنفکران داخلی درتوزیع اندیشه های جنگ نرم وپیشبرد دیپلماسی عمومی باارتباط گیری درپوشش بازدیدهای علمی تفریحی وبورس مطالعاتی 5:ارتباط گیری وجذب عناصر مستعد درکشورهای همسایه واسلامی جهت برپایی دفاتروابسته به وزارت امورخارجه امریکابامدیردت الیزابت چنی در امارات یافعالیت بنیاد دموکراسی برای خاورمیانه در مالزی پس از فتنه88 6:خط به عناصر ناصناخته وفاقد سوابق سوءسیاسی وامنیتی جهت راه اندازی نافرمانی درعرصه کارگری ورنان دانشجویان 7:متقاعدساختن مراکزدانشگاهی غرب به اعطای بورس به درخواست کنندگان به ویژه کسانی که دارای سابقه مسئولیت بوده ویاوابستگی به مسئولان عالی رتبه. |
|||
|
|
۲۲:۰۴, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
آیت الله مصباح یزدی:
ما باید هر کاری که انجام می دهیم برای خدا باشد. وظیفه همه ما انجام تکلیف است و برای انجام تکلیف باید در برابر برخی تخریب ها هم پایداری کرد. |
|||
|
|
۱۳:۳۸, ۱۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۰ ۱۳:۴۳ توسط alitalebi.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
به گزارش مشرق،رسانه جمعی قویترین ابزار مورد استفاده طبقه حاکم برای کنترل تودهها است. رسانه جمعی به عقاید و ایستارها شکل بخشیده، آنها را قالبریزی نموده و آنچه را که رایج و قابل پذیرش است تعریف میکند. در این گزارش کارکردهای رسانه جمعی از منظر تئوریهای متفکرین عمده این حوزه، ساختار قدرت و تکنیکهای مورد استفاده آن مورد بررسی قرار میگیرد تا نقش حقیقی رسانه جمعی در جامعه تبیین گردد.
![]() رسانهها هم اینک وظیفه کنترل اذهان را بر عهده گرفتهاند بخش اعظم گزارش حاضر به بررسی نمادگرایی نهفته در اشیاء فرهنگ عامهپسند اختصاص یافته است. با توجه بدین گزارش سؤالات زیادی در مورد هدف این نمادها و نیات کسانی که آنها را در فرهنگ عامه جای میدهند، پدید میآید. اما نمیتوان بدون اشاره به خیل انبوهی از واقعیات و مفاهیم دیگر، پاسخ شایستهای بدین سؤالات داد. بنابراین، در گزارش حاضر سعی گردیده تا یک پیشزمینه روششناختی و نظری در مورد تحلیلهای مربوط بدین حوزه، ارائه گردیده و نیز محققین و آثار عمده رشته ارتباطات جمعی معرفی گردند. بسیاری از افرادی که به مطالعه آثاری از این دست میپردازند چنین میپندارند که هدف از نگارش آنها اشاره بدین امر است که برای مثال، لیدی گاگا میخواهد اذهان ما را کنترل کند. اما موضوع فقط این نیست. وی تنها بخش کوچکی از یک سیستم عظیم به نام رسانه جمعی است. ![]() در برنامههای تصویری و رسانهای امروز میتوان رد پای کنترل اذهان تودهها را شناسایی کرد برنامهریزی از طریق رسانههای جمعی رسانه جمعی شکلی از رسانه است که به منظور دسترسی به حداکثر تعداد مخاطبین ممکن طراحی شده است. رسانه جمعی شامل تلویزیون، فیلمها، رادیو، روزنامه، مجلات، کتابها، آثار ضبط شده، بازیهای ویدئویی و اینترنت است. طی قرن گذشته، مطالعات بسیاری انجام گرفته تا تأثیرات رسانه جمعی بر روی مردم سنجده شود و بدین ترتیب بهترین تکنیکها و فنون برای تأثیرگذاری بیشتر کشف گردند. از این مطالعات علم ارتباطات پدید آمد که در بازاریابی، روابط عمومی و عرصه سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد. ارتباطات جمعی یک ابزار ضروری برای حفظ کارآمدی یک دموکراسی بزرگ و همچنین ابزاری ضروری برای یک دیکتاتوری است. این مسأله بستگی به نوع استفاده از آن دارد. آدولس هاکسلی (Aldous Huxley) در پیشگفتار کتاب جهان شگفت انگیز نو (1958) تصویری نسبتا ترسناک و تاریک از جامعه ترسیم مینماید. وی معتقد است که جامعه توسط یک "نیروی غیرشخصی"، یک طبقه حاکم، کنترل میشود که با استفاده از روشهای متعددی مردم را کنترل میکند. "نیروهای غیرشخصی که ما تقریبا هیچ کنترلی بر روی آنها نداریم همه ما را در مسیر کابوس جهان نوین شجاع به جلو میرانند؛ و این هدایت غیرشخصی به طور آگاهانه از جانب نمایندگان سازمانهای تجاری سیاسی تسریع میگردند. این نمایندگان تعدادی تکنیکها و فنونهای جدید را ابداع کردهاند تا افکار و احساسات تودهها را به نفع یک گروه اقلیت دستکاری نمایند." - آدولس هاکسلی، پیشگفتار جهان شگفت انگیز نو چشمانداز تاریک وی نه یک فرضیه ساده یا هذیانگویی پارانویایی بلکه یک واقعیت مستند است که در مهمترین آثار جهان در عرصه رسانه جمعی ارائه گشته است. برخی از این تحقیقات عبارتند از: متفکران نخبه والتر لیپمن ![]() والتر لیپمان، نظریه پرداز حکومت نخبگان آگاه بر گله سرگردان والتر لیپمان (Walter Lippmann)، متفکر و نویسنده آمریکایی که دو بار برنده جایزه ادبی پولیتزر گشته، یکی از اولین آثار مرتبط با کاربردها رسانه جمعی را در آمریکا به رشته تحریر درآورده است. وی در کتابی با عنوان افکار عمومی (1922) تودهها را به یک "حیوان بزرگ" و یک "گله سردرگم" تشبیه نمود که باید توسط طبقه حاکم هدایت گردند. وی نخبگان حاکم را چنین توصیف نمود: "یک طبقه متخصص که دارای منافعی فراتر از یک محدوده خاص هستند." این طبقه متشکل از کارشناسان، متخصصین و بوروکراتها است. به اعتقاد لیپمان، کارشناسان، که اغلب با عنوان "نخبگان" خوانده میشوند، ماشینهای دانشی هستند که نقصان اولیه دموکراسی یعنی آرمان غیرممکن "شهروند همه فن حریف" را با حیله دور میزنند. "گله سرگردان" پر سرو صدا و غران نیز کارکرد خود را دارد: آنها باید "تماشاچیان علاقهمند اقدامات" باشند یعنی در آنها مشارکتی نداشته باشند. مشارکت وظیفه "فرد مسؤولیتپذیر" است که یک شهروند عادی نیست. بنابراین، رسانههای جمعی و تبلیغات ابزاری هستند که باید از جانب نخبگان برای حکومت بر عامه، بدون به کار بردن اجبار فیزیکی، به کار روند. یکی از مفاهیم مهم مورد استفاده لیپمان عبارت از "تولید رضایت" است که به طور خلاصه یعنی مدیریت و کنترل افکار عمومی به نحوی که پذیرای برنامههای نخبگان باشد. لیپمان بر این اعتقاد است که توده مردم صلاحیت لازم برای استدلال و اتخاذ تصمیمات در مورد مسائل مهم را ندارد. بنابراین نخبگان باید در راستای "منافع خودشان" تصمیم گرفته و سپس این تصمیمات را به تودهها بفروشند. " هیچ کس منکر این امر نیست که تولید رضایت قادر به انجام پالایشهایی بزرگ است. فرآیندی که طی آن افکار عمومی ایجا میشود یقینا پیچیدهتر از آنچه است که در این صفحات نوشته شده، و فرصت کنترل و دستکاری آن برای هرکسی که این فرآیند را میفهمد به صورت گستردهای فراهم است.... بر اثر تحقیقات روانشناختی و ابزار مدرن ارتباطات، فرآیند تمرین دموکراسی سختیها را پشت سر گذارده است. انقلابی در حال وقوع است، انقلابی که به غایت مهمتر از هر نوع تغییر در قدرت اقتصادی است.... تحت تأثیر تبلیغات، البته نه لزوما در معنای منفی کلمه، ثابتهای قدیمی تفکر ما تبدیل به متغیر شدهاند. برای مثال، دیگر ممکن نیست که به عقیده جزمی دموکراسی اعتقاد داشت؛ اینکه دانش لازم برای اداره امور انسانی خود به خود از قلب انسانی برمیخیزد. در جایی که بر اساس این نظریه عمل میکنیم خود را در معرض خودفریبی و اشکالی از ترغیب قرار میدهیم که نمیتوانیم مورد شناسایی قرار دهیم. ثابت شده که نمیتوان برای مواجه با جهانی که در فرای دسترسی ما قرار دارد بر درک مستقیم، ضمیر یا تصادفات عقاید اتفاقی اتکاء نمود." - والتر لیپمان، افکار عمومی جالب است بدانید که لیپمان یکی از بنیانگذاران شورای روابط خارجی است. این مؤسسه پرنفوذترین اندیشکده جهان در حوزه سیاست خارجی میباشد. این واقعیت باید سرنخی کوچک در مورد فضای ذهنی نخبگانی علاقه مند به استفاده از رسانه، بدهد. "قدرت اقتصادی و سیاسی در آمریکا در دستان "نخبگان حاکم" متمرکز شده است. این افراد اغلب شرکتهای چند ملیتی مستقر در آمریکا، رسانههای ارتباطاتی بزرگ، بانفوذترین بنیادها، دانشگاههای خصوصی بزرگ و بخش اعظم خدمات و تسهیلات عمومی را کنترل میکنند. شورای روابط خارجی که در سال 1921 تأسیس شد نقطه اتصال کلیدی بین شرکتهای بزرگ و دولت فدرال است. این مؤسسه با عنوان "مدرسه دولتداری" خوانده شده و چنین توصیف میشود: "شبیه به ارگانی که سی. رایت میلر (C. Wright Mills) آن را نخبگان قدرت میخواند – گروهی از مدیران دارای منافع و دیدگاههای مشابه که از جایگاههایی امن در پشت پرده رویدادها را شکل میدهند. تأسیس سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی از پروژههای شورا بود." - استیو جاکوبسون (Steve Jacobson)، کنترل اذهان در آمریکا برخی از اعضای کنونی شورای روابط خارجی عبارتند از دیوید راکفلر، دیک چنی، باراک اوباما، هیلاری کلینتون، ریک وارن (Rick Warren) کشیش اعظم کلیسای آونجلیکی آمریکا و همچنین مدیران عامل شرکتهای بزرگی چون سیبیاس، نایک، کوکاکولا و ویزا. کارل یونگ Click here to view the original image of 756x1084px. ![]() کارل یونگ مبتکر روانشناسی تحلیل کارل یونگ (Carl Jung) بنیانگذار روانشناسی تحلیلی (که با نام روانشناسی یونگی نیز خوانده میشود) است. در این مکتب بر فهم روان از طریق خوابها، هنر، اسطورهشناسی، دین، نمادها و فلسفه تأکید میشود. این روانکاو سوئیسی منشأ بسیاری از مفاهیم روانشناسی به مانند کهن الگو، عقده، صورتک، دورنگرا/برونگرا و همزمانی است. وی به شدت تحت تأثیر تاریخ رازآلود و پنهانی خانوادهاش بود. کارل گوستاو (Carl Gustav)، پدربزرگ وی، یک فراماسون فعال و دارای عنوان استاد اعظمی بود. یونگ متوجه گشت که برخی از نیاکان وی عضو انجمن چلیپای گلگون (Rosicrucianism) بودند. این امر شاید دلیل علاقه مفرط وی به فلسفه شرقی و غربی، کیمیا، طالعبینی و نمادگرایی را نشان دهد. یکی از مهمترین مفاهیم مورد استفاده وی که به درستی نیز فهمیده نشده عبارت ناخودآگاه جمعی است. "فرضیه من چنین است: علاوه بر خودآگاه بلاواسطه، که دارای ماهیتی کاملا شخصی بوده و ما معتقدیم که تنها روان تجربی موجود است (حتی اگر ناخودآگاه شخصی را به عنوان یک ضمیمه ملحق نماییم)، یک سیستم روانی ثانوی نیز وجود دارد که دارای ماهیتی جمعی، جهانی و غیرشخصی بوده و همسان با تمام افراد است. این ناخودآگاه جمعی به صورت فردی بوجود نمیآید بلکه اکتسابی است. این ناخودآگاه از اشکال موجود از قبل، یعنی کهن الگوها، تشکیل یافته و به برخی محتویات مشخص در روان شکلی قطعی و نهایی میبخشد. " - کارل یونگ، مفهوم ناخودآگاه جمعی ناخودآگاه جمعی از طریق وجود نمادها و انگارههای اساطیری مشابه در تمدنهای مختلف ظاهر میشود. نمادهای کهن الگو در نیمه خودآگاه جمعی ما جای گرفتهاند و زمانی که در معرض آنها قرار میگیریم یک کشش و افسون طبیعی نسبت به آنها نشان میدهیم. بنابراین نمادهای فراطبیعی و رازآلود میتوانند تأثیر بسیاری بر مردم داشته باشند، حتی اگر بسیاری از افراد هیچگاه به طور شخصی از معنای مبهم و اسرارآمیز نماد مطلع نشوند. متفکرین رسانه جمعی به مانند ادوارد دی برنایز (Edward D. Bernays)، پتانسیل زیادی در این مفهوم برای کنترل و دستکاری ناخودآگاه شخصی و جمعی یافت. ![]() تصویر کارل یونگ در جلد مجله تایم در سال 1955 ادوارد برنایز ![]() ادوارد برنایز، پدر روابط عمومی ادوارد برنایز (Edward Bernays) "پدر روابط عمومی" دانسته میشود. وی از مفاهیم دایی خود یعنی زیگموند فروید برای دستکاری و کنترل عموم از طریق نیمهخودآگاه استفاده نمود. وی در مورد مردم عادی افکاری به مانند والتر لیپمان داشت یعنی آنها را غیر منطقی دانسته و آنها را در معرض "غریزه جمعی" میدانست. به اعتقاد وی، تودهها باید از طریق یک دولت نامرئی کنترل شوند تا بقای دموکراسی تضمین گردد. "کنترل و دستکاری آگاهانه عادات و افکار تودهها که عنصری مهم در جامعه دموکراتیک است. آنهایی که این مکانیسم غیرقابل روئیت جامعه را کنترل و دستکاری میکند یک دولت نامرئی بوجود آوردهاند که قدرت حاکم حقیقی کشور ما است. مردانی که هرگز چیزی درباره آنها نشنیدهایم ما را اداره میکنند، به اذهان و ذائقه ما شکل میبخشند و ایدهها را به ما پیشنهاد میکنند. اگر تودههای بشری میخواهند که به عنوان جامعهای که به نرمی کارکرد خود را دنبال میکند، در کنار یکدیگر زندگی کنند باید در این روند همکاری نمایند. حکمرانان نامرئی ما اغلب از هویت اعضای کابینه درونیشان اطلاعی ندارند." - ادوارد برنایز، تبلیغات برنامههای مبتکرانه برنایز برای بازاریابی، کارکرد جامعه آمریکا را دچار تحولی بنیادین ساخت. وی با خلق فرهنگی که در آن آمریکاییها نه به منظور بقاء بلکه برای لذت خرید میکنند، در حقیقت "مصرفگرایی" را پدید آورد. بنابراین، مجله تایم نام وی را در لیست 100 آمریکایی تأثیرگذار قرن بیستم جای داد. هارولد لاسول ![]() هارولد لاسول، نظریه پرداز طرفدار حکومت نخبگان در دموکراسیها در سالهای 1939 و 1940، دانشگاه شیکاگو میزبان سمینارهایی مخفی در مورد ارتباطات بود. این اندیشکدهها توسط بنیاد راکفلر تأسیس شده بودند و شامل مشهور ترین محققین در حوزه ارتباطات و مطالعات جامعهشناختی بودند. یکی از این افراد هارولد لاسول (Harold Lasswell)، دانشمند آمریکایی و برجسته علوم سیاسی و نظریهپرداز ارتباطات و متخصص تحلیل تبلیغات بود. وی معتقد بود که یک دموکراسی، حکومتی که توسط مردم هدایت میشود، بدون وجود یک طبقه نخبه خبره که از طریق تبلیغات به عقاید افکار عمومی شکل میبخشد، نمیتواند به بقای خود ادامه دهد. لاسول در دایرةالمعارف علوم اجتماعی تشریح نمود که هرگاه نخبگان از نیروی مورد نیاز برای کسب اطاعت برخوردار نباشند، مدیران اجتماعی باید به "یک تکنیک کاملا جدید کنترل، که عمدتا توسط تبلیغات اعمال میگردد" روی آورند. وی در ادامه به توضیحی متعارف و همیشگی اشاره میکند: ما باید بدانیم که "تودهها نادان و احمق هستند... و نباید تسلیم این عقیده جزمی دموکراسی گردیم که افراد بشری بهترین کسانی هستند که میتوانند در مورد منافع خود قضاوت نمایند." لاسول مطالعات گستردهای در حوه تحلیل محتوا انجام داد تا کارآیی و تأثیرگذاری انواع مختلف تبلیغات را بسنجد. وی در مقالهای با عنوان محتوای ارتباطات توضیح داد که به منظور فهم معنای پیام (یعنی یک فیلم، سخنرانی، کتاب یا غیره) باید میزان تکرار نمادهای مشخص در پیام، مسیری را که نمادها سعی دارند افکار مخاطبین را به سوی آنها ترغیب نمایند و فراوانی نمادهای مورد استفاده سنجیده شود. لاسول به خاطر ارائه مدل تحلیل رسانهای مشهور گشت. این مدل تحیل بر اساس سؤال زیر طراحی شد: چه کسی، چه چیزی را، (به) چه کسی،( در) کدام کانال و (با) چه تأثیری میگوید؟ لاسول با ارائه این مدل تأکید مینماید که به منظور تحلیل مناسب یک محصول رسانهای، باید مشخص نمود که چه کسی این محصول را تولید کرده است (افرادی که سفارش تولید دادهاند)، هدف چه کسانی بودند (مخاطبین هدف) و تأثیرات مورد نظر این محصول بر روی مخاطبین چه چیزهایی هستند (آگاهی رساندن، ترغیب کردن، فروختن و غیره). مثلا در مورد یک ویدئو کلیپ متعلق به یک خواننده مشهور پاپ میتوان تحلیل زیر را ارائه نمود: چه کسی تولید میکند: شرکت "ویوندی یونیورسال" (Vivendi Universal)؛ چه چیزی: خواننده پاپ؛ برای چه کسی: مصرف کنندگان بین سنین 9 تا 25 سال؛ چه کانالی: ویدئو موسیقی؛ و تأثیر مطلوب چیست: فروش خواننده، ترانه، تصویر و پیام وی. در تحلیل ویدئوها و فیلمها باید دقت داشت که بدانیم "چه کسانی در پشت پرده" پیامهای ارسال شده به سوی عموم قرار دارند. اغلب از عبارت "ایلومیناتی" (Illuminati) – روشنضمیران – برای توصیف این گروه کوچک پنهانی نخبگان حاکم بر تودهها استفاده میشود. اگرچه این عبارت کاملا کاریکاتورمابانه و آمیخته به نظریات توطئه به نظر میرسد اما به خوبی بیانگر ارتباط نخبگان با جوامع مخفی و علوم غریبه است. اما من شخصا، استفاده از عبارت "نظریه توطئه" را برای توصیف آنچه که در رسانههای جمعی رخ میدهد نمیپسندم. اگر تمام حقایق مرتبط با ماهیت نخبهگرای این صنعت در اختیار عموم بودند، آیا باز میتوانستیم آن را یک "نظریه توطئه" بنامیم؟ در فرهنگ عمومی طیف متنوعی از دیدگاهها، عقاید و نظرات وجود داشت. با این وجود، ادغام شرکتهای رسانهای باعث شده است که صنعت فرهنگی کاملا یکسان و استاندارد شود. آیا تاکنون این سؤال را از خود پرسیدهاید که چرا تمام موسیقیها و نیز فیلمهای سینمایی شبیه یکدیگر شدهاند. مالکیت رسانهها ![]() نمودار کاهش تعداد مالکین رسانهها در آمریکا همانگونه که در تصویر بالا مشاهده میشود، تعداد شرکتهایی که بخش اعظم رسانههای آمریکا را در اختیار دارند طی بیست سال از 50 شرکت به 5 شرکت تقلیل یافته است. در زیر به معرفی 5 شرکت بزرگ جهان و نیز داراییهای انها پرداخته میشود. ![]() شرکت AOL – به آرم این شرکت که به صورت نمادین حاوی هرم و چشم جهانبین است توجه کنید "لیست داراییهای تحت کنترل شرکت "آاُاِل تایم وارنر" (AOL Time Warner) متشکل از ده صفحه تایپی است که در آن نام 292 شرکت و شعبه فرعی مجزا به چشم میخورد. از این تعداد، 22 شرکت به صورت مشترک با دیگر شرکتهای بزرگ که به میزان متفاوتی در فعالیتهای رسانهای درگیر هستند، اداره میشود. این شرکا عبارتند از "تریکام" (3Com)، "ایبای" (3Com)، "هولت-پاکارد" (Hewlett-Packard)، "سیتیگروپ" (Citigroup)، "تیکتمستر" (Ticketmaster)، "آمریکناکسپرس" (American Express)، "هوماستور" (Homestore)، "سونی" (Sony)، "ویوا" (Viva)، "برتلزمان" (Bertelsmann)، "پولیگرام" (Polygram) و "آمازون" (Amazon.com). برخی از شرکتهای آشنایی که کاملا تحت کنترل تایم وارنر قرار دارند عبارتند از "باشگاه کتاب ماه" ()؛ انتشارات لیتل (Little) و بروان (Brown)؛ "اچبیاُ" (HBO) و شش کانال وابسته به آن؛ "سیانان" (CNN)؛ شش کانال تخصصی به زبان خارجی؛ "رودرانر" (Road Runner)؛ "استدیوهای برادران وارنر" (Warner Brothers Studios)؛ "ویثواچرز" (Weight Watchers)؛ "پاپیولار ساینس" (Popular Science)؛ و پنجاه و دو مارک ضبط موسیقی گوناگون." - بن باگدیکان (Ben Bagdikan)، انحصار رسانه جدید شرکت تایموارنر مالک داراییهای زیر است: · 64 مجله شامل: "تایم" (Time)، "لایف" (Time)، "پیپل" (People)، "مدمگازین" (MAD Magazine) و "دیسیکومیکس" (DC Comics). · "وارنر براس" (Warner Bros)، "نیولاین" (New Line) و "فانلاینفیچیرز" (Fine Line Features) در سینما. · بیش از 40 مارک موسیقیایی شامل "وارنربراس"، "آتلانتیک" (Atlantic) و "الکترا" (Elektra) · بسیاری شبکه تلویزیونی به مانند "دبیلیوبینتوورکز" (WB Networks)، "اچبیاُ" (HBO)، "سینماکس" (Cinemax)، "تیانتی" (TNT)، "کارتوننتوورک" (Cartoon Network) و "سیانان" (CNN) · افرادی چون "مدونا" (Madonna)، "شان پل" (Sean Paul)، "وایتاستریپز" (White Stripes) ![]() شرکت ویاکوم شرکت "ویاکوم" (Viacom) مالک داراییهای زیر است: · "سیبیای" (CBS)، "امتیوی" (MTV)، "امتیوی2" (MTV2)، "یوانپی" (UPN)، "ویاچ1" (VH1)، "شوتایم" (Showtime)، "نیکلودئون" (Nickelodeon)، "کومدیسنترال" (Comedy Central)، "تیانان" (TNN)، "سیامتی" (CMT) و "بیایتی" (BET). · "پارامونتپیکچرز" (Paramount Pictures)، "نیکلدئون مویز" (Nickelodeon Movies)، "امتیویفیلمز" (MTV Films). · "بلاکبوسترویدئوز" (Blockbuster Videos) · 1800 سینما از طریق شرکت "فیموسپلیرز" (Famous Players) ![]()
والتدیزنی، یکی از فعالترین شرکتهای رسانهای در حوزه کنترل اذهان "مالکیت تیم هاکی "اردکهای بزرگ آناهیم" (The Mighty Ducks of Anaheim) نمی تواند شروعی برای توصیف وسعت این پادشاهی باشد. هالیوود هنوز هم قلب نمادین این شرکت است. والتدیزنی هشت استدیوی فیلمسازی در اختیار دارد که عبارتند از: "والتدیزنیپیکچرز" (Walt Disney Pictures)، "تاچاستونپیکچرز" (Touchstone Pictures)، "میرامکس" (Miramax)، "بونا ویستا هوم ویدئو" (Buena Vista Home Video)، "بونا ویستا هوم اینترتینمنت" (Buena Vista Home Entertainment)، "بونا ویستا اینترنشنال" (Buena Vista International)، "هالیوود پیکچرز" (Hollywood Pictures) و "کاراوانپیکچرز" (Caravan Pictures). شرکت والتدیزنی تحت لوای "انتشارات کتاب والتدیزنی"( Walt Disney Company Book Publishing) و "گروه انتشاراتی ایبیسی" (ABC Publishing Group) هشت بنگاه انتشارات کتاب؛ هفده مجله؛ شبکه تلویزیونی ایبیسی با ده ایستگاه تلویزیونی که در پنج بازار برتر جهان مشغول به فعالیت هستند؛ سی ایستگاه رادیویی در تمام بازارهای برتر جهانی؛ یازده کانال کابلی شامل دیزنی، "ایاسپیان" (ESPN) (مشترک)، "ایاندای" (A&E) و کانال تاریخی (History Channel)؛ سیزده کانال پخش بینالمللی از استرالیا گرفته تا برزیل؛ هفت واحد تولیدی و ورزشی در اقصینقاط جهان؛ و هفده سایت اینترنتی شامل "ایبیسیگروپ" (ABC group)، ESPN.sportszone، NFL.com، NBAZ.com و NBAZ.com. پنج گروه موسیقیایی این شرکت شامل مارکهای "بوئنا ویستا"( Buena Vista)، "لیریکاستریت" (Lyric Street) و والتدیزنی. شرکت والتدیزنی مالک داراییهای زیر است: · ایبیسی، کانال دیزنی، ایاسپیان، اِیاندای، کانال تاریخ · والتدیزنیپیکچرز، تاچاستون پیکچرز، هالیوود پیکچرز، شرکت فیلمسازی میراماکس، دایمنشن و بوئنا ویستا اینترنشنال. · افرادی چون میلی سایروس (Miley Cyrus)، هانا مونتانا (Hannah Montana)، سلنا گومز (Selena Gomez)، یوناس برادرز (Jonas Brothers). داراییهای "ویوندی یونیورسال" (Vivendi Universal) عبارتند از: · 27 درصد از کل فروش محصولات موسیقیایی در آمریکا. مارکهای متعلق به این شرکت عبارتند از: "اینتراسکوپ" (Interscope)، "گفن" (Geffen)، "ایاندام" (A&M)، "آیلند" (Island)، "دفجام" (Def Jam)، "امسیای" (MCA)، "مرکوری" (Mercury)، "موتاون" (Motown) و "یونیورسال" (Motown). · "یونیورسال استدیو" (Universal Studios)، "استدیو کانال" (Studio Canal)، "پلیگرام فیلم" (Polygram Films)، "کانال +" (Canal +). · چندین شرکت اینترنتی و موبایل · لیدی گاگا (Lady Gaga)، گروه هلوهای چشم سیاه (The Black Eyed Peas)، لیل وین (Lil Wayne)، ریهانا (Rihanna)، ماریا کری (Mariah Carey)، گروه جی-زد (Mariah Carey). ![]()
شرکت سونی داراییهای شرکت سونی عبارتند از: · "کلمبیا پیکچرز" (Columbia Pictures)، "اسکرین جمز" (Columbia Pictures)، "سونی پیکچرز کلاسیکس" (Sony Pictures Classics) · 15 درصد از کل فروش محصولات موسیقیایی در آمریکا. مارکهای متعلق به این شرکت عبارتند از کلمبیا، "اپیک" (Epic)، سونی، "آریستا" (Arista)، "جیو" (Jive) و "آرسیای ریکوردز" (RCA Records). · بیانسه (Beyonce)، شکیرا (Shakira)، مایکل جکسون (Michael Jackson)، آلیسیا کیز (Alicia Keys)، کریستینا آگولیرا (Christina Aguilera). محدود بودن تعداد بازیگران در صنعت فرهنگی بدین معنا است که مقدار محدودی دیدگاه و عقیده وارد فضای افکار عمومی میشوند. این امر همچنین بدین معنا است که یک پیام ساده میتواند به آسانی تمام اشکال رسانهای را اشباع کرده و تولید رضایت نماید (برای مثال "ایران به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است"). استاندارد کردن اندیشه بشری ادغام شرکتهای رسانهای در دهههای اخیر باعث بوجود آمدن یک الیگارشی کوچک از اربابان رسانهای شده است. برنامههای تلویزیونی که نگاه میکنیم، برنامههای موسیقیایی که به آنها گوش میدهیم، فیلمهایی که میبینیم و روزنامههایی که میخوانیم، همگی توسط پنج شرکت بزرگ تولید شدهاند. مالکین این شرکتهای تلفیقی دارای روابط نزدیکی با نخبگان جهان بوده و از بسیاری جهات میتوان گفت که آنها همان نخبگان هستند. این شرکتهای تلفیقی با ماکیت تمام خروجیهایی که به تودهها دسترسی دارند این قدرت را بدست آوردهاند که در اذهان مردم یک جهانبینی ساده و منسجم پدید آورده و "اندیشه بشری را استاندارد نمایند." حتی جنبشها و سبکهایی که حاشیهای تلقی میشوند نیز در حقیقیت در امتداد تفکر غالب و رایج قرار دارند. رسانههای جمعی اعتراضات و شورشها را نیز پدید میآورند، جنبشهایی که خود بخشی از نهاد مستقر بوده و آن را مورد انتقاد قرار نمیدهند. هنرمندان، خلاقیتها و ایدههایی که در قالب تفکر رایج و غالب قرار ندارند با بیرحمی توسط این شرکتها رد شده و فراموش میشوند و متعاقبا از صحنه جامعه نیز ناپدید میگردند. با این وجود، ایدههایی که گمان میرود ارزشمند و مطلوب بوده و مورد قبول جامعه واقع خواهند شد به طرز ماهرانهای در میان تودهها بازاریابی میشوند تا تبدیل به هنجارهایی بدیهی گردند. ![]() شستشوی مغزها یکی از ابزار کنترل اذهان ادوارد برنایز، قبلا در سال 1928، پتانسیل بزرگی که در تصاویر متحرک برای استاندارد کردن افکار وجود داشت را کشف نموده بود: "در جهان امروز، تصاور متحرک آمریکایی بزرگترین حامل ناخودآگاه تبلیغات و توزیعکنندههای بزرگ ایدهها و عقاید هستند. تصویر متحرک میتواند ایدهها و عادات یک ملت را استاندارد سازد. از آنجایی که تصاویر برای برآورده ساختن نیازهای بازار طراحی شدهاند بنابراین به جای پدید آوردن ایدهها و عقاید جدید، تمایلات رایج و گسترده را منعکس کرده، بر آنها تأکید ورزیده و حتی در مورد آنها اغراق میکند. تصویر متحرک تنها از ایدهها و واقعیتهای استفاده میکند که رایج باشند. همانگونه که روزنامه سعی میکند تا اخبار ارائه کند، تصویر متحرک نیز در تلاش است تا سرگرمی ارائه نماید." - ادوارد برنایز، تبلیغات متفکران مکتب فرانکفورت، به مانند تئودور آدرنو (Theodor Adorno) و هربرت مارکوزه (Herbert Marcuse) این واقعیات را به عنوان خطری برای آینده بشری معرفی نمودند. آنها سه مسأله عمده را در صنعت فرهنگی تعریف نمودند. این صنعت میتواند: 1. با ایجاد مانع در برابر پدیدار شدن افراد مستقل و آزاد که میتوانند تصمیمات منطقی اتخاذ نمایند، بشر را به سطح توده تقلیل میدهند. 2. تنبلی ناشی از همشکلی و انفعال را جایگزین انگیزه مشروع برای دستیابی به خودمختاری و خودآگاهی میکنند. 3. این ایده را معتبر سازند که انسانها در حقیقت برای فرار از پوچی و سختی جهانی که در آن زندگی میکنند خود را در یک حالت هیپنوتیسمی خود ارضایی گم کنند. ![]() ![]() تئودور آدرنو و هربرت مارکوزه - اندیشمندانی که در مورد کنترل اذهان در غرب هشدار دادند مفهوم فرار با اختراع بازیهای آنلاین ویدئویی، فیلمهای سه بعدی و سینماهای خانگی بسیار رایجتر شده است. تودهها که به طور مداوم در جستجوی آخرین مدل سرگرمیها هستند، به محصولات گران قیمتی متوسل میشوند که تنها میتوانند توسط بزرگترین شرکتهای رسانهای جهان تولید شوند. این محصولات دارای پیامها و نمادهای دقیقی هستند که چیزی بیش از تبلیغات سرگرمکننده نیستند. افکار عمومی یاد گرفته که عاشق تبلیغات باشد تا حدی که پولی را که با مشقت بدست آورده است صرف دسترسی به این تبلیغات نماید. تبلیغات (در معنای سیاسی، فرهنگی و تجاری آن) دیگر یک شکل ارتباطاتی اجباری یا اقتدارآمیز که در دیکتاتوریها یافت میشود نیست بلکه تبدیل به مترادفی برای سرگرمی و لذت شده است. "طرفداران اولیه سوادآموزی جهانی و آزادی مطبوعات تنها دو امکان را مد نظر داشتند: تبلیغات ممکن است درست باشد یا غلط. آنها در حقیقت آنچه را که بیش از هر جای دیگری در دموکراسیهای غربی رخ میداد پیشبینی نکردند – ظهور یک صنعت ارتباطات تودهای گسترده که اهمیتی برای درست یا غلط بودن قائل نیست بلکه با چیزهای غیرواقعی سر و کار داشته که کم و بیش نامربوط با موضوع درست یا غلط بودن هستند. به طور خلاصه، آنها اشتهای تقریبا سیریناپذیر بشریت برای سرگرمشدگی را نادیده انگاشتند." - آلدوس هاکسلی، پیشگفتار کتاب دنیای قشنگِ نو یک قطعه رسانهای واحد اغلب تأثیر بلند مدتی بر روان بشری ندارد. با این وجود، رسانه جمعی با توجه به ماهیت همه جا حاضر آن، یک فضای زندگی بوجود آورده که ما هر روز درون آن دچار تحول میشویم. رسانه جمعی هنجار را تعریف کرده و غیرمطلوبها را حذف میکند. همانگونه که بر چشمان اسبهای درشکه چشمبندی نصب میکنند تا تنها آنچه را که پیش رویشان قرار دارد ببینند، تودهها نیز فقط آنچه را میبینند که قرار است آنجا بروند. "ظهور رسانههای جمعی استفاده از تکنیکهای تبلیغاتی را در مقیاس اجتماعی ممکن ساخته است. همنوازی مطبوعات، رادیو و تلویزیون برای خلق یک محیط پایا، پیوسته و کلی اثرگذاری تبلیغات را تقریبا نامرئی میسازد زیرا محیطی منسجم پدید میآورد. رسانه جمعی ارتباط حیاتی بین فرد و خواستههای جامعه تکنولوژیکی را فراهم میآورد." - یاکوس الول (Jacques Ellul) یکی از دلایل اثرگذاری موفقیتآمیز رسانه جمعی بر جامعه، تحقیقات گسترده در علوم شناختی و طبعت بشری و کاربرد آنها توسط این نهاد است. تکنیکهای دستکاری و کنترل "تبلیغ تلاشی آگاهانه برای مدیریت چگونگی دریافت و فهم موضوع توسط افکار عمومی است. موضوعات تبلیغ عبارتند از افراد (برای مثال سیاستداران و هنرمندان)، کالاها و خدمات، همه انواع سازمانها و آثار هنری یا سرگرمی." نیروی محرکه برای فروحتن محصولات و ایدهها به تودهها منجر به میزان بیسابقهای از تحقیقات در مورد رفتار و روان بشری شده است. تحقیقات گستردهای با بودجه فراوان در حوزه علوم شناختی، روانشناختی، جامعهشناسی، نمادشناسی، زبانشناسی و دیگر رشتههای مربوطه انجام میگیرد. "هیچ گروهی از جامعهشناسان نمیتواند در جمعآوری و پردازش دادههای اجتماعی قابل بررسی به پای تیمهای تبلیغاتی برسند. تیمهای تبلیغاتی سالیانه میلیاردها دلار صرف تحقیقات و بررسی واکنشها میکنند و تولیدات آنها انباشت انبوهی از مطالب در مورد تجربیات و احساسات مشترک کل جامعه است." - مارشال مکلوهان (Marshal McLuhan)، توسعه انسان نتایج این مطالعات در تبلیغات، فیلمها، ویدئو کلیپها و دیگر رسانهها به کار برده میشوند تا در حد ممکن تأثیرگذار باشند. هنر بازاریابی بسیار حساب شده و علمی است زیرا باید هم با خودآگاه فردی و هم خودآگاه جمعی ارتباط برقرار کند. در محصولات فرهنگی که با بودجه بالایی تهیه میشوند، یک فیلم ویدئویی هرگز "فقط یک فیلم ویدئویی" نیست. تصاویر، نمادها و معانی به صورت استراتژیکی جایگذاری میشوند تا تأثیر مورد نظر را تولید نمایند. "تبلیغات تکنیکها خود را با توجه به دانش، تمایلات، خواستهها، نیازها، مکانیسمها روان و رفتارهای خودکار بشری، همچنین دانش روانشناسی بشری و روانشناس تحلیلی پالایش و اصلاح میکند." - تبلیغات، یاکوس الول امروزه در تبلیغات تقریبا هرگز از استدلالات منطقی و یا عقلایی استفاده نمیکنند. این تبلیغات مستقیما نیازهای و غرایز اصلی انسانها را هداف قرار میدهد تا یک پاسخ غیرمنطقی و احساسی را پدید آورد. اگر ما همیشه منطقی بیندیشیم، در این صورت احتمالا حتی 50 درصد از آنچه را که صاحب هستیم نمیخریدیم. کودکا و بچهها به طور مداوم در تبیلغات حضور داشته و بنا به دلایلی خاص زنان را مورد هدف قرار میدهند: مطالعات نشان میدهند که تصاویر کودکان نوعی نیاز غریزی در زنان برای غذا دادن، مراقبت و حفاظت کردن بوجود میآورد و این امر در نهایت باعث بوجود آمدن نوعی موافقت و همرأیی متعصبانه با تبلیغات مذکور میشود. ![]() تبلیغات قدیمی و عجب شرکت "سونآپ" (7up) و استفاده از تصویر کودکان *** پدیدهای فراگیر در رسانهها است زیرا توجه بیننده را جلب کرده و نگه میدارد. این پدیده به صورت مستقیم به نیاز حیوانی ما یعنی تولید مثل میپردازد و زمانی که آغاز میشود، این غریزه میتواند بر هر نوع تفکر عقلانی دیگر در مغز ما تأثیر گذارد. ادراک زیرآستانه (نیمه خودآگاهی) چه میشد اگر پیامهایی که در بالا مورد اشاره قرار گرفتند میتوانستند به طور مستقیم به ذهن نیمهخودآگاه افراد برسند، بدون اینکه بینندگان بفهمند که چه چیزی رخ خواهد داد؟ هدف ادراک زیرآستانه چیست؟ عبارت تبلیغات زیرآستانه در سال 1957 توسط یک محقق آمریکایی حوزه بازار وبه نام جیمز ویکاری (James Vicary) ابداع شد. وی ادعا میکرد که میتواند با پخش لحظهای و آنی پیامهای مرتبط با کوکا کولا یا ذرت بوداده در پرده سینما و به گونهای که تماشاچیان متوجه نشوند، آنها را وادار به نوشیدن و خوردن این محصولات نماید. "ادراک زیرآستانه یک فرآیند عمدی است که توسط تکنیسینهای ارتباطات پدید آمده. طی این فرآیند شما بدون آگاهی از دستورالعملها و اطلاعات به آنها پاسخ میدهید." - استیو جاکوبسون (Steve Jacobson)، کنترل اذهان در آمریکا اغلب از این تکنیک در بازاریابی استفاده میشود و همه ما میدانیم که ارسال پیامهای پنهانی مرتبط با *** میتواند خریداران را تحریک نماید. ![]() ورساچی مارک یکی از معروفترین شرکتهای تولید لباس است – در لوگوی این شرکت نماد کنترل ذهن به کار رفته است اگرچه برخی منابع ادعا میکنند که تبلیغات زیرآستانهای تأثیری نداشته و یا حتی یک افسانه است اما استفاده مستند از این تکنیک در رسانههای جمعی ثابت میکند که خالقین آن به قدرتی که دارد ایمان دارند. مطالعات اخیر نیز ثابت کردهاند که این تکنیک بالاخص در مواردی که حاوی یک پیام منفی است، تأثیر گذار میباشد. "گروهی از دانشگاه کالج لندن با حمایت مالی صندوق ولکام (Wellcome Trust) بدین نتیجه رسیدند که ادراک زیرآستانهای بالاخص در ایجاد افکار منفی میتواندموفق عمل نماید. به گفته پرفسور نیلی لاوی (Nilli Lavie)، رئیس این گروه تحقیقاتی، "حدسها و فرضیات زیادی درمورد اینکه آیا مردم میتوانند اطلاعات احساسی، به مانند تصاویر،صورتها و کلمات، را به صورت ناخودآگاه پردازش نمایند یا نه، مطرح شده است. ما نشان دادهایم که مردم میتوانند ارزش احساسی پیامهای زیرآستانهای را درک نمایند، همچنین به صورت جامعی ثابت نمودهایم که مردم در مقابل کلمات منفی بیشتر مستعد هستند." فیلم تبلیغاتی انتخاباتی جرج بوش در مقابل الگور در سال 2000، یکی از نمونههای پیامرسانی زیرآستانه در ارتباطات سیاسی است. ![]() فیلم تبلیغاتی بوش دانلود فیلم کد: http://p30upload.com/download.php?filena...17_491.rar بلافاصله پس از اینکه نام الگور مورد اشاره قرار میگیرد بخش پایانی لغت "bureaucrats" [بوروکراتها] – "rats" [موشها] – در روی صفحه به مدت کمتر از یک ثانیه نقش میبندد. کشف این مسأله جنجالهای زیادی پدید اورد و با اینکه در آمریکا قانونی بر ضد پیامرسانهای زیرآستانهای وجود ندارد اما پخش این فیلم تبلیغاتی متوقف گردید. پیامهای زیر آستانهای و نیمه زیرآستانهای اغلب در فیلمها و ویدئوهای موسیقیایی برای انتقال پیامها و ایدهها به بینندگان به کار میروند. حساسیتزدایی در گذشته، زمانی که تغییرات بر مردم تحمیل میشد، آنها به خیابانها میریختند، اعتراض میکردند و حتی کار به شورش میانجامید. دلیل اصلی این برخورد و مناقشه این امر بود که تغییرات اغلب به وضوح توسط حاکمان اعلام شده و از جانب مردم نیز فهمیده میشدند. این تغییرات ناگهانی بودند و تأثیرات ناشی از آنها به راحتی قابل تحلیل و ارزیابی بود. امروزه، زمانی که نخبگان میخواهند بخشی از برنامههایشان توسط مردم پذیرفته شوند، از طریق حساسیتزدایی این کار را انجام میدهند. این برنامه که ممکن است در تناقض با منافع عامه باشد از طریق فیلمها (داخل کردن آن در پلاتها)، ویدئوهای موسیقیایی (که این پیام را جذاب و **** میسازند) یا اخبار (که آن را به عنوان راهحلی برای مسائل کنونی نشان میدهند)، به تدریج، آهسته و با تکرار مداوم به جهان معرفی میگردد. پس از اینکه افکار عمومی بع مدت چندین سال در معرض این برنامه قرار گرفتند، نخبگان به صورت علنی مفهوم مورد نظر را به جهان اعلان میکنند و به خاطر برنامهریزیهای روانی قبلی، افکار عمومی با بیتفاوتی و انفعال پذیرای آن میشوند. این تکنیک از علم رواندرمانی نشألت گرفته است. "تکنیکهای رواندرمانی، که به عنوان ابزاری برای درمان اختلالات روانشناختی به کار میروند، روشهایی برای کنترل مردم نیز به شمار میروند. این تکنیکها را میتوان به صورت نظاممندی برای تأثیرگذاردن بر ایستارها و رفتارها مورد استفاده قرار داد. حساسیتزدایی نظاممند روشی برای درمان نگرانی است تا بیمار (افکار عمومی) دیگر بر اثر یک ترس خاص، برای مثال ترس از خشونت، دچار اختلال و ناراحتی نشود. [...] اگر مردم به طور مداوم در معرض موقعیتهای ترسناک قرار گیرند با آنها سازگاری مییابند." - استیون جاکوبسون، کنرتل اذهان در آمریکا برنامهریزی پیشگویانه غالبا در ژانر داستانی-علمی به چشم می خورد. این نوع برنامهریزی نماینگر تصویر خاصی از آینده است – تصویری که مطلوب نخبگان میباشد – و در نهایت در اذهان افراد دیگر تبدیل به پدیدهای غیرقابل اجتناب میشود. یک دهه قبل، افکار عمومی نسبت به جنگ علیه جهان عرب حساسیتزدایی شد. امروزه به تدریج وجود کنترل ذهن، فراانسانگرایی و نخبگان ایلومیناتی بر افکار عمومی آشکار میگرد. این مفاهیم از تاریکی بیرون آمده و همکانون در تمام عرصههای فرهنگ عامه حضور دارند. این همان چیزی است که آلیس بیلی (Alice Bailey) با عنوان "بیرونیسازی سلسله مراتب" از آن یاد میکند: حاکمان پنهانی به تدریج خود را نمایان میسازند. نمادگرایی رمزی در فرهنگ عامهپسند ![]() متروپولیس – فیلمی که توسط نخبگان برای نخبگان تولید شده است؟ برخلاف اطلاعاتی که در بالا ارائه شدند، یافتن مدارک مستند در مورد نمایدگرایی رمزی کار سختی است. این امر نباید تعجببرانگیز باشد زیرا واژه "رمزی" به معنای "پنهانی و پوشیده" است. این عبارت همچنین به معنای "مختص آنهایی که میدانند" نیز است زیرا تنها در اختیار کسانی قرار میگیرد که شایستگی دانش مربوطه را داشته باشند. این پدیده در مدارس تدریس نشده و یا در رسانههای مورد بحث قرار نمیگیرد. بنابراین افکار عمومی نمایدگرایی رمزی را مسألهای حاشیهای و تمسخرآمیز میدانند. با این وجودف علوم خفیه در حلقههای مخفی پدیدهای مضحک نیست. این علوم به عنوان چیزی بدون زمان و مقدس قلمداد میگردند. آموزش علوم خفیه و سحرآمیز در اجتماعات سری سابقهای طولانی دارد. این پدیده از مصریان باستان آغاز شده و تا صوفیان شرقی، شوالیههای بیتالمقدس و فراماسونهای امروزی تداوم داشته است. حتی اگر ماهیت و عمق این دانش در طول قرنها تغییر و اصلاح شده باشد، مدارس خفیه عناصر اصلی خود را حفظ کردهاند که عبارتند از: نمایدین بودن، مطابقت با آیین و تشریفاتی خاص و فرامادی بودن. این شاخصهها، که بخش لاینفکی از تمدنهای باستانی بودند، به صورت کاملی از جامعه مدرن بیرون شدند تا عملگرایی مداری جایگزین آن شود. به همین دلیل یک خلاء گستردهای از فهم و درک بین فرد عادی عملگرا و نهاد فرامادی وجود دارد. "اگر این دکترین درونی همیشه از تودهها پنهان نگه داشته، تودههایی که کدهایی آسانتر به آنها داده شده، شود، آیا این احتمال بوجود نمیآید که شارحین تمام زوایایی تمدن جدید – فلسفی، اخلاقی، دینی و علمی – از معنای حقیقی هر نظریه و اصلی که اعتقاد خود را بر پایه آن بنا نهادهاند، غافل هستند؟ آیا هنر و علومی که از ملل قدیمی به نسل حاضر به ارث رسیدهاند در زیر لایه خارجی خود اسراری چنان بزرگ را مخفی کردهاند که تنهاخردمندترین روشنضمیران از اهمیت آن آگاه هستند؟ یقینا موضوع به همین منوال است." - مانلی پی. هال (Manly P. Hall)، آموزههای پنهانی تمام اعصار در گذشته "کدهای آسانتری" که به عوام داده میشد، عبارت از مذاهب سازمانیافته و دستکاری شده بودند. هماکنون معبد رسانههای جمعی و واعظین آن عبارتند از مادیگرایی افراطی، غیاب معنویات و یک وجود فردگرای خود محور. این وضعیت دقیقا در تضاد با شاخصههای یک فرد حقیقتا آزاد است که توسط تمام مکاتب فلسفی اندیشه آموخته شدهاند. آیا فریب و دستکاری افکار مردمانی کم خرد آسانتر نیست؟ "به این بردگان کور گفته میشود که آزاد بوده و دارای آموزشهایی سطح بالا هستند در حالیکه نمادهایی را تعقیب مینمایند که هر زارع قرون وسطایی با دیدن انها با ترس و وحشتی زیاد پا به فرار میگذارد. نمادهایی که انسان مدرن با اعتماد سادهلوحانه یک نوزاد میپذیرد معادل تابلویی است که بر اسا فهم زارع سنتی عهد قدیم روی آن چنین نوشته: "برای مرگ و بردگی به این سو حرکت کنید." - مایکل ای. هافمن (Michael A. Hoffman)، جوامع مخفی و جنگهای روانی نتیجهگیری در این گزارش برترین متفکران حوزه رسانههای جمعی، ساختار قدرت رسانهای و تکنیکهای مورد استفاده برای دستکار و کنترل اذهان تودهها معرفی گشتند. لیپمان، برنایز و لاسول، همگی اعلام کردهاند که توده مردم شایستگی لازم برای تصمیمگیری در مورد سرنوشت خود، که هدف ذاتی دموکراسی است، را ندارند. آنها پیشنهاد تأسیس یک حکومت پنهانی و اسرارآمیز را ارائه میکنند، یعنی "نخبگان حاکمی" که بر "گله سرگردان" حکومت میکنند. در حالیکه این نخبگان ایدههای خود را در جامعه پیاده میسازند، هر چه میگذرد بیشتر واضح میشود که مردم بیتفاوت و جاهل مانعی بر سر راه این حاکمان نیستند، بلکه وجود این حالت برای یک رهبری فراگیر مطلوب و حتی ضروری است. یک جمعیت نادان و غافل حقوق خود را نمیداند، نمیخواهد که به فهم بیشتری از اضاع دست یابد و مقامات را مورد مؤاخذه قرار نمیدهد بلکه فقط از الگوها پیروی میکند. فرهنگ عامهپسند با سرگرمیهایی که ذهن را بیحس میگرداند و ستارگان فاسدی که تبدیل به بت میشوند، به تغذیه و افزیش این جهل و غفلت میپردازد. منبع کد: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/84039/b1 |
|||
|
|
۱۷:۳۲, ۳/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۹ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان عزیز محبت فرمایید در نظر سنجی نیز شرکت فرمایید. مقاله: تا سال 1945 میلادی غالب جنگها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز میکردند. با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت. جنگ نرم این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیتزدایی گردید و از طریق جنبشهای مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد. جنگ نرم در قالبهای مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانهای، با استفاده از ابزار رسانهای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد. تعریف جنگ نرم مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد. «جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن، براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند. ارتش ايالات متحده آمریکا در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه “قدرت نرم” نسبت مي دهند. وي در سال1990 ميلادي در مجله “سياست خارجي” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران” تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي «پروفسور حميد مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل” به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني” منتشر نمود. بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است . به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيراً به واژه انقلاب رنگين اشاره كرد.در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترك تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي است. در يك تعريف كامل تر مي توان گفت، جنگ نرم يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي سياسي، فرهنگي و اطلاعاتي توسط قدرت هاي بزرگ جهان براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشورهاي هدف است دلایل استفاده از جنگ نرم انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریهپرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند. براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد. جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد. تفاوتهای جنگ نرم و جنگ سخت 1- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه تهديد سخت امنيتي و نظامي ميباشد؛ 2- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازهگيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و ميتوان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازهگيري كرد؛ 3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهرهگيري ميشود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثيرگذاري بر انتخابها، فرآيند تصميمگيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويتهاي فرهنگي است؛ 4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزشها و هويتهاي اجتماعي ميشود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي ميگردد. 5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكسالعمل است. 6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولتها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويتهاي فروملي و جهاني) است؛ 7- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظامهاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظامهاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگسازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظامهاي ليبرال و دموكراسي تلقي ميشود. جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است. اهداف جنگ نرم 1- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است. 2- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام. 3- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني. 4- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور. 5- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور. 6- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور. 7- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي. 8- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف. 9- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و... 10- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند. 11- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز. جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. ابزارهاي جنگ نرم جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام مي گيرد. بنابراين تمامي ابزارهاي حامل قدرت نرم را بايد به عنوان ابزارهاي جنگ نرم مورد توجه و شناسايي قرار داد. اين ابزارها انتقال دهنده پيام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاري براي انتقال پيام از يك نقطه به نقطه ديگر هستيم. رسانه ها شامل راديو، تلويزيون و مطبوعات، عرصه هاي هنر شامل سينما، تئاتر، نقاشي، گرافيك و موسيقي، انواع سازمان هاي مردم نهاد و شبكه هاي انساني در زمره ابزار جنگ نرم به شمار ميآيند. با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار مختلفي استفاده مي شود مي توان گفت كه به همان نسبت نيز گروه هاي مختلفي را مورد هدف و مبارزه قرار مي دهد. چه افراد و تشكلهايي هدف جنگ نرم هستند؟ همه افراد جامعه ميتوانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. اقشار مورد نظر بانيان جنگ نرم بستگي به هدف آنها دارد كه ميان مدت است يا عمومي و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر مي گيرند اما در حالت كلي مي توان گفت كه گروه هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند و مي توانند به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، مي توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند. در بعضي موارد براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثيرگذار را مورد هدف قرار مي دهند و از آن گروه يا فرد براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كنند. مانند استفاده از قوميت هاي مختلف يا خواص و نخبگان فرهنگي وعلمي. با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه اي، فرهنگي و علمي استفاده مي شود پوشش آن براي طبقات مختلف بيشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه اي مي تواند توده هاي مردم را تحت تأثير قرار بدهد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ هاي نرم وابسته به هدف جنگ هاي نرم نيستند بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم ابزارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه افراد بيشتري درگير مي شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامي است تنها گروه هاي نظامي (و در موارد معدودي غير نظاميان) در طرف مقابله قرارمي گيرند. در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود. تاكتيكهاي جنگ نرم 1- برچسب زدن: بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند 2- تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم. 3- انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود. 4. تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 5- شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. 6- كليگويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته ميشوند. 7- دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار ميگيرد. 8- پاره حقيقتگويي: گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد. 9- انسانيتزدايي و اهريمنسازي: يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيتزدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد. 10- ارائه پيشگوييهاي فاجعهآميز: در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كليگويي، پاره حقيقتگويي، اهريمنسازي و ...) به ارائه پيشگوييهاي مصيبتبار ميپردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند. 11- قطرهچكاني: در تاكتيك قطرهچكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد. 12- حذف و سانسور: در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود. 13- جاذبه هاي جنسي: استفاده از غریزهی جنسی و نمادهاي اروتيكال از تاكتيكهاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره ميگيرند. 14- ماساژ پيام: در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد. 15- ايجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود. 16- ترور شخصيت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نميتوان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيتزدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامي نیز با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند. 17- تكرار: براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند 18- توسل به ترس و ايجاد رعب: در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند. 19- مبالغه: مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند. غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند. 20- مغالطه: مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد. متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند اصول و روشهای مقابله با جنگ نرم اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهرهگیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد. براي مقابله با جنگ نرم، نخست بايد ويژگيهاي اين نوع جنگ را آناليز كرده و خوب بشناسيم و بدانيم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوتهايي دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار ميگيرد، جان انسانها، تجهيزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در اين مواقع با استفاده از همين مسائلي كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومي عليه دشمن فعال ميشود، در حالي كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار ميگيرد، افكار عمومي است. براي دستيابي به اين هدف، بايد بيش از گذشته رسانهها را مورد توجه قرار دهيم و افكار عمومي داخلي و جهاني را نسبت به دروغپردازي رسانههاي خارجي، آگاه كنيم. اين دو مهم فقط با تقويت رسانههاي خودي و تلاش براي بينالمللي كردن اين رسانهها، ميسر است. ديپلماسي رسانهاي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مييابد؛ يكي مديريت رسانهها توسط سازمانهاي ديپلماتيك رسمي كشور و ديگري به صورت خودجوش و در راستاي سياستهاي كلان كشورها. هر ملتي و كشوري داراي منابع قدرت نرم است كه شناسايي و تقويت و سازماندهي آن ها مي تواند براساس يك طرح جامع تبديل به يك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ايران را مي توانيم «ايدئولوژي اسلامي»، «قدرت نفوذ رهبري»، «حماسهآفرينيها» و «درجه بالاي وفاداري ملت به حكومت» برشمریم. برخی راههای مقابله با جنگ نرم 1. گسترش دامنه و شمول فعاليتهاي فرهنگي. 2. افزايش محصولات فرهنگي تأثيرگذار بر جامعه و جوانان. 3. ایجاد راههای مشروع برای ارضاء نیازهای مردم. 4. استفاده از ديپلماسي عمومي. 5. استفاده از راهبردهاي ويژه در مورد اقوام و اقليتها: اقليتهاي جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابري، مستعد مخالفتورزي عليه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه اي يكي از ميدان هاي فعاليت خود را در كشورهايي كه داراي تنوع قوميت هاست، قرار مي دهند. اما زماني كه نظام مستقر با انجام راهبردهاي مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه هاي لازم در قالب طرح هاي توسعه همه جانبه خصوصا طرح هاي اشتغال زا و به كارگيري مديريت هاي توانمند در اين مناطق و با روحيه جهادي و بسيجي مشغول خدمت به مردم شدند، مي توانند آن احساس را كم كنند يا از ميان بردارند. 6. عمليات رواني متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبايستي منفعلانه عمل كرد. عاملان تهديد نرم از انواع تبليغات، فنون مجاب سازي روش هاي نفوذ اجتماعي و عمليات رواني به منزله روش هاي تغيير نگرش ها، باورها و ارزش هاي جامعه هدف استفاده مي كنند. انجام تبليغات هوشمندانه، سريع با قدرت منطق و انديشه و احاطه ذهني بر مخاطبان جنگ نرم مي تواند يكي از روشهاي مقابله باشد. 7. آگاهیبخشی عمومی. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منابعی برای مطالعه بیشتر: 1. نام كتاب : قدرت نرم ؛ ابزارهاي موفقيت در سياست بين الملل تأليف: جوزف اس. ناي مترجم: سيد محسن روحاني ـ مهدي ذوالفقاري (با مقدمه دكتر اصغر افتخاري) ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(علیه السلام) ـ 1389 شابك : 2ـ63ـ5574ـ600ـ978 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 2. نام كتاب: جنگ نرم تأليف: داوود رنجبران ناشر: تهران ـ ساحل انديشه ـ 1388 شابك: 4ـ26ـ5117ـ600ـ978 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 3. نام كتاب: ديپلماسي عمومي نوين ؛ كاربرد قدرت نرم در روابط بينالملل تأليف: ژان ميلسن و همكاران ترجمه: دكتر رضا كلهر ـ سيد محسن روحاني ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(علیه السلام) ـ 1389 شابك: 9ـ77ـ7746ـ964ـ978 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 4. نام كتاب: جنگ نرم تأليف: احمد حسين شريفي ناشر: قم ـ انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(رحمة الله علیه) ـ 1389 شابك : 3ـ495ـ411ـ964ـ978 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 5. نام كتاب: قدرت نرم و سرمايه اجتماعي (با مطالعه موردي بسيج) تأليف : دكتر اصغر افتخاري و همكاران ناشر : تهران ـ دانشگاه امام صادق(علیه السلام) ـ 1389 شابك : 3ـ66ـ7746ـ964ـ978 ...................... منبع: آبنا
|
|||
|
|
۲۲:۱۹, ۲۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام روشهای کنترل ذهن در رسانههای غربی +تصاویر خبرگزاری فارس: تصاویری که رسانهها با روشهای مختلف در ذهن مخاطبانشان ذخیره میکنند، آنها را برای رفتارهای خاصی در برابر رخدادهای جهان بیرون آماده میکند. ![]() به گزارش فارس، هنگام فروپاشی اولین برج از برجهای دوقلوی تجارت جهانی در روز 11 سپتامبر، گزارشگر شبکه خبری «سی بی اس نیوز» آمریکا با هیجان خاصی فریاد میزد: «خدای من، درست مانند فیلمها! تنها فرق ماجرا این است که این صحنهها همگی واقعی هستند.» صحنههای حادثه روز 11 سپتامبر برای بسیاری از مردم آمریکا رخداد تازهای نبود، زیرا آنها از 5 سال پیش از وقوع این حملات حداقل دهها فیلم با مضمون حملههای تروریستی مشاهده کرده بودند که در آنها آمریکا توسط اعراب یا مسلمانان هدف حملات تروریستی قرار گرفته بود. به همین دلیل هنگامی که گزارشهای رسمی و رسانههای جریان غالب آمریکا به فاصلهای کوتاهی پس از 11 سپتامبر سال 2001 عامل این حملهها را مسلمانان معرفی کردند، یک فرد متوسط آمریکایی کار چندان دشواری برای باور کردن رخدادی که کاملا با اطلاعات قبلی و انتظارات وی هماهنگ بودند نداشت. والتر لیپمن، مفسر تلویزیونی انگلیسی ـ آمریکایی در کتاب تأثیرگذار خود با عنوان «افکار عمومی» (1921) (Public Opinion) به شرح اینکه رسانهها چگونه با انباشتن تصاویر گوناگون در ذهن عموم مردم، باورهای آنها را مطابق میل خودشان شکل میدهند، می پردازد. وی در مقدمه این کتاب در مطلبی تحت عنوان «جهان بیرون و تصاویر انباشته در اذهان ما» مینویسد: «تصاویر انباشته شده در اذهان انسانها ـ تصویری که آنها از خودشان، از دیگران، از نیازها و از اهداف و روابطشان دارند ـ باورهای آنها را تشکیل میدهند. تصاویر انباشته شده در اذهان، اغلب اوقات انسانها را به هنگام تعامل با جهان بیرون گمراه میکنند.» به دیگر سخن، لیپمن معتقد است رسانهها ـ به خصوص رسانههای تصویری ـ در ذهن افراد تصاویری انباشته میکنند و سپس آن تصاویر را با تفاسیری و علتهایی همراه میکنند که افراد را «شرطی» میکنند تا هر رویدادی از آن دست را با تفاسیری که به خورد دستگاه ذهنی آنها داده شده است، تعبیر و علّت یابی کنند. ![]() هنگامی که شما بارها تصاویری از هواپیماربایی و حملههای تروریستی را در تصاویر تلویزیونی دیده باشید که مسلمانها عامل آن بودهاند، در جهان خارج نمیتوانید در برابر رویدادی مشابه منصفانه و به دور از تأثیر این القائات ذهنی عمل کنید. ضمن اینکه رسانهها پس از وقوع چنین رخدادی نیز بیکار نخواهند نشست و به تقویت باورهای اولیهای که در اذهان عموم شکل میگیرد، خواهند پرداخت. در زیرمهمترین فنونی که رسانهها با توسل به آنها اقدام به کنترل ذهن مخاطبانشان میکنند را بررسی خواهیم کرد. 1- هراسانگیزی هراس انگیزی به استفاده از ترس و هراس برای اثرگذاری بر عقاید و رفتار دیگران گفته میشود. رسانههای غربی معمولاً در میزان خطری که موضوع مورد تهدید دارد، مبالغه میکنند. «تکرار» این هراسها و القای این نکته که تهدید معرفی شده هر لحظه جان بشریت را تهدید میکند معمولاً الگوی غالبی است که رسانههای غربی در راستای دستیابی به اهداف مورد نظرشان دنبال میکنند. ![]() ![]() نگاهی به یک تبلیغ تلویزیونی بحثانگیز که در خلال انتخابات ریاست جمهوری سال 1964 آمریکا از تلویزیون این کشور پخش شد، نیاز به هرگونه توضیح اضافی برای توضیح نحوه استفاده از این تکنیک را از بین میبرد. این تبلیغ تلویزیونی را ستاد تبلیغاتی «لیدون بی جانسون» ـ نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا ـ تهیه کرده بود. این تبلیغ، با آنکه تنها یک بار از تلویزیون آمریکا پخش شد، به گفته کارشناسان یکی از مهمترین عوامل در پیروزی لیدون بی جانسون در انتخابات آن سال آمریکا بود. در فیلم بالا که بهترین نمونه استفاده از هراسافکنی برای متقاعد کردن مخاطب است، دختر کوچکی دیده میشود که داخل یک چمنزار ایستاده و تعداد گلبرگهای گل آفتابگردانی که جدا میکند را میشمارد. هنگامی که وی به عدد 9 میرسد صدای مردی شنیده میشود که برای پرتاب موشک شمارش معکوس میکند. در صحنه بعد چشمان دختر نشان داده میشود که به شیئی در آسمان خیره میشود. دوربین به داخل زوم میکند تا اینکه مردمک چشم دختر کوچک، کل صفحه تلویزیون را پر میکند و صفحه تاریک میشود. تاریکی صحنه با درخشش نوری به پایان میرسد که با رسیدن شمارش معکوس به صفر همزمان میشود. ابر قارچی شکل بعدی آشکار میکند این درخشش ناشی از انفجار هستهای است. هنگامی که تودههای آتش شدت میگیرند، صدای پرزیدنت جانسون شنیده میشود که میگوید: «اینها چیزهایی هستند که به قمار گذاشته شدهاند: ساخت جهانی که در آن همه کودکان خدا میتوانند زندگی کنند و یا فرو رفتن در قعر تاریکی. ما باید یا همدیگر را دوست بداریم و یا بمیریم.» سپس صدای دیگری شنیده میشود که میگوید: «روز سوم نوامبر به جانسون رأی بدهید. اگر در خانه بمانید چیزهای زیادی از دست میروند.» 2- ترور شخصیت/ اعتبار زدایی از افراد و مکاتب ترور شخصیت، همانطور که در زبان روزمره نیز مورد استفاده قرار میگیرد، تلاش برای لکهدار کردن شهرت شخصی است که استدلالهای خاصی درباره یک موضوع دارد. ترور شخصیت از جمله فنون سفسطه و مغالطه است، زیرا در آن به جای اینکه منطق و نحوه استدلال فرد به چالش کشیده شود، تلاش میشود شخصیت وی هدف حمله قرار گیرد و بر همان اساس، استدلال وی مردود اعلام شود؛ این در حالی است که از لحاظ منطقی این دو فرایند از هم مستقل هستند و حتّی فردی با شخصیت غیرقابل قبول هم میتواند استدلالهایی مطرح کند که صحیح هستند. به نمونه بحث زیر توجه کنید: آدولف هیتلر: این سیاست مالی مناسب نیست، چون کسری بودجه خیلی بالاست. سیاستمدار: من به حرف شما گوش نمیدهم، چون شما هیتلر هستید. با آنکه هیتلر شخصیت موجهی نیست، این موضوع نباید ارتباطی با اعتبار منطقی استدلالهایی که مطرح میکند داشته باشد. رسانهها گاهی از همین فن برای دستیابی به اهدافی که مدنظر دارند استفاده میکنند. نمونه بارز چنین جریانی را میتوان در فرایند رشد جریانی به نام «اسلامهراسی» در رسانههای غربی ـ و به خصوص آمریکایی ـ پس از حوادث 11 سپتامبر مشاهده کرد. در ذهن یک فرد متوسط آمریکایی که همسو با جریانسازی رسانههای جریان غالب میاندیشد، اسلام نوعی اندیشه سیاسی است که تعهد و تلاش اصلیاش تخریب آمریکا از طریق «جهاد» و اجرای قوانین «شریعت» است. 3- بلاگردانی در این روش، هنگامی که ناامنی یا مشکلی به وجود میآید، رسانهها تلاش میکنند یک فرد یا جریان یا گروه را عامل ایجاد تمامی ناملایمات و دشواریها معرفی کنند. نزدیکترین مورد استفاده از این فن برای شکل دادن باور عمومی مردم در سالهای اولیه به قدرت رسیدن اوباما پس از جرج بوش بود. رسانههای جریان غالب آمریکا و خود اوباما در فاصله سالهای 2009 تا 2012 همواره جرج بوش، رئیس جمهور قبل از اوباما را عامل ناملایمات اقتصادی آمریکا معرفی میکردند. در واقع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال جاری نشان داد، استفاده از فن بلاگردانی تا چه حد در شکل دادن باورهای عموم مردم تأثیرگذار بوده است. نتایج نظرسنجیهای به دست آمده از رأیدهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 آمریکا حاوی نکات جالبی بود: با آنکه اکثر رأیدهندگان (حدود 60 درصد) میگفتند مدیریت 4 ساله اوباما کمکی به حل مشکلات آنها نکرده است، آنها باز هم اوباما را به رامنی که محور تبلیغاتش را اصلاح برنامههای اقتصادی اوباما قرار داده بود، ترجیح دادند، زیرا 60 درصد از آنها در نظرسنجیها گفتند بوش عامل اصلی مشکلات آمریکا بوده است. این در حالی است که تحلیلهای اقتصاددانان حاکی از آن بود برخی سیاستهای اوباما نیز در مسائل اقتصادی آمریکا دخیل بودهاند. در این فیلم که مربوط به سال 2009 است اوباما، رئیس جمهور قبل از خودش را در ناملایمات اقتصادی آمریکا دخیل میداند. 