تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مردی که متهم است؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
[تصویر: Untitlewwwd-2.png]
خدایا: دربرابر هر آنچه ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن.
.
یکی از خصوصیات او( پیامبر خصوصیات متعددی دارد که ویژه خودش است، من نمی توانم آنهایی که شناخته شده و درباره آن گفته شده را تکرار کنم) این است که هیچ شخصیتی در تاریخ وجود ندارد که صلابت در اوج و محبوبیت در اوج را با هم جمع کرده باشد. در یک شخصیت ، این همه عظمت ، که آدم در برابرش احساس عجز و هراس می کند، با حالت دیگری که در شناخت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، آدم در برابر او احساس یک انس دوستانه خصوصی می نماید. با هم جمع نمی شود.محبوب بودن پیغمیر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از پیغمبریش می باشد .چون موسی (علیه السلام)هم پیغمبر بوده، ابراهیم (علیه السلام) هم بوده و عیسی(علیه السلام) هم بوده است و نیز در قوم خودشانبه عنوان نبی و رسول عزیز و محبوب بوده اند.
.
.
.
.
واما
علی (علیه السلام)، خود، محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دیگری است.و شگفت‌تر آنکه،در سیمای علی(علیه السلام)، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نمایان‌تر می‌توان دید.
سیمای محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
[تصویر: 59_14.jpg]


شریعتی همواره از امام خمینی(رحمة الله علیه) به نیکی یاد می‌کرد و ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست که از میرزای شیرازی تا امام خمینی(رحمة الله علیه) پرچمدار آن بوده‌اند. حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این‌باره می‌گوید شریعتی قیام امام(رحمة الله علیه) را قیامی ابوذروار می‌دانست که بر سر قدرت زمان فریاد می‌زند و اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمد

امام خمینی(رحمة الله علیه) نیز در مراسم ختم فرزندش حاج آقا مصطفی به صورت اشاره از روحانیونی که شریعتی را مرتد می‌دانستند گلایه کرد و به صورت کنایه‌ شریعتی را روشنفکری معرفی کرد که برای اسلام خدمت می‌کند.


یکی از روحانیون برجسته طی نامه‌ای به امام(رحمة الله علیه) که در تبعید نجف به سر می‌برد از شریعتی به شدت انتقاد کرده و افکار وی را مضرّ خوانده بود اما امام‌خمینی(رحمة الله علیه) به فردی که حامل این نامه بود گفتند این روحانی بزرگوار به عالم و آدم بدبین هستند، ما در شرایطی نیستیم که نسبت به دانشگاهیان و روشنفکران با بدبینی نگاه کنیم


محمود دعایی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خمینی(رحمة الله علیه) در نجف اشرف نیز خاطرات جالبی از نوع نگاه امام(رحمة الله علیه) به شریعتی و افکار وی نقل می‌کند. دعایی در جایی می‌گوید روزی خدمت امام بودم، ایشان فرمودند از تهران فردی هزینه پرداخت کرده و آمده تا نظر من را نسبت به دو شخصیت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهری را گذاشته و گفته این کتاب جنوب تهران را بی‌حجاب کرده و اسلام‌شناسی شریعتی را نشان داده و گفته این کتاب جوانان را از دین منحرف کرده است


دعایی با نقل این مطلب که امام‌خمینی(رحمة الله علیه) تمام آثار شریعتی را مطالعه کردند، می‌افزاید امام خواستار قسمت‌هایی که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است شده بودند و پس از آن گفته بودند برخی قول‌های شاذ و نادر هست ولی این قول‌های نادر باعث انحراف نمی‌شود.


مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در بیان خاطراتش پیرامون نظر امام(رحمة الله علیه) درباره علی شریعتی با اشاره به این که"البته امام تذکراتی نیز درباره شریعتی و نظرات وی درباره علامه مجلسی و مباحثی پیرامون تشیع وی، داشتند، ولی بر نوعی وحدت بخشی نیز تاکید داشتند"، ادامه می دهد امام به شدت از درگذشت دکتر شریعتی متأثر شدند و گفتند یک روز امام(رحمة الله علیه) به من فرمودند: من به سه دلیل از فوت دکتر شریعتی متأسف هستم. یکی این که ای کاش ایشان با آن قدرت بیان و احاطه‌ای که بر کلام و نفوذی که در جمع شنوندگان داشت، توجه خود را صرفاً به نسل دانشگاهی معطوف نمی‌کرد و همه‌ جامعه اعم از روحانی و بازاری را در نظر می‌داشت و سعی می‌کرد همه‌ اقشار از اندیشه‌ها و تفکراتش بهره‌مند شوند. تأسف دوم من این است که چرا عده‌ای با او در افتاده‌اند و ایشان را به خودشان و خودشان را با او مشغول کردند و نگذاشتند درست کار بکند و درست تبلیغ بکند. تأسف سوم من این است که ایشان زود از دنیا رفت و نتوانست بماند و ادامه بدهد و کار خودش را تصحیح بکند


محمود دعایی تصریح می کند امام خمینی(رحمة الله علیه) به این دلیل که مطمئن نبودند شریعتی به شهادت رسیده و یا این که به مرگ طبیعی درگذشته است درباره مرگ وی کلمه فقدان را به کار بردند.


صادق طباطبایی یکی از نزدیکان خانوادگی امام خمینی(رحمة الله علیه) و سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان درباره دیدگاه امام(رحمة الله علیه) درباره شریعتی می گوید امام همواره با احترام خاصی از دکتر شریعتی یاد می کردند. قبل از انقلاب، زمانی که عده ای از روحانیون ایشان را کوبیدند و بی انصافی هایی شد، رژیم هم از فرصت استفاده و شروع به تبلیغ کرد. یکبار خبر دادند شریعتی نسبت به مفاتیح موضع گیری کرده، امام گفتند: کسی که به آن زیبایی در مورد نیایش قلم فرسایی می کند، نمی تواند علیه دعا چیز بنویسد. اما در مورد مفاتیح، خوب مفاتیح هم یک کتاب نیایش است؛ چه بسا انتقاد ایشان همان چیزهایی باشد که ما خودمان هم یک وقت‌هایی به آن انتقاد داریم


امام خمینی(رحمة الله علیه) بعضاً پیغام‌های دلسوزانه و مشفقانه‌ای را نیز برای شریعتی می‌فرستادند؛ به عنوان مثال یک بار به خسرو منصوریان(یک فعال سیاسی-اجتماعی) گفته بودند: سلام مرا به شریعتی برسان و بگو خداوند به شما توفیق بدهد اما گله‌ای که از شما دارم این است که گفته‌اید آخوندها یک دست برای گرفتن و یک دست برای بوسیدن دراز کرده‌اند؛ این طور نیست.
( بعضیاشون Big Grin نوشته از خودم )

در جایی دیگر، امام(رحمة الله علیه) نسبت به نظرات تند شریعتی درباره علامه مجلسی، این نظرات را رد کرده و اظهار می دارند نباید یک‌ کسی ‌تا به‌ گوشش‌ خورد که‌ مثلاً مجلسی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌، محقق‌ ثانی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌، نمی‌دانم‌ شیخ‌ بهایی‌ رضوان‌الله‌ علیه‌ با این‌ها روابط‌ داشتند، می‌رفتند سراغ‌ این‌ها،همراهی‌شان‌ می‌کردند، خیال‌ کنند که‌ این‌ها مانده‌ بودند برای‌ جاه‌ و عزت‌ و احتیاج‌داشتند به‌ این‌که‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ و شاه‌ عباس‌ به‌ آن‌ها عنایتی‌ بکنند. این‌ حرف‌ها نبوده ‌در کار. آن‌ها گذشت‌ کردند، مجاهده‌ نفسانی‌ کردند برای‌ این‌که‌ این‌ مذهب‌ را به ‌وسیله‌ی‌ آن‌ها و به‌ دست‌ آن‌ها ترویج‌ کنند
.
دکتر علی شریعتی روشنفکر فراروایت ها است. او را می توان بصورت توأمان منتقد سرسخت مارکسیست های دوآتشه دهه چهل و روحانیون عوام زده ای دانست که در کلام امام به روحانی نمایان تعبیر شده اند. شریعتی که نمونه بارز تئوری مذهب در برابر مذهب بود، سالها مورد بی مهری مذهبی های سطحی نگر و سوسیالیست های مادی گرا قرار گرفت. او اگر محتوای مارکسیسم را مورد نقد و نفی قرار داد، محتوای تشیع را با استفاده از ادبیات انقلابی چگوارا، چون موم بر حلقوم دانشجویان دهه چهل ریخت و آنان را که در اختاپوس کمونیسم گرفتار بودند نجات داد. عده ای تلاش داشتند بی توجه به همه خدمات بی اندازه او به انقلاب و اسلام، این روشنفکر متعهد را بخاطر اندک اشتباهاتش، در برابر انقلاب و رهبر کبیر آن بگذارند. اما آنگونه که از خاطرات یاران امام برمی آید، آن کوته نگران، در رسیدن به مقصود خود ناکام ماندند چرا که روح الله الموسوی الخمینی به عنوان مرجع روشنفکر و دوراندیش فرق بین کسروی و شریعتی را می دانست و عمق سخن معلم شهادت را خدمتی صادقانه به انقلاب می شناخت. آنچه در ذیل می آید بازخوانی بخشی از این خاطرات است که در آن پرده از نگاه منصفانه و حاذقانه امام به شریعتی برداشته شده است.


دکتر ناصر میناچی از قول استاد محمدرضا حکیمی می‌گوید: آقای فاکر که از منتقدین کتاب‌های شریعتی‌اند، روزی خدمت امام رسیده، پس از بیان موضوع و ذکر مطالبی درباره‌‌ی کتاب‌های شریعتی معروض می‌دارد: این نوشته‌ها عمدتاً نسل فعلی و جوانان مسلمان این مملکت را گمراه کرده است و درخواست دارد امام دستور دهند این کتاب‌ها جمع‌آوری و معدوم شوند امام در پاسخ تأملی مختصر فرموده بودند که: دکتر شریعتی در بین همه‌ی مطالبی که شما می‌گویید، مطالب خوبی هم دارد. به همه بگویید همه‌ی مطالب خوبش را بخوانند

روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج 3، ص 26

شریعتی، مروج آرمان امام خمینی
[/font]
خبرگزاری شبستان در یادداشتی شریعتی را مروج آرمان امام خمینی می خواند و می نویسد: آرمان‌هایی‌ که‌ شریعتی‌ از تشیع‌ و روحانیت‌ در ذهن‌خود ترسیم‌ می‌کند، علی‌القاعده‌ باید در امام‌ خمینی‌ عینیت‌ یافته‌ باشد. این‌ استنباط‌ را می‌توان‌ در نوشته‌ها و اسناد شریعتی‌ یافت‌. وی‌ در کتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ که‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ کرد، تجلیل‌می‌کند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما نام‌ می‌برد و در ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد ... ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ که‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ و مسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌کرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ که‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اکنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌.
شریعتی‌ قیام‌ خرداد 42 را گسستن‌ پیوند روحانیت‌ و سلطنت‌ که‌ در شیعه‌400 سال‌ بعد از صفویان‌ دوام‌ داشت‌ ارزیابی‌ می‌کند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف ‌می‌کند: در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازکهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صور قرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشر قیامتی‌ برپا می‌کند این‌ مواضع‌ آشکار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. اسناد ساواک‌ نشان‌ می‌دهد شریعتی‌ در نهان‌ نیز در پی‌ ترویج‌ امام‌ خمینی‌ بود. طبق‌ گزارش‌ ساواک‌، شریعتی‌ پس‌ ازبسته‌ شدن‌ حسینیه‌ به‌ طرف‌داران‌ خود دستور داده‌ است‌ که‌ در مجالس‌ به‌ نام‌ طرف‌داران ‌آیت‌الله‌ خمینی‌ با معممین‌ و طلاب‌ بحث‌ نموده‌ و آنان‌ را به‌ طرف‌داری‌ خمینی‌ گرایش ‌دهند
شریعتی، یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام

فصلنامه دانشگاه اسلامى در مقاله ای شریعتی را به عنوان یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام عنوان می کند و می نویسد: شریعتی تلاش نمود از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنّتی، دانشجویان را برای مقابله با رژیم مجهز نماید. او به خوبی به نقد علمی مارکسیسم پرداخت و با احیای فرهنگ مبارزه و شهادت، به پویایی دین اسلام که گرایش دانشجویان را به همراه داشت همّت گماشت. از این زمان است که شریعتی به منظور پیوند بین روشنفکر و روحانی وارد عمل شد. وی با شفاف کردن روحانیت و بر طرف کردن بدبینی‌هایی که روحانیون و روشنفکران نسبت به هم داشتند، موجب آشتی بین این دو گروه شد. در واقع شریعتی یکی از عوامل مهم اتصال دانشجویان به روحانیون و شخص امام(رحمة الله علیه) محسوب می‌شود
.
دکتر شریعتی با کتاب امت و امامت خود با ترسیم رهبری متعهد انقلابی، که در واقع برای سرنگونی یک نظام استبدادی وابسته به صحنه می‌آید و جامعه را برای ورود به یک دنیای تازه و یک مرحله جدید آماده می‌کند،‌ نقش عمده‌ای در شناساندن امام(رحمة الله علیه) در نزد دانشجویان بر عهده داشت. پیوند دانشجویان با روحانیون مبارز و به ویژه اندیشه‌های دکتر شریعتی موجب گردید، جایگاه امام(رحمة الله علیه) در نزد دانشجویان رفیع‌تر گردد، به نحوی که در نهایت، ایشان به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی از طرف دانشجویان پذیرفته شدند. پذیرش امام(رحمة الله علیه) از طرف دانشجویان دفعتاً صورت نگرفت، بلکه این امر در یک روند چند ساله تکامل یافت در نیمه اول دهه 50 ، دانشجویان انقلابی، امام(رحمة الله علیه) را به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب پذیرفتند

فصلنامه دانشگاه اسلامى، شماره 15،ص 133
شریعتی، تئوریسین شاخه دانشگاهی خط امام

دکتر رحیم پور ازغدی سه شنبه 29 خردا 1388 در مشهد با بیان اینکه شریعتی مقلد امام بود، گفت : ساواک ، دکتر شریعتی را تئوریسین شاخه دانشگاهی خط خمینی می دانست. آن زمان که در رساله ها حتی جرات نمی کردند نام امام خمینی را بیاورند و به اختصار « خ » می نوشتند دکتر شریعتی اعلام کرد که مقلد امام خمینی است


سروده شریعتی برای امام خمینی

[font=B Nazanin]فریاد روزگار ماست
روح خدا
در روزگار قحطی هر فریاد
در روزگار قحطی هر جنبش
فریاد روزگار ماست
آری در روزگار مرگ اصالتها
بی تو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها
بی تو فرو نشسته دگر فریاد
تنها شده است هر چه که انسانیت
در پایتخت غارت و خون
جز وحشت و هراس نمی بینم
این درد را با که بگویم
که هر ورق از هر کتاب
ترس را فریاد می کند
حتی پلاس کهنه خیابان هم
تجربه کرده است ترس را
اینک سیاه بینمش
تا بر تو باز شود
که راست می گویم
در هر کرانه این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز
در چشمهای بیدار
ترس را نشانده اند آنها
هر روز می درند
هر روز می برند
و پاداش را
از دست گرگ می گیرند
در پایتخت غارت و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند
بی تو در پایتخت دیو دماوند
سیاوشها و کاووسها در بندند
ای کاش رستم
کاووسها را نمی رهاند
تا اینگونه گشاده دست
در بند بخواهد رستم را
در خون کشد سیاوش را
بی تو من از خمین گذشتم
افسرده بود و سرد
نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار ماست
روح خدا
بانگ تعهد و رسالت
بانگ خدا و خون
اینک تو ای سلامت پویا
ای کرامت بی مرز
بر این زمین تشنه ببار
آری آری
تا زاید این
سترون فرسوده
گلهای سرخ شهادت را
تا باز در نبض شهر تپد
فریاد آری
تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته شود بیدار
تا باز آن جوانه کند فریاد!


[تصویر: 12673_431.jpg]
سالروز درگذشت (مشکوک) دکتر علی شریعتی گرامی باد


[تصویر: 1287984750.jpg]
طنز :

مدل ترک سیگار شریعتی از قول شهیدبهشتی
یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی در صفحه شخصی خود، خاطره شهید بهشتی از مدل ترک سیگار دکتر شریعتی را از کتاب «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» منتشر کرده است.
به گزارش نامه نیوز به نقل از سایت «پیام نو»، این کاربر گوگل پلاس، خاطره شهید بهشتی را اینچنین نقل کرده است: «روزهایی که دکتر تازه از زندان درآمده بود به دیدن ایشان رفته بودیم. یکی دو نفر از دوستان دیگر هم بودند. در آنجا دیدم دکتر خیلی بیش از گذشته سیگار می‌کشد و سیگارش را با آتش سیگار قبلی روشن می‌کرد. گفتم دکتر، خیلی بیش از گذشته سیگار می‌کشی؛ برای سلامتی‌ات خطر دارد! یکی از دوستانمان گفت: بله، مرحوم همایون که از موسسین حسینیه ارشاد بود می‌گفت که ما به دکتر گفتیم این سیگار و کبریت را بگذار کنار. دکتر از این سفارش ما نصفش را قبول کرد و کبریت را گذاشت کنار!»
https://www.mediafire.com/folder/l11h6g89hs41y/

به این لینک رفته و فایل Ali is one رو دانلود کنید و تا شاید کمی از وجود بزرگوار علی (علیه السلام) رو بشناسیم
کتاب کویر
معبد ( از کل بخش معبد سه تکه را برای نگارش انتخاب کردم .)
آفرینش در اقیانوسی از شب غرق شده بود . شب چنان برعالم نشسته بود که گویی هیچگاه بر نخواهد خاست .،گویی از ازل همینجا نشسته بوده است.، هرگز نه دیروزی بوده و نه فردائی خواهد بود ، و من - همچون شبحی که در شبهای کوهستانهای ساکت ، صحرا های بخواب رفته ، ویرانه های نومید ، قبرستانهای عزادار و شهر های آلوده و عفن ، سراسیمه و هراسان ، همه جارا بی هدف پرسه زند - زندگی میکردم !
رویای گیج و گنگ و خیال آمیزی بود .
...............................



سالها آمدند و رفتند و من همچنان در شب ماندم .، سالهائی که روز نداشتند .، سالهائی که ماه نداشتند، سالهائی که هر سالش 365شب بود و شب ها در شب ها پیوسته .، شب ها در شب خیمه زده .، و خیمه گاهی بزرگ و سیاه و هول انگیز که درونش متروک بود و -جزبادهای وحشت که دیوانه وار و انتقامجو، به هر خیمه ای سر میکشیدند و گویی فراری محکومی را می جستند - صدای پائی برنمیخاست .آری ،فراری محکومی را می جستند .، مرا می جستند بادهای وحشت ،شتابان و غضبناک مرا می جستند و نمی یافتند . من در شب پنهان شده بودم .من به سایه های هول و غارهای انزوا و صحرا های سکوت و بیشه های اندوه خزیده بودم ، من به شب گریخته بودم . ....................................................



ناگهان همه چیز دگرگون شد . پرده سیاه و یکدست شب هر لحظه از هزاران نقطه و بهزاران گونه و بصدهزاران رنگ میسوزد ، آتش میگیرد ، روزن روزن میشود ..! منظره شگفتی است ! شب دارد میسوزد ! دست ناپیدائی ، در هر چشم بهم زدنی ،هزاران گونه آتش به جان شب می افکند و او را به هزاران گونه داغدار میکند !
اوه ! حریق را ببین که در (( خیمه ها )) افتاده است !خیمه ها همان خیمه های سیاه پیوسته درهمی که صف طولانی و هولناک را در برابرم پدید آورده بودند،...

دکتر علی شریعتی
[تصویر: 5dmvgxl2je2prqswasw.jpg]

ناکثین،مارقین و قاسطین

و این عوام فریبان و روحانیون خشک و مرتجعی که به جای امامت به امام تکیه می‌کنند

و بجای امام به قبر امام و بجای متن قرآن حاشیه مفاتیح و بجای معرفت،تنها به زیارت

و بجای پیروی از او،پرستش او و بجای تفسیر قرآن،تقدیس قرآن و بجای شناخت، عشق

و بجای معنی،لفظ و بجای محتوی،قالب وبجای حقایق،شعائر و بجای تشیع،توسل و بجای تعقل،تعبد
و بجای تحقیق،تقلید و بجای حقگویی،تقیه و بجای تقوای ستیز،تقوای پرهیز و به جای انتظار‌‌ ِ
اعتراض و آمادگی، انتظار تسلیم و وادادگی و بجای مذهب چون راه، مذهب چون گردشگاه
و بجای تکیه بر عزت، تاکید بر ذلت و بجای زنده ها، مرده ها و بجای آزادی انسانی،
جبر الهی و بجای تداوم دنیا و آخرت،تضاد دنیا و آخرت و بجای معاش زیر بنای معاد،معاش
ویرانگر معاد و بجای تقرب با تکامل،تقرب با تملق و بجای از خود به جماعت پیوستن،
از جماعت به خود گریختن و بجای فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر دیدن،
دین را خویشاوند فقر شمردن و بجای عدالت را وظیفه‌ی خویش در این جهان حساب کردن،
وظیفه‌ی خدا در آن جهان معین نمودن وبجای بر مصیبت خود ذلیل مرده‌ات عزادار بودن،
بر شهادت حسین جاویدان زنده‌ی عزیز سوگواری مرگ کردن و وبجای از مکتب سرخ عاشورا
و دعوت حسین و پیام زینب و فریاد شیران بیقرار شهادت، شنیدن و درس آگاهی و جوش حیات
و جهت حرکت و توان رستاخیز و مسئولیت آزادی گرفتن، در قبرستان مرگبار کربلا زینب را
زنی نوحه گر نشان دادن و حسین را مردی ترحم خواه معرفی کردن .
…چه بگویم؟
علی شریعتی.ناکثین،مارقین و قاسطین.ص126
خدایا: مرا از چهار زندان بزرگ انسان: "طبیعت"، "تاریخ"، "جامعه" و "خویشتن" رها کن، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من، مرا آفریده‌ای خود آفریدگار خود باشم، نه که همچون حیوان خود را با محیط، که محیط را با خود تطبیق دهم.

مقصود از خودسازی این نیست که یا همچون "مرتاضان"، "رهبانان" و "عابدان مذهبی"، مجرد از دیگران، مجرد از زمان و مجرد از همه رابطه‌هایی که میان خود و جامعه هم "هست" و هم "باید باشد"، خویش را بر اساس ارزشهای خیالی، ذهنی، موروثی، فرقه‌ای و قومی و یا ایده‌آلهای ویژه‌ای که در اخلاق روحانی و صوفیانه هست بار آوریم و یا همچون مارکسیستها خودسازی را تنها وسیله‌ای برای آمادگی شرکتمان در یک حرکت سیاسی زمان تلقی کنیم. بلکهدر عین حال، خودسازی عبارت است از:
خویش را انقلابی بارآوردن، به عنوان یک اصل و یک اصالت و یک هدف، یعنی به جوهر وجودی خود تکامل بخشیدن
که لازمه آن
شرکت در سرنوشت مردمی است که انسانیت و تکامل وجودی ما آنرا ایجاب می‌کند
دکتر شریعتی - کتاب خود سازی انقلابی
خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم
.
[تصویر: 82571261245165038149.jpg]
.
بر در حق، کوفتن حلقه وجود
چه جور است؟ چه جور قضیه را می‌فهمیده و چه منظره‌ای به ذهنش می‌رسیده است؟ تصویر را از زندگی یک سوار تنها در یک صحرا گرفته است. مسافری تنها در جاده‌های قدیم سواره می‌آمده است. شب شده، بیابان است، چراغی نیست، قهوه‌خانه‌ای نیست، راهداری نیست و بیا و برویی نیست. ماندگی، آوارگی، تنهایی، گرسنگی، احتیاج به آب، احتیاج به غذا. ناگهان به در قلعه‌ای می‌رسد، نیمه شب، در قلعه بسته است، چکار می‌کند؟ احساس شدید به اینکه اینجا پناهگاه است، در اینجا آدم هست، غذا هست، زندگی هست، نجات از آوارگی و وحشت و گرگ و سرما و برف هست. و براساس این احساس می‌خواهد خود را هرچه زودتر به درون قلعه بیندازد. چکار می‌کند؟ حلقه در قلعه را تندتند می‌زند.

انسان هم در پهنه وجود، درعرصه زندگی، تنهای تنها، هراس‌زده ترسیده‌ای است که در برابر در پنهانی آنطرف این جهان، آنسوی زندگی، دری که بر رویش بسته است، هر روز سرش را مثل حلقه می‌کند و هی می‌زند به این در که یعنی: باز کن.
گفت پیغمبر رکوع است و سجود
بر در حق، کوفتن حلقه وجود.
دکتر شریعتی - کتاب خود سازی انقلابی
یادی از صفحه های گذشته می کردم ( حیفم آمد این خاطره را دوباره بیدار نکنم .)




(۲۲/مهر/۹۲ ۰:۴۹)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]حتما بخونیــــــــــــد...

وقتی سخنرانی بود همه می‌آمدند، نمی‌شد جلودارشان شد، با حجاب و بی‌حجاب، ‌آنوقت مخالفین خرده می‌گرفتند که: چرا عده‌ای دختر با مینی‌ژوپ می‌آیند پای سخنرانی‌تان؟! دکتر هم جواب زیرکانه‌ای می‌داد: آخه اونا بد میان، شما چرا نگاه می‌کنین؟
[تصویر: 167444_880.jpg]
هفتادوچهارمین عنوان از مجموعه «کتاب‌دانشجویی» با عنوان «علی شریعتی» نگاهی به زندگی و مبارزات دکتر علی شریعتی از سوی انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد.

این کتاب که در شمارگان ۲۵۰۰نسخه منتشر شده است، در قالب داستانک‌هایی جذاب از زندگی و مبارزات دکتر شریعتی در کنار ذکر برگزیده‌ای سخنان و پندهای این چهره محبوب نسل‌های مختلف کشور، در ۹۶صفحه به زیور طبع آراسته شده است.

کتاب که ضمیمه‌ای از برخی سخنان بزرگان از جمله امام راحل(رحمة الله علیه)، شهید بهشتی، رهبر انقلاب و شهید چمران در مورد دکتر شریعتی را نیز در خود جای داده، با سروده‌ای از مرحوم شریعتی برای امام خمینی(رحمة الله علیه) به پایان می رسد.
بخش‌هایی از این کتاب
فحش بده تا آزادت کنم

صدای ضجّه‌هایش را به وضوح می‌شنیدم، لابه‌لای بازجویی، اسم شریعتی هم از زبان دختر دانشجو شنیده می‌شد.
نزدیک‌های غروب صدای در سلول خبر از ورود زندانی جدید می‌داد، از گفتگوی ماموران ساواک فهمیدم علی شریعتی است. هنوز صدای بازجویی دخترک از سلول روبه‌رویی به گوش می‌رسید:

ـ دکتر شریعتی تو رو به این روز انداخته، اگه به شریعتی فحش بدی آزادت می‌کنم.
این صدای زمخت شکنجه‌گر ساواک بود که هر لحظه بلندتر می‌شد، دختر از حضور علی در چند سلول آن طرف‌تر بی‌خبر بود فقط فریاد می‌زد: من فحش بلد نیستم، بلد نیستم.

دکتر میله‌های سلول را با یک دستش می‌فشرد و با دست دیگر به میله‌ها می‌کوفت، رنگ از رخسارش پریده بود، ناگهان خطاب به دختر فریاد کشید:
ـ شریعتی منم دخترم، به من فحش بده، به من فحش بده.
صدای خفه و ناله‌های پی در پی دخترک همه را بی‌تاب کرده بود، آتش سیگار شکنجه‌گر که به صورت دختر می‌نشست فریادش را جانسوز و ناله‌های دکتر را شدیدتر می‌کرد و این وضع تا سپیده‌دم ادامه داشت …

*
با مینی‌ژوپ پای منبر

وقتی سخنرانی بود همه می‌آمدند، نمی‌شد جلودارشان شد، با حجاب و بی‌حجاب، ‌آنوقت مخالفین خرده می‌گرفتند که: چرا عده‌ای دختر با مینی‌ژوپ می‌آیند پای سخنرانی‌تان؟!
دکتر هم جواب زیرکانه‌ای می‌داد:
ـ آخه اونا بد میان، شما چرا نگاه می‌کنین؟
آن روز هم یکی رو به دکتر ایستاد و گفت: «آقا، شما نمی‌خوای هیچ‌کاری بکنی؟! یه عده نسوان جلوی در جمع شدن، با یک وضع بدی!»
دکتر پرسید: یعنی باز هم یکی بی‌حجاب آمده؟
ـ نه آقا! ولی زیر چادرش دامن پوشیده!
دکتر خندید و در حالی که زیر چشمی نگاهش می‌کرد، گفت:
ـ مومن! زیر چادر دامن پوشیدن منکر است یا از توی جمعیت زیر چادر مردم رو دید زدن!؟

*
زنِ روز

با هم رفتیم اطراف سبزوار، گشت‌زنی توی یک دهِ کوچک. آن‌جا بود که چشم‌مان افتاد به پیرزن کشاورز. با مختصری آب و ملک و گوسفند، صبح تا شب آبیاری و وجین و چرای گوسفندها کارش بود. شوهرش مرده بود. زن، دست تنها، چندتا پسر و دختر را فرستاده بود سر زندگی‌شان.

اول علی سرصحبت را با پیرزن باز کرد و همه‌ این حرف‌ها را از زبانش کشید؛ بعد رو کرد به ما و با اشتیاق و سرخوشی گفت: «زنِ روز اینه، نه اون قرطی‌ها و عروسک‌ها و دختر و زنهای بی‌کاره که به اسم زنِ روز،‌قالبمون می‌کنن!»

[*]
خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت “تعصب” “احساس” و “اشراق” محروم نساز.
منبع

دوستانی که این پست رو نخوندن ، اگه دوست دارن یه نگاهی بهش بندازن ، روی انتخاب این پست ها خیلی مطالعه میکنم
فحش بده تا آزادت کنم

صدای ضجّه‌هایش را به وضوح می‌شنیدم، لابه‌لای بازجویی، اسم شریعتی هم از زبان دختر دانشجو شنیده می‌شد.
نزدیک‌های غروب صدای در سلول خبر از ورود زندانی جدید می‌داد، از گفتگوی ماموران ساواک فهمیدم علی شریعتی است. هنوز صدای بازجویی دخترک از سلول روبه‌رویی به گوش می‌رسید:

ـ دکتر شریعتی تو رو به این روز انداخته، اگه به شریعتی فحش بدی آزادت می‌کنم.
این صدای زمخت شکنجه‌گر ساواک بود که هر لحظه بلندتر می‌شد، دختر از حضور علی در چند سلول آن طرف‌تر بی‌خبر بود فقط فریاد می‌زد: من فحش بلد نیستم، بلد نیستم.

دکتر میله‌های سلول را با یک دستش می‌فشرد و با دست دیگر به میله‌ها می‌کوفت، رنگ از رخسارش پریده بود، ناگهان خطاب به دختر فریاد کشید:
ـ شریعتی منم دخترم، به من فحش بده، به من فحش بده.
صدای خفه و ناله‌های پی در پی دخترک همه را بی‌تاب کرده بود، آتش سیگار شکنجه‌گر که به صورت دختر می‌نشست فریادش را جانسوز و ناله‌های دکتر را شدیدتر می‌کرد و این وضع تا سپیده‌دم ادامه داشت …
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع