تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خاطره بازی برای دهه شصت /هفتادی ها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
[تصویر: 16412543462564504919.jpg]


[تصویر: 49749880741862273178.jpg]
(۱۰/مرداد/۹۲ ۱۵:۵۹)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]

[b]با همه ی اینها ، یه سوال خیلی بزرگ ذهنم رو واقعا مشغول کرده ؛ اونم اینه که با اینکه دهه 40 و 50 جزء زمانهایی بود که هم کاباره وجود داشت و همه مشروب خانه ها باز بودن و وضع حجاب آزادتر از امروز بود ، چرا پدران ما مثل ماها نشدن ؟ چرا اونا از لحاظ اعتقادی ـ ولوو دانش کمتر نسبت به دین ـ قوی تر از ماها ـ با دانش بیشتر و کامل تر نسبت به دین ـ هستن ؟ همونطوری که گفتم زمینه برای پدران ما بیشتر بوده و این در حالیه که اونا نسبت به ما معتقدتر هستن . این در حالیه که امروز نه وضع حجاب مثل اون موقع آزاده و نه کاباره ای وجود داره و نه مشروب فروشی !!! دوستان عزیزی که جواب این سوال رو میدونن ، وارد بحث بشن و جواب این حقیر و شاید خیلی های شبیه به بنده رو تشریح کنن .

در پایان این رو هم بگم که بودن حتی دهه 40 و 50 هایی که بدتر از ماها بودن !!!
منتظر نظرات دوستانم هستم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد[/b]
اما حداقل در مورد پدر خودم میدونم تا ته کاباره و مشروب فروشی هارو در آورده و تا ته حوزه علمیه و دین و ... رو هم در آورده ...
نه اینکه مشروب خور بشه یا اینکه روحانی بشه ... نه ....
امکاناتش کم بوده و بخاطر همین امکانات کم مجبور بوده برای اینکه به جواب سوالاش برسه کلی بدو بدو کنه .... در حالیکه باید سر کار هم میرفته تا خرج خودشو و خانوادشو در بیاره .
الانم از نظر اعتقادی تاحالا آدمی کامل تر از بابام ندیدم ...BlushSmile
فکر می کنم بحث سر اراده هاست ....
به نظر من آدم هرچی بیشتر تو مضیغه باشه و مسئولیتش بیشتر باشه انسان کاملتری میشه ....

(۱۱/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۸)zohre150 نوشته است: [ -> ][تصویر: 49749880741862273178.jpg]

آی گفتی !!!!!Big Grin

(۱۱/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۸)zohre150 نوشته است: [ -> ][تصویر: 49749880741862273178.jpg]

آی گفتی !!! آخه چرا من ؟!!!!!!!Big GrinBig GrinBig GrinWink
maryتو هم دست کمی از من نداریاااااااااااااااااااااBig Grin
یادتونه وقتی یکی بهمون حرف بد میزد میگفتیم آینه
دیگه وقتی اوج میگرفت میگفتیم آینه خدایی که هیچ وقت نمیشکنه...Wink
اییییییییییییییییییییییییییی

چرا دیگه ازینا ندارن؟؟؟Angry

من که عاشق بودم

تو سر و صورت خوردن که کار همیشش بود

Big GrinHappyBi Dandoon
ایییییییییییییییییییییییییییییییی


[تصویر: %DB%8C%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A8.jpg]



..............................................

اخییییییییییییییییییییییییی


[تصویر: %D8%A8%D9%81%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7.jpg]
به سلامتی میکرو که اگه لوح فشرده هم فرو میکردی توش بازم قارچ خور رو داشت!
[تصویر: bmy4wk89wloyd1h9gsc1.jpg]
یادتونه.....
بازیه با طناب شمع ، گل ، پروانه ، سوسن و سمبلو افسانه....Wink

من که دیشب جو گرفته بودتم داشتم بازی میکردم...Wink
نقل قول:جویای حقیقت نوشته است:

[b]با همه ی اینها ، یه سوال خیلی بزرگ ذهنم رو واقعا مشغول کرده ؛ اونم اینه که با اینکه دهه 40 و 50 جزء زمانهایی بود که هم کاباره وجود داشت و همه مشروب خانه ها باز بودن و وضع حجاب آزادتر از امروز بود ، چرا پدران ما مثل ماها نشدن ؟ چرا اونا از لحاظ اعتقادی ـ ولوو دانش کمتر نسبت به دین ـ قوی تر از ماها ـ با دانش بیشتر و کامل تر نسبت به دین ـ هستن ؟ همونطوری که گفتم زمینه برای پدران ما بیشتر بوده و این در حالیه که اونا نسبت به ما معتقدتر هستن . این در حالیه که امروز نه وضع حجاب مثل اون موقع آزاده و نه کاباره ای وجود داره و نه مشروب فروشی !!! دوستان عزیزی که جواب این سوال رو میدونن ، وارد بحث بشن و جواب این حقیر و شاید خیلی های شبیه به بنده رو تشریح کنن .

در پایان این رو هم بگم که بودن حتی دهه 40 و 50 هایی که بدتر از ماها بودن !!!
منتظر نظرات دوستانم هستم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد[/b]

روند تغییرات فرهنگی خیلی کند هست . الان با وجود رسانه خیلی سریع شده

بذری که از اون موقع کاشته شد الان داره جواب میده
[تصویر: farspic_old%20game%20%2893%29.jpg]




.
.
.
.
عاشق این بستنی ها بودم
.
[تصویر: farspic_old%20game%20%2836%29.jpg]
.
[تصویر: farspic_old%20game%20%2838%29.jpg]
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.


شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ


شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
Big Grin
شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !


Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
(۱۳/مرداد/۹۲ ۱۶:۳۶)hessam نوشته است: [ -> ].

.
[تصویر: farspic_old%20game%20%2838%29.jpg]


من و داداشم فقط این بستنی ها رو میخریدم برای بعدش.... خالی که می شد تازه می شد توپ فوتبال ما... جالبیش این بود که پامون هم درد می گرفت ولی بی خیال نبودیم....Blush
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس های مرجع