تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مردی که متهم است؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
یادی از مطالب گذشته .


جز این ،هیچ حرف دیگری ندارم !

یکی از متفکرین بزرگ معاصر ، از من انتقاد می کرد که( بعضی مسایل را شرح و بسط زیاده از اندازه می دهی و یا چندین جا تکرار کرده یی . این از لطف سخن می کاهد .))

گفتم: راست است . من، هم از هنر نویسندگی و ارزش ادبی سخن ،بیش و کم آگاهم ، و هم به درستی انتقاد شما درباره ی خودم معترف . ولی من نمی خواهم یک نویسنده ی هنرمند باشم و به ارزش ادبی نوشته هایم بیندیشم . من تمام تلاشم این است که حرفم را بزنم و همه ی ترسم از این است که آن را بد بفهمند. این است که آن همه شرح و بسط می دهم و باز هم خیلی ها بد می فهمند !

و اما در آن جاها که می بینید مساله یی را چند بار تکرار کرده ام ، می خواهم بگویم که من جز این ، هیچ حرف دیگری ندارم ، بقیه همه حاشیه است .، مثلا ((زر و زور و تزویر )) ! هر جا که جز تکرار این سه ،حرف دیگری زده ام ، پشیمانم !

((دکتر علی شریعتی ))

[تصویر: 175357_718.jpg]

مستضعفین ، وارثین زمین

داستانی که از دجال در اخبار و احادیث اسلامی است ، درست مانند قهرمان پیکاسو است .انسانی که یک چشم در وسط پیشانی دارد و آن به اصطلاح مارکوزه : انسان ((یک بعدی)) است . نظام پلید حاکم بر جهان ما ،نظامی یک بعدی است که انسان را با یک چشم می نگرد و انسان منع شده در این نظام نیز ، جهان و حیات را با یک چشم می نگرد وآن هم با چشم چپ .، و این دجال ،افسون گر ذهن ها است و مسخ کننده ی انسان ها .

دجال، مظهر نظام فرهنگی و روحی و ضد انسانی حاکم بر انسان آخر الزمان است و سفیانی ، یعنی نظام ضد این نهضت، یک نظام ابوسفیانی است که نظام سیاسی حاکم بر انسان است، که به بند آورنده ی سرها است .

و شمشیر ((علی)) است که دو مرتبه در آخر تاریخ ، باز بر ضد این نظام فریب اندیشه ها و بندگی سرها بلند خواهد شد.

مرد سفیانی که این نهضت را می کوبد، مظهر یک تسلس تاریخی و وراثت قدرت ستم در طول زمان است .، آن چنان که منجی موعود، وارث نهضت عدل در طول زمان است.

واعتقاد به انتظار، اعتقاد به این است که وعده ی خداوند در قرآن ، برای مسلمانان و هم چنین ایده آل هر انسان ستم دیده و آرزوی همه ی توده های محروم تحقق پیدا خواهد کرد و جامعه ی بی طبقه ، بی ستم ، بی ظلم ، بی تزویر ، وجامعه یی که در آن انسان ، عدالت ، قسط و حقیقت برای همیشه حاکم خواهد بود ،و هرگز بازیچه ی ستم کاران و فریب کاران نخواهد شد،علی رغم همه ی عاملان نیرومند مسلح فساد و ظلم ،
پیروز می شود:

((وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ ))

((دکتر علی شریعتی))
یادی از مطالب گذشته

ای آزادی

تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ

ای آزادی!

من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم .
ای آزادی!

چه زندان ها برایت کشیده ام !

و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت،


من پرورده ی آزادی ام،
استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید .
من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟


(دکتر علی شریعتی )


(کتاب :خود سازی انقلابی )

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQ22kXPc_7bOqNSb2XNRbo...KnKzAJEjUr]
حس مادر بی قراری را داری
که از کودکش، استخوانی دید

وقتی که در شهر زنده به دنیایان
گور پوسیده ی خود را می دید

تو مردی و تو را پرستیدند
تو مردی و کسی صدایت را نشنید

تو رفتی و حرف هایت ماندند
لغاتی که هرکه به دلخواه از آنها می چید

این است رسم مرده نوازی ما مردم
هرچه خود می پسندیم می گوییم که او می دید

نگاهی به ظاهر پاکم ننداز!
من به سان کافری که خدا را می دید...

تقدیم به دکتر علی شریعتی
سلام خدمت دوستان من هم تقریبا تمام اثار شهید مطهری رو مطالعه کردم و هم چندین اثار دکتر شریعتی رو. به نظر من شهید مطهری اسلام شناس خوبی بودن و دکتر شریعتی مسلمان شناس خوبی بودن.
نکته ای که در مورد اثار دکتر عزیز شریعتی دوست دارم بگم اینه که به مفهوم واقعی کلمه نمیتونیم جملات قصار رو از کتاب های دکتر شریعتی در آورد چون معنی متفاوتی از کل متن یا کل سخنرانیش رو بدست میارین. من خودم وقتی در کتابهاش جملهاش
رو فقط نگاه میکردم در صفحاتی که هنوز نخونده بودم تعجب میکردم ولی وقتی کتاب رو به تدریج میخوندم متوجه منظورش میشدم. ایشون واقعا از مسلمان بی بصرت و بی عمل متنفر بوده. مثلا در کتاب فاطمه فاطمه است به شیعیان خطاب میکنه که چطور این بانوی عزیز رو میخاین الگو بگیرین وقتی فقط ازش گریه کردنش رو میدونین.
ایشون مفاهیم توکل ، تقیه، شفاعت، انتظار
و .... که به ترتیب بین ما مسلمومن ها یعنی بیخیال تلاش چون خدا درست میکنه، ترسیدن،تقلب در اون دنیا،دست به کاری نزن خودش میاد درست میکنه و .....به شدت انتقاد میکنه که وقتی این انتقاد به صورت جمله قصار تبدیل میشه احساس میکنی ایشون مخالف مفاهیم اسلامی هستن که اصلا اینطور نیست.میتونید برای درک بهتر این فاهیم به کتاب های شهید مطهری رجوع کنید.
انتقاد به برخی از روحانیون که به دین فقط به عنوان یه شغل درآمدزا و مشهور کن نگاه میکنن که امروزه بعد از 37 سال گذشتن از انقلاب متوجهش میشی. به همین خاطر همیشه در کنار دو عامل زور و زر ،تسبیح(نماد تقدس بازی) رو هم مطرح میکنن که اگه این سه تا با هم منحرف بشن با جامعه چیکار میکنن.
انتقاد از خیلی از علما که 1000 صفحه در مورد آداب طهارت و حیض و موضوعات بی ربط مینویسین ولی در مورد موضوعات اصلی جامعه هیچی. من در این انتقاد ایشون از علما یاد یه حدیث از امیرالمومنین افتادم که: یه روز مردی ازش سوال کرد در مورد ازدواج که خیلی پیچیده بود حضرت بهش گفت چقدر ذهنت بیان گرد است اخه این حالت مگه چقدر پیش میاد که اینقدر در موردش فکر میکنی البته بعدش حضرت بهش جواب دادن.

یه سورپرایز ویژه دارم واستون
روضه‌خوانی شهید دکتر علی شریعتی در روز عاشورا

فایل بسیار کمیابیه
گوش دادنش خارج از لطف نیست
حجم فایل 0.5 مگابایت
سرنوشت ساماندهی مزار "علی شریعتی" پس از 38 سال همچنان در ابهام






[تصویر: 13940828194811676544074.jpg]
علی شریعتی ملقب به "معلم شهید"، هزاران کیلومتر دورتر از دیار خود آرمیده است، شریعتی که وصیت کرده بود در در حسینیهٔ ارشاد دفن شود، در نهایت و پس از یک مرگ مبهم سالهاست در کنار حرم زینب و در شهر دمشق به خاک سپرده شده است.

بالغ بر 38 سال است که علی شریعتی ملقب به معلم شهید، هزاران کیلومتر دورتر از دیار خود آرمیده است، شریعتی که وصیت کرده بود در حسینیهٔ ارشاد دفن شود، در نهایت و پس از مرگی مبهم؛ سالهاست که در کنار حرم زینب کبری و در شهر دمشق به خاک سپرده شده است.
ماجرای مرگ مبهم مرحوم شریعتی نیز اینگونه بود که وی طی مهاجرتش در 29 خرداد 1356 در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبر داشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود.
[تصویر: 13940828194844006544084.jpeg]
در این رابطه مرتضی رحمانی موحد معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی درباره اقدامات این سازمان برای ایجاد فراهم شدن شرایطی جهت تبدیل مزار مرحوم شریعتی به یک مکان فرهنگی و همچنین توجه بیشتر به آرامگاه این شخصیت مطرح ایرانی در کشور سوریه به تسنیم عنوان کرد: اماکن، بقاع متبرکه و زیارتگاه‌ها بر عهده و وظیفه اوقاف است. مثلاً ما در زینبیه چنین مزارهای داریم و یا در مصر و عراق و ... نیز که هر کدام برای خودش ستادی دارند و مربوط به ما نمی‌شود.
به گزارش تسنیم، علی شریعتی، علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب، به‌دلیل کارنامۀ فعالیت‌هایش برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدارگری دربارهٔ سلطنت وقت نیز شهرت داشته‌است. شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید می‌نامند؛ و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی به یاد او برگزار و اجرا کرده‌اند؛ و از آن زمان نقدها و تجلیل‌های زیادی پیرامون آثار، آراء و تأثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد.
[تصویر: 139408281949332676544094.jpg]
علی شریعتی مَزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی (زادۀ 2 آذر 1312 در روستای کاهک، سبزوار – درگذشتۀ 29 خرداد 1356 در ساوت‌همپتون، انگلیس) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس، پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی ایران بود؛که در 44 سالگی به‌صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، هم‌اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبرۀ حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.
در زیر باران اندیشه، که دمادم تندتر میشد و تندتر، احساس میکرد که در کویر تاریک و خشک و عطشناک درونش، چشمه هایی سر باز میکند، اینک،”صدای پای آب”! و هر لحظه تندتر و تندتر و بالا می آیاد و بالاتر، تمامی درونش را فرا میگیرد، از آن پر میشود، در التهاب دردناک و شوق انگیز یک تولد، تنها بر روی زمین، سایه ای تنها در کویر، در شب، در زیر آسمان سخنگوی بادیه! تمامی وجودش، خطاب به ”او”! ناگهان به خاک می افتد، سر به سجده، بر زمین، و صدای باز شدن بیتاب عقده های کهن. گریه!
و این نخستین نماز ابوذر بود:
”من سه سال پیش از آنکه رسول خدا را دیدار کنم نماز خواندم”
_ به کدام سو میگرائیدی؟
_ بدان سو که او مرا متوجه میساخت!


مجموعه آثار ۳_ابوذر
فصل یکبار دیگر ابوذر
ص۲۳۵ تا ص۲۳۶

@doctor_alishariati پیج اینستاگرام دکتر شریعتی
عکس مربوط به سال 82
[تصویر: salgard82.jpg]

دکتر پوران شریعت رضوی در کتاب طرحی از یک زندگی خاطره ای از زبان آقای دانش طلب نقل می کنند :
" علی بسیار شوخ طبع بود، اما قیافه جدی ای به خود میگرفت، روزی سنگهای نسبتاً درشتِ میدان فوتبال دانشسرا را جمع کرده و مرتب به طرفِ من پرتاب می کرد.
گفتم : «شریعتی، مثل اینکه حالت خوب نیست.»
گفت : «چرا خوب است، این کمک کشورهای بزرگ به ممالک عقب نگاه داشته شده است.»
عجب اینکه این شوخی ها را چنان بیان میکرد که کسی قادر نبود از خندیدن خودداری کند و من که همیشه کنترلم را از دست می دادم، اغلب از کلاس اخراج می شدم و از دست مرحوم شیخ الاسلامی ( رییس دانشسرا ) و مرحوم بهار زاده، سرپرست مسلمان و با تقوای دانشسرا کتک می خوردم.

[تصویر: 0606061130-news.jpg]
بهشت، حقیرتر از آن است که علی در آن بگنجد، و فقیرتر از آنکه بتواند به حسین و زینب پاداش دهد، شرم می‌کند که در خانه گلین فاطمه را بزند و در برابر ساکنان آن، که حاملان روح خدایند، و مسجود ملائک، و مُثُل افلاطونی‌ی ارزش‌ها و آرمان‌های انسان، نام جایزه را بر زبان آورد..." .... "... علی از بهشت بزرگتر است و از ابرار برتر، او خود پرورنده ابرار است، او سرخیل «مقربین» است. علی بزرگتر از آن است که حتی در بهشت بر سر سفره ابرار بنشیند و با آنها هم‌کاسه شود، او خود «رضوان خداوند» است...

[تصویر: 079.jpg]
[تصویر: fif2_ehgu_20160427_211344.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع