کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
#پنجمین تولد تالار - خاطرات من ...
۱۸:۰۵, ۸/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۴ ۱۸:۰۵ توسط سخنگو.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: Logo_5th_Birthday_www_bidari_andishe_ir.jpg]

همه ما در تالار لحظات شیرین و خاطراتی بیادماندنی داریم
که هر چند وقت ، وقتی بیادمان می آیند سرشار از لذت معنوی میشویم .
بهترین و خاطرانگیزترین لحظات را بازگو نماییم و دیگران را در لحظات شیرینمان شریک نماییم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱:۴۱, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
5 سال گذشت!!!!

میدونم چند روز دیگر شده برای خاطره گفتن، چند ماهی هست دیر به دیر به تالار سر میزنم...
یادمه اون اوایل که عضو تالار شده بودم، سعی میکردم میون کارهام یه وقت خالی پیدا کنم بیام به تالار سر بزنم، آخه اون اوایل وقتی میومدم تو تالار پر انرژی و شور و شوق بود یه خانواده ی گرم و فعال.


پشت سر هم تایپیک جدید، بحث و قرار ها برای خوندن دعا،، گاهی اوقات وقت کم میاوردی برای خوندن مطالب.


یه خانواده ی بزرگ از تمام کشور دور هم جمع بودیم با هم بحث میکردیم، دعوا میکردیم، با هم میخندیدیم، از دغدغه هامون میگفتیم...

یادمه بیشتری هامون تا میومدیم تالار اول از همه به تایپیک خنده حلال سر میزدیم!
محمد تراست و عکسهای کبوتر و مرغ و خروس جفتی که میذاشت و دغدغه ی ازدواجش خستمون کرده بود.


نگرانی sky girl برای خشکی دریاچه ی ارومیه، آخر هر پستش شده بود خشکی دریاچه ی ارومیه!


ارسال های زینب خانوم و میدی مطمئن بودی یه دو سه صفحه ایی کم کم حرف زده


مرهم! با تایپیک زمانی که جهان من بی خدا میشود! همه وا خدایا ما داریم کافر میشیم.

درست پسند هم تا سلام میکردی یه صفحه آیه قرآن برات میفرستاد


مجید آملی و حسن عزتی هم که مثل مامان باباها دنبال بچه ها که کمتر تو سر و کله ی هم بزنن....


روز های خیلی خوبی بود تایپیک ها حضور گرم بچه ها تالار و زنده نگه داشته بود، میدونستیییی میای تالار مطالب مفیدی یاد میگیری یا حد اقل دوستانی هم عقیده و هم فکر خودت پیدا میکنی!


چند تا از بهترین دوستانم و از تو همین تالار پیدا کردم...


اما حالا هیچ شور و شوقی برای اومدن به تالار ندارم، بچه هایی که باعث شور و شوق تو تالار بودن نیستن، تایپیک ها کم بعضی هاشون در حد روزنامه های زرد، هیچی که یاد نمیگیری، گریه ت هم میگیره میخونی...

امیدوارم آقای بیداری اندیشه آقا مهدی آقا سید ابراهیم و بقیه مدیران دوباره این تالار و سر پا نگه دارن! این کشتی به گل نشسته رو نجات بدن بچه ها دور هم جمع بشن با تمام اختلاف نظر ها...
امیدوارم! Sad

این بود خاطره ی من Big Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۳:۱۳, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار
بهترین خاطره یا بهتر بگم ، خوب ترین اتفاق تالاریم اشنایی با تیم رادیو بیداری بود .


رادیو بیداری مقدمه ای شد برای داشتن دوستان خوب که از تک تکشون درس های بسیاری گرفتم .
خصوصا خواهر نازنینم شیدا Heart


و چه زیباست سخن رسول مهربانی حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که می فرمایند :
هرکس که خداوند برای او خیر بخواهد ، دوستی شایسته نصیب وی خواهد کرد
نهج الفصاحه ص 776 ، ح 3064


ان شاالله خداوند حافظشون باشه .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۴:۱۸, ۱۰/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۴ ۴:۲۷ توسط MEEAAD.)
شماره ارسال: #4
آواتار
░░♥░░♥░░░░♥░░♥░░░░♥░░♥░░░░♥░░♥░░
.......•*¨`*. .•*¨`*•. .•*¨`*. .•*¨`*•.......
با عرض ســــــلام و ادب و احترام[تصویر: Sheklak_1_.png]


در اولیـن روز هـای حـضـورم در تـالار، سـر یـک موضـوعی (که الان نـمـی تـونم بگم) بیـن بنـده و

آقای مجید املشی و آقای "X" باعـث شـد که آپشـن "عدم دریافت پیام خصوصی" حــذف بشـه[تصویر: Sheklake_Riz_11_.png]

بعـد آقـــ♥ـــای املشی از اون کـار آقای "X" حمایـت کردند که من هم تصمیـم گرفتم، یـه خـورده

سر به سرشون بذارم[تصویر: Sheklake_Riz_9_.png]

مثـلا در نـقـد فنـی توی تاپیـک "تـصـاویـری کـه بـایـد دیـد" به ایشـان گفتم باید برای آخرین عکس

در هر صفحه محدودیـت فاصله ی زمـانـی تعریف کرد، یعنی اگر بین آخرین مطلب ارسال شده در

صفحه ی "n" با اولیـن مطلـب ارسال شـده در صفحه ی "n + 1" فاصله ی زمانی مثلا 5 ساعت

وجـود دارد؛ سیـسـتـم بـه طور اتومـاتیـک هـر دو مطلب را در صفحه ی "n + 1" قرار دهد و اینـکه

مـن دیـگـه تـوی آن تاپیـک مطلب نمی ذارم؛ بعد ایشان این حرف های من را جــدی گرفته بودنـد:
(۲۳/آذر/۹۳ ۱۴:۴۶)آقـــ♥ـــای مجید املشی نوشته است:  ممنون از زحمتی که کشیدید و وقتی که گذاشتید. مطمئن باشید که پیشنهادهای خوب بررسی و با درنظر گرفتن جوانب عملیاتی میشن.
البته هـم اونجا و هم توی پیام خصوصی خیلی سر به سرشون گذاشته بودم (فقط یکیشو گفتم)[تصویر: Sheklake_Riz_8_.png]

این خاطرات هیچگونه لـذت معنوی برای مـــ♥ـــن ندارنـد ولی خـــوب........ .

إن شاء الله هر جا که هستند؛ سالم و سلامت باشند✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
[تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_3_.png][تصویر: Sheklak_4_.png][تصویر: Sheklak_3_.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۲۴, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #5
آواتار
مطئنا این خاطره برای خیلی از دوستان میتونه تکراری باشه، ولی خب خیلی های دیگه هم جدیداً اضافه شدند و جالبه این دسته گل منو بخونند.




فقط هر بزرگواری که اینو میخونه آهنگ پت و مت یادش نره.... موسیقی متن این ارسال فقط همینه
[تصویر: wink.png]


یادمه روزای اول که اومده بودم تو تالار خب زیاد به فضا وارد نبودم...



داشتم لیست ارسال های خصوصی را می دیم که یادم اومد که یکی از کابران قبلا حرف زشتی زده بود پیش خودم گفتم یه تذکر برادرانه بکنم
[تصویر: angel.png]
، همون موقع کیلیک کردم روی یکی از اون ها و شروع کردم به نوشتن نامه...
[تصویر: cool.png]


فکر کنم یه همچین چیزی نوشتم: سلام داداش خوبی فکر نمیکنی لحنت بد بود باید.... و بعدشم هم یه خورده حرفای دیگه زدم



بعد اومدم تو ارسال های امروز دیدم اااااااا چقدر سریع جواب برام اومده، البته اینقدر گیج تشریف داشتم نگاه نکردم که از کیه....
[تصویر: blush.png]


متن نامه این بود: سلام داداش خوبی فکر نمی کنی لحنت بد بود....



آقا ما تا این رو خوندیم سریع براش جواب دادم که : خب بله... دیگه چیزی نداری بگی ادای من را در میآری....



رفتم در صفحه اصلی دیدم...... اااااااا باز برام پیام اومده، بازم ارسال کننده اش را ندیدم، سریع نامه را باز کردم دیدم نوشته:
خب بله... دیگه چیزی نداری بگی ادای من را در میآری....


خلاصه سرتون رو درد نیارم، ما حدود 5 الی 6 ارسال با خودمون حرف می زدیم....
[تصویر: sad.png][تصویر: huh.png][تصویر: confused.png][تصویر: happy.png][تصویر: wink.png][تصویر: biggrin.png]


آخرین ارسال هایم این بود:



من1: میشه بس کنید[تصویر: blush.png][تصویر: heart.png] و اینقدر ادا در نیارید[تصویر: angry.png]
من 2: میشه بس کنید[تصویر: blush.png][تصویر: heart.png] و اینقدر ادا در نیارید[تصویر: angry.png]

من1: من دیگه به این گفتگوی ... ادامه نمیدهم شما هیچی نمیگید فقط ادا در میارید[تصویر: huh.png][تصویر: angry.png]
من 2: من دیگه به این گفتگوی ... ادمه نمیدهم شما هیچی نمیگید فقط ادا در میارید[تصویر: huh.png][تصویر: angry.png]
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


یه نیم ساعتی داشتیم با خودمون چت میکردیم.....
[تصویر: biggrin.png]

ببخشید اگر کمی طولانی شد....

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۴۵, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #6

خاطره بنده هم پریروز رقم خورد که در این تایپیک خاطره ای نوشتم ولی خاطره ام ناپدید شدHuh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۱۶, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #7
آواتار
[تصویر: balloons.gif]سلام روزتون به خیر
تالار باحالی بود..[تصویر: earthhug.gif]..دقت کنید به زمان فعلم بووووووووود....
خاطراتم [تصویر: mocantina.gif] [تصویر: 42kmoig.gif] [تصویر: gaah.gif][تصویر: consoling2.gif] [تصویر: meditationf.gif] [تصویر: 999.gif] [تصویر: 129fs238648.gif]با دوستم سورا یکم مشترکه دیگه نمینویسمشون ....

[تصویر: nocomment.gif]

خوش باشید....
من و..............................[تصویر: pirates5B15D_th.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۴۰, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
حالا چون حرفش شده، میگم. اتفاقا بد هم نیست وسط خاطره بازی هامون کمی درد و دل هم بکنیم.


از یه مدتی به بعد تیم مدیریتی تالار بیشتر کارها را برون سپاری میکرد. یعنی چی؟ یعنی میگذاشت به عهده خود کاربران عادی.


من نمیگم تالار گلستانه و.... عرض بنده اینه که دوستانی که نقدی میکنن و اعتراضی دارند، این را بدانن که قسمت قابل توجهی از اون نقدها متوجه خودشونه....


تالار پویایی ش را از دست داده؟ خود شما چه ایده خلاقانه ای برای خروج از رکود آن داشته اید؟؟؟ چه کاری کرده ایدHuh
ما بازیکن و شما تماشاگر نیستیم، همه مان اینجا بازی می کنیم. پس اگر فضای تالار کمی رنگ پریده است، قبول کنید قسمت مهم آن متوجه شماست عزیزانم. Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۱۷, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۰/آبان/۹۴ ۱۶:۴۰)سید ابراهیم نوشته است:  تالار پویایی ش را از دست داده؟ خود شما چه ایده خلاقانه ای برای خروج از رکود آن داشته اید؟؟؟ چه کاری کرده ایدHuh
ما بازیکن و شما تماشاگر نیستیم، همه مان اینجا بازی می کنیم. پس اگر فضای تالار کمی رنگ پریده است، قبول کنید قسمت مهم آن متوجه شماست عزیزانم. Smile


سلام وخداقوت

برادرگرامی

بازیکنان اصلی کیا هستن ؟؟Exclamation

نزدیک 17 تا پیشنهاد...دادیم چی شد!!
زدن کلید اولیه وآماده کردن فضا ،بیشتر متوجه کدوم بازیکناست؟؟

بابا لا اقل میگفتین نقص پیشنهاد ها را که انگیزه ی باشه روشون کاربشه دوباره...

بیان کردن پیشنهاد وگذشتن از آن هیچ موقع کیفیتی به دنبال ندارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۳۸, ۱۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #10
آواتار
اتفاقا به شخصه از پیشنهادهای شما استفاده کردیم. خدا خیر کثیر عنایتتان کند. خود حقیر در بخش رادیو از آن بهره جستم.

ولی فقط تو پیشنهاد نمانید، خودتون یه یاعلی بگید و بیایید یه گوشه کار را بگیرید. حالا که امکانات تقریبا و تا حد مناسبی موجوده کم کاری من و شما توجیهی نداره. Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  به مناسبت دهمین سالگرد تولد تالار بیداری اندیشه mohamad 41 3,309 ۲۴/خرداد/۰۱ ۱۴:۲۸
آخرین ارسال: عبدالرحمن
Star #پنجمین تولد تالار - متشکرم از ... سخنگو 20 5,864 ۱۶/آبان/۹۴ ۲۰:۱۲
آخرین ارسال: Mahdy2021
Star #پنجمین تولد تالار - بهترین تاپیکی که خوانده ام ... سخنگو 7 2,935 ۱۶/آبان/۹۴ ۴:۴۲
آخرین ارسال: soora
Star #پنجمین تولد تالار - یادگاری من ... سخنگو 4 1,948 ۱۴/آبان/۹۴ ۰:۰۷
آخرین ارسال: پرنیان
Star #پنجمین تولد تالار - بهترین سرصفحه ی تالار به نظرم ... سخنگو 17 16,914 ۱۲/آبان/۹۴ ۱۲:۴۰
آخرین ارسال: حضرت عشق

پرش در بین بخشها:


بالا