۹/آبان/۹۵, ۱۷:۴۳
(۹/آبان/۹۵ ۱۶:۳۵)افشین نوشته است: [ -> ]سلام
یه رو سیاه ، یه بدبخت ، یه گنهکار داره میره دیدن آقاش حسین (علیه السلام) برای اولین بار
هرکسی هر حاجتی داره من از ته دل دعاگوش هستم و مطمئن باشه کوتاهی نمیکنم و امیدوار باشه به رحمت خدا و بزرگی مولامون حسین (علیه السلام) و عزیزانش.میگم به دعای حقیر امیدوار باشید نه بخاطر ایمان نداشته خودم بلکه شنیدم دعای دوست در حق دوست مستجاب میشه ان شاءالله مخصوصا الان که با حالت تضرع و با دلی پرخون دارم میرم پس هر کدومتون که دردی دارید من از ته دل میفهممتون و باور کنید از صمیم قلب و با دل پرسوز چشمی پر از اشک دعاگوی شما هستم
اما ازتون یه خواهش دارم عاجزانه.شما هم برای بنده حقیر دعا کنید یا برنگردم و خدا ازم راضی بشه و یا اینکه اگه برگشتم مشکلی که چند ساله درگیرشم به زودی زود برطرف بشه.خدا میدونه این مشکل چقدر زمین گیر و مفلوکم کرده که خودم میدونم بخاطر خود گنهکارمه که این بلا سرم اومده.اگر دل پر دردی دارید ازتون تمنا دارم توی دعاهاتون این حقیر رو هم فراموش نکنید.تمنا دارم.اگه آبروی من حقیر بعنوان یه برادر کوچک براتون مهمه که حتما هست فراموشم نکنید
ان شاءالله چهارشنبه عازم هستیم
التماس دعا
----------------------------------------------------------------
البته خواهش میکنم بخاطر این دعا نکنید که من هم طلب خیر برای شما میکنم چرا که از یه بزرگواری شنیدم اگر برای کسی کاری انجام بدید و در قبالش از طرف بخواید حتی فقط براتون دعا هم بکنه این رشوه محسوب میشه و من نمیخوام این کارم به منزله رشوه باشه خدای نکرده.البته شاید در این مورد حقیر اشتباه کنم ولی لازم دونستم بگم.
شما چه بنده رو دعا بکنید و چه نکنید دعاگوی شما هستم چون درد کشیدم و میفهمم کسی که درد داره چه حالی میشه . و همچنین ازتون میخوام نه بخاطر دعای بنده،بلکه بخاطر انسان دوستی و رسم مسلمانی برام دعا کنید
سلام
آقای خیلی التماس دعا
برای کسی که هنوز کربلایی نشده متاسفانه
یادمه سال 93 داشتم میرفتم کربلا
قبل اینکه اتوبوس راه بیفته یه پسر جوون از پله ها اومد تو
گفت آقایون خانما
تو رو خدا
جون هرکی دوست دارید (به حالت گریه)
منو فراموش نکنید
واقعتیش فکر کردم متکدیه و داره فیلم بازی میکنه (اولش)
یه حال عجیبی بود
کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شود
مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی شود
اگر جدائی اوفتد میان جسم و جان من
قسم بجان تو دلم از تو جدا نمی شود
گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می کنم
ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی رود
پیرو خط کربلا اهل خطا نمی شود
عمر گذشت، وانشد راه زیارتت به من
حاجت این شکسته دل چرا روا نمی شود
جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله
رأس بریده بر کسی راهنما نمی شود
ای بدن تو غرق خون وی سر و روت لاله گون
با چه خضاب کرده ای خون که حنا نمی شود
کرب و بلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی
هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود
چوب به دست قاتلت سوخت و گفت این سخن
جای سر بریده در طشت طلا نمی شود
سوز درون (میثمت) بوده شراری از غمت
ورنه زشعرش این همه شور به پا نمی شود



