کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا امامان معصوم اند؟
۲۲:۴۲, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۳ ۱۸:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام.
همه ما با ضرورت وجود امام برای امت و معصوم بودن امام آگاهیم.
امروز یکی از دوستان یک سوال پرسید که به فکر فرو رفتم.
چرا امامان از بدو تولد گناه نمی کنند. از یکی از دوستان دیگر پرسیدم گفتش که خدا به امامان معرفت الهی داده است پس به همین دلیل عاقبت کار ها رو میبینند و گناه نمی کنند .
سوالی که من دارم اینه که چرا خدا به امامان معرفت خودش رو داده ولی به ما نداده؟ یا اگرم داده چرا ما نمی تونیم مثل امامان برخورد کنیم و عاقبت کار ها را ببینیم؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم مثل یک امام بشیم؟
مثال :
" یک بچه نمی دونه که بخاری داغه و تا وقتی بهش دست نزنه، شک و تردید داره و دوست داره که به بخاری دست بزنه. داستان ما هم اینجوریه. "
این کار یک جور پارتی بازی محسوب میشه که خدا چیزی که مایه سعادت هست رو به کسی بده و به کسی نده .

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==

پ.ن ناظر : جواب کامل در این ارسال

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۶:۰۱)حسن.س. نوشته است:  
اساتید بزرگوار بنده یک مثال بزنم از جنبه ی پایین تری از سوال بالا تا بعد به خود سوال اشاره کنم! صفاتی که در مثالم عرض می کنم غلط است اما برای تقریب به ذهن چاره ای نیست.

می شود سوال بالا را طور دیگری پرسید که چرا مثلا فلانی عقل بالایی دارد (مثلا اگر شاخص را 100 بگریم عقلش 99 است اما من مثلا 50 است) یا چرا فلانی مهربان است (مثلا 99 است در مهربانی و من 50 هستم) ولی من اینگونه نیستم؟ آیا این عدالت است؟

ببینید استاد گرامی آقا محمد هادی یک نکته ی اساسی را گفتند ولی چون کمی فلسفی فرمودند شاید خوب فهم نشد؛ من کمی شرحش می دهم شاید درست ادراک شود:

خوب عنایت کنید شما چه هستید؟ شما مجموع آنچه که به شما داده شده هستید. خوب بفهمید من چه عرض می کنم:مثلا آقای KOl برابر است= با 70 قسمت عقل+ 80 قسمت مهربانی+ 50 قسمت شجاعت+..... حالا اگر در یکی از این قسمت بندی ها مثلا در عقل بشود 80 دیگر اصلا آقای KOl نيست بلكه مثلا آقای GOl است. خوب دقت کنید چه می گویم. اگر همه بگویند چرا ما همه مثل معصومین ع نیستیم آن وقت فقط یک نفر بیشتر در عالم نبود آن هم معصوم بود. دیگر بقیه نبودند. متوجه هستید؟! مثلا اگر مثلث به مربع اعتراض کند که چرا من یک ضلع کمتر از تو دارم و این عدالت خدا را زیر سوال می برد جوابش این است که اگر تو یک ضلع دیگر داشتی دیگر تویی به اسم مثلث وجود نداشت که اصلا اعتراض کند. خوب بفهم مثلث جان!

[تصویر: SquareToTriangle.gif]
حالا بالعکس این تفکر چه است که در بعضی از امثال ما دیده می شود؟ اینکه ما یک چیزی هستیم و بعد عقل و شجاعت و غیره به ما افزوده می شود. این غلط است. ما همان مجموع این ها هستیم. اگر همه بخواهند عقلشان مثل معصوم باشد و شجاعتشان مثل معصوم همه می شوند معصوم و تنها یک نفر در دنیا حاصل می شود و آن معصوم است. فقط یک نفر و تمام. دیگر نمی شود 7 میلیارد نفر!

اینکه می گویند ما در عالم ذر همینطور که هستیم از خدا خواستیم ما را خلق کند مقصود همچنین چیزی که گفتم. حالا فقط می شود یک اعتراض نمود که خدایا چرا من را خلق کردی؟ مولوی خوب می فرمایند: ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو نا گفته ی ما می شنود. شاید کسی جواب دهد ما خودمان خواستیم؟ بعد یکی اعتراض کند اصلا مایی نبودیم که بخواهیم بگوییم ما را خلق بفرما. اعتراضش بد نیست ولی من از مثلا آقای KOl می پرسم شما حقیقتا می خواستید اصلا نباشید یا حداقل به همین شکلی که هستید باشید؟ اگر بگویید دوست داشتم طور دیگر باشم اونوقت عرض می شود که جوابش را در بالا دادم. آن طور دیگر اصلا شما نبودید. بلکه مثلا آقای ایکس متولد سال 1246 در غرب اصفهان می شد! دیگری شمایی نبودید. شاید برای کسی که زندگی اش مثل یزید شده بگوید که نه من چرا باید می خواستم که باشم و یزید بشوم و امام حسین ع را را بکشم. اما من عرض می کنم این یزید همین یزید بودنش را می خواسته! کمی توضیحش اشراقی است؛ علامه حسن زاده یک مثال خوبی می زدند؛ می فرمودند (مضمون):" می شود مثلا پنجره اعتراض کند که چرا من پنجره هستم؟! آخر وقتی خانه بنا می شود جزوه ذاتش پنجره است، این که اعتراض ندارد." حقیقتا هم بودن ما در عالم ذاتی عالم است و یواشکی می گویم اصلا دست خدا هم نبوده! اقتضای ظهور او این عالم بوده است چون خودش را ظاهر نموده است و خودش را هم که خودش خلق نکرده است. پس اصلا جای اعتراض به خدا هم نیست!!!! دیگر کار خیلی دارد ناجور می شود تمامش کنم (فقط عرض کنم این ها که گفتم جنبه ی تکوینی عالم بود نه تشریعی. یک وقت اشتباه نشود و بگوییم که چون شر ذاتی عالم ماده است پس شخصی که مصداق آن می شود مجبور است. سخنم این بود که حقیقت شر در عالم ماده-مثل قاتل امام حسین ع بودن- ذاتی آن است ولی اینکه شخصی این قاتل بودن را انتخاب می کند به اختیار خداوند کاملا مختار است و با جبر و این ها اصلا اشتباه نشود. اینجا همان بحث امر بین امرین است؛ در اینجا طی چندین ارسال با جناب دیدگاه نوین بحث خوبی در این باره داشتیم.)....

نمی دانم مبهم تر شد یا بهتر شد؟Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، محمدهادی ، نورالسادات ، Eve ، Anti gods

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۱, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۴:۰۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #21
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۲:۱۳)Bidel.s نوشته است:  من متوجه نشدم
یعنی ما هم بودیم
اونها هم بودن
بعدش چون اون ها به توحید اقرار کردن، خداوند اونا رو ولی قرار داد و تکریم کرد؟
خوب ما چه مرگمون بوده که قبل از اونا به توحید اقرار نکردیم؟


بله، ما هم بودیم

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)

و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏ دهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم


امام صادق (عليه السلام) می فرمایند که : بعضى از ذريّه‏ ى آدم در عالم ذرّ به زبان اقرار كردند، ولى ايمان قلبى نداشتند.


اینکه اون موقع چرا نتونستم زود اقرار کنم رو نمی دونم، ولی اینو می دونم که همین الان الان حق کاملا روشن و واضحه و بر من ارائه شده ولی یه جاهاییش رو قبول نمی کنم، یا اینکه گاهی اوقات فراموشش می کنم :
گناه می کنم، حلال رو حرام و حرام رو حلال می کنم و ... با اینکه می دونم و علم هم دارم. الان چی؟ الان چرا این کار رو می کنم؟؟
به قول حدیث امام صادق، ایمانمون هنوز به مرحله ی یقین قلبی 100 درصدی نرسیده.

14 معصوم از کسانی بودند که اول به ربوبیت و وحدانیت خدا اقرار کردند، ولی این به این معنی نیست، که من دیگه نمی تونم به مقامات بالا برسم.
نمونش هم جناب سلمان (علیه الرحمه) که به مقام " منا اهل البیت " رسید.



.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، السا ، mahdy30na ، رکن الهدی
۱۲:۵۲, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #22
آواتار
من کلا نفهمیدم. یعنی اونایی که آخر اقرار کردند آدم بدی شدند؟ اصلا با توجه به این چیزی که گفتید پیامبر و امام قبل از اینکه به دنیا بیان اهل بهشت بودند و این نامردی محسوب میشه. ما باید اینجا جون بکنیم که نریم جهنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۱, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #23
آواتار
نقل قول:اینکه اون موقع چرا نتونستم زود اقرا کنم رو نمی دونم، ولی اینو می دونم که همین الان الان حق کاملا روشن و واضحه و بر من ارائه شده ولی یه جاهاییش رو قبول نمی کنم، یا اینکه گاهی اوقات فراموشش می کنم :
گناه می کنم، حلال رو حرام و حرام رو حلال می کنم و ... با اینکه می دونم و علم هم دارم. الان چی؟ الان چرا این کار رو می کنم؟؟
به قول حدیث امام صادق، ایمانمون هنوز به مرحله ی یقین قلبی 100 درصدی نرسیده.
خوب
تا اینجا رو قبول دارم
حالا به من بگید
چی باعث شد که من در عالم ذر به یقیین درجه 100 نرسم ولی اونا رسیدن؟
فعلا همین سوال رو پاسخ بدین چون جواب این سوال پاسخ سوال بعدی من هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol
۱۳:۵۶, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۴:۰۳ توسط Mehrdad.IV.)
شماره ارسال: #24

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۳:۲۱)Bidel.s نوشته است:  خوب
تا اینجا رو قبول دارم
حالا به من بگید
چی باعث شد که من در عالم ذر به یقیین درجه 100 نرسم ولی اونا رسیدن؟
فعلا همین سوال رو پاسخ بدین چون جواب این سوال پاسخ سوال بعدی من هست

پنج روح برتر و عظیم الشان که جزو اولین نور هایی بودند که خداوند خلق نمود. محمد علی فاطمه حسن و حسین هستند.

و این هم بر میگرده به زمانی که هنوزهیچ چیز خلق نشده بود و همه چیز دودی بیش نبود و ابتدا ذرات ایجاد شدند. خداوند طبق ایات قران به ذرات میفرماید: به سوی من بشتابید و عده ای از ذرات از روی شوق میشتابند و عده ای از ذرات از روی اکراه (دقیقا طبق ایات خود قران) چون این بحث برای رسیدن به نقطه نهایی حتی نیاز به مکاشفه هم داره تا بتونید دقیق تر این مفهومات رو درک کنید.

ولی عملا اینقدر دنیای امروز در زندگی دروغین و سرشار از موارد دنیایی پر شده که کلا اسم معنویت میاد همه خیال میکنن یه چیز غریبی هست. در حالیکه مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها ده برابر یک جوان امروزی از معنویت سر در میاوردن همچنین نسل های قبل اونا.

خود ذراتی که با شوق قبول کردن اولین نفری که خداوند رو تسبیح کرد ذرات روح حضرت محمد بودند و دومین نفر امیرالمومنین علی بود. دقیقا همانند زمانی که روی زمین حضرت امیر المومنین دومین نفری بود که اسلام اورد!

ما هم اونجا بودیم و دیدیم اما هیچکدوم جلو نرفتیم. دلیلش خیلی چیزا میتونه باشه.

و خداوند چندین هزار سال طبق سال معنوی به حضرت محمد آموزش داد و امتحانش کرد. پس فقط محمد هست که میتونه حتی از ملا اعلی هم بالاتر بره جایی که جبرییل و روح القدس هم نمیتونن برنچون نابود میشن!

اینجا نشون داده میشه که حضرت محمد نور اعلی داشته و با جسم تونسته به اون مرحله از عظمت برسه و دارای مقام های عظیم و منازل و مراتب هست. و حضرت محمد بار ها اعلام کرده که من و علی از یک نور هستیم. امامان 12 گانه نور هستند. ذره ای نا پاکی درشون وجود نداره. فوق العاده مهربان و فوق العاده دارای رایحه الهی. اونها نور خالص الله تعالی هستند.

ولی ما ها همگی آلوده شدیم ما سیاه وکور هستیم. همچنان که امام صادق میگه زمانی که هابیل قابیل رو کشت قبلش کسی نمیدونست کشتن چی هست! حتی حیوانات هم یادگرفتن و هم دیگه رو کشتن. اینکه بعد از اومدن حضرت حجت همه اولیا میشن و حتی حیوانات هم دیگه یکدیگر رو شکار نمیکنن و دنیا میشه مثل زمان قبل از کشته شدن هابیل و دنیا بهشت میشه و همگان به سعادت میرسن. شما در این دنیا فرصت دارید تزکیه کنید وبه مقامات بالا برسید زیر نظر امامان اما به قدری سر همه ما گرم زندگی هست و به قدری بدن ما ضعیف شده که با روح نمیتونه رابطه مستقیم داشته باشه. اگه نماز میخونیم و لذت نمیبرید یعنی مشکل اساسی داریم!

چون محمد و علی جزو اولین نفراتی بودند که قبول کردن وقتی اونا قبول کردن تازه ما اومدیم جلو پس باید محمد و علی به ما آموزش بدن در غیر این صورت ما به مشکل میخوریم. جوری که حضرت محمد میگه همه پیامبران با کمک ما پیامبری کردن جوری که حتی کشتی نوح بدون محمد علی فاطمه حسن وحسین قابل حرکت کردن نیست و این 5 تن به قدری بالا رفتن که بالاتر از روح القدس در کنار عرش الهی جای دارند و وظیفه شون گرفتن دست ما و اوردن ما در کنار خودشونه.

مطالعات عظیمی باید انجام بدیم خودتون کتاب های زیادی باید بخونید همچنین خوندن نماز شب کم کم شما رو به این مفهوم میرسونه. اینجوری نیست که من الان بیام همه چیز روبگم. میتونم بیام همه چیز رو بگم اما نمیدونم لیوان درک شما چه قدر هست و ایا کم کم باید بهش اطلاعات داد یا اگه همه رو با هم بدیم شما مشکلی داره یا نداره.

حتی ذکرگفتن فرشتگانومرسلات اسمان ها و ....همه زیر نظر محمد و علی انجام شده. چون کسی بلد نبودچگونه ذکر بگه اولین نفراتی که تسبیح الله تعالی را گفتند محمد و علی و فاطمه وحسن و حسین بودند و بقیه مخلوقات با وجود اینها شروع به ذکر گفتن کردند.

حالا کم کم بعد از تحقیقات براتون واضح میشه که قضیه چیه و اینکه میگیم یک عده دروغین ذکر میگفتن مثل ابلیس چیه.

ابلیس در واقع به 5 تن حسادت کرد چون اون اسما و نام هایی که خداوند طبق قران به حضرت آدم آموخت نام ها و ارکان 5 روح مقدس بود که حتی فرشتگان هم نمیتونستد درک کنن. متاسفانه درک ما از امامان خیلی پایینه مخصوصا از حضرت محمد که واقعا هیچی از ایشون نمیدونیم.

کل جنگ های ایشون 30 روز نبوده اما همه درباره جنگ های ایشون میدونن و درباره کار های دیگه کسی خبری نداره.

جدا از این حرف ها گره مشکلات این دنیا فقط توسط آخرین حجت خدا قابل باز شدنه. چون نه تنها شما بلکه هیچکس زندگی واقعی رو در خاطرش نیست! زندگی واقعی و پدر واقعی 12 امامان مخصوصا آخرین حجت خدا هست. بدون امام این دنیایی که الان توشیم ارزشی نداره و کم کم تبدیل به جهنم میشه. چون مردم نمیتونن کامل حق رو از باطل تشخصی بدن و بدون امام کسی به سعادت نمیرسه. فقط امام هست که میتونه همه چیز رو درست کنه و وقتی اخرین حجت خدا بیاد همه تازه خدا رو مشناسن. شاید الان ما 1 درصد از وجود الهی الله تعالی رو هم درک نکنیم! اما اون زمان همه چیز برای مردم قابل فهم میشه زیر نظر تعلیمات امام و دنیا بهشتی عظیم میشه جوری که همه مردم جزو اولیا میشن. دقیقا همون دنیایی که قبل از کشته شدن هابیل بود!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، آسمانه سجادی ، مجتبی110
۱۴:۱۲, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۶/آبان/۹۳ ۱۳:۵۶)Mehrdad.IV نوشته است:  پنج روح برتر و عظیم الشان که جزو اولین نور هایی بودند که خداوند خلق نمود. محمد علی فاطمه حسن و حسین هستند.

و این هم بر میگرده به زمانی که هنوزهیچ چیز خلق نشده بود و همه چیز دودی بیش نبود و ابتدا ذرات ایجاد شدند. خداوند طبق ایات قران به ذرات میفرماید: به سوی من بشتابید و عده ای از ذرات از روی شوق میشتابند و عده ای از ذرات از روی اکراه (دقیقا طبق ایات خود قران) چون این بحث برای رسیدن به نقطه نهایی حتی نیاز به مکاشفه هم داره تا بتونید دقیق تر این مفهومات رو درک کنید.

ولی عملا اینقدر دنیای امروز در زندگی دروغین و سرشار از موارد دنیایی پر شده که کلا اسم معنویت میاد همه خیال میکنن یه چیز غریبی هست. در حالیکه مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها ده برابر یک جوان امروزی از معنویت سر در میاوردن همچنین نسل های قبل اونا.

خود ذراتی که با شوق قبول کردن اولین نفری که خداوند رو تسبیح کرد ذرات روح حضرت محمد بودند و دومین نفر امیرالمومنین علی بود. دقیقا همانند زمانی که روی زمین حضرت امیر المومنین دومین نفری بود که اسلام اورد!

ما هم اونجا بودیم و دیدیم اما هیچکدوم جلو نرفتیم. دلیلش خیلی چیزا میتونه باشه.

و خداوند چندین هزار سال طبق سال معنوی به حضرت محمد آموزش داد و امتحانش کرد. پس فقط محمد هست که میتونه حتی از ملا اعلی هم بالاتر بره جایی که جبرییل و روح القدس هم نمیتونن برنچون نابود میشن!

اینجا نشون داده میشه که حضرت محمد نور اعلی داشته و با جسم تونسته به اون مرحله از عظمت برسه و دارای مقام های عظیم و منازل و مراتب هست. و حضرت محمد بار ها اعلام کرده که من و علی از یک نور هستیم. امامان 12 گانه نور هستند. ذره ای نا پاکی درشون وجود نداره. فوق العاده مهربان و فوق العاده دارای رایحه الهی. اونها نور خالص الله تعالی هستند.

ولی ما ها همگی آلوده شدیم ما سیاه وکور هستیم. همچنان که امام صادق میگه زمانی که هابیل قابیل رو کشت قبلش کسی نمیدونست کشتن چی هست! حتی حیوانات هم یادگرفتن و هم دیگه رو کشتن. اینکه بعد از اومدن حضرت حجت همه اولیا میشن و حتی حیوانات هم دیگه یکدیگر رو شکار نمیکنن و دنیا میشه مثل زمان قبل از کشته شدن هابیل و دنیا بهشت میشه و همگان به سعادت میرسن. شما در این دنیا فرصت دارید تزکیه کنید وبه مقامات بالا برسید زیر نظر امامان اما به قدری سر همه ما گرم زندگی هست و به قدری بدن ما ضعیف شده که با روح نمیتونه رابطه مستقیم داشته باشه. اگه نماز میخونیم و لذت نمیبرید یعنی مشکل اساسی داریم!

چون محمد و علی جزو اولین نفراتی بودند که قبول کردن وقتی اونا قبول کردن تازه ما اومدیم جلو پس باید محمد و علی به ما آموزش بدن در غیر این صورت ما به مشکل میخوریم. جوری که حضرت محمد میگه همه پیامبران با کمک ما پیامبری کردن جوری که حتی کشتی نوح بدون محمد علی فاطمه حسن وحسین قابل حرکت کردن نیست و این 5 تن به قدری بالا رفتن که بالاتر از روح القدس در کنار عرش الهی جای دارند و وظیفه شون گرفتن دست ما و اوردن ما در کنار خودشونه.

مطالعات عظیمی باید انجام بدیم خودتون کتاب های زیادی باید بخونید همچنین خوندن نماز شب کم کم شما رو به این مفهوم میرسونه. اینجوری نیست که من الان بیام همه چیز روبگم. میتونم بیام همه چیز رو بگم اما نمیدونم لیوان درک شما چه قدر هست و ایا کم کم باید بهش اطلاعات داد یا اگه همه رو با هم بدیم شما مشکلی داره یا نداره.

حتی ذکرگفتن فرشتگانومرسلات اسمان ها و ....همه زیر نظر محمد و علی انجام شده. چون کسی بلد نبودچگونه ذکر بگه اولین نفراتی که تسبیح الله تعالی را گفتند محمد و علی و فاطمه وحسن و حسین بودند و بقیه مخلوقات با وجود اینها شروع به ذکر گفتن کردند.

حالا کم کم بعد از تحقیقات براتون واضح میشه که قضیه چیه و اینکه میگیم یک عده دروغین ذکر میگفتن مثل ابلیس چیه.

ابلیس در واقع به 5 تن حسادت کرد چون اون اسما و نام هایی که خداوند طبق قران به حضرت آدم آموخت نام ها و ارکان 5 روح مقدس بود که حتی فرشتگان هم نمیتونستد درک کنن. متاسفانه درک ما از امامان خیلی پایینه مخصوصا از حضرت محمد که واقعا هیچی از ایشون نمیدونیم.

کل جنگ های ایشون 30 روز نبوده اما همه درباره جنگ های ایشون میدونن و درباره کار های دیگه کسی خبری نداره.

جدا از این حرف ها گره مشکلات این دنیا فقط توسط آخرین حجت خدا قابل باز شدنه. چون نه تنها شما بلکه هیچکس زندگی واقعی رو در خاطرش نیست! زندگی واقعی و پدر واقعی 12 امامان مخصوصا آخرین حجت خدا هست. بدون امام این دنیایی که الان توشیم ارزشی نداره و کم کم تبدیل به جهنم میشه. چون مردم نمیتونن کامل حق رو از باطل تشخصی بدن و بدون امام کسی به سعادت نمیرسه. فقط امام هست که میتونه همه چیز رو درست کنه و وقتی اخرین حجت خدا بیاد همه تازه خدا رو مشناسن. شاید الان ما 1 درصد از وجود الهی الله تعالی رو هم درک نکنیم! اما اون زمان همه چیز برای مردم قابل فهم میشه زیر نظر تعلیمات امام و دنیا بهشتی عظیم میشه جوری که همه مردم جزو اولیا میشن. دقیقا همون دنیایی که قبل از کشته شدن هابیل بود!


نوشته شما سرشار از ماتریالیسم هستش

اون نوری که از پنج تن خلق شده ربطی به ماده نداشته


اون حدیث از امام صادق هم قطعا جعلیه

از کجا آوردید؟

قبل از خلقت آدم نسل های مختلفی از موجودات بودند که یک سریشون گوشتخوار بودند و با کشتن غذای خودشون رو تهیه می کردند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol ، رکن الهدی ، مجتبی110
۱۴:۱۴, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #26
آواتار
ببینید بچه ها!
شنیدین که میگن انسان موجودیست مختار؟
اما من که کشورم و پدر و مادرم و قد و رنگ چشما و پوستم رو خودم انتخاب نکردم که.
پس من موجود کاملاً مختاری نیستم.
آره؟
جوابش اینه که نه!
انسان موجودیست 100% مختار.
از اینجا به بعد رو به صورت داستان میگم.
یه روزی خدا همه چیز رو یک جا جمع کرد.
از میز و صندلی گرفته تا پیغمبران و ماها رو.
از سگ و خوک گرفته تا ملائکه رو.
بعد از همه مون پرسید من کیم؟!
یکی زودتر از همه داد زد "خدای یکتا" و معما چو حل گشت آسان شود.
بقیه هم داد زدن "خدای یکتا".
اما چرا اون یکی زودتر داد زد؟
چون توی همون دنیا هم فهمید که زیبایی خدا با زیبایی دنیا قابل قیاس نیست و همونجا چشمشو به دنیا بست.
پس حواسش به بغل دستی و آسمون و حیوانات و ... نبود.
اون تصمیم گرفت با چشماش فقط خدا رو ببینه و با گوشاش فقط صدای خدا رو بشنوه.
اما همونجا ما حواسمون به میز و صندلی و بغلی و جک و جونورا بود.
اما خوب،...
بلاخره دیر یا زود، ما هم جواب دادیم دیگه.
خدا گفت اگه بذارمتون یه جایی که کاری به کارتون نداشته باشم و جلوی چشمتون نباشم، بازم منو میپرستین؟
این بار بدون معطلی همه گفتیم "بله".
خدا همون جا توی دل همه مون رو داشت رصد میکرد.
میدید که بعضی هامون تو دلمون اینه که بذار از جلوی چشم خدا دور بشیم، این برلیانه و این زنه و این خونه هه رو من برمیدارم.
یه میز هم گذاشت اونجا و گفت برید انتخاب کنین که میخواین شرایط زندگیتون چی باشه.
ماها خودمون رفتیم و کشور و زمان و پدر و مادرمون رو انتخاب کردیم.
بعضی ها به خاطر این که یکی زودتر از همه جواب داده بود و خودش رو برای خدا شیرین کرده بود، ازش کینه گرفتن.
اگه این کینه رو اعلام کردن که به صورت سگ و خوک ظاهر شدن.
اما اونایی که حرف دلشون رو به زبون نیاوردن، قرار شد که بیان به این دنیا واسه امتحان.
ماها از اون شاگردی که اول از همه جواب داد، خوشمون اومد.
گفتیم باریک الله.
عجب حواسی داشت.
همینطور که خدا گزینه ها رو روی میز گذاشته بود تا مخلوقات انتخابشون کنن، این شاگرد اوله، سخت ترین قوم رو انتخاب کرد.
سخت ترین روزگار رو انتخاب کرد.
توی این شاگرد زرنگا، یکیشون بود که همه مصائب رو با هم انتخاب کرد.
یعنی اگه دست فرعون وقتی خواست به ساره بخوره، سنگ شد، انتخاب کرد که دست نجسی به ناموسش بخوره که اسلام زنده بمونه.
به قول یه بنده خدایی بلایی که سر کل انبیا نیومد، سر امام حسین (علیه السلام) به تنهایی اومد.
چاقویی که گلوی اسماعیل رو نبرید، گلوی حسین (علیه السلام) رو برید.
حسین (علیه السلام) تمام سختی ها رو انتخاب کرد.
خدا ته دلش رو هم دید که دروغ نمیگه.
لذا این 14 تن که همگی مشابه هم بودن، به مقام معصومیت رسیدن.
یعنی خدا ته دل اینا رو دید که کوچکترین بدی ای راه نداره.
لذا مقام معصومیت اعطایی نبوده. خودشون تو عالم ذر کسب کردن.
حالا چرا یادمون نمیاد؟
چون اگه یادمون میومد همچنان میتونستیم نفاق پیشه کنیم.
باااید یادمون بره اون جا چه تفکراتی داشتیم تا این دنیا بتونیم امتحان بشیم.
خودمون با اختیار خودمون انتخاب کردیم که تمام حواسمون به خدا نباشه و شاید کمی هم ترسیدیم از انتخاب همه سختی ها واسه این که خدا پرستیده بشه.
خلاصه این که دلمون خالص خالص نبود.
اما همین که توی اینجور جمع ها میایم و دنبال حقیقتیم یعنی درصد خلوصمون بالا بوده.

پ.ن:
این داستانی است قابل باور برای من که با شنیدن آیات و روایات برای خودم ساختم.
ممکنه جاهاییش ایراد داشته باشه که بهتر از همه فکر کنم مصباح جان میتونه درستش کنه.
اما به نظرم برای روشن کردن کلیت ماجرا توی ذهن داستان خوبیه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، Anti gods ، Eve
۱۴:۱۴, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #27
آواتار
نقل قول:این سوال رو از خودمون باید پرسیم

چرا ایمانمون به این درجه نرسید؟؟

تو وجودمون چی بوده؟ چی هست؟؟

یعنی جوابش رو نمی دونیم دیگه؟ من هم قبول دارم. جوابش رو نمی دونیم
اما بالاخره یه عاملی این وسط دخیل بوده
من اسم این عامل رو می گذارم X
نمی دونم X چیه ولی باعث عدم یقین من و یقین معصومین شد.
حالا این X به چی دلیل باعث عدم یقین من و یقین معصومین شد؟
یه لحظه نگاه کنید
من دارم شما ره به «زنجیره» معرفی می کنم
عامل عدم یقین من X بوده(حالا فرض بگیریم اختیار)
عامل X هم Y بوده
عامل Y هم Z بوده
عامل Z هم ...
مگه سرچشمه تمام هستی، علت هاش و سرچشمه ذات ها خدا نیست؟
انتهای این زنجیره خداست که یه در عاملی به اسم A دخیل بوده
یعنی هر چی بالا بریم و پایین بیایم
خدا در معصوم شدن پیامبر و در معصوم نشدن من دخیل بوده
این با عدالت در تناقض نیست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol
۱۴:۳۷, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #28
آواتار
نقل قول:ابلیس در واقع به 5 تن حسادت کرد
منم بودم حسادت میکردم.

نقل قول:یه روزی خدا همه چیز رو یک جا جمع کرد.
از میز و صندلی گرفته تا پیغمبران و ماها رو.
از سگ و خوک گرفته تا ملائکه رو.
بعد از همه مون پرسید من کیم؟!
یکی زودتر از همه داد زد "خدای یکتا" و معما چو حل گشت آسان شود.
بقیه هم داد زدن "خدای یکتا".
اما چرا اون یکی زودتر داد زد؟
چون توی همون دنیا هم فهمید که زیبایی خدا با زیبایی دنیا قابل قیاس نیست و همونجا چشمشو به دنیا بست.
پس حواسش به بغل دستی و آسمون و حیوانات و ... نبود.
اون تصمیم گرفت با چشماش فقط خدا رو ببینه و با گوشاش فقط صدای خدا رو بشنوه.
اما همونجا ما حواسمون به میز و صندلی و بغلی و جک و جونورا بود.
اما خوب،...
بلاخره دیر یا زود، ما هم جواب دادیم دیگه.
خدا گفت اگه بذارمتون یه جایی که کاری به کارتون نداشته باشم و جلوی چشمتون نباشم، بازم منو میپرستین؟
این بار بدون معطلی همه گفتیم "بله".
خدا همون جا توی دل همه مون رو داشت رصد میکرد.
میدید که بعضی هامون تو دلمون اینه که بذار از جلوی چشم خدا دور بشیم، این برلیانه و این زنه و این خونه هه رو من برمیدارم.
یه میز هم گذاشت اونجا و گفت برید انتخاب کنین که میخواین شرایط زندگیتون چی باشه.
ماها خودمون رفتیم و کشور و زمان و پدر و مادرمون رو انتخاب کردیم.
بعضی ها به خاطر این که یکی زودتر از همه جواب داده بود و خودش رو برای خدا شیرین کرده بود، ازش کینه گرفتن.
اگه این کینه رو اعلام کردن که به صورت سگ و خوک ظاهر شدن.
اما اونایی که حرف دلشون رو به زبون نیاوردن، قرار شد که بیان به این دنیا واسه امتحان.

ما دست خدا عین اسباب بازی هستیم یا یک فیلم سینمایی؟ اینو کی قبول داره؟ هر کی مخالفت کنه سگ و خوک میشه :|
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۱, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۷:۲۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #29
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۴:۱۴)Bidel.s نوشته است:  یعنی جوابش رو نمی دونیم دیگه؟ من هم قبول دارم. جوابش رو نمی دونیم

شما رو نمی دونم، ولی من تو خودم می تونم بگردم ببینم دلیلش چی بوده. می تونم بر اوضاع و شرایط فعلیم تطبیق بدم ببینم چی بوده، تو وجود خودم پیداش کنم

این نتیجه ی مولفه ای که شما گرفتید جبر محضه و برای من هیچ اختیاری نیست.
یعنی چی که یه چیز دخیل بوده؟؟؟
الان بین من و همون جناب سلمان که گفتم، چه عاملی دخیل بوده که باعث شده ایشون تا مقام اهل البیتی بالا بره؟؟ (این مثال رو می گم که قابل لمس تره)
الان باید بگم حضرت سلمان نظر کرده بوده یا خودش باعث شده که نظر کرده شه؟؟

نقل قول:من اسم این عامل رو می گذارم X
نمی دونم X چیه ولی باعث عدم یقین من و یقین معصومین شد.
حالا این X به چی دلیل باعث عدم یقین من و یقین معصومین شد؟
یه لحظه نگاه کنید
من دارم شما ره به «زنجیره» معرفی می کنم
عامل عدم یقین من X بوده(حالا فرض بگیریم اختیار)
عامل X هم Y بوده
عامل Y هم Z بوده
عامل Z هم ...
مگه سرچشمه تمام هستی، علت هاش و سرچشمه ذات ها خدا نیست؟
انتهای این زنجیره خداست که یه در عاملی به اسم A دخیل بوده
یعنی هر چی بالا بریم و پایین بیایم
خدا در معصوم شدن پیامبر و در معصوم نشدن من دخیل بوده
این با عدالت در تناقض نیست؟

طبق این زنجیری که شما ترسیم کردید، هیچ چیز با اراده و اختیار من اتفاق نیفتاده و همه از روی جبر عمل کردیم
یه جا رو درست گفتی. خدا اینجا قبل از گرفتن عهد از ما، یه چیز رو داده، منتهی نه به یه عده ی خاص. به کل مخلوقات :

خداوند استعداد و آمادگی فهم و شناخت ربوبیّت و توحید رو به همه داده.
یعنی هم در نهاد و فطرتشون این سرّ الهی به صورت یک حس درون ذاتی به ودیعه گذاشته شده و هم در عقل و خردشون به صورت یک حقیقت خود آگاه.

پس انسانها هیچ وقت از این پیمان و شناخت غافل نبودند و نیستند و همگی بر اساس میزان ایمانی که به شناختشون داشتن عمل کردن.

اینم بگم که دونستن و علم داشتن، همیشه به معنی ایمان داشتن نیستش. نمونه ی بارزش هم شیطان که علم به خداوند و افعالش داشت، ولی همون اول، بنای ناسازگاری گذاشت.

.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، Bidel.s ، آسمانه سجادی ، m.hossein
۱۵:۳۷, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۳ ۱۵:۴۰ توسط Mehrdad.IV.)
شماره ارسال: #30

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۴:۱۲)عبدالرحمن نوشته است:  نوشته شما سرشار از ماتریالیسم هستش

اون نوری که از پنج تن خلق شده ربطی به ماده نداشته


اون حدیث از امام صادق هم قطعا جعلیه

از کجا آوردید؟

قبل از خلقت آدم نسل های مختلفی از موجودات بودند که یک سریشون گوشتخوار بودند و با کشتن غذای خودشون رو تهیه می کردند

خلقت 5 تن جزو اولین خلقت های الهی هست. کسی که اینو ندونه کلا خارج این مباحث هست. منابع اش هم زیاده.

اون دوره ای که شما داری میگی روی زمین گوشت خواری بود برای قبل از خلقت انسان هست که جن ها روی زمین زندگی میکردن و توضیح در موردش از حوصله این مطلب خارجه. بعد از اینکه جنیان از زمین خارج شدن دوباره زمین پاک شد از همه شیاطین و....

در ضمن اون نور 5 تن هیچ ربطی به ماده نداره من نمیدونم شما چی میگی! منظور من این بودکه پیامبر با جسم خودش معراج کرد.

قضیه خلقت 5 تن خیلی والاتر و قبل از از همه این جریانات هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا