آقا سید ابراهیم و علی آقا التماس دعا
سید ابراهیم و علی اگر گذری افتدتان به کشور دوست
بیارید نفحهای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آرید پیامی از بر دوست
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
درسته دل ما رو آب کردید
ولی خب التماس دعا
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
خوش به سعادتون
التمـــــــــــــاس دعا
(۲۷/آذر/۹۲ ۲۰:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]بچه ها بدون هیچ مقدمه ای بدون اینکه بخوام خودم اقدامی کنم، 20 دقیقه پیش اسم مارو نوشتن تو کاروان کربلاییها...
خودم هنوز ماتم!!!! الحق که امیری حسین و نعم الامیر...
ما هم عازم شدیم... البته تا مرز را که میریم... نمیدونم راهمون میدن یا نه...
ولی حداقلش اینکه که میگم من به سهم خودم رفتم... بچه ها دعام کنید...
یاعلی مدد.
دوستان عزیزم .... لیاقتی در کار نبود... تا مرز رفتم و دست خالی برگشتم... مگه الکیه... زیارت اربعین برای مومنون است نه مدعیون....
دعایم کنید آرام نگیرم ، آنقدر آرام نگیرم تا دل خود آقا .....

(۳۰/آذر/۹۲ ۹:۴۱)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]دوستان عزیزم .... لیاقتی در کار نبود... تا مرز رفتم و دست خالی برگشتم... مگه الکیه... زیارت اربعین برای مومنون است نه مدعیون....
دعایم کنید آرام نگیرم ، آنقدر آرام نگیرم تا دل خود آقا ..... 
سلام داداش ابراهیم
خوش به سعادتت داداش ، برای اربعین هزاران قدم پیش رفتی
بدبخت من روسیاه که نتونستم قدمی از قدم بردارم
حتما آقا صلاح ندونستند و هزاران دلیل دیگر .
ان شاءالله در موقعیت دیگری به همراه همه آرزومندان زیارت با معرفتی نصیب تان گردد .
موفق و سلامت باشید
یا علی علیه السلام
(۲۰/دی/۹۲ ۱۶:۴۴)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]
در نجف اگر خدا توفیق به من داد و حقیر را به یاد شما انداخت اگر راه داشت از طرف حقیر تا زیر خم شوید و عرض ادبی کنید و بفرماید علی گفت شما را خیلی دوست دارد، این محبت را حقیقی نمایید.