تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: رپ (بحث و بررسی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
(۲۸/آذر/۸۹ ۱۷:۲۸)mabbaszadegan نوشته است: [ -> ]سلام
متاسفانه من حرف شما عزیزان رو متوجه نمیشم !
کجای دین ما سرگرمی رو منع کرده ؟؟
مگه سرگرمی نمیتونه باعث یادگیری بشه ؟

بله ، موسیقی که هیچ محتوایی نداشته باشه و فقط اراجیف توش باشه هیچ کس تایید نمیکنه ، ولی موسیقی هایی که باعث تلطیف روحیه میشه ، مضامین عرفانی داره رو با موزیک های بی محتوا مقایسه نکنید

به نظر من مشکل ما افراط و تفریط !

دوست خوب من، شما واقعا فکر می کنین چیزهایی که گفته شد افراط و تفریط هست؟ افراط و تفریط رو به وفور داریم همه جا. اما حلال و حرام خدا افراط و تفریط نداره.
مثلا آقای بهجت و علامه جعفری دچار افراط بودن که موزیک رو منع کردن؟ چقدر اونها رو می شناسیم؟
من که طلبه و حوزوی نیستم. من که گفتم حداقل ده سال کارم شنیدن موزیک همه رقمی بوده.
خود من دوران جاهلی اینطور فکر می کردم که اینها دیگه دارن شورش رو در میارن.
اما الحمدلله با لطف خدا و با مطالعه و تحقیق متوجه اشتباه خودم شدم.

و اما بحث سرگرمی، صد البته در دین نگفتن سرگرم شدن حرامه. نمیخوام وارد حوزه لغویات بشم و منعیات در موردشون.
اما هیچوقت جدی خواستیم فکر کنیم برای چی خلق شدیم؟ خیلی از خودم پرسیدم تا جواب رو درک کردم نه اینکه فهمیدم چون از قبل می دونستم الا لیعبدون هست. درک کردم.
الا لیعبدون و به تفسیر مردان خدا، الا لیعرفون. خوب این یعنی چی؟ معرفت خدا یعنی عرفان یعنی طی طریق عرفان تا برسیم به خشوع در نماز. به مقام عرفایی چون بهجت و طباطبایی و قاضی و انصاری همدانی و ...
به جایی که در نماز خودمون به عبارت آقای پناهیان، خدانوشی کنیم. به جایی که بالاترین نعمت بهشت یعنی رضایت خداوند رو درک کنیم...
اینکار ساده نیست. کار میخواد. مبارزه و مجاهده و مراقبه و محاسبه و مطالعه بسیار میخواد.

آیا واقعا ما اینقدر وقت داریم که بشینیم چپ و راست فیلم نگاه کنیم اونهم فیلمهای...؟ یا اینکه ساعتها بازی کنیم؟ می دونین چقدر این بازیها وقت نازنین من رو تلف کرد؟ الان جز افسوس چیزی ندارم بگم. و البته شاکرم خدا رو که الان چنین نیستم.
ساعتها دنبال موزیک بودن و دانلود کردن و رد و بدل کردن و ...
تازه من دارم در مورد موارد بدون مشکل حرف میزنم وگرنه مشکلدار که تکلیفش روشنه.
بله دین ما سرگرم شدن رو حرام نکرده اما یک ذره هم بهمون توصیه نکرده.
من به شخصه دیگه نمی خوام توی دنیا سرگرم باشم. دیگه از سرگرم شدن که دغدغه همه عمرم بود متنفرم. یک عمر فقط دویدم دنبال سرگرم شدن. چشد نصیبم؟ بزرگان و مردان خوب خدا چه می کنن؟ به لطف خدا دشمن شناسی باعث شد و مستند ظهور باعث شد تلنگور و جرقه ای زده بشه و اونوقت بود که فهمیدم چقدر چقدر چقدر نمی دونم. و چقدر جای رشد و تعالی برای من بشر وجود داره. نگیم امامان، نگیم بهجت و قاضی و طباطبایی اما می تونیم بگیم رجبعلی خیاط و حاج مرشد چلویی و ... بسیاری دیگه.

