علامه جعفری از شخصیتهای شناخته شده و نامی کشورمان است که متاسفانه غبار زمان کم کم چهره تابناک این شخصیت جامع الشرایط را به فراموشی می سپارد
که علاوه بر جنبه علمی ، جنبه اشراقی ومکاشفه ای عالی نیز داشتند که زیر چهر علمی ان پنهان شده که یکی از دلایل ان فروتنی و خشوع این کوه معرفت بشر ی بود..روحش شاد ..
شخصیتی که برای هم سن وسالیهای من در دهه هفتاد با سخنرانی ها ی جذاب با آن چهره بشاش و خنده روی که حکایت کننده ذات و ضمیر این مرد واصل الهی بود ، با ان لهجه شیرین
آذری ، وان دلسوزی و همدلی با جوانان ، شناخته شده است ...
اما دوستان شاید ندانند که رابطه ایشان با مرد بزرگ تاریخ ساز دیگر کشورما ن یعنی دکتر شریعتی ان نور الهی ، در کالبد زمان خود که تاکنون نیز فروغش ادامه دارد ..رابطه ای عمیق
عاطفی و انسانی بود ..لذا به ذکر خاطره ای از این دو مرد بزرگ که از اینترنت استخراج کرده ام می پردازم ...
آقای دکتر عبدالرحیم گواهی از نویسندگان و مترجمان آثار دینی و …درباره دیدار دکتر شریعتی با استاد محمدتقی جعفری خاطراتی دارند که از قضادر آن دیدار بحث انتقادات و ایرادات بر برخی نوشته ها و آثار شریعتی میشود که شریعتی هم در کمال فروتنی آمادگی خود را برای پذیرش و تصحیحاشتباهات اعلام می دارد : دکتر علی شریعتی را در سالهای ۱۳۴۰ به بعد زیادمی دیدم و در حسینیه ارشاد در سخنرانیهای ایشان حضور داشتم یک بار ایشانکه می دانست من شاگرد استاد محمدتقی جعفری هستم به من گفت مرا به خانهاستاد ببر .
برای روز جمعه قرار گذاشتیم یک ماشین فولکس داشتم گه در ان موقع ماشینکوچکی بود با این ماشین با دکتر به منزل استاد رفتیم . دکتر بسیار بهاستاد جعفری احترام کرد و به ایشان گفت واقعا دین را اساتید پرمایه و بیمدعایی مثل شما حفظ کرده اند .
استاد به دکتر شریعتی گفتند : بعضی افراد از برخی مطالب کتابهای شما ناراحت هستند و ایراد می گیرند دکتر گفت آقانظریه در دین عرضه کردن کار شما و تخصص شماست من یک جامعه شناس هستم و بلدهستم مردم و جوانها را به حرکت درآورم . این ماشین را من روشن می کنم و به حرکت درمی آورم اما اینکه به کدام سمت برود شما باید جهت آن را بگویید
دکتر شریعتی سپس مطلب عجیب تری گفت و افزود استاد شما همه آثار مرا وکالتا و نیابتا از سوی من بخوانید و هر کجا را که مایل باشید با مداد قرمز خطبکشید اصلا من نمی خواهم بدانم کجاها را خط می زنید من در چاپهای بعد میدهم آن مطالب را از نوشته هایم حذف کنند .
این کمال تواضع دکتر شریعتی بود و استاد بسیار به ایشان محبت کرد و گفتچشم و پذیرفت . اما این که این مطلب عملی شد یا نشد ظاهرا قضایا طور دیگرپیش آمد و دکتر شریعتی زندانی شد و کار ان طور که دکتر می خواست پیش نرفتولی شاهد بودم که ایشان در حضور من به استاد گفت از الف تا یای تماممجموعه ها را هر کجا که مایلید خط بزنید .
کتاب سیره استاد علامه محمدتقی جعفری به نقل از آقای عبدالرحیم گواهی
فکر میکنم خود دکتر در اون جملاتشون تکلیف را تاحد زیادی معلوم کرده اند.
تا اینجا نقل بود ، البته من درجایی دیگر خواندم که علامه جعفری ، حتی بااجازه ای که دکتر به ایشان دادند، به خود اجازه دستکاری یا هر نوع تصحیحدر اثار
استاد را ندادند و گفتند شاید گذر زمان نشان دهد که گفته ها و نظرات شریعتی صحیح بوده نه مال ما ...
منبع
خدایا: "عقیده" مرا از دست "عقدهام" مصون بدار.
خدایا: به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.
خدایا: رشد علمی و عقلی مرا از فضیلت "تعصب" و "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدایا: مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن "درست " و "کامل" کسی، یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا: جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا، رایگان، ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست، نسازد.
---------------
ماندن برای چیست؟
چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند.
چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر ! (طرفداران آزادی و مدرنیسم و پسا مدرن).
دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند؟
اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل ها نباشد ماندن برای چیست؟
و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟
اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را؟
گفتگوهای تنهایی
ارتجاع و انحصاری کردن دین از آن معضلاتی است که در یحود رخ داده است.
اتفاقا در اسلام نیز رح داد ولی زیاد دوام نیاورد. از سخنان دکتر شریعتی می توان فهمید که در زمان ایشان، بخش اعظمی از جامعه دچار ارنجاع شده بودند که یکی از پیامد های ناگوار آن، تبعید آیت الله خمینی بود. چرا؟
چون زمانی که یک مسلمان باید در صحنه باشد و از حق خودش و ملتش دفاع کند، می رود گوشه ی خانه. نماز می خواند. دعای عهد را زمزمه می کند. چون هم راحت تر است و گاهاً ثوابش بیشتر از جهاد و دفاع است.
اوایل انقلاب تا پایان جنگ هشت ساله( که ماه عسل انقلاب بود) این ارتجاع به شدت کم رنگ شد. می تونید این حقیقت رو در گفته های شهید آوینی ببینید. اما الآن داره یواش یواش بوش بلند میشه.
مثلا الآن توی محافل فرهنگی ما صوفی گری و گوشه نشینی داره ترویج می شه که از مقدمات ارتجاع دوباره است. دکتر شریعتی به شدت با صوفی گری و سکوت(آن هم از نوع اسلامی) مخلف بود. چون:
سکوتِ مسلمان = خیانت
قرن ما در جستجوی امام علی (علیه السلام)
امام علی (علیه السلام)، مظهر عبادت، خلوت و تنهایی در اوجی است که سلسلههای عرفانی و سلسلههای ریاضتکش تصوف و همچنین اقطابی که تمام زندگیشان را در ریاضت و عبادت خلاصه کردهاند، قهرمان، مظهر و سمبلشان علی (علیه السلام) است.
این، یک بعد دیگر است؛ بعدی که ضد مردی است که شمشیر میزند، (ضد) مردی است که در سیاست مبارزه میکند، (ضد) مردی است که به زیباترین امکانی که در زبان است، سخن میگوید و به عمیقترین اندیشهی حکیمانه میاندیشد: ریاضت، تنهایی، عبادت.
...و در کنار همهی این مسائل، کسی که شب و روزش را در جنگ و جهاد و مبارزه، در کشمکش، در اندیشیدن، در نوشتن، در صحنه و در مسئولیت روزمره اجتماعی است.
یک پدر و یک همسر در حد انسانی است که گویی برای خانواده ساخته شده است. با فاطمه (سلام الله علیها) کارهای خانه ی خود را تقسیم کردهاند؛ نه این که «کار بیرون مال من است، کار درون مال تو است»؛ نه! در کار داخل خانه تقسیمبندی دقیق شده است، و در تمام مدت، در خانه، علی (علیه السلام) کار خودش را میکند و فاطمه (سلام الله علیها) کار خودش را
و برای یک مرد در خانه، کافی است که بگویم علی (علیه السلام)بهرحال همسر فاطمه(سلام الله علیها) است و بچههایی که تربیت کرده معلوم است که چه کسانی هستند
کسانی هستند که هر کدامشان یکی از ابعاد علی (علیه السلام)هستند، در اوج مطلقش، بشکل امام، نمونهی اعلی، متعال و ایدهآل
زینب(سلام الله علیها)، حسین(علیه السلام)، حسن(علیه السلام).
حال با دانستن تمام فرائض امیرالمونین (علیه السلام) چگونه است که
امام علی (علیه السلام) در میان پیروانش هم تنها است؟
[چگونه است] که علی (علیه السلام)در اوج ستایشهایی که از او میشود مجهول مانده است؟
......
درد علی (علیه السلام) [درد شمشیر ابن ملجم] نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است
"تنهایی"
است، که ما آن را نمیشناسیم!
باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛
که علی درد شمشیر را احساس نمیکند،
.
و... ما
دردِ علی را احساس نمیکنیم!
سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشه

(۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۵۸)hamtaf نوشته است: [ -> ]سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشه
علیک سلام
اینجا ما قرار نیست کسیو از ریشه و بن بزنیم. هر کسی توی زندگیش یه چیزایی درست گفته و یه چیزایی غلط !
پیشنهاد میکنم به
اینجا مراجعه بفرمایید
(۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۵۸)hamtaf نوشته است: [ -> ]سلااااااااااااااااام
نظر شهید مطهری (روشنفکر زمان خودش تا الآن) در مورد آثار دکتر شریعتی رو بخونید،نظرتون عوض میشه
هر کی هر چی می خواد بگه.
من علی واقعی رو از چشمان دکتر علی شریعتی دیدم.
خیلی هم بهتر از علی خیلی های دیگه بود( با تمام احترام به استاد شهید مطهری می خواستم بگم لطفا شخصیت های کلیدی رو مقابل هم نگذارید. ضرر می کنید)
تاپیک خوبی زدین و مقداریش رو خوندم.
من خدایش حرصم در میاد وقتی از دکتر شریعتی یا حتی شهید مطهری بد می گن. هر دوشون رو دوست دارم و از هر دوشون کتاب هایی خوندم( بیشتر از استاد مطهری )
متاسفانه یه عده می خوان این دو رو از هم جدا کنن و ارتجاع دیرینه ی مارکسیسم رو در اجتماع نهادینه کنن. این شخصیت ها به نوعی ابر متفکر اسلامی بوده اند. به راحتی نمی شه تخریبشون کرد مگر با جدا کردن آنها از هم یا همان تفرقه.
تاسف می خورم واسه کسی که دم از تفرقه افکنی غرب در اسلام میزنه بعد خودش میاد و شخصیت ها متفکر اسلامی رو از هم جدا می کنه.