|
عصمت انبیا و اهل بیت
|
|
۲۳:۳۵, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام باتوجه به بحثی که در از سوی خانم عایشه بر موضوع (۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۲۸)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم مطرح شد ، تصمیم گرفتیم که در موضوع عصمت بیشتر صحبت کنیم در این سلسله مباحث سعی شد که از عصمت انبیا تا عصمت خاندان ال طاها مورد برسی قرار بگیره و اثبات کنیم که هم انبیا معظم و هم اهل بیت خاندان رسالت دارای عصمت میباشند و هم اینکه بحث عصمت هم همانند امامت ، موهبی است از سوی خدای متعال. پیش از اغاز به بحث لازم میدونم که جواب خانم عایشه رو بدم تا شبهه و موضوعی باقی نمونه که ایشون هرچی زودتر به پاسخ های خودشون برسن. بسم الله الرحمن الرحیم خانم عایشه سلام علیکم در پاسخ به شما لازم هست اول چند نکته رو خدمت شما عرض کنم بعد به پاسخ بپردازم. در ادرس دادن لطف کنید ادرس رو طبق خطبه و کدام نگارنده بفرمایید نه اینکه نهج البلاغه صفحه ... . این دیگه از ابتداییات هستش. بعد خدمت شما عرض کنم که ، متن رو لطف کنید حداقل متن اصلی به همراه متن ترجمه قرار بدید تا ببینیم که ایا ترجمه صورت گرفته معادل خود متن هست یا اینکه ترجمه ذوقی ( چون قبلا مشاهده شده بود که نقل میکردند بعد با مراجعه به متن هم میدیدم که اصلا متن ترجمه شده هم اونی نبود که نقل شده بود) بعد از کمی مقدمه میرسیم به جواب شما اصل كلام اميرمؤمنان عليه السلام اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مىفرمايد: فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. پس، از گفتن حق، از مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم، مگر آن كه خداوند( كسيكه به من از خودم مالك تر است) مرا حفظ فرمايد. نهج البلاغه عبده، ج2، ص201، خطبه216؛ الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي، ج8، ص356، تحقيق و تصحيح وتعليق علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الإسلامية - طهران، الطبعةالرابعة،1362 هـ.ش. در واقع معناي كلام امام عليه السلام اين مي شود: روشن است كه اميرمؤمنان عليه السلام و نيز تمامى انبياء همانند انسانهاى ديگر داراى دو قوه عقل و شهوت هستند. آنها نيز همانند ما قادر هستند كه اشتباه كنند و يا مرتكب گناه شوند؛ اما تفاوتى كه آنها با بقيه مردم عادى دارند، در اين است كه لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است، پس امام عليه السلام در اين خطبه، نه تنها خود را معصوم مىداند؛ بلكه سر منشأ اين عصمت را نيز لطف خداوند مىداند. اين گفته اميرمؤمنان عليه السلام دقيقا بر طبق همان تعريفى است كه شيعه از عصمت دارد؛ يعنى آنها قدرت بر انجام گناه را دارند؛ اما لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است و آنها را از گناه و خطا باز مىدارد. شيخ مفيد رضوان در این باره اين چنين می گوید: العصمة لطف يفعله الله تعالى بالمكلف بحيث يمتنع منه وقوع المعصية وترك الطاعة مع قدرته عليهما. عصمت، لطفى از جانب خداوند است كه شامل حال مكلف مىشود و او را از وقوع در معصيت و ترك اطاعت باز مىدارد؛ با اين كه آن شخص قادر به انجام آن دو است. الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، النكت الإعتقادية و رسائل اخري، ص37، تحقيق: رضا مختاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1414 هـ - 1993 م. توضيحات: چاپ كنگره هزارمين سالگرد رحلت شيخ مفيد. سخن امام عليه السلام با تعريفى كه شيخ مفيد از عصمت دارد، دقيقا عين هم هستند و تفاوتى با يكديگر ندارند. درست است كه آن حضرت در صدر كلام خود فرموده است: لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي. خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم. اما در ذيل كلام خود بلافاصله براى دفع توهم نفى عصمت، امكان خطا از خويش را با جمله استثنائيه نفى نموده و فرمودهاند: إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. مگر اينكه خداوند مرا در برابر خويشتن خويشم كفايت كند كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك ميباشد. به عبارت ديگر امام عليه السلام با اين تعبير يكى از زيباترين مظاهر توحيد افعالى را رقم زده و صريحا بيان فرمودهاند كه: «اگر لطف خدا شامل حال بندهاش نگردد هيچكس نميتواند فى نفسه و با استقلال خود را از خطا و لغزش مصونيت بخشد.» اگر كسى فقط نگاهش به صدر كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد و به ذيل آن توجهينكند، مثل اين است که صدر آيه شريفه 110 سوره کهف را بخواند كه مى فرمايد: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ و ذيل آيه را کنار بگذارد: يُوحَى إِلَيَّ آيا اين نظر، نظر ظلم و جفا نگرى نيست؟! در سوره ابراهيم، آيه 11 مىفرمايد: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ پسوند آيه هم اين است: وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. همچنين تعبيرى که حضرت يوسف (عليه السلام) دارد: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي. يوسف/53. در نتيجه، استفاده عدم عصمت از گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، گفتارى است نسنجيده و غير قابل قبول. این از پاسخ به موضوع شما که تاجایی که نیاز بود جواب داده شد. اما دوستان گرامی ان شالله بحث عصمت از انبیا تا اهل بیت رو در مجال بعد پیش میگیریم. هدف از این بحث روشن شدن بحث عصمت هست که باید فرستاده خدا ان رو داشته باشه و این داشتن هم لطف خدا هست به فستاده او. ان شا لله بحث کلی و مکفی رو در اینده دنبال خواهیم کرد. چون بحث سلسله ای هست دوستان لطف کنن و تاجایی که ممکن هست صبر و شکیبایی کنند تا بحث تکمیل بشه. اگه سوال و شبهه و مطلبی بود لطف کنین پیام خصوصی بدید تا اگه لازم بود در پست صحبت بشه و یا شاید در سیر کلی مبحث باشه ولی دیر زود بشه مطالب. با تشکر از همه دوستان مخصوصا خانم عایشه که موجبات ارایه مطالب با کیفیت بیشتر را فراهم میکنند.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۱۱, ۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۵:۰۵ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۳/آذر/۹۲ ۱۶:۵۸)mahdy30na نوشته است: همونقدر که شما میتونین ایراد بچکانه بگیرین و سفسطه کنین همونقدر هم دست ما برای پاسخ پر هست و میشه با مباحث منطقی و ... جواب داد.فقط خواهش میکنم سوالات و دلایل کودکانه نگین که وقت بقیه رو تلف میکنین.خعلی حرفاتون زشت هست همش توهین هست کدام نوشته خانم عایشه بچگانه و سفسطه و کودکانه هست؟؟؟؟؟ بلد نیستین جواب بدین توهین نکنین ایشون از نهج البلاغه و قران دلیل اورده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما ب نهج البلاغه میگی دلایل کودکانه!!!!!!!!!! شما تازه هیچوقت نهج البلاغه نخونده بودی گفتی:::::::::: جایی سراغ دارین ک علی مرتضی همچی حرفی زده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لای کتابای دینی تون تا حالا باز کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ************************************ حالا اگه من همچی پستی زده بودم 60 تا اخطار و مسدودیت برام درس میشد!!!!!!!!!!! حالا اگه ایشون بیاد از خودش دفاع کنه بهش میگن چرا ب کاربرای ما میگی بی نزاکت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کم اوردین تو بحث با ایشون توهین نکنین لطفا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ی بار میگین بیسواد ی بار میگین جاهل ی بار ی بار ی چیز دیگه میگین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعدشم شما 24 ساعته تو سایتی!!!!!!!!!! اگه کار داشتی و وقتت مهم بود همش تو سایت نبودی!!!!!!!!!!!!!!! ک میگی وقتت تلف شد!!!!!! وقت خانم عایشه تلف میشه ک تو چن تا تالار ناظره!!!!!!!!!!!!!!!! بعضی جا هم ناظره هم مشاور مدیر اصلا وقت هیچی نداره!!!!!!!!!!!!!!! کلی ازش خواهش کردم قبول کرد بیاد!!!!!!!!!!! خعلی دلتون بخواد بیاد ای تالار ک هیچ امکانات نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من اگه میدونستم شما و چند نفر دیگه این قد توهین میکنین ب ایشون هیچوقت دعوتشون نمی کردم ک بیان این تالار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگه جواب منطقی داشتین و دستون پر بود ایجوری حرف نمی زدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پیامبر اشتباه میکرده خدا اصلاح میکرده!!!!!!!!! علی مرتضی اشتباه کرده خدا اصلاح نکرده!!!!!!!!!!!!!!!! چ جوری این دو تا معصومن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کو جوابتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای همه کپی پیست میکنی چ ربطی داره ب بحث اصلا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کدومش جواب سوال ما هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
۱۱:۵۸, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۵:۱۱)Atosa نوشته است: سلام علیکم بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ نسا 59 اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشينان معصوم پيامبرند) اطاعت نماييد. جواب خلاصه شمارو اینجا میدم ، کسی که اطاعت باید بکنه امر خدا و رسول و اولی الامر ( حالا هر معنی که دوست دارین بگیرین - خلیفه _ جانشین _ امام ) ایا اطاعت از اوامر و نواحی اینها باهم میتونه تناقض داشته باشه بانه؟ اگه تناقض داشته باشه نتیجه چی میشه؟ خدا میگه نماز بخون - روش نماز خوندن رو پیامبر انجام میده ( وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ-إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ نجم 3-4) حالا کسی که جای رسول = اولی الامر ، میتونه خلاف اوامر و نواحی الهی امر کنه ؟ اگه بخوایم نگاه کنیم که چون خلفا اشتباه داشتن و اعتراف کردن به عدم دانش و علم به محتوای قران و اوامر و احکام پس شیعه هم باید مقام عصمت که طبق ایه تطهیر بر خاندان عصمت واد شده رو کنار بزاره؟خیر خوبه براتن بگم که تو منابع اهل ست هم دکر شده که خلیفتین ابوبکر و عمر دارای عصمت هستن . حالا چی جوابی دارین؟ایا بر اونها هم وحی نازل میشده؟ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ مُكْرَمٍ، قَالَ: ثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَانِئٍ، قَالَ: سَمِعْتُ بِشْرَ بْنَ الْحَارِثَ، يَقُولُ: «رُفِعَ الْخَطَأُ عَنْ أَبِي بَكْرٍ، وَعُمَرَ» بشر بن حارث می گوید : هرگونه خطا از ابی بکر و عمر برداشته شده است!!! (الكتاب: السنة ج2 ص 307،المؤلف: أبو بكر أحمد بن محمد بن هارون بن يزيد الخَلَّال البغدادي الحنبلي (المتوفى: 311هـ)،المحقق: د. عطية الزهراني،الناشر: دار الراية - الرياض،الطبعة: الأولى، 1410هـ - 1989م) ( اینم بگم که این حدیث از نگاه رجال اهل سنت حدیثش صحیح هست ) اگه این حدیث رو در مقابل اعمالی که از دو خلیفه سر زده مقایشه کنیم باید چی بگیم؟ اجتهاد ؟ اها بعضی وقتا اجتهاد کردن مقابل نص پس میزن کنار ؟نه چون عصمت دارن باقی میمونن. جواب طولانیه و میدونم نمیخونین . وقتی متنهایی که قرار گرفته رو مطالعه نمیفرمایید و سوالی که جوابش در مباحث پیشین داده شده رو دوباره مطرح میکنید نباید انتظار داشته باشین که جواب رو برای بار nام بدیم. سوالات شما سوالات تکرای که در طول 1435 سال بهش پاسخ داده شده و شما برای عدم قبولش متوصل به هر سوالی شدید. علمای خودتون وقتی جواب میدن قبول ندارید چه برسه به شیعه. اگه متوجه نشدین و یا توضیح ماسب نبود بگید نوعی دیگه ولی وقتی سوالی که عین جوابش قبلا داده شده رو مطرح میکنید و یا اینکه بدون توجه به جواب مطرح شده بر هیج پاسخی پایدار نیستین میشه سفسطه و .... . شرمنده ولی چه شما و چه دیگر دوستانی که از ایشان نقل قول نمودید وقتی کتبهای خودشون براشون قابل اعتماد و ارزش نیست چطور برای دیگران قابل استناد هستش؟ شما فرض کن ما اصلا نهج البلاغه نخوندیم ( فرض محال که محال نیست)، شما صحیح بخاری خوندی؟همشو ، تاجایی که میدونیم اهل سنت ختم صحیح بخاری دارن مثل ختم قران ولی با اینهمه خیلی از چیزهایی که در بخاری هست رو نه دیدن و نه قبول دارند. نمونه بگم خدمتتون یا اینکه نیازی نیست؟ من توسایت باشم یا نباشم کار داشته باشم یا نداشته باشم ربطی به مباحثه داره؟ خو میتونن وقت مشخص کنن که فلان ساعت تا فلان ساعت مباحثه کنیم ، اینجوری برای ایشون هم بهتره و شما و دیگر دوستان شما که از تالارتون احتمالا میان برای بازدید مباحثه دوستان و همکارانشون. بنده هم اگه میبینید همیشه هستم ربطش به خودم داره و نه به کسی دیگه ، هستم تا جای دوستان رو در موارد نیاز پر کنم و دیگر دوستان هم همینطور.شما فکر کن من پاسخگوی 24 ساعته تالار چرا حالا سنگین شده واستون؟چون جواب میدیم و حرف منطقی دلیل میاریم؟ دیگه اینکه ایشون چندجا مشغول هستن به من و معاون و ... ربطش چیه؟ خانم محترم زندگی خصوصی مردم رو چرا اومدی مطرح میکنی اخه ، همینه دیکه از بزرگانتون یادگرفتین که همه چیز مردم رو بیایین تو جمع بگین. شما تشریف اوردین و ما کسی رو اجبار کردیم و دعوت نامه دادیم که بیایین؟ واقعا که ، بعدا میگن دلایل بچه گانه .... خو شما تالارتون رو معرفی نین تا ما بیاییم اونجا ببینیم ادبیات شما و دوستانتون اونجا چطوریه/ من یه سوال میپرسم شما اصلا متهایی که قرار میگره رو میخونین؟ اگه خونده بودین که دوباره بحث رو مطرح نمیکردین. اگه متن طوری بود که قابل درک و سنگین بود ( چی بگم که نگین توهین ) بگین براتون دوباره بگم ولی اگه میخواین بگین که اصلا نخوندین این دیگه بحثش جداس. شما بفرما پیامبران مامور به ذات هستند یا به باطن. همین رو جواب بدین تا براتون بگم چرا وحی نیومد. ===================================================== برای ادامه بحث عصمت موضوع ایه 124 بقره رو مطرح میکنم بصورت خلاصه بخاطر اینکه دوستان گفتن خلاصه و کوتاه و روان باسه تا مورد استفاده همه دوستان قرار بگیره. وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . البقره / 124 . (به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمىرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند) . اين آيه از آياتي است كه الهي بودن مقام امامت ، برتري مقام امامت بر مقام نبوت و نيز عصمت امام را ثابت ميكند ؛ چرا كه حضرت ابراهيم عليه السلام با اين كه پيامبر بود ، وقتي به مقام امامت رسيد و عظمت و بزرگي اين مقام را ديد ، از خداوند كريم اين مقام را براي ذريه و فرزندانش نيز درخواست كرد ؛ اما خداوند در جواب خليل خود به صورت مطلق فرمود : قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . عهد من ظالمان نخواهد رسيد يعني اين مقام مخصوص كساني است كه در تمام عمرشان لحظهاي ظلم نكرده باشند . و همان طور كه ميدانيد ، يكي از ظلمها ، ظلم به نفس است و گناه خود مصداق اتم ظلم به نفس به شمار ميآيد ؛ زيرا خداوند مي فرمايد : وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ . الطلاق / 1 . هر كس حدود خدا را تجاوز كند ، به نفسش ظلم كرده است . حد اقل مرتبۀ گناه ، ظلم به نفس خويش است ؛ يعني اگر كسي در تمام عمرش حتي يك بار گناه بكند ، مصداق ظالم ميشود . و عهد الهي كه امامت باشد به ظالم نميرسد ؛ از اين رو ، پيامبر و امام بايد معصوم باشد . بسياري از مفسران و علماي اهل سنت اعتراف كردهاند كه مراد از « عهدي » همان مقام امامت است : فخررازي در تفسير خود ميگويد : ( اهل سنت باید به ایشون توجه کنند که وقتی بحث خاتم بخشی مشیه چطور از کلام ایشون استفاده میکنن ولی جایی که مفید فایده نیست کلام این مفسر رو کنار میزارن) (لاَ يَنَالُ عَهْدِي) جواباً لقوله (وَمِن ذُرِّيَّتِي) وقوله (وَمِن ذُرِّيَّتِي) طلب للإمامة التي ذكرها الله تعالى فوجب أن يكون المراد بهذا العهد هو الإمامة ليكون الجواب مطابقاً للسؤال . تفسير الرازي ، ج4 ، ص46 . بيضاوي ، يكي ديگر از مفسران اهل سنت در تفسير « لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » ميگويد : إجابة إلى ملتمسه وتنبيهه على انه قد يكون من ذريته ظلمه وأنهم لا ينالون الإمامة لأنها أمانة من الله تعالى وعهداً والظالم لا يصلح لها . تفسير البيضاوي ، ج1 ، ص397، ط دار الفكر بيروت . ابن كثير دمشقي سلفي نيز در تفسير آيه ميگويد : لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ يقول تعالى منبهاً على شرف إبراهيم خليله (عليه السلام) وان الله جعله إماما للناس .تفسير ابن كثير ، ج1 ، ص169 . طبري در تفسير جامع البيان در تفسير « لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » مينويسد : حدثني محمد بن عمرو قال ثنا أبو عاصم قال ثنا عيسى عن ابن أبي نجيح عن مجاهد قال: لا ينال عهدي الظالمين قال: لا يكون إماماً ظالماً .جامع البيان ، ج2 ، ص738 ، ط دار الفكر . و روايات بسياري كه از طريق اهل سنت با اين مضامين : « لا يكون إماما ظالماً » و « لا اجعل إماما ظالماً يقتدى به » وارد شده است . رك : صحيح البخاري ، ج1 ، ص215 ، كتاب الأحكام و صحيح مسلم ، ج6 ، ص8 ، باب فضيلة الإمام العادل وباب خيار الأئمة وأشرارهم و جامع البيان ، طبري ج1 ص738 و الدر المنثور ، السيوطي ، ج1 ص118. از طرف ديگر آياتي در بارۀ انبياء عليهم السلام وجود دارد كه مي فرمايد : وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا . الأنبياء / 73 . در رابطه با حضرت ابراهيم ، در رابطه با لوط ، در رابطه با اسحاق و يعقوب وقتي بيان ميكند ، ميگويد : وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ . وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا . الأنبياء / 72 و 73 . در رابطه با حضرت موسي و پيامبران بعد از او هم ميفرمايد : وَلَقَدْ آَتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ . وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآَيَاتِنَا يُوقِنُونَ . السجده / 23 و 24 . اين پيامبران را ما اماماني قرار داديم كه به امر ما هدايت ميكنند. از طرفي هم ميگويد : لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . عهد من كه امامت باشد ( به قرينه « إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا » ) به ظالمين نميرسد . از مجموع اين آيات استفاده ميكنيم : انبياء عليهم السلام يك لحظه از عمرشان نه متلبس به ظلم و گناه شدهاند . نه خطائي از آنها سر زده است و نه دچار نسيان شدهاند . برای اینکه دوستان معنای گناه و ظلم و اشتباه و ... حتما مباحث پیشین رو مطالعه بفرمایند. فی امان الله |
|||
|
|
۱۲:۱۴, ۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۲ ۱۲:۱۵ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۱۱:۵۸)mahdy30na نوشته است: شما جوابا رو نمیخونی بعد ب من میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نوشتی اولی الامر جانشین پیامبرو معصوم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ای ک قبلا کلی روش بحث کرد خانم عایشه گفت ایه نصفه اوردین و ایه تکه تکه کردین مثل اینکه بگی لا اله - خدانیست- بجای لا اله الا الله و ادامه ایه میگه در اختلاف برین ب پیامبرو کتاب خدا رجوع کنین!!!!!!!!!!!!! اگه اولی الامر معصوم بود میگفت ب اولی الامر هم رجوع کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد خدا درقران میگه نماز بخون اسم نماز میاره بعد کیفیتش پیامبر میگه ولی در قران اسم امام اصلا نیست ک کیفیتش پیامبر بگه!!!!!!!!!!! بعد مگه امامت جزئیاته ک تو قران نیومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس چ طوری گذاشتین اصول دین؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! بعد شما اصول دین با فروع دین قیاس میکنی اون وقت تو کتاباتون میگین قیاس بده!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد هرجا قیاس ب نفعتونه میگین قیاس ممحدوحه هرجا ب ضررتونه میگین بده!!!!!!!!!!!! ای چ جوریه!!!!!!!!!!! مثلا من هر جا ب نفعمه بگم دروغ ممدوحه هر جا ب ضررمه بگم دروغ مذمومه!!!!!!!!!!! خودتون ب دلایل خودتون نگاه کنین خندتون نمیگیره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایه قرانم ک تکه تکه میکنین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ب جای این همه پست ک ربطی نداره بگین : چرا درقران و در نهج البلاغه از اشتباهات و فراموشی گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۲:۱۸, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت خوانندگان توضحیاتی لازم است در مورد این ارسال: (۳/آذر/۹۲ ۱۵:۵۵)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم ببینید دوستان خداوند انسان ها را مختار آفریده است یعنی هر کس مختار است که بر اساس اختیار خود عمل کند خوب دقت بفرماید دوستان تمام انبیا و ائمه در طول تاریخ به علت اینکه باید سبک زندگی آنها الگوی بندگی بوده است (مگر در جایی که از سوی خداوند مأمور شوند) باید بر طبق ادله ی ظاهری عمل کنند و اجازه نداشتند همواره به علم باطنی خود عمل کنند این حکم تنها دو استثنا دارد در طول تاریخ یکی حضرت داوود که در هنگام قضاوت به علم باطنی خود عمل می کردند و دیگری حضرت حجت امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در هنگام ظهورشان هست که در تمام عرصه ها به علم باطنی خود عمل می کنند بر این اساس بر طبق سوابق قبلی یک شخص با توجه به اشخاصی که موجود بوده اند حضرت شخصی را انتخاب کرده و هر شخصی هم که غیر معصوم باشد ممکن است مغلوب هوای نفسش شود چون مختار است هم بر طبق نظر خدا عمل کند و هم بر طبق هوای نفسش شخصی از حسن ظن حضرت امیر سوء استفاده کرده است و با اختیار خود در امانتی که حضرت به او سپرده است خیانت کرده است مانند این است که شما به کسی امانتی بدهید بر اساس شناختی که از او دارید و نشان داده که شخص مومنی است اما آن شخص با این که قبلاً مومن بوده بعد از دادن امانت مغلوب وسوسه شده باشد و در امانتی که شما به او سپردی خیانت کند آیا اینجا شما گناهکارید و خطا کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه به هیچ وجه! شما که نمی توانید شخص را مجبور کنید که مغلوب هوای نفسش نشود این عالم عالم اختیار است بر اساس آنچه شخص از خود نشان داده بر اساس موازین شرع به شخصی اعتماد کرده اید و او خیانت کرده شما نه قصوری کرده ای و نه گناهی و نه اشتباهی اشتباه در زمانی است که به کسی که سابقه ی بد دارد اعتماد کنی همانطور که خود حضرت امیر به عنوان نمونه در این خصوص در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرموده اند: بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و يارى دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته، امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند حقیر حقیقتاً از این مباحث استقبال می کنم چون به لطف خدا حق از باطل نمایان می شود حال یک سوال مطرح می کنم دوستان: خدا در قرآن می فرماید که بدون هیچ قید و شرطی از تمام دستورات پیامبر و اولوالامر اطاعت کنید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ (نساء-59) اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد (59) عده ای معتقدند که (پناه می برم به خدا از این نسبت ناروا) رسول خدا و اولی الامری که در این آیه خداوند به اطاعت بی چون چرا از آنها فرمان داده (به خصوص که اطاعت بعد از این دو را عطف به اطاعت خودش ساخته است!!!!) معصوم نیستند و هم گناه و هم خطا و اشتباه می کنند! حال من این سوال را مطرح میکنم: اگر خداوند امر کند به اطاعت بی چون چرا از غیر معصوم به زعم برخی از مدعیان، خداوند نعوذا بالله هم حکیم نیست و هم هادی نیست چرا که اطاعت محض از خطاکاری که اشتباه میکند حکیمانه نیست و اگر کسی دستور دهد که از کسی که خطا کار است و اشتباه می کند اطاعت بی چون و چرا کنید چنین شخصی به جای هدایت دارد امر به گمراه کردن می کند چرا که دستور به رفتن به راه خطا کرده است من نمیدانم این بدیهیات عقلی را چگونه نمی فهمند و نمی پذیرند عده ای [i]شاید به این علت است که اگر بپذیرند، راه توجیه اطاعت از غاصبان گناهکار و خطاکاری که حق جانشینی برحق اهل بیت را غصب کرده اند را دیگر نمی توانند توجیه کنند[/b] خدایا شکر که مولایم علی شد
|
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آذر/۹۲ ۵:۰۳ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
اقا علی 110 شما هم ک ایه قران نصف کردی !!!!!!!!!!!!!
این پستو خوندین جواب بدین!!!!!!!!!!! " ****************************************************
نکته بعد اینکه شما عمدا نوشته های بنده را در خصوص اولی الامر نادیده گرفتید. لذا بار دیگر مفصل تر تکرار می کنم. اشکالی که برای ادله نقلی شما وارد میشوداین است که این ادله ناقصند. مثلاً شما وبقیه شیعیان وقتی میخواهید با استناد به آیه: ﴿يَأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلأَمرِمِنكُمۡ﴾ [النساء: 59]. عصمت اولی الامر را اثبات کنید، ابتدا آیه را تا همین جا که میگوید: ﴿وَأُوْلِي ٱلأَمرِ مِنكُم﴾ میآورید و میگویید چون اطاعت از اولی الامر در کنار اطاعت از خدا و رسول و در ردیف آنهاآورده شده است پس اولی الامر باید معصوم باشند. در حالی که کل آیه را باید در نظرگرفت نه اینکه به صورت گزینشی آیه را تکه تکه کرد. مانند این است که شما به جای لااله الاالله بگویید لا اله و نتیجه بگیرید که خدایی نیست!!!!! پس اگر بقیة آیه را هم در نظر بگیریم که میگوید: ﴿فَإِن تَنَزَعتُم فِي شَيءفَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ﴾ [النساء: 59]. معلوم میشود که استدلال شیعه ناتمام است چون در ادامة آیه؛ خداوند خطاب به مردم میگوید اگر بااولی الامر دچار اختلاف و نزاع شدید، مطلب را با ارجاع به کتاب خدا و سنت رسول حل کنید. یعنی اطاعت از اولی الامر اطاعتی مطلق و بیچون و چرا مانند اطاعت از پیامبرنیست. از سوی دیگر در انتهای آیه59سوره نساء آمده که چون در چیزی کارتان به گفتگو و نزاع کشید به حکم خدا و رسولبازگردید، سوال اینجاست که مگر کسی حق دارد با امامی که معصوم از خطا است نزاع کند؟ مگر سخن امامان معصوم همچون وحی نیست؟ پس چگونه میتوان با ایشان نزاع داشت؟در آیه باید چنین می آمد که هرچه امام معصوم گفت فوری اطاعت کنید، همانطور که درمورد پیامبر همینگونه آمده است و امر به اطاعت او شده است و آیا در جایی به مخالفت و نزاع با پیغمبر اسلام اشاره شده و این امر را عادی شمرده یا برعکس از آن نهی نیزشده است؟
به طورکلی شان نزول این آیه بخاطر تنازع با فرمانده است، اطاعت از خدا و رسول از اول تا آخر قرآن ذکرشده وهرکس اینرا میداند، پس موضوع اصلی همان تنازع با حاکم است و چنانچه امام همچون رسول بود تنازع با او ممکن نبود.
حتی اگر فرض کنیم ﴿فَإِن تَنَزَعتُم فِي شَيء﴾ یعنی اگر شما مردم با همدیگر اختلاف پیدا کردید به خدا و رسول مراجعه کنید، نه اینکه شما با اولی الامر نزاع پیداکردید؛ این پرسش پیدا میشود که چرا آیه نگفته است به اولی الامر رجوع کنید. مگراولی الامر معصوم نیست؟پس با این آیه نمیتوان عصمت اولی الامر را اثبات کرد و او را در ردیف خدا و پیامبر آورد و نشان میدهد که اولی الامرمعصوم نیست.البته درباره کلمه "منکم" هم سابقا گفتم که این کلمه هم نشان میدهد که منظور از اولی الامر یک فرد عادی مانند سایرین است. شیعه، اولی الامر را همان امام معصوم میدانند، سوال اینجاست که کلمه (منکم ) در آیه چیست؟ چون (منکم ) یعنی از خودتان، یعنی اولی الامر و حاکمی از خودتان و این با عقیده شیعیان در تضاد است و طبق این عقیده باید مثلا من اهل بیت نبی می آمد نه (منکم ). چون همه که امام ومعصوم نیستند و (خودتان) یعنی ما و بقیه مردم عادی و مشخص است که مردم عادی باامامان معصوم شیعه تفاوتی از زمین تا آسمان دارند . در ضمن معنای منکم با توجه بهآیات دیگر روشن میشود،در سوره انفال آیه75 آمده: الَّذينَآمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولئِکَ مِنْکُمْ وَأُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ في کِتابِ اللَّهِ إِنَّاللَّهَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ
«و كساني كه بعدا ايمان آورده و هجرت نموده و همراه شما جهاد كردهاند اينان از زمره شمايند»
از طرف دیگر میدانیم که در زبان عرب، «أولی الأمر» به معنای «صاحبان امرحکومت» و یا به عبارتی دیگر «مسئولین حکومتی» است و عموم مردم از این آیه لزوم اطاعت از حاکمان (برای حفظ نظم و سامان یافتن امور مردم) را میفهمیدند. حال اگرواقعاً منظور خداوند از «أولی الأمر» افراد خاصی (یعنی علی بن ابی طالب و فرزندانش) بود، آیا پیامبر موظف نبود که این مطلب را در ملأعام و برای همة مردم بیان کند؟ مگر وظیفه پیامبر تفسیرو تبیین آیات نیست؟ پس این آیه حاوی سه ادله محکم است که اولی الامر در ردیف پیامبر نیست و یک شخص عادی و غیرمعصوم است. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28...#pid224294 با این یکی http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28...#pid223473 |
|||
|
|
۱۲:۴۹, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۱۲:۱۴)Atosa نوشته است: شما جوابا رو نمیخونی بعد ب من میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من یک پاسخ بسیار ساده و قابل فهم و درک دارم برای خوانندگان در مورد این ارسال ببینید دوستان الان همه ی فرقه ها مختلف (خود اهل سنت هم در فرقه هایشان تفاوت های بسیار وجود دارد کسانی که اندکی اطلاعات دارند به تفاوت ها و اختلافات اعتقادی و فقهی فرقه شافعی و حنبلی واقفند) تمام این فرقه های متعدد از وهابیت و گرفته تا شیعه ی اثنی عشری معتقند که خلاف پیامبر و کتاب خدا عمل نمی کنند پس این همه اختلاف برای چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب خدا در قرآن گفته است که اگر اختلاف بود به پیغمبر رجوع کنیم درست است؟ ما اختلاف داریم در خصوص این که اولی الامر چه کسانی هستند که باید بی چون و چرا از آنها اطاعت کرد باید رفت و مصداق آن را از رسول خدا پرسید دیگر درست است؟ اگر لازم باشد حاضریم آراء اهل سنت را در این خصوص ذکر کنیم و آراء شیعه را هم ذکر کنیم و بعد از تحلیل قضاوت با خوانندگان باشد ولی بی شک هر عقل سلیمی در می یابد که اطاعت بی قید شرط از غیر معصوم عین جهل است و دستوری است که هیچ شخص حکیم و هدایتگری صادر نمی کند [i]همیشه انکار این بدیهیات عقلی از سوی عده ای برای من جالب بوده است!!!!![/b] |
|||
|
|
۱۳:۰۴, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۱۲:۱۴)Atosa نوشته است: شما جوابا رو نمیخونی بعد ب من میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ببخشیدا شما کلا اصلا و قظعا مباحث رو نمیخونین بحث امامت از اصول دین از نگاه اهل سنت رو خوندین؟نخوندین دیگه ، خوبه اون رو قرار دادم که شما بدونین بحث اصول دین و ... بازم میگم پس شما بحث عصمت انبیا رو قبول کردین؟ نکردین دیگه ، درباره ایه هم چشم ، شما بفرمایین که وقتی مشکل پیدا کردین در مفاهیم و اصول و فروع و ... ( هرجای مباحث دین مشکل داشتین ) فقط به قران مراجعه میکنین/؟ اگه اینجوری بگیم بعد از نبی اکرم برای تفسیر و تبیین مباحث به کجا رجوع میکنین؟ به سنت؟یا ثقل ثانی ؟ معنای حدیث ثقلین ( که قبلا براتون سوال بود کتاب الله و سنتی یا کتاب الله و عترتی) چی میشه؟ قبلا هم پاسخ دادیم که چیه . ایا خلفا هیچگاه گفتن که تفسیر این ایه و ... این بوده؟ ایا در مقام تفسیر برامدند؟ حالا شما چرا از معرفی این اولی الامر دست برداشتید و معرفی نمکنین؟که بدونیم از کی باید اطاعت کنیم؟ بعد نبی باید از کسی که تو شورا انتخاب میشه و مفسر قران نیست؟یا کسی که در نهج البلاغه ای که شما خیلی دارین روش مانور میدین ، أَيُّهَا النَّاسُ، سَلُوني قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُوني، فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّماءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ، قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا وَتَذْهَبُ بِأَحْلاَمِ قَوْمِهَا آنچه ميخواهيد از من بپرسيد، که من راهه اي آسمان را بهتر از راههاي زمين ميشناسم، بپرسيد قبل از آن که فتنهها چونان شتري بيصاحب حرکت کند، و مهار خود را پايمال نمايد، و مردم را بکوبد و بيازارد، و عقلها را سرگردان کند خطبه 231 نهج البلاغه و در قران ( معلومه اینقد که میگید بقیه ایه رو چرا نمیخونین خودتون که قاری و متدبر در قران هستین چرا این ایه رو نمیخونین که وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ انبیا7-نحل43) حالا چرا اینجا سکوت میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلیمان بلخی حنفی در ص119 ینابیع الموده باب 39 چاپ اسلامبول از تفسیر کشف البیان امام ثعلبی به نقل از جابر ابن عبدالله انصاری آورده که گفت: قال علی ابن ابیطالب : نحن اهل الذکر. |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بحث عصمت براحتی با ایت قران اثبات میشود
به صورت محکم مثلا ایاتی که دستور اطاعت بیچون و چرا داده اند نزدیک ۳۰ ایه ایه ای که مستقیم میفرماید پیامبر هر چه میگوید وحی است ایاتی که ابلاغ و تشریح و تشریع و تعویل قران را بر عده پیامبر گذاشته استدلالات عقلی فراوان . مثل لزوم معصوم بودن رسول برای اعتماد به گفته هایش روایات فراوان از شیعه و سنی . اهل سنت قاءل به این بودند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در امورات شخصی ممکن است خطا کند . ابن تیمیه در راستای توحیدی سازی !! اسلام گفت که پیامبر هم اشتباه و خطا دارد . تا توجیه کند مسایلی را ... ابن تیمیه البته خود خداوند را هم مشرک میداند! و میگوید اصلا چه معنی میدهد شیطان بخواهد به ادم سجده کند ! و خدا نباید این فرمان را میداد و همان کار شیطان درست بوده !! حالا ۳ ۴ ایه هست که به ان استناد میشود که خداوند فرمود اگر خواستی فراموش کنی ... خوب خداوند فرموده اگر ... و کلا به کنایات ممکن است برداشت شود که پیامبر کار خوب یانجام داده خداوند گفته بهترش را میتوانستی انجام دهی که ان شاالله توضیحاتش را می اوریم این ۲ دسته ایات که یک دسته قطعی و منصوص و سریح است در مقابل چند ایه استنادی قرار میگیرد ۲ راه داریم . یا بگوییم قران تناقض دارد . یا ان چند ایه را به درستی تفسیر کنیم . چرا که خداوند میفرماید ان ها که یکدسته ایات را فقط میگیرند بدون توجه به بقیه خطا کارند مثلا ایه شورا را میبینند و ایات دیگر را نه خوب درست مطلب این است که خداوند بین بهتر و بهتر به پیامبر بگوید میتوانستی ان را هم انجام دهی حالا توضیح ان ایات را هم میاوریم . نکته بعدی متاسفانه به دلیل عدم رعایت علم منطق است ببنید مثلا در توحید ما اثبات میکنیم خدا عادل است . حالا یک نفر میاد میگه پس چرا خداوند زلزله میفرستذ . اینجا عدالت خدا زیر سوال است یا باید زلزله را توضیح داد؟ یعنی بعد از اثبات کلی و عقلانی یک مطلب جزییات مبهم را تفسیر میکنند . نه اصل کلی را نابود . |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۲ ۱۶:۴۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۴/آذر/۹۲ ۱۲:۴۰) نوشته است: لطفا جواب بدین باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿۲۵﴾ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿۲۶﴾ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي ﴿۲۷﴾ يَفْقَهُوا قَوْلِي (۲۸- طه) استدعا دارم با دقت تمام دقت بفرماید در مطالب مطرح شده بحثی پیرامون آیه شریفه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (۵۹-نساء) اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيكفرجامتر است (۵۹) اطاعت از خدا و رسول در أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ هیچ قید و شرطی ندارد و این مسأله درباره اولی الامر نیز صادق است، یعنی در آیه اطاعت از اولی الامر هم هیچ قید و شرطی ندارد. وگرنه نعوذاً بالله کلام خداوند تناقض خواهد داشت با حکم خود خدا فخر رازی یکی از علمای بزرگ اهل سنت در خصوص این آیه در تفسیر کبیر خود جلد 10 صفحه 146 گفته است: ومن أمر الله بطاعته علي سبيل الجزم والقطع لا بد وأن يكون معصوما عن الخطأ، إذ لو لم يكن معصوما عن الخطأ كان بتقدير إقدامه علي الخطأ يكون قد أمر الله بمتابعته، فيكون ذلك أمرا بفعل ذلك الخطأ والخطأ لكونه خطأ منهي عنه، فهذا يفضي إلي اجتماع الأمر والنهي في الفعل الواحد بالاعتبار الواحد، وانه محال، فثبت أن الله تعالي أمر بطاعة أولي الأمر علي سبيل الجزم، وثبت أن كل من أمر الله بطاعته علي سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد وأن يكون معصوما. آن كسي كه خداوند به صورت قاطعانه دستور داده از او اطاعت كنيم، حتماً بايد از هرگونه خطا معصوم باشد. اگر چنانچه اين معصوم از خطاء نباشد، دستور خطائي صادر كند و از روي اشتباه يك دستور الهي را خلاف به مردم ابلاغ كند، لازم ميآيد اجتماع امر و نهي در يك فعل واحد؛ چون كار خطاء را خداوند از امتثالش نهي كرده است. پيامبر هم اگر از روي خطائي دستوري بدهد، دستور به اطاعت داده است؛ پس يك امر خطائي از ناحيه اطيعو الرسول واجب است، از ناحيه اينكه خداي نهي كرده از امتثال كار خلاف مورد نهي خداوند است و چنين چيزي محال است.
شبهات مطرح شده را به مدد خداوند و توسل به حضرت امیرالمومنین پاسخ می دهیم (۴/آذر/۹۲ ۱۲:۴۰) نوشته است: ً شما وبقیه شیعیان وقتی میخواهید با استناد به آیه: ﴿يَأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلأَمرِمِنكُمۡ﴾ [النساء: 59]. عصمت اولی الامر را اثبات کنید، ابتدا آیه را تا همین جا که میگوید: ﴿وَأُوْلِي ٱلأَمرِ مِنكُم﴾ میآورید و میگویید چون اطاعت از اولی الامر در کنار اطاعت از خدا و رسول و در ردیف آنهاآورده شده است پس اولی الامر باید معصوم باشند. در حالی که کل آیه را باید در نظرگرفت نه اینکه به صورت گزینشی آیه را تکه تکه کرد. مانند این است که شما به جای لااله الاالله بگویید لا اله و نتیجه بگیرید که خدایی نیست!!!!! |
|||
|
|
۱۸:۴۵, ۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۲ ۱۸:۴۹ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
ی سوال میپرسیم
شونصد تا تاپیک دربارش می زنن !!!!!!!!!!!! نگا کنین چند تا تاپیک درباره عصمت زدین!!!!!!!!!! ای بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ایجوری بحث تکه تکه میکنین ک نشه دنبالش کرد نشه مقایسه کرد دلایل رو نشه درس روش فکر کرد!!!!!!! ====================== دیگه چیزی نمیگم ولی ای روش بحث نیست!!!!!!!! http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29619.html و http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29617.html با این سه تا !!!!!!! ک من دیدم شاید بازم باشه!!!!!!!! ============= درباره امامت ک شونصد تاپیک زدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من ایجور بحثها قبول ندارم چون این روش فرار هست ن پاسخ دادن!!!!!!! دیگه خداحافظ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شیعه به عصمت ملایکه معتقد است | مسجد عشاق | 0 | 980 |
۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲ آخرین ارسال: مسجد عشاق |
|
| دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) | zarati313 | 2 | 3,960 |
۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹ آخرین ارسال: مخلوق |
|
| عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی | مهدی عباس زاده | 9 | 4,729 |
۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳ آخرین ارسال: مهدی عباس زاده |
|
| آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ | علی 110 | 0 | 1,610 |
۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|












