تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حریم روابط در خارج از منزل
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
خب به نظرتون بهتر نیست ابتدا فلسفه ی حجاب رو به طور کامل توضیح بدید؟!Smile
من توی تالار گشتم اما تایپیک مرتبط و کاملی پیدا نکردم(اگه هست ممنون میشم لینک بدید)
من که تا الان هر جایی که خوندم فلسفه ی حجاب = جلوگیری از شهوترانی و کنترل غرایز جنسی.

ممنون میشم راهنمایی بفرماییدRose
کتاب مساله ی حجاب اثر استاد مطهری رو مطالعه کنید
نقل قول: کتاب فسلفه ی حجاب اثر استاد مطهری رو مطالعه کنید

تاکید میشه ! واقعا بهتون دید کاملی میده .Wink
من ترجیح میدم ابتدا مطالعاتم رو کامل کنم... .
انشاءالله به زودی یه تایپیکی در این مورد خواهم زد.
ممنون از همه ی دوستانی که نظر دادن،متشکر!HeartAngel
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت برادر گرامی اقای Tishtar
من یبار توافقاتمون رو مرور میکنم
یه سری مسائل عادی نمیشه اما استانه توجه و تحریک با کم و زیاد کردن محدوده حجاب میتونه فرق کنهبرای خدا جامعه ،خانواده و فرد در جامعه مهمهچون جامعه بستر رشده لذا نسل بعدی(بچه ها ) نقش کلیدی دارن لذا تربیت کودک از اهم موارد است.
طفل در خانواده سالم میتونه بهترین رشد رو داشته باشه.
خانواده ای سالمه که زن و مرد به وظیف شون اهمیت بدن،عاطفه در زندگی زوجین و استحکامش مهمه.
چه جوری عاطفه بین زن و شوهر کمرنگ میشه؟زمانی که مصادیق فحشا بین اونا صورت بگیره که حتی اگه یکی هم سالم باشه و دیگری الوده باز هم بخاطر بدبینی میتونه این روابط متزلزل شه.

(۱۷/بهمن/۹۲ ۲۱:۲۵)Tishtar نوشته است: [ -> ]بله،درسته که فحشا یک مسئله ی عرفیه،اما بعضی چیزها توی تمامی عرف ها از مصادیق فحشا محسوب میشن،منظور من هم همین چیزهابودند،این ها دقیقا چیزهایی هستند که اگه یک جامعه به سمتشون بره میتونه باعث سست شدن خانواده بشه.
مثل افزایش ارتباطات نامشروع یا مثلا گسترش سریع فیلم های پورنو(که الان توی جامعه آمریکا مشاهده میشه)
اگه هر مرد و زنی به مصادیق فحشا گرایش داشته باشه باعث بدبینی همسرش میشه،این بدبینی میتونه پایه و اساس سست شدن خانواده بشه...البته از نظر من!
ضمن این که ممکنه کار از بدبینی هم فراتر بره... .

من چندتا از مصادیق فحشا و کمرنگ شدن عاطفه رو گسترش میدم ،کلا با هر جای متن مشکل داشتین بگین که راجع بش بحث کنیم.(البته یه نکته بگم،من اعتقادی ندارم به اینکه مسائل مالی و اخلاق و ... میتونه باعث مشکل شه،فقط زمانی همه چیز میتونه مشکل ایجاد کنه که زن و مرد علاقه کافی نداشته باشن اگه هر کدوم از زوجین واقعا عاشق باشه،میتونه زندگی رو نجات بده.
مصادیقی در مورد کمرنگ شدن عواطف،خلل در تربیت کودک،فحشا:
1- خیانت زن به مرد،خیانت مرد به زن
2-بدبینی و شوء ظن
3- سرد شدن رابطه جنسی بین زوجین
4-کمرنگ شدن علاقه زوجین که اگه اخلاقیات نداشته باشن میتونه بستر خیانت باشه
5-طلاق
6-اعتیاد
7-بی توجهی و سهل انگاری به تربیت کودک
8-وقت نذاشتن برای کودک
9-وقت نذاشتن برای تربیت خود(کسی که بی ادبه نمبتونه بچه با ادب بزرگ کنه)،پس لازمه تربیت خوب،اول خوب بودن است

اینا چیزایی بود که به ذهنم رسیداگه خواستید موردی رو اضافه کنید بفرمایید.از اونجایی که احتمال میدم ممکنه سوره نور رو نخونده باشید مجبورم یه منبر برم چون مهمه و در ادامه بحث باید گریزی بهش بزنیم.ا
ین سوره ،سوره عجیبیه و در قران به این صراحت نداریم که ما قران را نازل کردیم و احکامش رو واجب،کل سوره در مورد عفت اجتماعیه


1-زن و مرد زناکار باید حد زده بشن،ترحم هم جایز نیست.زانی با زانی ازدواج کنه و طیب با طیب(این میره تو مقوله خیانت و پاکی قبل از ازدواج،اینم داشته باشید اگه دو نفر زنا کنند و علنی نشه که قبحش در جامعه بریزه حد نداره،یعنی سلامت جامعه اولی است.)خدا توبه پذیر هم هست اما بخاطر اسیبی که به جامعه زدن باید حد بخورن.




2-کسی به زنی تهمت زد و شاهد نداشت،پدرشو در بیارید از این غلطا نکنه.(معمولا برعکسش رخ نمیده،چون مرد بیمار دل در جامعه داریم)،اگه شوهرش باشه،جفتشون قسم بخورن اگه کوتاه نیومدن،عقد باطله(چون اون زندگی دیگه زندگی نیست)




3-ایه 15یه خبری بهتون رسید(به زن پیامبر تهمت زدن) فکر کردید دهن به دهن نقل کردش کار کوچیکیه،اما پیش ما بزرگ بود.به مومنان حسن ظن داشته باشید،اونایی که میخوان زشتکاری در حق مومنان شایع شود عذابی بس عظیم دارن.(ایجاد بستر تهمت،بدبینی و قبح شکنی گناه(زنا)) مورد شماره دو که بدبینی بود




4- اینجا به یه جای جالب میرسیم ،میگه مومنین بدون اجازه وارد خانه کسی نشن و اگه اجازه ای نبود برن(داریم وارد حریم ها میشیم،اینو میذارم حریم شمار 1)




5-عذب ها رو هم زن بدید و شوهر(کاهش بستر فساد،نمیگم مجردی فساد میاره اما دامنه حرکت شیطان رو بازتر میکنه)


6-تا میرسیم به ایه 38 الله نور السموات و الارض که معروفهمیگه خدا نوره،این نور به هر کسی بتابه هدایت میشه و در ایه های بعدی میبینیم یه خونه هایی هستن که توش نور میره یعنی ایه 36 در خانه هایی نور هست که هر بامداد و شامگاه ذکر خدا در آن است و کسب و کار باعث نمیشه رجالشون از یاد خدا و زکات و ... غافل شن،خدا هم بی حساب بهشون روزی میده(ایه ای بس عجیب)

امیدوارم تا اینجا خسته نشده باشید،تمام تلاشم رو میکنم که خلاصه بگم.پس تا اینجا فهمیدیم دو مدل بیت داریم،بیتی که در آن نور خدا هست و بیتی که نور نیست و اگه نور نباشه ظلماتهبعدا ببینیم چه بچه هایی از توش در میان




7-ایات 47 تا 57میاد نفاق بین مسلمین رو میگه،میگه اینایی که دور پیامبرن دو دسته اند،یه عده میگن سمعنا و اطعنا که این همانا رستگارانن و عده دیگه که تا وقتی نفع و سودشون با پیامبر هم جهت بود هستن اگه نبود غیب شون میزنه که در دلشون مرض دارن و ظالم به خود و دیگرانن.




8-ایه 56 :مورد رحمت خدا قرار میگیرید اگه:نماز بخونید(فردی و اجتماعی)- زکات بدید(اجتماعی)- از رسول اطاعت کنید(فوق اجتماعی)حالا این منافق ها این کارا رو انجام نمیدن،حالا اطاعت از رسولش چیه؟یه مصداقش جهاده




9-حریم شماره 2افراد نابالغ (طفل) با اون شرابط خاص اجازه بگیرند تا به پدر و مادر وارد شن(اموزش احترام به حریم میذارم شماره 2)


10-بالغ ها همیشه اجازه بگیرن
مقاومت کنید برادر،یکم دیگه مونده




11-حریم شماره 3همون دو دسته ادم که گفتیم در محضر پیامبر دو رفتار نشون میدن،یه عده از پیامبر برای مرخص شدن اذن می طلبن که خدا اجازه بده و براشون طلب مغفرت کنند ،دسته دوم بی اذن میرن و میان،اون موقع که پیامبر ازشون کمک میخواد برای یاری دین نیستن.


[b]در این سوره انگار خداوند از دو دوربین جامعه رو به ما نشون میده، یه جاهایی کلوز اپ داریم که زوم شده در مسائل خانوادگی و دوباره دوربین میره عقب و جامعه دیده میشه

خانواده به عنوان جزء کوچک جامعه ، اگر درست ساخته و پرداخته شه، از جمیع خانواده های توحیدی ما جامعه توحیدی خواهیم داشت.

حالا اون طفل در خانه اذن رو یاد میگیره تحت ولایت پدر و مادر،لذا وقتی وارد جامعه هم شد اذن ولی خدا براش موضوعیت پیدا میکنه.کسی که نتونه تحت ولایت والدینش باشه از اون ور هم نبی رو نمیتونه تحمل کنه.

[/b]

حالا نگیم پدر و مادر معصوم نیستن اما پیامبر معصومه و ما از اون تبعیت میکنیم،مورد داشتیم پیامبر و مردم رفتن جنگ(سوره حدید) بعد ... و اخرش پیامبر گفته همه درختان رو(جای پر درختی هم بوده) از ریشه در بیاریدخیلی باختن و به پیامبر گفتن چرا؟ یا اسلامی که شاخه درخت بشکنی گناه میکنی حالا پیامبر گفته درخت رو از ریشه دربیارید؟ما هنوز خیلی مونده دلایل یه سری چیزا رو بفهمیمنتیجه کلی:این همه صغری کبری چیدم که بگم چرا نربیت کودک اینقدر مهمه.پس هر چیزی که این مورد رو متزلزل کنه از نظر عقلی و نقلی مردودهچون این پست خیلی طولانی شد اگه موردی هست بفرمایید،ان شاء الله در پست های اینده میریم سر اصل مطلب و سوالات
سلام بر شما اقای Tishtar گرامی

اینکه چیزی نگفتین من حمل بر این میذارم که شما با پست فوق مشکلی نداشتین
و از دوستان ممنونم که پست طولانی رو خوندن

خوب حالا چندتا سوال دارم،لطفا سعی کنید تو ذهنتون مجسم کنید بعد جواب بدید که به واقعیت نزدیکتر باشه
همه این داستان ها واقعی هستند


1-یه خانوم خانه داری هست که دو تا بچه داره که بچه ها و مدیریت مسائل خونه 70 درصد وقتش رو میگیره،به خودش هم به اندازه مکفی میرسه(تعادل)، همسر این اقا وقتی از سر کار میاد در خیابون خانمایی رو میبینه با ارایش های رنگارنگ،یکی موی شرابی،یکی بلوند،یکی مشکی با کفش های فلان و ....

خوب اون اقا اون زیبایی ها رو دیده ،به من بگید اگه از همسرش بخواد که موهاشو فلان رنگ کنه یا فلان چیز رو بپوشه توقع بی جاییه یا نه؟
سوال دوم ،اون خانم در جریانه که وضع بیرون جامعه اش چه جوریه،اگه بخواد همسرش رو نگه داره و با بانوان در خیابان رقابت کنه،چیکار باید کنه؟

2-یه خانمی هست با یک بچه 2 ساله،تا ساعت 5 سر کاره چون مستاجر هستند و به درامد خانوم احتیاج هست،یعنی واقعا مجبوره کار کنه،خانوم دانشجو هم هست چون با مدرک بالاتر حقوق بیشتری هم دریافت میکنه و کلا اون 30 درصدی هم که اون خانم قبلیه واسه خودش داشت نداره،حتی از اون 70 درصد هم زده
وقتی از سر کار میاد،تهیه شام ،بجه،خواب و روزی جدید
این خانوم چه جوری میتونه با حوری های خیابون رقابت کنه؟
اگه مرد این توقع رو داشته باشه که من که از زندگی شانس نیوردم و همش قسط و قرض و ... همسرمم که خوب ادم فداکاریه اما .... چه اشکالی داره ادم دوست د داشته باشه
از نظر شما اشکالی داره؟

3- یه اقا پسریه که وضع مالی خوبی نداره تا ازدواج کنه شاگرد کسیه که با یه وانت که توش خرت و پرت میریزن،میان بین خیابونا و تنها مشترهاشم زنهای خونه دار هستند
خانما چون زودی باید بپرن کوچه تا وانتی نره،دیگه حجاب کامل نمیکنن،طرف تاپ تنشه،بدون روسری یه چادر میندازه سرش
موقع خرید هم که هیچی دیگه و .....

اون اقا پسر اگه حسرت زن داشتن رو بخوره،اگه دلش بشکنه یا حتی به گناه بیفته مقصر اصلی کیه؟برای رفع این مشکل باید چیکار کنه؟


4-نظرتون در مورد این دو دسته خانم چیه؟
1-خانمی که خانه داره،کلی میره جلسات قران و نشست های مذهبی و اتفاقا اونجا هم ادم فعال و کلیدیه،اما از نظر ظاهر کمتر به خودش میرسه و خیلی اوقات بچه هاش بهش نیاز داشتن اما اون کار داشته(توجه به نیاز های باطنی همراه خودخواهی)

2-خانمی که هر ماه موهاشو رنگ میکنه تا شوهرش دوستش داشته باشه،ناخن هاشو کاشته،هر هفته ارایشگاهه که رو ناخنش طرح بکشن،همش تو پاساژ فکر اخرین مدل و مد و ... ایناس،ایشونم وقت ندارن به بچه و کارهای خونه رسیدگی کنند ،با اینکه خانه دار هستن بچه شونم مهد میذارن،جز رسیدن به ظاهر وقتش رو صرف چیز دیگه ای نمیکنه

این مورد اخر رو خیلی تامل کنید،بعد اینکه نظرتون رو گفتید یگید اصلا با توجه به اینکه شما هم به دنیا اعتقاد دارید هم اخرت،یه خانم چه جوری باید این وضع شناور بودن بین ظاهر و باطن رو حفظ کنه،اصلا خوبه کسی اینقدر وقت و پول صرف ظاهرش کنه؟
و نمونه ایده ال تون رو هم مطرح کنید

متاسفانه کلی محدودیت گفتار دارم وگرنه کارمون سریعتر جلو میرفت
(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]1-یه خانوم خانه داری هست که دو تا بچه داره که بچه ها و مدیریت مسائل خونه 70 درصد وقتش رو میگیره،به خودش هم به اندازه مکفی میرسه(تعادل)، همسر این اقا وقتی از سر کار میاد در خیابون خانمایی رو میبینه با ارایش های رنگارنگ،یکی موی شرابی،یکی بلوند،یکی مشکی با کفش های فلان و ....

خوب اون اقا اون زیبایی ها رو دیده ،به من بگید اگه از همسرش بخواد که موهاشو فلان رنگ کنه یا فلان چیز رو بپوشه توقع بی جاییه یا نه؟
[/b]
نه خب،منطقیه... .
نینا: این اتفاق در زندگی دوستم رخ داده و همسرش دوست دختر داره،من دلم میسوزه برای دوستم چون اون داره برای زندگی ایش از جونش مایه میذاره،به هر حال چون در خیابون ارایش و ظاهر فرای تعادل هست،توقعات مرد رو میاره بالا یعنی همون خانومایی که ادعای فمینیستی میکنن و منورالفکری،با پوشش های بدشون زندگی دیگران رو خراب میکنن.زمانی زن داخل منزل میتونه با تعادل شورهشو نگه داره که تو خیابون کمتر از تعادل ملت ارایش کنن.

(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]سوال دوم ،اون خانم در جریانه که وضع بیرون جامعه اش چه جوریه،اگه بخواد همسرش رو نگه داره و با بانوان در خیابان رقابت کنه،چیکار باید کنه؟
این بستگی به شوهرش هم داره،مردی که هدفش هوسرانی باشه زنش هر کاری هم کنه باز هم اون کار خودش رو انجام میده.اما اگه وظیفه ی زن مطرح باشه،اون بخشی که قرمز شده (در اسلام) از مستحبات(نمیدونم،شاید هم واجبات) زنه.
نینا: درسته ،حالا دو چند حالت پیش میاد،مرد چشم چرونه،بیرون حجاب وجود داره،خوب مرد چیزی نمیبینه(مرد مقصره)
مرد چشم چرونه،جامعه بی حجاب(جفتشون مقصرن)- مرد پاکه جامعه نا پاک (زن مقصره)،دیروز رفتم خرید ،تو میوه فروشی یه خانومی اومده بود که یه ساپورت کوتاه پوشیده بود و کنار قوزک پاش یه ستاره،تتو کرده بود.
خوب واقعا اون مردی که چشم پاک باشه زمین رو نگاه کنه اینا تخم شیطان رو همه جا ریختن،واقعا دلم میسوخت واسه پسرای کم سنی که تو میوه فروشی کارگری میکردن،میخوام بگم تو این زمونه مرد باید کور و کر شه که تحریک نشه.
واقعا این با اینکه جلوی گرسنه یه غذای خوشمزه نشون بدی و ندی بخوره چه فرقی میکنه؟
(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]سلام بر شما اقای Tishtar گرامی

اینکه چیزی نگفتین من حمل بر این میذارم که شما با پست فوق مشکلی نداشتین
و از دوستان ممنونم که پست طولانی رو خوندن

خوب حالا چندتا سوال دارم،لطفا سعی کنید تو ذهنتون مجسم کنید بعد جواب بدید که به واقعیت نزدیکتر باشه
همه این داستان ها واقعی هستند


1-یه خانوم خانه داری هست که دو تا بچه داره که بچه ها و مدیریت مسائل خونه 70 درصد وقتش رو میگیره،به خودش هم به اندازه مکفی میرسه(تعادل)، همسر این اقا وقتی از سر کار میاد در خیابون خانمایی رو میبینه با ارایش های رنگارنگ،یکی موی شرابی،یکی بلوند،یکی مشکی با کفش های فلان و ....

خوب اون اقا اون زیبایی ها رو دیده ،به من بگید اگه از همسرش بخواد که موهاشو فلان رنگ کنه یا فلان چیز رو بپوشه توقع بی جاییه یا نه؟
سوال دوم ،اون خانم در جریانه که وضع بیرون جامعه اش چه جوریه،اگه بخواد همسرش رو نگه داره و با بانوان در خیابان رقابت کنه،چیکار باید کنه؟

2-یه خانمی هست با یک بچه 2 ساله،تا ساعت 5 سر کاره چون مستاجر هستند و به درامد خانوم احتیاج هست،یعنی واقعا مجبوره کار کنه،خانوم دانشجو هم هست چون با مدرک بالاتر حقوق بیشتری هم دریافت میکنه و کلا اون 30 درصدی هم که اون خانم قبلیه واسه خودش داشت نداره،حتی از اون 70 درصد هم زده
وقتی از سر کار میاد،تهیه شام ،بجه،خواب و روزی جدید
*این خانوم چه جوری میتونه با حوری های خیابون رقابت کنه؟
*همون بحث تعادل مطرح میشه.باید بین کار بیرون و خانه داری و همسرداری تعادل ایجاد کنه.
نینا: اینم زندگی یکی از اقوام بود،نمیتونه تعادل ایجاد کنه چون به پولش نیاز دارن،اما کمترین کاری که مردم جامعه اش میتونن در کمک بهش بکنن اینه که شوهرشو هوایی نکنن.

(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]اگه مرد این توقع رو داشته باشه که من که از زندگی شانس نیوردم و همش قسط و قرض و ... همسرمم که خوب ادم فداکاریه اما .... چه اشکالی داره ادم دوست د داشته باشه
از نظر شما اشکالی داره؟
بله،این که دلیل نمیشهSmile
منظورم اینه که اینجا اون شوهره راه اشتباهی رو انتخاب میکنه...البته نمیدونم راه درستش چی میتونه باشه...Dodgy


نینا: موضوع اینه ادما اغلب هوای نفسشون رو انتخاب میکنن و توجیه شونم اینه که یبار که بیشتر زندگی نمیکنیم،یبار که بیشتر جوون نیستیم.اینجا اگه زن رو در نظر نگیریم اولین قربانیا کودکان این زندگیا هستن.

(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]اون اقا پسر اگه حسرت زن داشتن رو بخوره،اگه دلش بشکنه یا حتی به گناه بیفته مقصر اصلی کیه؟برای رفع این مشکل باید چیکار کنه؟
یک بخشش که به مسئولین مربوط میشه(امکان ازدواج فراهم نیست یا خیلی سخته)
یک بخشش به خودش مربوط میشه(درسته امکان ازدواج نیست،اما شیطان هم که انسان رو مجبور نمیکنه!)

نینا: اینو منو شمایی میگیم که همه چیمون تامینه،ایمان ادما به یک اندازه نیست،بالاخره این پسر مجبوره بخاطر شغلش با خانوما معاشرت کنه،جز این هم شغل دیگه ای نداره،همین شغلم شوهر صغری خانوم جور کرده،اینجا حرفتون درست نیس،اگه خویشتن داری کنه اذیت میشه،خویشتن داری کنه که شیطون شکست خورده،منتها تمام اذیتها رو به پای اون خانوما میذارن.
چند روز پیش تو خیابون بودیم،یه خانوم مسنی داشت از خیابون رد میشد،یه 206 ایه داشت میزد بهش که خدا رحم کرد،میدونید چرا؟
راننده عین جغد سرشو پیچونده بود داشت یه خانومه رو دید میزده،یاد داستان اون پسره افتادم که زمان پیغمبر داشته کسی رو نگاه میکرده بعد رفته تو دیفال.
خلاصه اگه اون خانوم در تصادف میمرد،در قانون ما راننده مقصر بود در اون دنیا هم رانندده مقصره هم خانومی که حد پوشش رو نمیدونه.

یک بخشش به اون زنها مربوط میشه(که حجاب رو به مکان و زمان محدود کردن و به فکر این بنده خداها نبودن)

(۲۰/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۲)nina نوشته است: [ -> ]4-نظرتون در مورد این دو دسته خانم چیه؟
1-خانمی که خانه داره،کلی میره جلسات قران و نشست های مذهبی و اتفاقا اونجا هم ادم فعال و کلیدیه،اما از نظر ظاهر کمتر به خودش میرسه و خیلی اوقات بچه هاش بهش نیاز داشتن اما اون کار داشته(توجه به نیاز های باطنی همراه خودخواهی)

2-خانمی که هر ماه موهاشو رنگ میکنه تا شوهرش دوستش داشته باشه،ناخن هاشو کاشته،هر هفته ارایشگاهه که رو ناخنش طرح بکشن،همش تو پاساژ فکر اخرین مدل و مد و ... ایناس،ایشونم وقت ندارن به بچه و کارهای خونه رسیدگی کنند ،با اینکه خانه دار هستن بچه شونم مهد میذارن،جز رسیدن به ظاهر وقتش رو صرف چیز دیگه ای نمیکنه
اعتدال!
مثال هاتون دقیقا افراط و تفریط بودن...به نظر من میشه بین این دو تا تعادل برقرار کرد.یعنی ممکنه که یک زن هم به ظاهرش برسه،هم فرزندان خوبی تربیت کنه و هم شوهرداری کنه...اینجا مدیریت زمان هم اهمیت پیدا میکنه!
نینا: درسته
متاسفانه جامعه ما سالهاس که از اعتدال خارج شده
تو این دو گروه کودکان از بین میرن چون تعادلی وجود نداشته.
با عرض سلام خدمت تیشتر خان
بالاخره من وقت کردم بیام اینجا و بقیه بحثمون رو ادامه بدیم
من از اختیارات نظارتم استفاده کردم Big Grin و بخاطر اینکه دوباره نقل قول نشه و قره قاطی،نظرم رو در ارسال خود شما با رنگ صورتی نوشتم.لذا آن را بخوانیدEyeglasses


به هر حال تو این مورد توافق داریم که حجاب(حالا میشه در مورد حدودش بحث کرد) در جامعه ی توحیدی که هدفی بغیر از خوش گذرونی تو دنیا داره مهمه،مهترین موردشم حفظ کیان خانواده و به تبع اون تربیت درست کودک هست و خودتونم موافق بودید که زن باید تعادل بین رسیدن به جسم و روحش (معنویات) رو حفظ کنه تا بتونه همسر داری کنه یا طفلی رو تربیت کنه.

حالا میریم سراغ سوال شما که اگه مردها به بی حجابی عادت کنن مگه چی میشه؟
بدیهی ترین جواب اینه که بعدا اگه لازم بود بیشتر توضیح میدم

یه مرد در حالت طبیعی از صدای همسرش میتونه تحریک شه،از نگاه کردن به همسرش حتی اگه بدون ارایش و .... باشه هم همینطور
در حالیکه وقتی مرد با دیدن تنوع،استانه تحریکش تغییر کنه،همسرش باید کلی ارایش کنه،کلی ادا اطوار دربیاره،هر ماه مو هاشو و قیافه اشو تغییر بده که حالا شوهره یه نگاهی بهش بندازه،موردشو دیدم که میگما!
هم اون مرد از زندگی لذت نمیبره،هم زن کل زندگیش اسیر این ارایشگاه و اون ارایشگاه میشه و کودکان بیچاره هم عین کمبزه خودشون بزرگ میشن.
یعنی دوستی دارم با همین شرایط،واقعا خوشگله،تو خونه همیشه کفش پاشنه 15 سانتی پاشه و ....
خودش میگه خسته شدم!!

یکی از توصیه هایی که به اقایون دارم اینکه که هیچ وقت دوست دختر نداشته باشن،اولا هر گلی یه بویی داره(البته در مورد خانوما صدق میکنه وگرنه همه مردا یه بو میدنBig GrinWink ....... شوخی کردم) بعد این ادم بعد از تعویض چندتا دوست دختر از نفر بعدی،یا همسر اینده اش تمام حسن های اینا رو یکجا میخواد (در مورد برعکسشم صدق میکنه،دوست خودم میگه یه مردی میخوام قدش اندازه فلانی باشه،اخلاق فلانی رو داشته باشه،صدای بهمانی .... 29 ساله اشه هنوزم ازدواج نکرده)
خلاصه اینکه اولین تجربه هر چیز رو با همسرتون داشته باشین یه چیز دیگه است،
کسی که دست هزار نفرو گرفته به قول شما استانه اش تغییر کرده و با دست دادن به نامحرم شاید تحریک نشه اما کسی که با دختری نبوده و اولین بار دست همسرش رو میگیره اون لحظه در بهشت برین هست،یعنی این پوشش و محرم نامحرمی ها،باعث میشه اون لذتی باید تو خونه بچشی تو خیابون نچشی و دوز لذت هم بیشتر خواهد بود.
حالا همون لذت چیه؟
سوخت ماشین زندگی شماست
هر چقدر روابط بین زوجین پر احساس تر و قدرتمند تر و خصوصی تر باشه طول عمر زندگیشون بیشتر میشه
مثل سوخت ماشین.
البته ان قلت های هم هست که اگه لازم شد در بحث های بعدی میارم.
من کتاب شهید مطهری رو خوندم،به همراه چند تا مقاله دیگه پیرامون حجاب...
ولی به صورت کاملا اتفاقی همین چند روز پیش به موردی برخوردم که هر چی رشته بودم رو پنبه کرد!Smile

من به چنین نتیجه ای رسیدم که شما فرمودید :
(۵/خرداد/۹۳ ۱۰:۵۱)یاســین نوشته است: [ -> ]حجاب در جامعه ی توحیدی که هدفی بغیر از خوش گذرونی تو دنیا داره مهمه،مهترین موردشم حفظ کیان خانواده و به تبع اون تربیت درست کودک هست و خودتونم موافق بودید که زن باید تعادل بین رسیدن به جسم و روحش (معنویات) رو حفظ کنه تا بتونه همسر داری کنه یا طفلی رو تربیت کنه.
+ جلوگیری از گسترش فساد در جامعه.

اما...سوالی که برام پیش اومده و دنبال جوابشم اینه : اگه وظیفه ی حجاب حفظ خانواده هاست و فلسفه ی حجاب هم اینه،پس چرا حجاب به کنیزها واجب نیست و حتی گاها مکروهه؟؟!
Huh


سرچ کنید،حجاب کنیز در اسلام مباحث مربوط به این موضوع میاد... .
الان یه سری ها رو خوندم
متاسفانه چیز دقیقی وجود نداشت

اجماعی هم تو نظرات نبود،چند حالت وجود داره


1- یه همچین چیزی وجود نداشته،بعضی اقوال و سندها رو نامعنبر میدونستن
2-یه جایی گفته شد کنیز از کافر حربی بدست میاد که مسلما دینش اسلام نبوده و لزومی نداشته حجاب داشته باشه!!

3-البته یه جایی گفته موقع نماز هم نباید حجاب داشته باشن که اگه کافر بوده که نماز نمیخونه،اگه اسلام اورده در جایه دیگه میگه کسی مسلمان میشد ازاد میکردن!! پس نقل دو حذف میشه.
4-یه جا دیگه میگه بخاطر اینکه از زن ازاد متمایز باشه
5-کنیزا نامرتب بودن و کثیف،کسی بهشون نگاه نمیکرده!!!
.
.
.
کلا تا شرایط دقیق اون زمان رو ندونیم نمیتونیم بگیم چرا این طوری بوده
اول فرض مشخص شه بعد رو حکم بحث کنیم
البته من اطلاع دیگه ای ندارم
چون موارد برده داری در قدیم صنعت محسوب میشده و ائمه کاری میکردن که این موضوع کم کم حل شه در جامعه
چون خودشونم به راحتی بنده ازاد میکردن یا داریم فلان کار رو انجام بدی حکم ازاد کردن بنده رو داره پس کلا در اسلام مخالف برده داری نظر داریم

بعضی چیزایی هم که گفته شده دور از عقله
مثلا میگه فلان امام گفته فلان کنیز رو بزنید تا حجابشو ورداره
اماما احشامشونو نمیزدن حالا بگه کنیزو بزنید

میدونید چی میخوام بگم
اول باید فرض های صحیح اون زمان جمع شه بعد نظر داد
تو همین چند خطی که نوشتم چقدر تناقض وجود داشت.سواد کسی رو میخواد که فقه و تاریخ اسلام بدونه
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع