تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دو ركعت قصه (درباره نماز)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
در آيه 58 سوره نور قرآن به نونهالانى كه هنوز به تكليف نرسيده اند مى فرمايد: هرگاه خواستيد وارد اتاق والدين شويد، در سه وقت با اجازه وارد شويد: اوّل : قبل از نماز صبح ، دوّم : بعد از نماز عشا وسوّم : هنگام ظهر كه انسان معمولا لباس هاى خود را براى استراحت در مى آورد.
در اين آيه زمان بندى اجازه فرزندان ، براساس نماز صبح و عشاء شده است .
چه زيباست ساعات جلسات ما نيز چنين باشد، مثلا ملاقات ما بعد از نماز مغرب يا عشا ياقبل از نماز ظهر، تا با تكرار زمان ، فرهنگ نماز را در جامعه شايع تر سازيم .
قرآن ، در كنار فرمان نماز، مى فرمايد:
((انّ الحسنات يذهبن السّيّئات ))
همانا كارهاى نيك ، گناهان را محو مى كند و از بين مى برد.
حضرت على عليه السّلام مى فرمايد: اگر بعد از گناه ، دو ركعت نماز خوانده و از خداوند، عافيت درخواست شود، اثر آن گناه محو مى شود.
از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز روايت شده است : گناهانى كه ميان دو نماز واقع مى شود، مورد عفو قرار مى گيرد.
آرى گناه كه در اثر غفلت از ياد خدا سر مى زند، با نماز و عبادت كه مايه انس و ارتباط با خداوند است ، زدوده مى شود و مغفرت ، جاى معصيت را مى گيرد.
شيوه تدريجى در آموزش وتربيت ، شيوه اى است كه در اسلام به ويژه در عبادات ، مورد توجّه بوده است .
روايات تربيتى اسلام دستور مى دهد: كودك را سه سال آزاد بگذار، پس از سه سال ، جمله ((لا اله الاّ اللّه )) را به او تعليم بده .
وقتى كه سه سال و هفت ماه و بيست روز شد، دوّمين جمله اى كه مى آموزى ((محمد رسول اللّه )) باشد.
وقتى چهار سال تمام شد، صلوات بر پيامبر آموزش داده شود.
در پنج سالگى ، كه كودك قدرت تشخيص دست راست و چپ را يافت ، او را رو به قبله قرار ده و به او سجده بياموز.
در سال ششم ، نماز و ركوع و سجود را آموزش بده .
در سال هفتم ، شستن دست و صورت را به او بياموز.
و در سال نهم ، مساءله نماز را جدّى گرفته و اگر سركشى كرد، با او برخورد تنبيه آميز داشته باش .
از جناب محمد به خاطر این احادیث زیبا کمال تشکر را دارم
حق نگهدارتون باشه
در هر دو ركعت نماز، يك تشهد مى خوانيم كه در آن به يگانگى خداوند و رسالت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله اقرار مى كنيم .
هر روز در پنج وقت اين اقرار و اعتراف به توحيد و نبوّت لازم است تا انسان راه را گم نكند، مكتب و صاحب آن را فراموش نكند، بر او صلوات بفرستد و در اين اقرار و صلوات در رديف خداوند و فرشتگان قرار بگيرد. زيرا قرآن مى فرمايد:
((انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النبى )) خدا و ملائكه بر پيامبرش صلوات مى فرستند
،
پس چرا ما نفرستيم ؟ مگر او ما را نجات نداد؟ سلام بر پيامبر اسلام كه ما را نجات داد.
در سوره معارج مى خوانيم :
((اذا مسّه الشّر جزوعا و اذا مسّه الخير مَنوعا الاّ المصلّين الّذينهم على صلواتهم دائمون ))
انسان در برابر تلخى ها و شرور بى صبر است و در برابر لذّت ها و خوبى ها تنگ نظر و بخيل ، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.
آرى ارتباط دائمى با قدرت بى نهايت ، به انسان قدرت مى دهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكست ناپذير مى سازد.
ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است ، نه نمازهاى غافلانه و موسمى .
یک حدیثی رو از موقع۶سالگی شنیدم.چون تیری بود که به دلم زده شد:
وقتی انسان درحال خواندن نماز باشد،شیطان جلوی او می ایستد و تا پایان نمازش بر سر خود می کوبد.
التماس دعا.
هر مسلمان در هر كجاى زمين كه هست هر روز پنج بار بايد به تمام همفكرانش سلام كندللّه للّه
((السلام علينا و على عباداللّه الصالحين ))

سلام بر بندگان صالح خدا،
سلام بر سرمايه داران هرگز،
سلام بر قدرتمندان هرگز،
سلام فقط بر عباد صالح خدا.
سلام بر طرفداران مكتب حقّ

((عباداللّه الصالحين ))
سياست خارجى ما را در نماز، يكى ((غير المغضوب عليهم )) تعيين مى كند ويكى ((السلام علينا و على عباداللّه الصالحين ))
آرى كسى كه هر روز به بندگان خدا سلام كند، با آنها حيله نمى زند، خيانت نمى كند، كلاه سرشان نمى گذارد.
وجوب نماز و استحباب قرائت قرآن
* از كدام آيه قرآن كريم، حكم وجوب نماز استفاده مى‌شود؟ به چه نحو مى‌توان از حكم وجوب نماز آگاهى يافت؟
* خداوند در آيه‌هاى مختلف قرآن، بر وجوب نماز تصريح فرموده:
(و أقيموا الصّلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون)[1]
؛ و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد و پيامبر ]خدا [را فرمان بريد، تا در رحمت قرار گيريد. «اقيموا» صيغه امر است و امر نيز بر وجوب دلالت مى‌كند و نيز مى‌فرمايد:
(إِنَّ الصَّلَوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَـبًا مَّوْقُوتًا)[2]
؛ ... همانا نماز بر مؤمنان، در اوقات معين مقرر شده است.
درباره علت وجوب نماز هم، مطالبى در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله امام رضا(عليه السلام) فرمود: علت تشريع نماز، توجه و اقرار به ربوبيّت پروردگار و مبارزه با شرك و بت‌پرستى و قيام در پيشگاه پروردگار در نهايت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از گناهان گذشته و نهادن پيشانى بر زمين همه روز براى تعظيم خداوند است و نيز اين‌كه انسان همواره هوشيار و متذكر باشد كه گرد و غبار فراموشى بر دل او ننشيند و مغرور نشود. خاشع و خاضع باشد، ... و همين توجه به خداوند متعال و قيام در برابر او، انسان را از گناهان باز مى‌دارد و از انواع فساد جلوگيرى مى‌كند.[3]
* چرا خواندن قرآن واجب نيست، ولى نماز خواندن هميشه واجب است؟
* قرائت قرآن واجب نيست، ولى در آيات و روايات سفارش فراوانى بر آن شده است؛ براى مثال در آيه 20 سوره مزمل مى‌خوانيم: (... فاقرءُوا ما تيسَّر من القرءان...)؛ آنچه براى شما ميسر است قرآن بخوانيد. در روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: قرآن عهد و فرمان خداوند به بندگانش مى‌باشد، شايسته آن است كه انسان مسلمان در پيمان خود نظر كند و هر روز پنجاه آيه از آن بخواند.[4]
از اين نكته نبايد غفلت شود كه هر حكم واجبى، حكمت يا حكمت‌هايى دارد، ولى چنين نيست كه هر چه فايده و حكمتى هر چند بسيار و مهم داشته باشد، واجب شود؛ يعنى اين رابطه حالت عكس ندارد، زيرا علاوه بر لزوم وجود حكمت و فايده، در واجب شدن يك حكم توان مخاطب نيز لحاظ مى‌شود و چه بسا حكم با فايده‌اى كه اگر براى همه مردم مشقّت‌بار نبود، واجب مى‌شد، ولى به جهت رعايت حال مردم واجب نشده، ليكن بر آن، تأكيد فراوان شده است؛ مانند مسواك كردن. قرائت قرآن نيز براى همه ممكن نيست و مقدماتى نياز دارد؛ مانند: سواد و توانايى قرائت مصحف، براى كسانى كه حافظ قرآن نيستند (به ويژه در گذشته كه آموختن قرائت و تهيه مصحف (قرآن) چندان ساده نبود). بنابراين، نبايد به احكام يك سويه نگريست.
افزون بر آنچه گذشت، در نماز -كه از مهم‌ترين واجبات است- قرائت قرآن جزء واجب آن است. سوره «حمد» و سوره «توحيد» يا غير آن از سوره‌هايى است كه هنگام قرائت نماز، بارها خوانده مى‌شوند و اساساً نماز بدون قرائت سوره حمد، صحيح نيست، امّا اين كه چرا نماز واجب شده، بايد گفت:
1. «نماز» از واجباتى كه در قرآن كريم و روايات اسلامى بيشترين تأكيد و سفارش بر آن شده و تنها واجبى است كه مكلف ـ حتى در حال احتضار ـ بايد آن را به جا بياورد و تحت هيچ شرايطى نبايد ترك شود و توصيه تمام انبياى الهى به امت‌هايشان بوده و در روز حساب‌رسى نيز اگر اين عمل (نماز) مورد قبول واقع شود، ساير اعمال نيز مقبول مى‌افتد. خداوند در آيه‌هاى مختلف قرآن، بر وجوب نماز تصريح فرموده:
(و أقيموا الصّلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون)
[5]؛ و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد و پيامبر [خدا] را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. «اقيموا» صيغه امر است و امر نيز بر وجوب دلالت مى‌كند و... .
2. در روايات اسلامى هم، مطالبى درباره علت وجوب نماز آمده است؛ از جمله امام رضا(عليه السلام)است كه در صفحه پيشين آمد.[6] هم‌چنين نماز، غفلت زدا بوده و خودبينى و كبر را از بين مى‌برد و پرده‌هاى غرور و خودخواهى را كنار مى‌زند و وسيله پرورش فضايل اخلاقى و تكامل معنوى انسان است.[7]
mall">
[1]. نور،آيه56.
[2]. نساء،آيه103.
[3]. شيخ حرعاملى، وسايل‌الشيعه، ج4، ص8 و 9.
[4]. كلينى، اصول كافى، ج2، ص609; براى آگاهى بيشتر از فضائل قرآن ر.ك: اصول كافى، ج2، كتاب فضل القرآن; على‌اكبر تلافى، فضائل القرآن.
[5]. نور،آيه56.
[6]. همان، وسايل‌الشيعه، ج4، ص8 و 9.
[7]. ر.ك: ناصر مكارم شيرازى و همكاران، تفسير نمونه، ج16، ص289ـ294.
اصل در نماز، به جماعت خواندن است .
در نمازجماعت ، با مردم ، در مردم و از مردم بودن مطرح است ، در كنار مردم بدون هيچ گونه امتياز، از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى .
نمازجماعت بدون امام نمى شود، چنانكه جامعه بدون رهبر نمى شود. امام براى همه مردم به طور يكسان امام است ، نه براى گروه خاص . فقير و غنى و زشت و زيبا در كنار هم قرار مى گيرند، بايد امتيازات پوچ با نماز جماعت از جامعه حذف شود، اگر امام در نماز اشتباه كرد مردم به او هشدار مى دهند، يعنى در نظام اسلامى امام وامّت بايد مراقب يكديگر باشند.
امام جماعت بايد مراعات ضعيف ترين مردم را بكند و نماز را طول ندهد و اين خود درسى است كه مسئولين بايد در برنامه ريزى ها و حركت ها توجّه به همه اقشار داشته باشند. در نماز جماعت مردم نبايد از امام جلو بيفتند و اين درس ديگرى است كه نشانه نظام و ادب مى باشد. اگر از امام جماعت گناه بزرگى سر زد و مردم فهميدند، بايد كنار رود. يعنى مردم و جامعه را نبايد بدست فاسق سپرد.
در نمازجماعت همه با هم به خاك افتاده و سجده مى كنيم آرى بايد همه با هم باشيم .
در نماز جماعت همه مردم مى توانند با كسب علم و تقوى و محبوبيّت امام شوند، پيشنمازى ارث كسى نيست ، هر كسى در كمالات برتر شد در جامعه آقاست .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
آدرس های مرجع