4- اشباع: منظور از اشباع این است که یک پیام یا خبر ویژگیهایی داشته باشد که فرد را به گونهای قانع کند که جایی برای شبهه در دستگاه نگرش و ذهن وی باقی نماند. سه عامل میتوانند چنین حالتی در مخاطب اخبار ایجاد کنند: تکرار شدن ایده مورد نظر، فراگیر بودن آن و غیرمتناقض بودن آن. به عبارت دیگر، پیام مورد نظر باید بارها تکرار شود، باید همه جا حاضر باشد و تمامی مفسران باید به صورتی هماهنگ آن را بگویند. نمونههای استفاده از این فن در رسانهها زیاد هستند، اما به عنوان نمونهای از آن میتوان به این ادعا در سال 2001 اشاره کرد که مرتب از رسانههای آمریکا تکرار میشد: صدام دارای سلاحهای کشتار جمعی است. در صورتی که ایدهای به دفعات کافی و از زبان افراد زیادی در مقام کارشناس گفته شود، آن ایده حداقل توسط قشر زیادی از مردم به عنوان حقیقت پذیرفته خواهد شد. 5- سردر گم کردن: این فن بیشتر روی افرادی کارایی دارد که از اعتماد به نفس کمتری برخوردار هستند و خودآگاهی اندکی دارند. در این فن تلاش میشود بحث مورد نظر تعمداً آشفته شود و سپس طوری وانمود شود که منطق مورد نظر خللی ندارد و کسی که نمیتواند با آن موافقت کند، یا از بحث سر در نمیآورد و یا نتوانسته است سیر بحث را دنبال کند. امروزه بسیاری از مخاطبان این رسانهها چنین میپندارند که با استفاده از برنامههای این رسانهها به دنیایی پر رمز و راز پا گذاشتهاند و بنابراین گاه ممکن است از رسانهای که اخبارشان را از آن میگیرند، دفاع هم بکنند. از سوی دیگر، آنها گاه میگویند اکثر مردم مانند آنها فکر میکنند و این موضوع را دلیلی برای صحّت باورهایشان میدانند. با این حال، «کینثیا پلاز» ـ تحلیلگر پایگاه خبری آلترنت ـ نظر جالبی درباره میران قابل اعتماد بودن صحّت اخبار رسانهها بر مبنای تعداد مخاطبانشان دارد؛ او میگوید: «اینکه اکثر مردم مانند من فکر میکنند، بنابراین فکر من درست است را تا آنجا میتوان پذیرفت که بدانیم شرکت رسانهای مردوخ بیش از تمامی رسانههای خبری دیگر مخاطب داشت.» وی میافزاید: «اینکه تعداد زیادی از مردم چیزی را باور دارند، لزوماً دلیلی بر صحّت آن نیست، بلکه نشانهای است که آن ایده یا خبر بازار خوبی پیدا کرده است.» صلوات یا الله |
|||
|
|
۰:۱۰, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام
چون ما همیشه منتظریم یک نفر دیگه این کار رو انجام بده! خودمون رو می کشیم تا یک سنی رو شیعه کنیم ، از آخر از 1000 تا هم یکیش می بینی شیعه نمیشه، در صورتی که من با خارجی ها صحبت کردم ، این قدر راحت میشه شیعه شون کرد! چرا ؟ چون همه ذهنشون پر یک سری مغالطه است ، که اگر یکیش رو بریزی ، بقیه اش مثل دومینو می ریزه! این همه وهابیا می رن خارج کشور وهابی می کنند مسیحی ها رو ، چرا ما نکنیم؟ والا تراژدی عاشورا ، ادعیه زیبای ما ، نهج البلاغه و این ها رو ندارند وهابی ها! ما داریم. یک امام آدم حسابی ندارند! ما 12 تا داریم و .... پسره خارجی ، فکر می کرد ما زن هامون نمی رن دانشگاه ، رانندگی نمی کنند ، بعد براش یک عکس از دانشگاه از توی نت پیدا کردم ، کفش برید دید توی یک کلاس بیشترشون دخترن!
|
|||
|
|
۱۵:۲۹, ۱۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بنام خدای محمد
سلام یه زمانی رضا شاه پدر خودشو درآورد تا چادر رو از سر مردم درآره ولی تونست؟نه نتونست ![]() اما آمریکا چی کار کرد دو تا شبکه ماهواره ای چند تا سایت و مد درست کرد و تونست ؟آره تونست ![]() اگر بی حجابی تمدن است پس حیوانات متمدن ترین موجوداتند (شهید مطهری) در پناه حق
[/b] |
|||
|
|
۱۹:۵۲, ۲۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
من فکر میکنم :
1. هیچ چیزی با زور نتیجه نمیده 2. خودمون تو فرهنگ سازی کم کاری کریم 3. خیلی از اینایی که بی حجاب(بد حجاب) اند فکر میکنن که تو اسلام فقط حجاب بوده(اونایی که تریپ روشنفکری بر میدارن و خودشونو مسلمون نمیدونن) نمیدونن که توی دین زرتشتی ، مسیحی ، یهودی هم حجاب بوده |
|||
|
|
۲۱:۱۸, ۲۰/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
هر اجباری برای انسان باعث طغیان میشه حتی اگه این اجبار به نفع ان انسان باشه
|
|||
|
|
۱۹:۵۶, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
تکرار یکی دیگر از تاکتیک های دشمن است به طوری که در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند؛ تکرار از لحاظ روان شناسی در تشکیل «عادت» بسیار مفید است به ویژه اگر با دقت توام باشد. بدون تکرار، تثبیت و تقویت دقیق تر، «عادت» میسر نخواهد شد.
روش تکرار از قواعد خاصی پیروی می کند زیرا فاصله های تکرار، نباید چنان دراز باشد که سبب محو شدن آثار قبلی شود و نه چندان کوتاه باشد که ملال انگیز و خسته کننده شود. القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تکرار آن از جمله یکی از تاکتیک های مهم دشمن پس از انتخابات ۸۸ بود؛ هزاران سایت اینترنتی همزمان با دهها شبکه تلویزیونی غربی، با «تکرار» دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم، سعی در مخدوش کردن ذهنیت عمومی جامعه ایرانیان و تضعیف اعتماد ملی داشتند که خوشبختانه به هدف نهایی خود نرسیدند. در تاکتیک توسل به ترس و ایجاد رعب، از حربه تهدید و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند. مبالغه یکی دیگر از روش هایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند؛ غربی ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| استراتژی نفوذ و استحاله | مجید املشی | 20 | 7,168 |
۱۲/آذر/۹۱ ۱۰:۳۲ آخرین ارسال: مجید املشی |
|










![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_1.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_1.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_2.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_2.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_3.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_3.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_4.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_4.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_5.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_5.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_6.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_6.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_7.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_7.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_8.gif]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_8.gif)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833112_9.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833112_9.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_10.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_10.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_11.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_11.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_12.png]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_12.png)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_13.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_13.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_15.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_15.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_14.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_14.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_16.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_16.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_17.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_17.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833258_19.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833258_19.jpg)
![[تصویر: download.php?imgf=1325833162_18.jpg]](http://p30upload.com/download.php?imgf=1325833162_18.jpg)
![[تصویر: 13910827000679_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/08/27/13910827000679_PhotoA.jpg)
![[تصویر: 13910827000643_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/08/27/13910827000643_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 13910827000673_PhotoL_V.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/08/27/13910827000673_PhotoL_V.jpg)
![[تصویر: 13910827000655_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/08/27/13910827000655_PhotoL.jpg)

، بعد براش یک عکس از دانشگاه از توی نت پیدا کردم ، کفش برید دید توی یک کلاس بیشترشون دخترن!
![[تصویر: 1x3612_photo585_3.jpg]](http://charghad.ir/images/images/1x3612_photo585_3.jpg)
![[تصویر: lkhqzyk.jpg]](http://faraznews.com/uploads/news/images/1391/11/29/lkhqzyk.jpg)