|
به مناسبت دهمین سالگرد تولد تالار بیداری اندیشه
|
|
۱۰:۴۴, ۴/آبان/۹۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
ده سال پیش در چنین روزهایی یعنی در روزهای نخستین ماه آبان 1389 تالار گفتگوی بیداری اندیشه متولد شد. تالاری با هزاران امید و سرشار از شوق و انرژی. تالاری که نظیر آن نه قبل و نه بعدش هرگز نبود. تالاری با اعضایی پرشور و مصمم برای آموختن در تالار بیداری اندیشه آنچه که در این مدیوم گنجایش داشت و قابل انجام بود، انجام شد. قاطعانه می توانم بگوییم هیچ تالاری در ایران مانند بیداری اندیشه نتوانسته بود از ظرفیت حداکثری خود استفاده کند و در نهایت در خارج از فضای مجازی به کار خود ادامه دهد. ما دوستانی تالار بیداری اندیشه اکنون بعد از ده سال از شروع فعالیت آن، هنوز بر آن عهد که بستیم هستم و به قول جمله قدیمی و پایانی مستند ظهور، "ادامه دارد اگر خدا بخواهد ... " با سپاس یا علی مدد |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۳, ۲۲/مهر/۰۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۰۴ ۰:۱۸ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
![]() در پست قبل درباره ی نصر و مراحل امداد الهی از منظر عقل و منطق حرف زدیم. امروز راجع به پیروزی های همین عصر حرف میزنیم چرا که ادمای دوره حاضر تصور می کنن جهان مدرن شده و قوانینش مثل سابق عمل نمی کنن! اما همونطور که اگر زمونه هم عوض بشه مرام عده ای تغییر نمی کنه قوانین و رسم جهان هم ثابته. روایت امروز ما بازخوانی از احوال رضا ناجی در مقابل غول هایی است که حتی خودشم یک درصد شانس برای تقابل و راه یابی رو نمی دید. مردی که مدت ها قبل از شروع اثر به مزرعه میرفت، کشاورزی می کرد تا بتونه در زمان فیلم برداری طبیعی ترین اجرا رو داشته باشه. بسیاری به مجیدی می گفتن ناجی یک نابازیگره و اون رو بابت انتخابش از میان مابقی کاندیدها شماتت می کردن اما مجیدی در خاطراتش نوشته "ناجی را نابغه یافتم و رویش پافشاری کردم" شاید مهم ترین ویژگی مجیدی و ناجی در آن مقطع این بود که از ریشه هاشون فاصله نگرفته و جدا نشدن. معیارهایی که براشون ارزشه، ثابت موند و اجازه ندادن هیچ نظر و فشاری باعث تغییر ذهنیت و اشتباه محاسباتیشون بشه. ناجی این نقش رو صادقانه بازی می کنه و مجیدی هم از مدرنیسم فرار کرد تا یک اثر متفاوت شکل بگیره. بله من دارم از "آواز گنجشک ها" صحبت می کنم، چند وقت پیش از سیما پخش شد و من اتفاقی و عبوری یه سکانشو دیدم... راستش رو بخواید دلم برای حال و هوای این مدل فیلم ها حسابی تنگ شده بود، فوت محمد کاسبی و بازپخش فیلم "پدر" هم واقعا دلتنگیمو دوچندان کرد. اون اهنگ های خاص وسط فیلم هاشون واقعا یک امضاست. بگذریم... ناجی در مقابل دنیل دی لوئیس، اریک بانا و بن کینزلی که هرکدومشونو سرچ کنین از بس معروفن به قیافه میشناسین و برنده اسکار هم هستن، مثل یه مورچه کنار فیل ها بود. تو خاطره گویی جذابه خودش هم میگه من فقط برای دیدن آلمان رفتم که یه سیاحتی کرده باشم و اصلا باور نداشتم که اسم من در میاد. اما صداقت، اخلاص و تسلیم ناپذیری در همه جای دنیا برنده اس، میخواد غرب باشه یا شرق اوج هنرمندی مجیدی اونجاست که آسمون آبی رو در دوختن ملافه ای برای نیازمند کوچیک می کنه و به تماشاگر میگه ارزش کمک به دیگران به اندازه همه ی ستارهای آسمونه. خدا، وجدان، و احقاق حق در جای جای این اثر موج میزنه، سختی هم هست بله، نباید از سختی فرار کرد، تمام داستان ها و روابط مهم و درست پر از سختی و چالش بودن. اما نتیجه در داخل و بیرون فیلم شگفت انگیزه. ---
--- تو هم ای عزیز خدا پیروز میشی حتی اگه غول ها احاطه ات کردن (غول های ذهنیه خودت نه اینکه واقعی باشن) حتی اگه تصور می کنی هیچ مفری نداری این راه حل کتاب خدا به توست: گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، پاداش شایسته می یابد؛ خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نگذارد. صبر. تقوا. میتونست خدا دیدار یوسف و یعقوبو بندازه اون دنیا دیگه؟ (آخرتی که برای خدا مهم تره)ولی ننداخت! همه جای این عالم خدا حضور صد درصدی داره. دنیا و اخرت فرقی برای حضور و قدرتش نمی کنه ، اون بخواد دری رو برات باز کنه همینجا نجاتت میده همینجا پاداش میده دلتم شاد میکنه ( رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً ) هردو از هم راضی میشین ![]() کاری نداشته باش بقیه چیکار می کنن، کاری نداشته باش آدم ها همه خیانت کار و حریص شدن... نیفت تو رقابت باطل با اونها... اونها اشتباه می کنن مگه توام باید پیروی کنی از خطاکار؟ اصلا اجازه نده ذهنت یه رقابت با اونها تویه وجودت بسازه که عقب نیفتی ازشون!! تو اصلا مسیرت و رسالتت از اول چیز دیگه ای بوده عزیزه من... تو اصالت الهی داری نور خدا در توعه اصلا کار نداشته باش که توده های مردم چیکار می کنن 90 درصد نظرات و کارهاشون غلط و از روی ناآگاهی و گمانه زنیه. (کافیه بعنوان مثال درباره کارت باهاشون مشورت کنی تا بفهمی چقدر راحت نظر میدن و چقدر پیش داوری و آنالیز غیرعلمی دارن) ---
--- ایمان تو باید انقدر قوی باشه که وقتی پیراهن خونین یوسف رو میارن میندازن جلوت تو هنوز بدونی کار تموم نشده، همه عالم به یعقوب می گفتن بابا یوسف تو مرده ولش کن، میگفت فقط حرف خدا نه حرف مردم تو قرآن میگه یعقوب در حالیکه بهشون پشت کرد و غم سنگینشو مثل سم تو وجود خودش میریخت گفت: من صبر می کنم صبری زیبا، و من از رحمت خدا چیزی میدونم که شما نمیدونید... و همونی شد که یعقوب میگفت، همونی شد که خدای یعقوب میخواست. تازه بهتر از اونی شد که اول بود، یوسف از شبانی در کنعان صعود کرد به نقطه باشکوه وزارت. امر خدا نافذه عزیزه من ردخور نداره همه بگن نمیتونی، خودتم خودتو ببازی و بترسی و نگران باشی باااازم درست میشه ، دیدم که میگم ![]() إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ این جرقه فکری و حرکتی که تو آغاز کردی و داری میری استارتش از امر و خواست خوده خدا بوده! اون تو رو قدم به قدم حمایت می کنه ، یه جووووری پشتتو محکم می کنه خودت از شدت مهربونیش و مراقبتش حیرت کنی. توجه داره به لحظه لحظه ات، حتی کوچیک ترین تحولاتی که در تو رخ میده دارن ثبت میشن، سیگنال های خیری که به سمتش فرستادی شنیده شده. اینطوری نباش که بخوابی فردا پاشی نگران امروزت باشی که خدایا امروزو چیکار کنم؟ انگار که همه چی ریست شده... تو هر جا بری اون برات میسازه روزت رو. رابطه اون با تو،،، یه رابطه مداوم و فرازمانیه، تو خواب، تو بیداری تو هر حالتی اون به امداد و هدایت تو شدیدا متعهد شده. به آیندتم متعهده عزیزه من، متوجه همه صداهای درونت هست و همه چیز برات روشن خواهد شد، مثل خودت در انتهای این مسیر. برا منم دعا کنید عزیزای خدا... ---
--- ✦ چرا تا باد چنین بادا؟ ![]() ✦ واژه «بالغ» اسم فاعل از مصدر بلوغ به معناى وصول، حقیقت معناى بلوغ رسیدن به حدّ اعلا و مرتبه نهایى مقصد است. |
|||
|
۲۳:۱۴, ۲۵/مهر/۰۴
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
![]() وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ( انعام 7 ) «و اگر ما نامهای در کاغذی بر تو نازل میکردیم و آنان آن را با دستهای خود لمس میکردند، باز کسانی که کافر شدند میگفتند: این جز سحری آشکار نیست.» در واقع میگه اگه خدا رسما برات دست خط بنویسه مهر کنه، بفرسته برات بیارن، بده دستت بخونی، اگه تو یا آدمای اطرافت ایمان کافی نداشته باشین بازم گیج میزنی بازم تردید می گیرتت میشینی فکرسازی می کنی آخرشم بیخیال میشی و نشونه رو یادت میره. نشونه به این بزرگی و واضحی رو... هر روحی باید یه روزی توی جاده ای قدم بذاره که هیچ پلنی وجود نداره فقط باید با نشانه ها جلو بره و به خدا اعتماد کنه گاهی وقتها وقتی با از دست دادنها و شکستها روبهرو میشیم، سریع نتیجه میگیریم که همهچیز به پایان رسیده. اما احساس پایان، به معنای پایان واقعی نیست. خیلی وقتها اون چیزی که ما "بنبست" میبینیم، در واقع بخشی از مسیری هست که خدا برای رشد و تغییر ما طراحی کرده. ایمان واقعی یعنی اینکه حتی وقتی شواهد بیرونی ناامیدکنندهست، همچنان مطمئن باشی که پشت صحنه، خدا نقشهای بزرگتر داره. درست مثل بذری که زیر خاک ناپدید میشه، شاید چیزی در زندگیت در حال افول یا تمام شدن به نظر بیاد، اما در واقع در اون روی سکه، دوره جدید داره آماده میشه تا در زمان درست به شکلی تازه و پرقدرت ظهور پیدا کنه. باید با اعتماد جلو بری. هر پیچ و خم، هر تأخیر، هر بنبست، مقدمهایه برای چیزی فراتر از انتظارت خدا در سکوت، در پس پرده، در حال آماده کردن آیندهایه که تو رو شگفتزده میکنه. اونی که در میانِ رنج هم سپاسگذاره، به مرحلهای رسیده که حضورِ خدا رو به هیچ عنوان از دست نمیده درد میخواد تو را از خودِ کوچک به خودِ بیکران برسونه. از وابستگی بیهوده، به پیوند با حقیقت. خدا در میانِ نعمت به تو لبخند میزنه، ولی در میانِ درد، تو رو در آغوش گرفته. به نشانه های کوچک و بزرگ خداوند در روزمره ی زندگیت دقت کن، حیف شون نکن با شک و بالاپایین کردنش، اینها معجزه هایی هستن که برای شخص شما دارن فرود میان. اینها رحمت و توجه ویژه خدا به شماست. بهت داره لطف می کنه اطلاعات میده که راحت تر مسیرتو بری. وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ ۖ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ ۚ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ( انفال 48 ) و هنگامی را یاد کن که شیطان اعمالشان را برای آنان آراست و گفت: امروز هیچکس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد و من پشتیبان شمایم. اما چون دو سپاه رویاروی شدند، به عقب بازگشت و گفت: من از شما بیزارم! من چیزی میبینم که شما نمیبینید. من از خدا میترسم، و خدا سختکیفر است. شیطان با این همه اختیاراتی که گرفته و مهلتی که داره و بواسطه این مهلت این همه قدرت نفوذ،نسل، برو و بیا، وقتی خدا رو وسط قضیه می بینه اینطوری دچار وحشت و فرار میشه.... بعد تو عزیزه خدا از چهار تا آدم و مخلوق عادیش میترسی و از تهدیدهاشون حساب می بری.....! و ناخودآگاه هم ردیف خدا کردی اینارو! فقط یک قدرت مطلق وجود داره که بر همه چیز، بر همه چیز مسلطه. اگه تو سختی ای باید وایستی آزمایش و تصفیه ات تموم شه(اعتماد کن به روند)، چیزی غیر این نیست، کل عالم تو وجود خداست. تو باید از دل این زخم، زخمی که به شدت طولانی شده، عمق برداشته، بالاخره بیرون بیای ، زاااااده میشی ، از نو متولد بشی در نسخه ای نورانی تر از نسخه قبلیت. نسخه ی نورانی جدید تو اصلا قابل مقایسه با نسخه نورانی قبلیت نیست! تو دیگه تاریکی رو میشناسی ترس رو میشناسی فریب زبان ها و ظاهرها رو چشیدی یاد گرفتی که باطل میتونه چقدر راحت لباس حق به تن خودش کنه اما تو دیگه ساده نیستی دیگه تحت تاثیر مردم قرار نمی گیری، جنگیدن برای هدف رو یاد گرفتی، جانباز شدی اما راه رو به سختی پیدا کردی و پیمودی. آدمی که از درون تو دوباره متولد میشه والاترین نسخه توعه، دیگه هیچ چی جلودارش نیست، بلده راهه، آزااااده. حق و اهل حق رو راحت تشخیص میده و میشناسه. برو به سمت شدن.... از کمبود به وفور، از ذهن به قلب و حضور، از عادت به آگاهی. ---
مولانا:--- ای طالب اگر ترا سر این راهست واندر سر تو هوای این درگاهست مفتاح فتوح اهل حق دانی چیست خوش گفتن لا اله الا الله است ![]() حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رَبُّ العرش العظیم تحول، آزادی، درخشش و اوج گرفتن در مسیر پاکی مجدد و خداوند بسیاااااار دیدنی است، از آن مدل دیدنی ها که آدم اشک شوق در چشمانش حلقه می زند. برایتان آرامش در میانه ی طوفان آرزومندم عزیزان خدا |
|||
|
۲۱:۴۳, ۲۸/مهر/۰۴
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
![]() «وَ اعْلَمْ يا بُنَيَّ، أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ، رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ؛ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ.» «لاتَقنَطوا مِن رَحمَةِ اللهِ، فَإِنَّ اللهَ يَغفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً.»«مَن رَجا اللهَ نالَ الأملَ، وَ مَن توَكَّلَ عَلَيهِ كَفاهُ الأمورَ.» با نهج البلاغه و کلام شیوای حضرت علی علیه السلام آغاز می کنیم... "اگر سختی بر تو چیره شد، شکیبایی پیشه کن؛ که سختی، آسانی در پی دارد و اندوه، شادی به دنبال میآورد، هیچ کس نباید از رحمت الهی ناامید شود، که بخشش خداوند از گناهان بندگان فراگیرتر است از عصیانشان، و هر که امیدش به خدا باشد به خواستهاش میرسد؛ و هر که بر او توکل کند، خدا کارش را کفایت میکند."ای انسانِ بیدار، تو موجی نیستی در پی موجها، بلکه اقیانوسی! ... که ژرفنایش راز آفرینش را در سینه دارد. آمدهای تا در سکوتِ بین ستارهها، نغمهای را زمزمه کنی که پیش از تو هیچ گوشی آن را نشنیده. رسالت تو در شکاف میان نفسهای تو و جهان نهفته، در نگاهی که از ورای زمان مینگرد، و در واژهای که چون باران بر زمین تشنه ی حقیقت وجودت میریزد. تو دانه ی نورانیای در دل خاکهای زمان، که باید تاریکی خویش را بشکافی تا به روشنایی برسی و در این شکفتن در میانه ی ظلمتها دوباره خورشیدی می شوی اندوه های تو پلکانی از الماساند که تو را تا اوج بلندیهای خویشتن بالا می برند، و هر اشک، آیینهای شده تا تو را به عمق هستی خود بنمایاند. تو قطرهای عاشق در انتظار دریا نیستی، تو خود دریا هستی عزیزه خدا که در بستر زمان جاری میشوی و در هر جزر و مدّ خویش، اسراری از ازل را بر ساحل حضور در دنیا مینویسی. پس برآی... از خواب فریبای تکرار، از زندان سایههای پیشین، ![]() و رسالت خویش را چون شمعی در دل تاریکی بیکران هستی تابناک کن، تا جهان در آینه ی وجودت، تصویر گمشده ات را بازبیابد. ![]() ---
--- امشب شهاب باران است و به رحمت خدا تا طلوع آفتاب ادامه دار و پیوسته خواهد بود. نقل قول:«وَ زَيَّنَ السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَها، وَ جَعَلَها رُجومًا لِلشَّياطينِ.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱) امشب، ظلمت و ناپاکی عیان تر از همیشه از سپهر معنوی هستی پاک است. امشب خداوند زیباتر و مادی تر از همیشه نشان می دهد که از حریم و بندگان خودش پاسداری می کند و آنرا با قدرت روشنایی و سرعت بی نهایت انجام می دهد. در اسامی الهی نام «الجبّار» یعنی آن قدرت مطلق، مسلط و بازگرداننده حق که قادر به جبران تمام مصیبت و آسیب هایی است که بر بنده اش وارد شده. او بر همه چیز غلبه دارد و هیچکس نمی تواند در مقابل خواست و اراده ی او مقاومت کند، اوست که دلها را پس از شکسته شدن ترمیم می کند. خدا امشب برای تو پیام تازه داردبنده ی من، که در ذات خود همیشه صالح و مایل به پاکی هستی، از این مرحله و ازین پس هرگاه وسوسه ای بخواهد به قلب و ذهن تو راه یابد با نوری از ملکوت و با جدیت آنرا میسوزانم. تو نیز هرگاه به آسمان پر عظمت ایزد نگاه کردی این سخن را به عنوان نشانه میان خودت و او بگذار: ستارهای بر زمان دیدار ما میدرخشد ✦
