همیشه وقتی از حجاب حرف میشد،دوستام میگفتن:
اره خود ما دختر چادری دیدیم که ارایش داشت و فلان و ...
یا از کجا معلوم که درونش فلان باشه و از بی حجاب بدتر نباشه
..
.
همه اینا سفسطه است،حالا چرا؟
اول یه چیز بگم تا یادم نرفته،این حرف اقای درست پسند خیلی جالب بود،تا حالا بهش دقت نکرده بودم
مهم نیست اون مرد از نظر فیزیولوژیک مشکل دار میشه یا نه،اصلا به اون مرد خیلی ربط نداره،به من و خدا ربط داره که من بندگی کردم یا نه،در خانه اگه کس است یک حرف بس است.
حالا اون چیزی که میخواستم بگم:
همه ادما هم زیبایی درون دارن و هم بیرون(روحی(حتی اخلاقی) و جسم)
چون زن جلوه جمال الهیه لذا زن واقعا زیباست(اصلا اثبات هم نمیخواد همه میدونن)
حالا همین زن باید هم حجاب درون داشته باشه هم بیرون
اون چادری که چادر داره ولی حیای درونی نداره،خوب حجابش نصفه است
اون دختر خانمی که حجاب بیرونی نداره اما درونی داره،اونم جچابش نصفه است
تو قران هم داریم:جلباب مثلا:حجاب بیرون
با لحن فلان حرف نزن و خرامان خرامان راه نرو و ..حجاب درون(خودمونی ترش میشه ناز و غمزه)
حالا چرا میگم سفسطه است:
معلم میگه دانش اموزی خوب است که ریاضی و ادبیاتش عالی باشه
حالا یه عده جفتش عالی ان که خوبن(اصولا هیچکسم با اینا کار نداره)
یه عده ادبیات عالی دارن ریاضی بد
حالا اینجا یه عده به اون ادبیات عالی خرده میگرن که چون ریاضیه بده
میبینید هیچ ربطی نداره
اونجا هم همینه
دختر چادری که در اخلاق حیا نداره،کمیتش میلنگه
دختر بد حجابی که حیای درونی داره بازم مورد داره
حالا بحث سر اینکه چرا تمرکز روی حجاب کامل هست
یه خانمی که از جایی رد میشه،هزار نفر میبیننش(حجاب بیرونی)
اما نهایت با پنج نفر معاشرت کنه(حجاب درونی)
پس کشته های حجاب بیرونی بیشتر از درونیه
اما عمق فاجعه در درونی بیشتر از بیرونیه

گرفتید چی میگم؟