تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کلمة الحق (مقالات مختصر و مفید)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---
سلطان زمین
مرجع بزرگوار تقلید آیت الله العظمی وحید خراسانی - دامّ ظلّه - فرمودند :
این داستان که می گویم با یک واسطه برای خود من نقل شده است .

مرحوم میرزا احمد ، پسر مرحوم آخوند برای من نقل کرد :

مادر ما مریض شد . ما هر چه کردیم ، نتوانستیم مادرمان را معالجه کنیم . به ما خبر دادند که یک سیّدی در نجف پیدا شده و رَمل غیبی دارد . ما به سراغ او رفتیم که پیدایش کنیم .

در ایوان حضرت امیر - علیه السلام - بودیم که سیّدی از پلّه ها پایین آمد . فهمیدیم که همان است .
من و برادرم رفتیم مقابل او و من گفتم : نیّتی دارم .

گفت : نیّت کن .

تسبیح خودش را درآورد طاق و جفت انداخت مانند استخاره ؛ سپس گفت : نیّت شما راجع به خانمی است که سر تا پای او مرض است و سه روز دیگر خواهد مُرد !

ما مبهوت شدیم .

برادرم گفت : من هم نیّتی دارم .

گفت : نیّت کن .

تسبیح گرفت ، طاق و جفت انداخت و رنگش تغییر کرد .

گفت : این چه نیّتی است ؟ نیّت تو راجع به کسی است که الآن در مکه بود ، الآن در شام بود ، الآن در مدینه بود (و مرتّب می گفت : الآن الآن ...) ؛ بعد گفت :

« نیّت تو راجع به کسی است که منظومه به دور سر او می چرخد . نیّت تو راجع به امام زمان - عجّل الله فرجه - است . »

ما به او اصرار کردیم که این علم را به ما هم یاد بده .
گفت : علم من همراه با فقر شدیدی است که شما دو آقازاده تحمّل آن را ندارید .

رفتیم خدمت آخوند و جریان را گفتیم ، ایشان متحیّر شد و گفت : هر طور هست او را پیدا کنید تا من او را ببینم .

من و برادرم تمام نجف را گشتیم ولی دیگر سیّد را ندیدیم .

غرض ما دو نکته در این داستان است .

خُب این که آن شخص می گوید : آنی در مکه ، یک آن در مشهد ، آنی در سوریه ، یعنی چه ؟

این حرف را کسی می زند که چنان تسلّطی داشته و قدرتش مُحَیِّرُ العُقول است . دانه های تسبیح که حرف نمی زنند ، تسلّط او بوده که چنین مطالبی را گفته است .

(قسمت دوم)

مطلب دوم که او گفته :

همه دور سر او می چرخند ؛ اگر منظومه دور او می چرخد ، یعنی تمام کهکشان ها دور او می چرخند .
این نشئه ی پرواز است ؛ شمع ، فقط او است . اگر مرکز به هم بخورد ، دیگر دایره نیست .
در او چه گوهری است که این اثر را در نظام عالم دارد ؟ منتها هنوز به آن حد نرسیده که ما بفهمیم .

این لب ها تکان می خورد ، حرف ها که به گوش ها می خورد و به مغز می نشیند همه ی این ها تحت اشراف اوست ، پس غیبتی برای او نیست . نزدیک تر از ما به ما ، او است .

میلیارد ها شیخ طوسی و شیخ انصاری ، ارزش یک نَفَس امام زمان - عجّل الله فرجه - را ندارند .
شیخ انصاری و شیخ طوسی را که گفتم ، بقیّه اصلاً داخل حساب نمی آیند .
(سخنرانی در جمع دانش پژوهان مرکز تخصّصی مهدویّت ؛ تابستان 1381)

(اضافه های این جانب :

در مورد شیخ طوسی - اعلم الله مقامه - همین قدر بدونید که بعد از رساله ی تکلیفی که ایشون نوشتن ، تا شیش یا هفت قرن ، هیچ مرجع تقلیدی به احترام ایشون و نیز جامعیّت مطالب رساله ی ایشون ، رساله ی جدیدی نمی نوشت مگر این که عین و یا مرکزیّت رساله ی ایشون رو در بر داشت ، از آن به بعد هم ، رساله ها بنا به نیاز های روز ، نوشته می شد و الّا هنوز هم این عالم برجسته ، رساله ی معتبری دارند و نظریّاتشان مورد قبول است .

جالب دو نکته است در مورد ایشون :

1- خود ایشون در مورد غیبت امام زمان - عجّل الله فرجه - در رسالشون (به نقل از حجة الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله) نوشته اند :

بر خدا و خود حضرت صاحب الأمر جایز نیست که امام زمان - عجّل الله فرجه - غایب باشند !!!

بلکه بر مکلّفین است دلیل غیبت و پنهانی !
(یعنی من و شما)

نکته ی دوم : ایشان در پایین پای حرمین کاظمین ، حرم امام موسی بن جعفر و محمّد بن علی - سلام الله علیهم - دفن شده اند و طبق وصیّت خودشون ، نوشته شده که :

این مرد ، سگ این خاندان است !!!

ابته به قول آقای رائفی پور - حفظه الله ، این که می گیم ما سگ این خاندانیم ، خیلی خوبه ، ولی امامان ما سگ نمی خوان !!! یاری و وفاداری و پشتیبانی می خوان !

مرحوم شیخ طوسی - رحمة الله علیه - هم وفاداری کردن اون هم چه وفاداری ای ! در تاریخ زندگی ایشون رو بخونین و در پایان برای بعد از مرگشان ، ادعای سگ بودن کردند !
فهمیدین چه گفتم ؟!

پایان)

- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز،جانباز 13،مسجد حسيني
زمان:شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو:09153059557
«اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامَ الهاديَ المَهديَ اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه وَ انصُرنا بِه نَصراً عَزيزاً»
- آماده ي ظهورش -
مایه ی افتخار جنبش مصاف و بیداری اندیشه هستی (:
این حقیر ؟
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---

پاي درس امام جواد - عليه السلام
صَقر بن أبي دُلَف مي گويد : از امام جواد - عليه السلام - شنيدم که فرمودند :« امام پس از من علي (امام هادي - عليه السلام) است . دستور او دستور من و سخن او سخن من و اطاعت او اطاعت از من است .

و امام پس از او ، فرزندش حسن (امام عسکري - عليه السلام) است . دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش مي باشد . »


سپس حضرت - عليه السلام - سکوت کردند .

عرض کردم : اي پسر رسول خدا ! امام بعد از حسن (عليه السلام) کيست ؟
[u]حضرت به شدّت گريه کردند و فرمودند :[/b]

« پس از حسن ، فرزندش که به حق قيام مي نمايد (القائم بالحق) و مردم انتظارش را مي کشند (المنتظَر) . »

عرض کردم : اي پسر رسول خدا ؛ چرا او « قائم » ناميده شده است ؟

فرمودند :

« زيرا او پس از اينکه يادش از ميان رفت (مردم او را فراموش کردند) و بيشتر معتقدان به امامتش از او برگشتند ، قيام مي کند . »


عرض کردم : چرا « مُنتَظَر » ناميده شده است ؟

فرمودند :

« زيرا غيبتي دارد که روزهايش بسيار و زمانش طولاني مي گردد . در آن دوران ، مخلصان در انتظار قيامش باشند ؛

و اهل شک و ترديد انکارش نمايند ؛

و منکران ، ذکر و يادش را مسخره کنند ؛

و کساني که وقت براي ظهورش تعيين مي کنند ، دروغ مي گويند ؛

و عجله کنندگان هلاک شوند ؛

و اهل تسليم نجات يابند . »


(کمال الدّين و تمام النّعمة ، باب 36 حديث 3)
(اضافه ي اين حقير :

الهي بميرم ؛ ببينين ائمّه ي ما - عليهم السلام - با اون همه مقام و منزلت هايي که شنيديم ازشون ، با شنيدن و ديدن نام امام مهدي - عجّل الله فرجه - چه قدر متأثّر مي شن و گريه مي کنن و حالشون بالکل عوض مي شه !!!

به قول آقاي پناهيان ، امام علي - عليه السلام - هر وقت به ياد مهدي جانشون و عزيزمون مي افتادن مي گفتن : هآآآآآآ ... شوقٌ الي رؤيته !!!!

هااااا ... چقدر دوست دارم و اشتياق و شوق دارم مهديم و ببينم !!!

ائمه ي ديگر ما هم يا گريه مي کردن يا بلند مي شدن و دست بر سر مي گذاشتن و ...

امام صادق - عليه السلام در سخنراني هاي حجة الاسلام اسماعيل رفيعي - حفظه الله - ذکر شد که به حالت فَکلا گريه مي کردند در حالي که روي زمين نشسته بودن و بدون زير انداز .

امام رضا بلند شدن و دست بر سر گذاشتن و دعاشون کردن و وقتي دعبل شعر از اون بزرگوار - عجّ الله فرجه - خوند ، به شدّت گريه کردن ؛ کاري که براي قسمت مداحي از پدراشون نکرده بودن .

امام جواد هم اين طوري و ...

عزيزان ، بهترين امام ، بهترين بنده ، بهترين معصوم ، بهترين شخص در قالب بشر ، بهترين منجي ، بهترين کامل ، بهترين شخص براي بقيّة الله بودن ، بهترين نفس ، بهترين و قدرتمند ترين و با ارزش ترين و بهترين از همه لحاظ در زمان ما غايب است !!!

لطفاً بيشتر براي شناسوندنش به مردم تلاش کنين خواهشاً .

اجرش هم از خودشون و عزيز امروز بگيرين .

آقا جان ديوونتونم عاشقتونم ، فداتون بشم ، عزيزمي ، نوکرتم ، غلامتم ، جانثارم ، خاک پاتم ، همه جوره در خدمتتم ، چاکرتم ، قربونت بشم والاي من ، آقاي من ، شاه من ، پناه من ، سراي من ، سناي من ، بهار من ، ولاي من ، شوق من ، عزيز من ، افتخار من ، جهان من ... ، نديده برات گريه مي کنم ، ببينمت چه کار مي کنم ؟! خدا فرجتو برسونه .

پايان)

- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز،جانباز 13،مسجد حسيني
زمان:شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو:09153059557
«اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامَ الهاديَ المَهديَ اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه وَ انصُرنا بِه نَصراً عَزيزاً»
- آماده ي ظهورش -


---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---

مقام علماء در زمان غیبت

امام هادی - علیه السلام - فرمودند :


« اگر در زمان غیبت قائم شما - علیه الصلاة و السلام و عجّل فرجه - علمایی که :



مردم را به سوی او دعوت می کنند ؛


و به سوی او راهنمایی می کنند ؛



و بندگان ضعیف خداوند را از تورهای شیطان و یارانش و دام های ناصبی ها نجات می دهند ، نبودند ، هیچکس بر روی زمین باقی نمی ماند ؛ مگر این که از دین خدا بر می گشت .


ولی این علما ، افسار دل مؤمنان را به دست می گیرند ؛ همان طور که ناخدا سکّان کشتی را به دست می گیرد .


این ها در نزد خداوند ، بزرگ ، برترین ها هستند . »

(معجم أحادیث الإمام المهدی - عجّل الله فرجه - ج6 ص9)

یکی از این علماء ، حضرت آیت الله (العظمی) وحید خراسانی است :


آیت الله شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی تشرّفی به محضر امام زمان - عجّ الله فرجه - داشته اند .


ایشان در ضمن بیان این تشرّف فرمودند :


« ... سپس حضرت - عجّل الله فرجه - از بعضی از شهر های ایران تعریف کردند . از همدان ، کرمانشاه و مشهد تعریف کردند .


از بعضی علما تعریف کردند .


از « آخوند ملّاعلی » که در همدان بود تعریف و تمجید کردند ، از « شیخ حسین خراسانی » که الآن در قم است تعریف کردند . آقای وحید خراسانی آن وقت به « شیخ حسین خُردو » معروف بود ، جثه و هیکل کوچکی داشتند و منبری بودند ؛ حضرت - عجّل الله فرجه - اظهار توجّهی به ایشان فرمودند که :

« برکات و عنایات ما به ایشان می رسد »



بقیّه ی آقایانی که حضرت - عجّ الله فرجه - از آنها تعریف کردند ، به رحمت خدا رفته اند و من نباید قبل از این ، این مطلب را به کسی می گفتم و هرگز (هم) نگفتم تا اینکه همه ی آنها به رحمت خدا رفتند و تنها کسی که باقی مانده است ، آقای شیخ حسین (وحید خراسانی) است . »

(میر مهر ، ص 328 / پادشه خوبان ، ص100)


(اضافه های این حقیر :


1- خود حضرت - عجّل الله فرجه فرموده اند :


اما در رویداد های تازه که برای شما واقع می شود ، به روایت کنندگان احادیث ما مراجعه کنید ؛
زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم !

(کمال الدّین ، ص484)


حالا قدر مراجع تقلید - حفظهم الله - و بزرگانی چون حجت الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله ، استاد رائفی پور - حفظه الله ، حجة الاسلام پناهیان - حفظه الله - و بقیه ی بزرگان و مبلّغان مهدویّت رو می فهمیم .



