۲۹/شهریور/۹۲, ۱۳:۳۵
۳۰/شهریور/۹۲, ۲۱:۵۱
عکس بهترین های دهه شصت
چهره های نورانی که صافی دل های صاحبانش را فرباد می زند، پیراهن های پارچه ای که همه روی شلوار ها است، با شلوارهای ارزان قیمتی که گاهی خاکی است و گاهی لجنی و صورت هایی با محاسن تنک و دلنشین.
![[تصویر: 407124_848.jpg?itok=zJnmI0em]](http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/styles/node_singlepic/public/content/images/story/92-06/27/407124_848.jpg?itok=zJnmI0em)
چهره های نورانی که صافی دل های صاحبانش را فرباد می زند، پیراهن های پارچه ای که همه روی شلوار ها است، با شلوارهای ارزان قیمتی که گاهی خاکی است و گاهی لجنی و صورت هایی با محاسن تنک و دلنشین.
عکسی که می بینید در سال ۱۳۶۳ گرفته شده است. گروهی از بر و بچه های ناب دهه شصت، گعده ای گرفته اند و این عکس دسته جمعی، یادگاری از همان گعده است. چهره های نورانی که صافی دل های صاحبانش را فرباد می زند، پیراهن های پارچه ای که همه روی شلوار ها است، با شلوارهای ارزان قیمتی که گاهی خاکی است و گاهی لجنی و صورت هایی با محاسن تنک و دلنشین. کمتر عکس دسته جمعی با این ویژگی ها، از آن سالها پیدا می شود که کسی از افراد موجود در عکس، شهید نشده باشد. در این عکس هم سه شهید دیده میشوند: حاج عباس کریمی قهرودی(نفر سوم از چپ)، فرمانده لشکر۲۷ محمدرسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در عملیات بدر به شهادت رسید ؛ اسدالله پازوکی(با دست چپ قطع شده)، فرمانده گردان حمزه(علیه السلام) که در عملیات والفجر۸ به شهادت رسید و شهید محمد مجازی(با لباس سفید، که دستش را به دیوار گرفته) که در عملیات مرصاد به شهادت رسید. سید محمد مجتهدی(ایستاده، نفر چهارم از راست) و حاج محمود امینی(با ساعت مچی در دست)، فرمانده گردان های دیگری از لشکر ۲۷ هم در عکس دیده می شوند.این عکس، یاد بیتی از محمدحسین جعفریان را در اذهان زنده می کند:
ای بسیجیها زمان را باد برد
تیشهها را آخرین فرهاد برد
تیشهها را آخرین فرهاد برد
![[تصویر: 407124_848.jpg?itok=zJnmI0em]](http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/styles/node_singlepic/public/content/images/story/92-06/27/407124_848.jpg?itok=zJnmI0em)
۳۰/شهریور/۹۲, ۲۲:۵۱
دوستان این خاطره من تصویر نداره. تصور داره...
یادتونه بچه که بودیم شلوار لی هامون فقط زانوی سمت چپش پاره میشد؟
بعد یادتونه از این دایره ها تو مغازه ها میفروختن؟
مامانم یه دو جینش رو خریده بود و تو خونه گذاشته بود.
هر وقت زانومون پاره میشد، ورمیداشت و سریع یه دونه از این دایره ها به زانومون میچسبوند.
اما خداییش ما از رو قصد یه کاری میکردیم سریع لباسامون خراب شه که زود بریم و نوشو بخریم.
غافل از این که باید همون خرابه رو میپوشیدیم تا وقتش بشه که بریم خرید لباس.
شلوارای قدیمم که چینی نبود که فرررت پاره شه...
لامصب عمر داشتا...
یادتونه بچه که بودیم شلوار لی هامون فقط زانوی سمت چپش پاره میشد؟
بعد یادتونه از این دایره ها تو مغازه ها میفروختن؟
مامانم یه دو جینش رو خریده بود و تو خونه گذاشته بود.
هر وقت زانومون پاره میشد، ورمیداشت و سریع یه دونه از این دایره ها به زانومون میچسبوند.
اما خداییش ما از رو قصد یه کاری میکردیم سریع لباسامون خراب شه که زود بریم و نوشو بخریم.
غافل از این که باید همون خرابه رو میپوشیدیم تا وقتش بشه که بریم خرید لباس.
شلوارای قدیمم که چینی نبود که فرررت پاره شه...
لامصب عمر داشتا...
۲۳/مهر/۹۲, ۲۲:۱۱
۲۴/مهر/۹۲, ۲:۱۸
این کوتلاس ، عجب کارتونی بود....
![[تصویر: 1392543972.jpg]](http://www.bizna.ir/upload/shop/1392543972.jpg)
![[تصویر: hqdefault.jpg]](http://i1.ytimg.com/vi/yyVgJ8mO32A/hqdefault.jpg)
![[تصویر: a23edb4d47c4f3d0db0cf2b8fce1803c.jpg]](http://www.clipyab.com/cache/img/a23edb4d47c4f3d0db0cf2b8fce1803c.jpg)
![[تصویر: k-3.jpg]](http://shopus.ws/uploads/k-3.jpg)
اگه دلتون هواشو کرده ، برید تو راسخون ، واسه دانلود گذاشته ....
![[تصویر: 1392543972.jpg]](http://www.bizna.ir/upload/shop/1392543972.jpg)
![[تصویر: hqdefault.jpg]](http://i1.ytimg.com/vi/yyVgJ8mO32A/hqdefault.jpg)
![[تصویر: a23edb4d47c4f3d0db0cf2b8fce1803c.jpg]](http://www.clipyab.com/cache/img/a23edb4d47c4f3d0db0cf2b8fce1803c.jpg)
![[تصویر: k-3.jpg]](http://shopus.ws/uploads/k-3.jpg)
اگه دلتون هواشو کرده ، برید تو راسخون ، واسه دانلود گذاشته ....
۲۴/مهر/۹۲, ۱۰:۲۵
سلام
خاطره ای شیرین که من از دوران نه چندان کودکی ، دارم ، این بود که بابام یک 500 تومانی به من می داد و می گفت برو نیم کیلو پنیر بخر ، و یا می رفتم 2000 تومانی گوشت چرخ کده می گرفتم ، گوشتی که حالا با ده هزار تومان نمی دن ،(عکس ندارم شرمنده )
یادم می یاد هر موقع تو شهر یک پیر زن یا مردی می اومد ، در خونه ها برای گرفتن کمک ، اولا همه بدون سوال و جواب کمک می کردن و آدم هایی هم پیدا می شدن که می گفتن بابا کمک نکنین این ها میلیاردی پول تو حساب دارن ، و اگر بچه ای رو در حالی می دیدن که دست به سمت مردم دراز کرده ، قیامتی به پا می شد ، همه می شدن بابا و مامان برای اون بچه ، اما حالا برای تمام مردم شهر من دیدن این صحنه ها عادی شده ، بچه ها در سر چهار راه ها ، بچه ها در پارک ها (دست فروشی ) ، بچه ها در قهوه خانه ها ، در قبرستان ها ، من شاهد دعوای کودکانی بر سر تقسیم پول ، در هوای تاریک در قبرستان بودم(که خیلی از سن و سال دار ها جرئت ماندن در قبرستان هنگام شب را ندارند) ( صدایی که در هنگام کتک کاری و گریه از این بچه های 10 الی 15 سال می آمد ، انگار صدای عذاب قبر بود ) آره حالا دیگه خیلی از صحنه هایی که دیروز می دیدم ، و از تعجب شاخ در می آوردیم حالا دیگه اگه یک روز نبینیم از تعجب شاخ گوزن در میاریم. ( بلا نسبت ).
![[تصویر: childseller.jpg]](http://lifegoesonintehran.com/images/11_2007/childseller.jpg)
ببخشید اگر ناراحتتان کردم .
خاطره ای شیرین که من از دوران نه چندان کودکی ، دارم ، این بود که بابام یک 500 تومانی به من می داد و می گفت برو نیم کیلو پنیر بخر ، و یا می رفتم 2000 تومانی گوشت چرخ کده می گرفتم ، گوشتی که حالا با ده هزار تومان نمی دن ،(عکس ندارم شرمنده )
یادم می یاد هر موقع تو شهر یک پیر زن یا مردی می اومد ، در خونه ها برای گرفتن کمک ، اولا همه بدون سوال و جواب کمک می کردن و آدم هایی هم پیدا می شدن که می گفتن بابا کمک نکنین این ها میلیاردی پول تو حساب دارن ، و اگر بچه ای رو در حالی می دیدن که دست به سمت مردم دراز کرده ، قیامتی به پا می شد ، همه می شدن بابا و مامان برای اون بچه ، اما حالا برای تمام مردم شهر من دیدن این صحنه ها عادی شده ، بچه ها در سر چهار راه ها ، بچه ها در پارک ها (دست فروشی ) ، بچه ها در قهوه خانه ها ، در قبرستان ها ، من شاهد دعوای کودکانی بر سر تقسیم پول ، در هوای تاریک در قبرستان بودم(که خیلی از سن و سال دار ها جرئت ماندن در قبرستان هنگام شب را ندارند) ( صدایی که در هنگام کتک کاری و گریه از این بچه های 10 الی 15 سال می آمد ، انگار صدای عذاب قبر بود ) آره حالا دیگه خیلی از صحنه هایی که دیروز می دیدم ، و از تعجب شاخ در می آوردیم حالا دیگه اگه یک روز نبینیم از تعجب شاخ گوزن در میاریم. ( بلا نسبت ).
![[تصویر: childseller.jpg]](http://lifegoesonintehran.com/images/11_2007/childseller.jpg)
ببخشید اگر ناراحتتان کردم .
۲۴/مهر/۹۲, ۱۸:۰۷
۲۵/مهر/۹۲, ۱۴:۱۶
نگید از این کارا نمیکردید :
![[تصویر: 39.jpg]](http://irancool.com/rozanehgroup/shahrivar92/khandedar/39.jpg)
![[تصویر: 39.jpg]](http://irancool.com/rozanehgroup/shahrivar92/khandedar/39.jpg)
۲۵/مهر/۹۲, ۱۹:۲۵
![[تصویر: 4783978_PryLM.gif]](http://fotocache01.stormap.sapo.pt/fotostore02/fotos//d4/45/81/4783978_PryLM.gif)
دیدین همش ای دهه 60 ی ها میگن نسل سوخته ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فک می کنن ما دلمون براشون میسوزه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خو معلومه عرضه نداشتن اعتراض کنن حقشونو بگیرن
بعد ب ما دهه 70 ها میگن گودزیلا!!!!!!!!!!
۲۵/مهر/۹۲, ۲۰:۴۲
یادش بخیر
![[تصویر: 46.jpg]](http://irancool.com/rozanehgroup/shahrivar92/khandedar/46.jpg)
![[تصویر: 46.jpg]](http://irancool.com/rozanehgroup/shahrivar92/khandedar/46.jpg)
![[تصویر: 39127164020129969058.jpg]](http://upload7.ir/images/39127164020129969058.jpg)


![[تصویر: f1a8dda208a7f5ebc24664181128c193.jpg]](http://www.wisgoon.com/media/cache2/f1/a8/f1a8dda208a7f5ebc24664181128c193.jpg)