تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جهان من که بی خدا میشود...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۴۸)Eve نوشته است: [ -> ]یعنی اینکه....ببینید خدایی که هرکدوم ما میپرستیم بهرحال یک شخصیت خاصی داره از نظرمون دیگه؟ مثلا خدای دوست من هر گناهی کنی با مهربونی منتظرته اما خدای من اگر گناه کنم با من قهر میکنه و حس میکنم درهاش بستست به روم....الان بحث اینه که چقدر این خدا نزدیکه به خدای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ؟
بعد مدتها ، یه بحث درخور تالار Smile



این نگااهتون و بررسیش باید جالب باشه ..
ولی این قدر مبتدی هم نه!!!
رراستش منظور من فقط قیاس خداهای انتزاعی نیست..
چرا نمیخوایم باور کنیم خدایی اصلا به اون معنا وجود نداره Sad
من بلد نیستم با کلمات گنده بگم Big Grin اما اگه مبتدی بگم سوتفاهم هم بوجود نمیاد دیگه...
الان شما ادعا میکنید ، الله وجود مجزا از ما نداره؟
اين تاپيك بالاتر از حد و اندازه منه به همين دليل سعي مي كنم فقط خواننده باشم.

فقط يه خواهش كوچولو از دوستان دارم. مطالب رو ساخت يافته تر و قدم به قدم پيش ببريد. اگر براي افرادي مثل من كه تو علوم انساني هم بي سوادند منابع رو معرفي كنيد (منظورم انجيل هر بحث، يا تكست بوكشه)، ممنون ميشم.
بسم الله الرحمن الرحیم

ببخشد وسط مباحثاتتون وارد می شم
من اینو تو پرانتز بگم بعد شما ادامه بدید
ان شاءالله که در آخر به وحدت خداهاتون و در نهایت به وحدت خود و خداتون برسید

================================================

نقل قول:میگم چه دلیلی داره من از خدایی که حواسش به من هست، اینقدر چیزی بخوام...
تنها دعایی که من همیشه میکنم "اللهم عجل لولیک الفرج" هست و "اللهم صل علی محمد و آل محمد"...
خدا میگه صلوات دعای مستجابه...
اگه قبل و بعد از دعا صلوات بفرستین، اون دعای وسطی هم مقبوله. چون خدا دعاها رو نصفه و نیمه مستجاب نمیکنه...
پس جای تلاش من کجاست؟
من تلاش نکرده حضرت زهرا رو به خون گلوی امام حسین (علیه السلام) قسم بدم که رتبه یک کنکور بشم یا به اون دختره یا پسره برسم؟؟؟
یعنی یه ذره فکر نمیکنین خدا الآن دعاهای واجبتری داره واسه اجابت...
هم کیشای ما دارن تو دنیا تیکه تیکه میشن، اونوقت چون یکی به زندگی نرسیده و مشکلاتی توی زندگی داره، باید بگه خدایی اصلاً وجود نداره...

اولا اینکه اگه بدون تلاش خودمون دست به دعا برداریم، قریب به مضمون روایت داریم که انگار خدا رو به تمسخر گرفتیم
پس دعا و عمل و توکل توامان به همدیگه باید باشن :
من یتق الله یجعل له مخرجا (جمله شرطیه : یعنی تا من کاری نکنم گزاره ی دوم عملی نمی شه)


جمله ی صورتی رنگه یه جمله ی 100% غلطه. با این تفکر من خدا رو محدود کردم و باید حواسم باشه که نعوذبالله حواس خدا رو برای انجام کارای مهمتر با خواسته های شخصیم پرت نکنم
چه اشکالی داره من دعا کنم که همکیشام تو دنیا از دست ظالما نجات پیدا کنن بعد درکنارشم دعا کنم که فلان مشکل شخصیم، فلان دعای شخصیم هم برآورده شه؟؟!! در کنارش فرزند صالح بخوام، دعا برای کسب روزی حلال کنم و ...؟؟!!!

نقل قول:میگم چه دلیلی داره من از خدایی که حواسش به من هست، اینقدر چیزی بخوام...

اتفاقا اتفاقا توی معارفمون تاکید بر خواستن ریز به ریز حوائجمونه. دعای کلی هم خوبه ها! اینکه خدا خیر دنیا و آخرت رو بهمون بده و شر دنیا و آخرت رو ازمون دور کنه
ولی تاکید بر اسم آوردن ریز به ریز و جزبه جزئه حوائجه

نمی گم که دعای کلی دعا نیست ولی در بازکردن و ریز به ریز خواستن رمز و رازی هست که توی بیان نکردن و یا کلی گفتن نیستش
نقل قول:بخشید...اون سخنرانی ای که لینک دادید ، لینک کم حجم ترش موجود نیست؟

در ادامه ی بحث:واقعا بحث سر اینه که صفاتی که هر آدمی از خدا شناخته با دیگری فرق میکنه؟
یعنی اینکه....ببینید خدایی که هرکدوم ما میپرستیم بهرحال یک شخصیت خاصی داره از نظرمون دیگه؟ مثلا خدای دوست من هر گناهی کنی با مهربونی منتظرته اما خدای من اگر گناه کنم با من قهر میکنه و حس میکنم درهاش بستست به روم....الان بحث اینه که چقدر این خدا نزدیکه به خدای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ؟
بعد مدتها ، یه بحث درخور تالار

متاسفانه خیر موجود نیست , ولی مطمئن باشین ارزش دانلود رو داره .

-------------------

بحث سر اینه که خدایی که ما بهش باور داریم یک خدای انتزاعی و شخصیه ؟ یا یک خدای حقیقی ؟ اگر واقعا اون حقیقت مطلق رو داریم میپرستیم این چه وضع زندگیمونه ؟ یه نگاه به زندگی ائمه بندازین , یه نگاه به زندگی علمای بزرگی مثه امام خمینی بندازین ...این چیزی که توی ذهن ماست خدا نیست , بت ذهنه !

شما یه خدا رو توی ذهنتون پرورش میدین و میسازین , حالا این خدا ممکنه بر اساس استدلال های فلسفی ساخت شده باشه , بر اساس حرفهای عرفانی , یا بر اساس حرفهایی کلامی ...در هر وصرت شما یه خدا توی ذهنتون دارین و در مقابلش یه انتظاراتی رو تعریف میکنید , مثلا اگر بر مبنای فلان استدلال فلسفی من فلان کار و بکنم خدا حتما جواب منو میده , یا بر اساس فلان حرف عرفانی من کاری کنم خدا به من حتما یه چیزی میده و زمانی که این خدای ذهنی انتظارات شما رو بر اورده نکنه مسلمه که ایمانی براتون باقی نخواهد موند ...غول چراغ جادو نیست که رفتارش رو داریم پیش بینی میکنیم ! اینها حرف من نیست حرف استاد های فلسفه است : سوبژکتویسم آغاز کافر شدنه ! هر کسی همچین خدایی توی ذهنش داره منتظر روزی که نسبت بهش کافر شده باشه ...یه حرف بدون برگشته .

میمونه این وسط خدایی که توی قران خودشو معرفی کرده , خدا که حرف نیست , خدا که مفهوم نیست , خدا که ایدئولوژی نیست توی ذهنمون قرارش بدیم ... خودش میگه قلب مومن جای خداست ! هرکسی خداشو توی ذهنش تعریف کرده ول معطله , نمیخوام بگم فلسفه بده , عرفان بده , کلام بده ! اما خواهشا به یه نکته دقت کنید : ( از همین اول بگم خواهشا برچسب دیدگاه اهل تفکیک رو به من نزنید )

فلسفه برای اولین بار کی وارد جهان اسلام شد ؟ طبق کتاب آموزش فلسفه ایت الله مصباح یزدی ص 29 و به گواهی تاریخ این بحث ها از زمان امام رضا (علیه السلام) وارد جهان اسلام شد از طریق کشور یونان .
عرفان برای اولین بار کی به صورت نظری نوشته شد ؟ توسط ابن عربی ! بعد از دوران ائمه !
کلام کی وارد اسلام شد ؟ از طریق مسیحیان و یهودیان

قبلش مسلمون ها به چه روشی به دین ایمان میاوردن ؟ فلسفه که نبوده , عرفان که نبوده , کلام هم نبوده ...چه چیزی باعث ایمان اینها میشد ؟ همون طور که عرض کردیم ایمان امری قلبیه ! جایگاه خداوند هم در قلب انسانه نه در مغزش ! حالا این قلب چیه؟
قلب تشکیل شده از چهار قسمت : صدر , شغاف , قلب , فواد .

هر کدام از اینها وظایفی رو دارند در روح انسان :
صدر : وظیفه ی حزن و شادی رو به عهده داره
شغاف : وظیفه ی حب و بغض رو به عهده داره اینجا همون قسمتیه که دل سپرده میکنه انسان رو , هر وقت به چیزی تعلق خاطر پیدا میکنید و یا ازش بدتون میاد این قسمت از قلبه که داره فعالیت میکنه
قلب : اگر شغاف شما سر سپرده به حق باشه و از باطل بیزار قلب تون سلیم میشه و طبق روایات این قلب , قلبیه که وقتی به دیدار خدا میره هیچ چیزی مانع بین اون و خدا نیست
فواد : عمیق ترین بخش قلب محسوب میشه و زمانی که قلب تون سلیم باشه میتونه حقائق رو ببینه , این همون بخش از قلبه که توی قران خدا میگه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طریق اون بود که خداوند رو درک میکرد , این بخش از قلب قدرت تشخیص حق از باطل رو داره .


مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾

خدا کجای قلب ماست ؟ این کلیپ رو ببینید :

http://www.aparat.com/v/le5JU
باز هم میگم منو آدم ضد فلسفه ندونید و بحث رو به سمت اینکه من ضد فلسفه هستیم نکشونید , داریم خدا شناسی میکنیم و اصلا با فلسفه و عرفان و کلام و بزرگان این علوم کاری نداریم ...هر کدام از این علوم در جای خود بسیار مفید و به نفع اسلام می باشند .
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۲:۳۰)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاءالله که در آخر به وحدت خداهاتون و در نهایت به وحدت خود و خداتون برسید

هیچ قطعیتی در زمینه این دعاتون وجود نداره... از کجا معلوم .. شاید به چیز دیگری رسیدیم !!!
نقل قول:خدای انتزاعی ما با خدای حقیقی تطبیق پیدا نمیکنه واسه همین وجود نداره
بحث من سر خدای حقیقی نیست. بحث من سر اینه که همین خدای انتزاعی رو تا حد امکان به خدای حقیقی نزدیک کنیم.
منظورم اینه که خدا مال دعا کردن نیس. الآن باب شده که وقتی بگیم خدا بگن دعا. این غلطه. باز هم می گم. اینکه خدا به چی هست یا اینکه رابطه انسان با خداش باید رو چه اصلی باشه تو یکی دو صفحه پاسخ نداره. بلکه توی صد صفحه و بلکتم بیشتر.
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۲:۵۱)bidel نوشته است: [ -> ]بحث من سر خدای حقیقی نیست. بحث من سر اینه که همین خدای انتزاعی رو تا حد امکان به خدای حقیقی نزدیک کنیم.
منظورم اینه که خدا مال دعا کردن نیس. الآن باب شده که وقتی بگیم خدا بگن دعا. این غلطه. باز هم می گم. اینکه خدا به چی هست یا اینکه رابطه انسان با خداش باید رو چه اصلی باشه تو یکی دو صفحه پاسخ نداره. بلکه توی صد صفحه و بلکتم بیشتر.
چرا نمیخواید اصل قضیه رو متوجه بشید ..
شما میگید

.مثلا انگار خدا یه کاخه . ما اومدیم کلبه فرضش کردیم . حالا من سینه سپر کردم دارم میگم نه خدا کاخه کلبه نیست ..



نه برادر من من قبلا این حرف رو میزدم که خدا کاخه ... ای مردم هوشیار باشید ..
ولی الان میگم اصلا کاخی وجود نداره .. ای مردم کاخی وجود نداره .
خدا رو به عنوان چیز (جدا از من که ) بخوام گوشه ایش رو بفهمم وجود نداره
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۲:۳۴)Reza2035 نوشته است: [ -> ]متاسفانه خیر موجود نیست , ولی مطمئن باشین ارزش دانلود رو داره .

-------------------

بحث سر اینه که خدایی که ما بهش باور داریم یک خدای انتزاعی و شخصیه ؟ یا یک خدای حقیقی ؟ اگر واقعا اون حقیقت مطلق رو داریم میپرستیم این چه وضع زندگیمونه ؟ یه نگاه به زندگی ائمه بندازین , یه نگاه به زندگی علمای بزرگی مثه امام خمینی بندازین ...این چیزی که توی ذهن ماست خدا نیست , بت ذهنه !

شما یه خدا رو توی ذهنتون پرورش میدین و میسازین , حالا این خدا ممکنه بر اساس استدلال های فلسفی ساخت شده باشه , بر اساس حرفهای عرفانی , یا بر اساس حرفهایی کلامی ...در هر وصرت شما یه خدا توی ذهنتون دارین و در مقابلش یه انتظاراتی رو تعریف میکنید , مثلا اگر بر مبنای فلان استدلال فلسفی من فلان کار و بکنم خدا حتما جواب منو میده , یا بر اساس فلان حرف عرفانی من کاری کنم خدا به من حتما یه چیزی میده و زمانی که این خدای ذهنی انتظارات شما رو بر اورده نکنه مسلمه که ایمانی براتون باقی نخواهد موند ...غول چراغ جادو نیست که رفتارش رو داریم پیش بینی میکنیم ! اینها حرف من نیست حرف استاد های فلسفه است : سوبژکتویسم آغاز کافر شدنه ! هر کسی همچین خدایی توی ذهنش داره منتظر روزی که نسبت بهش کافر شده باشه ...یه حرف بدون برگشته .

میمونه این وسط خدایی که توی قران خودشو معرفی کرده , خدا که حرف نیست , خدا که مفهوم نیست , خدا که ایدئولوژی نیست توی ذهنمون قرارش بدیم ... خودش میگه قلب مومن جای خداست ! هرکسی خداشو توی ذهنش تعریف کرده ول معطله , نمیخوام بگم فلسفه بده , عرفان بده , کلام بده ! اما خواهشا به یه نکته دقت کنید : ( از همین اول بگم خواهشا برچسب دیدگاه اهل تفکیک رو به من نزنید )

فلسفه برای اولین بار کی وارد جهان اسلام شد ؟ طبق کتاب آموزش فلسفه ایت الله مصباح یزدی ص 29 و به گواهی تاریخ این بحث ها از زمان امام رضا (علیه السلام) وارد جهان اسلام شد از طریق کشور یونان .
عرفان برای اولین بار کی به صورت نظری نوشته شد ؟ توسط ابن عربی ! بعد از دوران ائمه !
کلام کی وارد اسلام شد ؟ از طریق مسیحیان و یهودیان

قبلش مسلمون ها به چه روشی به دین ایمان میاوردن ؟ فلسفه که نبوده , عرفان که نبوده , کلام هم نبوده ...چه چیزی باعث ایمان اینها میشد ؟ همون طور که عرض کردیم ایمان امری قلبیه ! جایگاه خداوند هم در قلب انسانه نه در مغزش ! حالا این قلب چیه؟
قلب تشکیل شده از چهار قسمت : صدر , شغاف , قلب , فواد .

هر کدام از اینها وظایفی رو دارند در روح انسان :
صدر : وظیفه ی حزن و شادی رو به عهده داره
شغاف : وظیفه ی حب و بغض رو به عهده داره اینجا همون قسمتیه که دل سپرده میکنه انسان رو , هر وقت به چیزی تعلق خاطر پیدا میکنید و یا ازش بدتون میاد این قسمت از قلبه که داره فعالیت میکنه
قلب : اگر شغاف شما سر سپرده به حق باشه و از باطل بیزار قلب تون سلیم میشه و طبق روایات این قلب , قلبیه که وقتی به دیدار خدا میره هیچ چیزی مانع بین اون و خدا نیست
فواد : عمیق ترین بخش قلب محسوب میشه و زمانی که قلب تون سلیم باشه میتونه حقائق رو ببینه , این همون بخش از قلبه که توی قران خدا میگه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طریق اون بود که خداوند رو درک میکرد , این بخش از قلب قدرت تشخیص حق از باطل رو داره .


مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿۱۱﴾

خدا کجای قلب ماست ؟ این کلیپ رو ببینید :

http://www.aparat.com/v/le5JU
باز هم میگم منو آدم ضد فلسفه ندونید و بحث رو به سمت اینکه من ضد فلسفه هستیم نکشونید , داریم خدا شناسی میکنیم و اصلا با فلسفه و عرفان و کلام و بزرگان این علوم کاری نداریم ...هر کدام از این علوم در جای خود بسیار مفید و به نفع اسلام می باشند .

با این تفاسیر شما باید کلا فاتحه افرادی که هنوز به درک قلبی نرسیدن رو خوند. و این تصمیم گیری زود و کاملا عجولانه و نا اگاهنه کاملا غلط و از ریشه دارای مشکلات بسیاریست.

حضرت محمد میگه: در آخرالزمان افرادی میان و تعاریف جدیدی از قادر یکتا رو به شما میگن که نه شما و نه پدرانتون تا به حال نشنیده و ندیده اید.

خداوند در قران میگه ای محمد با کافران به بهترین شکل مناظره کن. این یعنی اینکه کافر هیچ چیز رو قبول نداره بعد شما داری میگی درک قلبی داشته باشه؟؟ چه بسا در خیلی از موارد ابتدا از درک ذهنی و سپس به درک قلبی ختم میشه. اما شما چاقو را تا ته فرو میکنید و میگید کسایی که به درک قلبی نرسیده اند به هیچ دردی نمیخورند! این شما نیستد که باید اینو بگید این قادر یکتاست که باید اینو بگه که با توجه به شواهد و مدارک قادر یکتا کلا با نظر شما مخالفه! شبان شب تا صبح قربون خدا میرفت و خدا رو تجسم میکرد ولی موسی نه! شما دارید همه مردم جهان رو به یک سان میبینید. دارید میگید همه باید مثل هم باشند و هر کسی درک قلبی نداشته باشه هیچی نمیفهمه! اما دریغ از این نکته که کسی که کافره هنوز به درک ذهنی هم نرسیده چه برسه به درک قلبی!

خداوند به حضرت محمد میگفت با کافران صحبت کن و مناظره کن تا اونا رو به راه بیاری وقتی مناظره و صحبت فایده نداشت خداوند فرموده بر روی قلب کافرین مهر زده شده. یعنی قلب هاشون بی ادراک شده. و نمیتونن حقیقت رو ببینن. همیشه اینگونه نیست که بگیم درک ذهنی به هیچ دردی نمیخوره! اگه اینجوری بود خداوند چرا قران رو نازل کرد؟ همه میتونست با قلب هاشون به همه چی برسند! چه بسا یک نفر وقتی میبینیه در قران گفته شده خورشید و ماه در مداری در حال گردش هستند ابتدا فکر میکنه و از طریق ذهن به قدرت خداوند پی میبره و سپس به درک قلبی میرسه. شما نباید ذهن رو دور بریزید و بگید فقط با قلب برو جلو. بله درسته باید با قلب خدا رو شناخت اما خیلی ها هنوز تو مرحله اول گیر کردند و اصلا خدا رو باور ندارند چه برسد به درک قلبی.

نباید ذهن رو دور بریزید و به مردم بگید شما هیچی از خدا نمیفهمید. خدا فقط برای شما نیست. خیلی ها به صد ها روش دیگه به ایمان قلبی به خداوند مومن شدند که شما حتی در خواب هم نمیتونید درک کنید. در ضمن این حرف خدای یخی خیلی سنیگن هست و نباید برای همه مردم به کار ببرید. شما نباید همه مردم رو یک جور ببینید. اگر همه مثل هم بودند این همه اختلاف نیز وجود نداشت. یکی میتونه از همون اول با درک قلبی مومن بشه. یکی هم از ذهن شروع میکنه تا به قلب برسه. صد ها هزار مثال هم براش وجود داره که دیگه از حوصله این مطلب خارج میشه.

اگه بحث شما اینه که چرا مردم خدا رو صدا میکنن و جوابی داده نمیشه. این یه بحث دیگه است. اینو بدونید همینکه امروز از خواب بلند شدید و راه رفتید و غذا خوردید از عنایت قادر یکتاست. اون بهتون جواب میده ولی کمتر کسی هست که بتونه این جواب رو ببینه. دلیلش رو هم تو پست های قبلیم به وضوح توضیح دادم.
نقل قول:با این تفاسیر شما باید کلا فاتحه افرادی که هنوز به درک قلبی نرسیدن رو خوند. و این تصمیم گیری زود و کاملا عجولانه و نا اگاهنه کاملا غلط و از ریشه دارای مشکلات بسیاریست

چرا باور عجیب و غریب میسازید؟ من گفتم فاتحه ی این افراد رو بخونید ؟ من میگم راه درست شناخت اینه , خوده من که این حرفها رو میزنم به شناخت قلبی رسیدم ؟ الان حقائق عالم رو درک میکنم ؟ همه ی این حرفهایی که میزنیم در عالم ذهنه , اتفاقا یکی از چیزایی که باعث میشه خدای اسلام به سرنوشت خدای انجیل مبتلا نشه اینه که میگن : اول فکر , بعد ایمان ! بلاخره از یه جایی شروع میشه , منتهی وقتی توی فکر بمونیم فایده نداره ...چون دو مرحله دیگه مونده : عقل و ذکر !

این بحث یقین رو که حتما شنیدین ؟

علم الیقین , عین الیقین , حق الیقین , بردالیقین ؟
اینها رو میشه توی عالم ذهن رقم زد ؟ ذهن تا یه جایی میتونه کمک کنه بعدش باید کارها رو بسپاره دست قلب !

-----------------------------------------------------------------------

نمیدونم چرا هی اصرار دارین که خدا رو به من اثبات کنید ؟ چرا فکر میکنید من میخوام بگم خدایی وجود نداره ؟ Huh
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع