تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اى يحيى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم (۱۲)
يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿۱۲﴾


و [نيز] از جانب خود مهربانى و پاكى [به او داديم] و تقواپيشه بود (۱۳)
وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا ﴿۱۳﴾


و با پدر و مادر خود نيك‏رفتار بود و زورگويى نافرمان نبود (۱۴)
وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا ﴿۱۴﴾


و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه مى‏ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شود (۱۵)
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ﴿۱۵﴾



راستش من چند وقت پیش یه مطلب راجع به فضیلت گریه از خوف خدا خواندم که یه مطلبی راجع به حضرت یحیی (ع ) نوشته بود

عین مطلب رو براتون نقل میکنم از کتاب رساله لقاالله نوشته آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی قدس سره

....حضرت یحیی باتلا پوش را تن کرد و به بیت المقدس آمد و به همراه روحانیون شروع به عبادت کرد تا آنکه بالاپوشش گوشت تنش را خورد پس روزی یحیی نگاهی به اندامش که لاغر شده بود انداخت و گریستن آغاز کرد خدای عزوجل به او وحی کرد به این مقدار از جسمت که لاغر شده گریه میکنی؟ به عزت و جلالم سوگند اگر کمترین اطلاعی از آتش دوزخ داشتی بالاپوشی از آهن میپوشیدی تا چه رسد به بافته.

یحیی این خطاب از خدای تعالی که شنید آنقدر گریه کرد که اشک چشمش گوشت هر دو گونه اورا خورد بطوریکه قیافه دندانهایش برای بینندگان پیدا بود خبر او به مادرش رسید و..... پس مادر یحیی دو قطعه نمد برای او تهیه کرد که دندانهایش را میپوشاند و اشک هایش را به خود میگرفت تا آنکه از اشک چشمانش خیس میشد یحیی آستین بالا میزد و آن نمد ها را میگرفت و فشارشان میداد و اشک ها از میان انگشتانش فرو میریخت.....


خدایا به عظمتت و جلالت من رو از آتش دوزخ حفظ فرما که من بسیار نفهم و بی درک از آتش دوزخ و بزرگی مقام و منزلت توام

خدایا خوفی و ترسی از بزرگی وعظمتت بر دل من قرار بده که بسیار عاجزم از درک عظمت مقام و منزلتَت...


یا الله
به نام خدا
سلام
****************
تمامي آيات قرآن اثربخشي خاصي دارن ولي دركل آية الكرسي خيلي بيشتر از بقيه به دل ميشينه و درنتيجه تاثيراتش رو خيلي عجيب غريب ميتونيم توي زندگيمون ببينيم
این درسته که تمام آیات قرآن جالب و تاثیر گذارن ولی بعضی آیات هست که با وضع کنونی ما مطابقت داره به همین علت برای ما خیلی جالبتر به نظر میاد

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1530.html
بسم الله

دوستان من که با خوندن این آیه خفن جا خوردم...
یعنی یه روزی میاد که ما میگیم فقط یک روز در این دنیا زندگی کردیم و کمتر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿112﴾ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ ﴿113﴾ قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿114﴾

(خداوند) مى‏گوید: «چند سال در روى زمین توقف کردید؟» ﴿112﴾ (در پاسخ) مى‏گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتى از یک روز! از آنها که مى‏توانند بشمارند بپرس!» ﴿113﴾ مى‏گوید: «(آرى،) شما مقدار کمى توقف نمودید اگر مى‏دانستید!» ﴿114﴾


خدایی حالا اگه با این دیدگاه که من فقط یه روز تو این دنیا هستم آیا ارزش داره برای یک روز لذت بردن و فلان وفلان خودمو به هزار گند کثافت آلوده کنم...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فقط یک روز یا کمتر مهمان این دنیای کثیف هستیم بعدش چمدونمون رو میبندیم میریم خونمون.

آخه من نمیدونم واقعا چرا اینقد درکم پایینه...
خیلی به خودم فشار میارم که درک کنم این موضوع رو و میدونم که اگر درکش کنم تموم مشکلاتم حل میشه(حبّ دنیا راس کل خطیئه) و دیگه خطایی نمیکنم. چه کنم که نفهمم...


خدایا یه درکی فهمی چیزی به من عنایت بفرما هرچند کم به اندازه سر سوزن که کلیدی ست از کلیدهای در رستگاری...


راستی دوستان خودمونیم ها ولی این تاپیک خیلی مهجوره...
واقعا که این لیدی گاگا و کوفت و زهر مار ها مارو از قرآن خوندن و درکش بازداشته...

خدایا هدایتم کن به تو پناه میبرم که پناهی جز تو وجود نداره ای پناه دهنده ی بی پناهان.(چند قطره اشک هم نمیاد بی وجدان که باعث قبولی دعامون بشه... به قول یه بنده خدایی : لعنت به ابن چشم ها که هر لحظه نوش داروی اشک را از دلم دریغ میکنند....)


یا الله
آیه ی « أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا ... »« سوره حدید آیه 16 » از آیات تكان دهنده قرآن مجید است كه قلب و روح انسان را در تسخیر خود قرار مى‏دهد، پرده‏هاى غفلت را مى‏درد و فریاد مى‏زند:
آیا موقع آن نرسیده است كه قلبهاى با ایمان در برابر ذكر خدا و از آنچه از حق نازل شده خاشع گردد؟ و همانند كسانى نباشند كه قبل از آنها آیات كتاب آسمانى را دریافت داشتند اما بر اثر طول زمان قلبهاى آنها به قساوت گرائید؟

لذا در طول تاریخ افراد بسیار آلوده‏اى را مى‏بینیم كه با شنیدن این آیه چنان تكان خوردند كه در یك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند، و حتى بعضا در صف زاهدان و عابدان قرار گرفتند، از جمله سرگذشت معروف فضیل بن عیاض است.

" فضیل" كه در كتب رجال به عنوان یكى از راویان موثق از امام صادق ع و از زهاد معروف معرفى شده و در پایان عمر در جوار كعبه مى‏زیست و همانجا در روز عاشورا بدرود حیات گفت در آغاز كار راهزن خطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند.
از نزدیكى یك آبادى مى‏گذشت دختركى را دید و نسبت به او علاقه‏مند شد عشق سوزان دخترك فضیل را وادار كرد كه شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود و تصمیم داشت به هر قیمتى كه شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود كه در یكى از خانه‏هاى اطراف شخص بیداردلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ...

این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده فضیل نشست، درد و سوزى در درون دل احساس كرد، تكان عجیبى خورد، اندكى در فكر رفت این كیست كه سخن مى‏گوید؟ و به چه كسى این پیام را مى‏دهد؟ به من مى‏گوید:
اى فضیل!" آیا وقت آن نرسیده است كه بیدار شوى، از این راه خطا برگردى، از این آلودگى خود را بشویى، و دست به دامن توبه زنى؟!
ناگهان صداى فضیل بلند شد و پیوسته مى‏گفت:
بلى و اللَّه قد آن، بلى و اللَّه قد آن!: به خدا سوگند وقت آن رسیده است، به خدا سوگند وقت آن رسیده است"!
او تصمیم نهایى خودش را گرفته بود، و با یك جهش برق‏آسا از صف اشقیا بیرون پرید، و در صفوف سعدا جاى گرفت، به عقب برگشت و از دیوار بام فرود آمد، و به خرابه‏اى وارد شد كه جمعى از كاروانیان آنجا بودند، و براى حركت به سوى مقصدى با یكدیگر مشورت مى‏كردند، مى‏گفتند فضیل و دارودسته او در راهند، اگر برویم راه را بر ما مى‏بندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد! فضیل تكانى خورد و خود را سخت ملامت كرد، و گفت چه بد مردى هستم! این چه شقاوت است كه به من رو آورده؟ در دل شب به قصد گناه از خانه بیرون آمده‏ام، و قومى مسلمان از بیم من به كنج این خرابه گریخته‏اند!
روى به سوى آسمان كرد و با دلى توبه‏كار این سخنان را بر زبان جارى ساخت:
اللهم انى تبت الیك و جعلت توبتى الیك جوار بیتك الحرام!:" خداوندا من به سوى تو بازگشتم، و توبه خود را این قرار مى‏دهم كه پیوسته در جوار خانه تو باشم، خدایا از بدكارى خود در رنجم، و از ناكسى در فغانم، درد مرا درمان كن، اى درمان كننده همه دردها! و اى پاك و منزه از همه عیبها! اى بى‏نیاز از خدمت من! و اى بى‏نقصان از خیانت من! مرا به رحمتت ببخشاى، و مرا كه اسیر بند هواى خویشم از این بند رهایى بخش"!
خداوند دعاى او را مستجاب كرد، و به او عنایتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى" مكه" آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اولیا گشت.
تفسیر نمونه، ج‏23، ص: 345 و 346
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فإنِّی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرّعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدوّ و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق می‌خواد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ )
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
وصف حال انان که تحمل تورات کرده و خلاف ان عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد اری قومی که مثل حالشان این است که ایات خدا را تکذیب کردند بسیار مردم ستمگر بد کاری هستند و خدا هرگز ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.سوره شریف جمعه ایه 5
اثر بخشترین ایه ای که در زندگی و ایمان قلبی ام و اعتقادات و یقینم تاثیر گذاشت ایه روشنی بخش نور بود الله نور السموات و الارض...سوره شریف نور ایه 35
انشا الله خداوند متعال دل ما را به نور قران روشن کند.
من تا دو سال پیش اصلا اهل دین نبودم
یه بار همینجوری ایه الکرسی رو حفظ کردم
رسیدم به اینجا که:


***لا اکراه فی الدین***



با خودم فکر کردم که اگه خدا میگه این دین خوبه پس چرا میگه اجبار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
شروع کردم به گشتن دنبال سوالام از پایه دین .

همین تکه از ایه متحولم کرد...
به نام خدا
آیات قران هر کدام دریایی است که با داشتن ظرف های مختلف از آن بهره مند می شویم.
ولی یکی از زیبا ترین حکیمانه تر آیات قر آن این آیه است.
ویزکیهم ویعلم اکتاب و الحکمه فهم آیات قرآن و پی بردن آن بدون تزکیه خیلی سخت و ناشدنی است و پاکان هستن که به حقیقت قرآن پی می برند.
پس باید تقوا پیشه کرد تا از این دریای بی کران استفاده کرد.حکمت های قرآن از نوع حکمت های عملی است.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
آدرس های مرجع