اصل قضیه همینجاست که من بخوام همینطور خودم و فرزندانم رو سرگرم کنم تا وقت مرگم سر برسد یا اینکه برای دوری از غفلت و جهل و بیخبری، همتی کنم و به جای سرگرم کردن خودم دنبال حقیقت خدا و شناخت خدا و معنای حقیقی عبادت خدا باشم؟
یک عده میگویند موسقی غذای روح است
ببینید دوستان هدف از بعثت انبیای الهی چیست؟
آیا انبیا الهی برای سرخ شدن لپ های ما مبعوث شدند یا تعالی روح ما و معرفت یافتن روح ما به خدا و قرار گرفتن روح و جان ما در قرب خداوند؟
غذا چیست؟
آن چیزی است که حیات و ممات یک چیز وابسته به آن است
حال به گقته این یه عده ، چیزی در حد غذا اونم برای روح مطرح هست که به یکباره خدا و تمام انبیا و اولیای الهی در یک فراموشی دسته جمعی و فراگیر معرفی و توصیه به اون رو فراموش کردند!!!!
پس اینا تماماً یک حرفی بیش نیست ...
اما آن غذایی که خداوند برای روح مطرح میکند نماز است

توضیحی مختصر هم درباب زیبا و زیبایی بگم که در تالار بحث شد
دوستی گفته بود خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد
بله خدا زیبا است ولی باید زیبا تعریف شود و ملاک زیبا بودن معین شود
خدا زیبا است و آنچه به آن امر کرده زیبا است و آنچه مورد رضایت و تأیید او است زیباست
و زشت گناه است و آنچه خدا از آن نهی کرده و آن را برای بندگانش ناپسند داشته

متأسفانه امروز ما از خیلی چیزها خجالت میکشیم اما از گناه کردن خدا ....
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام

- قال علي (علیه السلام):للمومن ثلاثُ ساعات،فساعه يناجي فيها ربه و ساعه يرم معاشه ،و ساعه يخلي بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل و ليس للعاقل ان يکون شاخصاً الّا في ثلاث :مَرمّه لمعاش ،او خُطوه في معاد ،او لذّه في غير مُحّرم.
مومن اوقات خود را سه قسمت مي کند؛در يک قسمت با خدا راز و نياز و عبادت مي کند،و در قسمت ديگر وسيله ئ زندگي را فراهم مي نمايد،و در قسمت سوّم به دنبال لذّت حلال مي رود .و عاقل بايد براي سه کار فعاليت کند،تأمين زندگي،راه عبادت،لذّت حلال. نهج البلاغه ،حکمت ش390،ص1014 یعنی سرگرمی خیر تفریح سالم آری

- اینکه گفتم انسان شناس لازم است می دانید علتش چیست؟ گاهی اوقات ما به خاطر دایره تنگ دیدمان دچار "این همان" انگاری می شویم. باید انسان را شناخت. باید موسیقی را شناخت. بعد می توان گراف ارتباط این دو را رسم نمود. باید مفهموم سخن استاد الهی قمشه ای را وقتی در مورد موسیقی، هارومونی عالم، نت های وجود انسان و ... صحبت می کند را فهمید. باید منظور شعرای عارف مسلک گذشته را از می و ساقی و مطرب فهمید. این ها حقایق این عالم است که با کلام مشترک به ما انسان های عادی عرضه می شود. ما هم دچار این همان انگاری می شویم و می گوئیم: موسیقی؟! آهان فهمیدم منظورت چیست...
قال مولانا امير المومنين عليه السلام :
ان لله تعالي شرابا لاوليائه اذا شربوا ( منه ) سكروا و اذا سكروا طربوا و اذا طربوا طابوا و اذا طابوا ذابوا و اذا ذابوا خلصوا و اذا خلصوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا و اذا وجدوا وصلوا و اذا وصلوا اتصلوا و اذا اتصلوا لا فرق بينهم و بين حبيبهم
نور علی نور علامه حسن زاده آملی صفحه 89
موسیقی یکی از الفاظ مشترک است بین سیاه ما و سفید حقیقت. چرا این همان انگاری می کنیم؟ جسد متعفنی را که جز تاریکی روح و شوق گناه حاصلی ندارد، موسیقی می نامیم؟
- نمی دانم آیا آدم ها و حرف های شریعتی را خوانده اید یا نه. به زعم ایشان زبان های مختلفی وجود دارد. زبان کلمات، زبان ایما و اشاره، زبان موسیقی و... جایی که زبان از گفتن باز می ماند، زبان موسیقی آغاز می شود.

-این را هم ببینید
در تکمیل عرایض خود باید اضافه نمایم، (تا یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن بنده توجیه شود) بحث بنده در مبحث تاثیر گذاری موسیقی می باشد.نه ضرورت آن!
قطعا راه رسیدن به سرمنزل مقصود عبادت و بندگی است.(و ان اعبدونی هذا صراط المستقیم) یعنی ببینیم خدا چه خواسته نه اینکه ما چه چیز دلمان می خواهد. مسلما اگر ما، خواسته خدا را به رسمیت بشناسیم خداوند ما را هدایت می کند(الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی نور) و اگر بنابه خواسته خود عمل کنیم او ما را به خود واگذار می کند.
پس اگر من به اسم رسیدن به خدا بروم موسیقی یاد بگیرم یا گوش کنم این به خودم ربط دارد نه به خدا! (همانطور هم اگر من به اسم رسیدن به خدا بشینم مدیتیشن کنم، باز هم این اصلا به خدا ربط ندارد). آرامش ناشی از آن و معرفت احتمالی ناشی از آن هم ربطی به خدا ندارد. بنگ هم آرامش می دهد، قرص روانگردان هم توهم می دهد این ها چه ربطی به خدا دارد؟! گاهی انسان به اسم خدا خواهی دنبال این چیزها می رود اما تهش نفسانیت و انانیت است. اصلا ربطی به خدا ندارد. پس در تایید حرف های آقا علی 110 من نیز اذعان می کنم که راه تنها یکی است و خداوند در هدایت و ارائه تمام راه کارها جهت رشد و تعالی انسان نعوذ بالله بخیل نبوده است و هر آنچه که لازم است را برای ما و از طریق قرآن و اهل بیت به ودیعه گذاشته است. اگر خیری در موسیقی بود،(اگر خیری در کار باچاکرا بود...) خدا همه را به ما می گفت.
حال بحث دو چیز است:
اول اینکه در این دنیا خداوند چیزی را بی فایده و عبس خلق نکرده است. حرام به معنای نحوه استفاده و برقراری ارتباط غلط و اشتباه می باشد. و واجب به معنای برقراری درست ترین روش ارتباط و تعامل با پدیده هایی است که ضامن ادامه بقای ساحتی از وجود انسان و یا رشد آن می باشد. این است که اگر انسان حرام را انجام دهد یا واجب را انجام ندهد جدای از اینکه آیا تعمدی در کار بوده یا نه، عالم بوده یا جاهل، مقصر بوده یا قاصر، زیانش را می بیند، مریض می شود، روحش کدر می شود. مزاجش در حق شناسی و پذیرفتن حق بهم می ریزد. ذائقه اش خراب می شود. حال میزان این آسیب با توجه به موارد ذکر شده یعنی علم داشتن یا نداشتن و... کم و زیاد دارد. بنابراین اگر دستورات خداوند را که نه از روی تحکم که از روی خیرخواهی (او انسان را خلق کرده و راه رشد یا خسران او را به عنوان سازنده محصولش می داند) است به طور درست انجام پذیرد، همان فایده ها را که صد مرتبه بیشتر خواهیم چشید. نماز اگر نماز باشد نه تنها (مثل مدیتیشن) انسان را آرام و متمرکز می کند (در نماز از پای امام معصوم تیر خارج می کنند و متوجه نمی شود) بلکه دورن انسان را طاهر را می کند طوریکه از فحشا و منکر دورش کند و دو بال به او می دهد که تا ملکوت آسمان ها اوج بگرید. (که نماز معراج مومن است). یا اگر قرآن را انسان با لحن شایسته بخواند، اذان را، نماز را، دعا و مناجات را نه تنها خود که داوود وار کوه ها را هم مدهوش موسیقی الهی آن می کند...
دوم اینکه آیا موسیقی روی انسان اثر دارد یا نه؟؟ بله که دارد! وقتی موسیقی روی مولکول آب تاثیر دارد، وقتی میزان شیردهی گاو را با موسیقی لایت افزایش می دهند! روی انسان تاثیر نداشته باشد؟
منتها چه تاثیری؟ هم تاثیر مثبت و هم تاثیر منفی! موسیقی خوب داریم و موسیقی بد داریم. موسیقی برای انسان است منتها نه آن موسیقی که ما به اسم موسیقی به خورد خود می دهیم. خدا ذائقه ما را درست کند تا بفهمیم.
شرمنده که طولانی شد امیدوارم آخر سر منظورم را فهمیده باشید که در غیر اینصورت قطعا ناشی از ضعف گفتار بنده است و به بزرگی خود عفو بفرمائید.
ببخشید بچه ها وقتی من موضوع رو دیدم و یکمی از اولش(البته به غیر از نقد بعدش) رو خوندم خندم گرفت(قصد توهین به کسی رو ندارم) به نظر من این راهی که پیشنهاد کردن مثل چاقوی دوسره میمونه که در دو حالت به هر دو طرف آسیب میزنه به فرض محال اگه ما این کار رو بکنیم(که به نظر من قطعا این کار غیر ممکنه مگه این که پا روی اعتقادهامون بزاریم) با این کارمون افکار اونها رو با اسم اسلام وارد جامعه کردیم.
مثال این هم کاریه که وزارت ارشاد میکنه و به موسیقی هایی جواز میده که به نظراکثر علما این آهنگها از بیخ حرامه،آیا چون وزارت ارشاد به آلبومی از فلان خواننده ای جواز داد،پس حلالهAngry(پس اگه ما موسیقی که زمینه شیطانی داره به فرض اسلامیSmile کردیم پس حالا حلال شد...)
به نظر من به جای اینکه از اونا تقلید کنیم و از روشهای اونها استفاده کنیم،بهتر که جوونهایی مثل خودمون رو با معارف ناب اسلام اثنی عشری آشنا کنیم،من به این حقیقت رسیدم که اگه هر انسان آزاده ای رو با این معارف آشنا کنیم قطعا به سمت این مسیر (یعنی صراط مستقیم) میاد، نمونه اش کسایی هستن که در جریان واقعه ی عاشورا با اینکه با این مسیر فاصله ها داشتند ولی وقتی صدای آزادی و حقیقت رو شنیدند به این راه رهنمون شدند، و اگه کسی هم نخواد بیاد اگه از روی نیزه هم قرآن خونده بشه باز هم گوششون بدهکار نیست...
با سلام
ولي انصافا بعضي حرفها رو فقط با رپ ميشه به مخاطب القاء كرد
بهتر نيست رپ رو اون طور كه ميخوايم ازش اشتفاده كنيم ؟
مطالب و اشعارش روبه نفع خودمون استفاده كنيم ؟
به اين ميگن استراتزي....
یکی از فرقهای ما با ماسون ها این است که در جهان بینی ما هدف وسیله را توجیه نمی کند. بلکه از هدف و وسیله هم فراتر رفته و کل مسیر و مبدا و مقصد و بین راه را همه را مورد توجه قرار می دهد و در یک کلام از آن رنگ و بوی خدایی را انتظار دارد: صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً 138 بقره، یعنی تمام آن کلها وردا واحدا(دعای کمیل) باشد و از آن یک رنگ و یک بو که آنهم الهی باشد به مشام برسد. این است دین یکتاپرستی! فرق جهان بینی ما با ماسون ها این است که حق را شفاف و بدون واهمه و یا پنهان کاری بیان می کند، حاضر نیست باج به احدی بدهد، جهت خرید رای و متمایل شدن افراد قسمتی از حق را ندید بگیرد و... یعنی دعوتش و راهش روشن است. تنها کسی که مرد میدان است بیاید. که حقیقت از گرایش مردم بی نیاز است.
آیا مداحان حال حاضر ما مثل

اقایان هلالی یا سیب سخی یا کریمی... از تصنیف استفاده نمیکنند؟؟؟؟
آیا عزیزانی که مداحی را علمی میدانند نه تجربی!!! بعد از طرح و زمینه که شور پدید میآید ، آیا این شور چیزی به جز heavy rock نیست ؟؟؟ آیا وقتی مداحی مناقب میخواند و داستانی را مزین به وزن و قافیه میکند ، و به سبکی مثل آهنگران میخواند ، از موسیقی country که از مشتقات جاز است استفاده نمیکند؟؟؟؟
وقتی خواننده ی رپی(رپر) مثل یاس با ایجاد انتقاد و سوال سپس طرح و ارایه راهکار موجب به بیداری انسانیت میگردد چرا مخالفت؟؟؟؟ وقتی مداحی شریف از doom (از سبک های راک) استفاده می کند تا مقتل بخواند چرا مخالفت؟؟؟
در هزار و یک نکته آمده است که جناب آقا سید محمد حسن الهی طباطبایی، اخوی علامه طباطبایی(رحمهما الله) تصمیم گرفته بودند که در این رشته (موسیقی) کتابی تدوین نمایند. از انجا که جناب آسید محمد حسن الهی همانند اخوی بزرگوارشان در باب احضار از قوت بسیاری برخوردار بودند و در این رابطه خیلی قوی بودند لذا در وقتی، جناب فارابی را احضار نموده به محضرش عرضه داشت: "من می خواهم در علم موسیقی کتابی بنویسم شما چه می فرمایید؟" ان بزرگوار در جواب فرمود: " شما شروع بفرمایید من نیز کمکتان می کنم." جناب آسید محمد حسن الهی طباطبایی شروع به نوشتن این کتاب کردند و کتابی بسیار سنگین در این علم نوشتند، منتهی بر اساس جو کذایی آن روز جرأت نکردند کتاب را ظهور دهند و در نهایت تصمیم به دفن آن گرفتند و ان را دفن کردند و سرنوشت این کتاب از دایرۀ کتاب تدوین خارج و به کتاب تکوین نظام هستی اتصال یافت.
اگر ما به حقیقت نغمه و موسیقی راه پیدا کنیم خواهیم دید که در میان شعب ریاضی هیچ علمی شیرین تر و زیباتر از علم موسیقی نمی باشد، منتهی چون تطور لفظ حاصل شد و لفظ موسیقی در زمان ما به بعضی از اوازهای کذایی اطلاق گشت، باعث شد که موسیقی از جایگاه رفیعش سقوط کرده و این علم از موضع اصلی اش رخت بربندد. حق آن است که بگوییم علم موسیقی یکی از شعب ریاضیات بوده و امری است برهانی و هر چه برهانی است یقینی است و یقین نیز اسم شریف حق است و لذا باید این علم را در محدوده مباحث اسماء الله مورد بیان قرار داد، برخلاف آنچه که میان عموم مردم مطرح شده است، البته در اینکه کدامیک از نغمه های آن به غنا منجر می شود که شرع انور محمدی(صلی الله علیه و آله) از آن منع نموده است باید در محل خودش بحث شود و به طور کلی صاحبان همۀ علوم ملزم اند که همه شئون خود در آن علم را با شرع انور الهی هماهنگ کنند که دچار انحراف و خلاف نشوند.
منبع: شرح رساله رابطه علم ودین،ص۱۶، استاد صمدی آملی
به نقل از:http://www.dolateyar.com/view-5067.html
__________________________________________________________________________
پی نوشت:جایی شنیدم که مخترع "تنبور" ابونصر فارابی است و او این ساز را به گونه ای ساخته که تا امروز کسی نتوانسته در آن تغییری ایجاد کند.
دوستان توجه بفرمایند منظور بنده این نیست که حرام خدا را حلال کنیم یا برعکس!!!!!!!!!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
آدرس های مرجع