2- این جریان ، در همین اواخر به اون صورت اتّفاق نیوفتاده و حتماً نظراتی مشابه رو حضرت بقیّة الله الاعظم - عجّل الله فرجه - خواهند داشت .



در مورد مراجع اون چیزی که یقیناً معلوم است این است که در حال حاضر ، حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی - حفظه الله ، مسن ترین و سالمند ترین مرجع تقلید زنده هستن و اگر این به این معنا باشه که عمر بیشتری رو در تبیین و تفسیر و مطالعات دینی داشته ان ، پس برترین مرجع تقلید ایشون خواهند بود .


خوب این یه برداشت ظاهریه و نباید به به چشم یک دلیل جامع بهش نگا کرد .


خدایا شکرت عزیز جان به خاطر هادیانی که در زمان غیبت عزیزمون - عجّ الله فرجه - ما رو به اصل دین و مهدویّت ، دعوت می کنن .


خدایا فرج امام غایب و قائم معصومین - علیهم السلام - عجّ الله فرجهم - رو برسون همین امسال در همین محرم .


الهی آمین .


پایان)

- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز،جانباز 13،مسجد حسيني
زمان:شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو:09153059557
«اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامَ الهاديَ المَهديَ اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه وَ انصُرنا بِه نَصراً عَزيزاً»
- آماده ي ظهورش -
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---
یا حسین (علیه الصلاة و السلام)





یکی از بانوان مؤمنه و پرهیزگار به نام « خدیجه ظهوریان » فرزند عبّاسعلی – که هم اکنون قریب به نود سال از عمر با برکت خود را پشت سر گذاشته و با آن که نزدیک ده سال است که بر اثر سکته از پا افتاده و با کمک عصا خود را به این سو و آن سو می کشاند ، نماز جماعتش ترک نمی شود – نقل می کند :


حدود سی سال قبل ، مُهر تربتی – که خودم از کربلا آورده بودم – کثیف شده بود . آن را بردم و در آب روان (آب خیابان وسط شهر مشهد مقدّس) شستشو دادم و در میان سطل گذاشته و برگشتم .


وقتی رو به روی مسجد دوازده امامی ها رسیدم ، با خود گفتم :


خوب است مُهر را برگردانم تا وقتی که (به) منزل می رسم ، طرف دیگرش نیز خشک شود . مُهر را برگردانیدم و بر اثر خیس بودن طرف زیرین مُهر ، قدری تربت به انگشت بزرگم چسبیده بود . انگشتم را به دیوار رو به روی مسجد مالیدم و رفتم .


شب در خواب ، آقای بزرگواری – که به ذهنم رسید حضرت حجّت بن الحسن ، امام زمان عجّل الله فرجه هستند – سرشان را به همان جای دیوار که ذکر شد ، گذاشته اند و به من می فرمایند :





« اینجا تربت جدّم حسین – علیه السلام – را مالیده ای »



(عنایات حضرت بقیّة الله – عجّل الله فرجه – به آثار امام حسین – علیه السلام ؛ صفحه ی 50)
آری ؛[/b]




خاطره ی کربلا بسیار جانسوز و غمبار است ؛ هیچ کس عُمق فاجعه

را مانند امام زمان – عجّل الله فرجه – درک و لمس نمی کند .







آن حضرت – عجّل الله فرجه – به یاد مصائب جانگداز و جگر سوز امام حسین – علیه السلام – بیاناتی دارند که در اینجا به یک فراز از آن ها که از « زیارت ناحیه ی مقدّسه » گرفته شده می پردازیم :







« ... پس اگر زمانه تولّد مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو بازداشت ، و با آنان که با تو جنگیدند ، و با کسانی که با تو جنگیدند دشمنی نکردم ، در عوض اینک هر صبح و شام بر تو شیون می کنم و به جای اشک ریختن بر تو
خون
می گریم ... »






شنبه 27 آبان 1391 هجری شمسی :



415963 روز است که اماممان – عجّل الله فرجه – صبح و شب بر جدّ شهیدش – علیه السلام – خون می گرید .



مبادا او را در این مصیبت تنها بگذاریم . بیایید قلب و زبانمان را به او هدیه کنیم ؛ چرا که :



« به طور یقین دعا ، در أمر تعجیل فرج آن حضرت مؤثّر است »
[b]


[/b]

(در محضر آیت الله بهجت – رحمة الله علیه ؛ جلد 2 صفحه ی 325)


- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز،جانباز 13،مسجد حسيني
زمان:شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو:09153059557
«اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامَ الهاديَ المَهديَ اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه وَ انصُرنا بِه نَصراً عَزيزاً»
- آماده ي ظهورش -

---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---
منتقم


جناب عبد العظیم حسنی می گوید :
به امام جواد علیه السلام عرض کردم : امیدوارم شما همان قآئم موعود باشید که از اهل بیت حضرت محمّد - صلّی الله علیه و آله و سلّم - است و زمین را ازعدل و داد پر می نماید چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد .
آن حضرت - علیه السلام - فرمودند :
» ای ابوالقاسم ، تمام ما امامان قآئم به أمر خدای بزرگ و هدایت کننده به دین او هستیم ، ولی قآئم موعود - که خداوند به دست او زمین را از کافران و منکران پاک فرماید و آن را از عدل و داد پر نماید کسی است که ولادتش بر مردم پوشیده می ماند ، و خودش از آنها غائب می گردد ، و بردن نامش برای مردم حرام خواهد بود . او همنام و هم کُنیه رسول خدا - صلّی الله علیه و آله و سلّم - است و کسی است که زمین برایش پیچیده می شود (با طیّ الأرض به هر جا بخواهد می رود) و هر سختی و دشواری برایش نرم و رام می گردد .
و از یارانش 313 مرد به تعداد سپاهیان جنگ بدر (که) از دورترین نقاط زمین به سوی او جمع می شوند ؛ و این فرموده ی خدای بزرگ است که : « هر جا باشید ، خداوند همه ی شما را حاضر می کند ، زیرا او بر هر کاری تواناست . »(بقره 148)
پس هرگاه این تعداد از مخلصین به گرد او جمع شوند ، خداوند امر او را آشکار می فرماید (اجازه ی ظهور به او می دهد) و هنگامی که 10 هزار مرد برایش تکمیل شود به اجازه ی خداوند بزرگ ، قیام می نماید و دشمنان خدا را می کشد تا اینکه خداوند متّعال راضی شود « .
جناب عبد العظیم حسنی می گوید : پرسیدم :
ای آقای من ؛ چگونه می فهمد که خداوند متّعال راضی شده است ؟
حضرت - علیه السلام - فرمودند :
» در قلبش رحمت می افکند ؛ و هنگامی که وارد مدینه شود « لات و عّزّی » را بیرون کشیده و آن دو را بسوزاند « .
(کمال الدین و تمال النعمه ، باب 36 حدیث 2)
مرحوم علّامه مجلسی - رحمة الله علیه - می فرماید :
منظور امام جواد علیه السلام - دو بُت قریش یعنی ابوبکر و عمر است .
(بحار الأنوار ، جلد 52 صفحه 284)
به زخم سینه مادر پسر نهد مرهم
دمی که آن دو نفر را در آورد زگور
اللّهمّ عجّل لولیّک المنتقم الفرج
)اضافه های من :
از حالا به بعد کمی تند تر صحبت خواهد شد ؛ دلایلش هم عرض می کنم خدمتتون :
1- ظهور بسیار نزدیک است ؛ در ادامه خواهد آمد که بعد از ندای آسمانی - که از علائم حتمیه ظهور است ، شیطان در همان شب یا فردای آن روز ندا خواهد داد و در آن خواهد گفت : حق با عثمان بوده است ؛ لذا حتی شیعیانی که برائت لازمه از دشمنان ائمه را ندارند ، گمراه خواهد شد در این روز .


2- طبق روایات ، آن دسته از شیعیانی که از دشمنان ائمه و معصومین - علیهم السلام - بیزار نباشند ، در سؤال من امامک نکر و منکر به اذن الهی جوابی به زبانشان نخواهد آمد ؛ حتی اگر یک عمر شیعه و محب ائمه باشند .


3- وحدت به معنی فراموش کردن برائت نیست ؛ بلکه به معنی زندگی مسالمت آمیز کناز اهل سنّت بدون آسیب زدن به جان / مال / ناموس و ... یکدیگر و عدم توهین به مقدّسات هرطرف می باشد .


4- ظهور بسیار نزدیک است و باید آخرین مسائل و معارف لازمه را هم بدانیم تا گمراه نشویم .
روایاتی در این زمینه :(یادم نیست کدوم امام یا خود شخص پیامبر کدوم یکی رو فرموده اند)
1- اگر جبرئیل و میکائیل ذره ای در دل محبت دو قاصب نخست را داشته باشند ، خداوند در جا آنها را با صورت وارد جهنم می کند .
2- سنت معصومین این بوده که بعد از نماز ه و در سجده های شکر لعنت دشمنان خود را می کردند و ثواب این را مساوی با زدن 1 میلیون تیر در کنار رسول خدا به سمت جبهه دشمن دانسته اند .
3- شخصی به خدمت یکی از حضرات معصومین رسید و گفت : فلانی شما را خیلی دوست دارد ولی از دشمنان شما زیاد بیزار نیست ؛ حضرت راست فرمودند : دروغ می گوید (که ما را دوست دارد)
4- در زیارت عاشورا و در تاریخ و دعا ها و ... داریم که خدا و پیامبر در روی دشمنان خود می ایستادند و آنها را لعنت می کردند با زبان خود ؛
یکی از معصومین - علیهم السلام والعن اعدائهم - فرمودند : اگر کسی ، شخصی را که خدا و رسولش او را لعنت می کند را لعنت نکند ، خدا او را هم لعنت کند .
5- هر کسی هر کسی را که دوست داشته باشد ، با او محشور می شود ، حتی اگر سنگی را دوست داشته باشد .
6- پیامبر شخصا فرمودند : فاطمه پاره ی تن من است ، هر کس او را اذیّت کند ، مرا آزار داده و هر کس مرا آذیّت کند ، خدا را آزار داده و هر کس چنین کند ، جایگاهش آتش است ؛ این حدیث را بیش از شیعه ، اهل سنّت و وهابیون نقل می کنند که حضرت زهرا سلام الله علیها رو در روی ابوبکر فرمودند : تو مرا اذیّت کردی ! این شخص بی مشورت عمر را خلیفه معرفی کرد و عمر هم غیر مستقیم عثمان را .
7- یکی از معصومین فرمودند : هیچ عید قربان و فطزی نمی گذرد ، مگر این که غم و اندوه ما را می گیرد ؛ .... چون حق خود را در دستان غیر خود می بینیم !
ناسبی به حضرات واجب القتل و نجس و جهنمی است ، چه برسد به اینکه غصب هم کرده باشند جایگاه امام را چه اولین خلیفه چه آخرین خلیفه ، چه قبل از ظهور و چه بعد از ظهور ؛
البته این با مقام معظم رهبری مطابق نیست ، چون ایشون ولی فقیه هستن یعنی تا زمان ظهور که دست ما از دامان حجت خدا خالیست ، ایشان رهبر ما هستن تا اینکه با ظهور ، پرچم حکومت اسلامی را تقدیم حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - فرمایند . این استثنا در دنیای امروز فقط در حزب الله لبنان و ایران مشاهده می شود .
و ...
تعارفات به کنار ، جدی آماده ظهور باشیم .
پایان(







- کاري از فعّالان ظهور مشهد -


آدرس : بلوار جانباز ، جانباز 13 ، مسجد حسيني


زمان : شنبه ها ساعت 9 شب


تلفن پاسخگو : 09153059557


»اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه «
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---

حقیقت


حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - به سعد بن عبد الله قمی فرمودند :


« وقتی آن شخص ناصبی از تو پرسید :
آیا اسلام آوردن صدیق (منظورش ابوبکر بوده است) و فاروق (منظورش عمر بوده است) با میل و رغبت بوده یا به اکراه و اجبار ؟
چرا به وی نگفتی :


اسلام آوردن آن دو از روی طمع بوده است ؛
زیرا آن دو با یهودیان همنشینی داشتند و اخبار تورات و سایر کتاب هایی را که از اتفاقات دوران های مختلف تا زمان ظهور حضرت محمّد - صلّی الله علیه و آله و سلّم - و پایان کار او خبر می دادند ، از آنان می گرفتند ، و یهودیان گفته بودند که :

محمّد - صلّی الله علیه و آله و سلّم - بر عرب مسلّط می گردد چنان که « بُخت النّصر » بر بنی اسرائیل مسلّط گشت و از پیروزی او بر عرب گریزی نیست ، همچنان که از پیروزی « بُخت النّصر » بر بنی اسرائیل گریزی نبود ؛ جز آن که او در ادّعای نبوّت خود ، دروغگو بود .



و آن دو نیز (یعنی ابوبکر و عمر) به نزد پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - آمدند و او را در امر گواهی گرفتن مردم به « لا اله الّا الله » یاری و همراهی کردند به طمع اینکه بعد از بالا گرفتن کار حضرت و استقرار و پایدار شدن امورش ، هر کدامشان از جانب آن حضرت به حکومت شهری برسند .
ولی همین که از رسیدن به این مقصد ناامید و مأیوس گشتند ، نقاب بر چهره گذاشتند و با عدّه ای از منافقانِ مثل خود از عَقَبه بالا رفتند تا پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله و سلّم - را بکشند ، اما خدای متّعال نیرنگ آن ها را بر طرف کرد . آنان با حالتی خشمگین برگشتند و خیری به آنان نرسید . [sup](1)[/sup]



همچنان که طلحه و زبیر به نزد علی - علیه السلام - آمدند و به طمع دست یابی به حکومت شهری از شهرها با حضرت بیعت کردند ، ولی زمانی که مأیوس شدند ، بیعت خود را شکستند و بر ضد او شوریدند و خداوند هر یک از آن دو را به سرنوشت سایر بیعت شکنان مبتلا ساخت و به خاک افکند و هلاک گرداند . »
(کمال الدّین و تمام النّعمه ، باب 43 ، حدیث 21)




1- شب عَقَبه شبی بود که درباره اش آیات 64 به بعد سوره ی توبه نازل شده است .

خلاصه ی آن این است که گروهی از منافقان تصمیم گرفتند شتر پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - را در بازگشت از جنگ تَبوک در گردنه ای رَم دهند تا پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - کشته شود .
رسول اکرم - صلّی الله علیه و آله و سلّم - از طریق وحی از تصمیم آنان با خبر شد . عمار یاسر و حذیفه از جلو و پشت سر مراقب بودند . به گردنه که رسیدند ، منافقان حمله کردند .
پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - آنان را شناخت و نام هایشان را به حذیفه گفت .
حذیفه پرسید : چرا فرمان قتل آنان را نمی دهی ؟
حضرت - صلّی الله علیه و آله و سلّم - فرمودند :


« نمی خواهم بگویند که محمّد چون به قدرت رسید ، اصحاب خود را کشت . »

ابوبکر ، عمر ، عثمان ، طلحه و سعد بن أبی وقّاص جزء این منافقان بودند .
(لعنة الله علیهم اجمعین)

(به تفسیر آیه ی 64 به بعد سوره ی توبه مراجعه شود)

اَللّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغُوت

------------------------------------------------------------

(اضافه های من :
در نقلی از یکی از اهل مطالعه شنیدم که :
چون شب تاریکی بود ، آنها نقاب را لازم ندیدند و وقتی آنها به پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - حمله کردند ، صاعقه ای زده شد و چهره های آنها دیده شد ؛
پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - به حذیفه گفتند : آیا آنها را شناختی ؟!
جواب داد : بله و .... (بقیه ی جریان بالا)

در هر حال تفاسیر مختلف هستند ولی اصل یکی است .

ایشان حدیثی را از یکی از حضران معصومین - علیهم السلام و عجّل فرجهم - نقل کردند که :

اگر کسی در دلش ذره ای فکر کند که این دو غاصب ، خدمتی به اسلام کرده اند ، ولایتش قبول نمی شود .
یا ایمان ندارد .

از برنامه های این دو این بود که بعد از کشتن پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم ، دوباره بت پرستی را رواج دهند و عمر - لعنة الله علیه - به لات و عزّی (از بت های دوران جاهلیّت اعراب) قسم می خورد که این کار را خواهد کرد و تا این زمان ، این ها در منزل های خود بت داشتند (تا زمانی که پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - به اوج قدرت رسیده بودند)

در جنگ خندق ، وقتی اون ملعون از خندق با اسب پرید و حریف طلبید ، منافقان و این دو ملعون شروع کردند به خالی کردن دل سپاهیان ؛
عمر لعنة الله علیه در همین حال به مسلمانان می گفت :
من با این مدتی همسفر بودم ؛ دیدم که وقتی راه زنان هجوم آوردند ، این مرد تنها با یک دست چوب بزرگی را گرفته بود و با دست دیگری بچه شتری را (به عنوان سپر) و همه ی آنها را کشت !

در همین حال که ارتش اسلام به خود می لرزید ، جانثار اسلام و حزب الله ، حضرت امیر المؤمنین علیه السلام ؛ اذن ورود خواستند و پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - هم اجازه دادند و ایشان اون ملعون را به درک واصل کردند همون طوری که شنیده اید و مولانا هم نقل می کند ... « از علی آموز اخلاص عمل »
پایان اضافه ها)
- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز ، جانباز 13 ، مسجد حسيني
زمان : شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو : 09153059557
« اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه »
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---

همه گریانند


آیت الله سیّد محمّد مهدی خراسانی ، محقّق بی نظیر دوران ، مجاور حرم مطحّر امیر مؤمنان - علیهم السلام - بدون واسطه از مرحوم از مرحوم « شیخ عبد العلی بَحرانی » نقل می کند که می گفت :


روزی در حرم امیر مؤمنان - علیهم السلام - شخصی را دیدم که این دعا را می خواند :



اللهّمّ هذا دینُکَ أَصبَحَ باکیاً لِفَقَدِ ولیِّکَ فَصَلِّ علی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَ وَلیِّک رَحمَةً لِدینِک ؛
اللهّمَ هذا کِتابُکَ أَصبَحَ باکیاً لِفَقَدِ ولیِّکَ فَصَلِّ علی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَ وَلیِّک رَحمَةً لِکِتابِک ؛
اللهّمَ هذه أَعیُنُ المُؤمِنینَ أَصبَحَت باکیةً لِفَقَدِ ولیِّکَ فَصَلِّ علی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَ وَلیِّک رَحمَةً لِلمؤمِنین .



خداوندا این دین توست که در نبود ولیّت گریان است ؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت از باب ترحّم بر دین خود تعجیل بفرما ؛

خداوندا این کتاب توست که در نبود ولیّت گریان است ؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت از باب ترحّم بر کتاب خود تعجیل بفرما ؛




خداوندا این دیدگان مؤمنان است که در نبود ولیّت گریان است ؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت از باب ترحّم بر مؤمنان تعجیل بفرما ؛



شیخ عبد العلی بَحرانی کوفی می گوید : با خود گفتم شاید این شخص امام عصر - عجّل الله فرجه باشد ، در همان لحظه آن شخص از مقابل ضریح به سمت پشت ضریح حرکت کرد ؛ من نیز در جهت مخالف او حرکت کردم تا او را رو در رو ملاقات کنم ولی او را ندیدم .
به سرعت از حرم خارج شدم . از خادمین و دیگران درباره ی او سؤال کردم ، کسی چیزی نمی دانست .
به ذهنم رسید شاید از سمت ایوان طلا خارج شده است ، در صحن شریف گشتم ولی او را ندیدم ،
[u]لذا یقین کردم که این شخص ، وجود نازنین امام عصر - عجّل الله فرجه - بود که این گونه برای فرج خود دعا می کرد .
(حجّت الاسلام علی اکبر مهدی پور ؛ کتاب « تنها ره رهایی » صفحه 78)


فرزند روزگار ، تو را گریه می کند
هر روز " انتظار " تو را گریه می کند
هر رود و آبشار تو را زار می زند
هر چشمه زار زار تو را گریه می کند
هر چهار فصل ، ابر شده در پی بهار
هر ابر ، هر بهار تو را گریه می کند
پا در رکاب شوق به میدان قدم گذار
این اسب بی سوار تو را گریه می کند


(اضافه ها :
بنا به گفته های حضرت حجّت الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله ، این که دعاهایی را معصومین - علیهم السلام - به ما آموزش می دهند ، یعنی اینکه اینگونه دعا کنید ؛
گرچه می بینیم که ظاهراً حکومت ها اسلامی هستند ، ولی مردم به شدّت دین گریز و بی اعتقاد و بی ایمان هستند و جسور و رکیک !
جوون های زیادی معتاد هستند حداقل به قلیون و سیگار .
در حرم خودم سالها پیش شنیدم که منبری می گفت :
چهار شرط هست برای اینکه پوشیه برای بانوان از حالت واجبی به حالت مباح درآید :
1- زن یا دختر زیبا نباشند .
2- آرایش نداشته باشند .
3- مسن باشد (به حدی که هیچ کس فکر گناه با او را نکند) .
مورد دیگه رو یادم رفته ولی همین سه کافیست تا دریابیم پوشیه واجب شرعی است .

گرچه با توجه به اینکه بالاترین میزان مصرف لوازم آرایشی از آن ایران است نشان می دهد که زشت ترین زنان را ایران دارد (!) ولی آنچه گذشت ثابت می کند صِرف زشت بودن ، دال بر نزدن پوشیه نسیت .
حالا جامعه ی ما ؛ پوشیه که هیچ ، چادر هم هیچ ؛ ...
شیخ ذاکر مشهدی فرمودند :

حد پوشش تا مچ آستین برای زن و مرد یکسان است ؛ همان قدر که مرد تحریک می شود از دیدن بقیه ی دست زن ، زن هم از دیدن موی دست مرد تحریک می شود ؛ همچنین موی سینه و غیره ... ولی این حدود در مرد و زن رعایت نمی شود .
لازم نیست که دیگر گناهان را ذکر کنم ، دل حجت خدا به اندازه ی کافی خون است ، ولی بدانید که با این وضع لازم است ظهور شود .
این هم از نوه ی نا خلف مرحوم مغفور ، بنیان گذار ظهور صغری ، حضرت آیت الله خمینی - رحمة الله علیه - که اون ادعاهای ضد دینی رو می کند ! یعنی زهرا اشراقی
از یک طرف می گوید که : امام بر مکروه بودن رنگ سیاه تأکید داشتند ، و از طرفی از بی چادری حرف می زند !

حضرت آیت الله علم الهدی - حفظه الله ، مهدوی ترین و غیرتی ترین امام جمعه ی مشهد مقدّس فرمودن : حد حجاب در اسلام معلوم شده است چادر ، کمتر از آن بی حجابیست .
متأسفانه از رابطه ی خویشاوندی اش با مرحوم امام راحل زیاد حرف زد ولی خوشبختانه ، از رئیس جمهور وقت هم زیاد تعریف کرد ؛ این باعث می شود که بچه هیأتی های غیرتی و مذهبی از روحانی بیشتر متنفّر شوند ؛
قرآن دارد :



اگر خیری به ما برسد ، دشمنان آنقدر ناراحت می شوند که دندان هایشان را روی هم می فشارند و اگر شری به ما برسد ، آنقدر شاد می شوند که جشن می گیرند (علی رقم ظاهر خوبشان) ؛
تنها راه در مقابل دسیسه های آنها 1- تقوای الهی 2- استقامت و صبر است .
حال در مملکت ما ...
در جهان نمی گویند رئیس جمهور تغییر کرد ، ایران مذاکره کرد ؛ بلکه می گویند :
ملّت ایران نتوانست تحریم ها را تحمل کند و کوتاه آمد !

دیدم که جملات قرآن هم صحیح بودند و بعد از مصاحبه ی روحانی با اوباما - لعنة الله علیه - بر عکس و بر خلاف روابط دیپلماتیک ، اوباما او را مسخره کرد !
اوباما کیست ؟
لازم نیست بگوییم در آفریقا چه می گذرد ...
این ملعون به آنها گفته بود اگر کمک می خواهید ، باید همجنسگرایی را آزاد کنید !
که در جوابش گفته شده بود : آیا تو زاده ی همجنسگرایی هستی ؟!
حالا در آینده به روحانی هم خواهند گفت : همجنسگرایی رو آزاد کن !!!

رهبر معظّم و فقیه و بصیر ما حضرت آیت الله خامنه ای - حفظه الله تعالی - در اکثر رفتار های روحانی سکوت می کنند و تذکرات می دهند ولی در دوره های قبلی این طور نبود .



ترکیه به چه رسید با بیش از 30 سال تلاش برای غربی شدن ؟! آیا جزء اتحادیه ی اروپا شد ؟! یا اینکه یک اردوغانی پیدا شد تا مسلمانانش را منحرف تر بکند ؟؟؟!!!

خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنکه آنها خود را تغيير دهند. (رعد 11)


ظهور را محقق کنیم که ایران هم دارد به گناه و تباهی می رسد .


گرچه به جز متن کلمة الحق ، عقیده ها و مسائلی که گذشت ، کار فعالان ظهور نبود و اضافه های من بودند ، ولی ... )

- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز ، جانباز 13 ، مسجد حسيني
زمان : شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو : 09153059557
« اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه »
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---

پاسخی عالمانه


مرحوم سیّد بن طاووس - رحمة الله علیه - می فرماید :


روزی در مجلسی با بعضی از اهل خلاف همنشین شدم . به آنها گفتم :

خرده گیری ها و اشکالاتی که به شیعه ی امامیّه دارید (را) بدون تقیّه برای من بیان کنید تا من پاسخ بدهم . شخصی از میان جمع که معلوم بود اَعلَم آنهاست گفت : چهار اشکال بر آنها ؛
...
رابعاً : عقیده دارند که مهدی - عجّل الله فرجه - زنده و باقی است در حالی که عادتاً کسی این مقدار عمر نمی کند .


