شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
(۲۳/مهر/۹۲ ۱۸:۵۲)Atosa نوشته است: [ -> ]اسم کتابش نمیدونم
من شریعتی دوس ندارم
ای متنو تو ی سایتی خوندم از شریعتی
ولی خودش قبول نداشته غالیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی هست!!!
پارسال رفتم در یک کنگره بین المللی اسلامی در مکه سخنرانی کنم. متن سخنرانیام را دادم، رد کردند و گفتند این «شیعه غالی» است و شیعه غالی یعنی شیعه افراطی، شیعهای که درباره علی مبالغه میکند. وقتی خبر دادند که به اتهام شیعه غالی بودن و علی پرست بودن در عربستان سعودی، مرا از شرکت در کنگره اسلامی ممنوع کردهاند، خدا را شکر کردم که مرا به راهی رانده که: «در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع»! و به هر حال، اگر راه من درست هم نباشد لااقل به حقیقت نزدیکتر است از راه کسانی که عادت دارند «هم از توبره بخورند و هم از آخور»، راهی است که میدانم اگر تا آخر عمر تلاش کنم و زندگیم را فدایش کنم، نه به عنوان «بت روشنفکران» در آن جناح چیزی میشوم و چیزی به دست میآورم و نه به عنوان یک چهره مقدس مذهبی در اینجا. هر دو را از دست میدهم و امیدوارم در این از دست دادنها چیزی به دست بیاورم، چیزی که میخواهم..."
ممنون از جواب شما .
خوب این که اتهام هست . ایشون شرح اتهام به خودش رو بیان کرده .
این غالی بودن ایشون رو نمی رساند .
تهمت زدن گناه خیلی بزرگی هست .
من تهمت زدم ؟
خو حرفهای شریعتی شبیه غالیها بوده حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
(۲۳/مهر/۹۲ ۱۹:۴۲)Atosa نوشته است: [ -> ]من تهمت زدم ؟
خو حرفهای شریعتی شبیه غالیها بوده حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اتوسا خانم مشکل اینه که ما نخونده و متوجه نشده داریم داوری میکنیم. من واقعا وقتی فهمیدم دین یعنی بین جوونا یعنی چی که سخنرانی پدر مادر ما متهمیم اقای شریعتی رو حدوئدا 4 بار خوندم. سنگینه ولی قابل فهمه.
برای مطمئن شدن از چیزی مطالعه کن.
سلام به خوانندگان عزیز این مطلب (( حیفم آمد این مطلب را ناقص یا مختصر بنویسم ، برای همین از دوستان خواهش دارم برای درک مطلب ، متن را کامل مطالعه کنید در غیر این صورت مطلب به صورت بخش بخش شده را به صورت روزانه ،1،2،3،4 مطالعه کنید ))
متشکر
عشق جاهلانه
1
من وقتی که درباره ی حضرت فاطمه یا حضرت علی چیز می نویسم ، یا حرفی می زنم و یا بیش تر فکر می کنم ، دچار یک تأسف خیلی بزرگ می شوم ؛ و آن این است که این ها الان قربانی (( عشق جاهلانه ی ))ملت شان به خودشان شده اند . این ها در زیر نقاب مناقب و مراثی دروغین مداوم و مکرر ، مجهول مانده اند .احساس کاذبی برای ملت ما پیدا شده ، که چون هر سال و هر هفته و همیشه از (( اهل بیت )) سخن می گوید و همیشه برای شان می گرید و همیشه مراسم و زیارت و زیارت نامه و دعا و احساس نثارشان می کند ، پس دیگر این ها را خوب شناخته است!((احساس کاذب شناختن )) ، عاملی است که هرگز ما را حرکت نمی دهد ، که برویم و بشناسیم .
2-----------------------------------------------------------------------------------------
در کلژ دو فرانس ، و در میان تحصیل کرده های متجدد ، آقای دکتر (( برک )) به من گفت : راجع به شیعه گزارش بیاور . وقتی گزارش را تهیه کردم ، تمام افراد متفرقه یی که از آفریقا ، آمریکا ، فرانسه و یا عرب و هندی در آن جا بودند ، ازمن خواستند این مطلب را دنبال کنم . من با چنان راحتی می گفتم (( حسین )) ، (( علی )) ، (( کربلا )) ، (( مهدی )) ، (( ظهور مهدی )) ، (( وصایت )) ، (( اهل بیت )) و اینان با چنان راحتی می پذیرفتند ، که قابل تصور نیست . اما در مشهد ، شب تولد امام حسین (علیه السلام) ، مدتی ماندم که این لفظ (( امام حسین )) را در جو دانشجویی چگونه بیان کنم ، اگر (( ابوالفضل )) را تلفظ کنم ، بلافاصله (( شله )) و (( مشک )) تداعی می شود . می بینیم چگونه زیباترین روح ها ، عظیم ترین حادثه ها و مقدس ترین قهرمانان بشریت ،در میان ما در پیرایه های زشت و عامیانه پوشیده شده اند ، که در یک محیط روشنفکری متعلق به همین جامعه ، اسم این ها را نمی شود برد . من به سادگی می توانم بگویم (( بن مهدی )) ، قهرمان الجزیره ، اما نمی توانم بگویم (( حضرت عباس )) قهرمان کربلا است .
3----------------------------------------------------------------------------------------------
ژاندارک ، یک زن جنون دار و مالیخولیایی فرانسه بوده ، در زبان فارسی بیش از صد مقاله درباره ی (( ژاندارک )) است و درباره (( فاطمه )) یک خط نیست . من می خواهم این شخصیت را ، به عنوان یکی از بزرگ ترین کانون های فهم اسلام ، بزرگ ترین مجسمه ی زن در اسلام ، بزرگ ترین کسی که شخصیت های بزرگ ما را پرورانده ، دختر پیغمبر ماست ، تربیت شده ی اوست ، تربیت کننده ی (( حسین )) است ، همسر (( علی )) است ، و خودش بزرگ ترین شخصیت است ، بشناسیم . این ها مسوولیتی است که روی دوش ما گذاشته شده ، برای این که وقتی به چنین شخصیتی ایمان داریم ، وظیفه مان شناساندن است .
4-------------------------------------------------------------------------------------------------
این را هم بگویم که در تمام مسایلی که من درباره ی اسلام می گویم ، نه به عنوان عالم اسلامی هستم و نه به عنوان فقیه اسلامی . یک شب خانمی از من سوال کردند ، و من گفتم : نمی توانم جواب بدهم و اگر جواب بدهم ، معلوم می شود که آدمی هستم که حد خودم را نمی دانم . من آن قدر بی سواد نیستم ، که همه ی سوال ها را جواب بدهم !یکی از رفقای من نوشته بود : تو تحصیلات اسلامی ات را در دانشگاه سوربن انجام داده یی و مجتهد شده یی ، که حالا راجع به اسلام صحبت می کنی ؟ گفتم : من به خاطر تحصیلات (( سوربن ، موربن )) راجع به اسلام صحبت نمی کنم ؛ من دارم به عنوان یک (( امی )) راجع به اسلام حرف می زنم .
دکتر علی شریعتی
شهادت
امام حسین (علیه السلام) - آموزگار بزرگ شهادت برخواست ،تا به همه ی آن ها که (( جهاد )) را تنها در (( توانستن )) می فهمند و به همه ی آن ها که پیروزی بر خصم را را ، تنها در (( غلبه )) ، بیاموزد که : (( شهادت )) ، نه یک (( باختن )) ، که یک (( انتخاب )) است ؛ انتخابی است که در آن ، مجاهد با قربانی کردن خویش ، در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق ، پیروز می شود .
(( حسین )) آموخت که (( مرگ سیاه )) ، سرنوشت شوم مردم زبونی است ، که به هر ننگی تن می دهند ، تا (( زنده بمانند ))؛ چه ، کسانی که گستاخی آن را ندارند که (( شهادت )) را انتخاب کنند ،(( مرگ )) آنان را انتخاب خواهد کرد !
(( شهادت )) ، جنگ نیست ، رسالت است . سلاح نیست ، پیام است . کلمه یی است که با خون تلفظ می شود ! خیانت را نابود نمی تواند کرد ؛ اما تابش نوری است ، در ظلمت عام ، که فضا را روشن می کند و خیانت را نشان می دهد ! برای این که اگر نمی تواند دشمن را بشکند ، حداقل به این وسیله رسوا کند . اگر نمی تواند قدرت حاکم را مغلوب سازد ، آن را محکوم کند .
شهادت در یک کلمه - بر خلاف تاریخ های دیگر ، که حادثه است و درگیری است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدی است - در فرهنگ ما ، یک (( درجه )) است .
وسیله نیست ، خود ، هدف است . خود ، یک تکامل ، یک علو است . خود ، یک مسوولیت بزرگ است . خود ، یک راه نیم بر به طرف صعود به قله ی معراج بشریت است ؛ و یک فرهنگ است .
در همه ی قرن ها و عصر ها ، هنگامی که پیروان یک ایمانی و یک اعتقادی ، قدرت دارند ، با جهاد ، عزت و حیات شان را تضمین می کنند . و وقتی که به ضعف دچار شدند و همه ی امکانات مبارزه را از آنان گرفتند ، با شهادت ، حیات و حرکت و زندگی و ایمان و عزت و آینده و تاریخ خودشان را تضمین می کنند . که :
شهادت ، دعوتی است به همه ی عصر ها و به همه ی نسل ها ، که :
اگر می توانی ، بمیران !
و اگر نمی توانی ، بمیر !
اسلامیات
اسلام منهای (( عدل و امامت )) ، دین اسلام منهای اسلام است !
شریعتی
شناخت (( علی )) ، (( ذهنیت )) است و حب ((علی )) ، (( احساس )) ؛ اما ، تشیع (( علی )) ، (( عمل )) است !
شریعتی
من معتقدم که همه ی انحرافات ، جنایات ، مفاسد ، پستی ها ، انحطاط و هر جه بد است ، زاییده ی سه عامل در انسان ، است: جهل ، ترس ، نفع .
توحید ، هر سه را زایل می کند !
شریعتی
دکتر علی شریعتی
اسلام چه می گوید ؟
لیبرالیسم سرمایه داری ( دموکراسی غربی ) می گوید : (( برادر ! حرفت را خودت بزن ، نانت را من می خورم .))
مارکسیسم می گوید : رفیق ! نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم . ))
فاشیسم می گوید : (( نانت را من می خورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن ! ))
اما اسلام می گوید :
(( نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم تا این دو حق ، برای تو باشد . )) من آن چه را حق می دانم ، بر تو تحمیل نمی کنم . من خودم را نمونه می سازم تا بتوانی سرمشق گیری ( فرق حکومت و امامت ) :
(( لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا )) ( بقره ، 143 )
(تا شما ( مسلمانان ) شاهد و نمونه برای جهانیان باشید ، چنان چه پیامبر را شاهد و نمونه برای شما قرار دادیم . ) آیا به راستی علی (علیه السلام) این چنین سخن نمی گوید ؟ فلسفه ی زمامداری اش را می گوید و آزادی فردی اش را ( لاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ .وَقَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّا .) نهج البلاغه ( بنده و برده ی دیگری مباش ، که خود تو را آزاد آفرید ه است . )
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQAvTKYchuQAtky4k5qyFE...EQZ-DdXO-n]](http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQAvTKYchuQAtky4k5qyFE2P_R5VlTZ6EmZOCk0IuEQZ-DdXO-n)
دكتر مصطفی چمران در لحظه خاكسپاری، مرثیه ای زیبا و جانسوز را بر جنازه شریعتی قرائت می كنند كه با هم فرازهایی از آن را می خوانیم:
«… ای علی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم!
ای علی! من آمدهام كه بر حال زار خود گریه كنم، زیرا تو بزرگتر از آنی كه به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم.
(باتشکر از مرغ باغ ملکوت )
کویریات
دکتر علی شریعتیخدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است ؛ و به هرکه دوست تر می داری ، بچشانکه : دوست داشتن از عشق بر تر !
بخش اول کویر ، چراغ بینایی !
(( کویر ))، هم (( جهان )) است ؛ و هم (( تاریخ من ))؛ و هم (( میهن من ))؛ و هم (( دل من ))؛ (( خویشتن غریب من ))؛ (( زیستن بایر و آتشناک من ))؛ و بالاخره ، (( داستان من )) است . و این (( کویر )) تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگین (( بودن )) !
خواننده ی این سخنان ، نباید خود را (( مخاطب )) انگارد ، که این سخنان بی مخاطب است . باید (( بیننده )) و (( جوینده )) ی آن باشد . الفاظ و عبارات را (( نخواند ))؛ معانی و عواطف (( جمله گشته )) و (( کلمه شده )) را (( لمس کند )) ، (( بچشد )) ، (( ببوید ))؛ نه آن چنان که (( نامه )) یی را (( می خواند )). آن چنان که (( سرگذشتی )) را (( می بیند )). نه آن چنان که به (( خطاب )) (( گوینده یی )) ، (( گوش می دهد ))؛ آن چنان که (( آوای موسیقی )) یی را (( می شنود ))؛آن چنان که تنهایی دردمند را می بیند ، که (( خود را می نالد )) !در کویر هیچ نیست ......
پایان بخش اول
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL...n6858GDKym]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL_SGzXMmapgNcJj-XM-wn6858GDKym)
(۱۶/آذر/۹۲ ۱۳:۳۱)ندا دهنده نوشته است: [ -> ]
دكتر مصطفی چمران در لحظه خاكسپاری، مرثیه ای زیبا و جانسوز را بر جنازه شریعتی قرائت می كنند كه با هم فرازهایی از آن را می خوانیم:
«… ای علی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم!
![[تصویر: 87102120471901759414919342215201231244158172.jpg]](http://img1.tebyan.net/big/1385/03/87102120471901759414919342215201231244158172.jpg)
ای علی! من آمدهام كه بر حال زار خود گریه كنم، زیرا تو بزرگتر از آنی كه به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم.
(باتشکر از مرغ باغ ملکوت )
کویریات
دکتر علی شریعتیخدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است ؛ و به هرکه دوست تر می داری ، بچشانکه : دوست داشتن از عشق بر تر !
بخش اول کویر ، چراغ بینایی !
(( کویر ))، هم (( جهان )) است ؛ و هم (( تاریخ من ))؛ و هم (( میهن من ))؛ و هم (( دل من ))؛ (( خویشتن غریب من ))؛ (( زیستن بایر و آتشناک من ))؛ و بالاخره ، (( داستان من )) است . و این (( کویر )) تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگین (( بودن )) !
خواننده ی این سخنان ، نباید خود را (( مخاطب )) انگارد ، که این سخنان بی مخاطب است . باید (( بیننده )) و (( جوینده )) ی آن باشد . الفاظ و عبارات را (( نخواند ))؛ معانی و عواطف (( جمله گشته )) و (( کلمه شده )) را (( لمس کند )) ، (( بچشد )) ، (( ببوید ))؛ نه آن چنان که (( نامه )) یی را (( می خواند )). آن چنان که (( سرگذشتی )) را (( می بیند )). نه آن چنان که به (( خطاب )) (( گوینده یی )) ، (( گوش می دهد ))؛ آن چنان که (( آوای موسیقی )) یی را (( می شنود ))؛آن چنان که تنهایی دردمند را می بیند ، که (( خود را می نالد )) !در کویر هیچ نیست ......
پایان بخش اول
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL...n6858GDKym]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTpxC7iArZgjYTUzk9vciL_SGzXMmapgNcJj-XM-wn6858GDKym)
اینارو دوستان دوباره بخونید ، 10 بار هم بخونید کمه تا مفهمومش رو درک کرد. مخصوصا اونجا که نوشته نه آنچنان که به خطاب گوینده ای ، گوش میدهد. خیلی از ابهامات جوونا با همین یه جمله رفع میشه
من با وجودی که برای شهید چمران احترام قائلم ولی ایشون برای من حجت نیستند و نه بزرگتر از ایشون
حتی به خودشون هم نقد وارده
مهم اینجاست موقعی شهید چمران عزیز میشن که حرف مورد پسند بزنند وگرنه سال به سال هم بهشون فکر نمیکنیم
حتی خود مرحوم شریعتی هم بهانست برای ..........
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid235465
جالبه وقتی پای نقد استاد خودشون میشه همه میشن حسود اما از شهید شریعتی نوشتن میشه بهونه؟؟؟
اگه کسی نقدی داره بره تو تاپیک نقد دکتر نظرشو بنویسه. تاپیک رو از موضوع منحرف نکنین لطفا
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16