الآن که من شروع به تایپ کردم پایان نوشته یاسین جانه که میگه کنیز نداریم الآن...
ولی خدا میدونه کی تموم شه...
اون روزایی که این بحث ها شروع شده بود، از سرمای شدید لوله خونه ما ترکیده بود و من چند روزی مهمان مامانم اینا بودم...
لذا نتونستم اون موقع توی این بحث جالب شرکت کنم...
چند تا نکته رو میگم که به هم ربطی نداره ولی به نظرم خوبه که گفته بشه:
1. اول از عکس آقای عبدالرحمن شروع کنم...
من فردای روزی که بچه ام به دنیا اومد، زردی گرفته بود و چون دکترای بیمارستان اجازه ندادن که من بهش حتی آب جوشیده بدم، بچه ام به دلیل خوابیدن زیر دستگاه آب بدنش تموم شده بود و نیم ساعت تموم دکترا و پرستارا برده بودنش توی یه اتاق و داشتن تمام بدنش رو سوراخ سوراخ میکردن که رگشو بگیرن...
صدای گریه بچه ام مثل سوهان روح من بود...
نفسم بالا نمیومد و مثل ابر بهار گریه میکردم...
مامانم هم از گریه من گریه اش گرفته بود و نمیتونست بیاد منو دلداری بده...
شوهرم که رفته بود بیرون با بابام یهو اومدن تو راهرو و من و مامانم رو دیدن...
همسر من منو بغل کرد و بابام هم مامانم رو...
مامانم خیلی زود آروم شد و من هم تا همسرم بهم گفت عیبی نداره، آروم شدم...
حالا با این اوصاف که شما میفرمایید، ما خانوادگی در آتش جهنم خواهیم سوخت که...
البته که من هم موافق ابراز این رفتارها در همه جا نیستم...
اما از کجا میدونین این خانمی که سرش رو گذاشته روی شونه همسرش الآن در شرایطی نبوده که واقعاً به این لحظه احتیاج داشته؟
بغیر از شرایط اضطرار من هم با انجام اینجور کارها در جمع مخالفم...
اما داغ و ناراحتی علی الخصوص بابت فرزند، آدم رو از هر فکری و هر گونه شرایط سنجی ای مبری میکنه...
2. یه بار توی دانشگاه صحبت حجاب شد، یکی از بچه ها بلافاصله یه بلوتوث درآورد و به همه نشون داد که خدا رو شکر من اون موقع رفته بودم شیرکاکائو بخرم، ندیدم...
اما بچه ها تعریف میکردن که عده ای زن و مرد لخت مادر زاد یعنی بدون هیــــــــــــــــــــــــــچ گونه پوششی توی یکی از خیابونای خارج (

) داشتن تظاهرات میکردن...
این دوست من گفت که اگر یک زن مطلقاً بی حجاب تحریک کننده است، باید نشانی از تحریک در آقایون به وجود آمده باشه...
ولی نشده...
من اون روز حرفی برای گفتن نداشتم جز این که بگم از بس که دیدن براشون عادی شده...
و اون هم از این جمله من استفاده کرد و گفت پس باید برای مردها عادی بشه...
اما امروز میدونم ظرف تحمل هر کس با بقیه فرق داره...
خانواده من چه از طرف مادری و چه از طرف پدری بالغ بر 50-60 ساله، حداقل از اون زمان که دوربین اختراع شده، حجاب نداشتن و هیچ طلاقی هم در خانواده ما بجز برادرم اونم امسال ثبت نشده...
اگر دلیلش بیحجابی و بد حجابیه، پس این مورد ها چیه؟
حالا بیاین یه کاری کنیم...
بررسی کنیم ببینیم درصد خطا تو کدوم بیشتره؟
اگه جامعه ای بخواد که زن برای مرداش عادی بشه، خطراتی رو داره که بچه ها بهش اشاره کردن...
علی الخصوص یاسین جان که خیلی خوب توضیح میده...
یعنی شما بگو 10 درصد مردها سردمزاج میشن...
10 درصد تحریک میشن و به این و اون تجاوز میکنن...
10 درصد خانواده ها از هم میپاشه به خاطر خیانت...
و دیگه هیـــــــــــــــچ مشکل دیگه ای هم فرض میکنیم نباشه...
همین جامعه 30 درصد خانواده هاش مشکل دارن که ممکنه مثل سیب گندیده به مرور زمان این آمار بشه 50-60 درصد...
یعنی بازم توی این جامعه هم مثل آمریکا و اروپا و خارجه آدمای سالم هم هستن...
اما جامعه یه درصدیش مریضه...
اما اگه حجاب 100% ای توی یه جامعه ای حاکم بشه و هیچ راه دررویی نباشه که کسی سی دی ببینه و آنجلینا و جنیفر ببینه و حسرت خارج رو بخوره و در واقع کرم از خود هیچ درختی نباشه که بخواد بیحجاب بگرده، این جامعه من میتونم بهت قول شرف بدم مشکل داراش کمتر از 1 درصدن...
یعنی اگه نه کسی باشه که یادش باشه اون قدیما زنا چطوری بودن...
نه کسی فیلم ببینه و در عین حال همه هم حجاب رو رعایت کنن...
تنها آدمهای مشکل دار این جامعه اون هایی هستن که مریض به دنیا اومدن...
این از حجاب کامل و بی حجابی کامل...
حالا مسأله بد حجابی و فقط روسری سر نکردن، میانه این دو حالت قرار میگیره...
یعنی مثلاً در بهترین حالت 10-20 درصد جامعه مریض و بیمار میشن...
تازه شما که ان شاءالله فیزیک خوندین دیگه...
میدونین که g زمین رو از چه فرمولی به دست میارن؟
یه فرمولی هست که میگه هر دو تا جسم به هم گرایش دارن و این عدد هرگز صفر نمیشه...
اگه جسم بزرگ باشه این عدد قابل محاسبه میشه و میشه گرانش زمین که نزدیک 10 ه...
همین فرمول ها در مورد رنگ هم وجود داره...
استاد فیزیک ما میگفت رنگ سیاه بزرگترین میدان مغناطیسی رو در میان رنگ ها داره...
به همین دلیله که چشم و ابرو مشکی ها و یا اونایی که موهای مشکی ای دارن بیشتر بقیه رو جذب خودشون میکنن...
یعنی موهای سر یه میدان مغناطیسی و یه جاذبه ای داره...
میدان همراستا با اون که جذبش بشه، در چشمان جنس مخالفه...
میدان مغناطیسی اون چشم به این مو گره میخوره...
اگه دقت کنین توی تمام ادیان ابراهیمی برای مردها هم مستحبه که موهاشون رو بپوشونن...
یعنی این برنامه برای موهای آقایون و چشم خانم ها هم هست...
اما چون این عدد کوچیک تره، خدا دیده ضرری به اون صورت نمیزنه...
در حالی که اگه جامعه بدون مشکل میخوایم با مشکلات صفر کلوین بهترین کار اینه که هم خانم ها و هم آقایون حجاب داشته باشن....
این ها همه علومیه که انسان با عقل ناقصش کشف کرده...
فکر کن اگه امام زمان بیان چیا رو رو میکنن که شاخ همه مون درمیاد از حکمت اون دستورات...
اما در مورد تغییر سلیقه و تغییر مزاج این یکی از بلاهاییه که بیحجابی و به قول شما فقط سر لخت شدن سر خانواده ها میاره...
یعنی یه مرد باید آستیگمات و نزدیک بین باشه و عینک نزنه، شاید بره بهشت...
یکی از افراد خانواده ما از بس خانمش با دوستای رنگارنگش مهمونی میداد، با یکی از همین دوستا پرید و گندی به خانواده اش زد که بیا و ببین...
خانم خودش هم مذهبی نبود که...
دلش موهای بلوند با پوست سبزه خانمش رو نمیخواست....
دلش موهای بلوند همون خانم رو با همون ادا و اطوار میخواست...
یعنی این تغییر ظاهرها تا یه حدودی سیری میاره، بعدش مثل نوشابه آدم رو بدتر گشنه میکنه...
یکی از دلایلی که من خودم حجاب رو پذیرفتم همین موضوع بود...
موضوع حق الناس بودن حجاب و نه حق الله بودنش...
یعنی ممکنه من بیحجاب فرصت ازدواج و به چشم اومدن 4 تا دختر، حتی زشتاشون رو ازشون بگیرم...
این یعنی فساد همون 4 نفر و الی آخر...
بهترین کار اینه که زن ها زیاد از خونه بیرون نرن و به قول امام علی که به پسرش میگفت:
نه بذار زنت نامحرم ببینه و نه بذار نامحرم زنت رو ببینه...
البته خیلی راه داریم تا اون روز که این میزان ملاقات های نامحرم ها صفر بشه...
اما میشه که به صفر نزدیکش کرد...
بازم بگم...
توضیحات یاسین جان واقعاً خیلی خوب بود...