سیّد بن طاووس می فرماید : به آن عالِم سنّی گفتم :
...
اما پاسخ به اشکال چهارم - که خیلی بعید می دانید حضرت مهدی عجّل الله فرجه عمر طولانی کند - این است :


اگر مردی ادعا کند میتوانم روی آب راه بروم ، همه ی مردم جمع می شوند تا ببینند آیا می تواند روی آب راه برود یا نه ؟
وقتی دیدند آن مرد روی آب راه رفت ، مردم تعجّب می کنند و او را تأئید می نمایند .
حال اگر مردی دیگر پیدا شد و ادعا کرد که من هم می توانم روی آب راه بروم و رفت ، باز مردم تعجّب می کنند ، ولی کمتر .

و اگر فرد سومی پیدا شد و چنین ادعایی کرد ، باز تعجّب مردم کمتر می شود تا جایی که این کار عادی می شود و کسی « روی آب راه رفتن » را تعجّب آور نخواهد دانست .


حالت حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - نیز همین طور است .




شما خود روایت کرده اید که : حضرت ادریس - علیه السلام - از زمانی که غایب شده است تا به حال زنده و موجود است و روایت کرده اید : حضرت خضر - علیه السلام - از زمان موسی - علیه السلام - تا به حال زنده است و نیز روایت کرده اید که حضرت عیسی - علیه السلام - به آسمان عروج کرده و زنده است .


پس با توجه به این که عمر طولانی را در مورد این سه نفر پیامبر قبول کرده اید ، تعجب شما از طول عمر حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - بی مورد خواهد بود .
و از طرفی شما روایت کرده اید که حضرت عیسی - علیه السلام - در آخر الزّمان به آن حضرت - علیه السلام و عجّل الله فرجه - اقتدا خواهد کرد .
آن عالِم سنّی سر به زیر انداخت و جوابی نگفت .
(حکایات و مناظرات ، صفحه ی 366 / به نقل از : کشف المحجه لثمرة المهجه)


آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش


(اضافه ها :



نخست این را فراموش کرده بودم اعلام کنم که از زمان جسارت به حجر بن عدی و جعفر طیار - علیهما السلام - زیارت آلِ یس دیگر در جلسه ی فعالان خوانده نمی شود و به جای آن
ختم چهارده هزار صلوات فط به نیّت فرج و ظهور امام زمان - عجّل الله فرجه - در بین زن و مرد فرستاده می شود
به صلاح دید و فرمان حضرت حجت الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله .
دیگر اینکه مرحوم سیّد بن طاووس - اعلم الله مقامه - فردی عجیب بوده است ؛ در مورد این بزرگوار آمده که خود گفته :
اگر پشت دیواری چند نفر سخن بگویند و یکی از آنها حضرت حجّت - عجّل الله فرجه - باشد ، من صدای او را از میان دیگران تشخیص می دهم ! (از بس ملاقات داشته است در خواب و بیداری)
مطلب بعد : حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - تأکید دارند که جریان غیبت پیامبران پیشین ذکر شود تا ماجرای غیبت شخص حضرت - عجّل الله فرجه - دیگر شگفت انگیز و غیر طبیعی محسوب نگردد .
امام های دیگر نیز به این امر حساس هستند .
مرحوم شیخ صدوق - رحمة الله علیه - داشتند کتابی در مورد امام زمان - عجّل الله فرجه - می نوشتند ؛ شبی در خواب حضرت حجّت - عجّل الله فرجه - را دیدند که ایشان أمر به چنین کتابی می فرمایند ؛
عرضه داشت : ... من نوشتن چنین کتابی را آغاز کرده ام ؛
حضرت صاحب - عجّل الله فرجه - فرمودند : نه این گونه ؛ آن طور که من می گویم بنویس ؛ ما جرای غیبت پیامبران گذشته را در آن بنویس .
امام صادق علیه السلام - فرمودند : خداوند - جلّ جلاله و عظم شأنه - عمر خضر را طولانی نمود تا جریان عمر طولانی مهدی - عجّل الله فرجه - را بتوان اینگونه اثبات کرد .
(عین روایات رو فراموش کرده ام و حدود آنها را ذکر می کنم)
حضرت امام صادق - علیه السلام - حدیث عجیبی دارند :


اصول کافی ، کتاب الغیبه ، حدیث 4 :


شخصی گفت : شنیدم از امام صادق - علیه السلام - که فرمودند :


در صاحب این أمر ، شباهتی است به حضرت یوسف ؛


پرسیدم : آیا منظور شما ، غیبت حضرت یوسف بوده است ؟
فرمودند : بله ؛ این امّت (پیروان فرقه هایی که عمر طولانی و غیبت طولانی در این عمر را باور ندارند) همگی مثل خوک می مانند ؛ این خوک صفتان چه چیزی را انکار می کنند ؟!
قطعاً برادران یوسف - علیه السلام - فرزندان پیامبر بوده اند و ...
پول و اسباب و تجهیزات سفر برداشتند و به مصر رفتند و با یوسف - علیه السلام - خرید و فروش کردند ولی او را نشناختند تا اینکه خود یوسف اظهار داشت که من برادر شما هستم ...
اینها قرآن می خوانند ولی به حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - اعتقادی ندارند ؛
چرا این امّت که خدا لعنتشان کند منکر آن می شوند که خدا کاری را که با حجتش (در آن زمان) انجام داد ، در مورد حجت آخرین خودش انجام ندهد ؟!
چرا این امّت باور ندارند که مهدی - عجّل الله فرجه - با آنها تجارت کند و بر روی فرشهایشان حرکت کند تا روزی که بخواهد ندای جهانی دهد (خود را معرفی کند) .



دقّت کنید که در حدیث بالا ، بر خلاف عادت امامان علیهم السلام که صبر می کردند و آرامش داشتند و از توهین و لعنت خودداری می کردند ، اینجا در مورد حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - و منکرین ایشان ، حضرت تغییر رویه می دهند !
در کلمة الحق های قبلی گذشت که ائمه با مشاهده ی عقیده به رجعت خوبان در دوران ظهور ، قهقهه می زنند و شاد می شوند و بعد ذکر می کنند : خدایا مرا دشمن نگیر (به خاطر خنده ی از ته دلشان) .


ائمّه - علیهم السلام - در مورد مهدی جانمان - عجّل الله فرجه - خیلی عجیب حساس هستند .

خود عزیزمان ، فرمانده ی مان ، صاحبمان ، ولی نعمت همه ی بشریّت ، نجات دهنده ی بشریّت ، مایه ی آرامش و آسایش و خلاصی خاندانشان و شیعیان ، عزّت دهنده ی خوبان و خوار کننده ی ظالمان و گنهکاران ، خوب خوبان عالم ، منتقم معصومین ، کشنده ی شیطان و شیاطین ، حضرت اباصالح المهدی - عجّل الله فرجه - می فرمایند :


هر کس مرا انکار نماید از من نیست و راهش راه پسر نوح است !
فعلاً کافیست ؛
پایان اضافه شده ها)


- کاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس : بلوار جانباز ، جانباز 13 ، مسجد حسيني
زمان : شنبه ها ساعت 9 شب
تلفن پاسخگو : 09153059557
« اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه »
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---


اَبدال


[b]
آیت الله بهجت - رحمة الله علیه - و آیت الله وحید - دامَّ ظلّه - نقل کردند که :


شخصی به نام شیخ غلامرضا کسائی ، خادم مدرسه ای علمیه بود در تبریز ، و دارای اخلاقی بسیار نیک نسبت به طلّاب بود .
)انسان وارسته ای بود و خدمتگذاری صادق برای سربازان امام عصر عجّل الله فرجه(


یکی از طلبه ها می گوید :


شبی از اتاق بیرون آمدم ، دیدم اتاق کوچک این خادم نوری دارد که روشنایی آن غیر از نور مدرسه است . جلو رفتم و فهمیدم با شخصی حرف می زند . صدای خادم را می شنیدم ولی صدای طرف مقابل را نمی شنیدم .


بعد از مدّتی نور تمام شد . من جلو رفتم و در زدم .


پرسید : چه کار داری ؟


گفتم : چه کسی اینجا بود ؟


چیزی نگفت .


گفتم : یا بگو یا فریاد می زنم و همه ی طلبه ها را جمع می کنم !


کمی فکر کرد و با این که خیلی کم حرف بود ، گفت : می گویم ولی قول بده که تا روز جمعه به کسی نگویی .
قول دادم .


او گفت : یکی از ابدال روز جُمعه می میرد و ایشان به من فرمود که : می خواهیم تو را به جای او قرار دهیم ؛ روز جمعه آماده باش .
)توضیح نداد که حضرت - عجّل الله فرجه - خودشان آمدند و فرمودند یا واسطه ای فرستادند(


این طلبه می گوید : آن شب ، شب چهارشنبه بود . روز چهارشنبه و پنج شنبه مراقبش بودم ، دیدم خیلی عادی رفتار کرد تا روز جمعه شد . از فجر جمعه به طور جدی مراقبش بودم . دیدم کارهایش معمولی است .
ساعت ده صبح لباس ها و کفش هایش را شست ، سپس وضو گرفت .
نزدیک ظهر دفعتاً غیب شد !
من ناگهان داد زدم و همه ی طلبه ها جمع شدند .


گفتم : شیخ غلامرضا چه شد ؟


گفتند : حتماً بیرون رفته و بر می گردد .


گفتم : نه او رفت ؛ و سپس ماجرا را تعریف کردم .
)حدیث وصال ، صفحه 120 / به نقل از : فصلنامه ی انتظار ، جلد 2 صفحه ی 64)


از روایات و کلام علما استفاده می شود که 30 تن از یاران خاص حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - هستند که همواره در خدمت آن حضرت - عجّل الله فرجه - به سر می برند .
هر یک از آنان که از دنیا برود ، فرد شایسته ی دیگری جانشین او می شود .


امام صادق - علیه السلام - فرمودند :


»به ناچار صاحب این امر غیبت می کند ؛ و به ناچار در زمان غیبتش گوشه گیری می کند ؛ و چه خوب جایگاهی است مدینه (گویا آن حضرت عجّل الله فرجه - غالباً در مدینه و اطراف آن می باشد) و با وجود 30 نفر ، هیچ گونه وحشتی نخواهد بود «
)اصول کافی ، کتاب الحجّه ، باب : در امر غیبت ، حدیث 16)


)اضافه ها :


امام صادق - علیه السلام - فرمودند :
» اگر زمان او )حضرت مهدی عجّل الله فرجه( را درک نمایم، در تمام روزهای زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم »
)صحیفه ی مهدیه ، صفحه 106)


چه حالی می ده خدمت به حضرت چه قبل از ظهور و خروج و چه بعدش !!!


گرچه این نشون دهنده ی مقام امام زمانمون هم هست !!![/b]


قبلاً هم گفتم که شب نیمه ی شعبان سال 1433 ه.ق ، خودم در مسجد مقدّس جمکران از حضرت آیت الله امامی کاشانی - حفظه الله - شنیدم که گفتن :
[b]شب معراج ، پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - در آن طرف عرش ، نور وجودی همه ی معصومین - علیهم السلام - را دیدند ، آن نوری که بیش از بقیه ، مثل ستاره ی کوکب می درخشید ، نور حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - بود ![/b]


نیمه ی شعبان 1434 هم ایشان فرمودند و من خودم شنیدم که می فرمودند :


شب معراج ، پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - وقتی به حوادث آخرالزّمان نظاره می کردند ، بسیار نگران شدند ؛ ... تا اینکه دستی روی دوش ایشان قرار گرفت که مایه ی آرامش و اطمینان خاطر ایشان قرار گرفت ... این دست ، دست وجودی حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - بود .


عزیزان ! برای کسی تلاش می کنیم که از همه بهتره بعد از خدای متعال - جلّ جلاله و عظم شأنه - که برای رضایت و قرب به درگاه ایشون حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - رو دوست داریم و این اقدامات رو در آخر الزّمان تک و تنها و بی معصوم و امام انجام می دیم !


ماجراهایی هست که شاید بعداً آنها را گفتم ، ولی خیلی مهم ، مفید و شیرین است خدمت حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - بودن ؛ گرچه من خودم شخصاً نبوده ام .


قربان ؛ قربان ؛ قربان !!! مهدیا !!! صاحبا!!! متی نراک ؟! أین نراک ؟! یا رب عجّل ظهور المهدی ؛ سلامک و صلواتک علیه و علی آله و سلّم ، سلام مخلص له منّی و منک یا ربّ العالمین . عجّل فرجه وجعل فرجه فی هذه السنة بحقّه و بحقّ المؤمنین و انصاره و اعوانه و ابداله .


گر بنگریم به دوست ، هر چه هست نیکوست
دیگر نماند غم و هم ، قبله ی بعد خدای اوست
حاجت گرفتن از این به بعد ، دیگر نباشد حاجتم
چون حاجت رخسار دوست ، این دلم خواهان روست


پایان)



- کاري از فعّالان ظهور مشهد -


آدرس : بلوار جانباز ، جانباز 13 ، مسجد حسيني


زمان : شنبه ها ساعت 9 شب


تلفن پاسخگو : 09153059557


» اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمَ بِاَمرِک وَاجعَل فَرَجَه في هذَه السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّيه وَ شيعَتِه»
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع