|
در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)
|
|
۱۲:۱۲, ۱۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان، الوعده وفا، همونطور که قول داده بودم پستِ در سایه سار وحی با محوریت قرآن مجید ایجاد شد.
و به قول محمدِ عزیز، سعی میشه نابترین معارف در باره قرآن مجید، در اون ارائه بشه به کمک دوستان البته حساسیت کار در این بخش بسیار بالاست دوستانی که انشا الله میخواهند در این پست مطلب بگذارند خواهشاً مختصر و مفید باشه در بسیاری از مواقع 14 معصوم علیهما سلام در ذیل آیات شریفه روایاتی رو ذکر کرده اند و توضیحاتی از سوی خود ائمه درباره آیه ارائه شده که دوستان حتی الامکان از این روایات هم در توضیح آیات شریفه استفاده کنند بعلاوه پیشنهاد اکیدِ حقیر، بر استفاده دوستان از تفسیر گرانسنگ المیزان است برای توضیح دادن روایات و تفسیر اونها همچنین باز تاکید میکنم سعی کنید ناب ترین مطالب رو ارائه بدید از نظر حقیر مهمترین معیار ناب بودن اینه که اون آیه و مطلب بر روی خود نویسنده ی مطلب اثر ویژه و ملموسی داشته باشه و برای خود نویسنده در درجه اول بسیار مفید و کاربردی بوده باشه اولین آیه ای رو که تقدیم دوستان میکنم یکی از آیاتی هست که خود من بسیار از اون لذت بردم و استفاده کردم: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177- بقره) نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقهاى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مىكند نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد و پیمان خود وفا مىكنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، صبر و استقامت به خرج مىدهند اينها كسانى هستند كه راست مىگويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران! (177) شأن نزول آیه همانطور که در پرانتزِ توضیحات معنای آیه هم آمده واقعه ی برگشتن قبله از بيت المقدس بسوى كعبه و جدال و بگو مگو بسيار یهودیان متکبر و مسیحیان و مسلمین در این باره هست که خیلی این بُعدش مورد نظر حقیر نیست. در شأن این آیه شریفه رسول اکرم صلوات الله علیه می فرمایند: هر كس باين آيه عمل كند ايمان خود را به كمال رسانده باشد. (4- تفسير صافى ج 1 ص 161) این آیه بسیار آیه فوق العاده ای است و مراتب ایمان در این آیه مرحله به مرحله ذکر شده ایمان در نازلترین درجه اون از اعتقاد به خدا آغاز میشه و اعتقاد به آخرت، من در زندگی افراد زیادی رو دیدم که به خدا و آخرت ایمان دارند اما به پیغمبر اکرم نه، معلوم میشه این یه مرحله بالاتر از ایمان هست، اما در ادامه میاد با افزودن هر قید مراحل ایمان رو سخت تر و سخت تر میکنه. من خیلی ها رو دیدم که اهل انفاق و بخششند اما کمتر کسی رو دیدم که از محبوبترین و عزیزترین داراییهاش انفاق کنه و خداوند در این آیه میگه از شروط قرار گرفتن در میان نیکوکاران حقیقی اینه که از با ارزشترین ومحبوبترین اموالت انفاق کنی. یکی از بزرگترین درسهایی که من گرفتم در این آیه اینه که برای انفاق، خداوند یک اولویت بندی بسیار دقیق و حسابشده تعیین کرده. یعنی چی؟ یعنی مستحب است شدیداً قبل از هر چیز ما به خویشاوندان مستحق خود انفاق کنیم و تا سایرین و تا مستحقی در بین خویشان ما هست چندان جایز نیست که اون رو به دیگری بدیم چه را که حق بیشتری برگردن ما هست نسبت به خویشانمان تا دیگران! در آیه دیگه ای در همین سوره بقره باز این خویشان رو هم اولویت بندی میکنه: يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (215) از تو سؤال مىكنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مىكنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مىداند). (215) همونطور که مشاهده میکنید اینجا پدر و مادر رو بر هر خویشاوند و هر شخصی مقدم دونسته! یعنی خدا میگه اگه پدر و مادرتون مستحق بودن باید به اونها انفاق کنید نه کس دیگه چون بیش از هر کس بر گردن ما حق دارند!!!! و بعد از پدر و مادر و خویشاوندان نوبت میرسه به یتیمان که خداوند بی اندازه نسبت به ایتام حساس است و ما احادیث حیرت انگیزی از ثواب رسیدگی به ایتام و عقاب و عذاب حقیقتاً وحشتناکی برای خیانت در مال و حق یتیم داریم، بعد از ایتام نوبت میرسه به مساکین، یه توضیح مهم در مورد مسکین بدم: ببینید مسکین به فقیری میگن که اظهار گدایی نمیکنه و عزت خودش رو حفظ میکنه بعلاوه مسکین از فقیر بد حال تر است اما شما میدونی فقیر و محتاج است!!!!!!!!! بعد از مساکین نوبت میرسه به در راه ماندگان و نکته ی بسیار جالب اینه که در آخرین مراحل نوبت میرسه به سائل یا همون گدای خودمون که در بسیاری از مواقع اولین نفر دربین این گروه دریافت کنندگان انفاقند و در نهایت هم نوبت میرسه به بردگان و شاید به نوعی زندانیان امروز البته در روایات استثنا ها ای هم داریم به طور مثال شخصی که گرسنگی ممکن است به ایمانش صدمه جدی بزنه در حالی که همین گرسنگی برای زن و فرزندمان بی ایمانی به همراه نداره اینجا باید اون گرسنه رو اولویت داد ولی به هر حال روند عمومی انفاق به همین شکل است که در قرآن اومده. در قید بعدی باز کار رو سخت تر میکنه: ببینید دوستان من خیلی ها رو دیدم که به اون عقایدی که اول گفتم معتقدند و اهل انفاق هم هستند اما زیر بار نماز نمیرن و نماز نمیخونن!!!! نماز در قرآن، خودش یه بحث مفصل میخواد که اگه توفیقی بود و عمری در پستهای بعدی خدمت دوستان تقدیم میکنم. در قید بعدی باز هم کار رو سخت تر میکنه یعنی پای حقوق مالی واجب، مانند خمس و زکات رو به میون میاره. دوستان من خیلی ها رو دیدم که هزار هزار و ملیون ملیون انفاق میکنن اما زیر یک قرون خمس یا زکات نمیرن و این هم بحث مفصلی میطلبد که مجالش اینجا نیست. در قید بعدی کار رو و اقعاً سخت میکنه و من خودم از اینجا به بعد واقعاً کم میارم متأسفانه (البته امید به فضل خدا و عنایت امام زمان دارم تا من هم روزی آدم بشم انشاالله) در اینجا قید وفای به عهد رو مطرح میکنه که کار حقیقتاً سختیه!! در حدیث است که ((شیعیان ما رو در دو هنگام بشناسید یکی در هنگام اول وقت نماز (با پرداختن به نماز اول وقت) و دیگری در هنگام رسیدن موعد وفای به عهد (که باید به قولی که داده اند عمل کنند)) دوستان وفای به عهد خیلی خیلی گسترده است، ما به دیگران قول میدیم و باید پاش وایسیم ما به خدا قول میدیم و باید پاش وایسیم و ما بارها و بارها به خودمون قول دادیم که خیلی کارا بکنیم امّا آیا پای قولمون به خودمون وایسادیم؟ در مرحله آخر هم یه قید بسیار خفن میاره و اون صبر هست در روایت داریم که ((صبر در ایمان به منزله سر در بدن است!!!)) و در روایات سه جور صبر داریم، اول صبر بر معصیت، بالاخره بسیاری از معاصی شیرینی هایی برای نفس داره و باید در برابر وسوسه های نفس و شیطان ایستاد وصبر کرد دوم صبر بر مصیبت، در زندگی هر انسانی مصیبت هایی از بیماری ها و ازدست دادن عزیزان و از بین رفتن اموال و... رخ میده که کاری از دست انسان ساخته نیست و به نوعی مقدرات است و وظیفه ما در برابر این مصایب صبر است سوم صبر بر طاعت، بسیار از واجبات برای نفس انسان سخت و گران و ناخوشایند است در مراحل اولیه مانند سختی روزه و جهاد و... اما واجب الهی تحت هر شرایط از سوی بنده مومن باید بجا آورده بشه هرچند سخت باشه و باید بر سختی ها و مشکلاتش صبر کرد و پایدار بود حال، کسی که تمام این صفات رو داشت، در ادعای ایمانش از نظر خداوند متعال صادق است و خداوند او را در زمره صدیقین و ابرار و متقین حقیقی قرار میده و خدا میدونه که چه برکاتی در قرار گرفتن انسان در میان این گروه ها وجود داره!! در پیایان این قسمت حدیث بسیار زیبایی از امام باقر علیه السلام رو مرتبط با مضمون این آیه شریفه تقدیم دوستان میکنم: ابو حمزه ثمالى- رحمه اللَّه گويد: از امام باقر (علیه السلام) شنيدم كه مىفرمود: چهار چيز است كه در هر كس باشد اسلام او كامل است، و بر ايمانش يارى مىشود، و گناهانش از وى پاك مىگردد، و بديدار خدا رود در حالى كه از او خرسند است، و اگر سراپايش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آنها را بريزد. و آن چهار چيز عبارتند از: وفا به عهدى كه انسان با خدا مىبندد، و راستگوئى با مردم، و شرم و حيا از آنچه كه نزد خدا و مردم زشت مىنمايد، و خوش خلقى با خانواده و ساير مردم. و چهار چيز است كه در هر يك از مؤمنين باشد خداوند او را در برترين درجات بهشت در غرفهاى فوق غرفه ديگر در جايگاه شرف، بتمام معنى جاى دهد: آن كس كه يتيمى را پناه دهد و بخوبى از وى پذيرائى كند و چون پدرى مهربان براى او باشد، و آن كس كه به ناتوانى رحم كند و او را يارى دهد و كفايت نمايد، و آن كس كه هزينه زندگى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان به نرمى و نيكى رفتار كند و اندوهگينشان نسازد، و آن كس كه با غلام خود بدخلقى و ناسازگارى نكند و او را در كارهايش كمك نمايد و نسبت به بازخريد خود اگر طاقت ندارد مجبورش نسازد. امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 185 گزیده ای از تفسیر گرانسنگ المیزان رو هم در مورد این آیه شریفه خدمت دوستان تقدیم میکنم: این آیه شریفه ذکر اوصاف ابرار و نیکوکاران است و می خواهد نشان دهد که مفهوم خالى از مصداق و حقيقت، هيچ اثرى و فضيلتى ندارد. و اين خود روش مرسومِ قرآن در تمامى بياناتش است كه وقتى ميخواهد مقامات معنوى را بيان كند، با شرح احوال و تعريف رجال دارنده آن مقام، بيان ميكند و به بيان مفهوم تنها قناعت نميكند. و سخن كوتاه آنكه جمله: (وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) تعريف ابرار و بيان حقيقت حال ايشان است كه: هم در مرتبه اعتقاد تعريفشان مىكند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق، در باره اعتقادشان ميفرمايد: (مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ) و در باره اعمالشان ميفرمايد: (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا)، و در باره اخلاقشان ميفرمايد. (وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ). و در تعريف اولى كه از ايشان كرده، فرموده: (كسانى هستند كه ايمان به خدا و روز جزا و ملائكه و كتاب و انبياء دارند)، و اين تعريف شامل تمامى معارف حقهاى است كه خداى سبحان ايمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به اين ايمان، ايمان كامل است كه اثرش هرگز از آن جدا نمىشود و تخلف نميكند، نه در قلب، و نه در جوارح، در قلب تخلف نميكند، چون صاحب آن ایمان حقیقی دچار شك و اضطراب و يا اعتراض و يا در پيشامدى ناگوار دچار خشم نميگردد. و در اخلاق و اعمال هم تخلف نميكند، (چون وقتى ايمانِ كامل در دل پيدا شد، اخلاق و اعمال هم اصلاح ميشود). بعد از اين تعريف درباره اعتقاداتشان، به بيان پارهاى از اعمالشان پرداخته، ميفرمايد: (وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى، وَ الْيَتامى، وَ الْمَساكِينَ، وَ ابْنَ السَّبِيلِ، وَ السَّائِلِينَ، وَ فِي الرِّقابِ، وَ أَقامَ الصَّلاةَ، وَ آتَى الزَّكاةَ) و از جمله اعمال آنان نماز را بر شمرده كه حكمى است مربوط به عبادت كه در آيه (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ، نماز از فحشاء و منكر نهى مىكند. (عنكبوت- 45) و نيز در آيه: (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي، نماز را براى يادآورى من بپا بدار (طه-14)، در اهميت آن سخن رفته است، از دیگر نشانه های اعمال مومنین کامل، زكات را كه حكمى است مالى و مايه صلاح معاش ذكر فرموده.. "وفاى به عهد، صبر و صدق، سه صفت مؤمنين" خداى سبحان بعد از ذكر پارهاى از اعمال آنان بذكر پارهاى از اخلاقشان پرداخته، از آن جمله وفاى به عهدى كه كردهاند، و صبر در باساء و ضراء و صبر در برابر دشمن و ناگواريها و سختی های جنگ را ميشمارد و عهد عبارتست از التزام به چيزى و عقد قلبى بر آن و هر چند خداى تعالى آن را در آيه مطلق آورده، لكن بطورى كه بعضى گمان كردهاند شامل ايمان و التزام به احكام دين نميشود، براى اينكه دنبالش فرموده: (اذا عاهدوا وقتى كه عهد مىبندند)، معلوم مىشود منظور از عهد نامبرده عهدهايى است كه گاهى با يكديگر مىبندند (و يا با خدا مىبندند، مانند نذر و قسم و امثال آن) ولكن اطلاق عهد در آيه شريفه شامل تمامى وعدههاى انسان و قولهايى كه اشخاص ميدهد ميشود، مثل اينكه بگويد: (من اين كار را ميكنم، و يا اين كارى كه مىكردم ترك مىكنم) و نيز شامل هر عقد و معامله و معاشرت و امثال آن مىشود. و صبر عبارتست از ثبات بر شدائد، در مواقعى كه مصائب و يا جنگى پيش مىآيد و اين دو خلق يعنى وفاى به عهد و صبر هر چند شامل تمامى اخلاق فاضله نميشود و لكن اگر این دو خلق (صبر و وفای به عهد) در كسى پيدا شد، بقيه آن خلقها نيز پيدا ميشود. و اين دو خلق يكى متعلق به سكون است و ديگرى متعلق به حركت، وفاى به عهد متعلق به حركت و صبر متعلق به سكون، پس در حقيقت ذكر اين دو صفت از ميان همه اوصاف مؤمنين به منزله اين است كه فرموده باشد: مؤمنين وقتى حرفى ميزنند، پاى حرف خود ايستادهاند و از عمل به گفته خود شانه خالى نميكنند. و اما اين كه براى بار دوم مؤمنين را معرفى نموده كه (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا) براى اين بود كه صدق، وصفى است كه تمامى فضائل علم و عمل را در بر ميگيرد، ممكن نيست كسى داراى صدق باشد و عفت و شجاعت و حكمت و عدالت، چهار ريشه اخلاق فاضله را نداشته باشد، چون آدمى به غير از اعتقاد و قول و عمل، چيز ديگرى ندارد و وقتى بنا بگذارد كه جز راست نگويد، ناچار ميشود اين سه چيز را با هم مطابق سازد، يعنى: نكند مگر آنچه را كه ميگويد و نگويد مگر آنچه را كه معتقد است وگر نه دچار دروغ ميشود. بنا بر اين اگر کسی بنا گذاشت كه حقیقتاً جز راست نگويد، تنها چيزى را ميگويد كه بدان معتقد است و تنها عملى را ميكند كه مطابق گفتارش است، در اين هنگام است كه ايمان خالص و اخلاق فاضله و عمل صالح، همه با هم برايش فراهم ميشود. هم چنان كه در جاى ديگر نيز در شان مؤمنان فرموده: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ، اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد). (توبة- 119) و اما تعريفى كه براى بار سوم از آنان كرد و فرمود: (أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)، براى بيان كمال ايشان است، چون برو نیکی و صدق اگر به حد كمال نرسند، تقوى دست نميدهد. یا علی و التماس دعا |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۴۲, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
تاثیرگذارترین آیه تو زندگی من،
این آیه شریفه بود... « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ» چون بخواهد چيزي را بيافريند ، فرمانش اين است كه مي گويد : موجود شو، پس موجود مي شود سوره: يس (36) آيه: 82 این آیه همیشه بهم می گه:بی خیال آدم ها....خدا رو بچسب که امر، امر اونه... اگر بخواد،هر غیرممکنی،ممکن میشه... |
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
فبای الاء ربکما تکذبان- سوره الرحمن
پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را منکرید؟ راستش من اصلا این آیه رو نشنیده بودم تا اینکه چند نفری از اقوام و دوستان به رحمت خدا رفتند و وقتی در مراسم ایشان این آیه رو می خوندم بی اختیار گریه می کردم و حالم دگرگون می شد و البته تا چند روزی هم آدم خوبی شده بودم. |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۷/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۰ ۲۳:۱۶ توسط ghadimi2.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
در سوره مبارکه نور مطلبی بیان شده که جوان را از تخیلات منفی باز میدارد و جامعه را به سعادت و رستگاری و شکوفایی راهنمایی می کند و امنیتی در جامعه و درون فرد بوجود می اورد.
ای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مردان و زنان مومن بگو یغضوا من ابصارهم و یحفظو فروجهم ذلک ازکی لهم که چشمان خویش را کنترل کنند و اندام خویش را حفظ کنند که این عالی ترین راه خودسازی است. |
|||
|
|
۱۱:۱۳, ۸/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۰ ۱۱:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
من این آیات را در زندگیم زیاد مرور میکنم که بسیار برایم اثرات حیرت انگیزی دارند و به من اطمینان و آرامش و سکینه و قدرتی بیکران عنایت میکند و ریشه اظطراب و نگرانی را در من میخشکاند
یدالله فوق أیدیهم .....(دست (قدرت و علم) خدا بر فراز تمام دست های (علم و قدرت) ایشان است) کفی بالله شهیدا.... (همین که خداوند ناظر و شاهد من است مرا کفایت میکند) کفی بالله وکیلا.... (همین که بر خداوند توکل کنم خداوند مرا کفایت میکند) و إن الله علی کل شیء قدیر (خداوند بر هر امری قادر است (بی قید و شرط!!!!!!)) الله ترزق من تشاء به غیر حساب (خداوند به هر که بخواهد بی حساب روزی میدهد) و همیشه در خاطرم هست که وقتی خداوند در باره ی بهشت صحبت میکند نمیفرماید که این نتیجه ی اعمال ماست چون تمام اعمال خیر ما هم به توفیق الهی است و بی عنایت خدا احدی را توان غلبه بر نفسش نیست خداوند درباره ی بهشت میفرماید هذا من فضل ربّی (این از فضل پروردگار من است) فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۲:۲۶, ۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۵۱﴾ فولادوند: بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مىرسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و نفسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۱۵۲﴾ فولادوند: و به مال يتيم جز به نحوى [هر چه نيكوتر] نزديك مشويد تا به حد رشد خود برسد و پيمانه و ترازو را به عدالت تمام بپيماييد هيچ كس را جز به قدر توانش تكليف نمىكنيم و چون [به داورى يا شهادت] سخن گوييد دادگرى كنيد هر چند [در باره] خويشاوند [شما] باشد و به پيمان خدا وفا كنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه پند گيريد. |
|||
|
|
۱۸:۱۵, ۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۷/فروردین/۹۰ ۲۳:۱۴)ghadimi2 نوشته است: در سوره مبارکه نور مطلبی بیان شده که جوان را از تخیلات منفی باز میدارد و جامعه را به سعادت و رستگاری و شکوفایی راهنمایی می کند و امنیتی در جامعه و درون فرد بوجود می اورد. خیلی دلم می خواد بدونم منظور از "جلباب"،در آیه 59 سوره احزاب،دقیقا"چی هست... عده ای تفسیر به چادر می کنند،عده ای روسری بلند...
|
|||
|
۲:۲۸, ۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
((( الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق ))) (_آیا وقت آن به مومنین نرسیده است که قلبشان با یاد خدا و آنچه که نازل کرد خاشع گردد و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی تورات آمد نباشد که دوره ی طولانی بر آنها گذشت و دلهایشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری از آنها نابکار شدند _) حدید 16 آیا وقت آن نرسیده که به سوی خدا برگردیم آیا وقت آن نرسیده که به راه راست برگردیم آیا وقت آن نرسیده که غیر خدا را از زندگی خود حذف کنیم. آیا وقت آن نرسیده که دلهایمان برای خدا خاشع شود آیا وقت آن نرسیده به عهد روز ازل خود مبنی بر عدم تبعیت از شیطان برگردیم. الم اعهد الیکم یا بنی ادم ان لا تعبد الشیطان..... سوره یس آیا وقت آن نرسیده به دعوت حق لبیک بگوییم البته آیه به اندازه کافی شفاف است و اما شرحی بر آن آیه از لینک http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/M...8&id=49654 --پیشهاش راهزنی بود و اموال کاروانیان میربودو آن شب،آهنگ گناه و تجاوز به حریمی دیگر را داشت.آتش عشق به محبوب در سینه ناپاکش زبانه میکشید و چشمانش را بر روی عاقبت گناه میبست. لحظهها خود را آرام آرام جلو میکشیدند و دقایق به یکدیگر جای میسپردند. مرد همچنان از بالای دیوار،خانه را میپایید.سوسوی ضعیف و بیرمق نوری از پنجره یکی از خانههای مجاور به بیرون میریخت.گویا در دل شب که همه مردمان،سوار بر بالهای رؤیا،به این سو و آن سو میرفتند،مؤمنی بیدار دل به شب زندهداری مشغول بود.مرد همین که آهنگ پریدن به درون خانه محبوب کرد،ناگهان آهنگی روح نواز و پرفسون،او را همچون ستونی سنگی بر جای خود،بیحرکت کرد.نغمهای زیبا با مضمونی بلند و آسمانی،نوایی دلنشین و بلیغ با موسیقیای اعجاز آمیز.آن نغمه دلنواز،آیهای از قرآن بود که مؤمن بیدار دل با لحنی زیبا این گونه تلاوت میکرد: «ألم یأن للّذین أمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحقّ…؛آیا برای کسانی که ایمان آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن] گردد…».(سوره حدید،آیه 16) نسیم شبانگاهی،نوای آسمانی قرآن را از خانه آن مؤمن،تا خانه زنگار گرفته دل «فضیل»1 به ارمغان آورد. آیه قرآن بسان گوهری درخشان بر ساحل وجودش نشست و راهزن دل آن «راهزن» شد.قرآن همچون نجوا و زمزمه جادویی چشمهساران بود،که صحرای خشک وجود او را شکوفا کرد.مانند عطر گل در وجودش وزید و بسان نسیمی خنک روحش را نوازش داد. فضیل ناگهان خود را دانهای دید که میبالد تا سر از خاک در آورد.آیه قرآن زنگارها و قساوتهای دلش را زدود و در دشتِ خشکیده سینهاش،بذرهای ایمان و بندگی را کاشت.بذرهایی که برگ و بارش،خوشههای نور و هدایت و زهد بود.با شنیدن آیه قرآن و تأمل در معنای آینه گون آن،قلب و روحش در تسخیر قرار گرفت و پردههای غفلت و گناه یکی پس از دیگری فرو افتاد. فصاحت بینظیر آیه به همراه موسیقی درونی و فخامت و شکوه آن، بسان «ارغنون آسمانی» فضیل را مسحور خویش ساخت.او در آن لحظههای پر جذبه و کشش گناه،لمحهای در آستان پر عظمت قرآن،به تدبّر و اندیشه روی آورد.با شنیدن قرآن،شهبالهای خوف و رجا بر قلبش فرو میکوبید و آوای عشق به خدا و قرآن،به جای عشق مجازی در دل شب زدهاش نواخته میشد.لبانش به آه سرد افسوس از هم گشوده شد.با یادآوری گذشته سیاه و پر گناهش،صدای ناله او بلند بود.گویی قلبش از سینه بیرون میجهید. انقلابی در درونش برپا بود.با خود میگفت:این نغمه چه روح افزا و دگرگونگر است!به چه کسی پیام میدهد؟ای فضیل آیا مخاطب آیه تو نیستی؟!آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوی و از راه خطا و گناه دست برداری؟!آیا زمان هجران به سر نیامده؟و لحظه وصال یار حقیقی نرسیده؟ فضیل همچنان در تدبّر و کشمکش درونی بود.دیری نپایید.ناگاه صدایش در دل شب طنین افکند و آرام آرام بر زبان جاری ساخت که:بلی و الله قد آن!بلی و الله قد آن!به خدا وقتش رسیده است! او تصمیم خود را گرفته بود.چهرهاش همچون گلهایی که بهار به دیدارشان آمده است،شکفته شد و چشمانش همچون دو ستاره رخشان در تاریکی درخشید.از برق چشمانش پیدا بود که آنچه شنیده،راز بزرگی را در دلش به ارمغان آورده است. فضیل همان لحظه از دیوار بام فرود آمد و از این راه بازگشت و از میان کوچهها که به او و چشمه جوشان چشمانش مینگریستند،گذشت و راهی خرابهای شد تا تنها و دلخسته،راز دل با خدای بازگوید و در خلوت شب اشک ندامت بریزد.از قضا جماعتی از کاروانیان در خرابه بودند و با یکدیگر گفتگو میکردند. فضیل صدای آنان را شنید که با هم میگفتند:«مراقب باشید که فضیل و دار و دستهاش در راهند،اگر حرکت کنیم و بیرون رویم، راه را بر ما میبندند و دارایی ما را به غارت می برند». فضیل همین که این سخن را شنید،همچون مرغکان بر خود لرزید و با خود نجوا کرد:این چه شقاوتی است که به من روی کرده است؟در دل شب به قصد گناه و هوسرانی از خانه بیرون آمدهام و قومی مسلمان از بیم من به کنج این خرابه گریختهاند.آن گاه رو به سوی آسمان بلند کرد و گفت:الهی از بد کرداری خود به دردم و ازنا کسی خود به فغان! درد مرا درمان ساز ای درمان ساز همه دردمندان!ای پاک صفت از عیب،من را که اسیر بند هوای خویشم،از این بند برهان و رهایی بخش!خدایا از گذشته سیاه خویش توبه میکنم و توبه خود را آن قرار میدهم که پیوسته در جوار خانه تو باشم. فضیل توبه کرد و پس از آن شب،از شورهزار جهل و وادی ظلمت و گناه برون شد،دل به طلب نور سپرد و به سپیده روشن هدایت،درون شد.-- |
|||
|
|
۲:۳۸, ۹/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/فروردین/۹۰ ۲:۴۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
جلباب نوعی روسری بسیار گشاد و بلند هست که تا پایین سینه ها میاد و منظور از جلباب چادر نیست در این آیه
البته بسیاری از ریز احکام در سنت رسول اکرم و اهل بیت جاری شده و 14 معصوم و اعمال و گفتارشان طبق آیات قرآن لتبین لناس (تبیین کننده برای مردم در باره ی آیات قرآن ) هست و همه میدانیم که رسول اکرم و اهل بیت عمل نمیکنند مگر به دستور خدا و پیروی از هوای نفس نمیکنند و عملشان مورد تأکید و رضایت خداست و چادر حجاب بانوی اول تاریخ ، حضرت فاطمه ی زهراست. نماز را از اول وقت میتوان خواند تا آخر وقت، به جماعت هم میتواند خواند و به فرادا هم میتوان خواند اما اگر کسی به دنبال کمال نماز است باید در اول وقت و به جماعت و پشت سر امام عادل بیاستد در باره ی حجاب هم یک حداقل وجود دارد و یک حداکثری و کمالش مشخص است در اسلام تأکید شده که حجم بدن جزو زینت زن هست و زینت زن جز برای محارمش مجاز نیست و بهترین پوششی که تمام زینت زن را پوشش میدهد چادر است به عزیزانی که میخواهند اطلاعات کافی و جامع در عین حال مختصر و متقن در زمینه ی حجاب رو آگاه بشوند پیشنهاد میکنم حتماً کتاب ارزشمن مسئله حجاب ، تآلیف استاد شهید دکتر مطهری را مطالعه فرمایند خداوند همه ی مارا به راه راست هدایت فرماید یا علی |
|||
|
|
۹:۲۹, ۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
همه ی آیات قرآن بی شک اثرگذار هستند ولی من سوره ی نور رو خیلی تاثیرگذار در زندگی می دونم نه برای خودم بلکه برای همه واقعاً سوره ای پر از محتوا هست ولی این آیه رو همه شنیدند که برای من خیلی تاثیر گذار بوده و هست .
"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه11 خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد، مگر آنکه خود بخواهند |
|||
|
|
۱۲:۳۵, ۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
دیدم دکمه تشکر کمه،یک دنیا ممنون علی آقا..
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زندگی با چراغ ها زیباست (حیات طیبه با قرآن)ویژه رمضان94 | حسن عزتي | 39 | 29,424 |
۲۵/تیر/۹۴ ۱۸:۴۲ آخرین ارسال: السا |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | مرتضی اقبالی | 2 | 1,955 |
۲۳/اردیبهشت/۹۴ ۰:۰۱ آخرین ارسال: أین المنتظر |
|
| امیدبخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | MESSENGER | 0 | 1,389 |
۲۸/فروردین/۹۴ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: MESSENGER |
|
| ✿ زندگی خوب،در سایه سار قرآن ✿ | حسن عزتي | 22 | 15,654 |
۲۸/بهمن/۹۳ ۱۰:۳۰ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|
| تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم) | علی 110 | 254 | 98,181 |
۲۲/تیر/۹۳ ۱۹:۳۶ آخرین ارسال: ghoran |
|
| خورشید و حرکت سایه ها در قرآن | HermeS | 0 | 1,316 |
۱/خرداد/۹۳ ۱۵:۰۸ آخرین ارسال: HermeS |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کدام است؟ | mohammad reza | 7 | 4,705 |
۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۱ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|











