تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خاطره بازی برای دهه شصت /هفتادی ها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
با یاد حق

واقعا تایپیک نوستالژیک و جالبی هست!ممنون!
.
.
بچه که بودم از 9صبح میرفتم با پسر همسایمون Big Grin سگا بازی می کردم!
عاشق سونیک بودم .... علی الخصوص وقتی فر میخورد میرفت بالا!!
اونم که می دونست من دوست دارم این بازی رو از عمد بهم نمیداد یک چیز دیگه بازی می کرد!
خدا منو ببخشه که چقدر به خاطر این قضیه فرستادمش دنبال نخود سیاه!! Big Grin

یاالله
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
حقیر این بازی هایی رو که اینجا عکسش رو گذاشتم ، نسخه PC همه اش رو دارم + چند تا بازی دیگه !!! هر کی میخواد بگه همینجا لینک بدم هر کی میخواد بازی کنه !!!
در پناه الله
یا مهدی مدد
(۳/مرداد/۹۲ ۱۱:۳۵).Jasmine. نوشته است: [ -> ]کارتوناشون که فایده نداره...ما با بچه ها بازی میکردیم کلی کیف میکردیم......الان چی!!Smile


*****
ببخشید این چیه؟؟

[تصویر: yasgroup-tablet-dahe-60-2.jpg]


بنده دیر رسیدم،توضیحات کامل رو جناب
mahdy30na
دادن:Smile



این یه اسباب بازی بود که طرح های مختلفی داشت از جیبی تا ایتقدریش
اون دگمه سفیده رو میزنی بعد باعث حرکت جریان اب داخل اون شیشه ( لاکی ) میشه تا بتونی اون حلقه هارو بفرستی تو اون میله ها.
دیگه دوره ماها از اینا بود .Smile

التماس دعا
(۴/مرداد/۹۲ ۲:۰۶)ترنم نوشته است: [ -> ]بنده دیر رسیدم،توضیحات کامل رو جناب
mahdy30na
دادن:Smile



این یه اسباب بازی بود که طرح های مختلفی داشت از جیبی تا ایتقدریش
اون دگمه سفیده رو میزنی بعد باعث حرکت جریان اب داخل اون شیشه ( لاکی ) میشه تا بتونی اون حلقه هارو بفرستی تو اون میله ها.
دیگه دوره ماها از اینا بود .Smile

التماس دعا
بله ما اینقدر از اینا بازی می کردیم که یک ناخون شصتمون سفید میشد و بعد دچار درد عضلانی میشدیم بعدش هم این دکمش میرفت تو دیگه بیرون نمی یومد!
بعدش هم که همه حلقه ها رو تو میله میکردی که به کسی نشون بدی تا از جات بلند میشدی همش در میومد!
یا اینکه وقتی 4تاش رفته بود آخریش میخواست بره ذله میشدی! له له!
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دستتان درد نکند

وسیله بازی ما را یادتان رفتBlush

اتاری شامل بازیهای هواپیما ،دزد و پلیس،زیر دریایی و..........

[تصویر: River-Raid-for-Atari.png]

یه چند دفعه ای این هواپیماییشو بقدری بازی کردم ترانسش سوخت اما نمی دونم چرا پایانی نداشتBig Grin

یاعلی.
Angel

[تصویر: siESmv_240.jpg]
خدایی کیا یادشونه !؟
آدامس آیدین !
[تصویر: 0.313085001358946608_taknaz_ir.jpg]


[تصویر: khatere-bachegi-2.jpg].......................................................
کیه ازین بازی ها نکرده باشه

[تصویر: khatere-bachegi-3.jpg]


[تصویر: khatere-bachegi-4.jpg]




[تصویر: khatere-bachegi-5.jpg]
............................................


[تصویر: khatere-bachegi-8.jpg]

[تصویر: khatere-bachegi-18.jpg]


یادتون میاد
ینی عمرا یه دهه هفتادی بدونه این چیه



[تصویر: 01.jpg]

من که این جور چیزها را می بینم بیشتر دلم میگیره
فکرش را که می کنم ما مال موندن نیستیما
باید گذاشت و رفت

نقل قول:[تصویر: khatere-bachegi-2.jpg]
من فقط می دونم این فکر وبکر
قاعده بازیش چطوریه؟؟؟
(۵/مرداد/۹۲ ۰:۰۸)علمدار133 نوشته است: [ -> ]ینی عمرا یه دهه هفتادی بدونه این چیه



[تصویر: 01.jpg]


یعنی داستان آدمیزاد خیلی باحاله!

یه وقتایی دوست داره خودش رو تا حد آدم های ماقبل تاریخ پیر کنه و بزرگ که به بقیه بگه (شما یادتون نیست)، یه وقتایی هم وقتی بهش میگی سنی ازش گذشته ناراحته که مگه من چند سالمه.

تو جوونیش غصه این رو میخوره که ای کاش چند سال بزرگتر بودم و در پیریش به فکر اینکه چرا اینقدر برای بزرگ شدن هول میزدم!

برای همین من زیاد از این خاطره بازی هایی که گاهی به شوخی یا جدی به فخر فروشی نزدیک میشه خوشم نمیاد.
به جایی که بخندم و شاد بشم بیشتر خنده ی تلخی به خاطر پارادوکس های ما انسان ها به لبم میاد.

البته جناب علمدار کلی گفتم! : )
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس های مرجع