تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تبعض جنسیتی ، بر ضد ِ زن یا مرد ؟!!! (( گفت و گو محور ))
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
چرا مردا هرکاری دلشون بخواد میکنن ؟! هرچندتا زن ِ دائم و موقت که بخوان میتونن بگیرن ...

یه بررسی می کنیم ببینیم توی اسلام واقعاً این حرف صحت داره؟؟؟!!!.....

راهکار اسلام برای ازدواج:
1- عقد دائم: وانکحوالایامی... به عقد هم دربیاورید.
حال توی جامعه چه کاری میشه کرد؟ توی سربازی حرفه یاد بدهند تا بتونه راحت یه شغل واسه خودش گیر بیاره- وام مسکن مهر(قرض الحسنه)- یا اینکه 5 سال رایگان مسکن به زوج های جوان بدهند.

2-عفاف: فلیستعفف الذین... اگر موقعیت عقد دائم نداشتید تقوا پیشه کنید.

3-عقد موقت: فمااستمتعتم... نتوانستید عفاف پیشه کنید عقد موقت کنید.


در نتیجه روح حاکم برای جلوگیری از گناه است. حضرت لوط حاضر شد دختران خود را به پست ترین افراد روی زمین بدهد تا گناه نکنند.

واین مواردی که بارها و بارها در سینما و تلوزیون نمایش داده می شود و یا در اطراف خویش مشاهده می کنید ناشی از فرهنگ غلط خود مردم است.حالا دیگه قضاوت با خودتون...

سابقه چند همسری در کمونیسم:
-کمونیسم جنسی: هرکی هرکی
-چند شوهری: عربستان جاهلی
چند زنی: عربستان- روم- ایران

علل شکست پدیده چند همسری:
-علاقه مرد به اطمینان از پدری خویش.
-میل زن به تصاحب قلب مرد.
-میل مرد به انحصار زن خویش.
عدم تأمین مالی زن.

برای کسب آگاهی کاملتر کتاب حقوق زن در اسلام شهید مطهری مراجعه شود.
ان شاا... در پست بعدی گذری میزنیم بر پدیده چند همسری.


(۴/بهمن/۹۱ ۱۴:۳۵)ایرانی نوشته است: [ -> ]اگر امام زمان نتواند دلیل منطقی برای حرفش بیاورد نشان می دهد که امام زمان نیست پس خیر نمی پذیرم.


منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد.
منظور این است که مثلاً به واسطه یک معجزه یا به واسطه شناختی که قبلا از امام داشتید یا شناخت به واسطه آشنا بودن به علائم ظهور به شما ثابت بشود که ایشان امام زمان (علیه السلام) است.

حالا سوال بنده این است که اگر شخص امام (علیه السلام) به شما بفرمایند که این افکار شما غلط و باطل است و دلیلی هم برای این ادعا نیاورند (نه اینکه نتوانند بلکه مصلحت را در این دیده اند که دلیل نیاورند) باز هم شما حرف ایشان رو بدون چون و چرا قبول دارید یا خیر ؟

با تشکر
نقل قول: منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد.
منظور این است که مثلاً به واسطه یک معجزه یا به واسطه شناختی که قبلا از امام داشتید یا شناخت به واسطه آشنا بودن به علائم قبل از ظهور به شما ثابت بشود که ایشان امام زمان (علیه السلام) است.
حالا سوال بنده این است که بدون دلیل هم حرف ایشان رو بدون چون و چرا قبول دارید یا باز هم برای این مسئله دنبال دلیل منطقی می گردید ؟

باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد.
وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟
من تقلید در فروع دین را قبول دارم (چون همه وقت و علم کافی برای یافتن قوانین را ندارند) اما به شرطی که تفسیر صحیح باشد. یعنی آن را هم به شکل مطلق قبول ندارم و به آن نقد وارد می کنم.

نقل قول:در نتیجه روح حاکم برای جلوگیری از گناه است.

مشکل این است که در اسلام و تفاسیر هر وقت بخواهند جلوی گناه و فساد را بگیرند از زنان مایه می گذارند و آنها را محدود و یا محروم می کنند.
خوب یک مقدار هم به آقایان فشار بیاورند و این محرومیتها را به آنان هم انتقال بدهند. چطور آقایان نمی توانند در ایران اسلامی که زنان محجبه اند خود را کنترل کنند و باید زنها و صیغه های متعدد داشته باشد تا به گناه نیفتند اما در خارج از کشور با هزاران زن بی حجاب می توانند؟
چرا برای جلوگیری از به گناه نیفتادن مردان، خروج مردان از کشور و رفتن آنان به کشورهای غیر اسلامی ممنوع نمی شود؟
مردان فقط در ایران به گناه می افتند؟ در خارج از کشور اشکال ندارد؟
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۱)ایرانی نوشته است: [ -> ]وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟


حتی اگر به شما اثبات شود آن شخص ولی و حجت خدا بر روی زمین باشد و حرف او حرف خداوند متعال باشد ؟
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۱)ایرانی نوشته است: [ -> ]باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد.
وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟
من تقلید در فروع دین را قبول دارم (چون همه وقت و علم کافی برای یافتن قوانین را ندارند) اما به شرطی که تفسیر صحیح باشد. یعنی آن را هم به شکل مطلق قبول ندارم و به آن نقد وارد می کنم.


رویکردی که این شخص دارد دقیقاً همان رویکرد ابلیس است در مواجه با حکم خدا!!!!!!!!!!!!!!!!
و وجه مشترک ابلیس و تمام مستکبرین عالم است
اولاً وقتی که عقل فهمید که شخصی که در مقابلش هست حجت خدا است همان عقلش به او می گوید طبق صریح حکم خدا در قرآن اگر مدعی بندگی خدا هست
خوب به این آیات و رویکرد این شخص و تقریرات و نوشته های این شخص توجه کنید
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (الأنبیاء - 23).
خدا از آن چه مى‏كند سوال نمى‏شود، ولى آنان سوال خواهند شد.

قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ﴿۳۲- آل عمران﴾

بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد (۳۲)



پس از این که عقل برایش اثبات شد اصول دینش

یعنی برایش به طور مثال اثبات شد که شخصی حجت خدا است یعنی پیامبر یا امام است

دیگر از آن به بعد همان عقل حکم میکند به تبعیت بی چون و چرا از او

اگر مدعی بندگی است



در قرآن مجید سراسر مثالهای متعدد هست که خدا و حجت خدا حکم میکنند به چیزی که به نظر مخالف عقل ناقص سایرین است

و این از امتحانات ایمان بندگان است



مانند قصه ی خضر و موسی

مانند قصه ی طالوت و جالوت که سپاهی که تشنه است تنها باید یک کف دست از آب بخورد

و طالوت که حجت خدا هست توضیحی هم نمی دهد!!!!!!!

یا قصه ی ابلیس لعین و فرمان سجده که خدا توضیح نمی دهد

چرا که قرار هم نیست که عبد از معبود پرس جو کند
در عرصه ی بندگی خدا اصلاً این یکی از نشانه ها منافقان و کافران این است که در برابر هر سخن و حکم حجت خدا در حالی که برای آنها اثبات شده است که حجت خدا هستند چون و چرا می کنند
که دیگر به این نمیگویند بندگی خدا
میگویند بندگی طاغوت
این طاغوت میخواهد نفس خودش باشد یا ابلیس یا...
یعنی اگر مثل ابلیس بخواهد با عقل ناقص خودش در مقابل احکام خدا چون و چرا کند چنین کسی از طایفه ی ابلیس و بندگان طاغوت است


خلاصه ی این رویکرد نمودی از استکبار و غرور و تعصب و جهل است !!!!

لطفاً با دقت مطالعه فرماید:
چه چیز باعث شد تا موسی نتواند از محضر خضر نبی استفاده کند؟
ببینید شما اگر بخواهید بگویی چیزی درست است یا غلط
نیاز به دو مسئله دارید
اول دستگاه منطق درست
دوم اطلاعات ورودی کامل که بر اساس دستگاه منطق بتواند بگوید حکمی حق است یا نا حق

در مسئله اولش که میشود دستگاه منطق هم شما و هم من و هر غیر معصومی مشکلاتی بسیار دارد و دستگاه منطقش درست کار نمیکند
در ادبیات قرآن از آن عقلی که خدا مخاطب قرار میدهد تعبیر لُب می شود
یا اولوالالباب
یا صاحبان عقل و خرد
لُب به عقل خالی از هوا و هوس گویند
میدانید چرا تقوا به انسان بر اساس آیات قرآن فرقان (قوه ی تشخیص حق از باطل را میدهد)
ارتباط تقوا و فرقان چیست؟
تقوا اولین کاری که میکند این است که هوای نفس را کنترل میکند و بعد در سایه ی کنترل هوای نفس است که این عقل میتواند بر اساس منطق درست حکم کند! تازه هنوز بحث اطلاعات را وارد نشدم
من و شما همه گرفتار هوای نفسیم
هیتلر هم که می خواست اعمال و فجایع خود را انجام دهد بر اساس منطقی که خودش فکر میکرد درست است عمل می کرد
تا حالا به این فکر نکردید که چرا این فطرتی که خدا همه را بر اساس آن سرشته می گوید اکثر مردم از این فطرت آگاه نیستند؟
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30)
به يكتاپرستى روى به دين آور. فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است. ولى بيشتر مردم نمى‏دانند. (30)
خیلی از مردم آنچه هوای نفسشان می پسندد را مترادف فطرت میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس ما عجالتاً دستگاه منطقمان منفک از اثرات هوای نفس نیست که فکر کنیم که منطقمان درست فکر میکند
تا کنون با خود نیاندیشیده اید که چرا پیامبران که قوی ترین استدلال ها را می آوردند و منطقی ترین کلام ها را داشتند و از آن بالاتر معجزات را هم نشان مردم میدادند باز این هم منکر داشتند؟؟
اساساً ایمان خیلی ارتباط مستقیم به استدلال ندارد
ایمان اقرار قلب است که استدلال عقلی میتواند به آن کمک کند
اما به هیچ وجه به تنهایی کافی نیست!!!!!!!!!!

تازه اگر به لطف خدا ، خدا کمکی کرد و منطقمان درست شد تازه گرفتار مسئله ای خواهیم شد که تحت هیچ شرایطی از آن رها نخواهیم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و آن نقص در اطلاعات است که دومین عامل مهم بعد از داشتن منطق درست برای تشخیص درست و غلط است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شما اگر بخواهید مسیر حرکت یک جسم را که نیرویهایی به آن وارد میشود درست پیش بینی کنید نیاز دارید تا اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم را داشته باشید (یعنی کامل بودن اطلاعات و علم) و در مرحله ی بعد در صورتی که به قواعد جمع بردار کاملاً مسلط باشید و آن را درست به کار گیرید (منطق درست) می توانید پیش بینی درستی داشته باشید
حتی اگر تمام نیرو ها را به جز یک نیرو نداشته باشید باز هم پیش بینی شما می تواند 100 درصد غلط باشد به خواطر ندانستن اندازه و جهت همان یک نیروی مجهول
در احکام هم فقط کسی میتواند به درست و غلط بودن آن نظر دهد که تمام عوامل موثر در سعادت دنیوی و اخروی انسان را بداند و او فقط و فقط خداست
ببینیند موسی علیه السلام که هوای نفس نداشت نعوذاً بالله اما در علم، در مقابل حضر نقص داشت
[/b]
لذا اطلاعاتی که داشت را در دستگاه منطقش می ریخت و بدیهی میدید که افعال و احکامی که خضر صادر می کند غلط و ظالمانه است!
و این نبود مگر به علت جهلی که نسبت به علم خضر داشت!!!!!!!!!!!!!
پس مهمترین کار عقل پیدا کردن حجت خدا است !!!!
بعد از پیدا کردن حجت اگر خود را معبود میداند در احکام وظیفه اش تبعیت است نه چون و چرا!!!!
چرا که اولاً دستگاه منطقش خالی از هوای نفس نیست و ثانیاً هر چه کند گرفتار نقص اطلاعات است
همانطور که ابلیس هم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به حکم خدا معترض شد و وجه مشترک ابلیس و همه ی مترودین درگاه الهی همین رویکرد است!!
عقل باید خودش به حقانیت اصول دین برسد
بعد از آن در فروع و احکام اگر مدعی است که عبد است وظیفه اش به همان دلایلی که در بالا ذکر شد اطاعات کردن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما نکته ای دیگر
اگر کسی بخواهد در مقابل احکام دین بگوید تا من نفهمم که چرا باید مثلاً نماز صبح را دو رکعت خواند یا چرا باید وضو را اینچنین گرفت آن ها را انجام نمیدهم
این شخص دیگر عبد خدا نیست و گرفتار انانیت و منیت خودش است
اگر حتی بعد از علم به چرایی هم مشغول انجام آنها شد باز تحت ولایت الله نیست بلکه تحت ولایت طاغوت است که این طاغوت میتواند حتی خودش باشد
شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید
بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند
البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی
نقل قول:رویکردی که این شخص دارد دقیقاً همان رویکرد ابلیس است در مواجه با حکم خدا!!!!!!!!!!!!!!!!
نقل قول:حکم خدا در قرآن اگر مدعی بندگی خدا هست
تفکر شما هم رادیکالترین است. بهتر است بجای ترساندن مخاطب دلیل منطقی بیاورید.
خوب است شما مبلغ مذهبی شوید!!!
مثلا به یک غیرمسلمان که میخواهد دلایل احکام اسلامی را بداند میگویید خوب تو ابتدا مسلمان شو و بعد چون مسلمانی دیگر باید تمام احکام اسلام را قبول کنی!!!! چون و چرا هم نباید بکنی چون ما دلیل منطقی نداریم و فقط میتوانیم به ادبیات تکفیر و توهین متوسل شویم!!!
نقل قول: خلاصه ی این رویکرد نمودی از استکبار و غرور و تعصب و جهل است !!!!
اگر دلیل منطقی خواستن که چرا من نصف مرد فرض شده ام به معنی استکبار و غرور باشد بله من مغرورم و حاضر نیستم خودم را نیمی از یک مرد یا کمتر از یک مرد بدانم.
نقل قول: شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید
بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند
من اگر به دستور دکتر عمل نکنم یا بیماریم بدتر میشود یا میمیرم و خوب نمیشوم. اما اگر به بعضی دستورات قشریون عمل کنم یعنی خودم را تا سطح یک وسیله لذت موقت مرد یا نصف مرد یا .... پایین آورده ام و شخصیت انسانی ام را لگدمال کرده ام.
نقل قول:عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
""""" کتاب و سنت از علوم و معارف بشری به دست نیامده، اما استنباط حکم از کتاب و سنت کار انسان است و بدون ابزارهای خود انسان ممکن نیست""""""""""
نقل قول:به این میگویند بندگی
""""" از نظر گروهی از فقهای سنتی، مهمترین فلسفه ی نبوت جعل و ابلاغ قانون است و محور اصلی وحی و هدایت الهی همین موضوع است و دین بیش از هر چیز مجموعه ای از قوانین است نه داشتن احساس های لطیف عرفانی و سلوک عملی انسانی و تخلق به اخلاق الهی""""""""""
"""""نظریه پردازی دینی و اجتهاد فقهی در پرتو مواضع و مقبولات و پیش فهمهای علمی و فلسفی و عرفانی و ... صورت می گیرد. پس باید با تحولات علوم و معارف بشری هماهنگ شود و دایما مورد تجدیدنظر قرار گیرد""""
""""""""""" هر انسانی در هر عصری که زندگی می کند حق دارد خود قرآن را بفهمد و چون اندیشه ها در اعصار گوناگون متفاوتند پس ظهور و فهم آیات متفاوت می شود"""""""""
نوشته های داخل گیومه از من نیست.
سایر دوستان به جا است که در این فرازهای کلام گوهر بار امیرالمومنین در خطبه قاصعه ی نهج البلاغه به طور عمیق بیاندیشید:


مولا این خطبه را در مذمت ابليس، كبر و سجده نكردن براى آدم و اينكه ابليس اول كسى است كه دنبال تعصب نژادى رفت بیان فرموده اند:
ستايش مخصوص خدائى است كه لباس عزت و كبريائى را پوشيده و آنرا مخصوص خود گردانيد و به خلق خود نداده است.
... پس از اينكه خدا لباس عزت و كبريائى را پوشيد فرشتگان مقرب خود را آگاه ساخت و آنان را در جريان آزمايش قرار داد تا متواضع را از متكبر جدا كند به همين جهت خدائى كه از نيتها و پنهانى آگاه است اعلام كرد:
قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿۷۱﴾
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿۷۲﴾

فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۷۳﴾
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴-ص﴾
من مى خواهم بشر را از گل بسازم. وقتى آنرا ساختم و روح در آن دميدم شما براى سجده به او روى خاك بيفتيد. فرشتگان تمام سجده كردند غير از ابليس.
ابليس را خودخواهى فراگرفت و خلقت خود را برتر از خلقت آدم ديد و نسبت به آدم به خاطر نژاد خود مغرور شد.
بنابراين ابليس دشمن خدا رهبر نژادپرستان، بنيانگذار خودخواهان است. او اساس تعصب نژادى را بنا نهاد ...
مگر نمى بينيد كه خدا چگونه او را بر اثر خودخواهى ذليل ساخت و بر اثر غرور، او را كوچك نمود. در دنيا او را سر به زير كرد و براى او در آخرت عذاب دردناك در نظر گرفت.
از سرگذشت ابليس پند بگيريم
اگر خدا اراده كرده بود آدم را از نورى خلق كند كه نورش چشمها را خيره سازد، زيبائى اش عقلها را حيران گرداند و از عطرى او را به وجود آورد كه بوى آن نفسها را بندآورد خلق مى كرد و اگر چنين كارى كرده بود تمام موجودات براى او سر تسليم فرود مى آوردند و اعتراض فرشتگان كم مى شد
اما خداى عزيز خواست از طريق مجهولاتى كه بشر دارد او را آزمايش كند و ميان بد و خوب آنان را جدائى افكند و خودخواهى را از آنان برطرف گرداند و كبر را از آنان دور سازد.
وظيفه شما اينست كه از كار خدا نسبت به ابليس اندرز بگيريد، زيرا عمل طولانى و كوشش فراوانش باطل شد كوشش ابليس كه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود
... آيا پس از ابليس چه كسى با انجام معصيت ابليس از عذاب خدا در امان مى ماند؟!
...قانون خدا در ميان ساكنان آسمان و زمين يكسان است. ميان خدا و هيچ مخلوقى قرار دادى بسته نشده كه قسمتى از ممنوعهائى كه براى جهانيان حرام شده براى آن مخلوق حلال باشد.

.
.
.
به جا است که مجدد در این کلام نورانی با تفکر نظری بیافکنید دوستان...
البته تمام این به اصطلاح شبهات پاسخ عقلی هم داده شده است قبلاً هم در تالار و هم در بسیاری جاهای دیگر، زحمتش یک سرچ ساده است
غرض من پاسخ به این به اصطلاح شبهات نبود
غرضم بازکردن ریشه ی این رویکرد است و مباحثی به مراتب زیربنایی تر از پاسخ به شبهات...
و الله یهدی من یشاء...
(۴/بهمن/۹۱ ۱۴:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد.
منظور این است که مثلاً به واسطه یک معجزه یا به واسطه شناختی که قبلا از امام داشتید یا شناخت به واسطه آشنا بودن به علائم ظهور به شما ثابت بشود که ایشان امام زمان (علیه السلام) است.

حالا سوال بنده این است که اگر شخص امام (علیه السلام) به شما بفرمایند که این افکار شما غلط و باطل است و دلیلی هم برای این ادعا نیاورند (نه اینکه نتوانند بلکه مصلحت را در این دیده اند که دلیل نیاورند) باز هم شما حرف ایشان رو بدون چون و چرا قبول دارید یا خیر ؟

با تشکر
ببخشیداین سوال که می فرماییدمصداق دوستان تالارهست؟؟؟....منظوری ندارمایعنی میخوام بگم مگه نمیتونیددلیل بیاریدکه میگیدمصلحت اینست که دلیل نیاورند؟
ممنون
درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟
نقل قول: البته تمام این به اصطلاح شبهات پاسخ عقلی هم داده شده است قبلاً هم در تالار و هم در بسیاری جاهای دیگر، زحمتش یک سرچ ساده است

آن چیزهایی که زحمتش یک سرچ ساده است پاسخ عقلی نیست. توجیه است و به درد عوام الناس 100 سال پیش می خورد نه روشنفکران تحصیلکرده کنونی.

نقل قول: غرض من پاسخ به این به اصطلاح شبهات نبود
اگر میتوانید بفرمایید پاسخ منطقی بدهید.
شما با این نوشته های کاملا بی ارتباط به پرسشهای ما می توانید اسلام را برای یک غیرمسلمان ثابت کنید؟ به یک غیرمسلمان میگویید اسلام یعنی عبودیت محض؟
میدانید آن غیرمسلمان چه خواهد گفت: خواهد گفت: عبودیت بدون عقلانیت یعنی بت پرستی محض!


نقل قول: غرضم بازکردن ریشه ی این رویکرد است و مباحثی به مراتب زیربنایی تر از پاسخ به شبهات...
برچسب زدن و اتهام تکفیر و مرتدو ... مباحث زیربنایی است؟
شما ناظراصول عقاید شیعه هستید؟
پس عقیده شیعه این است: یا فلان مطلب را بدون دلیل منطقی بپذیر. (چون من دلیلی ندارم) یا کافری!
خوب از اول میگفتید! (آیکن توجیه شدن در حد انیشتین!)
(۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است: [ -> ]درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟


سلام عرض شد
شما فکر میکنم کمتر مطالب حقیر را خوانده باشید
حقیر شاید به جرأت بتوانم بگویم که یکی از کسانی هستم که بیشترین حجم پاسخ به شبهات رو در تالار داده ام
فقط به چند مورد آن اشاره میکنم:

مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........


پرسشهایی که در تالار به آنها جواب داده شده است!

بحث پیرامون ناقص العقل بودن زنان
مقایسه خدا در اسلام و مسیحیت (علی 110 پیشنهاد میکند بخوانید)


مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!)


آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟


چرا دعا کنم وقتی خدا میدونه من چی میخوام؟


زید و علی بن ابیطالب - دلیلی بر حقانیت اهل سنت(و پاسخ به این شبهه)!


به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟



(B+)فعل معصوم ضامن بقای دین + پاسخ به یک شبه#



و.....

اما در خصوص این عبارت شما:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است: [ -> ]درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟

مجدد با دقت بخوانید عرایض بنده را:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۵۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی
در ضمن اگر بنای بنده عدم تعقل بود این دو تاپیک را مطمئن باشید ایجاد نمیکردم:

من برای دینم وقت ندارم!


سخنی با کسانی که گفتند بیا مناظره کن...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
آدرس های مرجع