کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 8 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$
۱۱:۲۰, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۱۹:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام رفقا
تا حالا از خود پرسیدید چرا میگیم در نماز ایاک نعبد؟ و نمیگیم ایاک اعبد
یعنی میگیم خدایا تنها تورا میپرستیم و نمیگیم تنها تورا میپرستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این سوالی بود که برای حقیر پیش آمد
و رفتم به سراغش
جوابهای بسیاری در تفاسیر مختلف برایش یافتم
تا بالاخره جوابی یافتم که روحم را سیراب کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۲, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
با سلام
ببخشید خیلی طولانی شد

نقل قول:یک فرد کانه حیا می کند از اینکه عبادت و استعانت خود را به تنهایی مقابل خداوند عرضه کند و بگوید من تو را عبادت می کنم و از تواستعانت می جویم لذا خویش را در ردیف دیگران آورده و همه مردم را با خود در تقاضا شریک کرده و یک جا می گوید همه ما تو راعبادت می کنیم و از تو استمداد می کنیم که البته این طرز سخن گفتن در برابر مقام عظیم پروردگار با اصول ادب مناسب تر است.
[/font]تفسیر سوره حمد ،محمد تقی فلسفی،ص54

نقل قول:

بدان كه اهل ظاهر در نكته ذكر نعبد و نستعين به صيغه متكلّم مع الغير، با آنكه عابد واحد است، نكاتى گفته‏اند.


از آن جمله آنكه عابد را حيله‏اى شرعيّه به نظر رسيده كه به وسيله آن، عبادتش مقبول درگاه حق تعالى افتد؛ و آن، آن است كه عبادت خود را در ضمن عبادت ساير مخلوق، كه از جمله آنهاست كمّل از اوليا كه حق تعالى عبادت آنها را قبول مى‏فرمايد، تقديم بارگاه قدس و دستگاه رحمت كند تا به اين وسيله عبادت او نيز ضمناً قبول شود؛ زيرا كه از عادتِ كريم نيست كه تبعّض صفقه كند.


و از آن جمله آنكه چون تشريع نماز در اول امر به جماعت بوده، از اين جهت به لفظ جمع ادا شده؛ و ما در سرّ جملى اذان و اقامه، نكته‏اى گفتيم كه از آن، كشف اين سرّ تا اندازه‏اى مى‏شود؛ و آن، آن است كه اذان اعلان قواى ملكيّه و ملكوتيّه سالك است براى حضور در محضر؛ و اقامه بپاداشتن آنهاست در حضور؛ و چون سالك قواى ملكيّه و ملكوتيّه خود را در محضر حاضر نمود و قلب كه پيشواى آنهاست به سمت امامت‏




به پاى خاست فَقَدْ قامَت الصلاة و الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَماعَة، «1» پس نعبد و نستعين و اهدنا، تمام به واسطه اين جمعيت حاضره در محضر قدس است؛ و در روايات و ادعيه صادره از اهل بيت عصمت و طهارت، كه سرچشمه عرفان و شهودند، اشاره به اين معنى شده است.



و وجه ديگر كه به نظر نويسنده مى‏رسد، آن است كه چون سالك در الحمد للَّه جميع محامد و اثنيه را از هر حامد و ثناجويى در ملك و ملكوت، مقصور و مخصوص به ذات مقدّس حق نمود؛ و نيز در مدارك ائمّه برهان و قلوب اصحاب عرفان به ظهور پيوسته كه تمام دايره وجود- بِمُلْكِها وَ مَلَكوتِها وَ قَضِّها وَ قَضيضِها- حيات شعورى ادراكى حيوانى بل انسانى دارند و حامد و مسبِّحِ حق تعالى از روى استشعار و ادراكند و در فطرت تمام موجودات- خصوصاً نوع انسانى- خضوع در پيشگاه مقدّس كامل و جميل على الاطلاق ثبت، و ناصيه آنها در آستانه قدسش بر خاك است، چنانچه در قرآن شريف فرمايد: وَ إِن مِّن شَىْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ؛ «2» و ديگر آيات شريفه و اخبار معصومين كه مشحون از اين لطيفه الهيّه است، مؤيّد برهان حكمى متين است، پس چون سالك الى اللَّه به قدم استدلال برهانى يا ذوق ايمانى يا مشاهده عرفانى اين حقيقت را دريافت، در هر مقامى كه هست دريابد كه جميع ذرّات وجود و سكنه غيب و شهود عابدِ معبودِ على الاطلاق و پديدآرنده خود را طلبكارند؛ پس با صيغه جمع اظهار كند كه جميع موجودات در همه حركات و سكنات خود، عبادت ذات مقدس حق تعالى كنند و از او استعانت جويند.

