تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خاطره بازی برای دهه شصت /هفتادی ها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
وای بچه ها واقعا عالی بوددددد

واقعا تا حالا نشده بود این همه تجدید خاطره یک جا داشته باشم.


من هنوز بازی فکر و بکرو رو دارم... ولی الان حدود ده سالیه که بازش نکردم Angel
تازه اینا رو هم شاید بالای 100 تا دارم و یادگاری نگه داشتم ... چون همش شاگرد اول بودم Blush
[تصویر: 64351_729.jpg]
بجز اول راهنمایی Dodgy (اونم تقصیر درس تاریخ لعنتی بود.. همش این درس مزاحم بود ) شاگرد دوم شده بودم ...Sad
که الان اون دوستم رشته دانشگاهیش از من پایین تره Big Grin حقشه.

(یعنی حسادت در این حد )
یادش بخیر هیچ وقت کسی تو ریاضی به پای من نمیرسید HeartCool
یادش بخیر چقدر دبیر ریاضی منو دوست داشت و تبعیض قائل میشد HeartCool
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ حرص این بچه ها در میومد من کیف میکردمBig Grin
راستی از این اب نبات پستونکی ها مگه یادتون نیست؟؟؟ اخه کسی نذاشت
[تصویر: 995015_593413767410703_1439036037_n.jpg]
از اینا چطور یادتونه؟
[تصویر: 200-13781155841.jpg?watermark=1]
اخ که چه کثیف کاریی میکردیم ...
....................................................................................................​................
اب نبات های دیروزی Cool
[تصویر: ngjk82f1749v9z8hgg2.jpg]
[تصویر: IMAGE634727097197622779.jpg]
اب نبات های امروزی Dodgy
[تصویر: EFJgNJfwlN.jpg]
[تصویر: 7Dh19rzYW6.jpg]
[تصویر: HURnzRezLU.jpg]
[تصویر: 5UKnmjEELj.jpg]
بعد میگین اینا چرا گودزیلا در اومدن Dodgy
(۳/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۱)شیدا نوشته است: [ -> ]به نام خد



[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQkBLVdMwbPZ3GPR8tTirT...pFqMDOb7Lg]


dیادش بخیر
اینکار مخصوص خودم بود
توی خونه ، توی مهمونی
خلاصه هروقت بامن کار داشتن منو از بالای در میاوردن پایین
این سه تا کتاب رو کی یادشه ؟!! AngelAngelAngel


[تصویر: thumb_dnuvxkhh.jpg]

[تصویر: 16go42.jpg]

[تصویر: v1go4fbprvc9muwv6wko.jpg]
لینک سایت دانلود بازی های قدیمی

1

2

3

4
[تصویر: 68421241171181320899.jpg]


یادش بخیرWinkWink
چقدر من با این کار خواهرم و سکته دادم[تصویر: 4d0e2e7fc057.jpg]
[تصویر: 307fec2cef6a.jpg]
[تصویر: 072677d210ac.jpg]
(۳/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۱)شیدا نوشته است: [ -> ]به نام خدا
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQkBLVdMwbPZ3GPR8tTirT...pFqMDOb7Lg]


من اين تكنولوژي رو به تازگي به پسرم انتقال دادم. رئيس كلي شاكي شد.

پ.ن.
براي رسيدن به بارفيكس هر دفعه من رو از پاي ميزم بلند مي كرد. ديدم چاره اي نيست.
آخ یادش بخیر!
آبجیم ساعت مچی میکشید روی دستم!
شده بودم دفتر نقاشیش!
بعد جالبه اصلا هم پاکش نمیکردم!Big Grin
با چه افتخاری ساعتو به همه نشون میدادم!Big Grin
همیشه هم ساعتش روی دوازده و ربع بود!
آخ چقدر کیف می داد وقتی رو دست کسی این ساعت مچی رو می کشیدیم!
*
*
[تصویر: Saate-Mochi.jpg]

چقدر با این لیوان خاطرات داشتیم یادش بخیر!
چقدر آدم ها رو با ایم لیوان خیس نکردم!
آخ وقتی ساعت ورزش می شد معلم ورزشمون از دست من امون نداشت!
تا آخر زنگ گمونم چهار پنج تا لیوان سرش خالی میکردم!
[تصویر: 51642081138409524296.jpg]
یادش بخیر


[تصویر: siMXBp8f_535.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس های مرجع