تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دو ركعت قصه (درباره نماز)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
نماز تنها يك توجّه قلبى نيست ، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهره گيرى از طبيعت . بايد به آسمان نگاه كرد تا وقت نماز را شناخت ، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت ، به آب توجّه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته باشد.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مى كرد و فكر مى كرد و مى گفت :
((
ربّنا ما خلقت هذا باطلا))
پروردگارا! اينها را بيهوده خلق نكردى .
آنگاه به نمازشب مى ايستاد.
فكر در طبيعت يكى از راه هاى خداشناسى است .
البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت . طبيعت ، آيه و علامت و فلش براى عبور است نه توقفگاه و غرقاب ، آب دريا براى آن است كه كشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى كشتى وارد شود و همه را غرق كند. خورشيد براى آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره گردد و كور شود.

[color=#000000][size=small][font=tahoma][color=#000000][color=#000000][color=#000000][color=#000000][color=#000000]
نماز ارتباط مستقیم با خدا
بر همین اساس که خداوند فرموده:
به راستی که منم خدا (آفریدگار جهان) و خدایی جز من وجود ندارد, پس مرا بپرستید و نماز را به پا دارید (به وسیله نماز ارتباط مستقیم با من برقرار کنید تا هیچ گاه مرا فراموش نکرده و همیشه) مرا به یاد داشته باشید. (سوره طه/آیه 14)
و نیز فرموده است:
آن که از برقراری ارتباط مستقیم و یاد کردن من رو گرداند و دوری گزیند, زندگیش در تنگنای شدید قرار می گیرد و ما در روز رستاخیز او را کور محشور می کنیم. آنگاه(شخص بی نماز و آن که در دنیا به یاد خدا نبوده و نسبت به نماز بی اعتنایی کرده) زبان به اعتراض گشوده می گوید: بار پروردگارا! چرا مرا کور محشور کردی در صورتی که من در دنیا چشم داشتم و بینا بودم؟!
خداوند تبارک و تعالی در پاسخ میفرماید: آری چنان بود که تو در دنیا چشم داشتی و بینا بودی, لیکن از آن رو که در دنیا آیات ما را دیدی و از روی بی اعتنایی به دست فراموشی سپردی (نماز نخواندی, مرا یاد نکردی, ارتباط مستقیم با من برقرار نکردی.) این چنین است که امروز به سزای بی اعتنایی های آن روز به تو بی اعتنایی شود و به صورت کور و نابینا محشور گردی.و ما نیز این گونه پاداش می دهیم آن را که از حدود الهی تجاوز کند (در امر دین و دنیایش زیاده روی و بیهوده گرایی کرده باشد), و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده و نسبت به خداوند عالم بی اعتنا شده باشد.
و حتمی است (هیچ شک و تردیدی در این حقیقت نیست) که عذاب روز رستاخیز شدیدترین, سخت ترین, دردناک ترین و ماندگار ترین عذاب ها خواهد بود.(سوره طه/آیات 24 تا 27)
و نیز فرموده است:
از ویژگی های مومنین این است که به خدا گرویدند و با یاد خدا و ارتباط مستقیم و مدام با او, قلوبشان آرام گرفته و آسوده خاطر می شوند.
همانا آگاه باشید (که ارتباط مستقیم با خدا و) همیشه به یاد او بودن قلب ها را آرامش می بخشد و انسان را به مقام و مرتبه ای امن و امان متوجه می سازد. (سوره رعد, آیه 28)
قرآن مى فرمايد:
((واستعينوا بالصبر والصلوة )) از شكيبائى و نماز كمك بگيريد.
در حديث مى خوانيم : كه هرگاه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و حضرت على عليه السّلام گرفتار مشكلات مى شدند به نماز مى ايستادند.
*********
ندای نماز،ز گهواره تا گور است.
زیرا هنگام تولّد نوزاد، اذان گفتن در گوش او سفارش شده و نيز هنگام دفن مرده نماز واجب شده است ، هيچ عبادتى از لحظه تولّد تا لحظه مرگ ، اين چنين ملازم انسان نيست .
نماز یعنی ارتباط تنگاتنگ با خدا و فنا شدن در او
چنان که در روایات معصومین (علیه السلام) آمده است نماز یعنی, حذف فاصله بین خالق و مخلوق و برقرار کردن ارتباط تنگاتنگ بین عابد و معبود به گونه ای که بتواند با قلبی آرام و روانی آزاد مافی الضمیر خویش را به آفریدگارش بگوید.
از امام صادق (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) روایت شده که فرموده اند:
نماز نزدیک شدن, محو شدن, فدا شدن هر انسان پرهیزکاری است.
یعنی یک انسان وارسته, خود ساخته و تکامل یافته وقتی به نماز می ایستد و خود را در مقابل عظمت, جلال و کبریایی آفریدگار جهان قرار می دهد, نه تنها خود را از تعلقات دنیایی منقطع و جدا, بلکه چنان به خدا نزدیک و نزدیکتر می شود که خود را هم فراموش می کند و با تمام وجود خدا را می ستاید, گویی ذبح گردیده و جسم بی جانش روی زمین قرار گرفته و روح قدسی اش, به عرش اعلا سیر نموده و با خدا ارتباط تنگاتنگ برقرار ساخته و از نزدیک خدای خویش را می خواند و با وی به راز و نیاز می پردازد.
و نیز این نزدیک شدن و محو شدن در خدا به مثابه شعور, شناخت, ایمان, تقوا و عقل طرف است هرچه شناخت, ایمان, تقوا, و عقل او افزون تر باشد نزدیکی و فدا شدن او در خدا افزون تر و عالی تر خواهد بود, یعنی این طور نیست که هر نمازگزاری با هر گونه نمازی به این مقام نائل گردد.
موقعیت نمازگزار در ماورا طبیعت
نماز منحصر به چند عمل ظاهری نیست و اعمال ظاهری نمایانگر حالات درونی و برقراری ارتباط مستقیم روح مجرد با یک قدرت لاینتهالی است, جا دارد موقعیت نمازگزار را از دیدگاه معنوی مورد شناخت قرار دهیم:
امام صادق (علیه السلام) از پدران خود منتقل نموده که حضرت علی (علیه السلام) فرموده اند:
اگر نمازگزار می دانست هنگام خواندن نماز چه پرده ای از شکوه, عظمت و بزرگواری خداوند بر او افکنده می شود و او را احاطه می نماید, خوشحال و خرسند نبود که سر از سجده بردارد, بلکه دوست می داشت مرتب در حال سجده و اظهار ذلت و خواری در مقابل خداوند باشد. (بحارالانوار, جلد 82, صفحه 207)
پس این عیب و نقص از طرف بنده است که مقام و منزلت خود را در هنگام ستایش و پرستش خدای خود نمی داند و نمی تواند بداند.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرموده اند که: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
هنگامی که بنده ی مومن به نماز می ایستد, خدای با عزت و جلال نظرش را بر او می افکند.
یا (در جایی دیگر) فرمود:
خداوند به طرف او می آید تا این که از نماز فارغ شود.
و نیز (وقتی بنده مومن مشغول به نماز است) خداوند سایه مهربانی و بخشندگی خود را بر او افکنده و و در حالی که فرشتگان او را احاطه نموده و اطرافش را گرفته اند, خداوند سایه رحمتش را از بالای سر نمازگزار تا آسمان امتداد بخشیده است و نیز خداوند فرشته ای را موکل گردانیده که بالای سر نمازگزار ایستاده, خطاب به وی می گوید: ای نمازگزار! اگر میدانستی و متوجه بودی چه کسی تو را زیر نظر دارد و به تو نگاه می کند و نیز اگر آگاه بودی و می دانستی با چه مقامی در گفت و گو و راز و نیاز هستی, هرگز به کار دیگر نمی پرداختی, نماز را رها نساخته و موقعیت استثنایی و بسیار ارزنده خود را از دست نمی دادی, تمام عمرت را در نماز و عبادت باری تعالی به سر می بردی. (وسائل, جلد3, کتاب الصلاه ابواب اعداد الفرائض,باب 8, حدیث 5)
آری این است معنای واقعی نماز, ولی چه باید کرد که این انسان خیره سر قدر آن را نمی داند.
چه نمازی شیطان را به رنج می آورد؟
آری, وقتی نماز از محدوده اعمال ظاهری فراتر رفت و انسان را به ماورا طبیعت و یک قدرت بی نهایت توجه داد,چنین نمازی دل شیطان را به درد آورده و او را به رنج و تعب و حسد ورزی می اندازد.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند:
مادامی که مومن از نمازهای پنج گانه اش محافظت نموده و هر نمازی را در وقت خودش بجا می آورد, پیوسته شیطان سرگردان, وحشت زده, مضطرب, ناامید و بیم دار است. پس هرگاه در این امر مهم اهمال نماید, نمازهایش را ضایع گرداند و در وقت دیگر قضا نماید, مقدمه تبعیت و اطاعت از شیطان را فراهم ساخته, آن وقت شیطان جرات یافته و بر او چیره میگردد و او را از مسیرحق باز داشته, به راه باطل سوق می دهد, سپس او را به ارتکاب گناهان کبیره وا می دارد.
(وسائل, جلد 3, کتاب الصلاه ابواب اعداد الفرائض,باب7, حدیث 2 صفحه 18)
و نیز از مولای متقیان علی(علیه السلام) چنین رسیده که:
وقتی انسان به نماز می ایستد شیطان به طرف او می رود و از این که می بیند رحمت واسعه الهی بر او سایه افکنده و وجود نمازگزار را در بر گرفته رشک می برد...
(بحارالانوار, جلد 82, باب فضل الصلاه و عقاب تارکها, حدیث 12, صفحه 207)
.
دل غافل ز سبحانی چه حاصل ** مطیع گفت شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک ** تو قدر خود نمی دانی چه حاصل (بابا طاهر عریان همدانی)
بوعلی سینا و حل مشکلات علمی با نماز
او (ابن سینا) حدود شصت سال داشت, وی در طول عمرش یک شب را به طور کامل نخوابید(قسمتی از شب را به عبادت و تحقیقات علمی سپری می کرد) و روزها به غیر از مطالعه به کار دیگری نمی پرداخت, وی در حل معضلات علمی چنین بود که هر گاه با مشکلی مواجه می شد و از حل آن عاجز می ماند به درگاه علیم مطلق پناه می برد و از او می خواست که وی را در حل آن مشکل یاری دهد و مشکلش را بگشاید.
یعنی کتاب و نوشتار و مطالعه را کنار می گذاشت, وضو می گرفت و به مسجد جامع می رفت و در آنجا نماز می خواند و پس از نماز دست گدایی به جانب خدای عزوجل بالا میکرد و از او می خواست که حل آن مشکل علمی برایش آسان گردد و گره از کارش گشوده شود.
(وفیات الاعیان, ج 2, صفحه 158)
کاربرد نماز و ولایت علی(علیه السلام) هنگام مرگ و بعد از آن
بر حسب نقل امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:
چنانچه انسان ولایت علی(علیه السلام) را داشته باشد, در سه زمان و مکان بسیار حساس او را می بیند و از مشاهده او خرسند و خوشحال می گردد; در هنگام مرگ, سر پل صراط, و بر سر حوض کوثر.
و نیز هرکه نمازهایش را به موقع و صحیح خوانده باشد, در زمان و مکان بسیار سخت و دشوار که شیطان کمین کرده تا او را از مسیر صحیح منحرف سازد, در همان زمان حساس ملک الموت به دفاع از او برخاسته و به او تلقین می کند که بگو: شهادت می دهم به یگانگی خدا و اینکه جز او خدایی نیست و نیز شهادت می دهم که محمد رسول خدا است.
(من لایحضره الفقیه, ج1, صفحه 179, حدیث 27/372)
شهید بزرگوار مرحوم دکتر سید رضا پاکنژاد (که در طول عمر با برکت خویش به وسیله نماز و نیایش تمرین کرد و سنخیت با ملکوتیان را پیدا کرد و به آنان پیوست) در این زمینه مطلبی دارد که به عنوان ارج نهادن به مقام علم و تقوا و شهادت, عین همان مطلب را متذکر می شویم:
چرا باید نماز بخوانیم؟
((تو که نماز گوشه و کنار ها را جز حرکاتی و کلماتی ندیده و نشنیده ای و نماز به جماعت را هم اگر بر گورستان در ماتم زدگی تماشا کرده ای یا بالاخره برای اولین بار جسدت نخستین نماز جماعت را شاهد خواهد بود,
چه می دانی نماز چرا معراج مومن است؟
نماز چرا ستون دین است؟
چرا نماز اگر قبول نشود دیگر چیزها قبول نمی شود و چرا...و چرا...
جنین انگشت شست خود را که به اندازه هسته خرماست, شاید هم کوچک تر, به لبهایش نزدیک کرده و به تدریج به میان آن دو فرو نموده, آرام آرام شروع به مکیدن می کند و این عمل بر حسب استعداد جنین, چندین روز یا چندین هفته قبل از تولد حاصل می گردد. همانگونه که بعد از تولد هم ممکن است نوزاد هشت ماهه به راه افتد یا دو ساله یا کمتر یا بیشتر.
اینکه نوزاد به دنیا آمده, بینایی, شنوایی, بویایی و تمام درک ها و حس ها به حداقل و بر حسب احتیاج بود و حتی مرکز تنظیم حرارتش آنقدر ناچیز است که باید در گرما نوزاد را خنک کرد و در سرما, گرم گرفت که در غیر این صورت به هلاکت منجر می گردد. همه و همه چیزش در حداقل توانایی است, جز مکیدنش آن چنان نیرومند است که با هر مکیدن; مادر احساس می کند که از اعماق جانش, غذای نوزادش بیرون کشیده می شود.
اگر جنین در آنجا تمرین مذکور و ممارست های دیگر را انجام ندهد, پس از جدا شدن از همتای خودش ((جفت)), به هلاکت خواهد رسید که این مکیدن راه تغذیه اوست و راه ادامه حیاتش.
[/img][b]نماز بحري است از نور كه ژرفايش مبهم و نا پيداست،عميق است به عمق خدا،بحري پر از مرواريدهاي معرفت و صدف هاي حيات. هنگام نماز،گويي روح بر يك چشم بر هم زدن از كالبد تنگ جان پر مي زند،روح تنها خدا را مي بيند و خدا،تمام عظمت را در جان جمع مي كند و جسم براي عظمت خدا،خود را كوچك مي شمارد،در اين بحر بي كران،چون غواصي چالاك و چابك در پي مرواريد حيات مي دود،هر چه خود را در اعماق فرو برد،باز هم عميق است و پر بار،گويي ذره هاي نور به سوي روح هجوم مي آورند،خود را غرق در نور ومعرفت الهي ميكند،آن ها را با اشتياق در بر مي گيرد،ديدگانش از زيبايي مرواريد حيات برق مي زند،دريچه هاي دل گشوده مي گردد،و نور را به تاريكخانه ي دل فرا مي خواند،نور ايمان ميكده ي دل را صفا مي بخشد،بزمي در دل برپا مي شود،از هر كوي و برزن دل عطر خدا به مشام مي رسد،شبستان دل روشن از نور نماز مي شود،تا آنجا كه خورشيد هم شرمگين مي گردد و از سر زدن ابا مي كند.گويي دل به حيات پيوسته است،روح از بيماري بدخيم نفس رها مي شود و از محبس وجود آزاد مطلق.آزادگي را در اول غرفه ي نماز مي يابد،صفحه ي نماز ورق مي خورد،واژه هاي نوراني اش آن چنان در ژرفاي دل نفوذ مي كند كه گويي از هزاران صده پيش از اين در جان جريان داشته است،آخر اين خدا بوده است كه واژه هايش را در كتاب نماز،ترسيم نموده و به تك تك كلمات و الفاظ آن بهاء و ارزش خدايي داده تا در عمق جان نفوذ كند و خستگي و ملال را از تن بربايد...[/font][/align]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
آدرس های مرجع