حس مادر بی قراری را داری
که از کودکش، استخوانی دید
وقتی که در شهر زنده به دنیایان
گور پوسیده ی خود را می دید
تو مردی و تو را پرستیدند
تو مردی و کسی صدایت را نشنید
تو رفتی و حرف هایت ماندند
لغاتی که هرکه به دلخواه از آنها می چید
این است رسم مرده نوازی ما مردم
هرچه خود می پسندیم می گوییم که او می دید
نگاهی به ظاهر پاکم ننداز!
من به سان کافری که خدا را می دید...
تقدیم به دکتر علی شریعتی
سلام خدمت دوستان من هم تقریبا تمام اثار شهید مطهری رو مطالعه کردم و هم چندین اثار دکتر شریعتی رو. به نظر من شهید مطهری اسلام شناس خوبی بودن و دکتر شریعتی مسلمان شناس خوبی بودن.
نکته ای که در مورد اثار دکتر عزیز شریعتی دوست دارم بگم اینه که به مفهوم واقعی کلمه نمیتونیم جملات قصار رو از کتاب های دکتر شریعتی در آورد چون معنی متفاوتی از کل متن یا کل سخنرانیش رو بدست میارین. من خودم وقتی در کتابهاش جملهاش رو فقط نگاه میکردم در صفحاتی که هنوز نخونده بودم تعجب میکردم ولی وقتی کتاب رو به تدریج میخوندم متوجه منظورش میشدم. ایشون واقعا از مسلمان بی بصرت و بی عمل متنفر بوده. مثلا در کتاب فاطمه فاطمه است به شیعیان خطاب میکنه که چطور این بانوی عزیز رو میخاین الگو بگیرین وقتی فقط ازش گریه کردنش رو میدونین.
ایشون مفاهیم توکل ، تقیه، شفاعت، انتظار و .... که به ترتیب بین ما مسلمومن ها یعنی بیخیال تلاش چون خدا درست میکنه، ترسیدن،تقلب در اون دنیا،دست به کاری نزن خودش میاد درست میکنه و .....به شدت انتقاد میکنه که وقتی این انتقاد به صورت جمله قصار تبدیل میشه احساس میکنی ایشون مخالف مفاهیم اسلامی هستن که اصلا اینطور نیست.میتونید برای درک بهتر این فاهیم به کتاب های شهید مطهری رجوع کنید.
انتقاد به برخی از روحانیون که به دین فقط به عنوان یه شغل درآمدزا و مشهور کن نگاه میکنن که امروزه بعد از 37 سال گذشتن از انقلاب متوجهش میشی. به همین خاطر همیشه در کنار دو عامل زور و زر ،تسبیح(نماد تقدس بازی) رو هم مطرح میکنن که اگه این سه تا با هم منحرف بشن با جامعه چیکار میکنن.
انتقاد از خیلی از علما که 1000 صفحه در مورد آداب طهارت و حیض و موضوعات بی ربط مینویسین ولی در مورد موضوعات اصلی جامعه هیچی. من در این انتقاد ایشون از علما یاد یه حدیث از امیرالمومنین افتادم که: یه روز مردی ازش سوال کرد در مورد ازدواج که خیلی پیچیده بود حضرت بهش گفت چقدر ذهنت بیان گرد است اخه این حالت مگه چقدر پیش میاد که اینقدر در موردش فکر میکنی البته بعدش حضرت بهش جواب دادن.
سرنوشت ساماندهی مزار "علی شریعتی" پس از 38 سال همچنان در ابهام
![[تصویر: 13940828194811676544074.jpg]](http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/08/28/13940828194811676544074.jpg)
علی شریعتی ملقب به "معلم شهید"، هزاران کیلومتر دورتر از دیار خود آرمیده است، شریعتی که وصیت کرده بود در در حسینیهٔ ارشاد دفن شود، در نهایت و پس از یک مرگ مبهم سالهاست در کنار حرم زینب و در شهر دمشق به خاک سپرده شده است.
بالغ بر 38 سال است که علی شریعتی ملقب به معلم شهید، هزاران کیلومتر دورتر از دیار خود آرمیده است، شریعتی که وصیت کرده بود در حسینیهٔ ارشاد دفن شود، در نهایت و پس از مرگی مبهم؛ سالهاست که در کنار حرم زینب کبری و در شهر دمشق به خاک سپرده شده است.
ماجرای مرگ مبهم مرحوم شریعتی نیز اینگونه بود که وی طی مهاجرتش در 29 خرداد 1356 در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت، در ساوتهمپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبر داشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود.
در این رابطه مرتضی رحمانی موحد معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی درباره اقدامات این سازمان برای ایجاد فراهم شدن شرایطی جهت تبدیل مزار مرحوم شریعتی به یک مکان فرهنگی و همچنین توجه بیشتر به آرامگاه این شخصیت مطرح ایرانی در کشور سوریه به تسنیم عنوان کرد: اماکن، بقاع متبرکه و زیارتگاهها بر عهده و وظیفه اوقاف است. مثلاً ما در زینبیه چنین مزارهای داریم و یا در مصر و عراق و ... نیز که هر کدام برای خودش ستادی دارند و مربوط به ما نمیشود.
به گزارش تسنیم، علی شریعتی، علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب، بهدلیل کارنامۀ فعالیتهایش برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدارگری دربارهٔ سلطنت وقت نیز شهرت داشتهاست. شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید مینامند؛ و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی به یاد او برگزار و اجرا کردهاند؛ و از آن زمان نقدها و تجلیلهای زیادی پیرامون آثار، آراء و تأثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد.
علی شریعتی مَزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی (زادۀ 2 آذر 1312 در روستای کاهک، سبزوار – درگذشتۀ 29 خرداد 1356 در ساوتهمپتون، انگلیس) نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس، پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریهپردازان انقلاب اسلامی ایران بود؛که در 44 سالگی بهصورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، هماکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبرۀ حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.
در زیر باران اندیشه، که دمادم تندتر میشد و تندتر، احساس میکرد که در کویر تاریک و خشک و عطشناک درونش، چشمه هایی سر باز میکند، اینک،”صدای پای آب”! و هر لحظه تندتر و تندتر و بالا می آیاد و بالاتر، تمامی درونش را فرا میگیرد، از آن پر میشود، در التهاب دردناک و شوق انگیز یک تولد، تنها بر روی زمین، سایه ای تنها در کویر، در شب، در زیر آسمان سخنگوی بادیه! تمامی وجودش، خطاب به ”او”! ناگهان به خاک می افتد، سر به سجده، بر زمین، و صدای باز شدن بیتاب عقده های کهن. گریه!
و این نخستین نماز ابوذر بود:
”من سه سال پیش از آنکه رسول خدا را دیدار کنم نماز خواندم”
_ به کدام سو میگرائیدی؟
_ بدان سو که او مرا متوجه میساخت!
مجموعه آثار ۳_ابوذر
فصل یکبار دیگر ابوذر
ص۲۳۵ تا ص۲۳۶
@doctor_alishariati پیج اینستاگرام دکتر شریعتی
عکس مربوط به سال 82
دکتر پوران شریعت رضوی در کتاب طرحی از یک زندگی خاطره ای از زبان آقای دانش طلب نقل می کنند :
" علی بسیار شوخ طبع بود، اما قیافه جدی ای به خود میگرفت، روزی سنگهای نسبتاً درشتِ میدان فوتبال دانشسرا را جمع کرده و مرتب به طرفِ من پرتاب می کرد.
گفتم : «شریعتی، مثل اینکه حالت خوب نیست.»
گفت : «چرا خوب است، این کمک کشورهای بزرگ به ممالک عقب نگاه داشته شده است.»
عجب اینکه این شوخی ها را چنان بیان میکرد که کسی قادر نبود از خندیدن خودداری کند و من که همیشه کنترلم را از دست می دادم، اغلب از کلاس اخراج می شدم و از دست مرحوم شیخ الاسلامی ( رییس دانشسرا ) و مرحوم بهار زاده، سرپرست مسلمان و با تقوای دانشسرا کتک می خوردم.
![[تصویر: 0606061130-news.jpg]](http://www.asrarnameh.com/images/contents/0606061130-news.jpg)
بهشت، حقیرتر از آن است که علی در آن بگنجد، و فقیرتر از آنکه بتواند به حسین و زینب پاداش دهد، شرم میکند که در خانه گلین فاطمه را بزند و در برابر ساکنان آن، که حاملان روح خدایند، و مسجود ملائک، و مُثُل افلاطونیی ارزشها و آرمانهای انسان، نام جایزه را بر زبان آورد..." .... "... علی از بهشت بزرگتر است و از ابرار برتر، او خود پرورنده ابرار است، او سرخیل «مقربین» است. علی بزرگتر از آن است که حتی در بهشت بر سر سفره ابرار بنشیند و با آنها همکاسه شود، او خود «رضوان خداوند» است...
![[تصویر: 079.jpg]](http://s1.picofile.com/file/5708574285/079.jpg)