من از شما نپرسیدم که برای شما مهم است یا نه که شما می فرمااید
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۱)مرهـم نوشته است: [ -> ]ببینید اصلا این مرگی که مثلا دایی ادم میافته میمیره بعد میبرن زیر خاک میزارنش بحث مهمی نیست من بخوام اصلا در موردش فکر کنم..
لطفا صراحتاً پاسخ بنده رو بدید مجدد بیان می کنم خدمت شما و امیدوارم جواب بشنویم تا بحث به طور منطقی پیش بره!
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]سلام ..
من مفهوم حیات رو نمیفههم.
حیات چیه؟
حیات رو همون مفهوم بدیهی که همه میدونن
وقتی نباشه طرف رو خاک میکنن!
آیا کسی تونسته این مفهوم از حیات رو که خدمتتون گفته ام تا حالا برای خودش ابدی کنه و نمیره!
همین علائم حیاتی که اگه نباشه طرف رو خاک می کنن آیا بر اساس قانون جذب کسی تا حالا تونسته که برای خودش ابدی داشته باشه و نمیره؟
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]به همون شکلی که شما قبول کردید خدای شما از اول ائل بوده و هرگز هم نمیمیره من هم قبول دارم من هم از اول اول بودم و هرگز نمیمیرم...
ببین دوست من شما یکسری گذاره ی به ظاهر منطقی در ابتدای مباحث خود آورده اید که استنتاج کنید که این خدایی که شماها مدعی هستید وجود نداره!
ما از شما انتظار ارائه ی گذاره های منطقی داریم!
اینکه می فرماید شما از اول بوده اید و هرگز هم نمی میرید، یعنی چه؟ مفهوم کلام خود را در این مورد بیان تبیین بفرماید!
ضمن این که به نظرم شما در کلامتان نوعی تناقض وجود دارد
شما میگید
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]و هرگز نمیمیرم...
پس در ذهنتان مفهومی رو شناختید به نام مرگ وقتی مفهومی شناخته شود ضدش هم تا حد زیادی شناخته می شودشما می گویید
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۹)مرهـم نوشته است: [ -> ]من مفهوم حیات رو نمیفههم.
حیات چیه؟
اگر حیات را ضد مرگ ما تعریف کنیم با توجه به این که وقتی میگید هرگز نمی میرم! مرگ را چه میدانید؟
ضمن اینکه بیان نفرمودید که از دید شما یا نظریه راز که شما بر طبق آن تاپیک و مباحثتون رو ارائه داید این جهان چگونه به وجود آمده
به تک تک این سوالات لطفاً پاسخ بدهید تا بحث بیشتر باز بشود
بعد از پاسخ به این سوالات
سوالات متعدد دیگری پرسیده می شود
تعدادی بر اساس مطالبی که خودتان بیان فرمویدید
تعدادی هم بر اساس مطالبی دیگر که رابطه مستقیم با بحث ارسال اولتون داره!
ما در یک بحث منطقی وقتی تقاضای ارائه ی برهان می کنیم به نظرم جالب نیست ارائه ی چنین جملاتی
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۱)مرهـم نوشته است: [ -> ]اصراری نیست
برید با خدای انتزاعیتون خوش باشید .. برای هدایت من هم دعا کنید...
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۱)مرهـم نوشته است: [ -> ]ببینید اصلا این مرگی که مثلا دایی ادم میافته میمیره بعد میبرن زیر خاک میزارنش بحث مهمی نیست من بخوام اصلا در موردش فکر کنم..
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۱)مرهـم نوشته است: [ -> ]فهمش خیلی سنگینه برای کسی که بدون فکر سالها خدای انتزاعیش رو پرستیده
بهتر است براهین ارائه شود در یک بحث منطقی تا جملات شبیه به جملات بالا!
با تشکر از شما
همانطور که خود قانون میگذارید که به طور مثال از آیات و روایات استفاده نکنید
انتظار است که حداقل مباحث منطقی و برهانی پیش برود
بدون ارائه ی جملاتی که جایی در مباحث برهانی ندارد مانند:
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۱)مرهـم نوشته است: [ -> ]چون خدا رو نمیشه کشت ... چون خدا مردنی نیست
اینها جایگاهی ندارند در مباحث منطقی
باید ابتدا بگویید خدای مورد نطر شما چیست و چه ویژگی هایی دارد
بعد با چه برهانی آن را نمیتوان کشت
و با چه برهانی مردنی نیست
در مباحث استدلالی گذاره ی خبری جایی ندارد باید برهان اقامه شود!
همانطور که خود سعی کردید با استناد به برخی جملات به ظاهر برهانی اثبات کنید که خدایی که مدعی هستند انبیا وجود دارد و حقیقی است وجود ندارد و انتزاعی بیش نیست
در پاسخ به سوالات بنده هم باید براهین ارائه دهید و توضیح تبیین کنید مفاهیمی که از شما خواسته ام تا بر اساس آن مباحث پیش برود!
لطفاً به سوالات و مباحثی که از شما خواسته ام پاسخ بفرماید تا مباحث را جلو ببریم قدم به قدم...