| نظرسنجی: تبعض جنسیتی ، بر ضد ِ زن یا مرد ؟! این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| نتایج این نظرسنجی را بعد از رای دادن می توانید مشاهده کنید | |||
| تمام | 11 رأی | 100% | |
|
تبعض جنسیتی ، بر ضد ِ زن یا مرد ؟!!! (( گفت و گو محور ))
|
|
۱۲:۵۱, ۱۸/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۱ ۱۲:۵۳ توسط blue.blood.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چرا مردا هرکاری دلشون بخواد میکنن ؟! هرچندتا زن ِ دائم و موقت که بخوان میتونن بگیرن ... حق حضانت ِ بچه و حق طلاق هم که ماله مرده ...... حتی اگه شوهرامون هم اجازه ندن ما نمیتونیم خونه ی مامانمون بریم ! حالا هم که جدیدا" یه قانونی تصویب کردن که زنی که ازدواج نکرده تا 40 سالگی اگه از کشور نمیتونه خارج بشه مگه اینکه پدرش اجازه بده !!!! حق کار کردن و درس خوندن هم که نداریم ..... باید جیره خور ِ شوهرمون باشیم و تو سری خور ، آخه شما که نمیدونید ، زنی که استقلال ِ مالی نداشته باشه باید با همه چیز ِ شوهرش بسوزه و بسازه .... به خدا انصاف نیست ، نه یه استادیوم ، نه یه فضای ِ درست حسابی و آزاد ... تو خونه بشور بساب بپز ِ ، 2 دقیقه هم که میریم بیرون این گشتای ارشاد همه جا هستن ، به سر و صورت و لباس ماها گیر میدن ... آخه من نمیدونم این مملکت همه چیزش سر ِ جاش ِ فقط این لباس ِ من ایراد داره !! شاید باورتون نشه ، ولی اون وقت که باردار بودم با همسرم رفته بویدم بیرون ، گشت ارشاد بهمون گیر داد که این آقا چه نسبتی با شما دارن و از این حرفها !! آخر سر هم الکی گیر داد که چرا مانتوت کوتاه ! آخه شکمم برآمده شده بود یکم مانتو رفته بود بالا ....
به خدا آسایش نداریم ما تو این مملکت ... شوهرامون هر کاری دلشون بخواد میکنن ، ولی ما نباید نتقمون در بیاد ! همسایمون خانوم ِ خیلی خوبو نجیبیه ، ولی مثل ِ من کار نمیکنه و خانه داره ... بارها خودم تو داد و بیداد و توی دعواهاشون شنیدم که شوهرش تهدیدش کرده که طلاقش میده و یا اینکه سرش هوو میاره ! اگه هم مهریه بخواد بچه رو ازش میگیره !! شما که دخترش رو ندیدید ، یه دختر نــــاز و خوشگل و مامانی ! تازه شده 6 سالش ، اصلا" فکر ِ اینکه بدون ِ دخترش بخواد زندگی کنه واسش کشندست ، واسه ی همین بیچاره آخر سر مجبور میشه کوتاه بیاد و هر دفعه هم مرد پر رو تر و وقیح تر میشه .... هِِـِـِـِـِـِـــــییی .... چه میشه کرد ... باید سوخت و ساخت دیگه ... تا بوده همین بوده ... فقط کاش نسل ِ بچه ها و نوه های ما از این تبعیضا به خودش نبینه .... *********************************************** آقا این چه وضعشه ! بری از صبح تا شب کار کنی خسته و کوفته بیای خونه زنت هم باهات نسازه ... به خدا اصرار ِ خانواده بود ، وگرنه کی تو این دوره زمونه زن میگیره ! بری این همه جون بکنی و کار کنی واسه زن و بچت ، آخر سر 100 جور سر کوفت و غر بشنوی که فلانی اون چیزو داره ما نداریم ، خواهرم فلان جا رفته ما نرفتیم ! آقا زندگی خرج داره ، با این گرونی و هزینه ها که نمیشه به راحتی کنار اومد ... بلا نسبت شما روزی اندازه 3 تا قاطر کار میکنم تا شکم زن و بچم رو سیر کنم ، آخرشم ته برج کمیتمون لنگ میزنه ..... با این اوضاع آدم ازدواج نکنه سنگین تره ! به خدا ! شما ببین یه مرد چقدر مشکل داره ... حالا جدا از درس و دانشگاه ، اول از همه سربازی ... 2 سال میری خدمت که چی ؟! هیچی ... 2 سال از بهترین سالهای عمرت رو حروم میکنن الکی الکی ... بعد از سربازی تازه اول بدبختیه ! بیای کار پیدا کنی و خونه بگیری و ماشین و اینها ، زندگیمون خوب بود ، تا ننه گفت پسرم ، وقت ِ زنته ، واست دختر نشون کردم .... حالا خاستگاری و برو بیا، شیرینی بیار ، گل بگیر ، نشون ِ نامزدی و اینها به کنار ... مــــــــهـــــــریـــــــــــه!!!!!!!!!!!!! مادر ِ عروس اول میگفت عدد ِ سال ِ تولد ! آخه این چه رسمیه که باب شده !! تازه به قول یکی از دوستام اگه خانومت دکتر یا مهندس بود و سر ِ کار میرفت که خرجت خیلی بیشتر میشد ! انگار ما رفتیم زن رو بخریم و مهریه هم قیمت ِ پیشنهادی خانواده ی عروس به عنوان ِ معاملست ! باز میگن مهریه رو کی داده کی گرفته ، ولی خرج عقد و عروسی و حنا بندون و کادوی عروس رو چرا همش رو من ( داماد ) باید بدم ؟!؟!؟! آخه این انصاف ِ مایی که میخوایم یه عمر باهم باشیم از همین اول همه ی فشار اقتصادی روی ِ دوش ِ من باشه ... دیگه دلم برات بگه ، از خونه و ماشین و خرج خورد و خوراک و اینها هم که بگیم میبینی که همه ی فشار روی ِ مرده ... یه بار هم که مجردی با دوستای قدیممون میریم جایی خانومم 1000تا غر میزنه و بهونه میگیره و میگه تو من رو دوست نداری که میری با دوستات ! آخه عزیز ِ من ، آدم تفریح هم نیاز داره ... خودش روزی 24 ساعت پای تلفون ِ با دوستاش و آبجیش و مادرش حرف میزنن ، یا هفته ای نیست که خونه ی مادرش سر نزنیم ، بعد ماهی 1 با هم که میریم تفریح این قشقرق رو سر ِ ما در میاره ... به خدا جرات ندارم بهش چیزی بگم ، تا میگم بالا چشت ابرو ِ میگه مهریم رو میذارم اجرا ! آخه این چه قانونیه که زن این همه بتونه باهاش مهریه بگیره ، اون هم هروقت دلش خواست و اگه ندی هم که باید بری زندان ... تو اجتماع هم که میریم همه چیز به نفع ِ زنه . از نوبت تو صف ِ نونوایی تا ادارات و حتی تاکسی ! بارها دیدم وقتی یه خانوم هست تاکسی واسش وایمسه ، ولی من که هستم یا همه دربستن یا محل نمیدن و میرن ... واقعا" نمیدونم این تبعیض باید تا کی تو جامعه ی ما باشه ... دوستان ، این چیزهایی که بیان شد حقایقی هستن که در جامعه ی ما وجود داره و ما هر روز و هر روز شاهدشون هستیم . راستش تا اونجایی که به ذهنم رسید نوشتم و اگه چیزی هم به ذهن ِ شما رسید بیان کنید ، ممنون میشم . از خانوم ها هم پیشاپیش بابت ِ کم کاری احتمالی در متن پوزش میطلبم ، آخه من یه مردم و چیزه بیشتری از مشکلات ِ خانوم ها نمیدونم که بیان کنم ، خواهشا" اگه موردی بود خودتون اضافه کنید . راستش میخواستم نظر شما رو درباره اینکه : در جامعه ی ما در مورد ِ کدوم جنسیت بیشتر تبعیض میشه کدوم جنسیت فشار بیشتری رو تحمل میکنه کدوم جنس آسیب پذیر تر هست و در کل از خلاهای قانونی تا هنجارهای اجتماعی ، کدوم به نفع زن و کدوم به نفع مرد هستش ... |
|||
|
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۴۱, ۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
چرا مردا هرکاری دلشون بخواد میکنن ؟! هرچندتا زن ِ دائم و موقت که بخوان میتونن بگیرن ...
یه بررسی می کنیم ببینیم توی اسلام واقعاً این حرف صحت داره؟؟؟!!!..... راهکار اسلام برای ازدواج: 1- عقد دائم: وانکحوالایامی... به عقد هم دربیاورید. حال توی جامعه چه کاری میشه کرد؟ توی سربازی حرفه یاد بدهند تا بتونه راحت یه شغل واسه خودش گیر بیاره- وام مسکن مهر(قرض الحسنه)- یا اینکه 5 سال رایگان مسکن به زوج های جوان بدهند. 2-عفاف: فلیستعفف الذین... اگر موقعیت عقد دائم نداشتید تقوا پیشه کنید. 3-عقد موقت: فمااستمتعتم... نتوانستید عفاف پیشه کنید عقد موقت کنید. در نتیجه روح حاکم برای جلوگیری از گناه است. حضرت لوط حاضر شد دختران خود را به پست ترین افراد روی زمین بدهد تا گناه نکنند. واین مواردی که بارها و بارها در سینما و تلوزیون نمایش داده می شود و یا در اطراف خویش مشاهده می کنید ناشی از فرهنگ غلط خود مردم است.حالا دیگه قضاوت با خودتون... سابقه چند همسری در کمونیسم: -کمونیسم جنسی: هرکی هرکی -چند شوهری: عربستان جاهلی چند زنی: عربستان- روم- ایران علل شکست پدیده چند همسری: -علاقه مرد به اطمینان از پدری خویش. -میل زن به تصاحب قلب مرد. -میل مرد به انحصار زن خویش. عدم تأمین مالی زن. برای کسب آگاهی کاملتر کتاب حقوق زن در اسلام شهید مطهری مراجعه شود. ان شاا... در پست بعدی گذری میزنیم بر پدیده چند همسری. |
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۲ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۱ ۱۴:۳۵)ایرانی نوشته است: اگر امام زمان نتواند دلیل منطقی برای حرفش بیاورد نشان می دهد که امام زمان نیست پس خیر نمی پذیرم. منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد. منظور این است که مثلاً به واسطه یک معجزه یا به واسطه شناختی که قبلا از امام داشتید یا شناخت به واسطه آشنا بودن به علائم ظهور به شما ثابت بشود که ایشان امام زمان (علیه السلام) است. حالا سوال بنده این است که اگر شخص امام (علیه السلام) به شما بفرمایند که این افکار شما غلط و باطل است و دلیلی هم برای این ادعا نیاورند (نه اینکه نتوانند بلکه مصلحت را در این دیده اند که دلیل نیاورند) باز هم شما حرف ایشان رو بدون چون و چرا قبول دارید یا خیر ؟ با تشکر |
|||
|
|
۱۵:۱۱, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۲۰ توسط ایرانی.)
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
نقل قول: منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد. باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد. وقتی خدا می گوید حرف مرا که خدا هستم یعنی وحدانیت مرا بدون تقلید یعنی با عقل بپذیرید چه دلیلی دارد که من حرف بنده خدا را بدون عقل و با تقلید بپذیرم؟ من تقلید در فروع دین را قبول دارم (چون همه وقت و علم کافی برای یافتن قوانین را ندارند) اما به شرطی که تفسیر صحیح باشد. یعنی آن را هم به شکل مطلق قبول ندارم و به آن نقد وارد می کنم. نقل قول:در نتیجه روح حاکم برای جلوگیری از گناه است. مشکل این است که در اسلام و تفاسیر هر وقت بخواهند جلوی گناه و فساد را بگیرند از زنان مایه می گذارند و آنها را محدود و یا محروم می کنند. خوب یک مقدار هم به آقایان فشار بیاورند و این محرومیتها را به آنان هم انتقال بدهند. چطور آقایان نمی توانند در ایران اسلامی که زنان محجبه اند خود را کنترل کنند و باید زنها و صیغه های متعدد داشته باشد تا به گناه نیفتند اما در خارج از کشور با هزاران زن بی حجاب می توانند؟ چرا برای جلوگیری از به گناه نیفتادن مردان، خروج مردان از کشور و رفتن آنان به کشورهای غیر اسلامی ممنوع نمی شود؟ مردان فقط در ایران به گناه می افتند؟ در خارج از کشور اشکال ندارد؟ |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۳۳ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۵۵, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۱)ایرانی نوشته است: باز هم دلیل منطقی می خواهم. زیرا اگر کسی مدعی باشد من ارزشم در دین نصف ارزش یک مرد است و مثلا ارزش شهادت یک مرد بیسواد معتاد خلافکار از یک زن مهندس یا دکتر یا استاد دانشگاه بیشتر است باید دلیل منطقی (نه احساسی و توجیهی) بیاورد. رویکردی که این شخص دارد دقیقاً همان رویکرد ابلیس است در مواجه با حکم خدا!!!!!!!!!!!!!!!! و وجه مشترک ابلیس و تمام مستکبرین عالم است اولاً وقتی که عقل فهمید که شخصی که در مقابلش هست حجت خدا است همان عقلش به او می گوید طبق صریح حکم خدا در قرآن اگر مدعی بندگی خدا هست خوب به این آیات و رویکرد این شخص و تقریرات و نوشته های این شخص توجه کنید لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (الأنبیاء - 23). خدا از آن چه مىكند سوال نمىشود، ولى آنان سوال خواهند شد. قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ﴿۳۲- آل عمران﴾ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد (۳۲) پس از این که عقل برایش اثبات شد اصول دینش یعنی برایش به طور مثال اثبات شد که شخصی حجت خدا است یعنی پیامبر یا امام است دیگر از آن به بعد همان عقل حکم میکند به تبعیت بی چون و چرا از او اگر مدعی بندگی است در قرآن مجید سراسر مثالهای متعدد هست که خدا و حجت خدا حکم میکنند به چیزی که به نظر مخالف عقل ناقص سایرین است و این از امتحانات ایمان بندگان است مانند قصه ی خضر و موسی مانند قصه ی طالوت و جالوت که سپاهی که تشنه است تنها باید یک کف دست از آب بخورد و طالوت که حجت خدا هست توضیحی هم نمی دهد!!!!!!! یا قصه ی ابلیس لعین و فرمان سجده که خدا توضیح نمی دهد چرا که قرار هم نیست که عبد از معبود پرس جو کند در عرصه ی بندگی خدا اصلاً این یکی از نشانه ها منافقان و کافران این است که در برابر هر سخن و حکم حجت خدا در حالی که برای آنها اثبات شده است که حجت خدا هستند چون و چرا می کنند که دیگر به این نمیگویند بندگی خدا میگویند بندگی طاغوت این طاغوت میخواهد نفس خودش باشد یا ابلیس یا... یعنی اگر مثل ابلیس بخواهد با عقل ناقص خودش در مقابل احکام خدا چون و چرا کند چنین کسی از طایفه ی ابلیس و بندگان طاغوت است خلاصه ی این رویکرد نمودی از استکبار و غرور و تعصب و جهل است !!!! لطفاً با دقت مطالعه فرماید: چه چیز باعث شد تا موسی نتواند از محضر خضر نبی استفاده کند؟ ببینید شما اگر بخواهید بگویی چیزی درست است یا غلط نیاز به دو مسئله دارید اول دستگاه منطق درست دوم اطلاعات ورودی کامل که بر اساس دستگاه منطق بتواند بگوید حکمی حق است یا نا حق در مسئله اولش که میشود دستگاه منطق هم شما و هم من و هر غیر معصومی مشکلاتی بسیار دارد و دستگاه منطقش درست کار نمیکند در ادبیات قرآن از آن عقلی که خدا مخاطب قرار میدهد تعبیر لُب می شود یا اولوالالباب یا صاحبان عقل و خرد لُب به عقل خالی از هوا و هوس گویند میدانید چرا تقوا به انسان بر اساس آیات قرآن فرقان (قوه ی تشخیص حق از باطل را میدهد) ارتباط تقوا و فرقان چیست؟ تقوا اولین کاری که میکند این است که هوای نفس را کنترل میکند و بعد در سایه ی کنترل هوای نفس است که این عقل میتواند بر اساس منطق درست حکم کند! تازه هنوز بحث اطلاعات را وارد نشدم من و شما همه گرفتار هوای نفسیم هیتلر هم که می خواست اعمال و فجایع خود را انجام دهد بر اساس منطقی که خودش فکر میکرد درست است عمل می کرد تا حالا به این فکر نکردید که چرا این فطرتی که خدا همه را بر اساس آن سرشته می گوید اکثر مردم از این فطرت آگاه نیستند؟ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30) به يكتاپرستى روى به دين آور. فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است. ولى بيشتر مردم نمىدانند. (30) خیلی از مردم آنچه هوای نفسشان می پسندد را مترادف فطرت میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پس ما عجالتاً دستگاه منطقمان منفک از اثرات هوای نفس نیست که فکر کنیم که منطقمان درست فکر میکند تا کنون با خود نیاندیشیده اید که چرا پیامبران که قوی ترین استدلال ها را می آوردند و منطقی ترین کلام ها را داشتند و از آن بالاتر معجزات را هم نشان مردم میدادند باز این هم منکر داشتند؟؟ اساساً ایمان خیلی ارتباط مستقیم به استدلال ندارد ایمان اقرار قلب است که استدلال عقلی میتواند به آن کمک کند اما به هیچ وجه به تنهایی کافی نیست!!!!!!!!!! تازه اگر به لطف خدا ، خدا کمکی کرد و منطقمان درست شد تازه گرفتار مسئله ای خواهیم شد که تحت هیچ شرایطی از آن رها نخواهیم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و آن نقص در اطلاعات است که دومین عامل مهم بعد از داشتن منطق درست برای تشخیص درست و غلط است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما اگر بخواهید مسیر حرکت یک جسم را که نیرویهایی به آن وارد میشود درست پیش بینی کنید نیاز دارید تا اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم را داشته باشید (یعنی کامل بودن اطلاعات و علم) و در مرحله ی بعد در صورتی که به قواعد جمع بردار کاملاً مسلط باشید و آن را درست به کار گیرید (منطق درست) می توانید پیش بینی درستی داشته باشید حتی اگر تمام نیرو ها را به جز یک نیرو نداشته باشید باز هم پیش بینی شما می تواند 100 درصد غلط باشد به خواطر ندانستن اندازه و جهت همان یک نیروی مجهول در احکام هم فقط کسی میتواند به درست و غلط بودن آن نظر دهد که تمام عوامل موثر در سعادت دنیوی و اخروی انسان را بداند و او فقط و فقط خداست ببینیند موسی علیه السلام که هوای نفس نداشت نعوذاً بالله اما در علم، در مقابل حضر نقص داشت [/b]لذا اطلاعاتی که داشت را در دستگاه منطقش می ریخت و بدیهی میدید که افعال و احکامی که خضر صادر می کند غلط و ظالمانه است! و این نبود مگر به علت جهلی که نسبت به علم خضر داشت!!!!!!!!!!!!! پس مهمترین کار عقل پیدا کردن حجت خدا است !!!! بعد از پیدا کردن حجت اگر خود را معبود میداند در احکام وظیفه اش تبعیت است نه چون و چرا!!!! چرا که اولاً دستگاه منطقش خالی از هوای نفس نیست و ثانیاً هر چه کند گرفتار نقص اطلاعات است همانطور که ابلیس هم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به حکم خدا معترض شد و وجه مشترک ابلیس و همه ی مترودین درگاه الهی همین رویکرد است!! عقل باید خودش به حقانیت اصول دین برسد بعد از آن در فروع و احکام اگر مدعی است که عبد است وظیفه اش به همان دلایلی که در بالا ذکر شد اطاعات کردن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما نکته ای دیگر اگر کسی بخواهد در مقابل احکام دین بگوید تا من نفهمم که چرا باید مثلاً نماز صبح را دو رکعت خواند یا چرا باید وضو را اینچنین گرفت آن ها را انجام نمیدهم این شخص دیگر عبد خدا نیست و گرفتار انانیت و منیت خودش است اگر حتی بعد از علم به چرایی هم مشغول انجام آنها شد باز تحت ولایت الله نیست بلکه تحت ولایت طاغوت است که این طاغوت میتواند حتی خودش باشد شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم عمل میکنم چون میدانم حکم خداست اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم به این میگویند بندگی |
|||
|
|
۱۶:۳۴, ۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
نقل قول:رویکردی که این شخص دارد دقیقاً همان رویکرد ابلیس است در مواجه با حکم خدا!!!!!!!!!!!!!!!! نقل قول:حکم خدا در قرآن اگر مدعی بندگی خدا هست تفکر شما هم رادیکالترین است. بهتر است بجای ترساندن مخاطب دلیل منطقی بیاورید. خوب است شما مبلغ مذهبی شوید!!! مثلا به یک غیرمسلمان که میخواهد دلایل احکام اسلامی را بداند میگویید خوب تو ابتدا مسلمان شو و بعد چون مسلمانی دیگر باید تمام احکام اسلام را قبول کنی!!!! چون و چرا هم نباید بکنی چون ما دلیل منطقی نداریم و فقط میتوانیم به ادبیات تکفیر و توهین متوسل شویم!!! نقل قول: خلاصه ی این رویکرد نمودی از استکبار و غرور و تعصب و جهل است !!!! اگر دلیل منطقی خواستن که چرا من نصف مرد فرض شده ام به معنی استکبار و غرور باشد بله من مغرورم و حاضر نیستم خودم را نیمی از یک مرد یا کمتر از یک مرد بدانم. نقل قول: شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید من اگر به دستور دکتر عمل نکنم یا بیماریم بدتر میشود یا میمیرم و خوب نمیشوم. اما اگر به بعضی دستورات قشریون عمل کنم یعنی خودم را تا سطح یک وسیله لذت موقت مرد یا نصف مرد یا .... پایین آورده ام و شخصیت انسانی ام را لگدمال کرده ام. نقل قول:عمل میکنم چون میدانم حکم خداست """"" کتاب و سنت از علوم و معارف بشری به دست نیامده، اما استنباط حکم از کتاب و سنت کار انسان است و بدون ابزارهای خود انسان ممکن نیست"""""""""" نقل قول:به این میگویند بندگی """"" از نظر گروهی از فقهای سنتی، مهمترین فلسفه ی نبوت جعل و ابلاغ قانون است و محور اصلی وحی و هدایت الهی همین موضوع است و دین بیش از هر چیز مجموعه ای از قوانین است نه داشتن احساس های لطیف عرفانی و سلوک عملی انسانی و تخلق به اخلاق الهی"""""""""" """""نظریه پردازی دینی و اجتهاد فقهی در پرتو مواضع و مقبولات و پیش فهمهای علمی و فلسفی و عرفانی و ... صورت می گیرد. پس باید با تحولات علوم و معارف بشری هماهنگ شود و دایما مورد تجدیدنظر قرار گیرد"""" """"""""""" هر انسانی در هر عصری که زندگی می کند حق دارد خود قرآن را بفهمد و چون اندیشه ها در اعصار گوناگون متفاوتند پس ظهور و فهم آیات متفاوت می شود""""""""" نوشته های داخل گیومه از من نیست. |
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
سایر دوستان به جا است که در این فرازهای کلام گوهر بار امیرالمومنین در خطبه قاصعه ی نهج البلاغه به طور عمیق بیاندیشید:
مولا این خطبه را در مذمت ابليس، كبر و سجده نكردن براى آدم و اينكه ابليس اول كسى است كه دنبال تعصب نژادى رفت بیان فرموده اند: ستايش مخصوص خدائى است كه لباس عزت و كبريائى را پوشيده و آنرا مخصوص خود گردانيد و به خلق خود نداده است. ... پس از اينكه خدا لباس عزت و كبريائى را پوشيد فرشتگان مقرب خود را آگاه ساخت و آنان را در جريان آزمايش قرار داد تا متواضع را از متكبر جدا كند به همين جهت خدائى كه از نيتها و پنهانى آگاه است اعلام كرد: قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿۷۱﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿۷۲﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۷۳﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴-ص﴾ من مى خواهم بشر را از گل بسازم. وقتى آنرا ساختم و روح در آن دميدم شما براى سجده به او روى خاك بيفتيد. فرشتگان تمام سجده كردند غير از ابليس. ابليس را خودخواهى فراگرفت و خلقت خود را برتر از خلقت آدم ديد و نسبت به آدم به خاطر نژاد خود مغرور شد. بنابراين ابليس دشمن خدا رهبر نژادپرستان، بنيانگذار خودخواهان است. او اساس تعصب نژادى را بنا نهاد ... مگر نمى بينيد كه خدا چگونه او را بر اثر خودخواهى ذليل ساخت و بر اثر غرور، او را كوچك نمود. در دنيا او را سر به زير كرد و براى او در آخرت عذاب دردناك در نظر گرفت. از سرگذشت ابليس پند بگيريم اگر خدا اراده كرده بود آدم را از نورى خلق كند كه نورش چشمها را خيره سازد، زيبائى اش عقلها را حيران گرداند و از عطرى او را به وجود آورد كه بوى آن نفسها را بندآورد خلق مى كرد و اگر چنين كارى كرده بود تمام موجودات براى او سر تسليم فرود مى آوردند و اعتراض فرشتگان كم مى شد اما خداى عزيز خواست از طريق مجهولاتى كه بشر دارد او را آزمايش كند و ميان بد و خوب آنان را جدائى افكند و خودخواهى را از آنان برطرف گرداند و كبر را از آنان دور سازد. وظيفه شما اينست كه از كار خدا نسبت به ابليس اندرز بگيريد، زيرا عمل طولانى و كوشش فراوانش باطل شد كوشش ابليس كه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود ... آيا پس از ابليس چه كسى با انجام معصيت ابليس از عذاب خدا در امان مى ماند؟! ...قانون خدا در ميان ساكنان آسمان و زمين يكسان است. ميان خدا و هيچ مخلوقى قرار دادى بسته نشده كه قسمتى از ممنوعهائى كه براى جهانيان حرام شده براى آن مخلوق حلال باشد. . . . به جا است که مجدد در این کلام نورانی با تفکر نظری بیافکنید دوستان... البته تمام این به اصطلاح شبهات پاسخ عقلی هم داده شده است قبلاً هم در تالار و هم در بسیاری جاهای دیگر، زحمتش یک سرچ ساده است غرض من پاسخ به این به اصطلاح شبهات نبود غرضم بازکردن ریشه ی این رویکرد است و مباحثی به مراتب زیربنایی تر از پاسخ به شبهات... و الله یهدی من یشاء... |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۷ توسط Fatemeee.)
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۱ ۱۴:۴۸)در جستجوی سختی نوشته است: منظورم این نیست که نتواند دلیل بیاورد.ببخشیداین سوال که می فرماییدمصداق دوستان تالارهست؟؟؟....منظوری ندارمایعنی میخوام بگم مگه نمیتونیددلیل بیاریدکه میگیدمصلحت اینست که دلیل نیاورند؟ ممنون درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟ |
|||
|
|
۱۷:۴۶, ۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
نقل قول: البته تمام این به اصطلاح شبهات پاسخ عقلی هم داده شده است قبلاً هم در تالار و هم در بسیاری جاهای دیگر، زحمتش یک سرچ ساده است آن چیزهایی که زحمتش یک سرچ ساده است پاسخ عقلی نیست. توجیه است و به درد عوام الناس 100 سال پیش می خورد نه روشنفکران تحصیلکرده کنونی. نقل قول: غرض من پاسخ به این به اصطلاح شبهات نبوداگر میتوانید بفرمایید پاسخ منطقی بدهید. شما با این نوشته های کاملا بی ارتباط به پرسشهای ما می توانید اسلام را برای یک غیرمسلمان ثابت کنید؟ به یک غیرمسلمان میگویید اسلام یعنی عبودیت محض؟ میدانید آن غیرمسلمان چه خواهد گفت: خواهد گفت: عبودیت بدون عقلانیت یعنی بت پرستی محض! نقل قول: غرضم بازکردن ریشه ی این رویکرد است و مباحثی به مراتب زیربنایی تر از پاسخ به شبهات...برچسب زدن و اتهام تکفیر و مرتدو ... مباحث زیربنایی است؟ شما ناظراصول عقاید شیعه هستید؟ پس عقیده شیعه این است: یا فلان مطلب را بدون دلیل منطقی بپذیر. (چون من دلیلی ندارم) یا کافری! خوب از اول میگفتید! (آیکن توجیه شدن در حد انیشتین!) |
|||
|
|
۱۷:۴۷, ۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۸:۱۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
(۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است: درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟ سلام عرض شد شما فکر میکنم کمتر مطالب حقیر را خوانده باشید حقیر شاید به جرأت بتوانم بگویم که یکی از کسانی هستم که بیشترین حجم پاسخ به شبهات رو در تالار داده ام فقط به چند مورد آن اشاره میکنم: مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........ پرسشهایی که در تالار به آنها جواب داده شده است! بحث پیرامون ناقص العقل بودن زنان مقایسه خدا در اسلام و مسیحیت (علی 110 پیشنهاد میکند بخوانید) مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!) آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟ چرا دعا کنم وقتی خدا میدونه من چی میخوام؟ زید و علی بن ابیطالب - دلیلی بر حقانیت اهل سنت(و پاسخ به این شبهه)! به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟ (B+)فعل معصوم ضامن بقای دین + پاسخ به یک شبه# و..... اما در خصوص این عبارت شما: (۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۱)moude49 نوشته است: درضمن آقای علی110شمادلیل قانع کننده بیاریدباتوجه به مطالبی که ازتون خوندم احساس میکنم که می فرماییددنبال چرایی موضوع نباشیدبلکه به چیزیکه بهتون گفته شده عمل کنید.به نظرتون مانبایدبدونیم چرااین مسائل وجودداره.....وفقط اطاعت محض داشته باشیم؟؟؟ مجدد با دقت بخوانید عرایض بنده را: (۴/بهمن/۹۱ ۱۵:۵۵)علی 110 نوشته است: البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویمدر ضمن اگر بنای بنده عدم تعقل بود این دو تاپیک را مطمئن باشید ایجاد نمیکردم: من برای دینم وقت ندارم! سخنی با کسانی که گفتند بیا مناظره کن... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










