ما 4 تا بچه بودیم.
مامانم هر وقت می خواست برامون بستنی بخره 2 تا از اینا می خرید:
بعد از وسط نصفشون میکرد.
یعنی آرزومون بود یه روزی یه بستنی دوقلوی کامل بخوریم.
من عکس ندارم اما یادمه پشت این تراش پلاستیکیا با پوست نارنگی تار عنکبوت درست میکردیم
یه مداد قرمزایی داشتیم سوسماری که تف میزدیم خوش رنگ میشد

و زودتر هم تموم میشد
دفتر 100 برگامون رو هم اینقد ورق میکندیم وسط سال 60 برگ میشد
(۲۶/مرداد/۹۲ ۱۵:۰۱)ali0077 نوشته است: [ -> ]![[تصویر: e139a96538fbd6df02aa91ce641fa9da.jpg]](http://www.wisgoon.com/media/cache/e1/39/e139a96538fbd6df02aa91ce641fa9da.jpg)
دهه شصتیاااا ایییییینو یادتونه? !!!!!!
اگه میدونید به ما هم بگید
سلام
یه گیاه , معمولا کنار چشمه ها سبز می شد و از اون جارو درست می کردن
نزدیک ها پاییز که دیگه گیاه رشد نمی کرد , نوکش خشک و تیز می شود(مثل عکس)
اینها مثل شکل بالا سرهم بندی می کردن و می زارن لای انگشتها دست , بعد با دیگران دست می دادن

(۳/مرداد/۹۲ ۱:۵۶)™SAViOR نوشته است: [ -> ]
سلام
اینقدر دلم دوباره طعم این شیرکاکائو شیشه ای های پاک رو میخاد ک نگو و نپرس
واقعا ذوق میکردم وقتی که بقال محل میگفت سهمیه شیر امروز کمه،هر دوتا شیر یه دونه شیر کاکائو هم داره
