تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اثار هنری کاربران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32
اینم سومین کارم Blush
توضیح
[تصویر: %D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B11442.jpg]
حالا که طراحی از چهره مثل سابق حرام و مکروه نیستش بنده هم بزودی از هنر خودم پرده برداری میکنم Big Grin
(۲۱/تیر/۹۳ ۱۲:۰۸)captaincharisma نوشته است: [ -> ]حالا که طراحی از چهره مثل سابق حرام و مکروه نیستش بنده هم بزودی از هنر خودم پرده برداری میکنم Big Grin
وا

مگه قبلا حرام و مکروه بوده؟
مگه میشه چیزی قبلا حرام باشه بعد بی دلیل مباح بشه؟

میشه یکی بهم بگه چرا قبلا حرام بوده؟
این همه عکس شهدا و امام خمینی طراحی میشه. اصلا چندی پیش صدا و سیما مسابقه ی طراحی چهره امام خمینی رو گذاشته بود.

اصلا لذتی که تو طراحی چهره هست تو هیچ طراحی دیگه ای نیست ...
نقل قول: مگه قبلا حرام و مکروه بوده؟
مگه میشه چیزی قبلا حرام باشه بعد بی دلیل مباح بشه؟

میشه یکی بهم بگه چرا قبلا حرام بوده؟
این همه عکس شهدا و امام خمینی طراحی میشه. اصلا چندی پیش صدا و سیما مسابقه ی طراحی چهره امام خمینی رو گذاشته بود.

اصلا لذتی که تو طراحی چهره هست تو هیچ طراحی دیگه ای نیست ...
اگر مایلید می تونید از مرجعتون بپرسید
احکامش متفاوت است از نظر مراجع مختلف ..
پرنیان جان چقدر خوب اسب و سایه روشن زدی من که لذت بردم.
اینم یکی دیگه از شعرامه..البته این یکی وزن و قالب خاصی نداره..بیشتر به ترانه میخوره تا شعر..یه شب دلم گرفته بود همینجوری نوشتم..شرمنده خیلی قوی نیست..دل نوشتس دیگهBlush :
دلم انگاری گرفته
قد صد سال جدایی
تو دلم میگم خدایا
من کجامو تو کجایی..
دلم انگاری گرفته
قد دلتنگی ماهی
مثه یه پرنده ای که
تو قفس نداره جایی..
مثه شعر و یه ترانه
عشق پاک بی بهونه
مثه لبخند گل یاس
که دلش قد یه دریاس..
مثه اشکای یه کودک
رو تن داغ یه صحرا
از غم نبودن آب
میباره چشمای بابا..
مثه اشک و مثه ماتم
غم دستای عموشو
دل بی تاب رقیه
که داده گوشواره هاشو..
قد گریه های زینب
دل بی قرار مادر
وسط گودال خونین
توی دستاش یه کبوتر..
یه سر بی تن و تشنه
که داره شوق رهایی
تو دلم میگم خدایا
من کجامو..تو کجایی...

حوریه سادات-16/خرداد/93
سلام
البته این چیز خاصی نیست صرفا جهت تشویق دوستان گذاشتم.
من کلا علاقه دارم از مواد دور ریز یه چیزایی درست کنم.اینم رو یخچالیه ،با مقوای بیسکوییت و اون قلب هم از رو کارت عروسی جدا کرده بودم.

[تصویر: 00788303425003433982.jpg]
با یاد حق

وقتی راهنمایی بودم اینو بافتم
بهش میگن شبه قالی!!
طرح های بزرگ تر و ماشینیش میشه همون فرش های فانتزی که در بازار می بینید اما در این این ابعاد به عنوان پادری ازش استفاده میکنن ........
البته من که خرسیمو ننداختم زیر دست و پا!! زدمش به دیوار!!!![تصویر: biggrin.png]

[تصویر: 62843407970146045717.png]

یاالله
سلام Ariha جان
کارت خیلی قشنگ و عالی شده
این طرحم خوبه بعدنا واسه بچه ات درست کنBig Grin

خوراک پسر بچه هاست،یادمه برادرم کوچولو بود دور حاشیه فرش به عنوان جاده رانندگی میکرد.

[تصویر: 63408866080289582194.jpg]
بازم سلام..همه ی دوستان کارای قشنگی گذاشتن..عکس ها،نقاشی ها،خطاطی هاو..منکه واقعا لذت بردمSmile
از همه ی اوناییم که واسه شعرای درب داغونم تشویقم کردن تشکر میکنم؛ بعلاوه عزیزانی که انتقاد کردنBlush (که انشااله چاپ کتابم مصادف بشه با چاپ کتابشونWink)
اینم یکی دیگه از شعرام..(از اونجایی که شروع شعر سخته، مصراع اولو از روی دست حافظ تقلب کردم!روحش شادBig Grin ) :

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
نرگسانش چون رخش غماز شد
عشق آمد، جان مجنون را خرید
هر دمش با لیلی اش همراز شد..
بس که بارید از غم دوری او
عاقبت وصلش رسید و روزها دمساز شد..
در قفس بودش ولی چون او رسید
دل به دریا زد و در پرواز شد..
شور عشق و وصل یار و دیدن مه تا سحر
ماه امید شبش طناز شد..
دست در زلف پریشان زد و گفت
ای صبا دیدی که درها باز شد..
دل میان جانمازش بود و او
سال ها در پی آن سوخت و دل، پاسوز شد..
آنچه میخواست در خودش بود ولی
او نمی دیدش شبان، تا روز شد..
روز وصل آمد و با خود گفتش
ای دریغا روزها با سوز شد...
حوریه سادات-18/خرداد/93
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32
آدرس های مرجع