۲۶/اسفند/۹۴, ۲:۰۳
در مورد استاد شهید مرتضی مطهري قبلا یه بار بحث شده اما مرورش شاید مفید باشه
استاد شهید مرتضی مطهري در کتاب «خدا در زندگی انسان» صفحه ۶۴ مطلبی درباره اینکه چرا در مقطع کنونی چهارشنبه آخر سال را برای این اعمال برگزیده اند، دارند که مرور آن خالی از لطف نیست:
چهارشنبه آخر سال... بسیاری از خانوادهها آتشی روشن میکنند، هیزمی روشن می کنند، بعد آدمهای گنده با یک هیکلهای نمیدانم چنین و چنین از روی آتش میپرند. ای آتش! زردی من از تو سرخی تو از من. این چقدر حماقت است.خب چرا چنین میکنید؟ آقا! این یک سنتی است مال ما. مردم از قدیم پدران ما چنین میکردند. قرآن میگوید اگر هم پدران گذشته تان چنین کاری میکردند شما وقتی می بینید یک کاری احمقانه است ... چرا دومرتبه این سند حماقت را هی سال به سال تجدید میکنید؟ این فقط یک سند حماقت است که هی کوشش میکنید که این سند حماقت را همیشه زنده نگه دارید. ماییم که چنین پدر و مادرهای احمقی داشته ایم.
«اولو کان آباوهم لایعقلون شیئا» سوره بقره170
از طرف دیگر قرآن نمیگوید هرچه که سنت است پس باید درهم کوبید و هرچه که نو است نوگرایی است.
پی نوشت اول: بر خلاف تصور عامه پریدن از روی آتش به معنای احترام به آتش و پرستیدن آن محسوب نمی شود، همانطور که ما از زیر قرآن عبور می کنیم و نه از روی آن! در معابد زرتشتی، آتشکده به گونه ای قرار دارد که افراد در هنگام ورود از زیر آن عبور می کنند نه از روی آن.
پی نوشت دوم: پریدن از روی آتش در وضعیت کنونی، همانطور که استاد شهید مطهری اشاره کرده اند بیانگر حماقت افراد است. حالا بچه ها را شاید بتوان توجیهی کرد اما بزرگتر ها !!!
پی نوشت سوم: وزیر بهداشت در پیج شخصی خود نوشت شنیدن نام چهارشنبه سوری کافی است تا تلخ ترین صحنه های کار حرفه ای، پیش روی یک پزشک مرور شود. و برای یک چشم پزشک تلخ تر چیست که؛ چشمان برخی هموطنان، بویژه جوانان و نوجوانان عزیز، به خاطر لحظه ای غفلت، تا پایان عمر بسته و از دیدن زیبایی های زندگی محروم شده اند. یا دستان گروهی، دیگر قدرت لمس لطافت های بهار را ندارند و انگشتان عده ای با تیغ بی تدبیری قطع شدند.
این بار نه به عنوان یک پزشک، که به عنوان مسئول سلامت مردم سرزمینم از نوجوانان، جوانان و خانواده ها می خواهم لحظه ای به ظاهر پر هیجان اما بواقع غافل کننده را، با اندوهی بی پایان معاوضه نکنند.
پیشینه تاریخی و فرهنگ آیینی و کهن ما سرشار از صحنه های زیبای زندگی است. از شب نشینی های خانوادگی تا محفل های گرم دوستانه و صمیمی برای خلق اوقاتی خاطره انگیز؛ از یادآوری قصه های کلیله و دمنه تا گلستان سعدی و حافظ خوانی بزرگان فامیل.
بر اساس رسمی دیرینه؛ شب چهارشنبه پایان سال، هنگام شادی است. بخاطر بدرقه سال کهنه و پیشواز سال نو. اما شادی میانه ای با خطر ندارد. بیایید امشب را در کنار خانواده و دوستان بدون ایجاد هر نوع ناهنجاری، خطر یا مزاحمت برای دیگران و خودمان جشن بگیریم و شادمان در کنار یکدیگر به استقبال بهار زیبا برویم.
استاد شهید مرتضی مطهري در کتاب «خدا در زندگی انسان» صفحه ۶۴ مطلبی درباره اینکه چرا در مقطع کنونی چهارشنبه آخر سال را برای این اعمال برگزیده اند، دارند که مرور آن خالی از لطف نیست:
چهارشنبه آخر سال... بسیاری از خانوادهها آتشی روشن میکنند، هیزمی روشن می کنند، بعد آدمهای گنده با یک هیکلهای نمیدانم چنین و چنین از روی آتش میپرند. ای آتش! زردی من از تو سرخی تو از من. این چقدر حماقت است.خب چرا چنین میکنید؟ آقا! این یک سنتی است مال ما. مردم از قدیم پدران ما چنین میکردند. قرآن میگوید اگر هم پدران گذشته تان چنین کاری میکردند شما وقتی می بینید یک کاری احمقانه است ... چرا دومرتبه این سند حماقت را هی سال به سال تجدید میکنید؟ این فقط یک سند حماقت است که هی کوشش میکنید که این سند حماقت را همیشه زنده نگه دارید. ماییم که چنین پدر و مادرهای احمقی داشته ایم.
«اولو کان آباوهم لایعقلون شیئا» سوره بقره170
از طرف دیگر قرآن نمیگوید هرچه که سنت است پس باید درهم کوبید و هرچه که نو است نوگرایی است.
پی نوشت اول: بر خلاف تصور عامه پریدن از روی آتش به معنای احترام به آتش و پرستیدن آن محسوب نمی شود، همانطور که ما از زیر قرآن عبور می کنیم و نه از روی آن! در معابد زرتشتی، آتشکده به گونه ای قرار دارد که افراد در هنگام ورود از زیر آن عبور می کنند نه از روی آن.
پی نوشت دوم: پریدن از روی آتش در وضعیت کنونی، همانطور که استاد شهید مطهری اشاره کرده اند بیانگر حماقت افراد است. حالا بچه ها را شاید بتوان توجیهی کرد اما بزرگتر ها !!!
پی نوشت سوم: وزیر بهداشت در پیج شخصی خود نوشت شنیدن نام چهارشنبه سوری کافی است تا تلخ ترین صحنه های کار حرفه ای، پیش روی یک پزشک مرور شود. و برای یک چشم پزشک تلخ تر چیست که؛ چشمان برخی هموطنان، بویژه جوانان و نوجوانان عزیز، به خاطر لحظه ای غفلت، تا پایان عمر بسته و از دیدن زیبایی های زندگی محروم شده اند. یا دستان گروهی، دیگر قدرت لمس لطافت های بهار را ندارند و انگشتان عده ای با تیغ بی تدبیری قطع شدند.
این بار نه به عنوان یک پزشک، که به عنوان مسئول سلامت مردم سرزمینم از نوجوانان، جوانان و خانواده ها می خواهم لحظه ای به ظاهر پر هیجان اما بواقع غافل کننده را، با اندوهی بی پایان معاوضه نکنند.
پیشینه تاریخی و فرهنگ آیینی و کهن ما سرشار از صحنه های زیبای زندگی است. از شب نشینی های خانوادگی تا محفل های گرم دوستانه و صمیمی برای خلق اوقاتی خاطره انگیز؛ از یادآوری قصه های کلیله و دمنه تا گلستان سعدی و حافظ خوانی بزرگان فامیل.
بر اساس رسمی دیرینه؛ شب چهارشنبه پایان سال، هنگام شادی است. بخاطر بدرقه سال کهنه و پیشواز سال نو. اما شادی میانه ای با خطر ندارد. بیایید امشب را در کنار خانواده و دوستان بدون ایجاد هر نوع ناهنجاری، خطر یا مزاحمت برای دیگران و خودمان جشن بگیریم و شادمان در کنار یکدیگر به استقبال بهار زیبا برویم.


چرا ؟

