سلام. جناب علی110 فرمودید که ناب ترین آیاتی که تحت تأثیرشون قرار گرفتیم رو ذکر کنیم. خیلی سخته که از کتاب نور و رحمت بخوایم گلچین کنیم، چون خودش کلا گلچین خدا برای ماست.
تقریبا غیر ممکنه که انسان سوره یا آیه ای رو با معنی تلاوت کنه و تحت تأثیرش قرار نگیره، گاهی مو به تن سیخ میشه از هیبت اون، گاهی وجود انسان غرق الطاف خداوندی و امید میشه، گاهی باید انگشت حیرت به دهان گرفت و گاهی هم باید برای مظلومیت و غریبی خدا و اولیاءش گریست از دست این انسان ناسپاس!
بنده این آیات رو فعلا در مخیله دارم:
1- آخرین آیه سوره بقره (آیه 286)
(لا یکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها مااکتسبت ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا ربنا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنا واغفرلنا وارحمنا انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین)
خدا هیچ کس رو تکلیف نمیکنه مگر به اندازه وسع خودش، یعنی من و شما لازم نیست کاملا مثل علی (علیه السلام) باشیم، شباهت به او هم کافیست، چون ما، ماهستیم و علی، علی. با هم قابل مقایسه نیستیم و خدای عادل هم هیچ وقت ما رو با او مقایسه نمیکنه بلکه قدم در مسیر او هم که بگذاریم و به اندازه وسع خودمون تلاش کنیم که بهش شبیه باشیم کافیه. نیکی هرشخص به سود خودشه و بدیش به ضرر خودش(مصداق از هر دست بدی از همون دست میگیری). خدایا اگه ما کاری رو به اشتباه یا از روی فراموشی مرتکب شدیم، تو ما رو ببخش.اون تکالیف طاقت فرسایی که بر دوش پیشینیان ما گذاشتی، برما نذار و کلا تکلیفی که فوق طاقت ما باشه رو بر دوش ما نذار(خدایا به من به اندازه ظرفیت وجودیم تکلیف بده. اگه دستم میلنگه مشق شبم رو زیاد بهم نده که زیادی خسته و بی رمق و شایدم خدای ناکرده ناشکر شم) ما رو ببخش و بیامرز. تنها یار و یاور ما تویی. خودت ما رو بر گروه کافرا (اعم از شیطان پرستا و منافقا!) یاری کن.
2-آیه 37 سوره آل عمران
کلا تمام داستان زندگی حضرت مریم (سلام الله علیها) برام شیرینه اما قشنگ ترین و آموزنده ترین قسمت جاییه که میگه هر وقت زکریا (علیه السلام) به صومعه میومده، پیش مریم(سلام الله علیها) طعام میدیده. با تعجب میپرسه: مریم اینا از کجاست؟ و جواب مریم نوجوان که نبی پیری چون زکریا رو تکون میده و در اوج پیری و شکستگی از خدا طلب فرزند میکنه:
(...قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب)
خدا به هرکی بخواد بدون حساب و کتاب روزی میده! به همین سادگی. کاری هم به سیاهی و سفیدی درونت نداره. اینو وقتی میخوام استارت نا امیدی بزنم، به خودم میگم.
3- آیه 23 اعراف
اونجا که پدر و مادرمون با وسوسه شیطان لعین از میوه بهشتی میخورن، یهو زشتیها (و عورتشون) بر اونها آشکار میشه، و دنبال برگ درخت میگردن تا خودشونو بپوشونن، خدا بهشون میگه: مگه نگفتم ازین درخت نخورید، شیطان سخت دشمن شماست.
و جوابی که اونها میدن:
(قالا ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین)
خدایا ما به خودمون ظلم کردیم ( نمیگن به تو ظلم کردیم. به قول پیر هرات که میگه: اگر درآیی، در باز است و اگر نیایی حق بی نیاز است. اون قادر مطلق نیازی به من و تو نداره. اون فقط به ما مشتاقه. من و تویی که اگه دو خط نماز به درد نخور خوندیم و چهار روز روزه هزار بار قضا(با انواع و اقسام گناه زبان و چشم و گوش) گرفتیم و 100-200 تومن انفاق! به بنده های خدا کردیم، و احیانا از سر گناها و مکافات کارای بد خودمون، نقصانی در زندگیمون حاصل شد، اونوقت دیگه واویلا! صبح تا شب بهش حرف میزنیم و به رخش میکشیم که من فلان کردم و بیسان، این حق من بود؟! نه عزیز دلم، اون چه نیازی به این اعمال نصفه نیمه ما داره، ما خودمون بهشون نیاز داریم که ظرفیتمون رو بالا و بالاتر ببریم.)
خدایا اگه به ما رحم نکنی و ما رو نبخشی جداً زیان دیده و خاسر خواهیم بود.(این واژه عجیب منو به فکر فرو میبره: خسران دیده، ضرر کرده یا به قول ماها ورشکسته! همش با خودم فکر میکنم اگه اون دنیا جزء خسران دیده ها باشم، باید چه خاکی بر سر کنم؟! ورشکسته این دنیا بالاخره با وام و قرض و قوله و مهلت یه جور مشکل خودشو حل میکنه، ورشکسته اون دنیا چی؟ واسه همینه که به اون روز میگن یوم الحسرت. بزرگی میگفت: بیشتر از عذاب آتیش جهنم، عذابیه که انسان به خاطر شرمندگیش پیش خدا و حسرتی که میخوره، متحمل میشه، حسرت از اینکه بعد از هزاران سال عذاب هم اگه به بهشت وارد بشه، بازم اجازه دیدار و لقاءالله رو نداره و تا ابد خسارت زده باقی میمونه. اینجاش تن منو خیلی میلرزونه)
و کلا تو این قضیه هبوط آدم و حوا به زمین خیلی براشون تأسف میخورم(و همچنین واسه خودمون، آخه نون مارم آجر کردن!

4- آیه 11 سوره التحریم
اونجایی که آسیه(سلام الله علیها) تحت شکنجه فرعون به خدا میگه:
(...اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین)
خدایا حالا که من از قصر فرعون و جونم به خاطر تو گذشتم تو هم برای من پیش خودت یه خونه تو بهشت بنا کن(فکرشو بکنید، چه پاک و بی ریا و خالصانه از خدا طلب یه خونه پیش خودش رو میکنه، خدایا هیچی نمیخوام فقط خودت رو و اینکه در کنارت باشم) خدایا عمل فرعون رو به پای من ننویس. (قابل توجه اونایی که میگن ما خونوادمون خوب نبودن، نذاشتن نماز بخونیم، حجاب داشته باشیم. ما مجبور شدیم مثل اونا باشیم. نه مسلمون، آسیه زن فرعون بود و غرق در مکنت، حق رو دریافت، خدارو پیدا کرد. فرعونو بی خیال شد، شکنجه شد اما روی اعتقاد خودش پابرجا موند. تو قدم بذار تو راه حق، خداهم اینقدر عادل هست که گناه اعضاء خونوادتو به پای تو ننویسه.)
تو پرانتز بگم دوستان اینا تفاسیر خود بنده حقیر بود که مطمئنا چون منی نمیتونه دقیقا به اعماق آیات پی ببره، اما من با عقل ناقص خودم اینا رو فهمیدم(لا یکلف الله نفسا الا وسعها: وسع عقلی من هم همینقدر بود!)