۱۱/مرداد/۹۲, ۱۳:۰۸
۱۱/مرداد/۹۲, ۱۷:۲۳
(۱۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۵۹)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]
[b]با همه ی اینها ، یه سوال خیلی بزرگ ذهنم رو واقعا مشغول کرده ؛ اونم اینه که با اینکه دهه 40 و 50 جزء زمانهایی بود که هم کاباره وجود داشت و همه مشروب خانه ها باز بودن و وضع حجاب آزادتر از امروز بود ، چرا پدران ما مثل ماها نشدن ؟ چرا اونا از لحاظ اعتقادی ـ ولوو دانش کمتر نسبت به دین ـ قوی تر از ماها ـ با دانش بیشتر و کامل تر نسبت به دین ـ هستن ؟ همونطوری که گفتم زمینه برای پدران ما بیشتر بوده و این در حالیه که اونا نسبت به ما معتقدتر هستن . این در حالیه که امروز نه وضع حجاب مثل اون موقع آزاده و نه کاباره ای وجود داره و نه مشروب فروشی !!! دوستان عزیزی که جواب این سوال رو میدونن ، وارد بحث بشن و جواب این حقیر و شاید خیلی های شبیه به بنده رو تشریح کنن .
در پایان این رو هم بگم که بودن حتی دهه 40 و 50 هایی که بدتر از ماها بودن !!!
منتظر نظرات دوستانم هستم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد[/b]اما حداقل در مورد پدر خودم میدونم تا ته کاباره و مشروب فروشی هارو در آورده و تا ته حوزه علمیه و دین و ... رو هم در آورده ...نه اینکه مشروب خور بشه یا اینکه روحانی بشه ... نه ....امکاناتش کم بوده و بخاطر همین امکانات کم مجبور بوده برای اینکه به جواب سوالاش برسه کلی بدو بدو کنه .... در حالیکه باید سر کار هم میرفته تا خرج خودشو و خانوادشو در بیاره .الانم از نظر اعتقادی تاحالا آدمی کامل تر از بابام ندیدم ...فکر می کنم بحث سر اراده هاست ....به نظر من آدم هرچی بیشتر تو مضیغه باشه و مسئولیتش بیشتر باشه انسان کاملتری میشه ....
(۱۱/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۸)zohre150 نوشته است: [ -> ]
آی گفتی !!!!!
(۱۱/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۸)zohre150 نوشته است: [ -> ]
آی گفتی !!! آخه چرا من ؟!!!!!!!
۱۱/مرداد/۹۲, ۱۷:۵۷
maryتو هم دست کمی از من نداریااااااااااااااااااااا
یادتونه وقتی یکی بهمون حرف بد میزد میگفتیم آینه
دیگه وقتی اوج میگرفت میگفتیم آینه خدایی که هیچ وقت نمیشکنه...

یادتونه وقتی یکی بهمون حرف بد میزد میگفتیم آینه
دیگه وقتی اوج میگرفت میگفتیم آینه خدایی که هیچ وقت نمیشکنه...

۱۲/مرداد/۹۲, ۱۸:۴۱
اییییییییییییییییییییییییییی
چرا دیگه ازینا ندارن؟؟؟
من که عاشق بودم
تو سر و صورت خوردن که کار همیشش بود



ایییییییییییییییییییییییییییییییی
![[تصویر: %DB%8C%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A8.jpg]](http://ali00777.persiangig.com/image/%DB%8C%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A8.jpg)
..............................................
اخییییییییییییییییییییییییی
![[تصویر: %D8%A8%D9%81%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7.jpg]](http://ali00777.persiangig.com/image/%D8%A8%D9%81%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7.jpg)
چرا دیگه ازینا ندارن؟؟؟

من که عاشق بودم
تو سر و صورت خوردن که کار همیشش بود



ایییییییییییییییییییییییییییییییی
![[تصویر: %DB%8C%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A8.jpg]](http://ali00777.persiangig.com/image/%DB%8C%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A8.jpg)
..............................................
اخییییییییییییییییییییییییی
![[تصویر: %D8%A8%D9%81%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7.jpg]](http://ali00777.persiangig.com/image/%D8%A8%D9%81%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7.jpg)
۱۲/مرداد/۹۲, ۱۸:۵۸
به سلامتی میکرو که اگه لوح فشرده هم فرو میکردی توش بازم قارچ خور رو داشت!
![[تصویر: bmy4wk89wloyd1h9gsc1.jpg]](http://upload.iranvij.ir/images/bmy4wk89wloyd1h9gsc1.jpg)
![[تصویر: bmy4wk89wloyd1h9gsc1.jpg]](http://upload.iranvij.ir/images/bmy4wk89wloyd1h9gsc1.jpg)
۱۳/مرداد/۹۲, ۷:۴۳
یادتونه.....
بازیه با طناب شمع ، گل ، پروانه ، سوسن و سمبلو افسانه....
من که دیشب جو گرفته بودتم داشتم بازی میکردم...
بازیه با طناب شمع ، گل ، پروانه ، سوسن و سمبلو افسانه....

من که دیشب جو گرفته بودتم داشتم بازی میکردم...

۱۳/مرداد/۹۲, ۱۶:۰۴
نقل قول:جویای حقیقت نوشته است:
[b]با همه ی اینها ، یه سوال خیلی بزرگ ذهنم رو واقعا مشغول کرده ؛ اونم اینه که با اینکه دهه 40 و 50 جزء زمانهایی بود که هم کاباره وجود داشت و همه مشروب خانه ها باز بودن و وضع حجاب آزادتر از امروز بود ، چرا پدران ما مثل ماها نشدن ؟ چرا اونا از لحاظ اعتقادی ـ ولوو دانش کمتر نسبت به دین ـ قوی تر از ماها ـ با دانش بیشتر و کامل تر نسبت به دین ـ هستن ؟ همونطوری که گفتم زمینه برای پدران ما بیشتر بوده و این در حالیه که اونا نسبت به ما معتقدتر هستن . این در حالیه که امروز نه وضع حجاب مثل اون موقع آزاده و نه کاباره ای وجود داره و نه مشروب فروشی !!! دوستان عزیزی که جواب این سوال رو میدونن ، وارد بحث بشن و جواب این حقیر و شاید خیلی های شبیه به بنده رو تشریح کنن .
در پایان این رو هم بگم که بودن حتی دهه 40 و 50 هایی که بدتر از ماها بودن !!!
منتظر نظرات دوستانم هستم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد[/b]
روند تغییرات فرهنگی خیلی کند هست . الان با وجود رسانه خیلی سریع شده
بذری که از اون موقع کاشته شد الان داره جواب میده
۱۳/مرداد/۹۲, ۱۶:۳۶
![[تصویر: farspic_old%20game%20%2893%29.jpg]](http://edk666.persiangig.com/image/farspic_old%20game%20%2893%29.jpg)
.
.
.
.
عاشق این بستنی ها بودم
.
![[تصویر: farspic_old%20game%20%2836%29.jpg]](http://edk666.persiangig.com/image/farspic_old%20game%20%2836%29.jpg)
.
![[تصویر: farspic_old%20game%20%2838%29.jpg]](http://edk666.persiangig.com/image/farspic_old%20game%20%2838%29.jpg)
۱۵/مرداد/۹۲, ۱۴:۲۰
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !





شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !





۱۵/مرداد/۹۲, ۱۶:۱۳
(۱۳/مرداد/۹۲ ۱۶:۳۶)hessam نوشته است: [ -> ].
.
من و داداشم فقط این بستنی ها رو میخریدم برای بعدش.... خالی که می شد تازه می شد توپ فوتبال ما... جالبیش این بود که پامون هم درد می گرفت ولی بی خیال نبودیم....

![[تصویر: 16412543462564504919.jpg]](http://www.8pic.ir/images/16412543462564504919.jpg)
![[تصویر: 49749880741862273178.jpg]](http://www.8pic.ir/images/49749880741862273178.jpg)