تا هم درودی باشد بر خدا و هم نیایشی از سوی تو بسوی پروردگار، یادت باشد هر سخن نیک و نشانه ای در این جهان یادآور امید و رحمت، حفظ روحیه و یقین به نجات است. در آن لحظه اگر خاطرت آمد برای سجاد، این ساکن زمینِ منتظرِ آسمان هم دعا کن. متنی که از پیام خدا به بنده اش نوشتم ریشه ی قرآنی نیز دارد. شبتان پر از باران نور و محافظت خدا، قلبتان روشن و ضربان هایش حیدری باد. |
|||
|
۲:۱۸, ۳/آبان/۰۴
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
![]() مسائلی که تو این پست میخوام یه گوشه ازش رو بنویسم انقدر عمیق و دست اوله که اگر دستم باز بود تاپیکش می کردم، این مطلب مثل نگین سرخ وسط تاج برای این صفحه اس. حتما بارها برات پیش اومده که دلت بخواد به عقب برگردی و کارهایی که نباید می کردی رو نکنی و بجاش اون کار درست رو انجام بدی ... میدونم که بارها و بارها موقع ناراحتی هات این ایده اومده به سراغت و بعد با غم بسیار و یک آه به فکرت خاتمه دادی. من بهت این خبر رو میدم که این کاملا شدنیه و تصرف در زمان و تغییر اون به خواست تو ممکنه، اما شرایط خاصی می طلبه. نقل قول:عبدی أطعنی أجعلک مثلی ، انا اقول للاشیاء کن فیکون و انت تقول للاشیاء کن فیکون؛ (حدیث قدسی) در وجه مادی و دنیایی، دولت جهانی برای دستیابی به این امکان سالهاست عظیم ترین خرج ها رو تو بخش صنعت و رسانه انجام میده و با پروژه CERN و با کمک تمامی دولت ها (حتی ایران) در تلاشه با حرکت دادن ذرات در سرعت فراتر از نور، زمان رو دچار انحنا کنه. این پروژه انقدر انرژی می گیره که یکبار برق تمام ژنو رو بلعیده ، استفن هاوکینگ قبل مرگ درباره این پروژه هشدار میده که انرژی حاصل از این آزمایش 100 میلیارد مگاالکترونولته و میتونه کل حیات انسان رو نابود کنه. آزمایش سال 1401 سرن انقدر تاثیرگذار بود که برکت رو از زمان گرفت طوری که الان هر سال مثل یک ماه داره طی میشه. مردم متوجه گذران سالها نمیشن و هر واقعه ای رو نهایت به چند ماه قبل نسبت میدن. اما در تاریخ از بودن کسانی که بجای اینکه در رودخانه ی زمان شنا کنند از بالا به کل اون نگاه می کردن... - ای میثم، تو را بعد از من خواهند گرفت و به دار خواهند کشید، و زبانت را خواهند برید،... ای میثم، در اینجا (و اشاره کرد به نخل خاصی) تو را بر همان درخت خواهند آویخت. نه روز بر آن چوبه میمانی تا روز دهم، خون از بینیات جاری میشود و بر محاسنت میریزد... - مالک! اگر به مصر برسی، مردم را به عدل فرا بخوان؛ ولی میدانم که به آنجا نخواهی رسید، زیرا در راهت زهر خواهند ریخت. - عبدالله بن عباس دلش پر از علم است، اما مراقب باشد که دنیا فریبش ندهد. (ابنعباس بعدها از سیاست کناره گرفت و ثروت بسیار یافت و همان هشدار تحقق یافت) - محمد بن ابیبکر! اهل مصر با تو بیوفایی خواهند کرد و در گرمای هوا تو را خواهند کشت. - اگر بخواهم، از هرکس از شما بگویم چه کسی است، از کجا آمده و به کجا میرود. علی (علیه السلام) بر زمان احاطه داشت و چون شاهد، زمان رو فقط در حال تجربه نمی کرد بلکه می دید. وقتی خدا به بندهای «علم الاسماء» یا «علم لدنی» بده، اون شخص به نوعی "خارج از زمان" میایسته و میتونه در «نقطههای زمانی» متفاوت حضور داشته باشه. وقتی بر زمان اشراف داشته باشی دیگه عقب و جلو شدن در زمان معنی ای نداره اون مثل نقشه ایه که از بالا دیده میشه. همین قدرت باعث میشه تو بتونی نشانه های دقیقی بدی و همزمانی هایی دقیقی از حوادث در شکل گفتار و خبر بسازی که حق رو برای جویندگانش آشکار و تثبیت می کنه و ذهن ها رو بیدار. میدونی یکی از اونهایی که اجازه دست بردن در زمان و تغییر واقعیت رو داره کیه؟ اسمش رو خیلی شنیدی. او در کنار موسی (علیه السلام) ظاهر شذ: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا» (کهف: ۶۵) او کشتی ای رو سوراخ کرد پسر بچه ای رو کشت و دیواری که در شهر خراب شده بود رو بازسازی کرد در ظاهر سه کار عجیب و بسیار نادرست اما وقتی راز آشکار شد معلوم شد هر کار خضر دقیقاً برای تغییر سرنوشتها در مسیر درست انجام شده سوراخ کردن کشتی، نجات دادن گروهی از فقیران و کشتی از دست پادشاه ظالم بود. کشتن آن پسر، مقدمه برای جلوگیری از شری عظیم در آینده شد. ساختن دیوار، حفظ گنجی برای دو یتیم بود تا در زمان مناسب به حقشون برسن. (آینده اونها در تغییر گذشته عوض شد) خضر در واقع در «سطح زمان» حرکت نمیکرد، او ورای زمان عمل میکرد. درک میکرد که چه تغییری در لحظه ی کنونی، آینده یا گذشته رو به مسیر درست میبره. علم لدنی؛شناخت باطن حوادث و تأثیرگذاری در بستر زمان بدون اینکه قانون الهی شکسته بشه. خضر، تمثیلِ انسانیه که به مقام رسیده و به او اجازه داده شده در شبکه ی سرنوشت دست ببره اما نه از سرِ میل شخصی، بلکه برای عدل الهی. علی (علیه السلام) میدید که چه کسی زنده میمونه و چه کسی شهید میشه او میدید فتنهها چه زمانی رخ میدن، چه کسانی یار حق میشن و چه کسانی پشت میکنن. این علم، علم لدنی است؛ یعنی نه صرفاً پیشبینی، بلکه مشاهده ی زمان از منظر الهی. میدونی نفر بعدی که اختیاراتش بیشتر از همه ی اینهاست کیه؟ اسم اون رو خیلی بیشتر شنیدی. اون صاحب بر زمانه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) او دستی مستقیم برای جریان مشیت الهی میشه.اون علم کامل بر زمان و احاطه کامل و اختیار بی نهایت داره برای همینه که زمین رو پر از عدل و داد می کنه، همه چیز رو می بره سرجایی که باید می بودن و آینده رو تضمین می کنه... همون کاری که خضر انجام داد اما در ابعاد وسیع و همیشگی ، نه صرفا اصلاح و نجات یک کشتی بلکه کل جامعه و جهان. ---
--- بهت هشدار میدم که به عقب برگشتن برای کسی که وقتش تموم بشه دیگه غیر ممکنه نقل قول:حَتّىٰ إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعونِ (٩٩) لَعَلّي أَعمَلُ صالِحًا فيما تَرَكتُ ۚ پس تا پروندتو نبستن و ازت قطع امید نکردن، و تا وقتت تموم نشده و فرصت جبران داری خودت رو مصداق حدیث قدسی اول مطلب کن. تا حد امکان جبران کن کارهای اشتباهت رو، اصلاح کن نفس و روحت رو ... زلیخا هم همینطوری یکهو به نقطه جوانی برنگشت، اول اعتراف به اشتباه و بعد اقرار کرد به ایمان به خدا و با خدا خییییلی جلو رفت. عیسی(علیه السلام) به درجه ای از اجابت رسید که مرده زنده می کرد! علی(علیه السلام) آنچنان با خدا جلو رفته بود که در جنگ خیبر گفت من دست خدایم! دست خدا بشو ای عزیز خدا... اون اومده دنبالت نظر رحمت بتو داره، حداقل نور خدا بشو روی زمین. ![]() نور خدا وقتی بشی ، توجهت: یه بیماری، یه درد روحی، یه مسیر و حتی یه سرنوشت رو تغییر میده. اون وقت اگر بگی بشو جهان اطاعت می کنه اون تغییری که تو در گذشته ی خودت ایجاد می کنی، بخشی از نقشهی ازلی خداست که در ظاهر وقایع رو عوض می کنه، اما در حقیقت، چیزی رو به مسیر درست خودش برمیگردونی و خط مقدس زمان رو مجددا میسازی ---
--- نمیدونی از کجا شروع کنی؟ لطفا، نمازت رو شروع کن به خوندن سه گانه اش کن، هر تایمش مثل یه ضلع مثلثه که باید کامل بشه تا بتونه دورتو حصار بکشه حتما دیدی از بهجت پرسیدن ذکری بما بدید که بتونیم باهاش بالا بریم گفت نماز بخونید ، این هر روز شما رو بالا و بالاتر می بره ، تکویناً من بعنوان نگارنده این مطلب، هیچ چیز مهم تر از نماز و تاکید بهش در قرآن ندیدم. هر وقت باز کردم تاکید بر نماز بوده، انقدر این نماز مهمه که حتی کار کردن و رزق درآوردن هم در مقابلش باید تعطیل بشه، دیگه باقی بهانه ها که اصلا. اگر دقت کنی افولت زمانی کامل شد که نمازت از دست رفت. به نمازت خیلی اهمیت بده آنچنان قویت می کنه که خودتم باور نکنی. ذهنت، روحت، قلبت غیرقابل نفوذ و دست هات اون برکت سابق رو پیدا می کنن. غصه گذشتت و سالهای از دست رفته ات رو نخور این جبران برای او خیلی راحته، همه اش بهت برمیگرده ولی هیچ جا رسانه ای نمیشه ، یه راز بین خودت و خدات.برو تو مسیر شدن... کارهاتو جبران کن خدا خودش می برتت تو قلمرو فرمان و خلق دوباره. یجا تو قرآن زکریا نسبت به وضعی که داره وتغییرش شک می کنه خدا بهش میگه من تو رو از نیستی پدید آوردم داری دقیقا به چی فکر می کنی؟!!این کار من در برابر خلقت تو از نیستی که فراتر نیست... علم من بر همه چیز احاطه داره. ---
--- بیچاره اون کسی که فرصت الهی و راه خدا رو بست، بیچاره اون کسی که بنده ی خوب خدا رو گمراه کرد و آخرشم می بینه تمام آثار کار بدش محو شده جوری که انگار اصلا نبوده، اما بابتش باید عذاب بکشه و بی آبرو شه. این بده این اون باختن و بازنده بودن واقعیه. باید وایستن با حسرت ببینن تو داری بدون یه خط و خش و با روح و روانی سالم به سمت خدا خوشبخت رهسپار میشی. ---
--- شاید جالب باشه بدونی خیلی از چیزایی که ژول ورن تو قرن نوزدهم نوشته و برای ناشرها هم تعجب آور بودن امروزه تبدیل به اختراعات بدیهی و پدیده های خیلی عادی هستن. یه سکانس منطقی از سفر در زمان توسط دولت سایه ها: ![]() وقتی استیو راجرز ماموریتش تموم شد، با ماشین زمان تونی استارک به گذشته رفت و با پگی کارتر که مدت ها ازش دور افتاده بود ازدواج کرد و زندگی ای رو تشکیل داد که همیشه آرزوش بود. (و نسخه پیرش در همون لحظه در زمان حال ظاهر شد اما کاااملا راضی و آرامش یافته) یه جورایی، عشقش رو با “صبر در برابر زمان” ثابت کرد. عشقت رو با صبر در برابر زمان به خدا ثابت کن... |
|||
|
۰:۰۰, ۶/آبان/۰۴
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
![]() دو نوع سطح ایمان داریم... وقتی معجزه شکافتن رود نیل باشه خیییلی آسونه که ایمان داشته باشی وقتی خدا اوضاع رو به سرعت متحول می کنه می تونی ببینی، حس کنی، لمس کنی وقتی بین دو تا چیز گیر کنی و سریع نشونه اونیکه حقه رو ببینی اینجوری آسونه که بگی خدایا تو چقدر خوبی شکرت برای معجزه ای که کردی و راحت انتخاب درستو می کنی اما ایمان سطح بالا و واقعی وقتیه که فضا علیه حقه، نمیذارن درست انتخاب کنی و ذهنتو بهم ریختن وقتیه که هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع نمی بینی و اوضاع ظاهرا داره بدترم میشه برات نه حرف و آزار اطرافیان کم شده نه شفا پیدا کردی اون فرشته هم هنوز ظاهر نشده ولی تو باید بدونی که خدا داره برات کار می کنه بدونی دعایی که کردی شنیده شده اینکه آزادی حقیقی و عاقبت به خیر شدن در راهه و طلوع نزدیکه ایمان پایین میگه وقتی تغییری دیدم باور می کنم همه چیز واضحه و من انتخاب می کنم وقتی سلامتیم بهتر شد وقتی همه باهام خوبن پس همه چی درسته و اون موقع سپاسگزاری می کنم ![]() اون موقع نگرش خوبی پیدا خواهم کرد به زندگی اما مشکل دقیقا همینجاست و مشکل بزرگی هم هست! تو نعمت ها و آدم های سطح بالا رو تو زندگیت دریافت نمی کنی اگه فقط ایمان سطح پایین داشته باشی باید خودت رو ارتقا بدی و از پسش هم برمیای دوست من، با پشتیبانی خدا و حکمت خدادادیت. گاهی چیزایی که می بینی و فکر می کنی برات نا امیدی زیادی میاره در واقع علتش فقط اینه که روش خدا با مدل فکری تو فرق داره نگرش متفاوتی داره خدا برای حل کردن مشکل تو اما تو به مسیر راه حل خودت فقط داری نگاه می کنی و پیش خودت فکر می کنی هیچ نشانه ای نیست. در حالیکه همه چیز داره با قدرت به سمت بهبود و نجات میره، اما از یه کانال دیگه. خداوند هستی و هم، راستی نخواهد ز تو کژی و کاستی به خدا اعتماد داشته باشنقل قول:وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَما می دانیم سینه ات از انچه انها می گویند تنگ می شود و تو را سخت ناراحت می کند برای دفع ناراحتی آنان پرودگارت را تسبیح و حمد گوی و از سجده کنندگان باش. (ارتباط مستحکم تو با خدا و یقین به نجات اثر محیط روی تو رو صفر می کنه) نقل قول:لَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ ، أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقَامٍ.آیا خداوند برای نجات و دفاع از بنده اش کافی نیست اما آنها تو را از غیر او می ترسانند آیا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟ نقل قول:لَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَآنان كه كافر شدند و راه خدا را سد کرده و بستند (ديگران را از راه حق و درستی بازداشتند) به كيفر فسادى كه كردند عذابى بر عذابشان خواهيم افزود. از دعاهات دست نکش و رویاهات رو دنبال کن. همه چیز به زودی محقق میشه (55 )و تو خوشحال تر از همیشه خواهی شد. قلبت رو دوباره در مدار عشق قرار بده و ایمانت رو بالا نگه دار اون تا آخر سپر توعه. (22-22) این دو سوخت و انرژیه همه چیزن. چشم هات رو ببند و به اون عشق خدایی بگو: "و آنگاه که به یاد توام، به خویشتن اصیل خود نزدیک میشوم" اون زمان که کلمات تو با جهتت مطابقت پیدا کرد تغییر بطور پیوسته شدت بیشتری پیدا می کنه. ---
--- خوش به حال کسانی که از فقر روح خود آگاهند خوشا به حال فروتنان، زیرا آنان وارث زمین خواهند شد. خوشا به حال ماتمیان، زیرا آنان تسلی خواهند یافت. خوشا به حال تشنگان عدالت، زیرا آنان سیراب خواهند شد. خوشا به حال رحیمان، زیرا بر ایشان رحم خواهد شد. خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خدا را خواهند دید. خوشا به حال صلحجویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. خوشا به حال آنان که به خاطر عدالت و در راه پارسایی آزار میبینند، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است. خوشحال باشید اگر علیه تان سخن دروغ بافتند و به شما افترا و تهمت ناحق زدند زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چراکه همینگونه بندگان خدا را که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند. شما نور جهانید مانند شهری را که بر فراز کوهی بنا شده، نتوان پنهان کرد. پس بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا کارهای نیکتان را ببینند و خدای شما را که در آسمان است، بستایند. و تو در پادشاهیِ آسمان بزرگ خوانده خواهی شد. حضرت عیسی (علیه السلام) --- --- ✦ Eru یعنی «یگانه» یا «تنها»، و Ilúvatar یعنی «پدرِ همه». پس «ارو ایلو واتار» یعنی: «یگانه و سرپرست همه موجودات» |
|||
|
۲۳:۵۵, ۹/آبان/۰۴
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
![]() به نام حضرت دوست نقل قول:پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) :«ارواح چون لشگریاند منظم؛ آنکه از آنها همشناخته شود، با هم متحد گردد، و آنکه با آنها بیگانه باشد، از هم جدا شود.» منبع در واقع اونهایی که با هم «شناخت» یا «ترکیب ذاتی» دارن، در طول زمان سازگارتر و نزدیکتر میشن اما اونهایی که ذاتاً "بیگانه" و "متضادن" هر چی بگذره بیشتر دچار اختلاف شده و از هم دورتر و جدا میشن. جفت روحی وقتی وارد میشه اون حس و رنگ زندگی و شادی واقعی رو با حضورش میاره، انگار که مدت ها میشناختیش و بدون اینکه نیاز باشه باهاش حرف بزنی ذهنت و قلبت با ایده و افکارش هماهنگه. این رابطه معمولاً خیلی شدید، غیرمعمول و گاهی دردناکه، چون هدفش فقط خوشی نیست، رشد عشق و بیداریه. نقل قول:وَخَلَقْنَاكُم أَزْوَاجًا(نبأ، ۸)ارواح در عالم ذرّ، جفت آفریده شدن، و هر روح در جستجوی نیمه ی گمشده ی خودش روی زمینه تا دوباره به وحدت برسه. نقل قول:«وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» (روم، ۲۱).این رابطه بر اساس مودت و رحمته نه بر اساس معیارهای دنیایی. جفت روحی آیینه ی کمال و زیبایی های توعه حضور اون باعث میشه بهترین صفات تو مثل اعتماد به نفس، نورانیت، خودآگاهی و استقلالت به حداکثر خودش برسن، حتی باعث میشه بخشهایی از خودت رو ببینی که همیشه ازشون فرار کردی. وقتی عشق رو در عمیقترین حالت با جفت روحی تجربه میکنی، متوجه میشی سرچشمهاش فقط الهیه. تو در واقع اون رو بخاطر خدا دوست داری. عشق بین دو روح، در اصل یادآور عشق خالق و مخلوقه. اغلب جفتهای روحی مجبور میشن مدتی از هم جدا بشن تا خودشون رو پیدا کنن. این جدایی برای هر دو دردناکه، در این بین یکیشون پایداری می کنه و اون یکی درگیر فرآیند رشد میشه و این چرخه تا زمانی ادامه پیدا می کنه که هر دو به یک اندازه رشد کنن و در این فاصله ارتباطشون از وابستگی تبدیل به عشق بی حد و مرز میشه. ذهن های اونها میتونه کیلومترها دورتر افکار هم رو دریافت کنن. بعد از تمام کشمکشها، اگر مسیر تکامل طی بشه، اونها به یک پیوند رضایت بخش، آرامش نهایی و سبکی درونی میرسن که هیچ رابطهی معمولی یا کارمیک نمیتونه انجامش بده. تاثیر جفت روحی انقدر زیاده که حتی یکبار تابیدنش باعث قدرت ذهن و مقاومت در برابر تاریکی میشه و نفس رو درمان می کنه. --- --- در مقابل زوج های روحی زوج های کارمیک قرار دارن، و بیشتر ازدواج هایی که در اطرافمون می بینیم در همین دسته قرار می گیره. ازدواج کارمیک بر اساس معیارهای عقل و نفس شکل میگیره: زیبایی، پول، شرایط، تحصیلات، موقعیت اجتماعی ازدواج کارمیک با یک کشش شدید شروع میشه، مثل آهنربایی که به سمت چیزی کشیده میشی و وابستت می کنه اما در عین لذت، داره خستهت میکنه. از همون اول رابطه آتشینه و بعد افت و خیزها شروع میشن و تو مدام در نوسانی ... این نوسان کم کم تو رو دچار اضطراب دائمی می کنه و حس نا امنی و ترس از شکست تو رو از درون و ظاهر پیر می کنه، بخاطر ترس هایی زوج روحی رو ترک کردی اما اینها در اصل برای زوج کارمیکت بودن و واقعیت پیدا می کنن. ![]() از اونجایی که ازدواج کارمیک بر اساس معیارهایی که ممکنه در طی زمان از بین برن یا کم ارزش بشن، رابطه هم دچار افول میشه. مرد دیگه اون علاقه سابق رو نداره و رفته رفته دنبال نسل جدیدتر میره و خیانت می کنه، با خیانت مرد وجود زن که تمام هستیشو خرج کرده کاملا میشکنه و برای اثبات با ارزش بودن خودش دنبال رابطه موازی میره و این بدترین چیزیه که می تونه برای یک روح الهی اتفاق بیفته. من تمام مشکلات اخلاقی امروز جامعه رو در این مساله می بینم و هیچ چیز برای دشمن (شیطان) بهتر از یک ازدواج کارمیک و جلوگیری از پیوند روحی نیست، چون بعد سالیانی خود به خود مسیر سقوط شکل می گیره. و بزرگترین مقصرش خانواده یک نسل قبل تر از ماست که تماما تشویق و اجبار به ازدواج کارمیک کردن، در ظاهره خیرخواهی و صلاح خواستن... و این فاجعه رو امروز تو نسل بعدی خودشون شکل دادن و همه حیران از خودشون می پرسن این حجم از بی اخلاقی از کجاست؟ عدل رو شما بهم زدید، چون هیچ چیز سرجای خودش نیست. کبوتر با بازه، شیر با کفتار. اگه جفت روحی آینهی نور درونت بود، زوج کارمیک آینهی سایههاته. اون کنترلگر، نماینده ی غرور، نفس و میل هاست. نقل قول:چگونه می توانید بفهمید که در یک رابطه کارمایی هستید؟ برای اینکه به یک رابطه کارمیک پایان بدی من از خودم چیزی نمیگم و دستورات روان درمانگر "اندرو آرون" رو میذارم: نقل قول:قطع ارتباط کارمیک فقط در صورتی امکان پذیر است که شما این چرخه را بشکنید. برخی انسانها با وجود اینکه می دانند چه کاری باید انجام دهند ولی از برداشتن این گام می ترسند. مهم نیست که در چه عمقی در یک رابطه کارمایی درگیرید حتی با آگاهی از اینکه این رابطه باید پایان یابد ولی برای برخی انسانها تفکر در مورد منطقه امن و برداشتن قدم مطمئن برای رسیدن آن برای آنها سخت است، به همین دلیل باید قدم به قدم پیش بروید. - هر کاری خوب و بدی که او در حق شما انجام داده تصدیق کن و بپذیر، زوج کارمیک میاد تا بهت یاد بده چطور خودت رو بشناسی و بدونی واقعا چی از زندگیت میخواستی، نه اینکه تا ابد درگیرش بمونی. * خودت رو ببخش ، بابت همه چیزها و تجربیات بدی که پیدا کردی- وقتی خودت رو ببخشی دیگه نیازی نیست با سردرد ، بدن درد، خستگی مزمن و ذهن پر از فکر و استرس زندگی کنی. باید از این حبس احساسات و انسداد قلبی خارج بشی ، این احساساته خوبه پنهان شده در شمای آقا یا خانم باعث فروپاشی از درون شده و بیشتر هم میشه. وقتی جفت روحیت بیاد در اولین قدم اعتماد به نفست رو تقویت می کنه تا بتونی مستقل تصمیم بگیری و خردمندانه عمل کنی. قرار نیست فقط توی شادی ها باشه ، اون عمق رنج ها و زخم ها رو میدونه و برای التیامشون بهترین طبیبه. ![]() تو و جفت روحیت اهداف، نگرش و افق یکسانی دارید و این هم افزایی، شما رو تقویت می کنه. هر چقدر که علایق و سلایق مشترکی داشته باشید قطعا اختلاف نظر در مواردی وجود داره اما تفاوت جفت روحی اینه که اون نظرات خودش رو تحمیل نمی کنه یا به دنبال تغییر فریبکارانه ی شخصیت شما نیست. جفت روحی میخواد همه چیز در عین آزادی و اختیار اتفاق بیفته و اجبار و نقشه کشیدن، عشق رو براش بی ارزش می کنه. خیلی جالب بود دیشب زلیخا یکی از نشانه های ازدواج روحی رو در دیالوگ گفت: "آیا ممکن است یوزارسیف مرا با این چهره شکسته و پیر بپذیرد؟" بعدش خودش جواب خودش رو داد: "امکان ندارد که یوزارسیف مرا نپذیرد، او به زیبایی چهره من جذب نشده بود، یوسف من با همه فرق می کند و طور دیگری جهان را می بیند" ازدواج روحی هیچ چیز بهش اثر نمی کنه حتی زمان، چون دلیله ایجاد این پیوند نزدیکی و ارتباط هرکدوم به خدا بوده. بخش اعظمی از مطالب این پست مربوط به پیج طرح الهی متعلق به استاد مجید سعیدیان بود، که البته بصورت فیلم بودن و من به اختصار دو تصویر از کل مطلب رو در میان متون بالا گذاشتم. عاقبتون بخیر |
|||
|
۱:۱۳, ۱۳/آبان/۰۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۰۴ ۱:۱۳ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
![]() پاکی تو ای پادشاهی، که چه شکوهمند است پادشاهیات! … خدایا پادشاهی تو بزرگتر و سلطنتت بادوامتر از آن است که طاعت اطاعت کنندگان در آن بیفزاید یا نافرمانی گنهکاران از آن بکاهد. حمد و ستایش تو را است و معبودی جز تو نیست… همگی در چنبر فرمان توأند. ---
--- خورشید، مهره های طلاییِ لحظهها را بر تسبیحِ بودن میسُراند. از میان ترکهای خشتِ خشک، سبزینهای تازه سر برکشیده و بر سنگ فرشِ خاطره، جوانههای نور میچکند. سایهها، به زبانِ بیزبانی در گودالِ نفس در حال خاموشی اند در سینه ی تو، عزیز خدا ![]() باغی است... که باغبانش، ترانهی باد را در گوشش زمزمه میکند. و من، بهاریام که در راهِ شدن است....... شب، بیکرانتر از هر خیال، بر روانِ این تنهاییِ جمعی، ستاره میافشاند. نه بیمی مانده، نه هراسی؛ جز جنبشی که در شریانهای هستی جاری است. این دلِ شکسته، این دردِآشنا، پنجرهای است کهن به پادشاهی روشنِ فردا. تو ای نمادِ معنا، چون نسیمی از گلستانی نزدیک، در حوالیمان پر میافشانی. باران، باران... ![]() ترانهای کامل است برای دشتِ تشنهی جان. و خدا ... همهی پلهای ویران را با دستانِ توانگرِ امید و یقین از نو خواهد ساخت. در درونمان، بالهایی از « اشتیاقِ پرواز » است ... و هر بار که بر زخمِ این دیرینهحسرت میبوسیم، پرهایش میروید. امید... امید،هزاران ساقه دارد؛ ساقههایش در شب به ریشههای رویا میدوند و هر روز، با طلوع بیش از پیش قلب و دل، به جانمان، جانی دوباره میبخشد. با دلی آرام و قلبی پر از یقین به خدا سپردمتان عزیزان خدا...
|
|||
|
۰:۴۲, ۱۷/آبان/۰۴
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
![]() خدایی که بهش ایمان داری و میشناسی، تخصصش اینه درهایی رو باز کنه که هیچکس دیگه نمیتونه خیلی اوقات این فکر میاد سراغت که همه چی تموم شد، اما بدون خدا داره بی سر و صدا زنجیرها رو یکییکی پاره میکنه. تو همین چند ماه درهایی قراره باز بشن به سمت آرامش، سلامتی و آزادی... عزیزه جان اگر امروز زندگیت سخت شده و دچار چالش و مشکلات شدی یادت نره یه رفیقی داری که هر روز عاشقانه منتظر اینه که فرمون زندگیتو بدی بهش از منیت و خود تصمیم گیری خارج شی و تمامیت زندگیت رو بسپاری به جان جانانه واقعی، اصلا برات مهم نباشه دیگران چی دربارت میگن یا چی دربارت فکر می کنن، همین فکر و همین ترس در نهایت به این درجه از تاریکی تو رو رسونده، بازم نمیخوای ازین مسیر و نگرانی از نگاه دیگران دست بکشی؟! این مردمی که هر روز به سویی می چرخن قابل اعتنا و اتکا نیستن. ببین... تو باید به اون درجه ای برسی که هیچ اطمینانی به تدبیر خودت نکنی، اگه گفتی من فردا میرم فلان کارو می کنم که فلان نتیجه رو بگیرم ....... بدون که کارو دوباره خراب کردی. بدون دوباره خدا رو گذاشتی یه گوشه و نقش محوری رو ازش گرفتی. اینطوری کارت همچنان خراب میمونه. باید به این برسی که هیچ چیزی تو جهان جز به اراده ی او، اونطور که مطلوب توعه اتفاق نمی افته. بشین با خدا حرف بزن بگو خدایا: "من رو از دست خودم خلاص کن این نفس من این هر لحظه من رو به هزار راه بی نتیجه و هزار تدبیر اشتباه تر و هزار آدم بیخود می کشونه فقط تو میتونی بین من و این نفس حائل بشی" چرا که حائل باید نزدیکتر از اون شی به تو باشه و فقط خداست که از تو، به تو نزدیک تره و نفس دورتر از توست ( و این خبر خوبیه ) نفس به تو القا می کنه رها کردن یعنی فقط از دست دادن یک چیز یا تحمل نکردن سختیها و اجتناب از آسیب، اما واقعیت اینه که رها کردن، یعنی قدرت انتخاب دوباره، احیا اراده پولادین، هماورد کردن و دست یافتن به اون چیزی که روح تو رو کامل و نورانی می کنه. یوسف در زندان بود، اما اون فصله سخت، مسیرش رو به سمت پادشاهی هموار کرد. ایمان واقعی یعنی در سکوت و گیج بودنه امروز، به وعدهای که خدا داده اعتماد داشته باشی. وعده ی عدالت، وعده ی نجات. وقتی شرایط دریافت کمک رو تا حد توانت احراز کردی و اشتباهات جبران شد، یاد بگیر به کسی که پشتصحنه در حال کاره اعتماد کنی، پروردگار آسمان ها و زمین. قصه تو هنوز تموم نشده… شواهد فقط یک عکس از لحظه ی فعلی تو از مسیر زندگی هستن، نه نتیجهی نهایی. یادت باشه: تصمیمهای تو در این لحظه و نوع واکنشی که نشون میدی، تعیین میکنه به سمت کدوم آینده بری. آینده ای درخشان و چیزی که باید می بود یا تکرار همین روند تا وقتی که عمرت تموم بشه. مثل برق هم میگذره و از دستت میره و در گشایش هم بسته میشه. از تهدید همون هایی که تو رو به چاه انداختن نترس، روزی تو و آینده تو دست مردم نیست، دست خدا و در جای دیگه اس. دست کسیه که تو رو از هیچ به هستی آورده و اوست مالک تو و اوست هادی تو، اوست پدر و سرپرست تو. خدا قبل از اینکه تو حرکتت رو انجام بدی زمین جدید زندگیت رو آماده می کنه، تو به جلو برو و خواهی دید با اراده ی تو و رضایت خداوند از این اراده، محیط هم با تو هماهنگ میشه، از جبر ایزد جهان مجبوره با تو سازگار بشه. خدا تو رو میشناسه، اون از قبل میدونه تو چه انتخاب و رفتاری می کنی، پس نا امید نباش، ببین که با وجود اینکه میدونه تو اشتباه می کنی بازم نشونه میفرسته بازم حمایت می کنه، و این یعنی اون جلوتر می بینه و قوی تر شدنت و عاقبت بخیریت رو داره می بینه. اون باورت داره و دست های قدرتمند و نورانیش مدام رو شونه های توعه، به قوی تر کردن روحت ادامه بده، حتی اگه روزی یک میلی متره و حتی گاهی عقب گرد داری، ادامه بده.... نور بده، نور بتاب تا یاد بگیری دوباره طلوع کنی و خورشید بشی. ---
--- پنجره ای می خواهم رو به همه ی تنهایی هایی که در آن شب با همه وسعت خود جای گیرد. پنجره ای می خواهم رو به ماه تا خدا را خود از پشت شیشه ی مه گرفته اش ببینم. پنجره ای می خواهم تا پای روشنی را به این نهان خانه ی سرد و تاریک باز کند تا که دیگر این دل یخ زده سهم من نباشد ... ---
--- خبر دارم تمام غمی که داری تبدیل به نور میشه و تمام راهروهای قلبتو روشن و گرم می کنه، عزیزه خدا . |
|||
|
۲:۴۰, ۲۰/آبان/۰۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۰۴ ۳:۱۶ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
![]() به نام خدایی که بر کلمات قدرت و اثر و نور می دهند... امشب قرار بود درباره نبرد ابن حورون بنویسم و روایتگر ایستادن ماه و خورشید با دستور یک بنده ی عادی باشم اما گویا اون دست نامرئیه هدایتگر چیز دیگه ای می خواست و اولویت رو بر مساله ی دیگری گذاشت. اول اینکه بهت بگم همه ما موجودات نیازمند هدایت و تعیین مسیریم و اگر نباشه لحظه ای، تمام جهان از هم میپاشه. وقتی میگیم تحت هدایت الهی هستی چند تا مساله قطعا سراغ ذهن تو اومدن و اذیتت می کنن اولین چیز اینه تو یا اطرافیانت(قطعا) فکر می کنن هدایت برای پیامبر و امامه و معجزه به اون صورت که برای اونا بوده برای تو نمیاد. اولا بهت بگم که اونها هم فرقی با ما ندارن، مخلوق هستن و مثل ما عادی به دنیا میان و فقط به این خاطر که بنیان و ستون اصلی خیزش هستن اون حمایت به شکل فوری و قاطع خودش رو نشون میده تا شالوده ی ایمان از هم نپاشه. (در سوره یوسف آیه 24 میگه ما اگه جلوی یوسف رو نگرفته بودیم و برهان فوری نفرستاده بودیم او بطور طبیعی به سمت زلیخا میرفت) وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿السجده ۲۴﴾ و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت میکردند. مساله دومی که میاد به ذهنت اینه که فلان عالم که آدم خوبیه، پس چرا هدایت نمیشه؟ چرا اشتباه می کنه. اولا کی گفته آدم خوبیه؟ حدود الهی رو حتما رعایت کرده؟ مطمئنی چک سفید تو ذهنت براش امضا نکردی؟ دوما، اون داره هدایت میشه ولی به شکل خودش. ندیدن تو دلیل بر نبودن نیست. هدایت خدا و بنده اش یه امر شخصی و دوتاییه و عمومی نیست. اصلا اگه بیاد تو عموم بگه درک نمیشه، چون تجربیاتی داره که فقط شخص خودش می فهمه. و اما سومین و مهم ترین مساله آقای سجاد من که آدم خوبی نیستم دیگه، پس هدایتم نمیشم نگاهمم نمی کنه خدا، وضع زندگیم مشخصه و از همه گناهای وحشتناکم خبرداره. اولا اون مثل ما آدم ها نیست که با اشتباه قهر و پشت کنه و بره دیگم جواب سلامتو نده، مشکل اینه که ما خدا رو مثل خودمون می بینیم. تو یک جزء هستی که خودت رو داری به کل تعمیم میدی، در حالیکه کل هست که تو رو شکل و حرکت میده، مثل یه دونه شن هستی تو دریا که اون موج که حرکت می کنه انقدر سهمگینه که تو رو با خودش می بره چه بخوای چه نخوای. اون میگرده تو پرونده ی تو، تو خاطرات تو یه کاری خوبی که کردی رو پیدا می کنه و به همون علت میاد دنبالت، گاهی هم یه دعای خیری در حقت میشه و همون دعا نوری میشه برای تغییر و تحول. یادمه چند سال پیش یه روایتی خوندم که خیلی از ادم ها تو قیامت بهشتی میشن فقط بخاطر اینکه دیگران در حقشون دعای خوب و عاقبت بخیری کردن. بسته به اینکه تو چه وضعیتی هستی اون هدایت رو شروع می کنه، اگه ما دلمون نرم و آماده باشه اون هدایت به شکل آروم ، با نشانه ، با یقین قلبی ، با کمک و تغییر فکر در لحظه ی درست خودش رو نشون میده. اگرم خیلی خواب باشیم و غفلت تا عمق استخوون رفته باشه به شکل محکم ، بحران ، شکست ، فشار روحی و از دست دادن چیزایی که فکر می کردیم ستون زندگیمونه هدایت میشیم. عصبانی نشو! که خدایا چرا خودت زودتر کاری نکردی که انقدر من افت کنم که الان بخاطرش انقدر سختی بکشم تا دوباره خوب شم. ببین ما یه قماری کردیم یه ادعایی کردیم گفتیم - خدایا ما رو بفرست دنیا، ما میدونیم چیکار کنیم ما مثل اینا نمیشیم، می فهمیم حق چیه ناحق چیه، کار رو در میاریم. ما می فهمیم! + باشه برو ، اگه نتونستی چی؟ - دیگه خدا خونه پرش 30 40 سال اگه خراب کردیم تو جلومونو خودت بگیر، حتی شده بیا در رو بشکن ما رو بزور بکش بیرون از تاریکی، چون ما خو میگیریم به هر چیزی ، یادمون میره کی بودیم ولی تو یادت نمیره چی بودیم و برای چی اومدیم. + تو بنده ی نورانی منی و قول میدم و حتما دنبالت میام ...وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿السجده ۲۱﴾ و قطعا غير از آن عذاب بزرگتر، از عذاب اين دنيا به آنان می چشانيم اميد كه آنها [به خدا] بازگردند تو یک جنگجو هستی جنگجو تو میدان ساخته میشه هدایت تو هدف دار هست با هدف آماده سازی برای یک نقطه ی خاص از مسیر آیندت، برای تغییر در زندگی که تو هنوز دقیق نمیدونی چیه اما نشونهها و تغییرات رو داری می بینی. هدف از این مرحله چیه؟ بزرگترین محور این مرحله اینه که تو از چرخههایی که اسیرش شدی ببُری:
هدایتِ شدید برای تو به این خاطره که قراره آدمی بشی که «ظرف بالایی» داره، بعد از اون تو روی چند تا ستون می ایستی تا جهان پیرامونت رو تکون بدی:
فهمت نسبت به گذشته، درد، آدمها و مسیر آینده میچرخه. دیگه احتیاج نداری خودت رو به هر قیمتی ثابت کنی، دیگه نمیخوای کسی رو متقاعد کنی، دیگه درونت دنبال تایید نیست، از آدمها انتظار نداری. از این بینیازی، عشق و قدرت واقعی میزنه بیرون مثل فنری که سالها فشار داشته، باز میشه. برای کسی که دنبال حقیقت باشه، رنج رو جدی بگیره ،خودش رو تا حد امکان اصلاح کنه و جرات نگاه کردن به تاریکی خودش رو داشته باشه. این رو بدون هدایت یک فرایند «روان معنوی تجربی» هست نه فقط یک صدای غیبی که مستقیم باهات حرف بزنه. چیزهایی رو که قبلا نمیدیدی میبینی، اشتباهات رو واضح تشخیص میدی مسیر درست جلو چشمت واضح میشه یک «نهانهوشیاری» بیدار میشه و ادراک تو تغییر میکنه انگار یک لامپ توی مغزت روشن شده باشه. وقتی به یک نقطه مشخص از آگاهی میرسی نشونه ها آغاز میشن: اتفاقات پشت سر هم ،افراد درست در زمان درست اخبار و پیامهایی که دقیقا جوابه فکر تو هستن مسیرهایی که به شکل غیرعادی محو یا هموار میشن اینها از نظر روانشناسی «اثر توجه انتخابی» هم هست، اما وقتی شدت و تکرار پیدا میکنه، دیگه اتفاقی نیست و یک هدایت بیرونی و سیستماتیکه که داره از طرف خدا انجام میشه. قبلا هم گفتم ذهن تو انقدر قوی نیست که بر بیرونش تاثیر بذاره و هرچیزی که دلت میخواد رو بتونی رقم بزنی(که اگه میتونستی دیگه عمرا دعا نمی کردی خودت همه چیو میساختی) تنها کسی که اراده برای معجزه داره و تاثیر و تغییر واقعی ایجاد می کنه یک نفره. خدا استاد اینه که یک مساله رو تبدیل به یک نماد کنه و بعد از طریق همون نماد با تو حرف بزنه. تو باید خوشحال باشی که اون داره همه چیز رو جلوی چشم هات میذاره و قدرت نمایی می کنه، که هست که حضور داره که نافذ و قادر بر تمام سکانس های این فیلمه. و بعد از این ناگهان میفهمی به چیزی میل نداری، میفهمی باید فاصله بگیری یک شوق شدید به مسیر الهی پیدا میکنی یک «نه» درونی قاطع به تاریکی و تکرار داری و یک «آره» محکم به روشنایی و تازگی --- --- آسیه همسر فرعون، بانوی اول ابرقدرت اون زمان جهان وقتی فهمید درست چیه و غلط چیه با فروتنی تمام جهتش رو تغییر داد... ما که مثل آسیه دارای امکانات و مقام و منصب ک نمیشیم میشیم؟ ولی همین یه ذره خونه زندگی رو غرور گرفتتمون از اون که دیگه بالاتر نیستیم از اون بدتر، تو تاریکی و گرفتار قدرت ظالم به اون بزرگی هم نیستیم اون آدمه عادی خودشو نجات داد. ما یک صدم اون شرایط و سختی اون ادمو نداریم که یه فرعونی جلوش بود یک صدم امکانات و ثروت و نفوذ خود آسیه هم نداریم ک بخوایم مغرور بشیم و نتونیم ازش دل بکنیم. پس کار ما خیلی آسون تره. ![]() آسیه پیامبر نبود ولی مثال هدایت مستقیم الهیه. --- --- امشب با خدا حرف بزن بگو خدایا بیا به خوابم صبحم وقتی بیدار میشی نه گوشیتو بردار نه به چیز دیگه ای فکر کن، اول با خدا حرف بزن. این رو هر روز انجام بده تا اثراتشو فورا ببینی. برای رهایی از این محیط مسموم، تو نیاز نداری بطور جغرافیایی هجرت کنی تو باید در روانت، قلبت و ذهنت هجرت کنی نور در هر شرایطی نوره حتی وسط تاریکی می تابه، برای تو وسعت تاریکی اصلا مهم نیست، خودت مهمی فقط خودت رو نجات بده. یادت باشه هدایت بین تو و خدا یه مساله کااااملا شخصیه و هیچکس نمی تونه درکت کنه چون تجربیات تو رو نداره، تو نیاز به تایید بیرونی نداری که بشینی برای دیگران از لطف های ویژه خدا تعریف کنی، تو از درون هدایت رو دریافت می کنی ... "وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ" حکمت یعنی «هدایت درونی» ، لقمان پیامبر نبود یک انسان عادی بود که خدا هدایت رو مدام به دلش میفرستاد و اون رو یک فرزانه کرد. طبق هدایت خدا عمل کن میشه اون چه که باید.✦ هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّناتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ (حدید 9) او کسی است که آیات بینات خود را بر قلب بندهاش نازل کرد که شما را از ظلمتها به نورانیت برساند. ✦ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ (طلاق 3) و هر کس بی پروایی نکند و تقوای خدا پیشه کند، خدا برای او راهی از بنبستها قرار میدهد و از جایی که گمان ندارد، روزیاش میدهد. |
|||
|
۱:۰۷, ۲۳/آبان/۰۴
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
![]() سلام پدر زمینی ام سلام بر فرمانده ی سپاه نور و پاکی سلام بر تویی که بروزترین، قوی ترین و پویاترین انسان ها احاطه ات کرده اند، کسانی که عشقشان به دیگران همچون خداوند بی نیاز و از سر سوز دل برای خلق نزدیک است جانشان از کالبد خارج شود. انقدر نیامدی که به خشک سالی اخلاق قحطی حیا و کمبود وجدان دچار شده ایم. دوستان و ارادتمندان دیرینت، آن حکیمان درخشان... از بی آبی الکل در پایین یخچالشان گذاشته اند و بجای آب بعد از غذا می خورند. همان هایی که روزگاری حرفش را هم که می شنیدند یا برافروخته می شدند یا می گریختند. دستشان دادند و کم کم برایشان عادی و عادت شد، یادشان رفت که چه انواری بودند و نفهمیدند از اثر سو و ضد اخلاقی آن بر روح و ذاتشان. بشکند آن دست های دهنده ... لال شود آن زبان های نرم و پرفریب و اغواگر، به اسم علم و زمانه و واقعیت گرایی چه سم ها که به خورد انسان پاک ندادند... امام من اگر رفتی از این بیابان سلام ما را رسان لطفا به باران برایمان دعا کن، از آن مدل دعاها که دستی بیاید، ما را بیابد و با قدرت مطلق بیرون بکشد تا نور درونمان دوباره آشکار شود و اطراف را روشن کند. ای برادر، چراغی بیفروز تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز به شبه فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز ای مهربانه پنهان، ما را دعا کن تا به جای ماندن در سیاهی چراغی بشیم تا وقتی دست تو آمد ما را بشناسه و برداره امام زمانم، سردار بی سایه ام ما را در این تاخیر تنها نگذار رد پا بگذار، نشانه بده، نفس بفرست که اینجا دیگه هوا یی نیست تا بدانیم هنوز ما را میبینی و هنوز ارزش داریم که برایمان..... دعا شود. ای صاحبه زمان تا تو بیایی من با همین دل شکسته و تن زخمی به عشق تو ادامه می دهم می ایستم و به نامت چراغی هرچند کوچکدر دل این شب طولانی روشن میکنم..... فردا روز مخصوص تو و تمام تسلیم شدگان خداست فردا برای من، عزیزانم و باران برای کشور دعا کن ای صاحب آبرو در پیشگاه خدا خدا ظهور ناگهانی ات را برساند ![]() --- --- دعا کنیم برای باران، شنیدم در 60 سال اخیر بی سابقه بوده که تهران این همه مدت بدون بارش باشه، نمیدونم چرا انقدر قدرت دعا رو دست کم گرفتیم. چرا حتی، حتی سرمونم رو به بالا نمی گیریم و به آسمون خدا نگاه نمی کنیم. چی شده مردم؟ ما رو چی شده؟ از کی انقدر بی حوصله شدیم؟ این همه عجله برای رسیدن برای چیه؟ از همه چی زدن برای رسیدن ، ... رسیدن به چی؟ بهش فکر کردین؟ این همه بدو بدو که زودتر برسیم سرکار ، عجله و بدو بدو که زودتر برگردیم خونه ، که چی؟ چرا بابت این زودتر شدنه داریم از همه چی فرار می کنیم؟ مگه زندگی این بود؟ مگه اومده بودیم که تو این سیکل صبح زود پاشیم و شبم بدو بدو برگردیم؟ واقعا تهش چیه؟ چرا بابت این عجله ذاتمون رو دستکاری کردیم جوری که نسبت به همه چی سرسری بشیم و اجازه ندیم به ذهنمون برای تامل کردن ... ارزششو داره؟ و الله که نداره. استپ کنیم، کات بدیم، بشین با خودت فکر کن داری با خودت چیکار می کنی... من برای تمام کشورم دعا می کنم، باران برای تهران من کسی نیستم اما قدرت شنونده ی دعایم فوق العاده و بی نهایته. قطعا دعا توسط خدا شنیده میشه و امیدوارم که وقتی بارون اومد بیشتر از این از ایمانمون، یقین و صلابت الهی مون نخشکه، حیامون بازگرده و گناه برامون دوباره غیرعادی و ارتکابش سخت بشه، وجودمون از عشق واقعی انقدر لبریز و سیراب بشه که هیچ زخمی نمونه که بخوایم بخاطر فراموشی دردش به مُسکِن گناه متوسل بشیم. امیدوارم این قطرات باران که بر جسم و لباس تو میریزه بر جان تو اثر کنه و به قلبت بره. برام دعا کن عزیز خدا، که من همیشه دعاگویتانم. ![]() --- --- بنده در همین فضایی که در اختیار دارم و برای رضای خدا مطالبی رو قرار میدم. اینکه مورد بازدید شحص یا چه تعدادی افرادی قرار بگیره اصلا برای بنده محل توجه و اعراب نیست و برای من اثبات شده اونچه که خدا بخواد با قدرت و نفوذ فوق العاده اش بر قلب و ذهن، به هرکس که اراده کنه میرسونه و من هیچ نقشی جز انجام وظیفه رو ندارم. با توجه به اینکه امکان فیدبک گرفتن در تالار دیگه میسر نیست من به طور موقت فرمی رو برای ارسال پیام ناشناس برای خوانندگان ایجاد کردم، از طریق این فرم می تونین دیدگاه ها، انتقادها و یا هر مطلبی که مدنظرتونه رو به گوش من برسونین. از مالکین تالار بابت اینکه اجازه فعالیت رو تا به امروز دادند کمال تشکر رو دارم. با امید و دعا برای ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، خالصانه. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| #پنجمین تولد تالار - خاطرات من ... | سخنگو | 39 | 19,579 |
۲۰/آبان/۹۴ ۰:۲۸ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| #پنجمین تولد تالار - متشکرم از ... | سخنگو | 20 | 8,234 |
۱۶/آبان/۹۴ ۲۰:۱۲ آخرین ارسال: Mahdy2021 |
|
| #پنجمین تولد تالار - بهترین تاپیکی که خوانده ام ... | سخنگو | 7 | 4,196 |
۱۶/آبان/۹۴ ۴:۴۲ آخرین ارسال: soora |
|
| #پنجمین تولد تالار - یادگاری من ... | سخنگو | 4 | 2,945 |
۱۴/آبان/۹۴ ۰:۰۷ آخرین ارسال: پرنیان |
|
| #پنجمین تولد تالار - بهترین سرصفحه ی تالار به نظرم ... | سخنگو | 17 | 29,746 |
۱۲/آبان/۹۴ ۱۲:۴۰ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|









![[تصویر: naji.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/naji.jpg)


![[تصویر: 35to36.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/35to36.jpg)
![[تصویر: 1mo4rd0ad5.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/1mo4rd0ad5.jpg)
![[تصویر: reality361405.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/reality361405.jpg)


![[تصویر: timetravel1405.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/timetravel1405.jpg)

![[تصویر: peggy.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/peggy.jpg)
![[تصویر: allah_eru.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/allah_eru.jpg)
![[تصویر: soulmate36.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/soulmate36.jpg)
![[تصویر: ab69.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/ab69.jpg)
![[تصویر: sb3336.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/sb3336.jpg)
![[تصویر: sobh36.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/11/sobh36.jpg)
![[تصویر: elahi3633.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/11/elahi3633.jpg)
![[تصویر: 36sun33tree.jpg]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/11/36sun33tree.jpg)

![[تصویر: mahdi.gif]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/10/mahdi.gif)
![[تصویر: memsg.png]](https://cajad.ir/ofogh36/wp-content/uploads/2025/11/memsg.png)