سلام...بعضی ازنظرات دوستان روخوندم...من خودم یه خانومم....تابه حال تحت این تبعیضات نبودم....اینهامسائلیست که دراسلام نیست ولی درجامعه ی ایران!!!!....بله هست...منم خودم گلایه دارم ازبعضی ازتفکرات قالبی که توجامعه ی مانسبت به زنان وجودداره...ازاینکه زن ملعبه ی جنسی مرد باشه متنفرم واگه دقت کنیدمی بینیدکه وجودداره...ازاینکه زیادبه عقل زنان اعتمادنمیشه ازاینکه بعضیهاصرفادارن نقش زن رومحدود میکنن به خانه داری وبرای نظراتش،عقایدش احترام قائل نیستندالبته الان این مسائل خیلی کم شده چون حضورزنان درجامعه پررنگ ترشده ولی همچنان پابرجاست...نمیگم خونه داربودن تبعاتش اینه
متاسفانه توهرتالاری بخوای نظربدی بایددرباره ی این مسائل چندخط توضیح بدی ...امروزه بایدتوهرحوزه ای که زن میتونه واردش بشه و ورودکنه بهش اعتمادکرد وبراش ارزش قائل شد.وگرنه نتیجه میشه همینی که الان داریم درنظرات دوستان میخونیم...چون درحوزه های مربوط به زنان اونهاروراه نمیدادنداون هم درسالهای قبل اینهانتیجش میشه اینی که داریدمی بینید الان خب زنان مشارکت اجتماعیشون زیادشده ودربسیاری ازامورمربوط به خودشون ،خودشون دخیل هستند...وهمینطورحضوردرزمینه هاییکه حقشونه نمونش هم حضورشون دردانشگاه هاست....ولی هنوزم جابرای کارهست...من باتساوی حقوق موافق نیستم
بااعمال حقوق هرجنس نسبت به خودش موافقم...خواهشادوستان درنظرات همدیگه رومحکوم نکنیدبه خاله زنکی بودن وبعضی ازمسائل دیگه...چون همین چیزی که برای شماعنوان خاله زنکی گرفته برای اون فردعقیدشه واگه این مسائل ادامه داشته باشه
باید تبعات بعدیش هم بپذیریم....به قول دکترشریعتی:
فکرزن رواصلاح کنیدخودش برای زندگیش تصمیم میگیره.((دوستان شریعتی شناس دراین حداین جمله ی ایشون یادم بود))
نقل قول:ببخشید یعنی شریعتی نگفته : هرجای کتابهای من که غلط بود خط بزنید؟
من این جمله را از خودم درآورده و به شریعتی نسبت داده ام؟!!!!!
کم لطفی می فرمایید
عزیزم من واقعا همچین جمله ای نخووندم از استاد میشه راهنمایی کنی تو کدوم کتاب یا کدوم اثرشون هست و شما خووندی؟
بعد خب مسلمه که دکتر معصوم نبوده شاید یه جاهایی چیزهایی گفته که به گفته ی شما اشتباهه (البته من تا حالا بهش بر نخوردم) ولی دلیل نمیشه که ماهیت و طرز تفکرشون رو کُلُهم ببری زیر سوال استاد شریعتی واقعا یک متفکر نو اندیش روشنفکر در زمان خودش بود.
این رو طبق تعریف درست روشنفکر بودن میگم.
نقل قول: عزیزم من واقعا همچین جمله ای نخووندم از استاد میشه راهنمایی کنی تو کدوم کتاب یا کدوم اثرشون هست و شما خووندی؟
دوست عزیز نمیدانم چقدر با آثار و تحولات زندگی شریعتی آشنایید؟
به طور خلاصه بگویم زمانی از سوی علامه طباطبائی، مکارم شیرازی، استاد مطهری و .... علیه نوشته های اشتباه درآثار دکتر شریعتی موضع گیریهای بسیار شدیدی انجام گرفت.
شریعتی پس از اطلاع از اشتباهات نوشته هایش از استاد مطهری خواست هرجای نوشته های او اشکال دارد ایشان خط بزند و استاد مطهری در پاسخ شریعتی و درباره کتابهای او گفتند:" اگر بخواهیم کتابهایی راکه در مورد اسلامشناسی و مباحث تخصصی اسلامی است اصلاح کنیم چیزی از آنها باقی نخواهد ماند"
(۲۲/دی/۹۱ ۱۹:۵۳)ایرانی نوشته است: [ -> ]دوست عزیز نمیدانم چقدر با آثار و تحولات زندگی شریعتی آشنایید؟
به طور خلاصه بگویم زمانی از سوی علامه طباطبائی، مکارم شیرازی، استاد مطهری و .... علیه نوشته های اشتباه درآثار دکتر شریعتی موضع گیریهای بسیار شدیدی انجام گرفت.
شریعتی پس از اطلاع از اشتباهات نوشته هایش از استاد مطهری خواست هرجای نوشته های او اشکال دارد ایشان خط بزند و استاد مطهری در پاسخ شریعتی و درباره کتابهای او گفتند:" اگر بخواهیم کتابهایی راکه در مورد اسلامشناسی و مباحث تخصصی اسلامی است اصلاح کنیم چیزی از آنها باقی نخواهد ماند"
دکتر شریعتی طبق وصیت نامه اش محمد رضا حکیمی رو مسئول رسیدگی به ویرایش کتاب هاش کرده بود.
این حرف ها بیشتر نقل قول هستند که بین مخالفان شریعتی رد و بدل شده که فاقد اعتباره.
حتی داستان های هزار و یک شبی ساختند از انتقاد امام خمینی به شریعتی و.....
اگر شریعتی از لحاظ دینی صفر بوده پس چرا شهید مطهری به ایشون اجازه سخنرانی در حسینیه ارشاد رو دادند؟
با مدرک میگم، شریعتی ایم وظیفه رو به محمدرضا حکیمی سپرده.
نقل قول: دکتر شریعتی طبق وصیت نامه اش محمد رضا حکیمی رو مسئول رسیدگی به ویرایش کتاب هاش کرده بود.
خودتان میگویید وصیت نامه.این چه ربطی به وقایع قبل دارد؟
شریعتی قبل از مرگش محمدرضا حکیمی را برای بازبینی و تصحیح آثارش انتخاب می کند. اما حکیمی هرگز این کاررا نمیکند و نامه حاوی وصیت را به خانواده شریعتی برمیگرداند.
اگر آثار شریعتی مشکل نداشت چرا باید ایشان خواستار بازبینی آن شود؟
نقل قول: حتی داستان های هزار و یک شبی ساختند از انتقاد امام خمینی به شریعتی و.....
تعداد زیادی سعی کردند از امام خمینی علیه شریعتی فتوا بگیرند اما امام خمینی همواره در این باره سکوت کردند.
نقل قول: اگر شریعتی از لحاظ دینی صفر بوده پس چرا شهید مطهری به ایشون اجازه سخنرانی در حسینیه ارشاد رو دادند؟
در آبان 51 پس از اینکه علیه شریعتی به دلیل اشتباهات غیر قابل گذشت (کتمان مهدویت) فتوا صادر شد حسینیه ارشاد تعطیل و شریعتی دستگیر و زندانی شد.
نقل قول: خودتان میگویید وصیت نامه.این چه ربطی به وقایع قبل دارد؟
شریعتی قبل از مرگش محمدرضا حکیمی را برای بازبینی و تصحیح آثارش انتخاب می کند. اما حکیمی هرگز این کاررا نمیکند و نامه حاوی وصیت را به خانواده شریعتی برمیگرداند.
اگر آثار شریعتی مشکل نداشت چرا باید ایشان خواستار بازبینی آن شود؟
طبق نوشته های خود حکیمی ، محمد رضا حکیمی عده ای رو برای ویرایش جمع میکنه که اسامی این افراد یادم نیست.
حکیمی اذعان میکنه خطاهای خیلی بزرگی در نوشته های شریعتی پیدا نکردیم.
نقل قول:در آبان 51 پس از اینکه علیه شریعتی به دلیل اشتباهات غیر قابل گذشت (کتمان مهدویت) فتوا صادر شد حسینیه ارشاد تعطیل و شریعتی دستگیر و زندانی شد.
اینم از اون حرفاست ها. حتما دل محمد رضا شاه به درد اومده که شریعتی رو زندانی کرده.
هر چند من یه بار دیگه سخنرانی آخرش رو گوش میدم و با سند جواب میدم.
در ضمن تمامی نوشته های سخنرانان در حسینیه ارشاد قبل از خوانده شدن بررسی و ویرایش میشدند.
آخرین سخنرانی دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد.
21 رمضان 1351
موضوع: رنج های پیروان علی
حدود یک ساعت دکتر شریعتی درباره حضرت علی و اهل بیت صحبت میکنه و کوچکترین اشاره ای به مهدویت هم در بحث نیست.
اگر باز هم قبول نمیکنید من لینک مستقیم بدم تا خودتون گوش کنید.
نقل قول:حدود یک ساعت دکتر شریعتی درباره حضرت علی و اهل بیت صحبت میکنه و کوچکترین اشاره ای به مهدویت هم در بحث نیست.
ای بابا
آقای بلک ! من کی گفتم به خاطر آخرین سخنرانی شریعتی ارشاد تعطیل شده؟ من گفتم به دلیل فتوایی که به سبب اشتباهات او بوده ! خوب است که کامنتم هست!!!
نقل قول:در آبان 51 پس از اینکه علیه شریعتی به دلیل اشتباهات غیر قابل گذشت (کتمان مهدویت) فتوا صادر شد حسینیه ارشاد تعطیل و شریعتی دستگیر و زندانی شد.
من خودم همه سخنرانیهای ایشان را گوش کردم.
بسته شدن حسینیه را به خیلی چیزها نسبت می دهند. مثل نمایش ابوذر (که صحیح نیست) چون ارشاد سه ماه بعد از نمایش بسته می شود .....
البته من متوجه منظور شما نشدم
نقل قول: اینم از اون حرفاست ها. حتما دل محمد رضا شاه به درد اومده که شریعتی رو زندانی کرده.
منظورتان این است که سال 52 شریعتی زندانی نشده ؟!!!!
یا منظورتان این است که دلیل زندانی شدنش چیز دیگری بوده؟
خوب حتما می دانید دلیل آزادی اش بعد از18 ماه چه بوده؟
در تاپیک شریعتی و ولایت گفتم وقتی شاه می خواست مارکسیست ها را سرکوب کند جناب شریعتی مقالاتی در نقد مارکسیسم نوشت و این مقالات در کیهان چاپ شد .... (به نفع نظام)
و میدانید به چه کسی جاده صاف کن نظام می گفتند!!! و چرا؟؟
حالا شما بیایید بگویید شریعتی راضی به چاپ این مقالات در کیهان نبود یا ماجرا این نبود یا .....
بهر حال تاریخ به این نزدیکی را نمی شود تحریف کرد!
شما طرفدار شریعتی هستید و مشخص است به نفع او سخن میگویید تا جایی که حاضرید تاریخی که فقط 30 سال و اندی با ما فاصله دارد جور دیگری نشان دهید.

دوستان بنده هيچ علاقه اي به حذف پست ندارم اما كاملا تاپيك رو منحرف كرديد.لطفا حول موضوع تاپيك به بحث بپردازيد و مباحث حاشيه اي را از طريق پيام خصوصي دنبال كنيد.