کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر)
۲۳:۳۹, ۲۳/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۲:۰۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
همسنگران محترم. لطفا این مقاله را بادقت مطالعه بفرمایید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این ایام با برکت جا دارد سری به پشت پرده ی غدیر بزنیم و نیم نگاهی داشته باشیم به آنجا که جز پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) ندیدند.
شیاطین و در رأس آن ابلیس ایام غدیر را در غوغایی به سر میبردند و خوب میفهمیدند که در غدیر چه راه هدایت و نجاتی برای بنی آدم تا آخرین روز دنیا پیش بینی شده است.
آنان پیش از همه در غدیر حاضر شده بودند و نتایج این مراسم عظیم را بررسی میکردند. و از سوی دیگر عکس العمل گروه های مردم را زیر نظر داشتند. آنان آینده ی بلند مدتی را میدیده اند که در آن زیبا ترین گونه ی هد ایت انسان پیش بینی شده بود.
این بود که آن روز را هولناک تریم مقطع برای خود به حساب آوردند. که اگر فرامین آن روز به مرحله ی عمل میرسید، همه ی راه های انحراف تا ابد برای انسان ها بسته میشد. این را بزرگ شیاطین یعنی ابلیس، بهتر از اصحابش میفهمید.
همین که پیامبر بر فراز منبر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر سر دست بلند و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...»، ابلیس فریادی کشید و همه ی لشکریانش را فرا خواند. با این فریاد، همه ی شیاطین در هر جا که بودند، نزد او جمع شدند. گفتند: ای آقای ما و ای مولای ما! این چه فریادی بود؟ چه چیزی تو را اینگونه به وحشت انداخته؟ ما تاکنون فریادی وحشتناک تر از این از تو نشنیده بودیم.
ابلیس گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد، هرگز در محضر خدا معصیت نخواهد شد. شیاطین که سابقه ی ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) را بخاطر داشتند، گفتند: ای آقای ما؛ تو همان کسی هستی که آدم را گمراه کردی. ولی گویا از این پس، این امت، رحمت شده ی محفوظ از گناه خواهد بود. و دیگر تو و ما را بر اینان راهی نیست. چرا که امام و پناه خود بعد از پیمبرشان به آنان شناسانده شد.
ابلیس گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم مردم را درباره ی علی (علیه السلام) گمراه خواهم کرد.
با اینکه ابلیس پاسخ اصحابش را داد، ولی آنان خاک بر سر ریختند و به جزع و فزع افتادند. ابلیس به آنان گفت: شما را چه شده است؟ آنان گفتند: این چه اتفاقی بود که رخ داد؟ ما گمان میکردیم وقتی محمد از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی میبینیم که امر وصایت را برای شخصی بعد از خود قرار داد. بخدا قسم تو به ما اینگونه نگفته بودی. تو خبر داده بودی که وقتی این پیامبر از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی این برنامه، یک مسئله ی مستحکم شد که هرکدام از جانشینانش از دنیا برود، دیگری بجای او قرار میگیرد. امروز این مرد پیمانی بست که هیچ انسانی تا روز قیامت نمیتواند آن را بشکند.
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند. آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد.
با پایان مجلس شیاطین در پشت پرده ی غدیر، آیه ی 20 سوره سبأ نازل شد:
«ابلیس گمان خود را به باور آنان رسانید، و پیرو او شدند...»
با نزول این آیه، بار دیگر ابلیس فریادی زد. و شیاطین بازگشتند و گفتند: ای آقای ما! این فریاد دم چه بود؟ او گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم خداوند سخن مرا در آیه ای نقل کرد و این آیه را نازل کرد: (همان آیه ی بالا). بعد از این خبر باز هم شیاطین متفرق شدند.
ابلیس به دقت ناظر حرکات منافقین بود. وقتی با منصوب شدن علی (علیه السلام) گروهی از آنان گفتند: «از روی هوای نفس سخن میگوید» و نیز عمر به ابوبر گفت: «آیا چشمانش را نمیبینی که در سرش مانند دیوانگان میچرخد؟»، ابلیس از خوشحالی فریاد دیگری زد و بار دیگر دار و دسته اش را جمع کرد و به آنان گفت: «میدانید که من قبلا گمراه کننده ی آدم بوده ام؟ گفتند: آری. گفت: آدم پیمان را شکست ولی به خدا کافر نشد، امّا اینان هم پیمان را شکستند و هم بع پیامبر کافر شدند.»
ابلیس که از نقل سخن خود در آیه ای از قرآن خرسند بود، با شنیدن ادامه ی آیه ی بالا:«إلّا فریقا من المؤمنین»: (مگر گروهی از مؤمنین)، سخت بر آشفت. و سر به سوی آسمان بلند کرد و خطاب به خداوند گفت: «قسم به عزت و جلالت، این گروه مؤمن را هم به بقیه ملحق خواهم کرد.»
در اینجا آیه ی 42 سوره حجر نازل شد و پیامبر که شاهد گفتگوی ابلیس با لشکریانش بود، این آیه را خطاب به ابلیس تلاوت فرمود:
«تو را بر بندگان واقعی من راهی نیست...»
پس از این ماجرا ها، دار و دسته ی ابلیس متفرق شدند. امّا او بار دیگر فریادی زد و آنان بازگشتند و گفتند: ای آقای ما؛ این فریاد سوم چه بود؟ بخدا قسم بخاطر اصحاب علی بود آنگاه ابلیس در حضور شیاطین خطاب به خداوند گفت: «یارب؛ قسم به عزت و جلالت، چنان معاصی و گناهان را برای آنان زیبا جلوه دهم که مرتکب آن شوند و اینگونه آنان را نزد تو مبغوض مینمایم.»
ابلیس که همچنان در منطر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داشت و رفتار او زیر نگاه های پیامبر بود، برای آنکه مردم او را دیده و سخن او را شنیده باشند، بصورت پیر مردی نزد پیامبر آمد و به طعنه گفت: «ای محمد؛ چقدر کم هستند آنان که با تو بر سر آنچه درباره ی پسرعمویت گفتی، بیعت میکنند.»
بدلیل زیاد بودن منابع ، تنها به ذکر کتاب بسنده کرده و از ذکر جلد و صفحه ی کتاب معذورم.
کتاب سلیم - اصول کافی - تفسیر قمی - تأویل الآیات - تفسیر عیاشی - اقبال - شرح الأخبار - مدینةالمعاجز - بحارالأنوار - عوالم العلوم

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۴۲, ۲۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #41
آواتار
(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۸:۲۵)mbanki نوشته است:  ایمان امری درونی است مانند باور بخدا یا معاد یا نبوت یا امامت شرایط اونو بلد نیستم شما بفرمائید . امر الهی چیست؟ امر یا واجب است یا حرام مگر شکل دیگری هم هست؟ امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعته

ایمان امری قلبی ، بله اما تنها در قلب ایا کفایت میکنه ؟
در قلبی بودن هیچ شکی نیست و کلام شما صحیح و افرین ، اصْلُ الْايمانِ، حُسْنُ التَّسْليمِ لِامْرِاللَّهِ ، این هم تعریفی از ایمان توسط مولای متقیان ، و اینم ببنیم که مولای ما دیگه ایا تعریفی بیان میکنن ؟
الإیمان معرفة بالقلب وإقرار باللّسان وعمل‌بالأرکان
، خوب ایمان رو برای شما با این زاویه نگاه کنین .
طاعت میشه عمل به اون فعل دیگه درسته ؟ خوب

لا يُقْبَلُ إيمانٌ بلا عملٍ ، و لا عملٌ بلا إيمانٍ _ این کلام نبی خاتم هست _
خوب اگه میبینین ادرس نمیدم چون خودتون هم کمی تحقیق کنین .
واحب در مقابل حرام قرار میگیره . اما امر دلالت بر وجوب میکنه نه بر حرام . دقت کنین . نهی دلالت بر حرمت داره .
میخوایین چی ازش بدست بیارین ؟

گرامی ، شما اینها رو برای کسی که ملسم هست داری تصور میکنی یا برای کسی که میخواد مسلم بشم ؟ کسی که مسلمان هست و شیعه به اینها رسیده و اگه در اونها شک و یا عدمش تکیه کنه از شمول مذهب خارج میشه . پذیرفتن اصول دین داستانش رو فکر کنم دارین خلط میکنین .

اگه میشه احترام رو فراموش نکنین . Dodgy
گرامی درباره یقین کردن شخصی که وصی و خلیفه و امام و هدایتگر امت هست بعد از نبی ، بازها تذکر دادن ، مراجعه کنین به مواردی همچون حدیث منزلت : ‌أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی .
امت ایا نمیدونستن ؟ یا درک نمیکردن ؟ زیاده گویی در این موارد اضافیه بلکه وجدان کردنشون اسونتر از توضیح.

شما کلا ماجرای غدیر رو مطالعه کردین ؟ مطالبی که ذکر شده و ایات و یاد اوری ها و تذکرات رو اطلاع دارید حتما ولی این سبک سوال به نوعی پاسخ به خودتون هست .
جناب اگه باور کردن و اگه نکردن بیعت نکنن ؟ میشه بگید اون امتی که بیش از چندین هزار نفر بودن چطور میشه به اون باور میرسن و بعد باورشون مثل خیلی چیزای دیگه کف روی اب میشه ؟
چطور میشه امثال خلیفه ثانی میان و بیان میکنن ولی کمتز از 3ماه کلا یادشون میره و باور زده میشن ؟
بیعت گرفته شده تا طبق ایه 1 سوره مائده: یا أیها الذین ءامنوا أوفوا بالعقود یک تعهد و یک پیمانی مهم باشه همونطور که مسلمین به قران و ایاتش اعتقاد دارن و حکم الهی هست این رفتار رو هم پیابند باشن بهش .
جناب بیعت کردن منافاتی با عدم اطاعت نداره ، همونطور که در طول تاریخ اسلام اعتقاد به خدا داشتن ، البته فقط زبانی ، ولی خلاف اوامر رفتار میکردن ، پس فقط شناخت بر انجام و یا ترک اطاعت نداره ، بلکه وقتی شناختی و بر شخص یقین حاصل شد امر واجب میشه که اطاعت صورت بگیره .
صفات امام و جانشین نبی خاتم در این خطبه در غدیر بیان میشه ، اثار اعتقادی ایمان به امام و تکیه کردن به امام و پشت امام بودن مطرح میشه از اینها هم صریحتر ایا میخوایین اطاعت شکل بگیره اونطوری که شما میخوایین بیاین بشه .
أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ چرا چنین گفته میشه ؟
أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي چرا این صفات گفته میشه و جایگاه ها معین میشه ؟
وَالْإمامُ مِنْ بَعْدي چرا با الفاظ مختلف که در کنارهم و با هم معانی انچنانی اختلاف ندارن بیان میشه ؟ وَالْإمامُ مِنْ بَعْدي ، خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي ، وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ و .... .

فاَعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذالِكَ فيهِ وَافْهَموهُ [u]وَاعْلَمُوا
أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً

خیلی دقت کنین که اطاعت از امام کی و چگونه هست . بعدا تفسیرش نکنید .
فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاِمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ
متوجه مفاهیم و کاربردها که حتما میشید ، پس تکرار این عبارت رو انتظار ندارم از سمت شما
(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۸:۲۵)mbanki نوشته است:  امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعته
بازرین خیلی مثال زمینی بزنیم ، پادشاهی عادل در زمانی کمتر از 3 ماه میدونن که از بین امت بروند ، برای خودشون ولیعهد از سوی شرع مشخص میکنن ، اصلا چرا دور بریم ، بزارین مثال از نبی دوست داشتنی مثال بزنم _ من شخصا ارادت خاصی به موسی کلیم الله دارم _ وقتی وعده داشتن به دیدار خدای رحمن بروند جانشین معین میکنن و امت باید از ایشون اطاعت میکردن ، ایا کردن ؟ ایا نمیدونستن که جایگاه جناب هارون چی هست ؟ ایا ایمان داشتن که هارون نماینده و جانشین موسی کلیم الله هست ؟ بله داشتن این ایمان رو ولی اون ایمانی که شما میخوای رو داشتن اکثرشون و تعدادیشون هم به عمل هم به زبان و هم قلبی ایمان داشتن . کدوماشون رستگار شدن ؟گروه هارون و موسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام یا گروه سامری ؟در انبیایی دیگه هم چنین روالی بوده جای اون دوستمون خالی ولی حیف نیستن این رو گذاشته بودم برای ایشون ولی خوب قسمت شما هست ولی خوب خلاصش رو گفتم .

شرایط یک عقد ؟ اهلیت طرفین ، قصد و رضای طرفین ، ازادی در اراده و اختیار و عدم وجود جبر و اکراه ، چرا پیامبر فقط همون بله زبانی رو از اینها نگرفت ؟ تا دو فردای دیگه نگن ما که بیعت نکردیم . چرا ؟ چون امت خودش رو خوب میشناخت بهتر بگم خدا میدونست این امت چه قرار هست بکنن و درس عبرتی باشه برای ایندگان . چرا تاکید میشه این پیام رو به غائبان برسانید و نسل در نسل بیان کنین و از خاطر نبرین ؟ دیگه درکش با شما /

جناب ، شما میشه به بنده صریح بگید که دستور خدا رو باید با چون و چرا انجام داد یا بدون جون و چرا ؟
این متن براتون شاید چون و چرایی رو رد کنه : مطالعه بفرمایید و اگه ابهامی خارج از مطالب بیان شده هست بگید
اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني اَللّهُمَّ لا تُمِتْني ميتَةً جاهِلِيَّةً وَلا تُزِغْ قَلْبي بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَني اَللّهُمَّ فَکَما هَدَيْتَني لِوِلايَةِ مَنْ فَرَضْتَ عَلَيَّ طاعَتَهُ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ اَمْرِکَ بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّي والَيْتُ وُلاةَ اَمْرِکَ اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلِيَّ بْنِ اَبيطالِبٍ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَعَلِيّاً وَمُحَمَّداً وَجَعْفَراً وَمُوسي وَعَلِيّاً وَمُحَمَّداً وَعَلِيّاً وَالْحَسَنَ وَالْحُجَّةَ الْقآئِمَ الْمَهْدِيَّ صَلَواتُکَ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ ....


(۲۵/شهریور/۹۶ ۱۸:۲۵)mbanki نوشته است:  امامت یک حقیقته وانسان بایداونو با قلبش بپذیره این میشه بیعت اینجا جای اطاعت نیست .پیامبر وقتی علی رو معرفی میکنه در واقع یک حقیقت رو اعلام میکنه مثل نبوت خودش مردم باید فکر کنند واگر باور کردند بیعت کنند بنابراین بیعت کشکی وازروی اجبار ویا ناآگاهی اثری نداره هروقت پذیرفت اونوقت مرحله عمل واطاعته

کتاب کافی شریف - بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ ع‏ -
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ فَارِسِيٌّ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقَالَ طَاعَتُكَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ مِثْلُ طَاعَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ نَعَمْ.

شرح مرآة العقول : الحديث الثامن‏: صحيح. برای این گفتم که نگید ایا کافی صحیح هستو ...
قوله: مثل طاعة علي بن أبي طالب عليه السلام، أي في كون الافتراض بالنص من الله تعالى أو في عموم الافتراض لجميع الخلق أو في التأكيد و القدر و المنزلة و ترتب الآثار عليها وجودا و عدما.
کافیه این قسمت از کتاب کافی شریف رو ورق بزنین : کتاب الحجة => بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ ع همین جلد اول هست ، متوجه خواهید شد که اطاعت از امام چیه و چرا و چطور و ....
اینم سفارشی براتون میگم تا شک و شبهه نداشته باشین

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَخْبِرْنِی عَنْ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ مِنْكُمْ وَاجِبَةٌ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِینَ رَسُولًا وَ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ فِی أَرْضِهِ فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ اتَّبَعَهُ وَ صَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ مِنَّا وَاجِبَةٌ عَلَیْهِ وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا فَكَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا قَالَ قُلْتُ فَمَا تَقُولُ فِیمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یُصَدِّقُ رَسُولَهُ فِی جَمِیعِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ یَجِبُ عَلَى أُولَئِكَ حَقُّ مَعْرِفَتِكُمْ قَالَ نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ هُوَ الَّذِی أَوْقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ مَعْرِفَةَ هَؤُلَاءِ وَ اللَّهِ مَا أَوْقَعَ ذَلِكَ فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا الشَّیْطَانُ لَا وَ اللَّهِ مَا أَلْهَمَ الْمُؤْمِنِینَ حَقَّنَا إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
شرح مرآة العقول : الحديث الثالث‏: صحيح.
چون ممکن هست سخت باشه براتون اینو ترجمه میزارم
نقل قول:زرارة گويد: بامام باقر (علیه السلام) عرض كردم: بمن بفرمائيد كه آيا معرفت امام از شما خانواده بر تمام خلق واجبست؟ فرمود: خداى عز و جل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر تمام مردم بعنوان رسول و حجت خدا بر همه خلقش در روى زمين مبعوث فرمود، پس هر كه بخدا ايمان آورد و بمحمد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ايمان آورد و پيرويش كند و تصديقش نمايد معرفت امام از ما خانواده بر او واجبست و
كسى كه بخدا و رسولش ايمان نياورد و از او پيروى نكند و تصديقش ننمايد و حق خدا و رسولش را نشناسد، چگونه معرفت امام بر او واجب باشد در صورتى كه بخدا و رسولش ايمان نياورده و حق آنها را نشناخته است (بلكه بر او واجبست اولا خدا و رسولش را بشناسد و از رسول پيروى كند)
عرض كردم: پس چه ميفرمائيد در باره كسى كه بخدا و رسولش ايمان آورده و پيغمبر را نسبت بآنچه خدا بر او نازل كرده باور دارد، بر چنين اشخاص حق معرفت شما لازمست؟ فرمود: آرى مگر اينان (عامه و اهل سنت) بفلان و فلان (ابو بكر و عمر) معرفت ندارند؟ عرض كردم: چرا (از سؤال حضرت استفاده مى‏شود كه هر كس بخدا و رسولش ايمان آورد لازمست براى جانشينى پيغمبر و حفظ و ترويج شريعت به پيشوائى معتقد شود، چنانچه اهل سنت هم اين قاعده را قبول دارند ولى آنها در تعيين امام و خليفه باشتباه‏ رفته ‏اند) امام فرمود: مگر عقيده دارى كه خدا معرفت فلان و فلان را در دل ايشان انداخته است؟ بخدا آن را كسى جز شيطان در دل ايشان نينداخته است، نه بخدا، حق ما را كسى جز خدا بمؤمنين الهام نكند (يعنى اى زرارة اين را هم بدان كه معرفت ما گوهريست ربانى و توفيقى است الهى كه جز بمردم سالم و پاك فطرت نرسد، چنانچه پيروى از پيشوايان ناحق عقيده‏ايست شيطانى كه در اثر خبث باطن نصيب افراد ديگرى گردد).
اصول کافی جلد اول کتاب الحجة باب
بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ

با قلبش وقتی پذیرفت ، چیو؟ شخصی که جانشین نبی ، فقط نبی نیست و همه شئون رو دارا هست ، از علم تا شجاعت ، از تبیین تا انذار ، از تفسیر تا ابلاغ و ... . خوب وقتی این جایگاه رو یقین و وجدان کرد چی بر او واجب میشه ؟ اطاعت / چرا ؟ ایه و روایت دوباره لیست کنم یا اینکه خودتون بلدین ؟
پیشنهاد میکنم بیشتر مطالعه و کمتر درگیر لفظ بشین ..
موفق باشید .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۰۸, ۲۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #42

(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۰:۴۲)mahdy30na نوشته است:  ایمان امری قلبی ، بله اما تنها در قلب ایا کفایت میکنه ؟
در قلبی بودن هیچ شکی نیست و کلام شما صحیح و افرین ، اصْلُ الْايمانِ، حُسْنُ التَّسْليمِ لِامْرِاللَّهِ ، این هم تعریفی از ایمان توسط مولای متقیان ، و اینم ببنیم که مولای ما دیگه ایا تعریفی بیان میکنن ؟
الإیمان معرفة بالقلب وإقرار باللّسان وعمل‌بالأرکان
، خوب ایمان رو برای شما با این زاویه نگاه کنین .
طاعت میشه عمل به اون فعل دیگه درسته ؟ خوب

لا يُقْبَلُ إيمانٌ بلا عملٍ ، و لا عملٌ بلا إيمانٍ _ این کلام نبی خاتم هست _

دوست عزیز من ممنونم که پاسخ سوال منو میدید اما یک انتقاد هم دارم اینکه نیازی به تکرار ویا احادیث زیاد نیست .یک مورد هم بگید بسه بقول شاعر(در خانه اگر کس است یک حرف بس است)چون من مانند شما نمیتونم از مطالب زیاد جمع بندی کنم و میخوام نتیجه بگیرم نه اینکه وقتمو بیهوده بگذرونم .بنابراین با توجه به کلمات بیعت اطاعت امامت واجبارو...که باهم چک کردیم در مورد غدیر این نظر منه

امامت ازعقاید دین ماست وباید اثبات بشه وبباور برسه مانند توحید نبوت ومعاد

پیامبر درغدیر بفرمان خدامولا را بجانشینی معرفی کرد یعنی ادامه نبوت خودرو در مولا مطرح کردند

مردم باید ایشون رو باور کنند وسپس بیعت کنند چون نه باور زوریه ونه بیعت(قبلا توافق کردیم)

بنابراین اگر مردم درغدیر بیعت نمیکردند هم فرقی نمیکرد چون پیامبر فرمان خدارو عمل کرد بقیه با مردم بود

برگشت از بیعت اگرچه تخلف از عقده(بقول شما) بهرحال ممکنه انسان در باور خود شک کنه وبیعت رو بشکنه ( مانند یکی از دوستان دریک مطلب که اخیرا دیدم کم اورده وشک کرده)وپس ازرحلت پیامبر برخی این کارو کردند بهرحال زوری که نیست در خلافت مولا شک کردند ودیگری رو انتخاب کردند یا بزور بدیگری رو آوردند درهرحال این حق مردمه که به مولای خود باور کنند وقتی باور کردند اطاعت از او هم واجب میشه

یه زمان مردم به ابوبکر رو آوردند با او بیعت کردند حق یا ناحق وروزی هم به مولا باور کردند وبیعت کردند در هردوحال امام علی کنار اومدند چرا که این مردمند باید باور کنند وبیعت تا مولا بتونه حکومت کنه ودستور بده ومردم هم اطاعت کنند .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۳۶, ۲۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #43
آواتار
(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  دوست عزیز من ممنونم که پاسخ سوال منو میدید اما یک انتقاد هم دارم اینکه نیازی به تکرار ویا احادیث زیاد نیست .یک مورد هم بگید بسه بقول شاعر(در خانه اگر کس است یک حرف بس است)چون من مانند شما نمیتونم از مطالب زیاد جمع بندی کنم و میخوام نتیجه بگیرم نه اینکه وقتمو بیهوده بگذرونم .بنابراین با توجه به کلمات بیعت اطاعت امامت واجبارو...که باهم چک کردیم در مورد غدیر این نظر منه

امامت ازعقاید دین ماست وباید اثبات بشه وبباور برسه مانند توحید نبوت ومعاد

پیامبر درغدیر بفرمان خدامولا را بجانشینی معرفی کرد یعنی ادامه نبوت خودرو در مولا مطرح کردند

مردم باید ایشون رو باور کنند وسپس بیعت کنند چون نه باور زوریه ونه بیعت(قبلا توافق کردیم)

بنابراین اگر مردم درغدیر بیعت نمیکردند هم فرقی نمیکرد چون پیامبر فرمان خدارو عمل کرد بقیه با مردم بود

برگشت از بیعت اگرچه تخلف از عقده(بقول شما) بهرحال ممکنه انسان در باور خود شک کنه وبیعت رو بشکنه ( مانند یکی از دوستان دریک مطلب که اخیرا دیدم کم اورده وشک کرده)وپس ازرحلت پیامبر برخی این کارو کردند بهرحال زوری که نیست در خلافت مولا شک کردند ودیگری رو انتخاب کردند یا بزور بدیگری رو آوردند درهرحال این حق مردمه که به مولای خود باور کنند وقتی باور کردند اطاعت از او هم واجب میشه

یه زمان مردم به ابوبکر رو آوردند با او بیعت کردند حق یا ناحق وروزی هم به مولا باور کردند وبیعت کردند در هردوحال امام علی کنار اومدند چرا که این مردمند باید باور کنند وبیعت تا مولا بتونه حکومت کنه ودستور بده ومردم هم اطاعت کنند .
انتقاد وارد نیست ،
شما توی یک پرونده ادله خودتون رو میارید و تا زمانی که رد نشده _ بقولی جرح نکردینش به قوت خودش باقی و تکرار میشه در جای خودش برای اثبات _ ازش استفاده میکنین .
جمع بندی از مطالب زیاد و کم کار سختی نیست ، اگه میبینین برای هر کلام چندین نقل قول اورده میشه برای این هست که داستان عدیر اینجا تکرار نشه ، با اینکه اظهر من الشمس بود مفردات کلام اما چنان فرد فردش کردن که از مفردات خارج شد . مگه چقدر تکرار کردم که لب به اعتراض باز کردید ؟ شاید پیشتر با نامهای دیگه ابنها رو شنیدین Big Grin
نتیجه که نمیتونین بگیرین شما چون مسیر رو اشتباه بنامه چینی کردی ، وقتتونم اگه فکر میکنین تلف میشه میتونید ادامه ندید .

بنده چیزی رو با شما چک نکردم بلکه شما اشکالاتی داشتین و برای رفع ابهام خودتون موضوعاتی رو لیست کردین .

برای اثبات امامت ادله بیشمار وجود داره چه عقلی و چه نقلی و مهمترین اادله هم از وجدان میشه کمک گرفت ، البته همه اینها درکنار یک فهم صحیح و تامل و تفکر بدون خورده شیشه /

(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  پیامبر درغدیر بفرمان خدامولا را بجانشینی معرفی کرد یعنی ادامه نبوت خودرو در مولا مطرح کردند
یعنی بعد از 23 سال ، تازه گفتن من پیامبر و علی امام از سمت خدا است ؟

عجب !!!!!!!!! اینهمه کلام در منزلت و شان علی بن ابی طالب علیه السلام از ابتدای انذار تا انتهای غدیر بیان شد ، فقط امت توی غدیر مطرح شد ؟ نگاه حذابی دارین شما .
(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  مردم باید ایشون رو باور کنند وسپس بیعت کنند چون نه باور زوریه ونه بیعت(قبلا توافق کردیم)
بنده با شما توافق کردم ؟
باور ؟ ایمان ؟ زور ؟ بیعت ؟
ایا امت ایشون رو باور نداشتن ؟ اگه نداشتن چرا درماجرای سقیفه کسی شک نداشت که کسی غیر از ایشون جانشین و امام هدی هستن ؟
(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  بنابراین اگر مردم درغدیر بیعت نمیکردند هم فرقی نمیکرد چون پیامبر فرمان خدارو عمل کرد بقیه با مردم بود
اها عحب نکته ریزی گفتین . اگه بیعت نمیکردن ! اونوقت اگه بیعت نمیکردن احتمالا رسما و علنی و خیلی شیک مجلسی نفاق و کفرشون رو نمیشد ؟ یا بهتر هست بگم به امر خدا پشت نمیکردن ؟ بنظرم بهترین کار رو جناب حارث بن نعمان فهری کرد ، شک داشت از خدا نشانه خواست ، حداقل وجدان درد نگرفت ، ایه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ برای این ایشون نازل شد _ در کتب تفسیری حتما داستانش رو بخونین شیرینه _ خوب ایشون رک و صریح و مردانه بیان کرد مطلب رو بقیه چی ؟ ایا بیعت زوری بود ؟ ایا اجبار بود ؟ بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود ، مثل جناب بازهم بعد از این مدت خطابه غدیر رو مطالعه نکردین ؟ میل دارین دوباره انتهای خطبه رو بزارم ؟

(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  برگشت از بیعت اگرچه تخلف از عقده(بقول شما) بهرحال ممکنه انسان در باور خود شک کنه وبیعت رو بشکنه ( مانند یکی از دوستان دریک مطلب که اخیرا دیدم کم اورده وشک کرده)وپس ازرحلت پیامبر برخی این کارو کردند بهرحال زوری که نیست در خلافت مولا شک کردند ودیگری رو انتخاب کردند یا بزور بدیگری رو آوردند درهرحال این حق مردمه که به مولای خود باور کنند وقتی باور کردند اطاعت از او هم واجب میشه
بیعت = عقدی که طرفین اون رضا و اختیار دارن ، میتونستن همونجا بیعت نکین ، چرا بیعت کردن ؟ میخوایین برید در تاریخ نگاه کنین که چرا بیعت کردن .
فَقَالَ: بَخْ‏ بَخْ‏ لَکَ یَا علی ابْنَ أَبِی طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة - اینو کی گفت ؟ کسی که دوباره بیعت کرد با اولی - خوب چرا بیعت کرد ؟ برید ازش بپرسید .
گرامی ایشون در نبوت نبی خاتم شک داشت چه برسه به امامت . Big Grin
گرامی به خلافت مولا شک نکردن ، برید ببینین چطوری بیعت گرفتن بعد بگید شک کردن . عده ای بازیگر و بازیگردان سقیفه بودن و بقیه گردنهای زیر شمشیر . نمونه : مالک بن نویره ، نمونه ، سعد بن عباده ، ... / گرامی از ابوسفیان و معاویه بگیر که داستان بیعت شکنی رو بیان میکنن که چطوری بوده یعنی دشمنان اهل بیت هم میگن چطور برخورد و یمان شکنی کردن برخیها .
ما بحثمون درباره امامت هست نه خلافت . امام شانی داره کیکی از شئون امام خلافت هست . امام هست و خواهد بود و این جایگاه غصب نمیشه تنها شان خلیفه من بعدی غصب میشه که ما فعلا بحثی نکردیم اینجا و نمیکنیم مگر در جای خودش .مگر اینکه شما مولتی یوزر عزیزی باشی که دوست داری بحث هایی قدیمی رو با بحث بیعت دوباره پیش بکشیی /

اقا هدایت مگه زوری میشه ؟ خدا نخواست ایناهدایت بشن . تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ

گرامی این تفسیر رو بناچار میاری ، وقتی عهد شکنی کردی دیگه تا ثریا میرود دیوار ؟؟؟؟ هرکی موند برعهدش خوشا بحالش و اونی هم که نموند بازم خوش بحالش ، لولی اخرت حفظ کرد دومی دنیا و اخرت رو ویران .

اصلا نبی اومد و گفت چیکار به این باید داشته باشه که مردم بفهمن ؟ مرده توی قرن امش نمیفهمه با اینهمه ادعای فهم . اون که دیگه از ادمای بادیه نشین .... چه انتظاری بود . دمت گرم که اینو گذاشتی من درک کنم .
فقط این جور نمیاد که پیامبر و خدا کار عبس نمیکنن ، میکنن ؟ خدا نبی میفرسته برای هدایت دیگه درسته ؟ خوب امت نمیخواد هدایت بشه . نبی گرامی موسی کلیم الله اینهمه برای قوم خودش زحمت کشید اونا رو از دست فرعون نجات میده تا مرسن ای ن طرف اب میبینن ی قومی دارن درخت بودتزئین میکنن و عبادت گفتن موسی جان ما از اینا میخوایییییم . اگه هر کسی بود میزن اینا رو کباب ترک میکرد Big Grin . بازم اینهمه معجزه دیدن باز فراموش کردن .
الان اینهمه بیان شد باز جناب mbanki میگن که شک کردن ، ای کارد بخوره توی اون قلب شکاک ، به چی شک میکنی ؟ به اینکه کل غدیر و نصب الهی همه بازی بود ؟ یا اینکه نه علی بن ابی طالب جوان بود و سیاست بلد نبود و یا اینکه نه ما تا میبینم ایشون با دلبر عالم مشغول هستن ما بیاییم دنیا رو بدست بیاریم . جناب دلبخواه بودن برای چیز دیگست نه اینجاها .

نظر شما اینه و محترم برای خودتون ، اما چیزی که واضح و اظهر من الشمس بود در اون زمان نص ایات و کلام معصوم بود که میدونستن ولی خوای نفس روشون خاک ریخت و کشت وجدان نیمه بیدار رو .
الان شما هم شک داری ک امامت الهی هست یا اینکه بشری .
(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  درهرحال این حق مردمه که به مولای خود باور کنند وقتی باور کردند اطاعت از او هم واجب میشه
شما الان به امام خودت ایمان داری؟ اصلا امام خودت رو میشناسی ؟ اگه ایمان داری که فبهالمراد وگرنه در شناختش کوشا باش چون اطاعتش به ظن شما فعلا واحب نیست چون نمیشناسی ولی وقتی مطالب رو میخونی واجب میشه.

(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  یه زمان مردم به ابوبکر رو آوردند با او بیعت کردند حق یا ناحق وروزی هم به مولا باور کردند وبیعت کردند در هردوحال امام علی کنار اومدند چرا که این مردمند باید باور کنند وبیعت تا مولا بتونه حکومت کنه ودستور بده ومردم هم اطاعت کنند .
اها خوبه کلام معصوم رو برات نقل کردم ، وگرنه چه باید میگفتم . ایا امام علی رو به عنوان 4می اون 3 قبول کردند یا اینکه به عنوان علی بن ابی طالب غدیر ؟ تاریخ که میگه 4می اون سه . و به همین شکل هم مولا رو تنها و به سمت معاویه رفتن .عجب شناختی که بادی به پرچم بود .
نتیجه کلام شما میشه :
نقل قول:الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه أما بعد:

فكتاب لمعة الاعتقاد هو للإمام: ابن قدامة المقدسي.
وبالرجوع إلى الكتاب المذكور لم نجد فيه النقل عن مالك رحمه الله، لكن قال المؤلف: ( ومن ولي الخلافة واجتمع عليه الناس ورضوا به، أو غلبهم بسيفه حتى صار الخليفة، وسمي أمير المؤمنين، وجبت طاعته، وحرمت مخالفته، والخروج عليه، وشق عصا المسلمين).
وقال الشيخ محمد بن صالح بن عثيمين رحمه الله في شرحه على اللمعة (5/87 ضمن مجموع فتاويه ورسائله): ( الخلافة منصب كبير ومسئولية عظيمة، وهي تولي تدبير أمور المسلمين بحيث يكون هو المسئول الأول في ذلك، وهي فرض كفاية، لأن أمور الناس لا تقوم إلا بها.

وتحصل الخلافة بواحد من أمور ثلاثة:
الأول: النص عليه من الخليفة السابق، كما في خلافة عمر بن الخطاب رضي الله عنه، فإنها بنص من أبي بكر رضي الله عنه.
الثاني: اجتماع أهل الحل والعقد عليه، سواء كانوا معينين من الخليفة السابق، كما في خلافة عثمان رضي الله عنه، فإنها باجتماع من أهل الحل والعقد المعينين من قبل عمر بن الخطاب رضي الله عنه، أم غير معينين، كما في خلافة أبي بكر رضي الله عنه - على أحد الأقوال - وكما في خلافة علي رضي الله عنه.
الثالث: القهر والغلبة، كما في خلافة عبد الملك بن مروان حين قتل ابن الزبير، وتمت الخلافة له). انتهى.
ومنه يعلم أن مستند الحالات الثلاث إجماع الصحابة رضي الله عنهم، ولهذا لم يختلف أهل العلم في ذلك، وحكى غير واحد إجماعهم على أن الخلافة تثبت بهذه الطرق الثلاث.
وفيما يخص الطريق الثالث، نقل ابن حجر في الفتح عن ابن بطال قوله: ( وقد أجمع الفقهاء على وجوب طاعة السلطان المتغلب والجهاد معه، وأن طاعته خير من الخروج عليه، لما في ذلك من حقن الدماء، وتسكين الدهماء... ولم يستثنوا من ذلك إلا إذا وقع من السلطان الكفر الصريح، فلا تجوز طاعته في ذلك، بل تجب مخالفته لمن قدر عليها).
والله أعلم.
مردم خواستن و خدا و نبی هیچ دخالتی ندارن و نبی بعد 23 سال امترو رها کردن و گفتن الان دیگه عقل دارین و خدا هم توی غدیر فقط میخواست نعوذ بالله امت رو نگهداره و یه عکس یائگاری امت بگیرن .
نتیجه تلاش وهابت در این چند سال داره قشنگ ثمره میده . خلافت به اختیار مردم باید باشه و هرکسیو خواستن انتخاب کنن .
درحالی که با معرفی امام علی بن ابی طالب امیرالمومنین در غدیر هیچ بهانه ای نبود و هر بهانه فقط برای توجیه رفتار بود و بس
«اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»
نتیجه تفکر شیعه جر این ایه نیست .
وقتی در زمان نبی خاتم از ایشون سوال میشه اگه از شما حمایت کنیم و پیمان وفا ببندیم ایا جانشین و ریاست بعدشما به عهده ما هست ؟
پاسخ قابل توجه فروتقه ها mbanki ها و ....
از زهري روايت است كه حضرت رسول صلي الله عليه الله عليه واله به ميان قبيله بني عامر ين صعصعه آمد و آنها را به خداوند متعال دعوت كرد؛ مردي از آن قبيله كه به او « بيحرة بن فراس» گفته مي شد، ... گفت: اگر ما با تو بيعت كردبم و خداوند تو را بر مخالفين پيروز گردانيد آيا حكومت بعد از تو براي ما خواهد بود؟ پيامبر صلي الله عليه واله فرمود : أمر حكومت با خداوند است هر جا كه يخواهد آن را قرار مي دهد..
نقل قول:قال ابن إسحاق : وحدثني الزهري أنه أتى بني عامر بن صعصعة ، فدعاهم إلى الله عز وجل ، وعرض عليهم نفسه ، فقال له رجل منهم - يقال له : بيحرة بن فراس ، قال ابن هشام : فراس بن عبد الله بن سلمة ( الخير ) بن قشير بن كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة - : والله ، لو أني أخذت هذا الفتى من قريش ، لأكلت به العرب ، ثم قال : أرأيت إن نحن بايعناك على أمرك ، ثم أظهرك الله على من خالفك ، أيكون لنا الأمر من بعدك ؟ قال : الأمر إلى الله يضعه حيث يشاء ، قال : فقال له : أفتهدف نحورنا للعرب دونك ، فإذا أظهرك الله كان الأمر لغيرنا لا حاجة لنا بأمرك ، فأبوا عليه فلما صدر الناس رجعت بنو عامر إلى شيخ لهم ، قد كانت أدركته السن ، حتى لا يقدر أن يوافي معهم المواسم ، فكانوا إذا رجعوا إليه حدثوه بما يكون في ذلك الموسم ، فلما قدموا عليه ذلك العام سألهم عما كان في موسمهم ، فقالوا : جاءنا فتى من قريش ، ثم أحد بني عبد المطلب ، يزعم أنه نبي ، يدعونا إلى أن نمنعه ونقوم معه ، ونخرج به إلى بلادنا قال : فوضع الشيخ يديه على رأسه ثم قال : يا بني عامر ، هل لها من تلاف ، هل لذناباها من مطلب والذي نفس فلان بيده ، ما تقولها إسماعيلي قط ، وإنها لحق ، فأين رأيكم كان عنكم .
سیره ابن هشام عرض رسول الله صلى الله عليه وسلم نفسه على القبائل
جناب دقت کردی ؟؟؟؟؟؟
فقط یک نمونه اوردم که سنگین نباشه درکش وگرنه موارد کم نیست از این عبارات

(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  در هردوحال امام علی کنار اومدند
چه قشنگ میگید امام کنار اومدند Big Grin زیبا تفکری داری ، جناب امام رو زمانی میتونی بگی کنار اومدن که اصلا بیان و اشکار سازی نکرده باشن ، درحالی که چنین نبود ، پس کمتر افترا بزنین و نسبت خلاف بدین .
(۲۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۸)mbanki نوشته است:  چرا که این مردمند باید باور کنند وبیعت تا مولا بتونه حکومت کنه ودستور بده ومردم هم اطاعت کنند
جناب مردم باور کنن ؟
گرامی ، این که میگید نتیجش میشه امام از اوامر اولی تا سومی مطیع اوامر بودن ، ایا چنین بود ؟ میتونین اینو اثبات کنین ؟
ایا جهاد بر امام واجب بود ؟ اگه مطیع حکومت بودن باید در تمام لشکر کشی های نامشروع در میدان نبرد میبودن که ، چرا مشاهده نمیشه چنین موردی ؟ میشه خیلی مطالب رو گفت اما امثال شما براشون هضم کردنش سخت هست ، پس ماهم سکوت میکنیم . اما یه تذکر مجدد
امام در مناشدات خودشون بیان میکردن که چطور حضرت رو کنار گذاشته و این امر ایا الهی بود نه انسانی . فقط میمونه بحث قبول سقیفه که میگم سر جاش بحثش شد اما کسی دقت نمیکنه به این واقعه .
قشنگ بحث میخوای بچرخونی ولی هر سمت بری اخرش ولایت ، امامت ، خلافت ، وصایت برمیگردن به هم و سندی میشن برای اثبات خلاف رفتن دیوار .

انتخاب ولی خدا با انتصاب الهی هست . تا اخر دنیا هم بریم باید به این برسید.
اینم ختم کلام ،

اراده خدا تعلق گرفته بود که انبیاء حکومت کنند حالا نشد آیا میشه گفت خدا می خواسته دیگران که ظالم هستند حاکم بشوند!!! باید به این نکته توجه داشت امامت و حکومت الهی به دست مردم نیست چه مردم بخواهند یا نخواهند امام علی علیه السلام خلیفه خدا در زمین است اما مسئله حکومت ظاهری بر مردم بخشی از شئون امامت الهی است که مردم با اختیار خود اگر قبول کنند و بیعت کنند، امام بر آنها حاکم می شود والا مردم به دلائلی نپذیرند حکومت ظاهری امام دیگر نیست ولی امامت ایشان وجود دارد و با عدم قبولی مردم از بین نمی رود . در هر حال شما یک امام داری ، امام کیست ؟ امام علی بن ابی طالب که بود از بعد از نبی خاتم
؟ من مات ولم يعرف إمام زمانه، مات ميتة جاهلية /
اگه پاسخی داشتید بفرمایید وگرنه گوشه ای از تکرار مطالب بیهوده مطرح کردن اون هست . اگر هم خوصله متون رو ندارید میتونین درخواست بدین دیگری پاسخکو بشن . Big Grin به هرکی بگی حوصله ای مثل حوصله منو ندارن .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۶:۰۸, ۲۶/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۶ ۶:۱۲ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #44

(۲۶/شهریور/۹۶ ۰:۳۶)mahdy30na نوشته است:  امامت و حکومت الهی به دست مردم نیست چه مردم بخواهند یا نخواهند امام علی علیه السلام خلیفه خدا در زمین است[/color] اما مسئله حکومت ظاهری بر مردم بخشی از شئون امامت الهی است که مردم با اختیار خود اگر قبول کنند و بیعت کنند، امام بر آنها حاکم می شود والا مردم به دلائلی نپذیرند حکومت ظاهری امام دیگر نیست ولی امامت ایشان وجود دارد و با عدم قبولی مردم از بین نمی رود . در هر حال شما یک امام داری ، امام کیست ؟ امام علی بن ابی طالب که بود از بعد از نبی خاتم
صبح بخیر دوست عزیز در کل با نتیجه ای که درپایان مطلبتان نوشته اید موافقم عرض من هم همینه ضمنا ببرخی سوالات وابهام شما درزیر پاسخ میدهم
1-این عبارت شما خلاف عقله(بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود)چون خداوند برای خودش وپیامبرش هم دستور بیعت نداده چه برسه به امام

2-در پاسخ به این سوالات شما بگم(شما الان به امام خودت ایمان داری؟ اصلا امام خودت رو میشناسی ؟) بله بنده امام زمانمو را می شناسم امام مهدی ع که زنده هستند ودرغیبت کبری ودر اطاعت ایشان کوشا هستم.

3- درپاسخ به این اتهام(پس کمتر افترا بزنین و نسبت خلاف بدین) بگم که امام درموارد خلاف بین با خلفا مخالفت میکردند اما درموارد اجرای احکام الهی مشکلی ایجاد نمیکردند واین امر نوعی همراهیه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۹:۰۷, ۲۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #45
آواتار
(۲۶/شهریور/۹۶ ۶:۰۸)mbanki نوشته است:  صبح بخیر دوست عزیز در کل با نتیجه ای که درپایان مطلبتان نوشته اید موافقم عرض من هم همینه ضمنا ببرخی سوالات وابهام شما درزیر پاسخ میدهم
1-این عبارت شما خلاف عقله(بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود)چون خداوند برای خودش وپیامبرش هم دستور بیعت نداده چه برسه به امام

2-در پاسخ به این سوالات شما بگم(شما الان به امام خودت ایمان داری؟ اصلا امام خودت رو میشناسی ؟) بله بنده امام زمانمو را می شناسم امام مهدی ع که زنده هستند ودرغیبت کبری ودر اطاعت ایشان کوشا هستم.

3- درپاسخ به این اتهام(پس کمتر افترا بزنین و نسبت خلاف بدین) بگم که امام درموارد خلاف بین با خلفا مخالفت میکردند اما درموارد اجرای احکام الهی مشکلی ایجاد نمیکردند واین امر نوعی همراهیه

جناب بیسواد سلام روزتون بخیر
کاری که نبی اکرم درغدیر صورت دادند = بیعت گرفتن .
اگه سواد دارید میتونین خطبه عدیر رو بخونین و اگه هم ندارید میتونین به اساتیدی همچون فورتقه و .... مراجعه کنین چون این دوستان هم مثل شما تفکر میکنن .
الان وقت ندارم وگرنه دوباره برای شما تک تک مواردی که مصداق قرار گرفت در این بیعت میارم منتظر باشین .البته خطابه غدیر موجود هست میتونین مطالعه کنین تا سرشکسته نشین .

افرین که کوشا هستید ، حداقل صبح دعای عهد که میخونی توش چه میگه ؟
... اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا ...
ایا اینجا شما هر روز غیر عهد و عقد و بیعت و پیمان میبندی؟ خواستم فقط تذکری بدم که اهل تامل مت.جه میشن

اتهامی بنده نزدم بلکه شما اتهام وارد کردید .
اجرای احکام ؟ ببخشید میگم دوباره ، برو تاریخ ورق بزن من چیزی نمیگم فقط برو تاریخ ورق بزن شاید ابهاماتت رفع بشه .

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۰۳, ۲۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #46

(
امامت و حکومت الهی به دست مردم نیست چه مردم بخواهند یا نخواهند امام علی علیه السلام خلیفه خدا در زمین است[/color]
اما مسئله حکومت ظاهری بر مردم بخشی از شئون امامت الهی است که مردم با اختیار خود اگر قبول کنند و بیعت کنند
،
امام بر آنها حاکم می شود والا مردم به دلائلی نپذیرند حکومت ظاهری امام دیگر نیست ولی امامت ایشان وجود دارد و با عدم قبولی مردم از بین نمی رود . در هر حال شما یک امام داری ، امام کیست ؟ امام علی بن ابی طالب که بود از بعد از نبی خاتم)

صبح بخیر دوست عزیز در کل با نتیجه ای که درپایان مطلبتان نوشته اید موافقم. بقیه موارد درمورد خلافت را همانطور که خودتان پیشنهاد کردید میتوانیم در جای دیگری مورد بحث بگذاریم

در مورد تساوی غدیر با بیعت هم این نتیجه گیری شما با مطالب قبلی اتون منافات داره که اعلام کردید بیعت عقد است ونیاز به رضایت داره واجباری نیست

درهرحال ممنونم که کمکم کردیداجرتان با امام عصر ع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۴۳, ۲۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #47
آواتار
(۲۶/شهریور/۹۶ ۱۰:۰۳)mbanki نوشته است:  
(
امامت و حکومت الهی به دست مردم نیست چه مردم بخواهند یا نخواهند امام علی علیه السلام خلیفه خدا در زمین است
اما مسئله حکومت ظاهری بر مردم بخشی از شئون امامت الهی است که مردم با اختیار خود اگر قبول کنند و بیعت کنند
،
امام بر آنها حاکم می شود والا مردم به دلائلی نپذیرند حکومت ظاهری امام دیگر نیست ولی امامت ایشان وجود دارد و با عدم قبولی مردم از بین نمی رود . در هر حال شما یک امام داری ، امام کیست ؟ امام علی بن ابی طالب که بود از بعد از نبی خاتم)

صبح بخیر دوست عزیز در کل با نتیجه ای که درپایان مطلبتان نوشته اید موافقم. بقیه موارد درمورد خلافت را همانطور که خودتان پیشنهاد کردید میتوانیم در جای دیگری مورد بحث بگذاریم

در مورد تساوی غدیر با بیعت هم این نتیجه گیری شما با مطالب قبلی اتون منافات داره که اعلام کردید بیعت عقد است ونیاز به رضایت داره واجباری نیست

درهرحال ممنونم که کمکم کردیداجرتان با امام عصر ع

هنوز بر مطالب اشتباه و پر غلط خودتون هستید . مرسی تحری حقیقت ، مرسی درک و تامل
امر خدا نیازی به رضایت نداره گرامی ، تنها برای بیعت کننده وجوب و اطاعت _ اجرای امر خواسته شده _ که اطاعت و پیروی از امام و کلام نبی خاتم هست / چون قول داده بودم که نمئنه براتون بیارم میارم که کمی بیشتر فهم کنید مطالب رو
و جالب این هست که شما توی عهد و پیمانی که در دعای عهد میبندی ایا رضایت و و خارج از اجبار هست ؟
و از همه مهمتر اینکه وقتی در بحث خلافت اگه نگاه بندازید ، وقتی میگید مردم نخواستن _ خیلی قشنگ عبارت یگی از دوستان رو کپی برابر با اصل ادم میبینه _ درحالی که وقتی ماجرای سقیفه رو میخونیم میبینیم که چه رضایت و چه شور و شعفی توی بیعت بود Big Grin شمشیر های عریان بالای سرها برای بیعت گرفتن و با رضایت قلبی بیعت کردن Smile جناب وارد هر موضوع بشید چیزی بجز ابرو ریزی و ... براتون نمیمونه مولتی یوزر محترم .
اگه اونم خواستین سری به بحث با جناب فروتقه بزنین که بحثاش شده .
و اما غدیر و بیعت و رضایت
(۲۶/شهریور/۹۶ ۶:۰۸)mbanki نوشته است:  1-این عبارت شما خلاف عقله(بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود)چون خداوند برای خودش وپیامبرش هم دستور بیعت نداده چه برسه به امام
مصادری برای شما و همفکران شما
اصل بحث غدیر چه بود ؟ پذیرش امر خدا در باره ولایت و امامت و جانشینی بعد از نبی خاتم و نسل امیر المومنین تا امام عصر عج

مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْلیغِ ما اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى اِلَىَّ،
وَ اَنَا اُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْایَةِ: اِنَّ جَبْرَئیلَ هَبَطَ اِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوَ السَّلامُ - اَنْ اَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ

فَاُعْلِمَ كُلَّ اَبْیَضَ وَ اَسْوَدَ: اَنَّ عَلِىّ بْنَ اَبى طالِبٍ اَخى وَ وَصِیّى وَ خَلیفَتى عَلى اُمَّتى وَ الْاِمامُ مِنْ بَعْدى.

الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى، اِلّا اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى.

وَ هُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

وَ قَدْ اَنْزَلَ اللَّهُ - تَبارَكَ وَ تَعالى - عَلَىَّ بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ : اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ، وَ عَلِىّ بْنُ اَبى طالِبٍ الَّذى اَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ هُوَ راكِعٌ، یُریدُ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - فى كُلِّ حالٍ.جناب این کلام ازش چی استخراج میشه که بعد مردم نفهمیدن اینو ؟

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ اَقُومُهُ فى هذَا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعُوا وَ اَطیعُوا وَ انْقادُوا لِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ
،
فَاِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - هُوَ مَوْلاكُمْ وَ اِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَ نَبِیُّهُ الْمُخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلِىٌّ لِیُّكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ،ثُمَّ الْاِمامَةُ فى ذُرِّیَّتى مِنْ وُلْدِهِ، اِلى یَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

گرامی ، اینجا چی ؟ بازم مردم فهم نکردن داستان چیه ؟ خدا دستور داد که بیان بشه این مطالب یا اینکه خیر ؟ شما توی اراده خدا هنوز درک درست نداری . ایا امر دلالت بر وجوب میکنه یا نه ؟
امام به امر الله یعنی چی اینجا ؟ میشه فهم غیر از نصب الهی دونست ؟ خدا نبی رو نبی قرار میده و امام رو امام ، حال افراد نخوان ایا مقام اونها و جایگاهشون کم میشه و حذف ؟ مشرکین نبی اکرم رو قول نداشتن ایا ایشون نبی نبود ؟
میدونم مشکل شما کجاست ولی اون هم بخاطر فهم اشتباهی هست که براتون رخ داده .
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللَّهُ، وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ
میشه اینجا غیر از نصب الهی امام چیزی فهم کرد ؟ اگه مردم نمیخوان مشکل خودشون هست ، اگه نمیخوان حتما منفعتی در گرو نخواستن هست ، وگرنه امام نصب شده از سمت خدا هست ، چرا اینها داره گفته میشه و تکرار ؟ چون جای گله نباشه ، همونطور که شما ایراد گرفتید چرا تکرار میکنی چون با اینهمه باز گفتید تکرار کنن . ولی فهم نکردید مطالب رو .


مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللَّهِ،وَ لَنْ یَتُوبَ اللَّهُ عَلى اَحَدٍ اَنْكَرَ وِلایَتَهُ وَ لَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَى اللَّهِ اَنْ یَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ اَمْرَهُ وَ اَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً اَبَدَ الْابادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ.

فَاحْذَرُوا اَنْ تُخالِفُوهُ، فَتَصْلَوْا ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ اُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ

اگه یکم عربی دبیرستان کسی بلد باشه کفایت میکنه فهم این قسمت
اینهم فهم نشد توسط مردم ؟ اونها نفهمیدن الان چرا درک نمیشه ؟

اینم عمرا درکش سخت باشه

مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى، مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى
،
ما اَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ.

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ یُوافِقْهُ.

اَلا اِنَّ جَبْرَئیلَ خَبَّرَنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَ یَقُولُ: مَنْ عادى عَلِیّاً وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى
،
وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها اِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ .


جناب این قسمتها شروط داخل عقد هست که اگه خلافش عمل کنین چنین و چنان باید خسارت پرداخت کنی . درکش که میکنی شما ، تصور کن این کلام وقتی از لب نبی خاتم خارج میشه کسی میتونه فهم نکنه ؟

این قسمت رو فقط میزارم خودتون درک کنین

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ

هُمُ الثَّقَلُ الْاَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ الثَّقَلُ الْاَكْبَرُ،

فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ
.

اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللَّهِ فى خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فى اَرْضِهِ.

بزارین کنار حدیث ثقلین

اَلا وَ قَدْ اَدَّیْتُ، اَلا وَ قَدْ بَلَّغْتُ، اَلا وَ قَدْ اَسْمَعْتُ، اَلا وَ قَدْ اَوْضَحْتُ، اَلا وَ اِنَّ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ
ایا این کلمات غیر از امر و وحی و دستور خدای تعالی هست ؟
(۲۶/شهریور/۹۶ ۶:۰۸)mbanki نوشته است:  1-این عبارت شما خلاف عقله(بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود)چون خداوند برای خودش وپیامبرش هم دستور بیعت نداده چه برسه به امام
انسان باید چقدر گنگ بزنه که اینهارو نبینه .


اَلا اِنَّهُ لا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ غَیْرُ اَخى هذا، اَلا لاتَحِلُّ اِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدى لِاَحَدٍ غَیْرِهِ.

چقدر که رعایت شد Big Grin
این کلام رو هم اصلا بگیریم دستور و به ولایت و امامت هم فرض بگیریم ربط ندتشته باشه یک دستور الهی بود ولی ...

بندهایی که میارم ببنین که مردم درمقابل کلام رسول خدا چ.ونه رفتار میکنن ،

ثُمَّ قال: اَیُّهَا النّاسُ، مَنْ اَوْلى بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
.
فَقالَ: اَلا مَن كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
اونی که اینها رو نمیبینه باید چیزی غیر از مغبض بهش گفت ؟

مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصیّى، وَ واعى عِلْمى
،
وَ خَلیفَتى فى اُمَّتى، عَلى مَنْ آمَنَ بى، وَ عَلى تَفْسیرِ كِتابِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -

وَالدّاعى اِلَیْهِ، وَ الْعامِلُ بِما یَرْضاهُ، وَ الْمُحارِبُ لِاَعْدائِهِ، وَ الْمُوالى عَلى طاعَتِهِ، وَ النّاهى عَنْ مَعْصِیَتِهِ.

اِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ اللَّهِ

وَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَ الْاِمامُ الْهادى مِنَ اللَّهِ
،
وَ قاتِلُ النّاكِثینَ وَ الْقاسِطینَ وَ الْمارِقینَ بِاَمْرِاللَّهِ.
بازم اینهمه پیامبر سخن گفتن بازم تاکید دارن که این فعل از سمت خدا هست . دقت کنین

یَقُولُ اللَّهُ: ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ . بِاَمْرِكَ یا رَبِّ اَقُولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَ الْعَنْ مَنْ اَنْكَرَهُ، وَ اغْضَبْ عَلى مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

امر خدا چه بود ؟ کسی بازم نفهمید ؟ متن رو بخونین Dodgy


مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اِبْلیسَ اَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ، فَتَحْبَطَ اَعْمالُكُمْ وَ تَزِلَّ اَقْدامُكُمْ
،
فَاِنَّ آدَمَ اُهْبِطَ اِلَى الْاَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَ هُوَ صَفْوَةُ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -، وَ كَیْفَ بِكُمْ وَ اَنْتُمْ اَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ اَعْداءُ اللَّهِ.
تذکری مجدد برای عدم پیمان شکنی ، اصلا چرا هربار توصیه و توضیح داده میشه که اگه از پیمانتون برگردین چنین و چنان میشه ؟ مگه اصلا قرار بود عهدی بسته بشه و پیمانی ؟ عقدی مگه حاصل میخواست بشه ؟ نههههههههه پس ایناچیه ؟ کسی که نمفهمه درکش نمیکنه خوب اینارو عمرا تامل کنه .


اَلا وَ اِنَّهُ لا یُبْغِضُ عَلِیّاً اِلّا شَقِىٌّ، وَ لایُوالى عَلِیّاً اِلّا تَقِىٌّ وَ لایُؤْمِنُ بِهِ اِلّا مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ - وَ اللَّهِ - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الْاِنْسانَ لَفى خُسْرٍ ، اِلّا عَلِیّاً الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ.
چرا تکرار میشه ک مخالفت با این امر نتیجش چیه ؟

جناب اینو چی درک میکنی ؟

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ سَیَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لایُنْصَرُونَ
.
ایا خبر از اینده نیست ؟ بعد از اینهمه که از دستور خدا سرپیچی نکنین و در همین راه که میگم بمونین ؟ بعد یسری توضیحات بیان میشه بعد تذکر به این روشنی میدن کی ؟

مَعاشِرَ النّاسِ، اُنْذِرُكُمْ اَنّى رَسُولُ اللَّهِ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِىَ الرُّسُلُ،اَ فَاِنْ مِتُّ اَوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ ؟

بعد از این بیان .
خوب چرا جو کلام عوض شد ؟


مَعاشِرَ النّاسِ، اِنّى اَدَعُها اِمامَةً وَ وِراثَةً فى عَقِبى اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ، وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما اُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلى كُلِّ حاضِرٍ وَ غائبٍ وَ عَلى كُلِّ اَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ اَوْ لَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ اَوْ لَمْ یُولَدْ،فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَ الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ.
پشتش این بیان میشه که :

وَ سَیَجْعَلُونَ الْاِمامَةَ بَعْدى مُلْكاً وَ اغْتِصاباً، اَلا لَعَنَ اللَّهُ الْغاصِبینَ الْمُغْتَصِبینَ
،
وَ عِنْدَها سَیَفْرُغُ لَكُمْ اَیُّهَا الثَّقَلانِ مَنْ یَفْرُغُ، وَ یُرْسَلُ عَلَیْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ .
جناب توی تاریخ به روشنی همه اینها هویدا شد ، کمی تدبر کنین در تاریخ / چرا این امر ابلاغ شد ؟ چون امر الهی بود نه زمینی و انتخابی .

خوب بریم اخرای کلام
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنّى قَدْ بَیَّنْتُ لَكُمْ وَ اَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِىٌّ یُفْهِمُكُمْ بَعْدى.


دیگه خیلی باید بیراه باشه طرف اینو درک نکنه .
اَلا وَ اِنّى عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتى اَدْعُوكُمْ اِلى مُصافَقَتى عَلى بَیْعَتِهِ، وَ الْاِقْرارِ بِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدى.
دانشمند اینو خوب بخون
نبینم دوباره جایی بگی :
(۲۶/شهریور/۹۶ ۶:۰۸)mbanki نوشته است:  1-این عبارت شما خلاف عقله(بیعت برای امیر المومنین امر و دستور خدای منان بود)چون خداوند برای خودش وپیامبرش هم دستور بیعت نداده چه برسه به امام
یکبار دیگه از امثال شماها رویت بشه چنین مضمونی خود دانی با خدا که چه افترایی از کج فهمی زدید .
اَلا وَ اِنّى قَدْ بایَعْتُ اللَّهَ وَ عَلِىٌّ قَدْ بایَعَنى، وَ اَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -. اِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَكَ اِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ، یَدُ اللَّهِ فَوْقَ اَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما یَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ، وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً

استاد دررک کردی ک اشتباه میرفتی مسیر رو ؟ بعد بگو امام رو شناختم . نه امام حاظررو شناختی و نه اول وصی نبی مکرم رو .

وَ لا اَمْرَ بِمَعْرُوفٍ وَ لا نَهْىَ عَنْ مُنْكَرٍ اِلَّا مَعَ اِمامٍ مَعْصُومٍ.
مردم کدوم رو رفتن ؟

اینقدر تکرار برای این موضوع که :


مَعاشِرَ النّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُكُمْ اَنَّ الْاَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُكُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ مِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ اللَّهُ فى كِتابِهِ: وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِیَةً فى عَقِبِهِ وَ قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما.

برای چیه قران معرفی میکنه ؟ تامل کن روی این پرسش

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّكُمْ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُصافِقُونى بِكَفٍّ واحِدٍ فى وَقْتٍ واحِدٍ، وَ قَدْ اَمَرَنِىَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - اَنْ آخُذَ مِنْ اَلْسِنَتِكُمُ الْاِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِىٍّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ لِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْاَئِمَّةِ مِنّى وَ مِنْهُ، عَلى ما اَعْلَمْتُكُمْ اَنَّ ذُرِّیَّتى مِنْ صُلْبِهِ


این اصلا بیعت نیستا فقط نمایش از بیعت هست .
اون امر خدا هم فقط اسمش امر خدا هست و اصلا چیزخاصی نیست بعد مردم میتونین خودتون هر کاری شد بکنین ، الان دل خدا رو نشکنین .
اینجا نه فقط با میر المومنین بیعت نشد بلکه با اولاد حضرت هم بیعت نشدا فقط خدا خواست نمایشش ناقص نباشه . Big Grin این حرفای مخالفین بیعت رسمی و علنی اونم به امر و خواست خدا بود هست .
خوب امضای این پیمان کو؟


فَقُولُوا بِاَجْمَعِكُمْ: اِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ رَبِّكَ فى اَمْرِ اِمامِنا عَلِىٍّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْاَئِمَّةِ
.
نُبایِعُكَ عَلى ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ اَیْدینا.عَلى ذالِكَ نَحْیى وَ عَلَیْهِ نَمُوتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ،وَ لانُغَیِّرُ وَ لانُبَدِّلُ، وَ لا نَشُكُّ وَ لانَجْحَدُ وَ لانَرْتابُ، وَ لا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَ لا نَنْقُضُ الْمیثاقَ.
وَعَظْتَنا بِوَعْظِ اللَّهِ فى عَلِىٍّ اَمیرِالْمؤْمِنینَ وَ الْاَئِمَّةِ، الَّذینَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّیَّتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ اللَّهُ بَعْدَهُما.فَالْعَهْدُ وَ الْمیثاقُ لَهُمْ مَأخُوذٌ مِنّا، مِنْ قُلُوبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَیْدینا. مَنْ اَدْرَكَها بِیَدِهِ وَ اِلّا فَقَدْ اَقَرَّ بِلِسانِهِ
، وَ لا نَبْتَغى بِذالِكَ بَدَلاً وَ لایَرَى اللَّهُ مِنْ اَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّى ذالِكَ عَنْكَ، الدّانى وَ الْقاصى مِنْ اَوْلادِنا وَ اَهالینا، وَ نُشْهِدُ اللَّهَ بِذالِكَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهیداً وَ اَنْتَ عَلَیْنا بِهِ شَهیدٌ.
پیمان نامه و بیعت تموم شد ؟

مَعاشِرَ النّاسِ، ماتَقُولُونَ؟فَاِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ كُلِّ نَفْسٍ، فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَاِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها
،
وَ مَنْ بایَعَ فَاِنَّما یُبایِعُ اللَّهَ، یَدُاللَّهِ فَوْقَ اَیْدیهِمْ.
تذکر داده میشه که اگه مشکلی هست بدونین خدا عالم به همه هست پس دقت کننین

برخی میگن بیعت هم بگیریم تازه برای امیرالمومنین بود به بقیه نبود .
ولی میبینیم با اینهمه تاکید بازم اخر پیمات و بیعت میخونیم که :

وَ مَنْ بایَعَ فَاِنَّما یُبایِعُ اللَّهَ، یَدُاللَّهِ فَوْقَ اَیْدیهِمْ.
تذکر داده میشه که اگه مشکلی هست بدونین خدا عالم به همه هست پس دقت کننین



مَعاشِرَ النّاسِ، فَبایِعُوا اللَّهَ وَ بایِعُونى وَ بایِعُوا عَلِیّاً اَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الْاَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْیا وَالْاخِرَةِ كَلِمَةً باقِیَةً
.
یُهْلِكُ اللَّهُ مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَفى، فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما یَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً.



مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَ قُولُوا: سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَیْكَ الْمَصیرُ
،
وَ قُولُوا: اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جائَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ.

بازم جای حرف هست ؟

کسی میخواد خلاف امر خدا اونجا حرفی بزنه ؟ طرف زد و نتیجشم دید خوب بقیه هم میخواستن اعتراض کنن ، چرا نکردن ؟ چون فهم کردن اونجا که طرف بیعت امیر المومنین و نبی خاتم نیستن بلکه خدای منان امر کرده و امر او واجب الاطاعة هست و اجباری و فشاری نیست بلکه امر مطلق هست .
دوست گرامی چرا اینقدر به غدیر استناد میشه ؟

اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید خلافت را هم مى پذیرفتند، ولى این بیعت عمومى به عنوان یك حق قانونى و اجتماعى نیز مطرح بود كه در مقابل كار عمال سقیفه قرار مى گرفت. یعنى وقتى مى گفتند: در سقیفه ما با بیعت مردم خلافت ابوبكر را درست كردیم، در مقابلشان گفته مى شد: بیعت غدیر قبل از آن و با حضور جمیعتى بیشتر و با حضور شخص پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و به ضمیمه ى نص الهى بوده است.


مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَى اللَّهُ بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْاَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً.

بحث مفید برای دیگران بود . به امید اینکه شناختی درخور مقام امام حاصل بشه اطاعتی در شان امام

دوست گرامی . میشد پرسشهایی مطرح کرد ولی چون توان پاسخ از شما گرفته شده به علت جهل در مبانی اصول مطالب بحث بدون مطرح کردن اونها بسته میشه . Blush
موفق باشید در مسیر غدیر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قضا وقدر و ارتباط آن بااختیار(مقاله ویژه) + توضیح تکمیلی مهم حسن عزتي 9 3,575 ۲۷/مهر/۹۶ ۲۱:۲۵
آخرین ارسال: as2017
  عیدی غدیر و شرط چالشی یه سید سدرة المنتهی 5 233 ۲۲/شهریور/۹۶ ۱۰:۵۲
آخرین ارسال: sagheb
  تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ علی 110 32 24,221 ۸/شهریور/۹۶ ۸:۰۵
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  فصل الخطابی بر اختلاف شیعه و سنی (مقاله ی ویژه)# علی 110 29 8,305 ۷/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  فضایل عجیب غدیر - استاد پناهیان بیداری اندیشه 0 291 ۲۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۵
آخرین ارسال: بیداری اندیشه
  ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$ علی 110 50 29,751 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: zaviyehdid
  حدیثی که اساس عبودیت را بیان میکند (مقاله ویژه)!!!! علی 110 3 3,589 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۶
آخرین ارسال: zaviyehdid

پرش در بین بخشها:


بالا