[font=Tahoma]تفسیر سوره حمد امام خمینی
با توجه به اینکه همه اینها خیلی زیبا این مطلب رو بیان کردند اما چیزی که من دنبالش بودم متن زیر بود که دلم نیومد قسمتی از اونو بذارم
بازم عذرخواهی می کنم به خاطر طولانی شدن مطلب
نقل قول:
چرا در سوره حمد ضمير جمع بكار رفته است؟
در«اياك نعبد واياك نستعين» ضمير متكلم مع‌الغير آمده است؛ در حالي كه انسان بسياري از نمازها و نوافل را تنها مي‌خواند، علت چیست؟

بعضي عنوان مي‌كنند كه اصل در نماز، جماعت است و فُرادَي حالت غير معمول آن است. دلیلشان هم این است که حضرت رسول‌(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از همان ابتدا که خديجه پشت سرشان و علي‌(علیه السلام) در سمت راستشان مي‌ايستادند، به‌صورت جماعت نماز مي‌خواندند.
باید گفت که نماز فرادي هم يك وَجهِ جماعت است. چطور؟ چون در آن حالت همه‌ي اعضا و جوارح دارند خداوند را عبادت مي‌كنند. زبان، امام جماعت است و بقیه جوارح ساكت به او اقتدا مي‌كنند؛ آن‌ها با سكوتشان و او با صحبت و به نمايندگي از طرف آن‌ها، عبادت مي‌كند. بنابراين اين وجه، وجهي پسنديده‌ است كه بگوييم انسان در همان حالي كه نماز فردي مي خواند، باز هم جمعي است. همین مطلب در سلام نماز هم هست؛ نماز گزار با گفتن «اَلسَّلاَمُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِاللهِ الصَّالِحِينَ‌»، مجموعه را در نظر دارد، در حالي كه نماز فرادي مي‌خواند.
اما قضيه از اين ها كه گفتيم بالاتر است. قضيه اين است كه انسان وقتي مي‌خـواهد به سمت خـدا بيايـد، بایـد تشکیلاتی بیايد؛ ويزاي ورود به حريم الهي، جمعی صادر مي‌شود. «‌يَومَ نَدعُوا كُلَّ اُنَاسٍٍ بِاِمَامِهِم »:"روزی که هر گروهی را با امام خود می‌خوانیم" آن روز تجسم امروز است؛ امروز وقتي مي‌خواهند با نماز وارد حريم الهي شوند، به احترام امامشان آن ها را مي‌پذيرند. از اين جهت در روايت داريم كه قبل از تكبيره‌الاحرام و برای ورود به حريم الهي، مستحب است اين دعا خوانده شود:
«‌اَلَّلهُمَّ انِّي اُقَدِّمُ اِلَيكَ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بَينَ يَدَي حَاجَتِي وَ اَتَوَجّهُ بِهِ اِلَيكَ فَاجعَلنِي بِهِ وَجِيهاً عِندَكَ فِي الدُّنِيَا وَ الاَخِرَه وَ مِنَ المُقَرَّبِينَ، وَاجعَل صَلَوتِي بِهِ مَقبُولَهً وَ ذَنبِي بِهِ مَغفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُستَجَابَاً، اِنَّكَ اَنتَ الغَفُورُ الرَّحِيمِ »:"خدایا من محمد صلی الله علیه و آله را برای حاجتم پیش می‌اندازم و با او به تو توجه می‌کنم، پس من را به‌خاطر این بزرگوار، نزدت در دنیا و آخرت آبرومند‌ دار و از مقربان قرار بده و نمازم را قبول نموده و گناهم را ببخش و دعایم را مستجاب گردان، همانا تو آمرزنده‌ی بخشایشگری" يعني وقتي مي‌خواهند در را باز كنند، نگاه مي‌كنند ببينند در را به روي چه كسي باز مي‌كنند؟ وجهي بايد جلو باشد كه ارزش داشته باشد در را بر روي مجموعه باز كنند و انسان به بركت آن وجيه شود. ما در نماز فرادي با اين وجيه‌ها جلو مي‌آييم تا با تكبيره‌الاحرام در پشت سر آن‌ها به حرم الهي وارد شويم و روي گذرنامه‌ي ورودمان به حرم الهي، نام امامان يا اوصياء و اوليا نوشته شده باشد تا اجازه‌ي ورود بدهند.
ولايت هم عيناً همين‌طوراست. درست است كه خدا به همه‌ي بندگانش راه دارد و به همه‌ي آن‌ها نزديك است و فاصله‌اي ندارد و آیه‌ي قرآن هم صراحت دارد: «نَحنُ اَقرَبُ اِلَيهِ مِن حَبلِ الوَرِيد »:"ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تر هستیم" اما همه‌ي بنده‌ها که به او راه ندارند. اين غير از نزديك بودن بنده به او است. این‌جا سلسله مراتب، كار مي‌كند و باید به شاخه‌اي از شاخه‌هاي ولايت وصل شد.
گو برو آستين به خون جگر شوي
هر كه در اين آستانه راه ندارد
پس وقتي روايات اين‌طوراست وانسان را به صورت جمعي مي‌پذيرند، نماز گزار بايد مجموعه‌ي خود را قبل از نماز مشخص و انتخاب كند تا عبادت او قبول شود. در زيارت جامعه مي‌گوييم: «‌وَ بِمُوَالاَتِكُم تُقبَلُ الطَّاعَهُ المُفتَرِضَهُ.... ».:"اين عبادات كه بر همه فريضه است، قبولش مربوط به شماست!" يعني چه؟ يعني ما بايد نمازمان را دست اماممان بدهيم و امام هم دست خدا مي‌دهد. اين كار مانند كار معلم است كه تكاليف را جمع مي‌كند؛ معلم به مبصر كلاس مي‌گويد مشق‌ها را جمع كند. ممكن است دانش‌آموزي با مبصر كلاس، ميانه‌ي خوبي نداشته باشد و بگويد خودم پيش معلم مي‌برم، بعد كه پيش معلم مي‌برد، معلم مي‌گويد چرا به مبصر ندادي! مي‌گويد خودم خواستم بياورم! معلم دفتر را کنار می‌گذارد و از نمره‌ي او کم مي‌كند.
دستگاه الهی دستگاه عجیبی است. هم خیلی نزدیک است و هم خیلی دور! وقتی بنا بر نزدیک شدن و انس و تقرب و گذشت و مسامحه و تفاهم باشد، صرف نظر می‌کنند. وقتی هم بنا بر دور باش و زدن باشد، می‌گوید از عاقبت آن نمی‌ترسیم. در پایان سوره‌ي شمس می‌خوانيم: «فَدَمدَمَ عَلَیهِم رَبُّهُم بِذَنبِهِم فَسَوَّیهَا وَ لاَ یَخَافُ عُقبَهَا »:"پرردگارشان به سزاي گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را باخاك يكسان كرد و از پيامد كار خويش بيمي به خود راه نداد" يعني ما را از عاقبت کار نترسانید! هر چه شد، شد؛ کسی می‌ترسد که کم بیاورد!

بنابراین در مجموع، خدا هیچ عبادتی را خارج از برنامه‌ی جمع قبول نمی‌کند. درست است که اهل بیت، بنده‌ی خدا هستند و از خودشان هیچ ندارند، اما شأنی نزد خدا دارند که هر کس هر چه بخواهد از خدا بگیرد یا به خدا بدهد، باید از کانال این‌ها باشد. این‌ها یَدُالله و بَابُ‌الله هستند و کسی را به‌صورت فردی به درگاه راه نمی‌دهند.
تفسیر سوره حمد، محی الدین حائری شیرازی
التماس دعا

امضای تازه مسلمان
[تصویر: Picture.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۴, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۱۴:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #12
آواتار
(۲۴/آذر/۹۰ ۱۳:۵۲)تازه مسلمان نوشته است:  با توجه به اینکه همه اینها خیلی زیبا این مطلب رو بیان کردند
اما چیزی که من دنبالش بودم متن زیر بود که دلم نیومد قسمتی از اونو بذارم
بازم عذرخواهی می کنم به خاطر طولانی شدن مطلب
نقل قول:

چرا در سوره حمد ضمير جمع بكار رفته است؟ در«اياك نعبد واياك نستعين» ضمير متكلم مع‌الغير آمده است؛ در حالي كه انسان بسياري از نمازها و نوافل را تنها مي‌خواند، علت چیست؟
بعضي عنوان مي‌كنند كه اصل در نماز، جماعت است و فُرادَي حالت غير معمول آن است. دلیلشان هم این است که حضرت رسول‌(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از همان ابتدا که خديجه پشت سرشان و علي‌(علیه السلام) در سمت راستشان مي‌ايستادند، به‌صورت جماعت نماز مي‌خواندند.

باید گفت که نماز فرادي هم يك وَجهِ جماعت است. چطور؟ چون در آن حالت همه‌ي اعضا و جوارح دارند خداوند را عبادت مي‌كنند. زبان، امام جماعت است و بقیه جوارح ساكت به او اقتدا مي‌كنند؛ آن‌ها با سكوتشان و او با صحبت و به نمايندگي از طرف آن‌ها، عبادت مي‌كند. بنابراين اين وجه، وجهي پسنديده‌ است كه بگوييم انسان در همان حالي كه نماز فردي مي خواند، باز هم جمعي است. همین مطلب در سلام نماز هم هست؛ نماز گزار با گفتن «اَلسَّلاَمُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِاللهِ الصَّالِحِينَ‌»، مجموعه را در نظر دارد، در حالي كه نماز فرادي مي‌خواند.

اما قضيه از اين ها كه گفتيم بالاتر است.
قضيه اين است كه انسان وقتي مي‌خـواهد به سمت خـدا بيايـد، بایـد تشکیلاتی بیايد؛ ويزاي ورود به حريم الهي، جمعی صادر مي‌شود. «‌يَومَ نَدعُوا كُلَّ اُنَاسٍٍ بِاِمَامِهِم »:"روزی که هر گروهی را با امام خود می‌خوانیم" آن روز تجسم امروز است؛ امروز وقتي مي‌خواهند با نماز وارد حريم الهي شوند، به احترام امامشان آن ها را مي‌پذيرند.
از اين جهت در روايت داريم كه قبل از تكبيره‌الاحرام و برای ورود به حريم الهي، مستحب است اين دعا خوانده شود:

«‌اَلَّلهُمَّ انِّي اُقَدِّمُ اِلَيكَ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بَينَ يَدَي حَاجَتِي وَ اَتَوَجّهُ بِهِ اِلَيكَ فَاجعَلنِي بِهِ وَجِيهاً عِندَكَ فِي الدُّنِيَا وَ الاَخِرَه وَ مِنَ المُقَرَّبِينَ، وَاجعَل صَلَوتِي بِهِ مَقبُولَهً وَ ذَنبِي بِهِ مَغفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُستَجَابَاً، اِنَّكَ اَنتَ الغَفُورُ الرَّحِيمِ »:"
خدایا من محمد صلی الله علیه و آله را برای حاجتم پیش می‌اندازم
و با او به تو توجه می‌کنم،
پس من را به‌خاطر این بزرگوار، نزدت در دنیا و آخرت آبرومند‌ دار و از مقربان قرار بده
و نمازم را قبول نموده
و گناهم را ببخش
و دعایم را مستجاب گردان،
همانا تو آمرزنده‌ی بخشایشگری"
يعني وقتي مي‌خواهند در را باز كنند، نگاه مي‌كنند ببينند در را به روي چه كسي باز مي‌كنند؟
وجهي بايد جلو باشد كه ارزش داشته باشد در را بر روي مجموعه باز كنند
و انسان به بركت آن وجيه شود. ما در نماز فرادي با اين وجيه‌ها جلو مي‌آييم تا با تكبيره‌الاحرام در پشت سر آن‌ها به حرم الهي وارد شويم و روي گذرنامه‌ي ورودمان به حرم الهي، نام امامان يا اوصياء و اوليا نوشته شده باشد تا اجازه‌ي ورود بدهند.

ولايت هم عيناً همين‌طوراست.
درست است كه خدا به همه‌ي بندگانش راه دارد و به همه‌ي آن‌ها نزديك است و فاصله‌اي ندارد و آیه‌ي قرآن هم صراحت دارد: «نَحنُ اَقرَبُ اِلَيهِ مِن حَبلِ الوَرِيد »:"ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تر هستیم"
اما همه‌ي بنده‌ها که به او راه ندارند. اين غير از نزديك بودن بنده به او است. این‌جا سلسله مراتب، كار مي‌كند و باید به شاخه‌اي از شاخه‌هاي ولايت وصل شد.
گو برو آستين به خون جگر شوي
هر كه در اين آستانه راه ندارد
پس وقتي روايات اين‌طوراست وانسان را به صورت جمعي مي‌پذيرند،
نماز گزار بايد مجموعه‌ي خود را قبل از نماز مشخص و انتخاب كند تا عبادت او قبول شود.
در زيارت جامعه مي‌گوييم: «‌وَ بِمُوَالاَتِكُم تُقبَلُ الطَّاعَهُ المُفتَرِضَهُ.... ».:"اين عبادات كه بر همه فريضه است، قبولش مربوط به شماست!"
يعني چه؟
يعني ما بايد نمازمان را دست اماممان بدهيم و امام هم دست خدا مي‌دهد.
اين كار مانند كار معلم است كه تكاليف را جمع مي‌كند؛ معلم به مبصر كلاس مي‌گويد مشق‌ها را جمع كند.
ممكن است دانش‌آموزي با مبصر كلاس، ميانه‌ي خوبي نداشته باشد و بگويد خودم پيش معلم مي‌برم، بعد كه پيش معلم مي‌برد، معلم مي‌گويد چرا به مبصر ندادي!
مي‌گويد خودم خواستم بياورم! معلم دفتر را کنار می‌گذارد و از نمره‌ي او کم مي‌كند.

دستگاه الهی دستگاه عجیبی است. هم خیلی نزدیک است و هم خیلی دور! وقتی بنا بر نزدیک شدن و انس و تقرب و گذشت و مسامحه و تفاهم باشد، صرف نظر می‌کنند. وقتی هم بنا بر دور باش و زدن باشد، می‌گوید از عاقبت آن نمی‌ترسیم.
در پایان سوره‌ي شمس می‌خوانيم: «فَدَمدَمَ عَلَیهِم رَبُّهُم بِذَنبِهِم فَسَوَّیهَا وَ لاَ یَخَافُ عُقبَهَا »:"پرردگارشان به سزاي گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را باخاك يكسان كرد و از پيامد كار خويش بيمي به خود راه نداد" يعني ما را از عاقبت کار نترسانید! هر چه شد، شد؛ کسی می‌ترسد که کم بیاورد!

بنابراین در مجموع، خدا هیچ عبادتی را خارج از برنامه‌ی جمع قبول نمی‌کند.
درست است که اهل بیت، بنده‌ی خدا هستند و از خودشان هیچ ندارند، اما شأنی نزد خدا دارند که هر کس هر چه بخواهد از خدا بگیرد یا به خدا بدهد، باید از کانال این‌ها باشد.
این‌ها یَدُالله و بَابُ‌الله هستند و کسی را به‌صورت فردی به درگاه راه نمی‌دهند.
تفسیر سوره حمد، محی الدین حائری شیرازی

التماس دعا


احسنت
خدا خیر دنیا و آخرت را نصیب شما گرداند

سر مطلب
و آن چه که روح مرا سیراب کرد همین بود

اساساً در بحث عبودیت و عبادت ابتدا باید در ولایت الله آمد
ولایت خدا هم در ولایت ولی اعظم خدا تجلی دارد
یعنی باید متولی به ولایت رسول الله شد
و بعد هم ولایت ایشان انحصار دارد به ولایت امیرالمومنین
و تا کسی متولی به ولایت امیرالمومنین نشود در دایره ی ولایت الهی وارد نشده
و وارد صراط مستقیم نشده که بخواهد با عبادت طی طریق الی الله کند!!!!!!!!!!!!
که صراط هم در روایات امیرالمومنین و ولایت ایشان است
پس سر اینکه میگویی ایاک نعبد
این است که در حقیقت اعتراف به این حقیقت داریم که در تمام این عبادات با تولی به ولایت اولیای برگزیده ای که اطاعتشان را تمام و کمال و بی کم و کاست بر ما واجب کردی تو را عبادت میکنیم

چرا که اصلاً بنا به صریح آیات قرآن و روایات بی تولی به ولایت امیر المومنین نمیتوان راهی به سمت پروردگار و عبودیت پیدا کرد

و این است که گفته میشود:

اعمال عبادی ( مِن جمله نماز) بی ولایت مقبول نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و ولایت مهمترین رکن دین است و جوهر عبودیت و پرستش است و امتحان ولایت پذیری اساسی ترین امتحانی است که نشان میدهد ما عبد خدا هستیم یا نه!!!
[/font]
[font=Arial]استدعا دارم رفقا به این دوتاپیک مراجعه فرمایند


(A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#

و

(A)رابطه حب اهل بیت و ایمان!#
(صفحه: 1 2 )





اساساً تقرب در عبادات زمانی حاصل میشود که ما در نیت خود این مسئله را در نظر داشته باشیم که ما در آنجام این عمل عبادی به دستور خدا داریم از رسول اکرم و جانشینان بر حق ایشان تبعیت میکنیم

وگرنه اگر دلخوش به این باشیم که داریم خودمان عمل میکنیم و نیت ما تبعیت و همراهی و مشایعت از عمل رسول خدا و جانشینان بر حق ایشان نباشد هیچ گاه حقیقت پرستش در اعمال ما محقق نشده!!!!!!!!




باز هم یک تشکر ویژه بدهکارم به سرکار تازه مسلمان!!!!!!!




خدا نگهدار همه ی ما

یا علی

و صد البته در محرم و صفر

یا حسین

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۷, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
غیر از تشکر و قدردانی نمیدانم دگر چه بگویم واقعا ممنونم نهایت استفاده را بردم.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۲, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۱۸:۱۳ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #14
آواتار
با عرض تشکر فراوان از جناب علی‌۱۱۰ که این تاپیک را ایجاد نمودن و تشکر از دیگر دوستان که به تاپیک خیلی‌ جوابهای زیبا و دقیق دادن خیلی‌ استفاده کردم.

خدا بهتون برکت واجرتون بده
انشا‌الله

امضای ساقی
خوشبختي همان لحظه ايست كه احساس مي كني
خدا كنارته و تو به احترامش
از گناه فاصله ميگيري
[تصویر: 1_allah.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۶, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۲۲:۱۷ توسط stranger00.)
شماره ارسال: #15

اگه میشه بیشتر توضیح بدین

=

چرا ادیتور اجازه ارسال جمله کوتاه رو نمیده؟ حرف من فقط همون جمله اوله باید چیز های زائد هم بنویسم تا ادیتور اجازه انتشار پست رو بده.

امضای stranger00

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۰, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
ایاک نعبد یعنی من و امامم که من متولی به ولایتش هستم و در عبادتت تویِ پروردگار تبعیت از امر و روش او دارم تو را عبادت میکنیم
نفی این که من میخواهم خودم تو را عبادت کنم
دوست خوبم استدعا دارم این دو تاپیک را اول با دقت فراوان مطالعه بفرماید بعد اگر باز نقطه ی مبهمی بود در حد وسع اندکم در خدمت خواهم بود
حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#
و
رابطه حب اهل بیت و ایمان!#
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۱, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
(۲۴/آذر/۹۰ ۲۲:۱۶)stranger00 نوشته است:  اگه میشه بیشتر توضیح بدین
دقیقا کدوم قسمت مد نظرتونه؟
همون قسمت رو مشخص کنید تا دوستان توضیح دهند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۳, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۲۲:۴۴ توسط stranger00.)
شماره ارسال: #18

=
این سوال پبش میاد اگه خود امام که اصلا فلسفه آفرینش به خاطر وجود او بوده بخواد قرآن یا نماز بخونه چی باید بگه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۸, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
(۲۴/آذر/۹۰ ۲۲:۴۳)stranger00 نوشته است:  =
این سوال پبش میاد اگه خود امام که اصلا فلسفه آفرینش به خاطر وجود او بوده بخواد قرآن یا نماز بخونه چی باید بگه؟
با سلام
در پست های قبلی هم گفته شد که عوامل مختلفی برای ضمیرجمع این آیه وجود دارد و این نتها یکی از دلایل می باشد...
اگه بازم سوالی بیشتر توضیح بدم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۵, ۲۴/آذر/۹۰
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام
میشه مثل این سوال که خود پیغمبر وقتی می خواسته برای خدا شفیعی قرار بده چه میکرده
در روایات و حتی در ادعیه خومون داریم که مثلاً رسول اکرم می فرمودند به حق علی وقتی خود مولا میپرسیدند رسول الله چرا اینگونه دعا کردید
فرمودند چون در بین مخلوقات بعد از من مخلوقی عزیزتر تر از تو و ارجمندتر از تو نزد خدا نیافتم که شفیع قرار بدم
و از اینجا معلوم میشود که اساساً شفیع قرار دادن جزوی از عبودیت است!!!!!!!!!
نقطه ی مقابل استکبار نفس است
همانکاری که ابلیس و کسانی که تحت ولایت او هستند خیلی خیلی برایشان سنگین است

در قرآن هم به همین موضوع بارها اشاره شده
به عنوان مثال خود مولا علی میفرمایند در مورد این آیه شریفه
سلمان پرسيد: ای برادر رسول خدا صلوات الله عليه آيا اين صحيح است که هر که ولايت شما را بر پا دارد در اصل او نماز را اقامه داشته؟
امام امير المومنين فرمودند: بله ای سلمان و شاهدش اين آيه که قول خدای تبارک و تعالی در کتاب بلند مرتبه اش است : وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ( البقره ۴۵)
پس صبر رسول الله صلوات الله عليه است و نماز (صلاه) اقامه ولايت من است و اين مشکل است ... و انها لکبيـــــــره الا علی الخاشعين و فرمود و آن بسیار بزرگ است مگر برای خاشعان و نفرمود آن دو بزرگ هستند (إنهما بلکه فرمود أنها) زيرا قبول ولايت بسيار مشکل است مگر برای خاشعان
و خاشعان شیـــــعيان مستبصر (بينا دل)هستند.
چراکه ديگر فرق مثل مرجئه و خوارج و غير آنها از ناصبی ها رسالت رسول اکرم را پذيرفته اند و بين آنها مخالفتی درين باب نيست اما آنان در ولايت من اختلاف کردند منکر آن شدند و با آن به ستيزه بر خاستند بسیارند ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قضا وقدر و ارتباط آن بااختیار(مقاله ویژه) + توضیح تکمیلی مهم حسن عزتي 9 3,408 ۲۷/مهر/۹۶ ۲۱:۲۵
آخرین ارسال: as2017
  ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر) أین المنتظر 46 9,959 ۲۶/شهریور/۹۶ ۱۴:۴۳
آخرین ارسال: mahdy30na
  تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ علی 110 32 24,056 ۸/شهریور/۹۶ ۸:۰۵
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  فصل الخطابی بر اختلاف شیعه و سنی (مقاله ی ویژه)# علی 110 29 8,147 ۷/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  حدیثی که اساس عبودیت را بیان میکند (مقاله ویژه)!!!! علی 110 3 3,554 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۶
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اندر حکایت رژیم لاغری و دین داری ما!!!!(مقاله ویژه)# علی 110 4 4,573 ۲۳/بهمن/۹۲ ۱۰:۰۳
آخرین ارسال: mohebALI
  از ما نیست! (مقاله ی فوق ویژه) (طاقت ندارید نخوانید!)هر 40 مورد اضافه شد$# علی 110 61 27,519 ۱۴/دی/۹۲ ۲۲:۵۱
آخرین ارسال: ghaher313

پرش در بین بخشها:


بالا