۱۳/بهمن/۹۱, ۱۸:۲۳
جوانی خدمت عارفی رسید و گفت: می خواهم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببینم!
عارف گفت: بر این امر بسیار پا فشاری داری؟
جوان نیز خود را تشنه ی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانست و طلب راهکاری برای تحقق این امر کرد.
عارف نیز گفت مقدار زیادی نمک بگیر و بخور تا بیست و چهار ساعت آبی ننوش،بعد از آن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خواهی دید!
جوان هم نمک ها را خورد و عطش به سراغش آمد؛ گاهگاهی می خواست که آب بخورد اما وقتی به فکر دیدار با حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می افتاد از خوردن آب صرف نظر می کرد.
با خود گفت برای درک نکردن تشنگی می خوابم و خوابید.اما همین که خوابید خواب آب و آبشار و رودخانه دید.دوباره نیز خوابید و خواب دید پای خود را در آب گوارا و خنک گذاشته.بار بعد که خوابید خواب دید که منطقه وسیعی پر از آب است و صدای آب همه جا را فرا گرفته.
خلاصه بر تشنگی خود غلبه کرد و تا بیست و چهار ساعت آبی ننوشید ولی بر خلاف گفته ی عارف ،امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هم ندید.سریع به پیش عارف آمد و گله و شکایت کرد که چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ندیده. عارف گفت: مگر می شود؟ یعنی اصلا تو در طول این بیست و چهار ساعت چیز عجیبی ندیدی؟ جوان گفت بله در این مدت تا می خوابیدم خواب آب می دیدم.
عارف گفت خوب همین است تو تشنه آب بودی خواب آب را می دیدی، اگر تشنه ی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودی خواب او را می دیدی!
عارف گفت: بر این امر بسیار پا فشاری داری؟
جوان نیز خود را تشنه ی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانست و طلب راهکاری برای تحقق این امر کرد.
عارف نیز گفت مقدار زیادی نمک بگیر و بخور تا بیست و چهار ساعت آبی ننوش،بعد از آن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خواهی دید!
جوان هم نمک ها را خورد و عطش به سراغش آمد؛ گاهگاهی می خواست که آب بخورد اما وقتی به فکر دیدار با حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می افتاد از خوردن آب صرف نظر می کرد.
با خود گفت برای درک نکردن تشنگی می خوابم و خوابید.اما همین که خوابید خواب آب و آبشار و رودخانه دید.دوباره نیز خوابید و خواب دید پای خود را در آب گوارا و خنک گذاشته.بار بعد که خوابید خواب دید که منطقه وسیعی پر از آب است و صدای آب همه جا را فرا گرفته.
خلاصه بر تشنگی خود غلبه کرد و تا بیست و چهار ساعت آبی ننوشید ولی بر خلاف گفته ی عارف ،امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هم ندید.سریع به پیش عارف آمد و گله و شکایت کرد که چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ندیده. عارف گفت: مگر می شود؟ یعنی اصلا تو در طول این بیست و چهار ساعت چیز عجیبی ندیدی؟ جوان گفت بله در این مدت تا می خوابیدم خواب آب می دیدم.
عارف گفت خوب همین است تو تشنه آب بودی خواب آب را می دیدی، اگر تشنه ی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودی خواب او را می دیدی!