میدونید اون هایی که می خوان افرادی مثل شهید دکتر علی شریعتی رو خراب کنند دست میذارند روی نکات ریز و مثال هایی میزنند و از مثال به اصل می رسند
در جواب این افراد باید گفت اولا ما نگفتیم ایشون کامل هستند
دوما افکار ایشون در اون زمان به نوبه ی خودش بی نقص است
واقعا در اون زمان مطرح کردن یه سری از نظریات نشون از تفکر در دین دارد
ایشون می گویند :
در مورد امام حسین :
به جای این که افکار امام حسین را به ما نشان دهند زخم هایش را به ما نشان دادند
شرایط تاریخی و فرهنگی اون زمان را در نظر بگیرید واقعا مردم ما در اون زمان نیاز به تفکرات امام حسین داشتند در حالی که به زخم های ایشون نگاه می کردند
نمیشه گفت ایشون کتاب های بی نقص نوشتند اما کلیات کتاب ایشون نشان از تفکر در دین دارد نه عادت و نه تقلید کورکورانه
دکتر علی شریعتی
فلسفه ی تمکین، به نام اخلاق !
روزی در شورای دبیران مدرسه ی دخترانه یی ، طفلک شاگردی را می خواستند به پیشنهاد چند تن از معلمان برای همیشه ، یا به در خواست ملایمان منصف ، پانزده روز از مدرسه اخراج کنند .چرا؟ چون جرم بزرگ اش این است که ، می رود و کتاب می خواند و سوژه پیدا می کند و از صحت و سقم و تازه و کهنه بودن مطالب معلمین ،
بحث می کند و ایراد می گیرد و مخالفت می کند !
نظر مرا خواستند.
گفتم : اگر قرار بر بیرون کردن به حق است ، باید همه ی این شاگردان بره را ،که معلمبی قدرت را، قادر مطلق می پندارند، و هرچه دیکته کنی می نویسند ، بیرون ریخت ، و تنها او را نگه داشت ، که اعمالش در نظر شما غیر اخلاقی است ،و آن بچه های نجیب دیگر را ، که نمره ی انضباط و رفتار و اخلاق و ادب شان بیست است، یک جا از مدرسه فرستاد به بهشت زهرا !
در طول دوران های متناوب تاریخ ، به نام مذهب ، فلسفه ، معنویت ، ملیت ، جامعه و انسانیت ، یک نوع (( روحیه و صفات و رفتار )) به نام ((اخلاق )) تبلیغ می شده است ،که ((فلسفه ی تمکین )) بوده است برای توده ی مردم ، در قبایل سلطه ی قدرت های حاکم ، (( اخلاق )) را با نصیحت های آقاجان و بابا بزرگ ، نباید یکی گرفت ،و نباید چنان به اخلاق اندیشید ، که اکثر اولیاء! و بسیاری از موعظه گران و نیز معلمان ، می اندیشیدند و می اندیشند .
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۵:۳۱)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]این فرهنگ داشت به شدت وارد مکتب شیعه می شد و شیعه میخواست همان تصوری را از امام حسین بکند که مسیحیان از مسیح!!!!!
درباره عزاداری باید بگم که دکترشریعتی عزاداری به سبک کنونی را نوعی تقلید از عزاداری مسیحیان میدونن و حتی علم فلزی که در جلوی هیاتها هست را نماد صلیب در مسیحیت میدونن که در زمان صفویه وارد ایران و عزاداری ما شده. بعلاوه شریعتی یکی از مهمترین ایرادات این نوعی عزاداری را انحراف و فاصله گرفتن از آرمانهای کربلا میدونن.
چون که شیعیان در بازه زمان خاصی به این واقعه (آن هم کاملا سطحی) نگاه میکنن و بعد آن را به کناری میگذارن و تا سال بعد به آن کاری ندارن.
شریعتی میگن:"ما داستان کربلا را از روز تاسوعا میدانیم و عصر عاشورا ختمش میکنیم بعد دیگر نمیدانیم چه شد.همینطور هستیم تااربعین (آنجا شله ای میدهیم و بعد قضیه دیگر بایگانی است)و بعد سال دیگر باز همینطور و سال دیگر وسال دیگر باز همینطور.داستان کربلا، نه از آغازتاسوعا – ویا محرم شروع میشود، و نه به عصر عاشورا یا اربعین تمام میشود.این است که از دو طرف قیچیش کردیم و آنرا از معنی انداختیم."
شریعتی معتقده جدا کردن واقعه کربلا و امام ازهم به منزله قلبی است که از بدن خارج کرده ایم و دیگر قلب نیست .قلب وقتی معنی دارد که در درون سینه و اندام بزرگ بشری و تاریخ انسان بگذاریمش. آنوقت تپش پیدا میکنه و خون حسین(علیه السلام)، خون میشه و حیات میبخشه.در غیر اینصورت از آن ماده تخدیری درست کرده ایم و این تا چه اندازه با حقیقت این داستان چقدر متضاد است!
لذا این عزاداریها باعث شده که حقیقت قیام امام را محدود به چند روز خاص و از زندگی و روزمرگی خود حذف بشه.
در واقع شریعتی عزاداری را در شرایط کنونی (آزادی شیعه برای بیان اعتقادات مذهبی و انتقال به نسل بعد) متضاد کاربری آن در زمان خفقان شیعه (خصوصا بنی امیه و بنی عباس) میدونه. یعنی آنرا عامل فراموش کردن کربلا در مابقی روزهای سال میپنداره و معتقده که در چنین شرایطی شیعیان با عزاداری به فراموش کردن پیام امام حسین(علیه السلام) کمک میکنن و مانع از رساندن پیام ایشان به نسلهای آینده میشن و ادامه میدن "...اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده اند و ما شب شام غریبان میگیریم و پایانش را اعلام میکنیم. و می بینی چگونه در گریستن بر حسین و عشق به حسین، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که میخواست این داستان به پایان برسد..."
در چنین شرایطی که شیعیان از اهداف و حقایق مکتب عاشورا فاصله گرفته و با آن بیگانه شدن – از دید شریعتی ، گریستن بر امام حسین - بعنوان عکس العمل طبیعی و عاطفی روح یک انسان آگاه و بیداری که یک منظره را میبیند – تبدیل میشود به یک هدف و یک عمل و این میشود تلقی از این موضوع که امام کشته شده و عزادار میخواهد. یعنی محدود شدن به زمان خاص و سطحی نگریستن بر این واقعه تحت عنوان فقط گریستن و عزاداری برای امام حسین عاملی برای محروم ماندن از درسهای واقعه کربلا است.
چون شریعتی علت برگزاری عزاداری را در طول تاریخ - فراموش نشدن آن واقعه بزرگ در شرایط حکومت غیر شیعی و یا ضد شیعی میدونن و اجرای این مراسمات را به منزله زنده نگه داشتن و به نسل بعد انتقال دادن و در نتیجه به فراموشی نسپردن این واقعه.در صورتی که الان که شیعیان دیگه ناچار به تقیه مذهبشون نیستن که مجبورباشن برای حفظ آن واقعه بزرگ به برگزاری عزاداری بسنده کنن!
این مطلب عین نوشته ایشون بود یا برداشت شما از مطلب هم داخلش گنجانده شده بود؟