تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کدام پوشش مناسب تر است ؟؟ **** نظر سنجی اضافه شد ****
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
[تصویر: 6bb3aqg8g3pv7usfg.jpg]



سلام.به نظر من این عکس ی کم مشکل داره.!!

مثلا شماره3و4 خیلی شبیه به هم هستند.

شماره6 و 7 هم همینطور

شماره 8 و 9 هم همینطور.

من فکر میکنم به جای اینکه 10 تا گزینه میدادن 6 تا گزینه انتخابش بهتر بود.


مهم اینه بتونیم چادر رو خوب سرمون کنیم و قسمت جلوی چادرمون همش باز نباشه !Smile

و مهم اینه روسری یا مقنعه رو ی طوری سر کنیم که موهامونم معلوم نباشه.(بدون گیره برای روسری هم میشه مواظب موهامون باشیم.بنده از گیره استفاده نمیکنم ولی موهامم معلوم نیست)


من حجابم اینطوریه.:Smile(بعضی از دوستان پرسیدن که این عکس خودمه یا نه؟در جواب بگم که بنده چون این پوششهای بالا شبیه مدل چادر سر کردن من نبود ی سرچی کردم و این عکس رو از اینترنت گرفتم ،چون به حجاب خودم شبیه بود.)

منبع


اسم این چادرها عبایی .

فرقش اینه که مثل بعضی چادرهای دیگه آستین دار نیست(که تقریبا میشه همون مانتو)


[تصویر: Hejab.jpg]
ممنونم از تمام نظرات عزیزان!

چند مورد مطرح شده که با اجازتون نظر خودم رو میگم!!

درمورد نوع نظرسنجی و اینکه بعضی عکسا خیلی به هم شبیه هستند, من با توجه به شرایط و جزئیات این تصاویر تصورم این بود که خیلی هم به هم شبیه نیستند!

مثلا مورد 3 و 4 و 5 تفاوت هایی با هم دارند, مورد 3 جلوی چادر بسته شدست, مورد 4 از نوع چادرهای طرح دار و نگین دار هستش و مورد 5 هم ظاهرا جلوی چادر بسته نیست و باید خود بانو چادر رو نگه داره!!

مورد 6 و 7 هم با وجود شباهت های زیاد با هم تفاوت دارن, مورد 7 از نوع حجاب همسر اردوغانیه !!!!Big Grin ولی مورد 6 کاربرد بیشتری تو کشور ما داره!

موارد 8 و 9و 10 هم که تفاوتشون واضحه! میمونه گزینه 1 و 2 که برداشت من از تصاویر اینه که مورد 1 رنگ پوشیه با چادر تفاوت داره و بیرون چادر قرار میگیره ولی مورد 2 از اون طرح هاییه که بصورت دکمه ای از بغل بسته میشه!

به هرحال تفاوت ها خیلی جزئیه ولی وجود داره!

برای همین من تعداد گزینه هایی که میتونید بزنید رو آزاد گذاشتم, یعنی میتونید چند مورد رو انتخاب کنید! (شاید یه مقدار دیر گفتم!!!!Blush)

اما یه نظر خیلی شخصی تر درمورد پوشیه و حجاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) دارم, یه حدیث خیلی موثق وجود داره که حضرت درمنزل بودن و پیامبر به همراه سلمان به منزل ایشون میرن! و حالا صحبت هایی مطرح میشه, سلمان میفرمایند وقتی حضرت در رو باز میکنن چهره ایشونو دیدم که از ضعف کاملا زرد شده بودن!!!

نامحرم نامحرمه دیگه, نامحرم درجه 1 و 2 و 3 که نداریم! پس اگه حضرت زهرا(سلام الله علیها) همیشه نقاب به چهره میزدن چرا اینجا اینطور ظاهر شدن؟؟؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم


پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر (1)

پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر (2)




نقاب و روبنده در روایات : (این، بخشی از قسمت دوّم این مقاله هست. منابع هم در مقاله ذکر شده):



1- در روایات هست که حضرت فاطمه سلام الله علیها گاهی که به خانه ی پدر بزرگوارش می رفت ؛ با اینکه خانه شان نزدیک بود برقع (روبنده) بر روی می زد

فتجلبب بجلبابها وتبرقعت ببرقعها وأرادت النبی صلی الله علیه واله.




3- یا در روایت است که حضرت ام کلثوم در هنگام فوت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) روبند بر روی زده بود و خطاب به قبر حضرت رسول میگوید :

وخرجت ام کلثوم وعلیها برقعه وتجرّذیلها متجلله بوداع

بیرون آمد ام کلثوم از خانه در حالی که بر روی او روبنده ای بود و دامن پیراهن عربی را بر خاک کشید وخود را در ردای جللالت وعصمت در آورده بود . (تقریر سه امام معصوم بر این فعل بود)




4 - یا در روایت آمده وقتی که اسرای آل پیغمبر را در مجلس یزید پلید وارد کردند یزید دید دختری وارد شد در حالی که روی خود را به دست خود میپوشانید گفت این زن که روپوش ندارد کیست : گفتند : این سکینه دختر امام حسین(علیه السلام) است گفت: تو سکینه هستی ؟ اشک از چشم مبارکش جاری شد . یزید گفت: چرا گریه میکنی؟ حضرت سکینه فرمودند:

کیف لاتبکی من لیس لها خرقه تستر بها وجهها عن جلسائک

یعنی چطور گریه نکند کسی که جامه ای ندارد که چهره خود را از تو و اهل تو بپوشاند .




5 - کتب محمد بن حسن الصفّار الی أبی محمدالحسن بن علی (علیه السلام):

فی رجل أراد أن یشهد علیء إمراة لیس بها بمحرم هل یجوز له أن یشهد علیها من وراء الستر ویسمع کلامهاإذا شهد عدلان إنّها فلا نه بنت فلان التی تشهدک و هذا کلامها أولا تجوز الشهاده علیها حتی تبرز وتثبتها بعینها فوقع علیه السلام تتنقب و تظهر للشهود:

محمد بن صفار از امام در مورد مردی سوال می کند که این مرد ، می خواهد بر علیه زنی که نامحرم است ، شهادت دهد . آیا این مرد می تواند شهادت بدهد بر علیه آن زن ، از پشت پرده و کلام زن را از پشت پرده بشنود البته زمانی که دو شاهد عادل بگویند این زن فلانی دختر فلانی است که تو داری علیه آن شهادت میدهی و این هم کلام ان زن است یا اینکه جائز نیست ؟ و زن باید اشکار شود و خودش بعینه حرفش را بزند .در اینجا امام فرمود : آن زن ، نقاب بزند و نزد شهود ، ظاهر شود .




6- در باب نقاب زدن در احرام روایاتی داریم که معصومین نقاب زدن در احرام را از زنها نهی کرده اند. مثلا امام صادق میفرمایند:

المحرمة لا تتنقبُ لأنّ إحرام المرأة فی وجهها واحرام الرجل فی رأسه


یعنی: زن محرمه نقاب نمی اندازد زیرا که احرام زن به صورتش است و احرام مرد به سرش این گونه روایات هم میتوانند مؤید نقاب باشند زیرا در بین مسلمانان نقاب انداختن یک امر رایج بوده ، که امام در خصوص احرام ، دستور می دهند که نقاب نیندازند.




