تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جهان من که بی خدا میشود...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۱:۵۱)Reza2035 نوشته است: [ -> ]متاسفانه اکثر کسایی که توی این تاپیک نظر دادن نمیدونن خانم مرهم راجع به چی صحبت میکنه !Smile
بحث اثبات خدا نیست !
بحث اون تصوری هست که ما از خدا داریم توی ذهنمون , که عموما تصویری غلط و باطل از خداست ... خدای یخ و حقیری که فلسفه اثبات میکنه و یا تصوراتی که من بهش نسبت میدم که قدرتی نداره ... به قول ابراهیم خلیل بتی رو میپرستین که هیچ کاری نمیتونه بکنه ؟

یه لحظه فقط به خدایی که حضرت محمد بهش باور داشت فکر کنید , خدای شما در مقابل اون بت هم محسوب نمیشه ! یه لحظه به خدایی که امام خمینی بهش باور داشت فکر کنید و بعد متوجه میشین این جوکی که توی ذهنتون هست خدا نیست ! یه غول چراغ جادوئه Wink


من میدونم خانوم مرهم چی میگه ...ولی نمیدونم چهجوری بگم.....فقط میتونم بگم یه روز اتفاقی برام افتاد که فک کردم اگه نباشه همه چی از هم میپاشه....من خودم شخصا به طبیعت زیاد دقت میکنم همیشه تو ذهنم این جمله بود این زیبایی خالق داره...ولی سر خودم و شیره می مالیدم.....


توی فیلم مارمولک میگفت راههای رسیدن به خدا به عدد آدمهاست....


فعلا..Smile
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۱:۵۹)bidel نوشته است: [ -> ]از کجا معلوم! شاید این تالار و من و بقیه همه یه توهم باشیم برای شما! ثابت کن نیستیم. از کجا می تونی ثابت کنی ما واقعیت داریم؟ با چه معیاری واقعیت رو از رویا تشخیص میدی؟
اگه هیچوقت از خواب شبانه بیدار نمی شدیم هیچ وقت هم نمی فهمیدیم معیار خواب بودن نیشگونه! معیار توهم بودن چیه؟
شما هم از خدات بخواه این کار رو بکنه. اگه تونست اون خدایی که تعریف کردین زنده کنه شخص رو؟



چرا عادت کردیم فقط از خدا بخوایم؟ خدا ما رو آفریده که ازش بخوایم؟ این انصافه؟

خداوند شما رو خلق رد که با هاش آشنا بشید. بفهمیدش و با او باشید. چون او برترین و زیبا ترین موجود هستی هست. شما رو با آواز آفرید. وقتی سلیمان و داوود با او هم آوازی میکردند میدونید معنیش چیه؟ یعنی او پاک و زیباست. اگه DNA بدنتون رو تجزیه کنید به آواز زیبایی میرسید که مبهووت باقی خواهید ماند. این اثبات شده کمی درباره موزیک DNA تحقیق کنید. به قدری شما رو دوست داشت که وقتی فرشته ها اعتراض کردن با ملایمت و کامل پاسخ داد و همه رو متقاید کرد. و حتی به پشتیبانی انسان در اومد. اما انسان چی کار کرد؟ جز یانت و فساد گناه کار دیگه ای انجام داد؟ شاید انجام داد ولی خیلی کم.

اینکه این دنیا توهمه و مثل ماتریکس هست درست نیست. چون همه چیز کامل خلق شده. اما اینکه 98 درصد مردم زمین داخل دنیای ماتریکی زندان زندگی میکنن کاملا واقعیت داره و شکی درش نیست. ماتریک که نباید همیشه مجازی باشه. خیلی ها تو ماتریکس پول گیر کردن. خیلی ها هم تو ماتریکس دنیا وا مونده اند. برای اینکه حقیقت پنهان مونده و موضوع مورد بحث ما هم این نیست. من در جواب اون فرد این رو گفتم. گفتم که شما اگه این دنیا رو کاملا مجای میدونی که هیچی. ولی اگه غیر از اینه انشالله راه رو پیدا کنی.
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۱:۴۰)Mehrdad.IV نوشته است: [ -> ]شما اول باید بگی خدا چی هست.

شما میگی خدا تفکرته پس باید این دنیا هم تفکر خودت باشه. یعنی تمامی مردمی که میبینی مادرت پدرت کل جهانی که توش هستی حاصل فکر تو هست و اصلا وجود خارجی نداره. و تو الان داخل توهمی به نام ذات بزرگی هستی که خودت ساختیش. و یک روز که مردی و نابود شدی از این خواب بیرون میای.

خداوند کسیه که اسمان ها و زمین رو خلق کرد و ظلمات و نور رو آفرید. البته اگه از نظر شما این توهم و حاصل فکر شما نباشه.

خداوند خالقی هست که به پرندگان جیک جیک کردن رو آموزش داد. و هر چیزی که میبینی حاصلی از تجلی اراده اوست.

اگه میبینی کسایی میان اینجا و تایید میکنن دلیلش این هست که از قادر متعال ترس دارن چون از کودکی بهشون با ترس آموزش داده شده. خداوند کسی هست که گنجشک رو به این زیبایی خلق کرد و زندگی زیبایی بهش هدیه داد. خداوند کسی هست که گنجشک به اون کوچکی رو به قدری بهش ارزش و اهمیت داد که تمام عمرش آواز میخونه و زندگی میکنه و خدا رو میپرسته بدون اینکه اجاره خونه بده بدون اینکه جنگ داشته باشه بدون اینکه مریض بشه بدون اینکه فقیر باشه و نتونه خارج بچه اش رو بده. کدوم یکی از شما تا حالا دیدید که یک گنجشک از فقر نتونه به بچه اش غذا بده؟ یا نگران آینده جوجه هاش باشه که نتونه زندگیشون رو تامین کنه؟ خدای یکتا کسی هست که برای یک جوجه گنجشک چنین ارزشی قایل شده.

حلا چرا زندگی مردم زمین این قدر زشت و دردناک شده؟ دلیل اصلیش اینه که همه چیز براشون مهمه به جز خدا. خداوند رو از یاد بردن و زندگیشون جز پوچی چیزی نداره.

شما که میگی خداوند حاصل تفکر شماست پس الان هم این حرفا حاصل تفکر شماست میتونه وجود داشته باشه یا نداشته باشه. پس خودت هم حاصل تفکرت هستی شاید داری تو یه دنیای مجازی زندگی میکنی ها؟؟

قادر یکتا اگه بخواد مثل خود انسان ها با خودشون رفتار کنه جنبنده ای روی زمین باقی نخواهد ماند. اون برتر از چیزی هست که شما وصف میکنید. مستند راز هم یکی از فریب های مار بزرگ (ابلیس) هست و شکی درش نیست.

شاید بتونی با این حرفا کسایی که ایمانشون ضعیفه رو منهدم کنی اما کسایی که دو زار بارشون باشه و کمی سواد داشته باشن و دو بار واقعا با قادر یکتا ارتباط بر قرار کرده باشن واقعا به این حرفای شما خواهند خندید. من خودم در لجن زندگی میکرد تا یک شب خود قادر یکتا دستمو گرفت و بهم هدایت عطا کرد. نمیخوام بگم من چشم روشنی ام من فلانم فقط گفتم که بدونی هر چیزی بهش میرسی زوما نباید درست باشه.

من خودم ثانیه به ثانیه با قادر یکتا ارتباط معنوی داشتم. اون فوق العاده زیبا و رحمتگر و هدیتر گره. خدایی جز او نیست ولی اکثر مردم انکارش میکنن چون قلبشون پر شده از دنیا و فراموش کردن حقیقتو. همه شما فراموش کرده اید. همه شما زندگی واقعی رو از یاد برده اید. زندگی اصلی شما خونه و مال و پول و زندگی آنچنانی و سریال مد و فیلم نیست. زندگی اصلی شما یک دقیقه ارامش در کنار قادر یکتاست که نتونسته اید تجربه کنید.

چون کسانی که کنترل امور این دنیا دستشونه اونقدر همه تون رو تو دنیا و پول و شب تا صبح کار کردن و...قرق کردن که یادتون رفته چی بودین و چی هستین. در نتیجه با یه مستند دروغی سریع وا میدین.

قادر یکتا برتر از چیزی هست که مردم میپندارن. همینکه شما تونستی بیای و این حرفا رو بزنی نشان دهنده دموکراسی بالای قادر یکتاست. شما اول تکلیفت رو روشن کن. اگه دنیا رو یک توهم میدونی و خودت رو حاصل فکرت میدونی که دیگه حرف زدن فایده نداره. ولی اگه غیر از اینه که بازم هم انشالله خودت بفهمی چه اشتباهی میکردی.



خب سمت پادشاهی رو از علویون میگیرم و به شما اهدا میکنم...

این آی وی که اخر یوزر شماست من را یاد اینتر ونوس می اندازد. یعنی داخل رگی ...
همچین محتوا را میزنید داخل رگ.

اما امان از اینکه نمیدونید بیمارتون اور دوز کرده.

حرفاتون عرفانی بود ... یادش بخیر یک زمانی من نویسنده و گرد آورنده ی همین جملات زیبا بودم ...
اما وقتی به عمل و زندگی حقیقی میرسه خدای صناعی ما از هم میپاشد چون دیگر قدرتش تمام میشود..


فرمودید یک شبه متحول شدید. میگویید خدا دستتان را گرفت ... !!!!!! عه ؟ پس خدای شما دست هم داشت . چه جالب آخر خدای من دست نداشت .
لابد حالا میخواهید توجیه کنید که دست برای معبود شما بی معناست.


اینکه میفرمایید مشکل زندگی مردم این است که خدا را انکار میکنند ... هم درست است هم غلط

کاملا باهاتون هم عقیدم . مشکا ما اینه که خدای انتزاعی رو قبول کردیم . (همین که شما میفرمایید خدای خالق گنجشک - خدایی که دستتان را در یک شب گرفت )

آن وقت در دریافتن خدای حقیقی باز میمونیم و خدای حقیقی رو نمیشناسم ..


این که در مورد زندگی در توهم میفرمایید تا این ساعت که به این یک نتیجه نرسیده بودم ولی الان میگم که قابل تامله شاید کل جهان خیالی بیش نیست...Huh



ولی یک حرفهایی بین جملاتتون بود.. میفرمایید با خدایتان ارتباط برقرار میکنید
دقیقا میشه بفرمایید با کی و چجوری ارتباط برقرار میکنید؟


لابد در تاریکی سر به سجده مینهید و خدایی که مقدس ترین وجود هست رو ستایش میکنید . اون وقت از اعماق وجودتون اشکی روانه میشه و سبکی به کل روح و روانتون سرایت میکنه.
آن قدر ارام میشوی که گویی خدا تو را در آغوش کشیده ...


ارتباط شما با خداوتون شبیه ارتباط خدا با منه؟ درست تعریف کردم؟


ستایش ذهنی یک موجود متبرک ... یقینا این همه برکت داره .. چون شما انسانی و ذهنتون خیلی قدرتمنده ...
خانم مرهـم منتظرتون موندم ، جوابم رو ندادین .
اگه تمایل داشتین بعدا تو پیام خصوصی در موردش صحبت کنیم .
با اجازه .
نقل قول:حضرت محمد به قدری به خداش باور داشت که دنیا رو تغییر داد. به قدری خداش رو دوست داشت که همه رو با عشقش آشنا کرد. به قدر عاشقش شد که همه دنیا رو عاشقش کرد.

حالا شما نمیتونی دنیا رو تغییر بدی خودت رو تغییر بده به همه جا یرسی. وقتی خودت رو تغییر بدی چه بخوای چه نخوای روی همه تاثیر میزاری در نهایت دنیای اطرافت رو تغییر میدی. ایشون میگن خدایی وجود نداره و هر چی هست تفکرا ما از خداست و لا غیر.

این هم باز یک شگرد جدیده. عزیز همه مثل هم نیستن. شما داری میگی فیل و مورچه و دایناسور همگی از یه درخت برن بالا. شما خودت تو اشتباه بزرگی در حال دست و پا زدن هستی.

هر کسی به میزان خودش خدا رو میشناسه. پیامبر اصولا فرق داره چون کلا خودش رو به قدری پاک کرده که ما جلوش کور محسوب میشیم. الان پیامبر بخواد 10000 انسان کور رو بهشون نور خدا رو نشون بده چه جوری باید این کار رو بکنه؟ شما اول قلبت رو صاف کن. خداوند اثابت شده هست این ماییک که میخوایم خودمون رو اثبات کنیم. موسی و شبان هم همین بود داستانش. شما حق نداری به درک اراد توهین کنی. کسی ممکنه با قادر یکتا ردر دل کنه و بهش برسه. یکی هم دسوت داره از یه طریق دیگه بهش برسه. شما خیلی دانا هستی کلاه خودتو بگیر که مستند راز نبرتش.

چقدر ذهنت بسته است که فکر میکنی من به مستند راز باور دارم Wink! کل کتاب راز و مستندش به یه جمله ی امام حسین توی دعای عرفه رد میشه : والهمتنی معرفتک !
اره خدایی که شما قبولش داری خیلی بزرگه , منتهی خیلی یخه ! هیچ تصوری جز غول چراغ جادو هم نمیشه ازش داشت , هر وقت میری جلو در خونه اش گریه میکنی بهت جایزه میده خوشحال میشی برمیگردی , خوبه دیگه Big Grin
بازم میگم هنوز نفهمیدین راجع به چی صحبت میشه , لازم نیست حضرت محمد خداشو به من نشون بده , ولی میدونم این خدایی که من میپرستم اصلا اون خدا نیست ...شرک محضه این نمازی که من میخونم ! ( منتهی نمیدونم توجه حرفهام میشین یا نه )
من حتی یه کلمه از حرفاتون رو درک نمیکنم...
یعنی اصلاً نمیفهمم چی میگین...
خدای انتزاعی چیه؟
من خدا رو اصلاً شبیه اونی که شما ازش درک دارین احساس نمیکنم...
خدای من اونیه که یه دختر مااااه به من داده، اونم از یه سلول ناقابل...
من خلقت خدا رو از نزدیک شاهد بودم...
شما اگه نبودین، به طبیعت نگاه کنین تا خدا رو ببینین...
خدا خودش میگه بیدار شدن طبیعت و بهار شما رو باید به یاد قیامت بندازه...
یعنی چی آموزه از خدا؟
یعنی من اگه مسلمون هم نبودم و توی جنگل مثل جرج جنگل هم بزرگ میشدم، بازم خدا رو همینجوری که با قرآن میخونم درک میکنم...
خدا به فلانی چرا داده؟
به بهمانی چرا نداده؟
به ماها چه مربوطه؟
ما موظفیم به انجام وظایف، نتیجه اش و تصمیم نهایی با خداست...
مسیحی ها یه داستانی رو از مسیح تعریف میکنن
یه روز یه مالک بزرگ و پولداری بوده، مثلاً 100 تا کارگر استخدام میکنه...
از هر کی میپرسه تو چقدر میخوای و اون میگه مثلاً 30 سکه برای هر روز...
اون مالک هم قبول میکنه و بهش میده...
بعد از این که این کارگر با کارگرای دیگه صحبت میکنه، میبینه یکی 50 تا سکه میگیره و یکی 100 تا سکه...
کارگرا ناراحت میشن و میرن پیش این مالک...
مالک ازشون میپرسه که آیا از اونی که بهت دادم ناراضی بودی و برای تو کم بود؟
همه میگن نه، خوب بود...
میگه من دارم، به هر کس با توجه به احتیاجش و دارایی خودم به هر کی بخوام سکه میدم...
بعد مسیح (علیه السلام) به شاگردانش میگه که حکایت خدا هم همینه...
حدیث و قرآن هم که نیست...
به چشم قصه حسین کرد شبستری بخونینش و باهاش شبا بخوابین و اعصاب خودتون رو آروم کنین...
چشمتون به این نباشه که خدا به کی چی داده و به کی چی نداده...
فقط چشماتون رو به اون چیزایی که به شما داده باز کنین...
والا
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۱:۵۷)دختر خورشید نوشته است: [ -> ]سلام
وقتی تاپیک رو خوندم خنده ام گرفت!
اینا همه نتیجه ی اینه که بعضی از ماها جنبه نداریم بعضی از کتاب هارو بخونیم مثل
کتاب راز. شخصی دقیقا مثل شما میشست این کتابارو میخوند و این افکارو نسبت به
خدا پیدا کرد و دید داره از خدا دور میشه و دوباره به راه اومد!
خدا رو تفکر میسازه؟؟ پس برای چی نماز بخونیم؟؟
پس کی این جهان رو آفریده؟؟ خدای تفکرتمان؟؟
تفکرمان خدا را میساز. خدا جهان را میسازد. پس تفکر جهان رو میسازه.
این منطقیه؟؟Big Grin
مسلما نه.شما کلا از ریشه داغون شدی. نمیخواد بشینی فلسفه بخونی تا خدارو اثبات کنی . بشین نماز بخون تا خدا رو اثباتش کنی ، نشین این کتابای سکولاری بخون. بشین 4 تا کتاب اسلامی بخون .
من خدارو در حد تلاشم شناختم. من میخوام خدای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) رو بشناسم
نه خدای متفکران اون وَر آبی رو و سکولار جماعت رو.
زیاد حرف نمیزنم تا بچه ها خسته نشن.


بهتره شما نیاید به این تاپیک ... خنده زیاد هم مضر است برای جوانحتون

(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۶)میرزا احمد نوشته است: [ -> ]خانم مرهـم منتظرتون موندم ، جوابم رو ندادین .
اگه تمایل داشتین بعدا تو پیام خصوصی در موردش صحبت کنیم .
با اجازه .

من نیاز به فرصت دارم که جواب بدم ... بهم اجازه بدید ...
اخه یک تنه باید این همه حمله رو بتونم جمع کنم ... لطفا بهم زمان بدین.
چون اون موقع خودمم نمیفهمم میخوام چی بگم . شما برمایید برید ان شا الله جوابتون داده میشه

(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۶)میرزا احمد نوشته است: [ -> ]خانم مرهـم منتظرتون موندم ، جوابم رو ندادین .
اگه تمایل داشتین بعدا تو پیام خصوصی در موردش صحبت کنیم .
با اجازه .

من نیاز به فرصت دارم که جواب بدم ... بهم اجازه بدید ...
اخه یک تنه باید این همه حمله رو بتونم جمع کنم ... لطفا بهم زمان بدین.
چون اون موقع خودمم نمیفهمم میخوام چی بگم . شما برمایید برید ان شا الله جوابتون داده میشه
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۶)مرهـم نوشته است: [ -> ]خب سمت پادشاهی رو از علویون میگیرم و به شما اهدا میکنم...

این آی وی که اخر یوزر شماست من را یاد اینتر ونوس می اندازد. یعنی داخل رگی ...
همچین محتوا را میزنید داخل رگ.

اما امان از اینکه نمیدونید بیمارتون اور دوز کرده.

حرفاتون عرفانی بود ... یادش بخیر یک زمانی من نویسنده و گرد آورنده ی همین جملات زیبا بودم ...
اما وقتی به عمل و زندگی حقیقی میرسه خدای صناعی ما از هم میپاشد چون دیگر قدرتش تمام میشود..


فرمودید یک شبه متحول شدید. میگویید خدا دستتان را گرفت ... !!!!!! عه ؟ پس خدای شما دست هم داشت . چه جالب آخر خدای من دست نداشت .
لابد حالا میخواهید توجیه کنید که دست برای معبود شما بی معناست.


اینکه میفرمایید مشکل زندگی مردم این است که خدا را انکار میکنند ... هم درست است هم غلط

کاملا باهاتون هم عقیدم . مشکا ما اینه که خدای انتزاعی رو قبول کردیم . (همین که شما میفرمایید خدای خالق گنجشک - خدایی که دستتان را در یک شب گرفت Wink

آن وقت در دریافتن خدای حقیقی باز میمونیم و خدای حقیقی رو نمیشناسم ..


این که در مورد زندگی در توهم میفرمایید تا این ساعت که به این یک نتیجه نرسیده بودم ولی الان میگم که قابل تامله شاید کل جهان خیالی بیش نیست...Huh



ولی یک حرفهایی بین جملاتتون بود.. میفرمایید با خدایتان ارتباط برقرار میکنید
دقیقا میشه بفرمایید با کی و چجوری ارتباط برقرار میکنید؟


لابد در تاریکی سر به سجده مینهید و خدایی که مقدس ترین وجود هست رو ستایش میکنید . اون وقت از اعماق وجودتون اشکی روانه میشه و سبکی به کل روح و روانتون سرایت میکنه.
آن قدر ارام میشوی که گویی خدا تو را در آغوش کشیده ...


ارتباط شما با خداوتون شبیه ارتباط خدا با منه؟ درست تعریف کردم؟


ستایش ذهنی یک موجود متبرک ... یقینا این همه برکت داره .. چون شما انسانی و ذهنتون خیلی قدرتمنده ...

اون IV کلا متفاوته با طرز تفکر شما.

من حرفام عرفانی نبود. حقیقت بود. حقیقتی محض و بدون انکار. حقیقتی که خودم دیدمش و خودم فهمیدمش خودم با هاش رشد کردم. حقیقتی که دیدم و میتونستم به هیچ کس نگم ولی همون که این حقیقت رو به من نشون داد گذاشت که خودم تصمیم بگیرم. چون فوق العاده مهربان و فوق العاده عظیمه.

خدای من هدایتش برای من مثل معرفت میمونه و شکی درش نیست. شما مثل اینکه از جای دیگه ای اومدی و کلا با لغات کره زمین بیگانه هستی. باید حرف بزنیم پس فقط همین دایره لغات رو داریم. اگه نخوایم از این دایره لغات استفاده کنیم پس حتما باید با چشممون به هم درباره خدا اشاره کنیم ها؟ گفتم خداوند دستمو گرفت نگفتم خدا دست داره. لزوما نباید هر کسی دستت رو بگیره دستی داشته باشه. ودتون رو به کوچه ای که اسمش علی چپ هست نزنید.

خدای حقیقی چه کسیه؟ کسی هست که همه چیز رو آفرید. خدای انتزاعی چه کسیه؟ کسی هست که یک توهمه.

دقیقا کل جهان خیالی بیش نیست چون از کودکی اینجوری بهتون القا شده. خودتون رو بکشید بیرون. ثانیه ای فکر کنید و با تعقل درباره قادر یکتا پیش برید. این دنیا میتونه یک ماتریس باشه ولی یادتون باشه همه چیز ماتریس مجازی نیست.

خالق گنجشک ها صرفا نمیتونه یک موجود توهمی باشه. چون گنجشک زنده است و داره زندگی میکنه.

نه من زیاد مسجد نرفتم. من گفتم که در لجن زندگی میکردم. یک شب دیدم که دعوت نامه ای از سوی برترین خالق جهانیان برایم فرستاده شد به دعای یک نفر دیگه. و بعد از اون جلو رفتم و معنویت رو اغاز کردم. حالا این میتونه از نظر شما توهم باشه. ولی یادتون باشه مرز بین واقعیت و دروغ به باریکی یک مو هست.

ذهن انسان هر چه قدر هم قدرتمند باشه در مقابل قادر یکتا هیچ نیست. خداوند زنده و پانیده است اما ذهن تو زنده و پاینده نخواهد بود چونی که روزی خواهد مرد. خداوند هیچ گاه کسالت و خواب فرایش نخواهد گرفت اما ذهن تو کسالت و خواب را خواهد چشید. همه چیز دستخوش مرگ و فناست فقط ذات ذولجلال و بزرگ اوست که باقی خواهد ماند. اما ذهن همه ما روی نابود و روزی از بین خواهد رفت.

بدون که یک عده هستن برای اینکه الان تو این تفکرات رو داشته باشی میلارد ها پول و وقت و ساعت هزینه کردن. خدای حقیقی چیزی فراتر از ذهن توست. چون ذهن تو ناقصه. ذهن تو خیلی مواقع گیج میشه . اما خدا حقیقی گیج نمیشه و ناقص نیست. چونکه آواز زیبایی رو به پرندان آموزش داده و کاری کرده که از مدفوع گل پدید بیاد. گل با اون همه زیبایی هاش واقعا خلق شده کافیه بری یک بار از نزدیک بوش کنی. خواهی فهمید.

(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۱۳)مرهـم نوشته است: [ -> ]بهتره شما نیاید به این تاپیک ... خنده زیاد هم مضر است برای جوانحتون


من نیاز به فرصت دارم که جواب بدم ... بهم اجازه بدید ...
اخه یک تنه باید این همه حمله رو بتونم جمع کنم ... لطفا بهم زمان بدین.
چون اون موقع خودمم نمیفهمم میخوام چی بگم . شما برمایید برید ان شا الله جوابتون داده میشه


من نیاز به فرصت دارم که جواب بدم ... بهم اجازه بدید ...
اخه یک تنه باید این همه حمله رو بتونم جمع کنم ... لطفا بهم زمان بدین.
چون اون موقع خودمم نمیفهمم میخوام چی بگم . شما برمایید برید ان شا الله جوابتون داده میشه


عجب!!!!! ذهنی که میگه من خدا هستم تو دو تا سوال و دو تا حمله گیج شده. وای به حال اینکه بخواد کل این هستی رو با تخیلاتش بسازه. چه قاراش میشی بشه. مثلا یهو تو تخیلت تلوزیون میاد جای لوستر و پدرت میشه صندلی....خدا رو شکر که ذهنت خدا نشد...
(۲۷/خرداد/۹۳ ۲۲:۱۰)moze84 نوشته است: [ -> ]من حتی یه کلمه از حرفاتون رو درک نمیکنم...
یعنی اصلاً نمیفهمم چی میگین...
خدای انتزاعی چیه؟
من خدا رو اصلاً شبیه اونی که شما ازش درک دارین احساس نمیکنم...
خدای من اونیه که یه دختر مااااه به من داده، اونم از یه سلول ناقابل...
من خلقت خدا رو از نزدیک شاهد بودم...
شما اگه نبودین، به طبیعت نگاه کنین تا خدا رو ببینین...
خدا خودش میگه بیدار شدن طبیعت و بهار شما رو باید به یاد قیامت بندازه...
یعنی چی آموزه از خدا؟
یعنی من اگه مسلمون هم نبودم و توی جنگل مثل جرج جنگل هم بزرگ میشدم، بازم خدا رو همینجوری که با قرآن میخونم درک میکنم...
خدا به فلانی چرا داده؟
به بهمانی چرا نداده؟
به ماها چه مربوطه؟
ما موظفیم به انجام وظایف، نتیجه اش و تصمیم نهایی با خداست...
مسیحی ها یه داستانی رو از مسیح تعریف میکنن
یه روز یه مالک بزرگ و پولداری بوده، مثلاً 100 تا کارگر استخدام میکنه...
از هر کی میپرسه تو چقدر میخوای و اون میگه مثلاً 30 سکه برای هر روز...
اون مالک هم قبول میکنه و بهش میده...
بعد از این که این کارگر با کارگرای دیگه صحبت میکنه، میبینه یکی 50 تا سکه میگیره و یکی 100 تا سکه...
کارگرا ناراحت میشن و میرن پیش این مالک...
مالک ازشون میپرسه که آیا از اونی که بهت دادم ناراضی بودی و برای تو کم بود؟
همه میگن نه، خوب بود...
میگه من دارم، به هر کس با توجه به احتیاجش و دارایی خودم به هر کی بخوام سکه میدم...
بعد مسیح (علیه السلام) به شاگردانش میگه که حکایت خدا هم همینه...
حدیث و قرآن هم که نیست...
به چشم قصه حسین کرد شبستری بخونینش و باهاش شبا بخوابین و اعصاب خودتون رو آروم کنین...
چشمتون به این نباشه که خدا به کی چی داده و به کی چی نداده...
فقط چشماتون رو به اون چیزایی که به شما داده باز کنین...
والا


همین که دیدید در تاپیکی کسی به اعتراض خدا باشده ... اومدید در مورد داده ها و نداده ها صحبت میکنید...

این کاملا روشن کننده زاویه دید شما به خدای انتزاعیتونه ..

یا علی مدد .
خوندن نظرهای دوستان خیلی برام جالبه ...
من نظر دوستان رو بعد از نوشتن تااازه خوندم...
همون متن وزین (!) شما رو که خوندم چنین جوابی به ذهنم رسید...
وقتی داشتم مینوشتم اصلاً کسی جوابی نداده بود...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع