من به شخصه به هردو این اقایون (استاد مطهری و دکتر شریعتی) علاقه دارم در جامعه ما چون نظرهای اقای مطهری با نظر بعضی از اقایون که الان قدرت دارن مشابه تر است اشتباهاتش کمتر نقد میشود ولی شریعتی حتی نکات خوب ایشون هم به اشتباهات تعبیر میشود
و در مورد نظر شما
غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری، اعلی و از نظر علمی، متوسط است و از نظر فلسفی،
کمتر از متوسط واز نظر دینی و اسلامی، صفر است
از نظر علمی و فلسفی ایشون در دانشگاه سوربون شاگر فلاسفه و دانشمندان بزرگی مانند سارتر بوده که حتی او را در کلاس خود نقد میکرده (الان نام دو استاد محبوب و معروفش را فراموش کردم) این نشان قدرت علمی و فلسفی ایشون بوده و در مورد علم ایشون به مسائلی پرداخته که هیچ کدام از علما به این شکل به ان نپرداخته بودند که حتی بعد از او هم کسی جرات این کار را پیدا نکرد این از نکات قوت ایشون بوده غیر از این هست؟
غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری، اعلی و از نظر علمی، متوسط است و از نظر فلسفی،
کمتر از متوسط واز نظر دینی و اسلامی، صفر است
[/quote]
البته این بحث کمی نخ نما شده حتی در همین تالار خودمان... روی این موضوع کلی
صحبت کردیم... اصلا هم دوست ندارم روی شخصیت ایشان بحث شود، ای کاش
دوستان مجالی می دادند که روی اندیشه ی ایشان کمی نقادی کنیم.
ولی حقیر ازبرخی دوستان تعجب میکنم بر چه مبنایی می فرمایید از نظر دینی و اسلامی صفر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش کمی روی نتیجه ی سخنانمون کمی فکر کنیم...
یعنی میزان شما برای صفر اندازه گرفتن اندیشه ایشان چه بوده است؟ بر چه مبنایی؟؟؟
حالا من دانشجویی که می خواهم تحقیق کنم در مورد شخصیت ایشان باید حرف
شمارو قبول کنم یا شهید بهشتی که می فرمایند:
(خواهش میکنم تک تک جملات را با دقت بخوانید)
دكتر همواره رو به اصالت اسلامى پيش مىرفت؛ يعنى هر چه جلو مىرفت به
اصالت اسلامى نزديكتر مىشد.خصوصیت دكتر اين بود كه هويت و اصالت خود را در
اين مطالعات گم نكرده و دچار از خود بيگانگى نگشته بود. پيدا بود كه در طول
سالها مطالعه و تحصيل در زمينه جامعهشناسى و معارف غربى، شيفته و دلباخته
مطلق فرهنگ غربى نشده بود، بلكه اصالت فرهنگ غنى اسلام همواره براى او
جاذبه نيرومند داشت. همين امتياز سبب شده بود كه دكتر بتواند با حفظ خويشتن
خويش و هويت خود، در يك سير و سلوك فكرى و معرفتى، گامهاى بلندى به جلو
بردارد و نتايج جالب و زيبا و ارزندهاى را بهدست آورد.
راستى علاقهمند بود به اينكه دور از تأثير فرهنگ غرب و شرق، در سرزمين ما يك جنبش و انقلاب اصيل در پرتواسلام و براساس تعاليم اسلام بوجود بيايد و به اين كار سخت عشق مىورزيد و علاقه داشت.
دكتر در طول چند سال حساس، هيجان مؤثرى در جو اسلامى وانقلاب اسلامى بهوجود آورد، و در جذب نيروهاى جوان درسخوانده و پرشور و
پراحساس بهسوى اسلام اصيل نقش سازندهاى داشت و دلهاى زيادى را با انقلاب
اسلامى همراه كرد. اين انقلاب و جامعه بايد قدردان اين نقش مؤثر باشد.
اصلا احساس می کنم شهید بهشتی این سخنان را علنا در پاسخ به شما ایفاد فرموده اند.

حالا من دانشجویی که میخوام تحقیق کنم باید حرف شما رو قبول کنم یا سخن
رهبر بزرگوارمون آیه الله خامنه ای:
از شگفتیهای زمان و شاید از شگفتیهای شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کردهاند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند.
شریعتی آن کسی بود که نقطه التقاع روشنفکری قبل قرار گرفت. لذا حق بزرگی به گردن اندیشه روشنبیانه و روشنفکرانه اسلامی دارد. به قول آقایان «آنتی تز» جریان روشنفکری ضد اسلامی دقیقا شریعتی بود.
طلوع مطهری در افقی بود که شریعتی به وجود آورده بود
و در نهایت ایشان می فرمایند اختلاف و تفرقه افکنی در مورد اندیشه های ایشان و دیگر علما از حیله گری های دشمن است و مومن نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شود... یعنی پایان دهید به این شایعات و تهمت ها....
خودتان قضاوت کنید!!!
البته این بحث کمی نخ نما شده حتی در همین تالار خودمان... روی این موضوع کلی
صحبت کردیم... اصلا هم دوست ندارم روی شخصیت ایشان بحث شود، ای کاش
دوستان مجالی می دادند که روی اندیشه ی ایشان کمی نقادی کنیم.
موافقم
یک سوال درمورد حرف ایشون در مورد عزاداری و نذر و نیاز نظری دارین؟
ایشون میگفتند که این کار اگر برای کارهای شخصی باشد مشکل دارد مثلا نذر میکنم اگر کنکور قبول شوم اش میپزم
یا در عزای امام حسین برای شفای اقوام گریه و زاری کنیم
یا حرفی که خیلی اقایون بالای منبر میزنند که خود را به گریه کردن بزنید اگر گریه تان نگرفت
یا نذر برای عزای امام برای ریا اشکال ندارد
که ایشون با این کارها مشکل داشت
جز این ،هیچ حرف دیگری ندارم !
یکی از متفکرین بزرگ معاصر ، از من انتقاد می کرد که( بعضی مسایل را شرح و بسط زیاده از اندازه می دهی و یا چندین جا تکرار کرده یی . این از لطف سخن می کاهد .))
گفتم: راست است . من، هم از هنر نویسندگی و ارزش ادبی سخن ،بیش و کم آگاهم ، و هم به درستی انتقاد شما درباره ی خودم معترف . ولی من نمی خواهم یک نویسنده ی هنرمند باشم و به ارزش ادبی نوشته هایم بیندیشم . من تمام تلاشم این است که حرفم را بزنم و همه ی ترسم از این است که آن را بد بفهمند. این است که آن همه شرح و بسط می دهم و باز هم خیلی ها بد می فهمند !
و اما در آن جاها که می بینید مساله یی را چند بار تکرار کرده ام ، می خواهم بگویم که من جز این ، هیچ حرف دیگری ندارم ، بقیه همه حاشیه است .، مثلا ((
زر و زور و تزویر)) ! هر جا که جز تکرار این سه ،حرف دیگری زده ام ، پشیمانم !
((دکتر علی شریعتی ))
مستضعفین ، وارثین زمین
داستانی که از دجال در اخبار و احادیث اسلامی است ، درست مانند قهرمان پیکاسو است .انسانی که یک چشم در وسط پیشانی دارد و آن به اصطلاح مارکوزه : انسان ((یک بعدی)) است . نظام پلید حاکم بر جهان ما ،نظامی یک بعدی است که انسان را با یک چشم می نگرد و انسان منع شده در این نظام نیز ، جهان و حیات را با یک چشم می نگرد وآن هم با چشم چپ .، و این دجال ،افسون گر ذهن ها است و مسخ کننده ی انسان ها .
دجال، مظهر نظام فرهنگی و روحی و ضد انسانی حاکم بر انسان آخر الزمان است و سفیانی ، یعنی نظام ضد این نهضت، یک نظام ابوسفیانی است که نظام سیاسی حاکم بر انسان است، که به بند آورنده ی سرها است .
و شمشیر ((علی)) است که دو مرتبه در آخر تاریخ ، باز بر ضد این نظام فریب اندیشه ها و بندگی سرها بلند خواهد شد.
مرد سفیانی که این نهضت را می کوبد، مظهر یک تسلس تاریخی و وراثت قدرت ستم در طول زمان است .، آن چنان که منجی موعود، وارث نهضت عدل در طول زمان است.
واعتقاد به انتظار، اعتقاد به این است که وعده ی خداوند در قرآن ، برای مسلمانان و هم چنین ایده آل هر انسان ستم دیده و آرزوی همه ی توده های محروم تحقق پیدا خواهد کرد و جامعه ی بی طبقه ، بی ستم ، بی ظلم ، بی تزویر ، وجامعه یی که در آن انسان ، عدالت ، قسط و حقیقت برای همیشه حاکم خواهد بود ،و هرگز بازیچه ی ستم کاران و فریب کاران نخواهد شد،
علی رغم همه ی عاملان نیرومند مسلح فساد و ظلم ،
پیروز می شود:
((
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ ))
((دکتر علی شریعتی))
![[تصویر: Dr-Ali-Shariati-newfun-ir.jpg]](http://www.newfun.ir/wp-content/up/2012/01/Dr-Ali-Shariati-newfun-ir.jpg)
این فایل PDF رو از دست ندید حجمش حدود 429 کیلو ه.
مجموعه نظرات اقا در مورد دکتر شریعتی و بخش هایی از حرف های امام هم توش هست.
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?k...931771018f
بخش هایی از این فایل رو میذارم تا دوستان ببینن:
دکتر سید صادق طباطبایی نقل می کند که: یک بار مرحوم امام با اشاره به کتاب "نیایش " دکتر شریعتی به من گفتند : "کسی که کتابی به این زیبایی و جذابیت را می نویسد، چرا با انتقاد از کتاب"مفاتیح الجنان" بهانه به دست مخالفین می دهد؟؟" مرحوم امام برخی از آثار دکتر شریعتی را به دقت خوانده بودند، از جملي آثار دکتر نیز ایشان کتاب "کویر" را بسیار پسندیده بودند و با تعبیر "قلم مسحور" از آن یاد می کردند که بیانگر جایگاه عرفانیِ دکتر است . همچنین مرحوم امام یک بار به یکی از دوستان فکر می کنم دکتر حبیبی گفته بودند: "عشق به علی (علیه السلام) در آثار دکتر شریعتی موج میزند!"؟
irpdf.com
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۵:۳۱)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]یک فرهنگ بسیار رایج در مسیحیت این است که ما باید در بهشت می ماندیم ولی به سبب گناه پدرمان آدم به زمین تنزل پیدا کردیم و آنقدر در گناه ماندیم که دیگر بهشت رفتن برایمان منتفی شد، در این جا پسر خدا، خودش تصمیم میگیرد قربانی شود و با کشته شدنش در این راه، راه بهشت را برای ما باز کند و گناهان مارا پاک کند... حال که او اینچنین خود را قربانی بازگشت ما کرده وظیفه اصلی ما این است که در سوگ نشسته و با اشک گناهانمان را پاک نماییم....
این فرهنگ داشت به شدت وارد مکتب شیعه می شد و شیعه میخواست همان تصوری را از امام حسین بکند که مسیحیان از مسیح!!!!! یعنی هدف امام حسین از قیامش این بود که تنها کشته شود و ما باگریه برای او گناهانمان پاک شود... همین.
این یعنی تنزل عاشورا.... یعنی تقبیح کربلا... اتفاقا شهید بزرگوار مطهری نیز در کتاب حماسه حسینی این دیدگاه را بسیار نقد کردند....
ایشان(دکتر) در مجلسی رفته بود که روحانی اش داستانی را در مورد زن فاحشه ای که بسیار هم بدکاره بوده می گفت که در روز عاشورا هم حیا نمی کند و بساطی درست میکند برای جلسه گناهش، زمانی که میخواسته برای یارانش غذا بپزد هنگام فوت کردن در آتش زیر دیگ، دود آتش به چشمش می رود و اشکش در می آید.... اتفاقا در همسایگی او جلسه روضه ای برپا بوده، خداوند متعال به خاطر همین یه قطره اشکش همه گناهانش را پاک کرد!!!!!
و همه بسیار گریه می کردند و شریعتی بسیار از این اتفاق و یا بهتر بگویم فاجعه دلش به درد می آید که آخر جهالت تا به کجا،
دکتر از این حوادث رنجیده بودند. حالا خودتان کمی تامل بفرمایید در زمان طاغوت که مسلمین باید قیام کنند و خود را از یوغ طاغوت برهانند و اتفاقا بهترین دستاویز هم در این جا می تواند فرهنگ عاشورا باشد، آیا درست که ان را اینقدر تنزل داده و داستان های ابلهانه درست کنیم و به خورد مردم بدهیم؟؟؟؟
سید جان با نظر ایشون در مورد ماهیت نذر هم موافقی؟این مسئله در زمان خودمونهم زیاد هست