7- امام صادق(علیه السلام)میفرمایند:

مرّابوجعفر بإمرأة متنقبه و هی مُحرمة فقال إحرمی وأسفری أرخی ثوبک من فوق رأسک فإنّک إن تنقبت لم یتغیر لونُک فقال له رجل ُ ألی أین تُرخیه؟ قال:تغملّی عینها.

یعنی حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند : امام باقر (علیه السلام) از یک زن نقاب زن محرمه گذشت و به او فرمود :احرام بینداز و رویت را باز کن و لباست را از بالای سرت بیاویز زیرا که اگر نقاب بگیری رنگت تغییر نخواهد کرد مردی عرض کرد تا کجا لباس را بیاویزد؟ امام فرمودند: چشمانش را بپوشد.


(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۷:۴۵)MYNK نوشته است: [ -> ]
اما یه نظر خیلی شخصی تر درمورد پوشیه و حجاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) دارم, یه حدیث خیلی موثق وجود داره که حضرت درمنزل بودن و پیامبر به همراه سلمان به منزل ایشون میرن! و حالا صحبت هایی مطرح میشه, سلمان میفرمایند وقتی حضرت در رو باز میکنن چهره ایشونو دیدم که از ضعف کاملا زرد شده بودن!!!

نامحرم نامحرمه دیگه, نامحرم درجه 1 و 2 و 3 که نداریم! پس اگه حضرت زهرا(سلام الله علیها) همیشه نقاب به چهره میزدن چرا اینجا اینطور ظاهر شدن؟؟؟

برادر یا خواهرم؛

روایت رو اگه ممکنه، اینجا قرار بدید.

درضمن: این ها باهم منافاتی ندارن. حالا یک زمانی هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) پوشیه نداشتن، نمیشه گفت همیشه اینطور بودن.

جمع بین این 7 روایت، نشون میده که پوشیه زدن، از سنت های خاندان اهل بیت علیهم السّلام بوده.
(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۴:۵۹)رضوان نوشته است: [ -> ]چند نفری که دیدم از پوشیه استفاده کردن رو میگم
وقتی نگاه کردم دیدم هم آقایون و هم خانم ها (هم مذهبی ! و هم غیره)تو کل مسیری که اون خانم داشته راه میرفته تا مثلا به یه صندلی برسه و بشینه داشتن با تعجب ایشونو نگاه میکردن
ببینید من خودم باید ببینم که کدوم راه هستش که کمترین جلب توجه رو ایجاد میکنه
(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۵:۱۸)Tishtar نوشته است: [ -> ]همون طوری که شما اشاره کردید استفاده از پوشیه به دلیل جلب توجه به خودی خود درست نیست
اینکه پوشیه باعث جلب توجه منفی میشه، با توجه به این سخن کاملاً رد میشه:
(۱۶/مرداد/۹۲ ۲:۳۰)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]همچنین طبق نظر مبارک ایشان(امام خامنه‌ای) اگر پوشیه در جایی استفاده شود که معمول نیست ، لباس شهرت محسوب نمی شود و استفاده از آن جایز است .


(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۴:۵۹)رضوان نوشته است: [ -> ]وقتی این شیوه جلب توجه رو میبینم خب راستش اصلا حس بدی بهم دست میده...
اما با همون چادر معمولی اصلا این فوکوس و تمرکز و جود نداره
یا حداقل خیلی کمتر وجود داره...
همونطور که فاطمه خانوم هم گفتن امیدواریم بعد از ظهور بشه از پوشش شماره یک استفاده کنیم
بحث سختیش هم اصلا مهم نیست
شاید ماهیت این جلب توجه اصلاً منفی نباشه،
بلکه یک امر به معروف عملی و بسیار روشن باشه.
از یه جا میشه فهمید که آیا جلب توجه با حجاب زیاد اشکال داره یا نه: پناه بر خدا، اگر روزی اومد که خانم چادری قحط شد، و به یه خانم چادری همینطور نگاه میشد(و همین الآن هم بعضی جاها اینطور میشه) نباید چادر پوشید؟

حدود 4 سال پیش همراه با مادر و خواهرم رفته بودیم مرکز کامپیوتری در شمال تهران به نام پایتخت، تا یه لپتاپ بخریم. بعد از خرید، در حالی که کیسه‌ی بزرگ خریدش دست خواهرم بود، توی چند تا مغازه گشتیم برای خریدن کیفش. یادمه توی یکی از مغازه‌ها دو تا خانم بسیار بدحجاب نشسته بودن و با اومدن ما طوری به ایشان نگاه کردند که انگار بسیار تعجب کردن که خانم‌های چادری رو در حال خرید برای کامپیوتر می‌بینن. انگار دارن با خودشون میگن "اینها کجا و کامپیوتر و تکنولوژی کجا"؟
من که معمولاً اگه مسئله‌ی خاصی نباشه کوچکترین نشانی از واکنش نشون نمیدم(و اگه باشه هم واکنش واضح و رسمی نشون میدم) به روی خودم نیاوردم، ولی دیدم بعد ار بیرون اومدن از مغازه، ایشان هم در موردش صحبت کردند، یعنی به نظر خود اونها هم همین اومده بود.

چرا باید صبر کرد تا ظهور، وقتی که اتفاقاً قراره اعمال ما در شرایط بد قبل از ظهور باعث زمینه‌سازی بشه؟
سلام

یه سوال داشتم که شاید به موضوع اصلی تاپیک دقیق ربط نداشته باشه

از اونجایی که نامحرم نامحرمه حالا چه با حجاب باشه چه بیحجاب آیا ما اجازه داریم به صورتش نگاه کنیم؟ چون میگن موقع حرف زدن با نامحرم سرتون را پایین بندازینو ازین حرفا

ضمنا در مورد انتخاب همسر دوستان میگن بهتره صورت پوشیده باشه دیگه هیج مردی طرف مقابلشو نمیبینه که !!! اینجوری میشه مثل قدیما که سر عقد تازه همیگه رو میدیدن
(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۷:۵۷)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]بسم الله الرّحمن الرّحیم




1- در روایات هست که حضرت فاطمه سلام الله علیها گاهی که به خانه ی پدر بزرگوارش می رفت ؛ با اینکه خانه شان نزدیک بود برقع (روبنده) بر روی می زد


6- در باب نقاب زدن در احرام روایاتی داریم که معصومین نقاب زدن در احرام را از زنها نهی کرده اند. مثلا امام صادق میفرمایند:


یعنی: زن محرمه نقاب نمی اندازد زیرا که احرام زن به صورتش است و احرام مرد به سرش این گونه روایات هم میتوانند مؤید نقاب باشند زیرا در بین مسلمانان نقاب انداختن یک امر رایج بوده ، که امام در خصوص احرام ، دستور می دهند که نقاب نیندازند.




یعنی حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند : امام باقر (علیه السلام) از یک زن نقاب زن محرمه گذشت و به او فرمود :احرام بینداز و رویت را باز کن و لباست را از بالای سرت بیاویز زیرا که اگر نقاب بگیری رنگت تغییر نخواهد کرد مردی عرض کرد تا کجا لباس را بیاویزد؟ امام فرمودند: چشمانش را بپوشد.


درضمن: این ها باهم منافاتی ندارن. حالا یک زمانی هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) پوشیه نداشتن، نمیشه گفت همیشه اینطور بودن.

به نظر حقیر همه اینا ینی اینکه میشه از برقع استفاده کرد.اما حتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم گاهی استفاده میکردن.

پس واجب نیست.چون محیط احرام هم یک محیط عمومیه دیگه.

انجام واجبات ، ترک محرمات.

افراط و تفریط همه چیز رو خراب میکنه.

اگر انسان لازم دید ، گاهی استفاده میکنه در غیر این صورت چون واجب نیست،جای بحثی نمیمونه. اینا دیگه سلیقه ایه و به محیط بستگی داره.

خودتون لب کلام رو در جمله آخر گفتید.

درضمن: این ها باهم منافاتی ندارن. حالا یک زمانی هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) پوشیه میذاشتن، نمیشه گفت همیشه اینطور بودن.

اگر ضروری بود حضرت زهرا همیشه برقع میذاشتن.



(۱۷/مرداد/۹۲ ۱۱:۰۰)ilidin نوشته است: [ -> ]سلام

یه سوال داشتم که شاید به موضوع اصلی تاپیک دقیق ربط نداشته باشه

از اونجایی که نامحرم نامحرمه حالا چه با حجاب باشه چه بیحجاب آیا ما اجازه داریم به صورتش نگاه کنیم؟ چون میگن موقع حرف زدن با نامحرم سرتون را پایین بندازینو ازین حرفا

ضمنا در مورد انتخاب همسر دوستان میگن بهتره صورت پوشیده باشه دیگه هیج مردی طرف مقابلشو نمیبینه که !!! اینجوری میشه مثل قدیما که سر عقد تازه همیگه رو میدیدن


اگه واقعا به قصد ازدواج باشه و لذتی در کار نباشه و همه ی مسایل واستون حل شده باشه و مونده باشه ظاهر اون خانوم،،، بیحجاب هم میتونید اون خانوم رو ببینید. البته به فتوای مرجعتون رجوع کنید.

(۱۷/مرداد/۹۲ ۵:۰۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]اینکه پوشیه باعث جلب توجه منفی میشه، با توجه به این سخن کاملاً رد میشه:


شاید ماهیت این جلب توجه اصلاً منفی نباشه،
بلکه یک امر به معروف عملی و بسیار روشن باشه.
از یه جا میشه فهمید که آیا جلب توجه با حجاب زیاد اشکال داره یا نه: پناه بر خدا، اگر روزی اومد که خانم چادری قحط شد، و به یه خانم چادری همینطور نگاه میشد(و همین الآن هم بعضی جاها اینطور میشه) نباید چادر پوشید؟

قضیه چادر فرق میکنه. واقعا غیر از چادر به ندرت میشه با چیز دیگه ای حدود خدا رو رعایت کرد. اکثر مانتو ها جذب هستن و بدن نما.چادر رو هیچ کس هم نپوشه من میپوشم. اما پوشیه ....!

پس اینکه پوشیه باعث جلب توجه منفی میشه ، حداقل با این حرف شما رد نمیشه.

شما برقع رو با چادر مقایسه کردید و بعد به اون نتیجه رسیدید. اصل مقایسه اشکال داره.

اگر برقع با چادر یکی بود حضرت زهرا نسبت به این کار از ما ارجح تر بود...

خواهر من استفاده میکنه. وقتی میریم بیرون مردم چون به چشمای اون دسترسی ندارن چشمای منو درمیارنBig Grin

یکی بهم گفت ببخشید خانوم این خانومه روش این وریه یا اون وری؟

موندم بخندم یا گریه کنم.؟؟؟
خانم ترم کاملأ درست میفرمایند، عکس ها مشکل داره و جای اون مدل چادری که گفتند خالیه،چون منم از این چادرها دارم و خیلی مناسب و زیباست و حالت مانتو هم نداره.
البته جای چادر ساده هم خالیه که قبلأ یکی از دوستان اشاره کردند.(با اینکه خودم استفاده نمیکنم)
[/b]



سلام خانم ترنم!مدل چادر شماره3 هم بدون آستینه و اسمش هم دانشجوییه!


(۱۷/مرداد/۹۲ ۱۱:۵۵)mahpare نوشته است: [ -> ]قضیه چادر فرق میکنه. واقعا غیر از چادر به ندرت میشه با چیز دیگه ای حدود خدا رو رعایت کرد. اکثر مانتو ها جذب هستن و بدن نما.چادر رو هیچ کس هم نپوشه من میپوشم. اما پوشیه ....!

پس اینکه پوشیه باعث جلب توجه منفی میشه ، حداقل با این حرف شما رد نمیشه.

شما برقع رو با چادر مقایسه کردید و بعد به اون نتیجه رسیدید. اصل مقایسه اشکال داره.

اگر برقع با چادر یکی بود حضرت زهرا نسبت به این کار از ما ارجح تر بود...
دقت بفرمایید، بحث بنده این بود که "جلب توجه دلیل نمیشه"،
نه اینکه "پوشیه واجب هست و چادر فقط با پوشیه معنی میده".



(۱۷/مرداد/۹۲ ۱۱:۰۰)ilidin نوشته است: [ -> ]از اونجایی که نامحرم نامحرمه حالا چه با حجاب باشه چه بیحجاب آیا ما اجازه داریم به صورتش نگاه کنیم؟ چون میگن موقع حرف زدن با نامحرم سرتون را پایین بندازینو ازین حرفا
جواب سؤالتون در ادامه‌ی این ارسال بعد از معنای آیه داخل پرانتز آورده شده.

(۱۷/مرداد/۹۲ ۱۱:۰۰)ilidin نوشته است: [ -> ]ضمنا در مورد انتخاب همسر دوستان میگن بهتره صورت پوشیده باشه دیگه هیج مردی طرف مقابلشو نمیبینه که !!! اینجوری میشه مثل قدیما که سر عقد تازه همیگه رو میدیدن
خیر دوست عزیز. فکر نمی‌کنم کسی توی خواستگاری هم پوشیه بزنه! اگر صورت پوشیده نباشه هم جور شدن ملاک‌های دیگه احتمالش کمه، و بنابراین برای اینکه جستجو منطقی باشه، اصولاً جستجوی اولیه براساس ملاک‌های دیگه صورت میگیره تا بعد در زمان خواستگاری(یا حتی قبل از اون) نظر پسر در این مورد مشخص بشه.


(۱۶/مرداد/۹۲ ۱۷:۴۵)MYNK نوشته است: [ -> ]اما یه نظر خیلی شخصی تر درمورد پوشیه و حجاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) دارم, یه حدیث خیلی موثق وجود داره که حضرت درمنزل بودن و پیامبر به همراه سلمان به منزل ایشون میرن! و حالا صحبت هایی مطرح میشه, سلمان میفرمایند وقتی حضرت در رو باز میکنن چهره ایشونو دیدم که از ضعف کاملا زرد شده بودن!!!

نامحرم نامحرمه دیگه, نامحرم درجه 1 و 2 و 3 که نداریم! پس اگه حضرت زهرا(سلام الله علیها) همیشه نقاب به چهره میزدن چرا اینجا اینطور ظاهر شدن؟؟؟
دستوری که خداوند در آیه 31 سوره نور می‌فرماید این هست:
و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را فرو بندند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آنچه نمايان است آشكار نسازند، و بايد روسری‌هاى خود را بر گریبان‌های خويش فرو اندازند و زينت و آرايش خود را آشكار نكنند جز براى شوهرانشان و ...

اول داخل پرانتز بگم که( فکر می‌کنم منظور از "ديدگان خود را فرو بندند" هم در مورد مردان و هم در مورد زنان، شامل نگاه نکردن توی چشم نامحرم هم میشه. یعنی بیشتر مدت باید نگاه پایین انداخته بشه، و گاهی هم که در میان صحبت نگاهی میشه نباید مستقیم چشم بدوزیم(یعنی کانون نگاه روی صورت طرف نباشه). حتی اگر هر دو نفر هم اهل پایین انداختن نگاه باشن ولی گهگاهی بصورت مستقیم نگاه کنن، زیاد پیش خواهدآمد که بطور اتفاقی نگاهشون توی چشم هم بیفته، که اصلاً پسندیده نیست.)

باید ببینیم منظور از "آنچه نمايان است" چی میتونه باشه.

همون صفحه، در تفسیر مجمع البیان، درمورد این بخش از آیه‌ی شریفه نوشته است:

برخى بر آنند كه زينت و زيور، بر دو بخش قابل تقسيم است: زينتهاى آشكار و زينتهاى نهان، زينتهايى كه به طور طبيعى هويداست، پوشاندن آنها لازم نيست و بدون نيّت هوس‏‌آلود می‌توان به آنها نگريست امّا زينتهاى نهانى را بايد پوشاند.
در اين مورد كه زينتهاى آشكار و نهان، در آيه شريفه چيست، ديدگاه‏ها يكسان نيست:
1 - به باور گروهى، منظور از زينتهاى آشكار، لباسهاى رويين و چادر و پوشش ظاهرى زنان، و منظور از زينتهاى نهان، چيزهايى بسان گوشواره و دستبند و خلخال است.
2 - امّا به باور گروهى ديگر، منظور از زيورها و زينتهاى آشكار، انگشتر و خضاب كف دستهاست.
3 - و از ديدگاه پاره‌اى، چهره و كف دستهاست.
در تفسير «على بن ابراهيم» آمده است كه منظور، كف دستها و انگشتان مى‌باشد.

به نظرم، همونطور که از مراجع عظام نقل فرمودند، در صورتی که مفسده داشته باشه، پوشاندنش واجب میشه. یعنی مثلاً وقتی که آرایش شده. در خصوص اینکه آیا حالتی وجود داره که آرایش نشده باشه و هنوز هم مفسده وجود داشته باشه(یعنی مربوط به زیبایی خود خانم بشه) من نمیدونم، و فکر می‌کنم بهتره از مراجع بپرسیم.
سلام[تصویر: 14182725525642978944.gif]
چادر مشکی و حجاب برتر
پرسش:
آیا حدیث معتبری مبنی بر اینکه چادر آن هم رنگ مشکی آن حجاب برتر است موجود است – آیا اگر شخصی حدود لازم حجاب خود راطبق دستورات فقهی بدون استفاده از چادر رعایت کند آیا فرقی با یک خانم چادری دارد
پاسخ:
ما با التفات به قرآن برای شما پاسخی آماده نموده که در ضمن آن به حدیثی در این باره نیز اشاره خواهیم کرد. خداوند در قرآن می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً[۱]
[ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو روسری‏های بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.
در اینکه منظور از شناخته شدن چیست؟ دو نظر در میان مفسران وجود دارد که منافاتی با هم ندارند.
نخست اینکه در آن زمان معمول بوده است که کنیزان بدون پوشیدن سر و گردن از منزل بیرون می‏آمدند، و از آنجا که از نظر اخلاقی وضع خوبی نداشتند گاهی بعضی از جوانان هرزه مزاحم آنها می‏شدند، در اینجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد که حجاب اسلامی را کاملا رعایت کنند تا از کنیزان شناخته شوند و بهانه‏ای برای مزاحمت به دست هرزگان ندهند. بدیهی است مفهوم این سخن آن نیست که اوباش حق داشتند مزاحم کنیزان شوند، بلکه منظور این است که بهانه را از دست افراد فاسد بگیرند. دیگر اینکه هدف این است که زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل‏انگار و بی اعتنا نباشند مثل بعضی از زنان بی بند و بار که در عین داشتن حجاب آن چنان بی‏پروا و لاابالی هستند که غالبا قسمتهایی از بدنهای آنان نمایان است و همین معنی توجه افراد هرزه را به آنها جلب می‏کند.
در اینکه منظور از" جلباب" چیست مفسران و ارباب لغت چند معنی برای آن ذکر کرده‏اند:
۱- ملحفه (چادر) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینه‏ها را می‏پوشاند.
۲- مقنعه و خمار (روسری).
۳- پیراهن گشاد [۲]
گرچه این معانی با هم متفاوتند ولی قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند. اما بیشتر به نظر می‏رسد که منظور پوششی است که از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر است چنان که نویسنده” لسان العرب” روی آن تکیه کرده است.
و منظور از” یدنین” (نزدیک کنند) این است که زنان” جلباب” را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اینکه آن را آزاد بگذارند به طوری که گاه و بیگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبیر ساده خودمان لباس خود را جمع و جور کنند. اما اینکه بعضی خواسته‏اند از این جمله استفاده کنند که صورت را نیز باید پوشانید هیچ دلالتی بر این معنی ندارد و کمتر کسی از مفسران پوشاندن‏ صورت را در مفهوم آیه داخل دانسته است[۳]. در اینکه آیا حکم حجاب صورت و دستها حتی از مچ به پائین را نیز شامل می‏شود یا نه، در میان فقهاء بحث فراوان است، بسیاری عقیده دارند که پوشاندن این دو (وجه و کفین) از حکم حجاب مستثنی است، در حالی که جمعی فتوا به وجوب پوشاندن داده، یا حد اقل احتیاط می‏کنند، البته آن دسته که پوشاندن این دو را واجب نمی‏دانند نیز آن را مقید به صورتی می‏کنند که منشا فساد و انحرافی نگردد، و گر نه واجب است.[۴] به هر حال از این آیه استفاده می‏شود که حکم” حجاب و پوشش” برای آزادی زنان قبل از این زمان نازل شده بود، ولی بعضی روی ساده‏اندیشی درست مراقب آن نبودند آیه فوق تاکید می‏کند که در رعایت آن دقیق باشند.
و از آنجا که نزول این حکم، جمعی از زنان با ایمان را نسبت به گذشته پریشان می‏ساخت، در پایان آیه می‏افزاید:” خداوند همواره غفور و رحیم است”(وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً).
هر گاه از شما تا کنون در این امر کوتاهی شده چون بر اثر جهل و نادانی بوده است خداوند شما را خواهد بخشید، توبه کنید و به سوی او باز گردید، و وظیفه عفت و پوشش را به خوبی انجام دهید.][۵]
با توجه به تفسیر آیه معلوم می شود که هدف از حجاب امنیت زن و معنای آن پوشش است و فرقی نمی کند چادر باشد یا چیز دیگری، همانگونه که در روایت آمده است حد پوشش برای زن همه تن، جز آنچه برکنار شده می باشد[۶]‏ پس هر چیزی که باعث شود بیشتر، میل و رغبت هوسبازان را دفع نماید حجاب برتر به حساب می آید اما در مورد مشکی بودن آن بهتر است با دید روانشناسی به موضوع بنگریم و آن این است که در روان‏شناسی رنگ‏ها می‏خوانیم که رنگ سیاه نمایان‏گر مرز مطلق است.[۷] لذا کسی که رنگ سیاه می‏پوشد، می‏خواهد نشان دهد که مرزی را ایجاد کرده است . اما این که این مرز برای چیست، در موقعیت‏های مختلف ممکن، است متفاوت باشد. گاه لباس سیاه را در ماتم و عزا می‏پوشند، برای آن که نشان دهند بین آن‏ها و عزیزشان فاصله افتاده و مرز زندگی آن‏ها را از هم جداکرده است. اما گاهی هم سیاه می‏پوشند، نه برای عزا و ماتم بلکه برای مشخص کردن مرزها و حریم‏های اجتماعی که حجاب یک خانم مسلمان با چادر سیاه از این دسته است. وقتی که خانمی چادر مشکی به سر می‏کند و با وقار و متانت تمام قدم به عرصه‏ی اجتماع می‏گذارد، با این نحوه‏ی پوشش می‏خواهد نشان دهد که هر کسی حق ندارد به این حریم پاک، مقدس و خصوصی وارد شود. این حریم، حریم حرمت، حیا و احترام است، نه جای هرزگی، آلودگی و هوس بازی، در واقع او با حجاب مشکی و چادر سیاه، بین خود و مردان نامحرم موزه ای عاقلانه ایجاد می‏کند، او با این سیاهی ظاهری اما ریشه دار در درون خود می‏خواهد نگاه تیز و برنده‏ی هرزگی و ابتذال را بشکند و نگذارد در حریم عفاف، پاکی و نجابت او نامحرمی وارد شود و حرمت او را از بین ببرد. لذا چادر مشکی به منزله‏ی حرمت و احترام است. مرز ادب، کرامت، حیا و عفت است. مرز آداب است و نشان می‏دهد که در این محدوده باید حریم را نگه داشت و به صاحب حرم با دیده‏ی احترام و ادب نگریست.
از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه‏ی سیاهی را می‏بیند، دیگر چندان رغبتی به نگاه کردن پیدا نمی‏کند و خود به خود نظر را بر می‏گرداند. نگاه به رنگ‏های روشن چشم را باز و رغبت مشاهده و تمرکز بر دیدن را دو چندان می‏کند، به عبارت دیگر از دیدگاه روان‏شناسی رنگ‏ها، نگاه به رنگ‏های تیره، به ویژه رنگ سیاه که بی رنگی مطلق است، تقریبا تمام رغبت‏ها را از بین می‏برد .
روان شناسان امروز می‏گوید: «سیاه به معنای «نه‏» بوده و نقطه‏ی مقابل «بله‏» یعنی سفید است‏»[۸] با این نگاه باید گفت: آن کس که در مقابل نامحرم، سیاه می‏پوشد، در واقع می‏خواهد به او «نه‏» بگوید و آن کسی که رنگ جذاب می‏پوشد، در واقع خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه‏های هرزه و آلوده قرار می‏دهد و وسیله‏ی آلودگی و انحراف خود و جامعه را فراهم می‏کند .
در روان ‏شناسی رنگ‏ها می‏خوانیم که «سفید به صفحه‏ی خالی می‏ماند که داستان را باید روی آن نوشت، ولی سیاه نقطه پایانی است که در فراسوی آن هیچ چیز وجود ندارد»[۹] بنابراین زنی که در برابر نامحرم و در بیرون از خانه لباس سفید و رنگارنگ می‏پوشد، از ایمنی کمتری برخوردار است، ولی زنی که چادر سیاه می‏پوشد، حداکثر ایمنی را برای خود ایجاد کرده است و نشان می‏دهد که اینجا نقطه‏ی پایان نگاه‏های نامحرمان است و در فراسوی این حجاب، جایی برای نفوذ نگاه‏ها و نیت‏های ناپاک نیست. در جای دیگری در بحث روان‏شناسی رنگ‏ها می‏خوانیم که: «سیاه، نشان‏گر ترک علاقه یا انصراف نهایی بوده … و از تاثیر قوی بر هر رنگی که در همان گروه (درکنار آن) قرار گرفته باشد، برخوردار است و خصلت آن رنگ را مورد تاکید و اهمیت قرار می‏دهد . . »[۱۰]
از این رو کسی که چادر مشکی می‏پوشد، می‏خواهد با رنگ سیاه چادر دائما جلوه و نمای خود را نفی کند و خود را از نگاه‏های دیگران دور نگه دارد. آن کس که چادر مشکی می‏پوشد، رنگ مشکی چادر او نشان گر ترک علاقه یا انصراف نهایی است، یعنی چادر مشکی به نگاه‏های نامحرم می‏گوید هیچ جایگاهی برای نگاه شما در من وجود ندارد. بنابراین باید به روان‏شناسی و جامع نگری زن ایرانی آفرین گفت که برای حفظ حرمت، عفت و پاکی خود و همچنین پاسداری از مرزهای خویش و جامعه‏ی خویش و برای سالم سازی محیط اجتماعی خود، بهترین حجاب، یعنی چادر و مناسب‏ترین رنگ یعنی مشکی را انتخاب کرده است .
زنان و دختران نجیب ایرانی برای حفظ حرمت و احترام خود و برای سالم سازی محیط اجتماعی خویش و برای دور ماندن خود و جامعه از آلودگی‏ها، وقتی که از خانه بیرون می‏آیند، چادر مشکی بر سر می‏کنند و پس از انجام کارهای روزمره و ضروری خود با قلبی آرام و فکری آزاد و سالم وقتی که به خانه بر می‏گردند، یا در محیطی که از نگاه‏های مشکوک و آلوده به دور است قرار می‏گیرند، چادر مشکی را از سر بر می‏دارند و در حدود مرزها و مملکت ‏خویش با پوشیدن بهترین لباس‏ها و با جذاب‏ترین رنگ‏ها، طراوت، زیبایی، گرمی و شادابی خود را برای اهل خانه، برای همسر و همدم و مونس خویش به نمایش می‏گذارند و به محیط خانه صمیمیت، صفا و آرامش می‏بخشند و به شریک زندگی خود و یا به والدین خود با کمال سرافرازی و صداقت اعلام می‏دارند که امانت وجودم را در صیانت صدف محکم چادر مشکی بدون دستبرد نگاه‏های آلوده به خانه برگردانده‏ام و منتظر دریافت نگاه‏های گرم و محبت‏آمیز صاحبان حرم خود هستم.
بنابراین بهترین حجاب زنان در بیرون از خانه و در محیط اجتماع به طور کل در برابر نامحرمان، چادر مشکی است که علم تجربی روان شناسان روز نیز آن را تایید می‏کند. باید صمیمانه از مادران و والدین تشکر و سپاس‏گزاری کنیم که به برکت تقوای الهی و نورانیت تعالیم دین مبین اسلام، این گونه زیبا، به جا و دقیق، چادر مشکی را برای حجاب خود و دختران عفیفشان برگزیده‏اند و در آن زمان که هنوز علم روان‏شناسی به شکل امروزی خود از مادر علم متولد نشده بود، با دیدی کارشناسانه و به عبارت دقیق‏تر با دیدی الهی، روان شناختی و جامعه شناسانه با ما رفتار کرده و رفتار کردن را به ما آموخته‏اند.
در پایان نتیجه ای که از مباحث می توانیم به شما گرامی ارائه نمائیم این است حجاب برتر به حجابی گفته می شود که اولا ساتر باشد یعنی بدن زن را بپوشاند همچون صدفی که در را می پوشاند. ثانیا اندام نما نباشد یعنی با توجه به پوشش، برجستگی ها ی بدن زن را نیز به چشم نیاورد. و تعیین آن به دست عرف می باشد.
[1] .سوره مبارکه احزاب آیه ۵۹
[۲] . لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب، قطر المحیط و تاج العروس.
[۳] . در باره فلسفه حجاب و اهمیت آن و همچنین استثناء وجه و کفین( صورت و دستها تا مچ) در جلد ۱۴ تفسیر نمونه ذیل آیه ۳۰ و ۳۱ سوره نور( صفحه ۴۴۲ به بعد) بحث مشروحی داشته‏ایم.
[۴] . تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۴۴۹
[۵] . تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: ۴۲۷ تا ص: ۴۲۹
[۶] . آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۱۵۳
[۷] . ماکس بوشهر – روان‏شناسی رنگ‏ها – ترجمه ویدا ایزاده .
[۸] . همان
[۹] . همان
[۱۰] . همان

علت های بد حجابی و جلوه گری در میان برخی بانوان
۱- عدم آگاهی

بسیاری از زنانی که در کوچه و خیابان با وضع زننده و لباس نامناسب ظاهر می‌شوند یا در بین اقوام و مهمانیها رعایت محرم و نامحرمی را نمی‌کنند در

اثر نداشتن آگاهی است که اگر اقعاً اطلاع پیدا کنند رعایت می‌کنند.

۲- تقلید های کورکورانه

قرآن دربارة تقلید کورکورانة مردم می‌فرماید: بعد از آنکه فرعون در رود نیل غرق شده و بنی‌اسرائیل از ظلم او نجات یافتند هنگام بازگشت به قومی
بت‌پرست برخورد کردند. دراین هنگام به حضرت موسی(علیه السلام) گفتند: ای موسی، همان طوری که اینها معبود و بتی دارند برای ما هم مانند آنها معبودان و
بتهایی قرار بده!

۳- اظهار وجود
عده‌ای بخاطر عقده‌های روانی و کمبودهای روحی است که دروجودشان احساس می‌کنند. با گمان واهی خود موی سر خودرا بیرون می‌ریزند و با اداء و اطوار و آرایش در خیابان و انظار عمومی ظاهر می‌شوند تا این کمبودهای روانی را جبران کنند. آیا عاقلانه است دختر و زنی که می‌تواند مانند انبیا با تربیت فرزندان صالح، جامعه را اصلاح نماید به صورت عروسک متحرک در کوچه وخیابان خود را تحقیر و بی‌ارزش نماید!
۴- دوستان ناباب
علت بدحجابی بعضی از اشخاص به خاطر داشتن دوستان ناباب می‌باشد. اتز اول دختر و زن خوبی بوده، ولی در اثر بی‌اطلاعی و عدم ایمان قوی تحت تاثیر دوست بدحجابش قرار می‌گیرد. در حالی که دختران مسلمان باید بدانند انسان نباید به هیچ دوست و انسانی اطمینان کامل داشته باشد. در صورتی که دوست انسان گناه می‌کند که بدحجابی یکی از آن گناهان بزرگ است. اگر می‌تواند به او تذکر دهد و اصلاحش گرداند و اگجر نمی‌تواند به حال خودش رهایش کند. لذا
حضرت علی(علیه السلام) فرموده:
«لاتثق بالصدیق قبل الخیره».
پیش از آزمایش و شناخت، به دوستت اعتماد مکن.
نیز فرموده است:
«من ابک نهاک».
دوست تو کسی است که تو را از گناهان و خطاها باز دارد.
«اخوک فی الله م هداک الی الرشاد و نهاک عن الفساد و اعانک علی اصلاح المعاد».
برادر دینی و دوست تو کسی است که تو را به راه راست هدایت نماید و تو را از گناه و فساد دور کند و در انجام امور آخرت و اصلاح آن تو را یاری نماید.
بنابراین والدین محترم مراقب فرزندان عزیز خود باشند که با چه کسانی دوست می‌شوند و همچنین خود با هر کس دوست نشوید و در هر جشن و مهمانی شرکت نکنید.
حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
«لا یامن مجالس الاشرار غوائل البلاء»:
انسان در مجالس ناپاکان و گناهکاران از سختیها و بلاهایی که دراثر گناه فرود می‌آید در امان نیست.
۵- تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی بیگانه و خودباختگی علت دیگری برای ترویج بدحجابی و بی‌بندوباری در جامعه است که از سوی جراید، رادیوها، ماهواره، نوار و فیلم‌های مبتذل از طرف کشورهای بیگانه و دشمنان اسلام ماننند سیل به طرف کشورهای اسلامی در حرکت است و بعضی از زنان و جوانان تحت تاثیر قرار می‌گیرند؛ به گونه‌ای که با دیدن یکی از این برنامهع‌های فاسد آثارش در شکل و قیافه آنها مشاهده می‌شود.
۶- فرهنگ باقیمانده از طاغوت
بعضی از این بدحجابها باقیماندة رژیم طاغوت می‌باشد آنهایی که در هتلها و کاباره‌ها، برنامه رقص و آواز و مفاسد دیگر داشتند و یا دراین گونه برنامه شرکت می‌کردند بطوری که گاهی از اوقات تا نزدیک صبح به لهو و لعب و میگساری مشغول بودند که الحمدالله با عنایت ایزد منان و برکت انقلاب اسلامی آن مفاسد و بی‌بندوباریها برچیده شد. اگرچه در گوشه و کنار افرادی هستند که در حسرت آن روزها به سر می‌برند و با حرفها و اعمالشان آرزوی برگشتنم آن زمان را می‌کنند، امیدواریم که هدایت شوند همانطوری که بسیاری از آنها توبه کردند و انسهای شریف و خدمتگزار اسلام گردیدند.
۷- نفاق عده ای که به دستورات اسلام باور ندارند
بعضی دیگر به خاطر مفسد فی‌الارض بودن پدر، یا برادر و… دل‌خوشی از انقلاب اسلامی ندارند و هر جا که می‌نشینند از نظام اسلامی بدگویی می‌کنند. این گروه و بعضی دیگر اگر از مردم حزب‌الله و شهیدپرور که اکثریت مردم را تشکیل می‌دهند نترسند این روسری کذایی را هم، سر نمی‌کنند. اگرچه در بین این مفسدین فی‌الارض بسیاری از خانواده و اقوامشان هستند که هیچ چیز بیشتر دوست دارند و نمی‌آیند دین و آخرتشان را به خاطر یک فرد خطاکار از دست بدهند.
۸- عدم اطلاع آقایان از بعضی ارزشها مثل حجاب
منشا دیگر بدحجابی زنان، عدم اطلاع و آگاهی مردان اعم از پدر و شوهر و برادر و.. از دین می‌باشد به عبارت دیگر بدحجابی زن نشانه نداشتن تعصب دینی و غیرت مرد است. مگر می‌شود مردی غیرت داشته باشد و زن و دختر و خواهرش بدحجاب بیرون بیایند؟
۹- دوری نکردن از حرام و ضعف ایمان
خوردن لقمه حرام یکی از علت‌های مهم بدحجابی است. کسی که درآمد و کسب زندگیش را با ربا، رشوه، گرانفروشیة کم‌فروشی، غش در معامله، کم‌کاری در اداره و محل کار و مصرف بیجا از بیت‌المال… مخلوط می‌کند و آم را به خود زن و فرزندش می‌دهد در نتیجه غذای حرام و گناهان سبب می‌شود که دختر و همسر چنین شخصی عروسک متحرک کوچه و بازار شود و پسر او نیز خود را به شکل دختران و غربیها درآورد وخود هم عکس‌العملی نشان ندهد.
در روز عاشورا امام حسین(علیه السلام) خطاب به مردم فرمود:
«…غیر مستمع لقولی قد انخزل عطیاتکم من‌الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم».
شما که گوش به سخنان من نمی‌دهید وحرف من در دل شما اثر نمی‌کند، علتش آن هدایای است که از راه حرام به دست شما رسیده و شکمهای شما ار حزام پر شده و به همین خاطر خداوند بزرگ در دلهایتان مهر زده(و سیاه گردانیده است).
آری اگر شکم از راه حرام پر شد حرف سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) هم در او اثر نمی‌کند و این سخن آن حضرت(علیه السلام) هشداری هم به بعضی از افرادی که در جامعه مسئولیت و یا موقعیتی دارند می‌باشد و آن این است که مواظب باشند در هر مهمانی شرکت نکنند و هر هدیه‌ای را قبول نکنند. چون بعضی‌ها برای تملق و حل مشکلاتشان و رسیدن به پست و مقام، این غذاهای چرب و نرم را در جلوی مهمان قرار می‌دهند. و بدانید که اگر شما موقعیتی نداشتی زا بسیاری این مهمانیها و افطاری‌ها و هدایا خبری نبود. اینها در باطن رشوه است اگر چه اسمش مهمانی و افطاری و هدیه برای ارضا خدا باشد، و حتی مناسب است از هدایایی که در مراسم تودیع بعضی از مسئولین می‌دهند اجتناب شود و آن مسئول هم بی‌مهابا خود را به آب و آتش نزند و این چنین دنیا و آخرت خود را خراب نسازد که سیره حضرت علی(علیه السلام) این گونه نبوده است. اگر چه ما نمی‌توانیم مثل آن بزرگوار سلام‌الله علبه باشیم ولی می‌توانیم کمی شبیه آن حضرت(علیه السلام) عمل نماییم.
۱۰- تجملات و تشریفات
توجه به تجملات و تشریفات که منجر به دیر ازدواج کردن دختران می‌شود نیز علت دیگری برای بدحجابی است. دختری که با لباس نامناسب و ادا واطوار، خود را در معرض دید عموم مخصوصاً جوانان قرار می‌دهد در حقیقت به صورت کنایه و غیرمستقیم می‌گوید: من احتیاج به ازدواج دارم و ظاهرم نشان دهنده همین موضوع می‌باشد. ولی باید گفت: دخترجوان، پاکدامنی و حجاب و تقوایت را حفظ کن تا جوانی که مرد زندگی است رغبت کند به خواستگاریت بیاید و با شما ازدواج نماید. زیرا اکثر جوانان در هنگام ازدواج به دنبال دختر عفیف و مؤمن هستند نه دختری که تمام جوانان هرزه او را می‌شناسند.
بعلاوه از تجملات و تشریفات زاید عقد و عروسی بکاهید تا مسئله ازدواج این قدر مشکل نشود.
۱۱- حرص و طمع دنیا و فراموشی معنویت
حرص و طمع علت دیگر بدحجابیها است. کسی که از صبح زود تا پایان شب فقط به فکر ثروت‌اندوزی و تجملات زندگی است، و تمام تلاش خویش را صرف آن کرده تا بهترین منزل و زیباترین ماشین و جدیدترین وسایل منزل را داشته باشد. بطوری که گاهی تا چند روز فرصت دیدن بچه‌هایش و سخن گفتن با آنها را ندارد. و زندگی را فقط در رسیدگی به خوراک و پوشاک فرزندانش می‌داند. چنین اشخاصی دیگر شیطان به آنها اجازه نمی‌دهد به فکر دین و اخلاق و آخرت خود و خانوادشان باشد. برهمین اساس بسیاری از کسانی که از زندگی مرفهی برخوردار هستند از نظر اخلاقی و مذهبی و حجاب زن و دخترشان مشکل دارند. در حالی که اسلام ضمن تاکید روی کار و کوشش از جهت کم و کیف و اخلاص، روی رسیدگی به خانواده و تنربیت فرزندان صالح و با ایمان بسیار سفارش نموده است.
۱۲- مسامحه و بی توجهی بعضی مسئولان
مسامحه و بی‌توجهی بعضی از مسئولان با عاملین به منکر و نیز عمل نکردن اکثر مردم به امر به معروف و نهی ازمنکر یکی دیگر از عوامل شیوع بدحجابی و سایر منکرات در سطح جامعه می‌باشد.
انسان خطاکار را نخست باید با اخلاق اسلامی و راههای صحیح و شرعی نصیحت نمود ولی این طور نیست که همه مردم با موعظه از گناه کردن دوری کنند.اگر چنین بود حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت علی(علیه السلام) که مظهر رحمت و عطوفت بودند به دستور حضرت حق‌تعالی در بعضی مواقع با شدت با گناهکاران برخورد نمی‌کردند و احکامی مانند حدود و قصاص و دیه و تعزیر را قرار نمی‌دادند. زیرا در جامعه افرادی هستند که به عناوین مختلف سخن حق و عقل و منطق را قبول نمی‌کنند و اگر قانون و ترس از اجرای آن نباشد به هیچ چیزی پایبند نخواهند بود و همه مقدسات و قوانین دین و کشور را به استهزا می‌گیرند. برهمین اساس مسئولین برای صیانت از دین و حفظ ارزشهای الهی و برقراری نظم و امنیت و ضایه نشدن حقوق مردم با چنین افرادی باید برخورد نمایند.
۱۳- عدم ارتباط سازنده با خداوند
نداشتن ایمان درست و نبودن ارتباط واقعی به وسیله نماز و قرآن و دعا با خداوند سبحان، علت تمام گناهان از جمله بدحجابیها است. اگر کسی نمازی خواند که او را به یاد خداوند بزرگ و مرگ و صحنه‌های هولناک عالم قبر و روز قیامت انداخت دیگر گناه نمی‌کند. دیگر به اعضای بدنش که امانتهای حضرت حق تعالی اسیت خیانت نمی‌کند، دیگر خود را ملعبه و بازیچه از خدابیخبران و اراذل قرار نمی‌دهد. چون خود را در محضر پرودگار عالم می‌بیند و نمی‌آید برای هوی و هوس اسیر دام شیطان در این چند سال جوانی بشود و آخرت خود را که جای همیشگی است از دست بدهد هیچ انسان عاقلی چنین کاری نمی‌کند.
۱۴ـ کسب موقعیت
انسان موقعیت‌طلب است و همواره می‌خواهد در میان مردم از جایگاهی درخور توجه برخوردار باشد.
چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و کاذب محقق می‌شود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست می‌آید ، اما برخی زنان که فاقد این ارزش‌ها هستند با نمایش زیبایی‌ها و جاذبه‌های طبیعی و ساختگی زنانه خود سعی در جلب توجه دیگران می‌کنند تا به کمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. غافل از آنکه هرگز کسی نمایش زیبایی‌های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمی‌گیرد. بی‌حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی‌کند بلکه از او عروسکی می‌سازد که با رشد و تعالی فاصله‌ها دارد ضمن اینکه موقعیت‌های حاصل از تحرکات جنسی تنها نزد بیماردلانی به وجود می‌آید که خود کمترین ارزشی ندارند.
زن اگر محروم از فضایل و ارزش‌های انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینت‌ها و لباس‌های فاخر تزیین کند ذره‌ای بر ارزش حقیقی او افزوده نخواهد شد چه اینکه هزار من تزیین و زیبایی به یک جو تقوا نمی‌ارزد.
تحصیل موقعیت جز از راه به دست آوردن زیبایی‌های باطنی و فضایل انسانی و کمک پروردگار عالم میسر نیست.
۱۵ـ ضعف ایمان
بی‌حجابی فقر فرهنگ دینی است. فرامین الهی و ازجمله حجاب اسلامی از سوی خدای تعالی به بشر ابلاغ شده است و عمل به آنها جز در پرتوی ایمان به پروردگار عالم که ریشه اصلی عمل است میسر نخواهد بود. بنابراین کسانی که از اعتقاد به خداوند در شک و تردید به سر می‌برند و قلب آنها از ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است در عمل به دستورات الهی تسامح می‌ورزند و تا زمانی که این مشکل اعتقادی برطرف نشود بهبودی حاصل نمی‌شود. چرا که ایمان به خدا مادر ارزش‌ها است.
۱۶ـ دگرآزاری
ریشه خودنمایی و بدحجابی بسیاری از زنان،عقده‌ دگرآزاری است. برانگیختن تمایلات دیگری همراه با محروم کردن او یک بیماری دگر‌آزاری است. نظیر اینکه شخصی غذایی را به انسان گرسنه‌ای ارایه دهد و تمایل او را به آن غذا برانگیزد و از آن محرومش کند. دگرآزاری جنسی نیز به این است که زنی خود را بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد تا تمایلات او برانگیخته شود و بدون پاسخ بماند. اگرچه این حرکت، مردان جامعه را عقده‌مند می‌کند اما زنان بیمار از حرکت خود لذت می‌برند. باید به چنین زنانی گفت آزار دادن مردان جز اینکه گناهی بر گناه خودنمایی آنها می‌افزاید اثر دیگری ندارد، ضمن اینکه آزار دیگران با هیچ منطق و وجدانی سازگار نیست. چه اینکه تبدیل مردان و جوانان سالم جامعه به انسان‌های عقده‌ای که با شرافت یک زن سازگاری ندارد.
تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کرده‌اند.
۱۷ـ غربزدگی
تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کرده‌اند. خمیرمایه اصلی این تقلید را جهل و هوس تشکیل می‌دهد. ترسیم گوشه‌ای از آنچه بر زن غربی می‌گذرد، می‌تواند پرده تاریک جهل فریب‌خوردگان جوامع غربی را پاره کند تا به خود آیند.
غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی خود زندگی زن را به طور کلی متحول کرد و بی‌رحمانه او را از ارزش‌های خود تهی گردانید و اسرار و زیبایی‌های او را در معرض نمایش همگان قرار داد. غرب در برابر گرفتن حجاب زن چیزی به او نداده است بلکه به دنبال آن ارزش‌های دیگر او را ربوده است به گونه‌ای که زن غربی فقیرترین زن عالم است و این به خاطر سادگی و فریب‌خوردگی تاریخی عهد رنسانس است. اگر زن غربی همانند زن ایرانی مقاومت می‌کرد و با اتکا بر دین به مبارزه با افزون‌طلبی‌های مردان می‌پرداخت به پیروزی می‌رسید اما تسلیم شد و بزرگ‌ترین ضربه‌های تاریخی را که به واژگونی او منتهی شد دریافت کرد. ضربه‌هایی که بر زن غربی وارد شد کفاره سرپیچی او از حجاب و عفافی است که خداوند در همه ادیان برای زن واجب فرموده است.
۱۸ـ زیبایی‌طلبی
برخی دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به اینکه حجاب دینی زیبایی‌های آنها را پوشش می‌دهد سعی در ناقص کردن حجاب خود دارند. به همین منظور بخشی از موهای سر و گردن خود را به نمایش می‌گذارند و …..و غافلند که سادگی زن، خود نوعی زیبایی ارزشی را به همراه دارد .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: صیانه المراه انعم الحالها و ادوم لجمالها (غررالحکم)
پوشیدگی برای زن سودمندتر و زیبایی او را پایدارتر می‌سازد.
جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌کنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.
۱۹ـ ازدواج
عده‌ای از دختران، خودنمایی و سپس ارتباط با نامحرم را پلی برای رسیدن به ازدواج می‌پندارند. آنها گمان برده‌اند که اظهار زیبایی‌ها می‌تواند جوانان را به آنها راغب کند . غافل از اینکه جوانان با همه خوشرویی‌هایی که با دختران دارند به ازدواج با آنها تن نخواهند داد. بی‌تقواترین مرد جامعه برای ازدواج خود به دنبال عفیف‌ترین دختر می‌رود. همه جوانان دوست دارند دختری را برای همسری خود گزینش کنند که برای یک مرتبه طرح دوستی و خوشگذرانی با جوان دیگری نداشته است و اسرار و زیبایی‌های جسمانی خود را تابلوی نامحرمان نکرده باشد.
بنابراین بدحجابی و حرکت‌های خلاف عفت چشم‌انداز خوبی برای ازدواج ندارد و اگر ازدواجی به خاطر جاذبه‌های جنسی صورت پذیرد از بنیان محکمی برخوردار نخواهد بود. راه ازدواج در رعایت تقوا و درخواست از خداوند و توسل به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت او است.
منبع : ذی طوی
(۱۸/مرداد/۹۲ ۱۸:۳۰)منجی نوشته است: [ -> ]یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً[۱]
[ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو روسری‏های بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.
درستش اینه که: تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
یعنی مردان ناپاکی که پیرو نفس هستن بفهمن که اینها مؤمن هستن و اهل زشت‌کاری نیستن و بنابراین از اینکه بتونن سوءاستفاده کنن ناامید بشن، و همچنین بدونن که چنین کاری عکس‌العمل شدیدی از ناحیه‌ی مؤمنین در پی خواهدداشت.

البته من هنوز همه‌‌ی متن رو نخوندم.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع