تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جهان من که بی خدا میشود...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
با سلام یه سوال از شما دارم مرهم خانوم :
قدرت این خدایی که می گید ( به قول شما، من یا شمای نوعی(هر کسی ساخته ذهن خودش یا همون خدای انتزاعی)) تا کی ادامه داره؟
دایره قدرتش تا چه حده؟
حدو مرز داره؟
بعد از مرگ چه اتفاقی واسش می افته؟
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۳:۴۳)Reza2035 نوشته است: [ -> ]نمیدونم چرا هی اصرار دارین که خدا رو به من اثبات کنید ؟ چرا فکر میکنید من میخوام بگم خدایی وجود نداره ؟ Huh
دلیلش اینه که من میگم خدایی وجود نداره... ایشون من و شما رو کلا از هم تفکیک نمیکنه...

(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۳:۴۴)aakbarib نوشته است: [ -> ]با سلام یه سوال از شما دارم مرهم خانوم :
قدرت این خدایی که می گید ( به قول شما، من یا شمای نوعی(هر کسی ساخته ذهن خودش یا همون خدای انتزاعی)) تا کی ادامه داره؟
دایره قدرتش تا چه حده؟
حدو مرز داره؟
بعد از مرگ چه اتفاقی واسش می افته؟
خدایی که من میگم؟؟؟؟
میشه لطفا واضح بگید خدایی که من میگم چیه؟
احتمالا متوجه حرفام نشدید
نقل قول: دلیلش اینه که من میگم خدایی وجود نداره... ایشون من و شما رو کلا از هم تفکیک نمیکنه...

چی بگم والله...
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۳:۴۸)مرهـم نوشته است: [ -> ]دلیلش اینه که من میگم خدایی وجود نداره... ایشون من و شما رو کلا از هم تفکیک نمیکنه...

خدایی که من میگم؟؟؟؟
میشه لطفا واضح بگید خدایی که من میگم چیه؟
احتمالا متوجه حرفام نشدید


بله نظر شما اینه که خدایی وجود نداره و چیزی که ما می پرستیم پرورش یافته ذهن خودمونه
درسته؟
سلام
چند سوال دارم به مرور بیان می کنم
مخاطبم من سرکار مرهم هستند!

آیا کسی بوده است که بتواند حداکثر استفاده رو از این قانون جذب کنه! و استاد تمام بشه در قانون جذب؟
ایشان آیا توانسته است که بر اساس قانون جذب در ذات خودش حیات رو حفظ بکنه و نمیره؟؟
بر اساس قانون جذب این جهان حقیقی چگونه به وجود آمده است؟؟
با تشکر از راهنمایی شما
قانون جذب چیه؟

موضوع خیلی مجهوله برای خیلی ها دوستان
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۳:۴۳)Reza2035 نوشته است: [ -> ]چرا باور عجیب و غریب میسازید؟ من گفتم فاتحه ی این افراد رو بخونید ؟ من میگم راه درست شناخت اینه , خوده من که این حرفها رو میزنم به شناخت قلبی رسیدم ؟ الان حقائق عالم رو درک میکنم ؟ همه ی این حرفهایی که میزنیم در عالم ذهنه , اتفاقا یکی از چیزایی که باعث میشه خدای اسلام به سرنوشت خدای انجیل مبتلا نشه اینه که میگن : اول فکر , بعد ایمان ! بلاخره از یه جایی شروع میشه , منتهی وقتی توی فکر بمونیم فایده نداره ...چون دو مرحله دیگه مونده : عقل و ذکر !

این بحث یقین رو که حتما شنیدین ؟

علم الیقین , عین الیقین , حق الیقین , بردالیقین ؟
اینها رو میشه توی عالم ذهن رقم زد ؟ ذهن تا یه جایی میتونه کمک کنه بعدش باید کارها رو بسپاره دست قلب !

-----------------------------------------------------------------------

نمیدونم چرا هی اصرار دارین که خدا رو به من اثبات کنید ؟ چرا فکر میکنید من میخوام بگم خدایی وجود نداره ؟ Huh

من خدا رو به شما اثبات نخواهم کرد. اما این را بدانید که نه تنها شما بلکه هیچ کس نخواهد توانست رابطه ذهن و قلب را مردود و قطع اعلام کند! خدای یکتا هم چنین چیزی نخواسته و حتی نگفته. این کاریست بس اشتباه که بیایم از دید و از نظر خود همه مردم دنیا را یک جور سنجیده و برای همه تصمیم بگیریم و بگیم همین راهی که من میگم درسته و بس. خب این یک اشتباه بدهی هست که متاسفانه خیلی ها درش گیر کردند. ذهن برای خودش یک سری طبقه بندی هایی داره و قلب هم برای خودش طبقه بندی های خاص خودش رو داره. کسی که فقط به یکی از این طبقه ها دل خوش کند ناقص است! چون ذهن با قلب رابطه داره. ذهن فکر میکنه قلب یقین پیدا میکنه. دقت کنید بین این دو رابطه ای وجود دارد نباید از نظر انداخت! کسی که کافره و مطلقا به کسی باور نداره نمیتونه درک قلبی داشته باشه. شما اول باید بیاید بهش بگید از نظم عالم به یقین قلبی برس. یعنی اینکه نظم در ذهن باعث تفکر شده و سپس به یقین قلبی میرسه. بار ها بهتون گفتم اشتباها خدای یکتا را یخی نخوانید بلکه باید بگید انسان ها مغزشون یخی شده و راه قلب و ذهن قطع شده است! مشکل شما اینه که قلب را قبول دارید ولی میگید همه افرادی که از راه ذهن به خدا رسیده اند باطل هستند. من اون همه گفتم ولی شما حتی یک بار دقیق پست من را کامل و با دقت نخوانده اید. چون تمامی سوال هاش شما رو جواب دادم. گفتم مشکل کسانی که از راه ذهن به خدا رسیده اند نداشتن رابطه قلبی و توکل است. اما نباید ذهن را قطع کرد و گفت این قلب است که کامل هست. چون از طریق ذهن هم میشه به یقین قلبی رسید. شما هیچ وقت نمیتونید به کسی که اصلا به خدا باوری نداره بگید بیا یقین قلبی داشته باش. اول باید بیاید از طریق ذهن بهش قادر یکتا رومعرفی کنید و سپس از راه قلب جلو برید و مومن قلبیش کنید. حضرت محمد بر قلب ها حکومت میکرد. مردم با دیدن حضرت محمد به خدا میرسیدند. چه بسا خیلی مواقع مردم با دیدن چیز یا موردی که به سرچشمه الهی متصل هست از راه قلب مومن به خدا میشن. همچنین بر عکس این حالت هم ممکنه.

متاسفانه ممکنه از جملات من جور دیگه ای برداشت بشه. اما من تو پست های قبلیم کامل توضیح دادم. اینکه در های قفل برای یوسف باز میشدند چه معنی داشت و اکنون زندگی ما چه معانیی دارد. رابطه ذهن و ایمان و قلب و توکل رابطه ای هست کاملا مربوط به یکدیگر و هر گونه جدا سازی بین این چهار تا اشتباهیست محض.
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۰۱)III I III نوشته است: [ -> ]سلام
چند سوال دارم به مرور بیان می کنم
مخاطبم من سرکار مرهم هستند!

آیا کسی بوده است که بتواند حداکثر استفاده رو از این قانون جذب کنه! و استاد تمام بشه در قانون جذب؟
ایشان آیا توانسته است که بر اساس قانون جذب در ذات خودش حیات رو حفظ بکنه و نمیره؟؟
بر اساس قانون جذب این جهان حقیقی چگونه به وجود آمده است؟؟
با تشکر از راهنمایی شما


سلام ..
من به دوستان دیگه هم در پیام خصوصی گفتم . من با برنامه ریزی 50 ساله این تاپیک رو نزدم. از نظر خودم هیچ قطعیتی در مورد نظر هایی که خودم دادم وجود نداره . حتی ممکنه چند دقیقه بعد چیز جدیدی اصلا بکشفم...

من مفهوم حیات رو نمیفههم.

حیات چیه؟
خدای شما هم حیات داره؟
اگر حیات داره از کی؟

چطور در مورد خدا میگیم کسی نیافریدش و هرگز نمیمیره .. اما در مورد خودمون نمیتونیم قبول کنیم ..

به همون شکلی که شما قبول کردید خدای شما از اول ائل بوده و هرگز هم نمیمیره من هم قبول دارم من هم از اول اول بودم و هرگز نمیمیرم...

شاید متحول بشم اما نمیمیرم

(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۰۹)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

خب من یه پل این وسط بزنم شاید دو طرف متوجه منظور هم بشن (البته این یکی از پلهاست و جوابای دیگه ای هم وجود داره- دو طرف هم منظورم آقایون رضا و مهرداد هستش)


مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

یعنی اینکه هر کی دنبال خدا باشه، به خدا می رسه. دنبال خدا بودنم فقط معنیش شناخت نیستش. بلکه عمل کردن در کنار تقواست.
یعنی عمل کردنه با شناخت و معرفته
یعنی باید این معرفته معرفت قلبی بشه و تا قلبم نفوذ کنه و شناخت صرف نباشه
به عبارتی عمل و معرفتم باید مکمل همدگیه باشن و با هم صورت بگیرن
اگه چنین تلاشی رو کردیم و بعد دنبال شناخت خدا و آیات و نشانه ها و عبادات و کلا هرچی که خدا گفته رفتیم، یعنی با تلاش، اونوقت به نتیجه می رسیم و شیفته ی خدا می شیم.
وقتی ما شیفته ی خدا شدیم، مورد توجه خدا قرار می گیریم یعنی خدا هم عاشق ما می شه. در این حالته که شرایط رسیدن به کمالمون و قرین خدا شدنمون فراهم می شه.
و در ادامش که می گه هرکی رو دوست داشته باشم می کشم و خودم خون بهاش می شم
درست مثل امام حسین (علیه السلام)

ازتون خواهش میکنم دو قانون اول پست اول رو رعایت کنید..
وگرنه پست هاتون حذف میشه .


اوردن احادیث و ایات قران ممنونعه .
نقل قول:اما این را بدانید که نه تنها شما بلکه هیچ کس نخواهد توانست رابطه ذهن و قلب را مردود و قطع اعلام کند! خدای یکتا هم چنین چیزی نخواسته و حتی نگفته.

اخه چرا حرف تو دهن من میذاری برادر من ؟ Huh
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]سلام ..

من مفهوم حیات رو نمیفههم.

حیات چیه؟

سلام
حیات رو همون مفهوم بدیهی که همه میدونن
وقتی نباشه طرف رو خاک میکنن!

آیا کسی تونسته این مفهوم از حیات رو که خدمتتون گفته ام تا حالا برای خودش ابدی کنه و نمیره!
همین علائم حیاتی که اگه نباشه طرف رو خاک می کنن آیا بر اساس قانون جذب کسی تا حالا تونسته که برای خودش ابدی داشته باشه و نمیره؟

(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]به همون شکلی که شما قبول کردید خدای شما از اول ائل بوده و هرگز هم نمیمیره من هم قبول دارم من هم از اول اول بودم و هرگز نمیمیرم...
ببین دوست من شما یکسری گذاره ی به ظاهر منطقی در ابتدای مباحث خود آورده اید که استنتاج کنید که این خدایی که شماها مدعی هستید وجود نداره!
ما از شما انتظار ارائه ی گذاره های منطقی داریم!
اینکه می فرماید شما از اول بوده اید و هرگز هم نمی میرید، یعنی چه؟ مفهوم کلام خود را در این مورد بیان تبیین بفرماید!
ضمن این که به نظرم شما در کلامتان نوعی تناقض وجود دارد
شما میگید
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]و هرگز نمیمیرم...
پس در ذهنتان مفهومی رو شناختید به نام مرگ وقتی مفهومی شناخته شود ضدش هم تا حد زیادی شناخته می شودشما می گویید
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]من مفهوم حیات رو نمیفههم.
حیات چیه؟
اگر حیات را ضد مرگ ما تعریف کنیم با توجه به این که وقتی میگید هرگز نمی میرم! مرگ را چه میدانید؟

ضمن اینکه بیان نفرمودید که از دید شما یا نظریه راز که شما بر طبق آن تاپیک و مباحثتون رو ارائه داید این جهان چگونه به وجود آمده
به تک تک این سوالات لطفاً پاسخ بدهید تا بحث بیشتر باز بشود
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع