کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حتی امام زمان هم قابل نقد است (پاسخی به گوینده ی این سخن!)
۱۸:۳۱, ۴/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۰:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی مباحثی که برخی افراد در مواجه با مسائل مربوط به اصول دین و فروع دین بارها و بارها در تالار مطرح کرده اند سعی کردم یک بار و برای همیشه آن را در یک تاپیک مجزا تقدیم کنم:

برخی اظهار کرده بودند که به طور مثال حتی اگر مطمئن باشم که حجت خدا (پیامبر یا امام معصوم) حکمی صادر کرده باشد اما تا آن را با عقل خود نپذیرم زیر بار نمی روم
این کلام ایشان به این شرح است:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۱)ایرانی نوشته است:  باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد.
وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟
من تقلید در فروع دین را قبول دارم (چون همه وقت و علم کافی برای یافتن قوانین را ندارند) اما به شرطی که تفسیر صحیح باشد.
یعنی آن را هم به شکل مطلق قبول ندارم و به آن نقد وارد می کنم.

رویکردی که این شخص دارد دقیقاً همان رویکرد ابلیس است در مواجه با حکم خدا!!!!!!!!!!!!!!!!
و وجه مشترک ابلیس و تمام مستکبرین عالم است
اولاً وقتی که عقل فهمید که شخصی که در مقابلش هست حجت خدا است همان عقلش به او می گوید طبق صریح حکم خدا در قرآن اگر مدعی بندگی خدا هست
خوب به این آیات و رویکرد این شخص و تقریرات و نوشته های این شخص توجه کنید
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (الأنبیاء - 23).
خدا از آن چه مى‏كند سوال نمى‏شود، ولى آنان سوال خواهند شد.

قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ﴿۳۲- آل عمران﴾

بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد (۳۲)



پس از این که با عقل برایش اثبات شد اصول دینش!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی برایش به طور مثال اثبات شد که شخصی حجت خدا است یعنی پیامبر یا امام است

دیگر از آن به بعد همان عقل حکم میکند به تبعیت بی چون و چرا از او

اگر مدعی بندگی است



در قرآن مجید سراسر مثالهای متعدد هست که خدا و حجت خدا حکم میکنند به چیزی که به نظر مخالف عقل ناقص سایرین است

و این از امتحانات ایمان بندگان است



مانند قصه ی خضر و موسی

مانند قصه ی طالوت و جالوت که سپاهی که تشنه است تنها باید یک کف دست از آب بخورد

و طالوت که حجت خدا هست توضیحی هم نمی دهد!!!!!!!

یا قصه ی ابلیس لعین و فرمان سجده که خدا توضیح نمی دهد

چرا که قرار هم نیست که عبد از معبود پرس جو کند
در عرصه ی بندگی خدا اصلاً این یکی از نشانه ها منافقان و کافران این است که در برابر هر سخن و حکم حجت خدا در حالی که برای آنها اثبات شده است که حجت خدا هستند چون و چرا می کنند
که دیگر به این نمیگویند بندگی خدا
میگویند بندگی طاغوت
این طاغوت میخواهد نفس خودش باشد یا ابلیس یا...
یعنی اگر مثل ابلیس بخواهد با عقل ناقص خودش در مقابل احکام خدا چون و چرا کند چنین کسی از طایفه ی ابلیس و بندگان طاغوت است

خلاصه ی این رویکرد نمودی از استکبار و غرور و تعصب و جهل است !!!!

لطفاً با دقت مطالعه فرماید:
چه چیز باعث شد تا موسی نتواند از محضر خضر نبی استفاده کند؟
ببینید شما اگر بخواهید بگویی چیزی درست است یا غلط
نیاز به دو مسئله دارید
اول دستگاه منطق درست
دوم اطلاعات ورودی کامل که بر اساس دستگاه منطق بتواند بگوید حکمی حق است یا نا حق
در مسئله اولش که میشود دستگاه منطق هم شما و هم من و هر غیر معصومی مشکلاتی بسیار دارد و دستگاه منطقش درست کار نمیکند
در ادبیات قرآن از آن عقلی که خدا مخاطب قرار میدهد تعبیر لُب می شود
یا اولوالالباب
یا صاحبان عقل و خرد
لُب به عقل خالی از هوا و هوس گویند
میدانید چرا تقوا به انسان بر اساس آیات قرآن فرقان (قوه ی تشخیص حق از باطل را میدهد)
ارتباط تقوا و فرقان چیست؟
تقوا اولین کاری که میکند این است که هوای نفس را کنترل میکند و بعد در سایه ی کنترل هوای نفس است که این عقل میتواند بر اساس منطق درست حکم کند! تازه هنوز بحث اطلاعات را وارد نشدم
من و شما همه گرفتار هوای نفسیم
هیتلر هم که می خواست اعمال و فجایع خود را انجام دهد بر اساس منطقی که خودش فکر میکرد درست است عمل می کرد
تا حالا به این فکر نکردید که چرا این فطرتی که خدا همه را بر اساس آن سرشته می گوید اکثر مردم از این فطرت آگاه نیستند؟
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30)
به يكتاپرستى روى به دين آور. فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است. ولى بيشتر مردم نمى‏دانند. (30)
خیلی از مردم آنچه هوای نفسشان می پسندد را مترادف فطرت میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس ما عجالتاً دستگاه منطقمان منفک از اثرات هوای نفس نیست که فکر کنیم که منطقمان درست فکر میکند
تا کنون با خود نیاندیشیده اید که چرا پیامبران که قوی ترین استدلال ها را می آوردند و منطقی ترین کلام ها را داشتند و از آن بالاتر معجزات را هم نشان مردم میدادند باز این هم منکر داشتند؟؟
اساساً ایمان خیلی ارتباط مستقیم به استدلال ندارد
ایمان اقرار قلب است که استدلال عقلی میتواند به آن کمک کند
اما به هیچ وجه به تنهایی کافی نیست!!!!!!!!!!
تازه اگر به لطف خدا ، خدا کمکی کرد و منطقمان درست شد تازه گرفتار مسئله ای خواهیم شد که تحت هیچ شرایطی از آن رها نخواهیم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و آن نقص در اطلاعات است که دومین عامل مهم بعد از داشتن منطق درست برای تشخیص درست و غلط است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما اگر بخواهید مسیر حرکت یک جسم را که نیرویهایی به آن وارد میشود درست پیش بینی کنید نیاز دارید تا اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم را داشته باشید (یعنی کامل بودن اطلاعات و علم) و در مرحله ی بعد در صورتی که به قواعد جمع بردار کاملاً مسلط باشید و آن را درست به کار گیرید (منطق درست) می توانید پیش بینی درستی داشته باشید
حتی اگر تمام نیرو ها را به جز یک نیرو نداشته باشید باز هم پیش بینی شما می تواند 100 درصد غلط باشد به خواطر ندانستن اندازه و جهت همان یک نیروی مجهول
در احکام هم فقط کسی میتواند به درست و غلط بودن آن نظر دهد که تمام عوامل موثر در سعادت دنیوی و اخروی انسان را بداند و او فقط و فقط خداست
ببینیند موسی علیه السلام که هوای نفس نداشت نعوذاً بالله اما در علم، در مقابل حضر نقص داشت
[/b]
لذا اطلاعاتی که داشت را در دستگاه منطقش می ریخت و بدیهی میدید که افعال و احکامی که خضر صادر می کند غلط و ظالمانه است!
و این نبود مگر به علت جهلی که نسبت به علم خضر داشت!!!!!!!!!!!!!
پس مهمترین کار عقل پیدا کردن حجت خدا است !!!!
بعد از پیدا کردن حجت اگر خود را معبود میداند در احکام وظیفه اش تبعیت است نه چون و چرا!!!!
چرا که اولاً دستگاه منطقش خالی از هوای نفس نیست و ثانیاً هر چه کند گرفتار نقص اطلاعات است
همانطور که ابلیس هم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به حکم خدا معترض شد و وجه مشترک ابلیس و همه ی مترودین درگاه الهی همین رویکرد است!!
عقل باید خودش به حقانیت اصول دین برسد
بعد از آن در فروع و احکام اگر مدعی است که عبد است وظیفه اش به همان دلایلی که در بالا ذکر شد اطاعات کردن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما نکته ای دیگر
اگر کسی بخواهد در مقابل احکام دین بگوید تا من نفهمم که چرا باید مثلاً نماز صبح را دو رکعت خواند یا چرا باید وضو را اینچنین گرفت آن ها را انجام نمیدهم
این شخص دیگر عبد خدا نیست و گرفتار انانیت و منیت خودش است
اگر حتی بعد از علم به چرایی هم مشغول انجام آنها شد باز تحت ولایت الله نیست بلکه تحت ولایت طاغوت است که این طاغوت میتواند حتی خودش باشد
شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید
بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند
البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی


به جا است که در این فرازهای کلام گوهر بار امیرالمومنین در خطبه قاصعه ی نهج البلاغه به طور عمیق بیاندیشید:


مولا این خطبه را در مذمت ابليس، كبر و سجده نكردن براى آدم و اينكه ابليس اول كسى است كه دنبال تعصب نژادى رفت بیان فرموده اند:
ستايش مخصوص خدائى است كه لباس عزت و كبريائى را پوشيده و آنرا مخصوص خود گردانيد و به خلق خود نداده است.
... پس از اينكه خدا لباس عزت و كبريائى را پوشيد فرشتگان مقرب خود را آگاه ساخت و آنان را در جريان آزمايش قرار داد تا متواضع را از متكبر جدا كند به همين جهت خدائى كه از نيتها و پنهانى آگاه است اعلام كرد:
قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿۷۱﴾
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿۷۲﴾

فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۷۳﴾
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴-ص﴾
من مى خواهم بشر را از گل بسازم. وقتى آنرا ساختم و روح در آن دميدم شما براى سجده به او روى خاك بيفتيد. فرشتگان تمام سجده كردند غير از ابليس.
ابليس را خودخواهى فراگرفت و خلقت خود را برتر از خلقت آدم ديد و نسبت به آدم به خاطر نژاد خود مغرور شد.
بنابراين ابليس دشمن خدا رهبر نژادپرستان، بنيانگذار خودخواهان است. او اساس تعصب نژادى را بنا نهاد ...
مگر نمى بينيد كه خدا چگونه او را بر اثر خودخواهى ذليل ساخت و بر اثر غرور، او را كوچك نمود. در دنيا او را سر به زير كرد و براى او در آخرت عذاب دردناك در نظر گرفت.
از سرگذشت ابليس پند بگيريم
اگر خدا اراده كرده بود آدم را از نورى خلق كند كه نورش چشمها را خيره سازد، زيبائى اش عقلها را حيران گرداند و از عطرى او را به وجود آورد كه بوى آن نفسها را بندآورد خلق مى كرد و اگر چنين كارى كرده بود تمام موجودات براى او سر تسليم فرود مى آوردند و اعتراض فرشتگان كم مى شد
اما خداى عزيز خواست از طريق مجهولاتى كه بشر دارد او را آزمايش كند و ميان بد و خوب آنان را جدائى افكند و خودخواهى را از آنان برطرف گرداند و كبر را از آنان دور سازد.
وظيفه شما اينست كه از كار خدا نسبت به ابليس اندرز بگيريد، زيرا عمل طولانى و كوشش فراوانش باطل شد كوشش ابليس كه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود
... آيا پس از ابليس چه كسى با انجام معصيت ابليس از عذاب خدا در امان مى ماند؟!
...قانون خدا در ميان ساكنان آسمان و زمين يكسان است. ميان خدا و هيچ مخلوقى قرار دادى بسته نشده كه قسمتى از ممنوعهائى كه براى جهانيان حرام شده براى آن مخلوق حلال باشد.


اما اگر پس از خواندن این مطالب چنین سوالاتی به ذهن شما خطور کرد در پاسخ به این گونه سوالات:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است:  درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟


سلام عرض شد
شما فکر میکنم کمتر مطالب حقیر را خوانده باشید
حقیر شاید به جرأت بتوانم بگویم که یکی از کسانی هستم که بیشترین حجم پاسخ به شبهات رو در تالار داده ام
فقط به چند مورد آن اشاره میکنم:

مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........


پرسشهایی که در تالار به آنها جواب داده شده است!

بحث پیرامون ناقص العقل بودن زنان
مقایسه خدا در اسلام و مسیحیت (علی 110 پیشنهاد میکند بخوانید)


مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!)


آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟


چرا دعا کنم وقتی خدا میدونه من چی میخوام؟


زید و علی بن ابیطالب - دلیلی بر حقانیت اهل سنت(و پاسخ به این شبهه)!


به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟



(B+)فعل معصوم ضامن بقای دین + پاسخ به یک شبه#



و.....

اما در خصوص این عبارت شما:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است:  درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟

مجدد با دقت بخوانید عرایض بنده را:
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۵۵)علی 110 نوشته است:  البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی
و اگر رویکرد ما چیزی جز این بود در تالار چنین تاپیک هایی ایجاد نمی شد
من برای دینم وقت ندارم!


سخنی با کسانی که گفتند بیا مناظره کن...

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، mohammad reza ، فرهاد55 ، بیداری اندیشه ، Admirer ، Havbb 110 ، vahid1878 ، heaven ، میلاد.م ، یاســین ، وحید110 ، حفیظ ، freewish ، آرین (الهه.ع) ، fatemeh ، سجاد313 ، vahrakan ، یوسف خان ، ANTI satan ، Maysam-1st ، محب الزهرا ، R3Z4 ، meshkat ، ali.khm ، emj ، در جستجوی سختی ، فاطمه خانم ، dinpajoohan ، bahman6307 ، Reza71 ، ali0077 ، آفتاب ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، mbaghaee ، fafa* ، السا ، sagheb ، fiftynine ، mahyamatin ، aboutorab ، مصطفي مازح7610
۰:۲۵, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
خوب است که نیم نگاهی به سخنان این شخص در قابل نقد بودن امام زمان علیه السلام (نعوذاً بالله) و این گفتمان داشته باشید:


[color=#0000cd]محمد خاتمی در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران : اگر دین هم در برابر آزادی قرار بگیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی !



سید محمد خاتمی، همبستگی، 16/8/79 ص2، مصاحبه با شبکه ان اچ کی : اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است ... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان بتوانند در عرصه­های مختلف حضور داشته باشند.
[align=RIGHT]
ابراهیم اصغر زاده، کیهان، 6/2/77 : حتی علیه خدا هم می­توان تظاهرات کرد.

[b]
آقای کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان «پژوهش‌های قرآنی» ایراد کرد: «... یک زمانی مردم می‌گفتند چون عیسی (علیه السلام) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره مردمند.»




عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78 : کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78 : در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است؛ متأسفانه فقهای ما اطلاعات برون دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند.

عبدالکریم سروش، ماهنامه زنان، دی ماه 78، ش59 : ارزش­های دینی دائما در تغییرند، اگر روزی فاطمه (سلام الله علیها) می­گفت، بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند، امروز کسی نمی­تواند این را بپذیرد.

عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78 : فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می­شود .
[b]

عبدالکریم سروش، زنان، ش59، دی ماه 78: به نظر من گفتار فاطمه که بهترین زنان کسانی­اند که «لایرین احداً و لایراهنّ» (و) رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل فرد نابینا نمی­تواند الگوی رفتاری زنان ما باشد.

محمد کاظم محمدی اصفهانی، روزنامه ایران، 24/4/79: مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.

[b]


[b]اگر بنا باشد بر سر هر حکمی که خدا میدهد، بندگان خدا چون و چرا کنند و توضیح بخواهند دیگر به آن بندگی خدا نمیگویند
در حقیقت اینجا جای خدا و بنده و عابد و معبود عوض شده است
تمام آیات قرآن که امر بر تبعیت از خدا و رسول خدا و اهل بیت کرده است هم کرده باید تعطیل کرد نعوذاً بالله
البته در خانه اگر کسی هست یک حرف بس است!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد ما یک جمله ی گوهر بار دارند
میگویند این روزها همه میگردند یک مسلکی پیدا کنند که به سایزشون بخوره
کسی حاضر نیست مسلک خودش رو به سایزی تغییر بده که خدا امر کرده
یعنی همون اومانیست یا انسان خدایی
یعنی پرستش خویشتن
نه پرستش خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، Havbb 110 ، Hadith ، heaven ، میلاد.م ، ELENOR ، بیداری اندیشه ، Admirer ، یاســین ، rastin ، وحید110 ، freewish ، آرین (الهه.ع) ، fatemeh ، vahrakan ، حفیظ ، ANTI satan ، Maysam-1st ، محب الزهرا ، R3Z4 ، emj ، در جستجوی سختی ، dinpajoohan ، درست پسند ، bahman6307 ، Reza71 ، ali.khm ، بیداری12 ، ali0077 ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، mbaghaee ، مصطفي مازح7610
۲:۰۷, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۴:۰۷ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #3

توی این تالار مد شده هر گاه قادر نیستند در یک تاپیک پاسخ مرا بدهند یک کامنت مرا جدا کرده و یک تاپیک جدید می سازند تا بحثهای قبلی موجود نباشد و هرچه دلشان بخواهد بتوانند بنویسند!!!!

[b]یعنی ناتوانی از پاسخ دادن به پرسشها را اینگونه پنهان می کنند.

از یک تاپیک فرار کرده و تاپیک جدا می سازند تا در نبود پستها و نظرات قبلی نظرات خود را به هر شکلی که میخواهند غالب کنند.

از آن گذشته:

[/color]
تجربه حضور من در این جا نشان داده که متاسفانه هنوز فرهنگ تحمل مخالف و تحمل چند صدایی در این تالار و به طور کلی در فرهنگ ایرانی جا نیفتاده است. گویی هر کدام از ما یک دیکتاتور کوچک در درون خود داریم. گویی باید بالاجبار همرنگ جماعت بود و اگرهمرنگ جماعت نباشی باید حذف یا نابود شوی . اصلا اگر همرنگ جماعت نباشی باید مورد اهانت واقع شوی و این بلا اشکال است
! اگر همرنگ جماعت نباشی مورد استهزا و تمسخر و فحاشی،تکفیر و توهین قرار می گیری و این جایز است ! مانعی ندارد اگر همه جوره و از هر راهی تلاش کنیم تا مخالف خود را خفه کنیم ! خون مخالف من مباح است ! این طرز فکر غالب و حاکم این تالار است.
و این ریا کاری در رفتار و گفتار ما چقدر ویرانگر است . در هنگامه سخن و حرافی همچون مصلحان اجتماعی و واعظان بی عمل داد سخن سر می دهیم که باید این گونه باشید و نباید آن گونه باشید و چه و چه و چه ! اما در هنگامه عمل خود اولین اهانت کننده و و جامه درنده هستیم ! در توهین به مخالف خود گوی سبقت را از هم می رباییم ! گویی آن که سنگ اول را زده مقرب تر است
!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: emj ، dinpajoohan ، rahbin ، فرمیسک ، پارمیس
۳:۱۱, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۳:۱۸ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #4
آواتار
(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  توی این تالار مد شده هر گاه قادر نیستند در یک تاپیک پاسخ مرا بدهند یک کامنت مرا جدا کرده و یک تاپیک جدید می سازند تا بحثهای قبلی موجود نباشد و هرچه دلشان بخواهد بتوانند بنویسند!!!!


یعنی ناتوانی از پاسخ دادن به پرسشها را اینگونه پنهان می کنند.

هرچه دلشان بخواهند بنویسند؟؟؟؟

علی اقا نقل قول شما از اون بحث رو اینجا زدند چون اگر قرار بود اونجا درباره ی این حرف شما صحبت بشه مسیر اون تاپیک عوض میشد

اون حرف های شما واقعا جای نقد داشت برای من هم جای سوال هستش شما به دنبالی لباسی از دین هستین که به تنتون اندازه بشه و با هوس ها و نیازهاتون تطابق داشته باشه و ازش خوشتون بیاد یا میخواید خودتون رو با لباس دین هم اندازه کنید .

قرار نیست چون فلسفه ی دستور امام زمان رو با عقلتون درک نکردید امام زمان رو زیر سوال ببرید این همون کار ابلیس بود که چون فلسفه ی برتری خاک بر اتش رو نفهمید بر انسان سجده نکرد و در اصل به خدا کافر شد .البته بحث بر سر برتری خاک بر اتش نبود و این ظاهر قضیه بود ولی اگر ابلیس به حرف خدا ایمان میداشت هرگز نافرمانی نمیکرد

شما به جای سفسطه حرف های علی اقا رو نقد کن این ادعاهای شما بیشتر شبیه به فرار از بحث منطقی و مظلوم نمایی هستش

(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  
از یک تاپیک فرار کرده و تاپیک جدا می سازند تا در نبود پستها و نظرات قبلی نظرات خود را به هر شکلی که میخواهند غالب کنند.


علی اقا علاقه ای به نقد بحث شما در اون تاپیک نداشتند
نظرات قبلی شما مربوط به بحث اون تاپیک بود تا وقتی که شما سوال جناب در جستجوی سختی که درباره اطاعت از امام زمان بود و یک سوال فرعی از اون بحث بود رو جواب دادید و اون موقع بود که برای اون جواب سراپا اشکال شما این تاپیک با موضوعی متفاوت ایجاد شد

بحث در این تاپیک هم حول اون جواب شما میچرخه پس حاشیه نروید و منطقی بحث کنید .

(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  
از آن گذشته:

تجربه حضور من در این جا نشان داده که متاسفانه هنوز فرهنگ تحمل مخالف و تحمل چند صدایی در این تالار و به طور کلی در فرهنگ ایرانی جا نیفتاده است. گویی هر کدام از ما یک دیکتاتور کوچک در درون خود داریم. گویی باید بالاجبار همرنگ جماعت بود و اگرهمرنگ جماعت نباشی باید حذف یا نابود شوی . اصلا اگر همرنگ جماعت نباشی باید مورد اهانت واقع شوی و این بلا اشکال است

تجربه ی بحث کردن با شما هم به من نشان داده که شما به دنبال اثبات خودتان هستید نه اثبات حقیقت

جناب ایرانی شما وارد یک جامعه مجازی شده اید قوانین اون رو پذیرفتید ولی مداوم به مدیران و ناظران اون انگ کم فهمی و بی اطلاعی میزنید آن وقت خودتون رو شایسته این میدونید که تحمل حرف مخالف رو دارید ؟؟؟

خود همین پست عجولانه ی شما که از روی عصبانیت و با تهمت بوده نشان از این ندارد که تحمل شنیدن نقد حرفتان رو ندارید؟؟؟


(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  [b]گویی باید بالاجبار همرنگ جماعت بود و اگرهمرنگ جماعت نباشی باید حذف یا نابود شوی . اصلا اگر همرنگ جماعت نباشی باید مورد اهانت واقع شوی و این بلا اشکال است اگر همرنگ جماعت نباشی مورد استهزا و تمسخر و فحاشی،تکفیر و توهین قرار می گیری و این جایز است ! مانعی ندارد اگر همه جوره و از هر راهی تلاش کنیم تا مخالف خود را خفه کنیم ! خون مخالف من مباح است ! این طرز فکر غالب و حاکم این تالار است.

[/b]

یک کافر نمیتواند بین گروهی از مومنین همرنگ شود و زندگی بکند و برعکس

چون نحوه ی زندگی این دو گروه متفاوت است
مثل اینکه گرگ و گوسفند و سگ گله در کنار هم زندگی بکنند در حالی که گرگ مجبور است از گوسفند برای زنده ماندن استفاده بکند و سگ هم نمیتواند از وظایفش که محافظت از گله است دریغ بکند .

اگر اینقدر معتقد هستید که جامعه ی کوچک مجازی ما با عقاید شما مشکل دارد اصرار شما بر ماندن چیست؟؟؟

مگر اینکه قصد شما چیز دیگری باشد....


(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  [b]
و این ریا کاری در رفتار و گفتار ما چقدر ویرانگر است

واقعا ریاکاری در گفتار و رفتار کار زشتی است برای مثال از نقد کردن منطقی صحبت بکنیم ولی به وقتش که نقد بشویم طرف مقابل را کوچک جلوه بدهیم و از بحث فرار بکنیم



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، دل خسته ، محب الزهرا ، R3Z4 ، در جستجوی سختی ، dinpajoohan ، fafa*
۳:۳۹, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۵:۴۰ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #5

نقل قول: علی اقا نقل قول شما از اون بحث رو اینجا زدند چون اگر قرار بود اونجا درباره ی این حرف شما صحبت بشه مسیر اون تاپیک عوض میشد

مسیر آن تاپیک بحث درباره زنان بود. هیچ کس نتوانست پاسخ منطقی بدهد لذا با آوردن اسم امام زمان بحث را عوض کردند و به حاشیه بردند!
این شیوه یعنی تغییر مسیر بحث و حاشیه سازی دیگر کارآیی خود را از دست داده و یک شگرد لورفته محسوب میشود. بهتر است دست بردارید.


کسی که بحث قبلی را نخوانده و با این تاپیک مواجه میشود کاملا برداشت اشتباهی از نظرات من خواهد داشت که کاملا هدف شما همین است. یعنی تخریب من نه رسیدن به پاسخ. فکر نمی کنم فهم این مسئله به هوش استفن هاوکینگ نیاز داشته باشد.

اینهم لینک آن تاپیک:

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...74254.html


نقل قول: قرار نیست چون فلسفه ی دستور امام زمان رو با عقلتون درک نکردید امام زمان رو زیر سوال ببرید
کدام دستور امام زمان؟ منظورتان همان دستور فرضی است؟!!!!!!!!
من کجا امام زمان را زیر سوال بردم؟
از آن گذشته:
امام زمان چه ربطی به بحث ما درباره احکام مربوط به زنان داشت؟!!!!
شماها یک فرض محال کردید که من با امام زمان روبرو شوم و ایشان به من بگوید که احکام درست است و بعد من بپذیرم یانه!!!!!!!!
اصلا چنین فرضی نمیگویم محال عقلی است اما محال زمانی و مکانی است!!! و برای فرار از پاسخ طرح شده بود.

نقل قول: شما به جای سفسطه حرف های علی اقا رو نقد کن این ادعاهای شما بیشتر شبیه به فرار از بحث منطقی و مظلوم نمایی هستش
نقل قول:علی اقا علاقه ای به نقد بحث شما در اون تاپیک نداشتند

ایشان نتوانست بحث مرا نقد کند نه اینکه علاقه ای نداشت. از آن گذشته چرا ایشان حرفهای مرا نقد نکرده و یک بحث کاملا بی ربط مطرح کرده و توقع دارد بنده آن را نقد کنم؟به غیر از فرار از بحث اصلی چه دلیلی دارد ؟
بنده سفسطه می کنم یا ایشان که بحث زنان را با صغرا و کبرا چیدن به بحث کاملا متفاوتی تبدیل کرده؟!!!

من حرفهای علی 110 که هیچ ربطی به بحث ما ندارد را نقد کنم چه بشود؟ که سخنانم درباره مبحث حقوق زنان به فراموشی سپرده شود؟
من بحثم درباره حکم زنان است ایشان شاید بخواهد از سیاهچاله ها و دنیاهای موازی و .... سخن براند تا بحث به حاشیه برود!!!!! بعد من بیایم و ادعاهای بیربط ایشان را نقد کنم؟!!!!!!!!!!!!!

اینهمه درباره زنان سوال کردیم. ایشان نتوانست بحث کند و گفت یا قبول کنید یا کافرید!!!!!

بنده از بحث فرار کردم یا ایشان که بدون دادن پاسخ قانع کننده به من علنا نوشت من از تاپیک خداحافظی می کنم؟
نقل قول: و شما و این تاپیک را به خدای بزرگ می سپارم

ماشاءالله شما از خودم حرفهای خودم را میگیرید (فرار کردن) و به خودم تحویل می دهید!!!! حداقل بگذارید یک تاپیک بگذرد بعد سخنان مرا تقلید کنید!!!!

در ضمن فکر نمیکنم ایشان وکیل مدافع لازم داشته باشد.

سواد زیاد شما را در ندانستن آن آیه قران در تاپیک رای دیدم. نمیدانم با چه شهامتی باز با من بحث می کنید! آنهم نه بحث منطقی. بلکه کاملا انتقامجویانه. متاسفانه در این تالار عده ای فقط برای گرفتن انتقام از ناتوانیشان در بحثهای گذشته سعی می کنند به هر نحو به بنده اتهامی اشتباهی چیزی وارد کنند!!!!!!


نقل قول: تجربه ی بحث کردن با شما هم به من نشان داده که شما به دنبال اثبات خودتان هستید نه اثبات حقیقت

باز هم تقلید از من که به .... گفتم برای خودنمایی بحث می کند و دنبال گرفتن اشتباهی از من است بلکه اشتباه خودش فراموش شود.

ضمنا این شما و برخی ناظران و بعضی کاربران هستید که برای انتقام گرفتن از من (به خاطر نوشتن برخی اشتباهاتتان) دارید تلاش می کنید به هر نحو به من اشتباه یا تهمتی نسبت بدهید!

و گرنه من کاملا فرد شوخ طبع و شادی هستم و اصلا کینه ای و عقده ای نیستم و فکر هم نمیکنم اگر اشتباهی کنم پس دنیا به آخر رسیده و باید هر طور هست مخاطبم را بی آبرو کنم تا آبروی ریخته ام برگردد !!!! کسی در این تالار معصوم نیست که اگر خطایش تذکر داده شود آبرویش ریخته محسوب گردد.
[/b]

نقل قول: اگر اینقدر معتقد هستید که جامعه ی کوچک مجازی ما با عقاید شما مشکل دارد اصرار شما بر ماندن چیست؟؟؟

جامعه مجازی ما؟ مال شماست؟ سهامدارش هستید؟
در ضمن شما از کجا به اعتقاد من پی بردی و اینکه به چی معتقد هستم؟
Huh

من میگویم قانون زنان را قبول ندارم آقا تاپیک زده شما امام زمان را قبول نداری!!!!!
چه ربطی دارد؟
[b]نمیتوانید بحث کنید بگویید نمیتوانم.



میگویید امام زمان با من حرف زده و من حرفهایش را رد کرده ام و حالا کافر شده ام؟!!!! [تصویر: biggrin.png][تصویر: biggrin.png][تصویر: biggrin.png]
کجا؟ کی؟ در کدام دنیای موازی؟!!!!!!! یعنی من اینقدر عزیز و شیرین هستم که امام زمان شخصا با من صحبت کرده تا مرا قانع کند و من قبول نکرده ام؟!!! خوب شما چطور به خودت جرات میدهی با کسی که محضر امام را درک کرده بحث کنی و با لحن بد سخن بگویی؟ [size=medium] شما به خاطر اهانت به فردی مثل من که اینقدر محبوب امام زمان است (طبق ادعای خودتان که من ایشان را دیده و دستورشان را رد کرده ام و ایشان هم حتما ناراحت نشده که من هنوز زنده ام!!!!) دشمن ائمه و بعد دشمن خدا محسوب می شوی!!!!!!!!

[b]در ضمن محض اطلاعتان بنده خودم از کسانی بودم که در تالارهای دیگر بهترین استدلال اثبات امام زمان را داشتم!
پس برای انتقام گرفتن از من روش دیگری پیدا کنید. وگرنه اینکه بگویید من امام زمان را ملاقات و دستورشان را رد کرده ام پس کافرم!!!! خیلی خنده دار است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: dinpajoohan ، دل خسته ، فرمیسک ، پارمیس
۶:۱۰, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۶:۲۳ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #6

یک نکته دیگر اینکه بنده در انتخابات ریاست جمهوری قبل و قبلتر!!! شرکت نکردم.
پس بعضی که دنبال زدن یک برچسب دیگر بجز رد کردن امام زمان!!!!!! به بنده هستند زحمت نکشند. وقتی من در انتخابات 88 و قبل از آن شرکت نکرده ام پس طرفدار هیچیک از کاندیداها نبوده ام که بخواهید مرابه فتنه 88 یا چیز دیگر منتسب کنید.
با این نقل قولهایی که از خاتمی و .... آورده اید!!!!

واقعا شما ادعای اسلام و مسلمانی دارید؟
برای مغلوب کردن کسی که مثل شما فکر نمیکند حاضرید به دروغ و تهمت و افترا و ... متوسل بشوید؟
متاسفم

- حالا حتما دارید فکر می کنید مرا به ضد نظام بودن متهم کنید!!!!ـ محض اطلاعتان شرکت در انتخابات اجباری نیست و به کسی ربطی نداردکه من شرکت کنم یا نه. شرکت در انتخابات آزاد است. البته برخی برای گرفتن کوپن!!!! یا به دست آوردن شغل دولتی!!!! مجبورند در انتخابات شرکت کنند پس کسی که شرکت نکند شخصیتش بالاتر از امثال این افراد ذوروی نان به نرخ روز خور است.
دیگر هم اینجا چیزی نمی نویسم. واقعا احساس پوچی و تهی بودن به من دست داد که به چنین افرادی با چنین اخلاقیاتی پاسخ میدهم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: dinpajoohan ، فرمیسک ، پارمیس
۱۰:۳۱, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۱۱:۰۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۷)ایرانی نوشته است:  توی این تالار مد شده هر گاه قادر نیستند در یک تاپیک پاسخ مرا بدهند یک کامنت مرا جدا کرده و یک تاپیک جدید می سازند تا بحثهای قبلی موجود نباشد و هرچه دلشان بخواهد بتوانند بنویسند!!!!
سلام
اینجور مباحث پیش نیاز بحث های شما هستند.تا تکلیف اعتقادات شما و دوستان دیگه معلوم نباشه ، چه طور در مورد مسائل اعتقادی با هم صحبت کنیم؟
این نوع برخورد مثل وقتی هست که کسی وارد دانشگاه میشه ، شروع می کنه به خوندن ریاضی مهندسی ، بعد به سری فوریه که می رسه میگه اصلا سری چیه ، خوب این جا باید ارجاعش داد به ریاضی یک ، اول ریاضی یک رو مطالعه بکنه ،با سری ها آشنا بشه، بعد وارد بحث سری فوریه بشه.
شما هم ابتدا اینجا مباحث اعتقادیتون رو روشن سازی کنید ، بعد وارد بحث های فقهی بشید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، ELENOR ، یاســین ، heaven ، Havbb 110 ، fafa*
۱۰:۵۲, ۵/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۲ ۱۱:۱۳ توسط rastin.)
شماره ارسال: #8

بسم الله الرحمن الرحیم

خانم ایرانی

پاسخ به شما درمورد زنان، حق رای شان ،حق حضانت، حق طلاق ،مسائل مربوط به ارث وشهادت وبقیه .چندین وچند بار درتالار پاسخ داده شده.
اما وقتی شما مطالعه نمیکنید وبه اصطلاح خودتان قبول ندارید.مشخصه که باید نوع دیدگاه شما به دین مشخص بشه.

درضمن اینکه دیدگاه سیاسی شما چیست به خود شما مربوط هست،کسی هم قصد به چالش کشیدن دیدگاه سیاسی شما ندارد،برای خودتان.

همچنبن کسی تابحال با رای دادن نه مشمول شغل دولتی شده است. ونه به کسی که رای نداده کوپن تعلق نگرفته است.
دلیلی ندارد که هرچیزی را بشنویم باور کنیم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، بیداری اندیشه ، ELENOR ، یاســین ، UNNAMED ، heaven ، fatemeh ، در جستجوی سختی ، ANTI satan ، Maysam-1st ، R3Z4 ، درست پسند ، Havbb 110 ، dinpajoohan ، fafa*
۱۱:۱۶, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
ببینین خانم ایرانی:

قبلا هم به شما گفتم شما اول تکلیف خودتون باید با خداوند مشخص کنین.

اینکه بیایم یه احکام خاص در مورد زنان اونهم در شرایط خاص رو برداریم و نقد کنیم که چون اسلام دین خداست پس باید همه احکامش با عقل (یا نفس؟) جور در بیاد اشتباه هست. چرا؟ علی آقا توضیح دادن.

البته اینکه تاپیک مجزا ایجاد شده به خاطر اهمیت موضوع هست. این نقد شما به فلان حکم یا فلان مسئله شرعی در تمام فروع دین ما جاری هست. بنابراین مهم نیست این حرفها رو خانم ایرانی زده یا کس دیگه. مهم اینه که زیاد هستن افرادی که اینطور فکری دارن. بنابراین بهتر بود به صورت یه تاپیک مجزا به این مسئله پرداخته بشه.

اگر قرار باشه تک تک احکام رو بیایم با خواسته های نفسانی خودمون (اشتباها میگیم عقل) مقایسه کنیم و به علت مغایرت با خواسته ما انگ ضد عدالت بهش بزنیم، به زودی به این نتیجه می رسیم که باید دینی جز اسلام اختیار کنیم. سایر ادیان هم اینقدر اشتباهات مهلک داره که کسی نمی تونه سراغش بره. نتیجه اینکه ما می مانیم و خدای ساختگی ذهن خودمون که دیر یا زود اعتقاد به اون رو هم از دست میدیم. این اشتباهیه که زیاد رخ میده و اگر اصلاح نشه....

ما اگر به خداوند اعتقاد داریم باید در راه شناخت خداوند گام برداریم. مگه این نیست که باید اصول دین رو تحقیقی بهش برسیم؟

اصولا خداوند عقل به ما داده تا خودش رو بشناسیم و بفهمیم از صفات خداوند "هادی" بودن اوست. وقتی خداوند هادی باشه بشر رو هدایت میکنه به سمت کمالش. ناگزیر بحث نبوت مطرح میشه و عقل می پذیره که اگر پیامبران و امامانی برای هدایت بشر گماشته شده اند پس حتما باید معصوم از خطا و اشتباه باشن. حتما دیدین وقتی ما روایتی مخالف قرآن یا عقل می بینیم سعی می کنیم یه جوری توجیهش کنیم. عده ای بیسواد میگن اینها توجیهات آخوندیه. پیامبران اشتباه کردن فلان کار و حرف رو زدن. مشکل اینجاست که اینها دارن برعکس حرکت می کنن. ما باید با استفاده از عقل برسیم به وجودی قادر و عالم و رحمن و رحیم و هادی و در نتیجه برسیم به اثبات نبوت و امامت و برسیم به اینکه معصومین چیزی جز کلام خداوند نمیگن چون معصوم از خطا و گناه هستن.

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4)

هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‏گويد. آنچه آورده چيزي جز وحي نيست كه به او وحي شده است (سوره نجم)

بنابراین اگر حکمی از پیامبر و امامان معصوم بعد از ایشان دیدیم که در وهله اول خلاف عقل به نظر می رسید، یا روایتی است بی اعتبار که تشخیص این مورد بسیار مشکل و نیازمند تخصص و تجربه و کسب علوم مختلف حدیث و رجال و .... می باشد. بنابراین این نیست که تا دیدیم روایتی بر خلاف ذائقه ما بود بگیم روایت اعتبار نداره. اگر روایت صحیح بود طبق گفته علما، باید دنبال تفسیر و توجیهش بود چرا که قبلا به ما ثابت شده که معصومین عاری از خطا و اشتباه هستن. اینجا جای مجادله نیست.

خیلی از جدالها و خطاهای در زندگی ناشی از این هست که نفهمیدیم خداوند کیه و چرا ما رو خلق کرده. در قرآن هدف خلقت بیان شده.

هدف از خلقت چیه؟ آیا هدف از خلقت، پر کردن شکم و خواب و شهوت و دعوای سر جنسیت و ... هست و بعد هم مرگ و پوسیدن؟

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ (سوره ملک، آیه 2)

همان كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مي‏كنيد و او شكست ناپذير و بخشنده است


وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (سوره انعام، آیه 165)

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است


اینها صریح آیات قرآن هست. از اهداف فرعی خلقت همین آزمایش و ابتلاست. این آزمایش در چیزهای مختلف هست. یکی در برتری هایی هست که داده میشه و دیگری در نادانسته ها است.

مثال بسیار زیبایی رو علی آقا مطرح کردن. سپاه طالوت:

و چون طالوت با لشكريان [خود] بيرون شد گفت‏ خداوند شما را به وسيله رودخانه‏اى خواهد آزمود پس هر كس از آن بنوشد از [پيروان] من نيست و هر كس از آن نخورد قطعا او از [پيروان] من است مگر كسى كه با دستش كفى برگيرد پس [همگى] جز اندكى از آنها از آن نوشيدند

خوب گزاره بالا که بولد شده قاعدتا خلاف عقله دیگه. سپاه طالوت هم استدلال شما رو کردن و گفتن خلاف عقله که وقتی سپاهی تشنه به جنگ میره اونهم به جنگ کفر باید قوی باشه سر حال باشه. باید آب بخوره. یعنی چی آب نخوره و متاسفانه عده زیادی آب خوردن. اینها هم گیرشون همین بود که در اصول دینشون لنگ می زدن. قبلا براشون ثابت شده بود که طالوت حکمش حکم خداوند هست اما در مقام نقد حرف ایشون بر اومدن. دلیل خواستن اما دلیلی ارائه نشد. هدف آزمایش بود. که خیلی ها مردود شدن.

می خوام بگم این تفکر نو نیست. همیشه بوده و هست. مهم اینه که بدونیم درست چیه و به اون عمل کنیم.

شما در اینجا در جواب دوستمون گفتین که اگر بدونین شخصی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست و حکمی داد خلاف عقل شما، شما باز هم ایشون رو ازش دلیل می خواین. عین همون کاری که سپاه طالوت کردن. عین همون کاری که ابلیس در مقابل خداوند انجام داد. استدلال در مقابل کسی که خدایی بودن او قطعا ثابت شده است یعنی خود پرستی نه خداپرستی. یعنی مردود شدن در آزمون خداوند.
اینها که دیگه تفسیر شخصی نیست. اینها نص صریح قرآن هست. این قصه های انبیاء برای سرگرمی نیست. بحث تکرار تاریخ و عبرت گرفتن هست.

نقل قول:
نقل قول: منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد.
منظور این است که مثلاً به واسطه یک معجزه یا به واسطه شناختی که قبلا از امام داشتید یا شناخت به واسطه آشنا بودن به علائم قبل از ظهور به شما ثابت بشود که ایشان امام زمان (علیه السلام) است.
حالا سوال بنده این است که بدون دلیل هم حرف ایشان رو بدون چون و چرا قبول دارید یا باز هم برای این مسئله دنبال دلیل منطقی می گردید ؟

باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد.
وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟
من تقلید در فروع دین را قبول دارم (چون همه وقت و علم کافی برای یافتن قوانین را ندارند) اما به شرطی که تفسیر صحیح باشد. یعنی آن را هم به شکل مطلق قبول ندارم و به آن نقد وارد می کنم.

شما باز هم از امام زمان دلیل می خواهید. اگر دلیلش را دانستید و بعد عمل کردین میشه عبادت خود نه عبادت خداوند. دیگه آزمونی نیست. مهم اینه که شما به چیزی عمل کنی که نمی دونی قطعا درسته یا نه اما می دونی از ناحیه خداوند یا ولی خداوند صادر شده. اینجا مهمه که چطور عمل کنی. وقتی خداوند میگه روزه بگیر، وقتی میگه ... شما احکام ارث رو در قرآن بخون ببین چقدر جزئیات داده در مورد یک ششم و یک هشتم و مال زن و دختر و پسر اینطوری و .... اگر قرار باشه خداوند بابت تک تک احکامش بشینه برای ما توضیح بده و نفس ما رو راضی کنه که دیگه به درد خدایی نمی خوره نعوذ بالله. اگر قرار باشه همه فلسفه احکام رو بدونیم و بهش با رضایت نفسمون عمل کنیم که دیگه بندگی نکردیم. هدف خلقت رو زیر سوال بردیم.

بله توحید خداوند تقلیدی نیست تحقیقی است. نبوت هم همینطور. امامت هم همینطور. اما فروع دین تقلیدی است. بحث تقلید از مراجع نیست. بحث تبعیت از احکام خداوند هست. عقل به شناخت و وجود خداوند پی می بره. و همینطور به اثبات پیامبری و امامت و قرآن. اما در مورد احکام دیگه تبعیت مطرح میشه. بحث اطیعو الله و اطیعو الرسول مطرح میشه. بحث فاتبعونی یحببکم الله مطرح میشه. اینجا دیگه بنده باید بندگی و اطاعت کنه اگر رسیده به عصمت معصومین. بنابراین ما کلام معصوم رو بدون چون و چرا باید بپذیریم چون معصوم جز کلام خداوند نمیگه ولو اینکه اون احکام بر ما سنگین بیاد. امتحان یعنی همین.

دوستان هم پرسیدن معصوم بگه فلان. بدون چون و چرا می پذیرین؟ شما گفتین نه. مشکل کار همینجاست. وگرنه تا قیامت بشینیم در مورد نصف مرد بودن و .... بحث کنیم. دردی دوا نمی کنه. صریح قرآن تفاوتهایی بین حقوق اجتماعی زن و مرد قرار داده. از لحاظ حقوق انسانی هیچوقت برای خداوند جنسیت مطرح نبوده و نیست و فرموده: ان اکرمکم عندالله اتقیکم. اما در مورد حقوق اجتماعی تفاوتهایی قائل شده. اینجا دیگه بحث تفسیر نیست. بحث اینه که قرآن رو قبول داریم یا نه. قبول داریم کلام خداوند هست یا نه....

اینکه می فرمایین من تقلید در فروع رو قبول دارم اما به شرطیکه تفسیرش صحیح باشه عملا یعنی "من تقلید رو قبول ندارم". چرا؟

چون شما در همه بحثهایی که داشتین گفتین تقریبا تفسیر هیچ عالمی حتی اولیاء خدا مثل آیت الله بهجت و علامه طباطبایی رو قبول ندارین. دیگه چطور تقلید می کنین؟ شما تفسیر علما رو تفسیر به رأی می دونین. چطور می خواین از اونها تقلید کنین. بنابراین عملا تقلید رو قبول ندارین ولو اینکه در ظاهر هم بگین قبول دارین در عمل اینطور نیست. اگر تفسیر صحیح باشه یعنی چی؟ کی میخواد به شما بگه تفسیر صحیح چیه وقتی تفسیر اولیاء خدا رو هم قبول ندارین . معتقدین امثال آیت الله بهجت هم قرآن رو به نفع مردان تفسیر می کنن. اینجا فقط نفس شماست که میخواد به شما بگه تفسیر صحیح چیه. که اینهم مصیبتی بسیار بزرگ هست که معلوم نیست سر از کجا در بیاره....

نتیجه بحث اینکه اگر خداوند رو قبول داریم از بالا به پایین حرکت کنیم و سعی کنیم از عمر باقیمانده عبودیت کنیم.
مگر خداوند نفرموده واعبد ربک حتی یأتیک الیقین. بندگی کنیم تا به یقین برسیم. مقام یقین یا در این دنیا محقق میشه یا با مرگ. بسته به صلاحدید خداوند. پس باید با دانسته های عقلی در اصول دین و بعد تبعیت از معصوم اینقدر بندگی کنیم تابه یقین برسیم و الا تا لحظه مرگ در حلقه انانیت گیر خواهیم کرد و زمانی به یقین پی می بریم که دستمون از دنیا کوتاه شده و راه برگشتی نداریم.


امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، ELENOR ، Hadith ، meshkat ، شیدا ، یاســین ، heaven ، vahrakan ، سید ابراهیم ، ANTI satan ، Maysam-1st ، مجید املشی ، R3Z4 ، Havbb 110 ، در جستجوی سختی ، dinpajoohan ، علی 110 ، Reza71 ، ali.khm ، rastin
۱۲:۰۱, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
ببخشیددوستان!

چون من هم دربحث وتایپیک قبلی حضورداشتم وبحث میکردم بادوستان لازم دیدم اینجاهم ورودداشته باشم.....مابه چه

[/b]


[b]بزرگواری قسم بخوریم که بااحکام خدادشمنی نداریم؟؟؟؟



من به شخصه باچرایی احکام الهی مشکل دارم....اون هم بعضی مواردش....شمامیگیدچون حکم ،حکم ولی معصوم هست


وخداعقل هم تاییدمیکنه که بپذیریدش....آقای علی 110[/b]برادربزرگوار....شماکه مثال حضرت موسی باخضررومی زنید.....درانتهای


ماجراخضرفلسفه ی انجام اعمالشوبه موسی گفت.....غیرازاینه؟؟؟خب وقتی من ندونم کاری که دارم انجام میدم برچه اساسیه


چرابایدانجام بدم آیامیتونم دربرابر یکسری ازکج فهمان دین ازمذهب خودم دفاع کنم؟؟؟من به عدالت خداشک ندارم ....مگه


میشه خدابی عدالتی کنه درحق بندگان خودش؟؟؟ولی این حق رومابایدداشته باشیم که بدونیم کارامونوبرچه اساسی انجام


میدیم....مااومدیم یکسری سوال طرح کردیم خب دغدغه ی ذهنیمونه همیناس که اگه جواب داده نشه شایدخیلی هارو


ازخیلی ازمسائل جداکنه.....یعنی اگه مثلامن بگم اسلام به مردان امتیازات بیشتری داده،خب ....چون چرایی اون برام مشخص


نیست زورم میادکه بخوام این حکم روقبول کنم ناچاراوبراساس اجباروبه خاطراینکه مغضوب خدانباشم مجبورم گردن بنهم براین



حکم ولی ممکنه یه پیامددیگه ای برای من داشته باشه واینکه من بگم خیل خب پس من باهیچ مردی ازدواج نمیکنم چون زورم



میاد تویکسری ازمسائل محدودبشمبدون اینککه دلیلشو بدونم ...ببینیدماقصدتوهین به هیچ عزیزی رودراین تالارنداریم مایکسری دغدغه ی ذهنی داریم



خب اگه قراربودبحث به اینجاکشیده بشه که چون خداگفته وولی معصوم پس بپذیرید چرااصلا چنین بحثی رودوستان راه



انداختند وقتی بحث راه می افته ولی به سوالات جواب داده نمیشه شبهات باقی میمونه ووقتی باقی بمونه فردبیشترمصمم


میشه روی عقایدخودش....



جوابی به من داده نشددرتایپیک من یک زن هستم



البته یکی ازدوستان زحمت کشیدنددرپیام خصوصی برای من مطالبی قراردادن که مطالعه کنم منم ازشون تشکرمیکنم.....ولی


اینکه


مابخوایم چیزی روبفهمیم واینگونه جواب بشنویم باعث جبهه گیری میشه درقبال طرفین....آخه آقای علی110 اینکه




شمامیایدتشبیه میکنیدعده ای روبه ابلیس که ازحکم خداسرپیچی کرد......این درسته؟؟؟من که میگم من انجام دادن حکم


خدارومیپذیرم درچارچوب اختیاراتیکه دارم حالاچه معنی شوبدونم چه نه....ولی دغدغه ی ذهنیمه که بفهمم... این تشبیه


درموردمن صدق میکنه؟؟؟تمام حرف مااینه.....من به شخصه بااتکابراینکه چون خداگفته وولی معصوم وبایدپذیرفت نمیتونم

[/b]


[b]ازمذهبم دفاع کنم درمقابل یکسری ازافرادی که قصدربودن دین وایمان بقیه افرادرودارن....



والسلام...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، بیداری اندیشه ، آرین (الهه.ع) ، rastin ، ایرانی ، ANTI satan ، Maysam-1st ، dinpajoohan ، Reza71 ، فرمیسک ، fafa*
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا