تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
تاثیرگذارترین آیه تو زندگی من،
این آیه شریفه بود...
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ»
چون بخواهد چيزي را بيافريند ، فرمانش اين است كه مي گويد : موجود شو، پس موجود مي شود

سوره: يس (36) آيه: 82



این آیه همیشه بهم می گه:بی خیال آدم ها....خدا رو بچسب که امر، امر اونه...
اگر بخواد،هر غیرممکنی،ممکن میشه...
فبای الاء ربکما تکذبان- سوره الرحمن
پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را منکرید؟

راستش من اصلا این آیه رو نشنیده بودم تا اینکه چند نفری از اقوام و دوستان به رحمت خدا رفتند و وقتی در مراسم ایشان این آیه رو می خوندم بی اختیار گریه می کردم و حالم دگرگون می شد و البته تا چند روزی هم آدم خوبی شده بودم.
در سوره مبارکه نور مطلبی بیان شده که جوان را از تخیلات منفی باز میدارد و جامعه را به سعادت و رستگاری و شکوفایی راهنمایی می کند و امنیتی در جامعه و درون فرد بوجود می اورد.
ای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مردان و زنان مومن بگو

یغضوا من ابصارهم و یحفظو فروجهم ذلک ازکی لهم
که چشمان خویش را کنترل کنند و اندام خویش را حفظ کنند که این عالی ترین راه خودسازی است.
من این آیات را در زندگیم زیاد مرور میکنم که بسیار برایم اثرات حیرت انگیزی دارند و به من اطمینان و آرامش و سکینه و قدرتی بیکران عنایت میکند و ریشه اظطراب و نگرانی را در من میخشکاند

یدالله فوق أیدیهم .....(دست (قدرت و علم) خدا بر فراز تمام دست های (علم و قدرت) ایشان است)
کفی بالله شهیدا.... (همین که خداوند ناظر و شاهد من است مرا کفایت میکند)
کفی بالله وکیلا.... (همین که بر خداوند توکل کنم خداوند مرا کفایت میکند)


و إن الله علی کل شیء قدیر (خداوند بر هر امری قادر است (بی قید و شرط!!!!!!))
الله ترزق من تشاء به غیر حساب (خداوند به هر که بخواهد بی حساب روزی میدهد)


و همیشه در خاطرم هست که وقتی خداوند در باره ی بهشت صحبت میکند نمیفرماید که این نتیجه ی اعمال ماست چون تمام اعمال خیر ما هم به توفیق الهی است و بی عنایت خدا احدی را توان غلبه بر نفسش نیست
خداوند درباره ی بهشت میفرماید
هذا من فضل ربّی (این از فضل پروردگار من است)
فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!!!!!

قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۵۱﴾


فولادوند: بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و نفسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد


وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۱۵۲﴾


فولادوند: و به مال يتيم جز به نحوى [هر چه نيكوتر] نزديك مشويد تا به حد رشد خود برسد و پيمانه و ترازو را به عدالت تمام بپيماييد هيچ كس را جز به قدر توانش تكليف نمى‏كنيم و چون [به داورى يا شهادت] سخن گوييد دادگرى كنيد هر چند [در باره] خويشاوند [شما] باشد و به پيمان خدا وفا كنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه پند گيريد.

(۷/فروردین/۹۰ ۲۳:۱۴)ghadimi2 نوشته است: [ -> ]در سوره مبارکه نور مطلبی بیان شده که جوان را از تخیلات منفی باز میدارد و جامعه را به سعادت و رستگاری و شکوفایی راهنمایی می کند و امنیتی در جامعه و درون فرد بوجود می اورد.
ای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مردان و زنان مومن بگو

یغضوا من ابصارهم و یحفظو فروجهم ذلک ازکی لهم
که چشمان خویش را کنترل کنند و اندام خویش را حفظ کنند که این عالی ترین راه خودسازی است.


خیلی دلم می خواد بدونم منظور از "جلباب"،در آیه 59 سوره احزاب،دقیقا"چی هست...
عده ای تفسیر به چادر می کنند،عده ای روسری بلند...
Huh
بسم الله الرحمن الرحیم
((( الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق )))
(_آیا وقت آن به مومنین نرسیده است که قلبشان با یاد خدا و آنچه که نازل کرد خاشع گردد
و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی تورات آمد نباشد که دوره ی طولانی بر آنها گذشت و دلهایشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری از آنها نابکار شدند

_) حدید 16
آیا وقت آن نرسیده که به سوی خدا برگردیم
آیا وقت آن نرسیده که به راه راست برگردیم
آیا وقت آن نرسیده که غیر خدا را از زندگی خود حذف کنیم.
آیا وقت آن نرسیده که دلهایمان برای خدا خاشع شود
آیا وقت آن نرسیده به عهد روز ازل خود مبنی بر عدم تبعیت از شیطان برگردیم.
الم اعهد الیکم یا بنی ادم ان لا تعبد الشیطان..... سوره یس

آیا وقت آن نرسیده به دعوت حق لبیک بگوییم


البته آیه به اندازه کافی شفاف است
و اما شرحی بر آن آیه از لینک
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/M...8&id=49654
--پیشه‌اش راهزنی بود و اموال کاروانیان می‌ربودو آن شب،آهنگ گناه و تجاوز به حریمی دیگر را داشت.آتش عشق به محبوب در سینه ناپاکش زبانه می‌کشید و چشمانش را بر روی عاقبت گناه می‌بست.

لحظه‌ها خود را آرام آرام جلو می‌کشیدند و دقایق به یکدیگر جای می‌سپردند. مرد همچنان از بالای دیوار،خانه را می‌پایید.سوسوی ضعیف و بی‌رمق نوری از پنجره یکی از خانه‌های مجاور به بیرون می‌ریخت.گویا در دل شب که همه مردمان،سوار بر بال‌های رؤیا،به این سو و آن سو می‌رفتند،مؤمنی بیدار دل به شب زنده‌داری مشغول بود.مرد همین که آهنگ پریدن به درون خانه محبوب کرد،ناگهان آهنگی روح نواز و پرفسون،او را همچون ستونی سنگی بر جای خود،بی‌حرکت کرد.نغمه‌ای زیبا با مضمونی بلند و آسمانی،نوایی دلنشین و بلیغ با موسیقی‌ای اعجاز آمیز.آن نغمه دلنواز،آیه‌ای از قرآن بود که مؤمن بیدار دل با لحنی زیبا این گونه تلاوت می‌کرد:

«ألم یأن للّذین أمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحقّ…؛آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن] گردد…».(سوره حدید،آیه 16)

نسیم شبانگاهی،نوای آسمانی قرآن را از خانه آن مؤمن،تا خانه زنگار گرفته دل «فضیل»1 به ارمغان آورد.

آیه قرآن بسان گوهری درخشان بر ساحل وجودش نشست و راهزن دل آن «راهزن» شد.قرآن همچون نجوا و زمزمه‌ جادویی چشمه‌ساران بود،که صحرای خشک وجود او را شکوفا کرد.مانند عطر گل در وجودش وزید و بسان نسیمی خنک روحش را نوازش داد.

فضیل ناگهان خود را دانه‌ای دید که می‌بالد تا سر از خاک در آورد.آیه قرآن زنگارها و قساوت‌های دلش را زدود و در دشتِ خشکیده سینه‌اش،بذرهای ایمان و بندگی را کاشت.بذرهایی که برگ و بارش،خوشه‌های نور و هدایت و زهد بود.با شنیدن آیه قرآن و تأمل در معنای آینه گون آن،قلب و روحش در تسخیر قرار گرفت و پرده‌های غفلت و گناه یکی پس از دیگری فرو افتاد.

فصاحت بی‌نظیر آیه به همراه موسیقی درونی و فخامت و شکوه آن، بسان «ارغنون آسمانی» فضیل را مسحور خویش ساخت.او در آن لحظه‌های پر جذبه و کشش گناه،لمحه‌ای در آستان پر عظمت قرآن،به تدبّر و اندیشه روی آورد.با شنیدن قرآن،شهبال‌های خوف و رجا بر قلبش فرو می‌کوبید و آوای عشق به خدا و قرآن،به جای عشق مجازی در دل شب زده‌اش نواخته می‌شد.لبانش به آه سرد افسوس از هم گشوده شد.با یادآوری گذشته سیاه و پر گناهش،صدای ناله او بلند بود.گویی قلبش از سینه بیرون می‌جهید.

انقلابی در درونش برپا بود.با خود می‌گفت:این نغمه چه روح افزا و دگرگونگر است!به چه کسی پیام می‌دهد؟ای فضیل آیا مخاطب آیه تو نیستی؟!آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شوی و از راه خطا و گناه دست برداری؟!آیا زمان هجران به سر نیامده؟و لحظه وصال یار حقیقی نرسیده؟

فضیل همچنان در تدبّر و کشمکش درونی بود.دیری نپایید.ناگاه صدایش در دل شب طنین افکند و آرام آرام بر زبان جاری ساخت که:بلی و الله قد آن!بلی و الله قد آن!به خدا وقتش رسیده است! او تصمیم خود را گرفته بود.چهره‌اش همچون گل‌هایی که بهار به دیدارشان آمده است،شکفته شد و چشمانش همچون دو ستاره رخشان در تاریکی درخشید.از برق چشمانش پیدا بود که آنچه شنیده،راز بزرگی را در دلش به ارمغان آورده است.

فضیل همان لحظه از دیوار بام فرود آمد و از این راه بازگشت و از میان کوچه‌ها که به او و چشمه جوشان چشمانش می‌نگریستند،گذشت و راهی خرابه‌ای شد تا تنها و دلخسته،راز دل با خدای بازگوید و در خلوت شب اشک ندامت بریزد.از قضا جماعتی از کاروانیان در خرابه بودند و با یکدیگر گفتگو می‌کردند.

فضیل صدای آنان را شنید که با هم می‌گفتند:«مراقب باشید که فضیل و دار و دسته‌اش در راهند،اگر حرکت کنیم و بیرون رویم، راه را بر ما می‌بندند و دارایی ما را به غارت می برند».

فضیل همین که این سخن را شنید،همچون مرغکان بر خود لرزید و با خود نجوا کرد:این چه شقاوتی است که به من روی کرده است؟در دل شب به قصد گناه و هوسرانی از خانه بیرون آمده‌ام و قومی مسلمان از بیم من به کنج این خرابه گریخته‌اند.آن گاه رو به سوی آسمان بلند کرد و گفت:الهی از بد کرداری خود به دردم و ازنا کسی خود به فغان! درد مرا درمان ساز ای درمان ساز همه دردمندان!ای پاک صفت از عیب،من را که اسیر بند هوای خویشم،از این بند برهان و رهایی بخش!خدایا از گذشته سیاه خویش توبه می‌کنم و توبه خود را آن قرار می‌دهم که پیوسته در جوار خانه تو باشم.

فضیل توبه کرد و پس از آن شب،از شوره‌زار جهل و وادی ظلمت و گناه برون شد،دل به طلب نور سپرد و به سپیده روشن هدایت،درون شد.--
جلباب نوعی روسری بسیار گشاد و بلند هست که تا پایین سینه ها میاد و منظور از جلباب چادر نیست در این آیه
البته بسیاری از ریز احکام در سنت رسول اکرم و اهل بیت جاری شده و 14 معصوم و اعمال و گفتارشان طبق آیات قرآن لتبین لناس (تبیین کننده برای مردم در باره ی آیات قرآن ) هست و همه میدانیم که رسول اکرم و اهل بیت عمل نمیکنند مگر به دستور خدا و پیروی از هوای نفس نمیکنند و عملشان مورد تأکید و رضایت خداست و چادر حجاب بانوی اول تاریخ ، حضرت فاطمه ی زهراست.
نماز را از اول وقت میتوان خواند تا آخر وقت، به جماعت هم میتواند خواند و به فرادا هم میتوان خواند
اما اگر کسی به دنبال کمال نماز است باید در اول وقت و به جماعت و پشت سر امام عادل بیاستد
در باره ی حجاب هم یک حداقل وجود دارد و یک حداکثری و کمالش مشخص است
در اسلام تأکید شده که حجم بدن جزو زینت زن هست و زینت زن جز برای محارمش مجاز نیست
و بهترین پوششی که تمام زینت زن را پوشش میدهد چادر است
به عزیزانی که میخواهند اطلاعات کافی و جامع در عین حال مختصر و متقن در زمینه ی حجاب رو آگاه بشوند پیشنهاد میکنم حتماً کتاب ارزشمن مسئله حجاب ، تآلیف استاد شهید دکتر مطهری را مطالعه فرمایند
خداوند همه ی مارا به راه راست هدایت فرماید
یا علی
همه ی آیات قرآن بی شک اثرگذار هستند ولی من سوره ی نور رو خیلی تاثیرگذار در زندگی می دونم نه برای خودم بلکه برای همه واقعاً سوره ای پر از محتوا هست ولی این آیه رو همه شنیدند که برای من خیلی تاثیر گذار بوده و هست .

"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه11

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد، مگر آنکه خود بخواهند
دیدم دکمه تشکر کمه،یک دنیا ممنون علی آقا..
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع